Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
24 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 24 آوريل
ایران
ایران مؤسس نخستین بنیاد تألیف و ترجمه در جهان
نخستین بنیاد تالیف و ترجمه کتاب در جهان، ماه اپریل سال 552 میلادی و در ایران آغاز بکار کرد. محاسبات پاره ای از مورخان، 19 اپریل و برخی دیگر 24 اپریل همان سال را روز آغاز کار این بنیاد به دست داده است. این بنیاد به تصمیم خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران دایر شده بود.
    نخستین بنیاد تالیف و ترجمه جهان در جوار خود یک کتابخانه عمومی ـ پژوهشی داشت که در همین سال تکمیل شده بود. برای انتقال کتاب از گوشه و کنار جهان به این بنیاد جهت ترجمه، خسروانوشیروان حتی پزشک ویژه خود «برزویه» را به هند فرستاد و محصول این سفر، آوردن کتاب «کلیله و دِمنِه» به ایران بود که به پارسی میانه (پارسی ساسانی) و بعدا به عربی و دوباره به پارسی نوین (پارسی دری) ترجمه شده است. در هر فصل این کتاب، از محاوره دو جانور پند و اندرز فراوان و حتی در کشورداری و سیاست به دست می آید. برای مثال: دِمنه (شغال) در یک جای از این کتاب به کلیله (شغال دیگر) به این مضمون پند می دهد که اگر افراد مجرّب، کارشناس و دلسوز را مایوس و از اطراف خود پراکنده کند، وقت خودرا صرف لذّات جسمانی از جمله توجه به جنس مخالف، سرگرمی و خوشگذرانی کند، مجازاتگر باشد و ... کشور رو به خرابی خواهد گذارد و ملت از دست خواهد رفت.
    چهار سده پس از خسرو یکم، سامانیان چنین مرکزی را در جوار «کتابخانه عمومی مَرو» به وجود آوردند. دائرة المعارف كتاب و چاپ «كتابخانه مرو» را كه به همّت سامانیان ایرانی تأسیس شده بود و تا حمله چنگیزخان به منطقه فرارود دایر بود بزرگترین كتابخانه عمومی و مركز تالیف و ترجمه كتاب در جهان قدیم بشمار آورده است كه روزانه در آن دست كم چهارصد محرّر، كتاب ها را تكثیر (رونویسی) می كردند. همین مركز به احیاء زبان و ادب فارسی كمك بسیار كرد. طرز كار كتابخانه مرو الگوی کتابخانه های عمومی و نیز پژوهشی جهان امروز قرار گرفته است. «مرو» اینک در ایالت ماریِ جمهوری ترکمنستان قرارگرفته است.
    باید دانست که نخستین كتابخانه عمومی (پابلیك لایبراری) در جهان كه هر باسوادی حق داشت به آن دسترسی داشته باشد بهارسال 33 پیش از میلاد (و طبق برخی نوشته ها، در ماه اپریل) در شهر رُم گشایش یافت و ظرف 509 سال (تا سال 476 میلادی) شمار این نوع كتابخانه در قلمرو روم به رقم 26 رسید.
     پیش از رومی ها؛ سومری ها، آشوری ها، بابِلی ها، ایرانیان و ... دارای كتابخانه بودند ولی این كتابخانه ها در دسترس همگان نبود كه كتابخانه سفالی آشوری ها معروفترین آنها است. در ایران، مطالب عمومی را كه هركس می توانست به آن مراجعه كند بر سنگ حك می كردند از قبیل سنگنبشته بیستون. [بنیاد تالیف و ترجمه کتاب، عنصری جدا از کتابخانه عمومی بشمار می آید.].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاجگذاری رضاشاه ـ نقش فروغی در دو پرده!
رضاشاه در 47 سالگی
سه روز پس از امضای پیمان دوستی و امنیت مشترک ایران و ترکیه، چهارم اردیبهشت 1305 (اپریل 1926) رضاشاه پهلوی و در آن زمان 47 ساله طی مراسمی تاجگذاری كرد. وی در این مراسم كه در كاخ گلستان برگزار شده بود، شخصا تاج را بر سر خود نهاده بود. به این مناسبت در سراسر ایران سه روز جشن و چراغانی بود.
     رضاشاه كه با تاجگذاری، دارای دربار سلطنتی شده بود عبدالحسین تیمورتاش را وزیر دربار خود كرد. در آن زمان، محمدعلی فروغی نخست وزیر بود [فروغی در جریان برکناری رضاشاه در شهریور 1320 هم نخست وزیر بود، در سال 1305 دوست رضاشاه و در سال 1320 دشمن او!].
    در پایان مراسم تاجگذاری رضاشاه چند ژنرال ازجمله وزیر جنگ و فرماندهان لشکرهای جنوب، غرب، شرق، آذربایجان و تیپ شمال عنوان آجودان شاه گرفتند. پس از مراسم، هواپیماهای نظامی ایران در آسمان تهران نمایش پرواز دادند و دو روز بعد بی سیم کشور آغاز بکار کرد که محل آن در نزدیکی چهار راه سید خندان هنوز به باغ بی سیم معروف است که اینک مقرّ وزارت پست و تلگراف و تلفن (مخابرات) است.
     مجلس موسسان در 22 آذر سال 1304 چهار اصل از اصول متمم قانون اساسی را اصلاح، ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده ارتش (سردارِ سپه) و نخست وزیر وقت را شاه و سلطنت را در خاندان او موروثی كرده بود.
    پهلوی یکم (متولد مارس 1878 در سوادکوهِ مازندران و متوفی در جولای 1944 در تبعید در یوهانسبورگ آفریقای جنوبی و عملا زندانی دولت لندن) قبلا نظر به جمهوری شدن ایران داشت ولی در سال 1304 هجری خورشیدی ناگهان تغییر عقیده داده بود!.
رضاشاه بر تخت سلطنتي در روز تاجگذاري (اپريل 1926)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ماجرای یافت شدن جنازه مومیایی شدهِ احتمالا رضاشاه پهلوی
سوم اردیبهشت 1397 (23 اپریل 2018) یک بار دیگر رضاشاه پهلوی خبر رسانه ها شد و آن، یافت شدن یک جنازه مومیایی شده در ضلع غربی حَرَمِ شاه عبدالعظیم در شهرِری و در جریان خاکبرداری جهت گسترش آستان حَرَم بود. همان روز در این زمینه اظهارنظرهای متعدد شد. ولی از آنجاکه در ایران مومیایی کردن اجساد صورت نگرفته است احتمال قریب به یقین داده شده است که جسد متعلق به رضاشاه پهلوی باشد که شیخ صادق خلخالی قاضی وقت دادگاه شرع، کار تخریب آرامگاه او را از 21 اردیبهشت 1359 (درست 15 ماه پس از حذف سلطنت) آغاز کرده بود. در محل آرامگاه رضاشاه، شماری از مقامات پیشین ازجمله دو نخست وزیر مدفون شده بودند و سال ها، مقامات ارشد سایر کشورها که در سفر رسمی به ایران می آمدند ـ طبق برنامه ـ از آنجا دیدار می کردند. تخریب آرامگاه رضاشاه چند روز طول کشیده بود زیراکه ساختمان مستحکم بود.
    در نخستین روز تخریب، شیخ صادق خلخالی تا ساعت سه بامداد در محل حضور داشت. به گزارش روزنامه های وقت، گروهی از مردم در محل حاضر شده و گریه می کردند. خلخالی درباره این جمع به خبرنگار روزنامه اطلاعات (که اظهارات او در صفحه دوم شماره 22 اردیبهشت 1359 این روزنامه ـ شماره 16139 درج شده است) گفته بود: به اینها گفتم که متأثر نباشند و بر تخریب گور طاغوتیان گریه نکنند، ولی به نظر می رسد که این عده هنوز امیدهایی در دل دارند که نمی خواهند بنای طاغوتی تخریب شود. این افتخار است که مقبره دوران پهلوی را خراب کنیم تا اثری از آنان باقی نمانَد.
    تخریب بنا به رغم مخالفت ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت صورت گرفت. بنی صدر مانع این کار شده بود ولی زورش نرسیده بود. به گزارش روزنامه اطلاعات (مندرج در صفحه دوم شماره 22 اردیبهشت 1359 این روزنامه)، بنی صدر آن روز در پایان جلسه شورای انقلاب به خبرنگاران گفته بود: "تخریب این ساختمان کار غلَطی بود. در این محل می توانستیم موزه برپا کنیم. من چند بار به ایشان (شیخ صادق خلخالی) گفتم که این کار را نکند، امّا متاسفانه این خودکامگی ها وجود دارد. بالاخره یک مقام باید به این کار رسیدگی کند و ببیند که ایشان (خلخالی) چه حقی داشتند که این کار را کرده اند.".
    رضاشاه پهلوی (متولّد مارس 1878 ـ اسفندماه) که تا سپتامبر 1941 بر ایران حکومت کرد پس از اشغال نظامی ایران که اگر خیانت چند فرمانده نظامی و سیاستمدار در کار نبود به آن آسانی صورت نمی گرفت کناره گیری کرد و دولت لندن ـ یکی از اشغالگران ـ او را نخست به جزیره موریتوس (موریس) و سپس به آفریقای جنوبی تبعید کرد که در 26 جولای 1944 (66 سالگی) در ژوهانسبوگ بر اثر بیماری قلب درگذشت. چون جنگ دوم جهانی هنوز درجریان بود فرزندش محمدرضاشاه، جنازه پدر را به مصر انتقال داد که در اینجا مومیایی و در مسجد الرفاعی نگهداری شد و در ماه می 1950 (اردیبهشت 1329) پس از آماده شدن آرامگاه، به ایران منتقل و دفن شد. خلبان هواپیمای حامل جسد ـ طبق دستور ـ در مسیر خود به ایران جسد را بر فراز کعبه طواف داده بود.
    در پی خروج محمدرضاشاه از ایران در دیماه 1357 گفته شد که وی جسد پدرش را با خود برده است که این مطلب که تایید دیگری نداشت توسط فرح پهلوی (بانوی شاه) تکذیب شده است. به علاوه، عمل خارج ساختن جسد از جای خود و انتقال به هواپیما کار یک فرد نمی توانست باشد و در این مدت کسی ظاهر نشد که بگوید شاهد انتقال جسد بود. به نوشتهِ تاریخ نگاران اروپا و آمریکا، پهلوی دوم هنگام تَرک کشور با اطمینان هایی که یافته بود باور نداشت که رفتن او بدون بازگشت باشد که جسد پدر را با خود ببرَد.
    به گزارش دویچه وله (صدای آلمان)، پرنس رضا پهلوی در توئیت خود نوشته است که "بررسی‌ همه شواهد و جوانب" نشان می‌دهد که جسد به رضاشاه (پدر بزرگ او) تعلّق دارد و خواسته است که به همانگونه که سزاوار و شایسته او (رضاشاه) است به خاک سپرده شود.
    در زیر، کپی صفحه اول روزنامه اطلاعات مورّخ 22 اردیبهشت 1359 حاوی تیتر تخریب آرامگاه رضاشاه درج شده است:
    



    
مقبره رضاشاه در شهرری پیش از تخریب


    
تصویر جسد به دست آمده طبق گزارش های رسانه ای

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نشست محرمانه دیپلمات های آمریكا در تهران در 1973 - دگرگونی های منطقه و ادامه بحران و تشنُّج
23 اپریل 1973 (در آن سال مصادف با سوم اردیبهشت 1352) دیپلماتهای ارشد آمریكا در كشورهای خاور میانه و آسیای جنوبی نشست مهم و محرمانه ای را در تهران آغاز كرده بودند. این نشست در ساختمان سفارت وقت آمریكا در تهران (خیابان تخت جمشید ـ طالقانی امروز) برگزار و گزارش شده بود كه پیرامون ساختمان سفارت دستگاههایی تعبیه كرده بودند تا روس ها نتوانند با ماهواره و ابزارهای دیگر، مذاكران نشست را از راه دور استراق سمع كنند. هدف از برگزاری این نشست اعلام نشده بود و به همین لحاظ پیرامون آن، گمانه زنی ها متعدّد بود.
    درجریان نشست، برخی از اصحاب نظر حدس زده بودند که قدرت روزافزون اوپک در تعیین میزان صدور و در نتیجه؛ کنترل بهای نفت خام دربازار و نیز تهدید اعراب به تحریم صدور نفت؛ اگر اسرائیل به تعرض نظامی دیگری دست بزند [که نشانه هایی از احتمال چنین تعرضی مشاهده می شد و در اکتبر همان سال صورت گرفت]، خلاف انتظار دولت واشنگتن بوده و این دولت می کوشد که دیپلماتهایش در منطقه در نشست تهران راهی بیابند که نه تنها چنین تحریمی صورت نگیرد بلکه اعراب صاحب نفت بویژه دولت سعودی در جلسات اوپک خلاف منافع آمریکا اقدامی نکنند. در پی جنگ سال 1967 اعراب و اسرائیل، کشورهای عربی صادرکننده نفت در چارچوب اوپک یک سازمان فرعی برای خود ایجاد کردند تا در صورت لزوم از آن به صورت اهرم فشار استفاده کنند.
    در همان زمان (اپریل 1973)، گروهی دیگر از صاحبنظران گفته بودند که دولت واشنگتن از نفوذ روزافزون و وسیع دولت مسكو در عراق، سوریه، یمن و سومالی و نیز نفوذ دولت پکن در پاكستان سخت نگران شده و یک هدف این نشست یافتن راههای مقابله با این وضعیت است که ادامه آن موازنه جهانی قدرت را برهم خواهد زد. به باور این گروه (در آن وقت)، نگرانی واشنگتن از زمانی افزایش یافته بود که دولت تهران بر میزان خریدهای خود و ازجمله جنگ افزار از مسکو افزوده بود. به اظهار این صاحبنظران، واشنگتن همچنین از بسط فعالیت های مسلحانه چپ ها در ایران و به ویژه در تهران نگران بوده و مخصوصا که برخی از این چپ ها عناصری از اسلام را وارد ایدئولوژی خود ساخته تا (در آن زمان) حمایت مردم معمولی را جلب کنند و یا دست کم مانع مخالفت آنان شوند.
    همزمان، مفسران روزنامه های اروپا حدس دیگری زده بودند که تحولات دهه یکم قرن 21 تا حدی زیاد درستی حدس این مفسران را نشان داده است. مفسران اروپایی نوشته بودند که اصحاب فکر و دست اندرکاران آمریکایی مطالعات خاورمیانه دگرگونی های قریب الوقوعی را در قلمرو امپراتوری باستانی پارسیان (از مدیترانه تا دره سند و کوههای بدخشان) پیش بینی و نظر خودرا به دولت واشنگتن گوشزد کرده و نگرانی این دولت را برانگیخته و وادار به بررسی و اقدام کرده اند (کرده بودند) و یک ماموریت نشست تهران (نشست اپریل 1973 دیپلمات های آمریکا) که هدف از برگزاری آن نیز به وضوح اعلام نشده (بود) بررسی این پیش بینی و دادن نظر است (بود).
     شش دهه پس از این نشست تهران هنوز نظرات و پیشنهادهای دیپلماتهای شرکت کننده در این بحث و مذاکرات (نتیجه گیری از آن) ،تصمیم گیری دولت واشنگتن نسبت به پیشنهادها افشاء نشده است. ولی، طولی نکشید که دگرگونی ها در منطقه ای که 12 قرن امپراتوری پارسیان خوانده می شد آغاز شد و وضعیت لبنان، افغانستان و ... پشت سر هم تغییر یافت، پاکستان بحرانی شد، صدام حسین در پی یک جنگ 8 ساله با ایران کویت را اشغال و ضمیمه عراق کرد و با این کارها، بهانه های متعدد به دست داد تا آمریکا در منطقه خلیج فارس (در سعودی و شیخ نشین ها) استقرار نظامی یابد، یمن وقت را بی طرف سازد و .... بعدا در سومالی کودتا صورت گرفت و نتیجتا سرزمینی بی دولت و نظم و نسق شد. 12 سال پس از بیرون رانده شدن عراق از کویت، بازیگر اصلی (صدام حسین) از میان برداشته شد و عراق به مدت تقریبا هشت سال تحت اشغال نظامی آمریکا بود و ....
     در شرق سرزمین باستانی پارسیان، در برابر کمونیست شدن دولت کابل؛ طالبان و القاعده «ساخته» شدند و پس از مدتی ضدیت با آمریکا را درپیش گرفتند که دولت واشنگتن بعدا و پس از به دست آوردن بهانه، نیروی نظامی وارد افغانستان کرد و آسیای جنوبی صورت منطقه نظامی به خود گرفت و با ایجاد این وضعیت، به نظر می رسد که تلاش نزدیك ساختن هند و پاكستان جهت دور ساختن هند از مسكو و پاكستان از پکن نتیجه مورد نظر را به دست نیاورده باشد. به نظر می رسد پکن با به دست آوردن تسهیلات و امکانات در بندر کوادر پاکستان که ناظر بر راههای خلیج فارس و شرق اقیانوس هند و دریاهای منشعب از آن است راه پرتغالی ها در قرون گذشته را درپیش گرفته است که همان مسائل و درگیری هارا به دنبال خواهد داشت و ....
    نگاهی به نقشه جغرافیایی منطقه ـ از شرق مدیترانه و دریای سرخ تا مرز هند و پاکستان ـ و بررسی گزارش روزانه تحولات آن نشان می دهد که تا استقرار ثبات در یمن و سوریه راه درازی در پیش است، عراقی ها در حسرت رفاه و امنیت گذشته خود هستند و آینده این کشور به درستی قابل پیش بینی نیست. منطقه خلیج فارس حساس تر از گذشته است و بیم درگیری می رود، اوضاع افغانستان مبهم و آینده اش قابل پیش بینی نیست و پاکستان که بمانند عراق یک کشور ساخت قرن بیستم است کم و بیش با درگیری های مذهبی ـ نژادی رو به رو است و .... در این میان، پکن که نیاز به مواد خام و بازار فروش و راه زمینی به منطقه دارد می کوشد که بر نفوذ خود در تاجیکستان و افغانستان بیافزاید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یادآوری گذشته با نگاهی بر تیترهای بالای صفحه اول شماره پنجم اردیبهشت 1341 روزنامه اطلاعات
در آرشیوها، پژوهشگران و مورّخان با نگاهی بر صفحات اول روزنامه های هر دوره، به اصطلاح «سرنخ» برای دنبال کردن وقایع و اوضاع آن دوره، افراد و اظهارات می یابند تا ضعف ها و قوّت ها، مسیر تحولات و نتایج ِ وعده ها (شعارها)، سیاست ها و برنامه ها را به دست آورند و برنگارند. این روزها در سراسر جهان دسترسی به دوره های پیشین روزنامه ها بسیار آسان شده است زیراکه سی. دی. شده اند.
     با این هدف، نگاهی به کُپی نیمه بالای صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ شماره پنجم اردیبهشت 1341 ـ روزی که در تهران و چند ناحیه دیگر در ایران سیل جاری شده و تلفات وارد ساخته بود و ....:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیتر بزرگ صفحه اول شماره چهارم اردیبهشت 1358 روزنامه اطلاعات درباره چگونگی قتل سرلشکر قَرَنی، یک روز پس از وقوع این رویداد
سرلشکر قرَنی (قره نی) مقارن ظهر دوشنبه سوم اردیبهشت 1358 در حیاط خانه اش هدف چند گلوله قرار گرفت، به بیمارستان مِهر منتقل و به اطاق عمل جراحی برده شد ولی عمل جراحی نتیجه نداشت و فوت شد.
    روزنامه اطلاعات که در شماره آن روز شرح کوتاهی با تیتری درشت درج کرده بود، در شماره روز بعد (سه شنبه چهارم اردیبهشت 1358) مشروح چگونگی واقعه را درج کرده که کُپی صفحه اول آن شمارهِ این روزنامه در اینجا آورده شده است تا در تاریخ بماند:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز شکست عملیات نظامی آمریکا برای خارج ساختن گروگانها، معروف به عملیات صحرای طبس
24 اپریل 1980 (در آن سال؛ مصادف با چهارم اردیبهشت 1359 و 15 ماه پس از تغییر نظام حکومتی ایران) عملیات نظامی «مافوق سرّی» آمریكا علیه جمهوری اسلامی ایران معروف به Operation Eagle Claw با هدف خارج ساختن 52 گروگان آمریکایی از ایران که از نوامبر سال پیش از آن در ساختمان تصرف شدهِ سفارت آمریکا در خیابان تخت جمشید (تهران) نگهداری می شدند، در صحرای طبس با كشته شدن هشت نظامی آمریكایی و از دست رفتن یك هواپیمای سی ـ 130 و چند هلی كوپتر با شكست رو به رو و ادامه آن لغو شد. جیمی كارتر رئیس جمهوری وقت آمریكا همان روز مسئولیت این شکست را برعهده گرفت و گفت كه به منظور خارج ساختن گروگانها (كاركنان سفارت) از تهران، این عملیات برنامه ریزی شده بود. قرار بود این نظامیان پس از تجدید سوخت هلی كوپترها در صحرای طبس، خود را به تهران برسانند. [در تقویم های ایران پنجم اردیبهشت، سالروز عملیات نظامی طبس ذکر می شود که مطابق افق ایران است که 8 ساعت و 30 دقیقه از شرق آمریکا ـ واشنگتن و نیویورک ـ جلوتر است].
    در پی اعتراف كارتر، سایرس وَنس وزیر امورخارجه آمریكا از سمت خود كناره گیری كرد و گروگانها تا آخرین لحظه حكومت كارتر آزاد نشدند و به مدت 444 روز در بازداشت بودند. همین اقدام ناموفق كارتر باعث شد كه در انتخابات نوامبر آن سال از رونالد ریگان (ریگن) نامزد حزب جمهوریخواه شكست بخورد. تصمیم به طرح ریزی عملیات «ایگل کلاو = پنجه عقاب» یکم اپریل و در جلسه فوق العاده شورای امنیت ملی آمریکا گرفته شده بود. کارتر در این جلسه گفته بود که چون از تحریم و تهدید، نتیجه ای عاید نشده است، راه دیگر؛ توسل به نیروی نظامی است.
    مرحله یکم عملیات «ایگل کلاو» با 6 هواپیمای حمل و نقل و 8 هلی کویتر آغاز شده بود. 88 تفنگدار و تدارکات مربوط که با هواپیما حمل می شدند قرار بود در صحرای طبس فرود آیند و تفنگداران و تدارکات مربوط از هواپیماها به هلی کوپترها منتقل و این هلی کوپترها رهسپار تهران شوند و گویا ورزشگاه امجدیه (که به فاصله ای کوتاه از ساختمان سفارت، محل نگهداری گروگان ها قرار دارد) و از آنجا عملیات انتقال گروگانها را انجام دهند. چند کشتی نظامی و یک ناو هواپیمابر در آبهای نزدیک به جنوب ایران مأمور مراقبت و دفاع از این تفنگداران وابسته به گروه دِلتا بودند. «استیو بَنِن Stephen Bannon» مشاور مستعفی دانالد ترامپ افسر یکی از این ناوها بود.
    دو هلی کوپتر هنگام عبور از آسمان استان کرمان دچار نقص فنی شدند و از کار افتادند و یکی از آنها در منطقه راوَر (استان کرمان) بر زمین باقی ماند. بنابراین، شش هلی کوپتر و 6 هواپیمای سی ـ 130، شب هنگام به منطقه تعیین شده در دشت کویر که قبلا در آن منطقه معدن اورانیوم کشف شده بود و آمریکاییان نقشه محل را داشتند فرود آمدند.
    گزارش خبرنگار محلی روزنامه اطلاعات، محل فرودآمدن هواپیماها و هلی کوپترهای آمریکایی را در فاصله مرزی استان های خراسان و یزد ـ منطقه «رباط پشت بادام» گزارش کرده و گفته بود که نظامیان آمریکایی یک اتوبوس عبوری از جاده دشت کویر را متوقف و چرخ های آن را با گلوله سوراخ کرده بودند تا مسافران و راننده اش، فرود آمدن آنان را و محل فرود را خبر ندهند.
     در این محل و در جریان سوخت گیری برای آماده شدن جهت عملیات، یک هلی کوپتر دیگر از کار افتاد. هوا توفانی بود ـ توفان شن که هر لحظه شدیدتر می شد.
    فرمانده عملیات با مشاهده این وضعیت، درخواست توقف عملیات را کرد که نخست، مخالفت شد و به او تاکید شد که چهار هلی کوپتر هم برای رسیدن به تهران، رهاساختن مواد بیهوش کننده نگهبانان ساختمان سفارت و خارج ساختن گروگانها کافی است. ولی ساعتی بعد، کارتر با درخواست فرمانده محلی عملیات برای بازگشت موافقت کرد.
     پس از دریافت دستور بازگشت، یکی از هلی کوپترها و یکی از هواپیماها هنگام بلند شدن از زمین، به علت توفان شن به هم برخورد کردند و آتش گرفتند. در این حادثه 8 نظامی آمریکایی کشته شدند. به این ترتیب، تنها 5 هواپیما و بقیه نظامیان منطقه را به مقصد ناو هواپیمابر «نیمیتس» تَرک کردند و 4 هلی کوپترِ سالم و طبق گزارش های رسانه ها یک جیپ و یک موتوسیکلت و اجساد در هماجا باقی ماند که روزنامه های تهران در شماره یکشنبه هفتم اپریل 1980 عکس جسد نیمسوخته و بر زمین افتاده یک نظامی آمریکایی را در صفحات اول خود چاپ کرده بودند.
    اندکی پس از بازگشت نظامیان آمریکایی، چند واحد از سپاه پاسداران یزد و شماری ژاندارم خود را به محل رساندند. ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت که در اهواز بود و در جریان بازگشت از قضیه آگاه شده بود به محل رفت.
    این عملیات نزدیک به دو سال پس از زمین لرزه پُرتلفات طبس روی داد که انتقاد از عملیات امداد رسانی مربوط به آن، انقلاب سال 1357 را گسترش داد.
    طولی نکشید که از تهران دو جتِ اف ـ 14 و متعاقب آنها دو فانتوم (جتِ اف ـ 4) به محل اعزام شدند و فانتوم ها هلی کوپترهای آمریکایی را گلوله زدند که براثر اصابت گلوله به مخزن بنزین آتش گرفتند. در جریان این تیراندازی و تصادفا، یک فرمانده محلی سپاه و به گزارش رسانه ها به نام محمد منتظر قائم جان خودرا از دست داد.
    تیراندازی فانتوم ها به هلی کوپترها از آن زمان همچنان در برابر علامت سئوال (؟) قرار دارد که چرا باید هلی کوپترهای بی دفاع منهدم می شدند، شاید که در داخل آنها نقشه چگونگی انتقال گروگانها از ساختمان و احتمالا کمک داخلی وجود داشته و اشاراتی در کار بوده است. برخی گفته بودند که خلبانان فانتوم ها با مشاهده گردشِ بال هلی کوپترها (که نتیجه باد و توفان بود) ظنین شدند و تیراندازی کردند، پاره ای گفتند که با موافقت رئیس جمهور (در آن زمان فرمانده کل قوا) تیراندازی شده و .... طولی نکشید که رئیس ستاد ارتش و فرمانده نیروی هوایی کنار رفتند. بنی صدر سالها بعد در کتابی اشاره ای مبهم به موافقت خود به تیراندازی به هلی کوپترها کرده است.
    در آن زمان برخی شایعات که نیروهای شوروی (دولت مسکو) در افغانستان، مسیر هواپیماهای آمریکا به مقصد دشت کویر ایران را رصد کرده بودند انتشار یافته بود. تفسیرنگاران، شکست عملیات طبس را ضعف سیاسی و نظامی کارتر و بی توجهی مجریان طرح عملیات از بدست آوردن پیش بینی وضعیت هوا در منطقه کویر به دست داده بودند.
    روزنامه اطلاعات پس از رسیدن خبر رویداد به تهران، و برای گزارش این شکست نظامی آمریکا جمعه پنجم اردیبهشت شماره فوق العاده منتشر ساخت. این شماره روزنامه دو روز پس از انتصاب حجت الاسلام محمود دعایی به مدیریت مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات انتشار یافت. کُپی صفحه اول این شماره فوق العاده (شماره جمعه پنجم اردیبهشت 1359) در زیر درج شده است:
    



    
گوشه ای از بقایای هواپیما و هلی کوپتر آمریکایی در دشت کویر ـ در عکس، جسد یک نظامی آمریکایی بر سطح زمین دیده می شود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مرگ پنج نفر در ایران در پی تزریق پنی‌سیلین ساخت چین ـ مرگ و میر از داروهای چینی در جمهوری اسلامی
دویچه وله (صدای جهانی آلمان) ـ 22 اپریل 2013: تزریق پنی‌سیلین چینی [ساخت چین] در ایران به مرگ پنج نفر انجامید. دکتر ایرج خسرونیا رئیس جامعه پزشکان بیماری های داخلی [ایران] با اعلام این خبر از بالا بودن آمار مرگ و میر به دلیل استفاده از داروهای چینی در ایران سخن گفت.
    دکتر ایرج خسرونیا دوشنبه (دوم اردیبهشت/ 22 اپریل) به باشگاه خبرنگاران جوان در مورد یکی از این مرگ و میرها چنین گفت: بررسی‌های انجام گرفته در پزشکی قانونی مشخص کرده است که فردی 40 ساله که به دلیل چرك كردن گلو به پزشک مراجعه کرده بود براثر تزریق پنی سیلین چینی [ساخت چین] جان باخته است.
    به اظهار دکتر خسرونیا، این فرد با بیماری چرك كردن گلو به پزشک مراجعه و پزشک برای وی پنی‌سیلین تجویز می‌كند. این بیمار پنی‌سیلین تجویز شده توسط پزشک را خریداری و تزریق می کند که پس از تزریق، به تب و لرز و پایین آمدن فشار خون دچار و راه تنفسی وی بسته می‌شود و جان می سپارد.
    یک مقام آگاه دیگر در این زمینه گفت که آمار مرگ و میر بر اثر استفاده از داروهای چینی [ساخت چین] در ایران بالا است!. وی نبود آمار مشخص درباره میزان مرگ و میر ناشی از استفاده از داروهای چینی را به رغم بالا بودن میزان آن یک مشکل [ضعف] خواند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقاد احمدی نژاد از منتقدان خود ـ لحن کلامی که قبلا دیده نشده بود!


به گزارشِ دوم اردیبهشت 1392 ایسنا (خبرگزاری دانشجویان)، محمود احمدی‌نژاد (رئیس جمهور وقت) که به خوزستان سفر کرده بود در اجتماع مردم شهرستان هفتکل، گفت: "پیغام دادند که فلانی! اگه روت رو زیاد کُنی پدرت را درمی‌آوریم!.".
    وی که به منتقدان خود اشاره غیر مستقیم داشت همچنین گفت: می‌گویند که چرا آخر کار [ماههای آخر دوره ریاست جمهور] سفر می‌روی؟.
    آیا آخر کار و یا اول کار با هم فرق دارد؟.
    رئیس‌جمهور وقت در ادامه سخنان خود گفت: "می‌گویند باهات برخورد می‌کنیم."!.
    خوب، برخورد کنید؛ شما عددی نیستید در برابر ملت که بخواهید برخورد کنید .... ما به وجود ملت ایران افتخار می‌کنیم.
    احمدی نژاد چنین ادامه ادامه داد: برخی تصور می‌کنند وقتی انقلاب انجام و جمهوری اسلامی برپا شد دیگر کاری نمانده و همه چیز تمام شده است، در حالی که ما در ابتدای راه هستیم و باید در مسیر پیشرفت و آبادانی حرکت کنیم؛ باید ایران را بسازیم. اینکه مثلا قرآن بخوانیم و امام جمعه‌ داشته باشیم و رییس‌جمهور نیز مذهبی‌ باشد، تمامِ کار نیست. ما در ابتدای راه هستیم و تازه پا روی پله اول گذاشته‌ایم. باید به جامعه عَلَوی برسیم ـ جامعه ای که در آن تبعیض و فساد وجود نداشته باشد.".
    احمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنان خود گفت: "جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده است که در برابر ظلم ـ چه داخلی و چه بین‌المللی سکوت نکند و جلوی فسادرا بگیرد.". ما رییس جمهور شدیم که جلوی فساد و غارت را بگیریم.
    احمدی نژاد قبلا تهدید کرده بود که ممکن است دست به افشاگری بزند.
    احمدی‌نژاد یک روز پیش از این و در اهواز، از کسانی که پیش از انتخابات برای شورای نگهبان «نسخه» می‌پیچند، انتقاد کرده بود. او خطاب به این افراد گفته بود: "شما چه کاره هستید و به چه حقی در مورد دیگران اظهارنظر می‌کنید؟.".
     خبرگزاری مِهر نیز در این زمینه گزارش تهیه کرده بود. به گزارش این خبرگزاری، در پی انتشار این سخنان محمود احمدی‌نژاد، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی واکنش نشان داد و گفت که این سخنان «غیر قابل قبول و باعث تشویش اذهان عمومی» است. وی خواست که احمدی نژاد به این قبیل حرف های خود خاتمه دهد.
    
    در آن زمان به پایان دوره ریاست جمهور احمدی نژاد تنها چند ماه باقی مانده بود و انتخابات 24 خرداد 1392 (14 ژوئن 2013) برگزار شد و در اَمُردادماه رئیس جمهور منتخب (حجت الاسلام حسن روحانی) آغاز بکار کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
كوماروف فضانورد روس در جریان بازگشت به زمین کشته شد
Komarov
در تاریخ فضانوردی، ولادیمیر كوماروف V. Komarov (عكس بالا) فضانورد 40 ساله روس نخستین فردی بود كه جان خودرا ازدست داد.
    كوماروف در پایان دومین سفر خود به مدار زمین، هنگام فرود آمدن با ماهواره سایوز یكم، به علت باز نشدن چتر سایوز كشته شد.
    این حادثه 24 اپریل 1967 روی داد. كوماروف كه یك افسر نیروی هوایی شوروی بود هفت سال تجربه فضانوردی داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
آناهیت پریخانیان ایرانشناس بزرگ که سیستم قضایی ساسانیان را بسیار پیشرفته و ایرانیان را مردمی بافرهنگ و بی آزار معرفی کرده است

     24 اپریل ـ روزی چون امروز ـ زادروز ایرانشناس بنام، بانو دکتر آناهیت پریخانیان است که بسال 1928 در مسکو بدنیا آمد، 84 سال عُمر کرد و بیست و هفتم ماه می 2012 پس از تألیف چند کتاب و نوشتن دهها مقاله و سالها تدریس تاریخ ایران و فرهنگ ایرانیان و ایراد سخنرانی های متعدد در نشست های تاریخدانان ازجمله نشست معروف دانشگاه کلمبیا (مستقر در نیویورک) درگذشت. وی یک اَرمنی بود.



    به باور استادان تاریخ، آناهیت از جزئیات تاریخ دوران باستان ایران و ایرانیان (عصرِ هخامنشیان و پیش از آن) و تاریخ و فرهنگ ایرانیان در دوران اصطلاحا؛ میانه (عصر اشکانیان و ساسانیان) در سطحی وسیع آگاه بود و آنرا به صورت تدریس، تالیف و سخنرانی در نشست ها به همگان منتقل می کرد. وی سیستم قضایی عهد ساسانیان را بسیار پیشرفته وعادلانه بدست می داد و رعایت اخلاقیات در آن دوران از سوی عموم ایرانیان را بی سابقه و پایه فرهنگ و تمدن ایرانیان می دانست. او ایرانیان عهد هخامنشیان را بنیادگذار نظام آموزش و پرورش عمومی در جهان بدست داده است.
    وی در بررسی تاریخِ هر دوره و هر رئیس دولت به وضعیت جامعه در آن دوران بیش از عملیات نظامی و سیاست خارجی توجه داشت و تکیه او بیشتر روی رفتار و کردار اعضای جامعه در هر دوره بود که سیاست های داخلی هر دولت روی این دو موردِ تمدن ساز تأثیر داشته است. او دمکراسی عهد اشکانیان را اقتباس از یونانیان و پس از آگاه شدن از عقاید اندیشمندان یونان باستان می دانست. آناهیت ایرانیان را مردمی فرهنگی و متمدن و بی آزار معرفی کرده است. آناهیت رساله ای طولانی درباره رابطه برادرانه هزاران ساله فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی ایرانیان و ارمنیان و ورود واژه های پارسی بویژه پارسی میانه (زبان دوران اشکانیان و ساسانیان) در زبان ارمنیان دارد و دو ملت را با دلایلی که ارائه داده، برادر می داند.
    نام آناهیت که در مسکو، ایروان و لنینگراد (سن پترزبورگ) تحصیل کرده است در ردیف ایرانشناسان بزرگِ معاصر جهان قرارداده شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
تحولات رسانه ها؛ سه قرن و اندی پس از انتشار نخستین روزنامه در آمریكا ...
مهاجران انگلیسیِ آمریكای شمالی درست یك قرن دیرتر از اروپاییان به انتشار روزنامه به مفهوم امروز دست زدند. نخستین روزنامه آمریكای شمالی 24 اپریل (4 اردیبهشت) سال 1704 در شهر بوستون ماساچوست به نام «نیوزلِتر» انتشار یافت.
     وضعیت روزنامه نگاری تا دهه سوم قرن بیستم كه پخش خبر از رادیو آغاز شد تغییر آنچنانی نكرده بود و كاری بود؛ «روتین». پیداشدن رقیبی چون رادیو و سپس تلویزیون و آنگاه تلویزیون رنگی و پخش ماهواره ای (جهانی)، روزنامه ها را مجبور كرد كه متاعی به مخاطبان بدهند كه رادیو تلویزیونها قادر به تهیه آن نباشند و یا اینكه تهیه اش برایشان پرهزینه باشد. از نیمه دهه 1990، آن سه نوع رسانه قدیمی با پدیده ای تازه و درحال تكامل و گسترش رو به رو شده اند به نام رسانه های آنلاین و نوع كوچكتر و عمومی تر آنها «وبلاگ» كه رقابت با آنها (به علت سرعتشان در اطلاع رسانی و فراتربودن از ملاحظات و محدودیت ها) کاری آسان نیست. از آن پس، روزنامه ها در كنار اخبار مطلق، به انتشار اخبار اختصاصی؛ اخبار اینوستیگیتیو (خبرنگار در نقش بازپرس و پلیس)؛ تحلیل؛ فیچر؛ نظرسنجی و یا مطالبی كه در دسترس همه وبلاگ نگاران نیست (تهیه خبر از زندگی روزمره ازجمله وضعیت اتوبوسرانی و تاکسی، خیابانها، خرده فروشی ها، مدارس، بیمارستانها و...)، شرح مشاهدات و مسافرت، خاطرات این و آن، خلاصه کتاب های تازه به جای نقد کوتاه، رویدادهی شهری و مراجعات قضایی به صورت داستان کوتاه و ...) روی آورده اند و رادیو تلویزیونها به «تاك شو» و بحث و اظهار نظر درباره اخبار روز پرداخته و سایت اینترنتی هم بازكرده اند. آنلاین بیشتر روزنامه ها، مطالب صوت و تصویری هم دارند یعنی وارد كار رادیوتلویزیون شده اند، به همانگونه كه رادیو تلویزیونها در آنلاین خود، کار نوشتاری می کنند. از آغاز این تغییر، به كلِ این مجموعه آنلاین هم «میدیا = رسانه همگانی» گفته می شود و سه رسانه قدیمی تر ازاین دست (نشریات و رادیو تلویزیون) رسانه های «مِین استریم» خطاب می شوند. این «مِین استریم» ها، از زمانی كه خبرگزاری ها هم مطالب خود را در شبكه شبکه ها (اینترنت) قرارداده اند می كوشند كه اخبار آنها را بدون نوشتن سابقه، دستكاری و یا دوباره نویسی نقل نكنند و چون هر «وبلاگ» دست كم دارای یك مطلب و یا تصویر اختصاصی است به نقل از مطالب این «سیتیزن ژورنالیست» ها هم دست زده اند و كار تحریریه ها وقتگیرتر شده است، مخصوصا كه خواندن وبلاگ مقامات، شخصیت ها و موسسات (به عنوان منابع دست اول) بر تكالیف سابق هر خبرنگار افزوده شده است. خبرگزاری های بزرگ كه در دو ـ سه دهه اخیر «تبلیغات دولتی» خود را در قالب سابقه نویسی می گنجانند كار تحریریه ها (اتاقهای خبر) را مشكلتر ساخته اند زیرا كه دبیران میزها مجبورند این سابقه ها (نظرهای اعمالشده) را از خبر جدا سازند و سپس استفاده كنند كه مهارت و تجربه لازم دارد. باید دانست که طبق تعریف؛ کتاب، فیلم و عکس وهرگونه نمایش و تئاتر هم رسانه همگانی هستند. خبرگزاری ها که قبلا برای نشریات و رادیوتلویزیونها (مشتری هایشان) خبر و نظر تهیه می کردند و کمک رسانه خوانده می شدند دارند در ردیف رسانه های همگانی قرار می گیرند زیراکه اینک محصول کار آنها از طریق اینترنت مستقیما در دسترس همگان قرار می گیرد.
     از آنجا كه در پی این تحول سریع و دور از انتظار در دنیای رسانه ها، توجه مخاطبان به مجله های عمومی و تخصّصی بیشتر شده است، سه نوع رسانه «مین استریم»، هركدام به استخدام «پاندیت = خُبره» دست زده اند و درنتیجه اهمیت این رسانه ها بیش از همیشه بستگی به مهارت و معروفیت سردبیر اجرایی آنها یافته است، و به همین سبب طبق گزارش اپریل 2008 مجله «پارید» چاپ آمریكا، دستمزد سردبیران اجرایی روزنامه ها و مدیران خبر تلویزیونها افزایش یافته و سالانه از پانصد هزار تا پنج میلیون دلار شده بود كه نسبت به سه سال پیش از آن (سال 2005) 9 درصد افزایش نشان می داد.
     در این میان استفاده كنندگان از اینترنت ـ حاوی آنلاین ها با شتانی زیاد افزایش یافته و طبق آماری كه 25 اپریل 2008 انتشار یافت، شمار استفاده كنندگان از اینترنت، مثلا در چین از مرز 221 میلیون گذشته بود. این آمار نشان می داد كه استفاده كنندگان از اینترنت در این کشور ظرف سال 2007 نسبت به سال 2006 شصت و یك درصد افزایش یافته بودند. به این ترتیب، سرچ انجین های اینترنت از قبیل یاهو، گوگل و ... دارای درآمد سرسام آور و نیز حربه و ابزاری تیز و موثر جهت تبلیغات سیاسی و دولتی شده اند. به همین دلیل چند کشور دیگر درصدد ایجاد چند سرچ انجین برآمده اند تا در بازار تبلیغ و روابط عمومی دست داشته باشند و مطالبی را كه سرچ انجین های قدیمی که تجاری شده اند نقل نمی كنند انتقال دهند و راه دسترسی به اطلاعات و نظرات همگان را فراهم كنند. از آنجا که به ماهیت سوشل نِت ورک ها تردید و سوء ظن است و می شود از طریق آنها به نوعی وارد زندگی خصوصی افراد شد که طبق قوانینِ تقریبا همه کشورها مردود و جرم شناخته شده است و همچنین جمع آوری اطلاعات، هنوز نمی توان آینده آنها را پیش بینی کرد مخصوصا که برخی از کشورها شروع به وضع قانون کرده اند تا مدافع اتباع آنها در قبال این شبکه ها باشند.
     اصحاب نظر گفته اند كه هند می کوشد سرچ انجین وارد شبكه شبکه ها كند. با ورود سرچ انجین های تازه به میدان (كه می گویند همه مطالب را ـ بدون گزینش ـ در دسترس قرار خواهند داد)، نفوذ خبرگزاری ها كه عمدتا عامل پیشبرد سیاست های دولتهایشان بوده اند كاهش خواهد یافت. این اصحاب نظر بازهم بعید می دانند كه روسیه به این زودی ها در این راستا وارد میدان شود. روسیه به حد كافی ژورنالیست آماده، ماهر و علاقه مند ندارد. لذا پس از هند، در این زمینه ـ كشور برزیل قرار گرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
روزی که تروا سقوط کرد ـ شهر «تروا» كه قرن ها متعلق به ایران بود در یک نگاه
ديوار باقيمانده از شهر باستاني «تروا»


    كرونیكلرهای اروپایی (روزنگاران تاریخ) 24 اپریل سال 1184 پیش از میلاد را روزی به دست داده اند كه یونانیان پس از چند محاصره متناوب كه رویهم هفت سال طول كشید، با تعبیه اسب چوبی و قراردادن چند مرد مسلح در درون آن، شهر «تروا» را مسخر و ویران ساختند (تلفظ یونایی نام این شهر «ترویا» و تلفظ انگلیسی آن «تروی» است و لاتین ها آن را لیوم = لیون می خوانند). «همر = هومر» حماسه سرای یونانی عهد باستان وضعیت این شهر و شرح جنگ و تصرف آن را در كتاب ایلیاد به شعر بیان داشته و «ویرجیلublius Virgilius Maro» شاعر و نویسنده روم باستان (متولد سال 70 پیش از میلاد و متوفی در سال 19 قبل از میلاد) هم با مضمونی مشابه، آن تعریف كرده است. تروا در مجاور تنگه داردانل در آناتولی غربی (تركیه آسیایی) واقع شده است. یك باستان شناس آلمانی به نامHeinrich Schlieman در جستجوی اشیاء عتیقه بسال 1860 دیوار های آن را از دل خاك و زیر تپه ها كوه Ida بیرون كشید (عكس بالا) و اعلام داشت كه پس از تخریب تروا به دست یونانیان، شش بار این شهر مرمت شده بود. در سال 546 بیش از میلاد كه امپراتوری ایرانیان شهر سارد (ساردیس = ساردس) را تصرف كرد كه ایرانیان باستان آن را «سپاردا» نوشته اند، سومین تعمیر تروا به تصمیم شاه هخامنشی انجام گرفت. ایرانیان در آن سال به حكومت لیدی (لیدیا) بر آناتولی غربی (منطقه ای مجاور مدیترانه) پایان دادند كه شهر تروا هم در قلمرو آن حکومت قرار داشت. تروای دوران باستان كه طبق افسانه ها، توسط داردانوس ساخته شده است به علت مشرف بودن برتنگه داردانل (گرفته شده از نام داردانوس) اهمیت استراتژیك فراوان داشت و هیچ دولت قدرت طلب، بدون تسلط بر آن نمی توانست كنترل دریاهای اژه و مدیترانه و مدخل (دروازه) دریای سیاه را به دست داشته باشد. آخرین تعمیر اساسی (نوسازی) تروا به دست اگوستوس امپراتور روم انجام شد. پس از تكمیل بنای شهر قسطنطنیه (استانبول) در شمال دریای مرمره (تركیه اروپایی) و مشرف برتنگه بسفور، به تدریج از اهمیت تروا كاسته شد. تروا اینك وابسته به منطقه حصارلیك ایالت چانخاله (چیانخاله) تركیه است. شهر سارد كه امروزه «سارت» تلفظ می شود نیز در ایالت مانیسای تركیه قرار دارد. این مناطق در تمامی دوران هخامنشیان از متعلقات امپراتوری ایرانیان (پارسیان) بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بانک جهانی در زیر ذره بین - پارتی بازی وولفویتس برای رفیقه اش باعث آن شده است!
بانك جهانی كه توسط پنج سازمان بین المللی در 27 دسامبر 1945 تاسیس شده بود تا برای توسعه اقتصادی، حذف فقر و خروج از ضعف مالی به كشورهایی كه نیاز دارند پول و اندرز بدهد 24 اپریل 1946 زمان آغار بكار خود را دو ماه بعد (25 ژوئن آن سال) تعیین كرد. یكی از وظایف این بانك كه مقر آن در شهر واشنگتن است؛ مبارزه با فساد اقتصادی (فساد در امور اقتصادی هر دولت و یا مقامات رسمی) تعیین شده است. طبق اساسنامه بانك جهانی، رئیس این بانك را رئیس جمهوری آمریكا تعیین و به هیات مدیره بانك (شورای مدیریت) جهت تایید معرفی می كند. بنابراین از بدو تاسیس، این بانك همواره رئیس آمریكایی داشته است. رئیس پیشین این بانك، كه از یكم ژوئن 2005 از جانب رئیس جمهور آمریكا منصوب شده بود؛ پال وولفویتس بود كه تابعیت دوگانه آمریكایی ـ اسرائیلی دارد. وولفویتس قبلا به امور برنامه ریزی دفاعی و دیپلماتیك اشتغال داشت. خانواده وی از یهودیان لهستان بودند كه در نیمه اول قرن بیستم به آمریكا مهاجرت كردند. او بود که در زمان معاونت وزارت دفاع آمریكا نقشه اشغال نظامی عراق را طرح كرده بود. از آنجا كه مبارزه با فساد دولتی (مقامات) از وظایف بانك جهانی تعیین شده است، از زمانی كه افشاء شده بود؛ وولفویتس (در آن زمان) 64 ساله با اعمال پارتی بازی، رفیقه خود بانو رضا (ریضا) را در بانك بین المللی ارتقاء مقام داده و دستمزد سالانه اورا 193 هزار دلار تعیین كرده بود، اساسنامه این بانك توسط برخی زیر سئوال برده شده است كه چرا شرط احراز ریاست بانك نباید تحصیلات و تجربه مالی (پول) باشد و چرا یك مقام دفاعی و یا دیپلماتیک سابق به این كار گمارده می شود؟. قبلا نیز یك بار «مك نامارا» وزیر دفاع پیشین آمریكا رئیس این بانك شده بود.
     تاکنون پاسخ تلویحی به این چراها به این صورت بوده است: تا زمانی كه اروپائیان رئیس صندوق بین المللی پول را تعیین كنند، ما آمریکاییان هم حق داریم رئیس بانك جهانی را منصوب كنیم.
    افشای پارتی بازی وولفویتس سبب شد که شورای مدیریت بانك در بهار 2007 اورا مجبور به کناره گیری کند. در پی کناره گیری وولفویتس، رئیس جمهور آمریکا رابرت بروس زولیک (متولد 1953) را به ریاست آن بانک منصوب کرد که از یکم ژوئیه 2007 در این سمت مشغول بکار شده است. وی نیز قبلا معاون و دستیار وزیر امورخارجه آمریکا بود و فعالیت دیپلماتیک داشت. زولیک مدتی نیز از مقامات موسسه گلدمن ساکس بود که در بورس نیویورک و سرمایه گذاری فعالیت دارد و از سال 2009 و در جریان بحران مالی دچار دشواری هایی شده است. زولیک مدتی هم در موسسه اعتباری "فانی مائه" صاحب مقام بود که این موسسه در ایجاد مشکلات مستغلات سهیم بوده و با کمک مالی دولت آمریکا به کار ادامه می دهد. زولیک یازدهمین مدیر بانک جهانی است.



    این كاریكاتور كه توسط «اولی پهانت» طنّاز تصویری آمریكایی ترسیم شده و در شماره 19 اپریل روزنامه های این كشور به چاپ رسیده بود درد دلهای «در خلوت» وولفویتس برای رفیقه اش بانو شاها رضا (ریضا) را به طنز چنین منعکس می کند:
    ـ من با زرنگی خاصی اطلاعات ساختگی را بكار بردم تا ترتیب جنگ عراق داده شود، آیا آنها (رسانه ها كه قضیه پارتی بازی او برای مترسش را افشاء كرده و اورا به درد سر انداخته اند) آمدند بگویند: وولفی، معمار بزرگ جنگ!، نه.
    ـ جورج بوش مرا رئیس بانك جهانی كرد، آیا اینها (رسانه های افشاگر) آمدند بگویند: وولفی، بانكدار بزرگ!، نه.
    ـ من قول داده و تعهد سپرده ام كه در كشورهای فقیر با فساد مبارزه كنم، آیا اینها آمدند بگویند: وولفی، یك مبارز بزرگ ضد فساد!، نه،
    ـ اما، من رفیقه ام را مختصر ارتقاء دادم حقوقش را به مبلغ ناچیز 193 هزار و پانصد دلار رسانیدم، ببینید چه می كنند!.
    
Paul Wolfowitz


    
Shaha Riza

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 24 آوريل
  • 0:  


    توتموس سوم Tuthmose III در چنین روزی در سال 1479 پیش از میلاد به عنوان ششمین فرعون سلسله هجدم مصر باستان زمام امور این كشور را به دست گرفت، ولی چون مادرش ملكه (زن اصلی فرعون متوفا) نبود تا با خواهر خود كه از ملكه به دنیا آمده بود ازدواج نكرد!، پادشاهی او برسمیت شناخته نشد. وی كه گورش در وادی فراعنه (لوكسور) به دست آمده است در طول سلطنت خود سوریه و سودان (نوبی) را تصرف كرد و بر قلمرو مصر افزود. تصویر مقابل، روكش جسد توتموس بود كه به دست آمده است. معمولا این روكش ها به شكل صاحب جنازه ساخته می شد و المثنای او بود.
        
  • 1863:   چند سال پس از اینكه كالیفرنیا، در پی یك رشته جنگ از مكزیك جدا و ضمیمه قلمرو دولت واشنگتن شد، در چنین روزی در یک رویداد در «كیزویلKeyesville» آن استیت، دست كم 53 بومی آمریكایی (اصطلاحا؛ سرخپوست) جان خود را ازدست دادند.
        
  • 1877:   در پی جنگ کریمه، 24 اپریل 1877 روسیه به عثمانی اعلان جنگ داد که این جنگ بیش از یک سال طول كشید و به جنگ بالکان معروف شد. بهانه جنگ، نجات اسلاوهای بالكان از سلطه عثمانی بود، ولی هدف باطنی روسیه رساندن خود به مدیترانه بود. روسیه می خواست كه صربستان و بلغارستان استقلال یابند و چون همنژاد روس ها بودند، نفوذ روسیه از طریق آنها تا مدیترانه گسترش یابد. در این جنگ؛ بلغارها، رومانیایی ها، صرب ها و مونت نگروها در کنار روسیه بودند. قفقاز نیز یک جبهه این جنگ بود. روسیه برنده این جنگ بود و نه تنها در بالکان به هدف خود رسید بلکه بخشی از متصرفات عثمانی در قفقاز از جمله قارس و باتوم را متصرف شد. وضعیت پس از جنگ با قرارداد سن استفانو San Stefano تعیین شد.
        
  • 1926:   میان مسکو و برلین پیمانی امضاء شد که به موجب آن اگر یکی از دو کشور مورد تعرض نظامی کشور ثالث قرار گیرد، دیگری مداخله نکند.
        
  • 1955:   نخستین نشست باندونگ (اندونزی) با تقبیح استعمار و استثمار در هر شکل آن، نژادپرستی و انواع جنگ سرد پایان یافت. این نشست راه را برای ایجاد جنبش ملل غیر متعهد بازکرد.
        
  • 1970:   در این روز (24 اپریل 1970 و در زمان حیات مائو تسه دونگ) چین ماهوارهِ Dong Fang Hong 1 را به فضا فرستاد و در مدار زمین قرارداد و پنجمین کشور فضایی جهان شد. چون از این ماهواره، آهنگ «خاورمین خونین است» پخش می شد، در تاریخ، موسوم به «دونگ فنگ هونگ» شده است. چین این ماهواره را از ساخت تا پرتاب بدون کمک دیگران تولید و به فضا فرستاده بود. چین از آن پس به فعالیت خود در این زمینه ادامه داده و در پیشرفت های فضایی به پایه روسیه و آمریکا رسیده است.
        
        
  • 1970:   کشور دو میلیون و پانصدهزارنفری گامبیا واقع در غرب آفریقا و مستعمره سابق انگلیس جمهوری شد. گامبیا تا زمان برده فروش شدن اروپاییان حدود دو برابر این رقم، جمعیت داشت که در قرون 17 و 18 اروپاییان بویژه پرتغالی ها، مردم این سرزمین را دستگیر و با کشتی برای فروش به صورت برده به قاره آمریکا بردند. 97 درصد جمعیت کنونی گامبیا مسلمان هستند.
        
  • 1995:   23 اپریل (سوم اردیبهشت) روز بزرگداشت «سروانتس» داستان نگار اسپانیایی که از 1923 در این کشور و دهها کشور اسپانیایی زبان دیگر برگزار می شد، «روز جهانی کتاب» تعیین و اعلام شده است و از آن پس در این روز در همه کشورهای عضو سازمان ملل، مراسمی با هدف تشویق تالیف و خواندن کتاب و بزرگداشت و قدردانی از نویسندگان برگزار می شود و کتابخانه های عمومیِ آمادهِ بکار گشایش می یابند و جوایز مؤلفان داده می شود. در سال 2013 فیچرهای روزنامه ها که به آن مناسبت تنظیم شده بود اختصاص به کتابهای دیجیتالی (ای ـ بوک) داشت که در تابلِت قرارمی گیرند و بمانند کتاب چاپی خوانده می شوند. انتشار این نوع کتاب نیاز به هزینه چاپ و کاغذ ندارد.
        از سالها پیش، در ایران در نیمه اول اردیبهشت نمایشگاه کتاب برگزار می شود.
        
  • 2004:   دولت آمریکا تحریم 18 ساله لیبی را لغو کرد. دولت لیبی قبلا شرط دولت واشنگتن به تخریب سلاحهای کشتار جمعی و قطع هرگونه فعالیت در این زمینه را به انجام رسانده بود. با وجود این، آمریکا در سال 2011 به «ناتو» کمک کرد در لیبی مداخله نظامی کند که به کشته شدن قذافی و تغییر نظام حکومتی این کشور انجامید.
        
  • 2006:   در استراحتگاه دَهَبِ مصر واقع در ساحل شمال غربی دریای عقبه و جنوب شرقی سینا بمب منفجر شد که 20 تن کشته و حدود 200 تن دیگر مجروح شدند.
        
  • 2013:   بر اثر ریزش یک ساختمان در شهر ده میلیونی داکا پایتخت بنگلادش، یک هزار و 135 تن کشته و بیش از دو هزار نفر دیگر مجروح شدند.
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    سالی که درآمد ایران از نفت 188 میلیون دلار بود ـ اظهارات آموزنده و هشدار دهنده دکترپیرنیا در مجلس درباره نفت و درآمد آن
    بحث پارلمان ایران در آخرین دهه اسفندماه 1336 درباره بودجه سال مالی 1337 (1958 ـ 1959) کشور بود که به تفصیل و روزانه در روزنامه ها انتشار می یافت که مروری بر آن، برای هر دولتمرد ایرانی می تواند آموزنده و راهگشا باشد بویژه اظهارات دکترپیرنیا در جلسه 24 اسفندماه آن سال. در آن لایحه بودجه، درآمد ایران از نفت در سال 1337هجری، 188 میلیون دلار برآورد شده بود. [مقایسه کنید با رقم 70 ـ 80 میلیارد دلاری 7 سال منتهی به سال 1391]. سرانجام پارلمان وقت مرکّب از دو مجلس شورا و سنا تصویب کرد که در سال مالی 1337 (که از خردادماه آغاز می شد) وزارت دارایی تنها 20 درصد از این درآمد نفت را ـ در صورت ضرورت و نیاز ـ بتواند صرف هزینه های جاری دولت کند، 20 درصد هم صرف توسعه اکتشاف، استخراج، لوله کشی انتقال و بندرگاه صدور نفت شود و 60درصد بقیه اختصاص به صنعتی کردن و افزایش تولیدات کشاورزی و دامداری ایران داشته باشد. 23 میلیون دلار وامی هم که قرار است (قرار بود) از آمریکا دریافت شود برای این منظور (صنعتی کردن کشور و افزایش تولیدات کشاورزی) و نیز خرید جنگ افزار برای نیروهای مسلح بکار رود.
        
    دکتر پیرنیا در آن زمان

    من [نگارنده ـ نوشیروان کیهانی زاده] از اعضای تحریریه روزنامه اطلاعات و یک خبرنگار با 19 ماه تجربه ژورنالیستی بودم و در آن چند روز خبرهای متعدد دیگر ازجمله موضوع طلاق شاه و ثریا اسفندیاری ـ بختیاری صفحات اول روزنامه هارا اشغال کرده بود. با وجود این، توجه به مذاکرات پارلمان بیشتر از خبرهای دیگر بود. در آن زمان، ضبط صوت پُرتابل و تلِکس و ... وجود نداشت. خبرنگاران در جلسه پارلمان، اظهارات نمایندگان و نتایج آراء را با دست و قلم (لانگ هَند) می نوشتند و صفحه ـ صفحه توسط پیک های ویژه هر روزنامه به تحریریه انتقال می یافت و در اینجا اِدیت و به حروفچینی و صفحه بندی برای چاپ و انتشار فرستاده می شد. روزنامه های بزرگ تهران «روزنامه عصر» بودند و دِدلاین آنها ساعت دو بعد از ظهر (ساعت 14) بود. گاهی هم یک دبیر میز به مجلس می رفت و در همانجا دستخط خبرنگاران را اِدیت می کرد، سوتیتر می نوشت و به تحریریه می فرستاد و مذاکرات آخرین لحظه نیز تلفنی داده می شد، و یافتن تلفن آزاد هم کاری دشوار بود.
        اظهارات بسیار مهم و همیشه تازه دکتر حسین پیرنیا در آخرین ساعت جلسه 24 اسفند 1336 مجلس ایراد شد و همه اش به آن شماره روزنامه های عصر (شماره 24 اسفندماه) نرسید، ولی تماما از رادیو پخش شد.
         دکتر پیرنیا (متولد 1292 و متوفی در 1372 ه. ش.) ضمن اظهارات خود با همان 20 درصد درآمد نفت (37 میلیون دلار) که در صورت لزوم صرف هزینه های جاری دولت شود مخالفت کرده و گفته بود که هزینه های جاری دولت ها باید از مالیات ها ـ مستقیم و یا غیر مستقیم (گمرک) ـ تأمین شود و مردم باید روشن شوند و بدانند که هزینه های دولت را که از جان و مال آنان و تمامیّت کشور و حاکمیت ملّی حراست می کند بر طبق درآمد و میزان ثروت خود بپردازند و می دانیم که هزینه محافظت از ثروت های بالاتر، بیشتر است. نفت و معادن که آب رودخانه نیستند که تداوم داشته باشند، میراث همگانی و تمام شدنی هستند و اگر قرار است که بروند باید ثروت دیگری به جای آنها بیاید. نیاکان و پدران ما جان فدا کردند و جنگیدند تا این سرزمین با معادن آن برای ما و نسل های پس از ما به ارث باقی بماند، مُفت نیست که آن را بفروشیم و بخوریم. این، تنها متعلق به ما نیست ـ متعلق به نسل ها بعدی هم هست. بروید تاریخ خوزستان را بخوانید و ببینید که چه جنگ ها و جان بازی ها برای حفظ آن برای ما شده است ما نباید پول نفت را صرف حقوق و اضافه کار کارمند دولت کنیم. در میان ما شماری هستند که از نظام اداری آمریکا سخن بمیان می آورند. اگر چنین است باید الگوی مالیاتی آنجا را بکار بریم. در آمریکا هزینه های دولت مرکزی، دولت های ایالتی و شهرها از مالیات و عوارض دریافتی از مردم تأمین می شود، نه از نفت و معادن.
        دکتر پیرنیا [اقتصاددان و بعدا بنیادگذاران دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و انجمن اقتصاد ایران] اظهارات خودرا با ردّ گفته ناصر وزیر دارایی وقت (کابینه دکتر منوچهر اقبال) آغاز کرده بود که گفته بود تسهیلات بانکی را افزایش خواهیم داد. پیرنیا گفت که گسترش تسهیلات بانکی یعنی ثروتمندان را ثروتمند کردن. بانک در قبال وثیقه و تضمین، وام می دهد. افراد کم درآمد که وثیقه ندارند که وام بگیرند و بنابراین فقیرها فقیرتر می شوند زیرا که طبق یک قاعده؛ از آنجاکه پولِ در جریان (نقدینگی) تقریبا ثابت است، ثروتمندشدن ثروتمندان به فقیرتر شدن کم درآمدها که اکثریت جامعه مارا تشکیل می دهند خواهد انجامید و خطر در همینجا کمین می کند. باید راهی یافت که همگان پیشرفت کنند. [در آن زمان و تا اواخر دهه بعد، ریال ایران در استاندارد طلا بود و نقدینگی ـ اسکناس در جریان ـ نمی توانست از میزان ذخیره طلا بیشتر شود].
        در بالا اشاره به طلاق ثریا شد. قضیه طلاق ثریّا دختر خلیل اسفندیاری ـ بختیاری و از بستگان سردار اسعد ـ ایلخان معروف بختیاری ها ـ که در 19 سالگی، در بهمن ماه 1329 (12 فوریه 1951) با شاه وفت (پهلوی دوم) ازدواج کرده بود خبر پُر مخاطب اسفندماه 1336 و فروردین ماه 1337 رسانه های ایران بود. ثریا (متولّد اصفهان) که مادر او «اِوا کارل» یک آلمانی متولد مسکو بود در آن زمان به آلمان رفته بود و در اینجا با پدر و مادرش زندگی می کرد. پدر او قبلا سفیر ایران در آلمان بود. شاه برای توجیه تصمیم خود به طلاق دادن ثریّا که نازا بود هیاتی مرکب از بزرگان وقت و سران بختیاری ها را برای بررسی قضیه انتخاب کرده بود و این هیأت در سه جلسه قبول کرده بودند که شاه از نسل بلافصل خود جانشین (ولیعهد) لازم دارد و راهی جز طلاق ثریا و ازدواج مجدد نیست. شاه از زن اول خود ـ فوزیه ـ دارای یک دختر بود که قاعدتا نمی توانست ولیعهد شود. طلاق ثریا در نیمه فروردین (ششم اپریل 1958) ثبت شد. این دو 7 سال و 2 ماه زن و شوهر بودند و از سال دوم همگان می دانستند که این ازدواج فرزند ببار نخواهد آورد و بسیاری بودند که به شاه توصیه کرده بودند زن دوم بگیرد [دوزنه شود]. پهلوی دوم نزدیک به 9 ماه بعد (20 دسامبر 1959) با فرح دیبا (از ناحیه پدر؛ آذربایجانی و از ناحیه مادر؛ گیلانی)، دانشجو در فرانسه و شش سال جوانتر از ثریا ازدواج کرد و سال بعد دارای پسر شد که به باور پاره ای از مورّخان، اگر در دهه 1320 پسردار شده بود، تاریخ ایران اینک مسیر دیگری داشت. ثریا 26 اکتبر 2001 و در 69 سالگی در پاریس درگذشت و در مونیخ آلمان مدفون شده است. وی در دو سه فیلم سینمایی ایفای نقش کرده بود و گویا با یک فیلمساز رفت و آمد داشت.
        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com