Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
3 اوت
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 3 اوت
ايران
مهاجرت سکاهای ایرانی نژاد به جنوب روسیه ـ واژه «اسکود Scud»
مهاجرت سكاها (به نوشته مورخان يونان باستان: سيتي ها) به جنوب روسيه كه يك قوم ايراني بودند در تابستان 700 سال پيش از ميلاد پايان يافت. سكاها از سغد (تاجيكستان امروز و مناطق اطراف آن) به حركت درآمده بودند. دسته اي از آنان راهي جنوب شده بودند كه در سيستان مستقر شده اند و نام سيستان (سكاستان) از نام اين قوم گرفته شده است. سكاها در پي پارسها، مادها و پارتها كه يك تبار آريايي را تشكيل مي دادند از آسياي ميانه وارد مناطق جنوبي تر فلات ايران و نیز جنوب روسيه شده بودند. مادها (مادیا) قبلا پس از عبور از جنوب روسيه خود را به شمال غربي فلات ايران رسانده بودند. سكاهاي مهاجر كوشيدند كه وارد منطقه اي كه امروز مسكو نام دارد نشوند زيرا كه اين منطقه قبلا توسط اقوام فينو ـ يوگريك كه غير آريايي بودند اشغال شده بود. اين دو قوم از اورال به حركت در آمده بودند و اينك عمدتا در فنلاند و استوني زندگي مي كنند.
     از خصوصيات اقوام ايراني از جمله سكاها اين بود كه از اسب براي سواري استفاده و با كمان تيراندازي مي كردند و مردگان را در اطاقكي در ارتفاع و طبقه بالا (دخمه) قرار مي دادند و اين رسم تا افتادن فلات ايران به دست اعراب مسلمان ادامه داشت. از خصوصيات ديگر قوم ايراني علاقه مندي وافر به بستگان و متعهد بودن به نگهداري از سالخوردگان فاميل، حفظ پاكيزگي بدن و محيط زيست، پوشش كامل بدن و پرهيز از فساد و دروغ بود. كمانداران را «سكوزا ـ اسكوزا» مي خواندند كه واژه اسكود Scud (يك نوع موشك ساخت روسيه) از همان كلمه گرفته شده است. بسياري از مردمان ساكن ميان دو رود «دن» و «دنيپر» با اين كه چند قرن حكومت مغولها را تحمل كردند، هنوز واژه هاي پارسي باستان را بكار مي برند و رسوم كهن قوم ايراني را مراعات مي كنند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دستگيري بابك خُرّم دين و نگاهي كوتاه به اوضاع آن زمان
بابك خُرّم دين صاحب يك فرضيه اجتماعي تازه و عقيده مذهبي ديگر و رهبر يك جنبش انقلابي كه در آذربايجان و مناطق شمالغربي ايران بر ضد خلافت عباسي به پا خاسته بود و دردسر بزرگي براي خليفه وقت ايجاد كرده بود، سوم اوت 837 ميلادي در حال فرار، در ارمنستان دستگير شد.
    بابك در جنگ با نيروهاي خليفه كه فرمانده آنان افشين پسر كاووس بود شكست خورده و فرار كرده بود. بابك در جنگ سال 835 در مراغه، افشين را شكست داده بود ولي بعدا در جنگ ديگري شكست خورده و فرار كرده بود.
     بابك پس از انتقال به سامرا پايتخت تازه معتصم خليفه عباسي، چهارم ژانويه سال 838 پس از تحمل شديدترين شكنجه ها كشته شد. به دستور معتصم، سر بابک را براي ترساندن ايرانيان استقلال طلب به خراسان فرستادند و جسدش در سامرا به دار آويخته شد و مدتها همچنان بر سر دار ماند.
    معتصم برادر مامون كه پس از مرگ برادرش در سال 833 خليفه عباسي شده بود سه سال بعد پايتخت را از بغداد كه شديدا نا آرام شده بود به سامرا منتقل كرده بود و كار حفاظت از شهر را به سربازان ترك خود كه آنان را از تماس با سربازان عرب منع كرده بود سپرده بود. مامون كه مادرش ايراني بود و با كمك ايرانيان به خلافت رسيده بود، 20 سال خليفه بود و با تدبير ايرانيان كه امور اداري، سياسي و فرهنگي را به دست داشتند دوران خلافت او همراه با شكوفايي فرهنگي و گسترش بازرگاني با سرزمين هاي دور دست بود.
    همزمان و در جريان جنبش بابك، در نقاط ديگر ايران بپاخيزيهاي استقلال طلبانه متعددي به چشم مي خورد.
     در مازندران(طبرستان يا تپورستان) مازيار حاكم اين ايالت، در سال 834 ميلادي بر ضد معتصم بپا خاست و دست به بسيج نيرو زد كه در جنگ با نيروهاي اعزامي معتصم شكست خورد، اسير شد و به سامرا انتقال يافت كه در آنجا زير تازيانه كشته شد و جسدش را در كنار استخوانهاي بابك به دار آويختند. از نظر خليفه زمان براي نابود كردن افشين فرا رسيده بود زيرا ديگر به وجود او نياز نبود. خليفه از آغاز هم به او اعتماد نداشت و وي را در باطن يك ناسيوناليست ايراني مي دانست. بنابراين اعتراف مازيار را كه با افشين تماس محرمانه داشت بهانه قرار داد و دستور دستگيري افشين را به اتهام خيانت به خلافت صادر كرد. خليفه افشين را كه روزگاري بزرگ مي داشت در زندان با گرسنگي و تشنگي دادن بكشت و جسدش را پس از مرگ (درسال 840 ميلادي) در همان نقطه كه بابك و مازيار به دار آويخته شده بودند بر دار زد.
    بدين ترتيب خليفه عباسي سه ايراني دلاور و ميهن دوست را به دست يكديگر نابود كرد. تاريخ نشان داد كه معتصم موفق نشد و از هر قطره خون يك ايراني مقتول، چندين ميهن دوست ديگر به وجود آمد. بايد دانست که عباسيان به دست ايرانيان بر سر کار آمده بودند.
بقایای مرمت شده یکی از دژهای کوهستانی بابک خرّمدین

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
حذف القاب و عناوين از نام ايرانيان و تلاش براي لاتين كردن الفباي ايران
12 مرداد سال 1314 هجري شمسي تصميم نهم امُرداد شوراي وزيران (قوه مجريه) مبني بر حذف عناوين اضافي از اسامي از جمله: خان، ميرزا، سلطنه، دوله، سيّد و ... در ايران به اجرا درآمد و ادارات (در نوشتن نامه ها و احكام)، نشريات در مطالب خود و نيز مراكز صدور شناسنامه مكلّف به اجراي آن شدند و در مكاتبات رسمي و نطقها نيز بكاربردن القاب و عناوين جز«آقا» و «بانو» براي خطاب كردن ممنوع شد. هنگام خطاب کردن وزيران و نخست وزير، قرار دادن واژه «جناب» بر نام آنان بلامانع (نه اجبار) اعلام شده بود و تاكيد شده بود كه در صورت بكار بردن جناب، آقا و بانو حذف شود و دو لقب باهم بكار برده نشود كه غلط دستوري است.
     از روز، بعد روزنامه ها فراتر از اين رفتند و از بكار بردن «فعل جمع» براي مقامات مفرد جز شاه و گاهي اوقات نخست وزير خودداري كردند كه تا اوايل انقلاب مرسوم بود و رعايت مي شد. نشريات دليل اين كار خودرا رفع تبعيض و تشخص اعلام كرده بودند.
     متعاقب اين اقدام، 19 روز بعد، از سي ام امرداد 1314 نيز تعيين نام خانوادگي براي افرادي كه اسم پدر خودرا به عنوان نام خانوادگي به كار مي بردند اجباري شد كه بازگشتي به رسم ايران عهد باستان و دور شدن از رسم عربي بود كه اعراب نام پدر و پدربزرگ را پس از نام اول بكار مي برند. همچنين توصيه شد که بر نوزادان ترجيحا نام هاي پارسي گذارده شود.
    در همين زمان دولت وقت از سوي روشنفکران زير فشار قرار گرفت كه ايران نيز بمانند تركيه الفباي نوشتن خود را به الفبايي تغيير دهد كه داراي حروف مصوّت باشد از جمله لاتين تا تلفظ همه مردم ايران يكسان شود و از غلظت لهجه هاي محلي كاسته شود كه اين تلاش به جايي نرسيد. يکي از ايرادهايي که به دودمان پهلوي گرفته مي شود همين لاتين نکردن حروف کتابت زبان فارسي بود که الفباي عربي است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مسئله اتمی 10 ساله ایران ـ مخالفت غرب با «برنامه اتمي» ايران ادامه دارد! ـ غرب نگران اتحاد ایران با موقع استراتژیک خاص خود با مسکو است
در روز هاي منتهي به سوم آگوست 2004 گزارشهاي مربوط به برنامه انرژي اتمي ايران و مخالفت و تهديد غرب، در سراسر جهان از رسانه ها قطع نمي شد و آخرين مطالب رسانه اي در آن زمان چنين عناويني داشت:
     مذاكره ايران با 3 بزرگ اتحاديه اروپا نتيجه اي به بار نياورد (هرالد تريبيون بين المللي ) ـ ايران تسليم نشد و ساختن سانتريفوژ را از سر گرفت (نيويورك تايمز) ـ ايرانِ رجزخوان اعلام كرد كه به تلافي خلف وعده سه بزرگ اروپاي غربي كه پرونده اتمي ايران را خواهند بست، ساخت سانتريفوژ را از سر گرفته است (تمامي رسانه هاي يكشنبه آمريكا به نقل از اسوشيتدپرس) ـ آمريكا نگران است كه هدف نهايي ايران غني سازي اورانيوم و توليد بمب باشد (سي ان ان) ـ به نعل و به ميخ زدن روسيه (يک روز مخالف بودن و روز ديگر موافق) درقبال برنامه انرژي اتمي ايران غرب را گيج کرده است (آنلاين اورازيا = اوراسیا از درون و ان بي سي) و ....
     براين گزارشها بايد مقاله هاي مفسران رویدادها را اضافه كرد كه عموما اشاره كرده بودند که برنامه اتمي ايران اينك به صورت قسمتي از غرور ملي ايرانيان درآمده و گمان نمي رود كه دولت ايران بخواهد و يا بتواند اقدامي برخلاف آن انجام دهد. به همين دليل هم بود که دولت پاكستان نتوانست «دكتر خان» پدر بمب اتمي اين كشور را حتي توبيخ كند. هرچه که غرب فشار را سخت تر كند تعلّقِ خاطر و اشتياق ملت ها به دست يافتن بر علوم اتمي و تكنولوژي آن بيشتر مي شود و .... ایرانیان بر اثبات اینکه سلاح اتمی مظهر قدرت و ابزار بازدارنده از تعرّض شده است واقف شده اند و می دانند که دلیل اصلی عدم وقوع جنگ جهانی دیگری در هفت دهه گذشته وجود سلاح اتمی در زرّادخانه قدرت ها و چند کشور دیگر بوده و اینکه در این مدت هیچیک از کشورهای دارنده این سلاح مورد تعرّض و حمله نظامی قرار نگرفته اند.
     چهار سال پس از آن، در 2008 فعاليت هاي اتمي ايران که تهران تاکيد کرده است مسالمت آميز و صنعتي است و مخالفت ها و تهديدهاي غرب و اسرائيل همچنان در صفحات اول روزنامه ها قرارداشت. آخرين خبر روزنامه هاي غرب در آن زمان حکايت از اين داشت که ايران داراي شش هزار سانتريفوژ شده است. از مطالب وقت رسانه ها چنين بر مي آمد که تهديدها و اخطارها ـ چهار سال بعد از آن (سال 2012) همچنان ادامه داشت و حتي جدّي تر شده و پاي تشدید تحريم اقتصادي به ميان آمده و اين تحريم ها از سوي آمريکا و اتحاديه اروپا و متحدين آنها به اجرا گذارده شده و تهدید به گسترش آن و .... در این راستا، دوم آگوست 2012 (پنجشنبه 12 اَمُرداد 1391) کنگره آمريکا مجازات هاي اقتصادي برضد ايران را تشديد کرد. نقل گزارش روزنامه دو میلیونی «وال استريت جرنال» در اين زمينه، چگونگي قضيه را به دست مي دهد که متن انگليسي آن به صورت سند در زير آمده است:
    
    
Congress Passes Iran Sanctions Bill
    
    By Samuel Rubenfeld
    
    August 2, 2012
    
    Congress easily passed a bill Wednesday night that imposes tough sanctions on Iran over its nuclear program
    
    The legislation, which passed the House on a 421-6 vote and sailed through the Senate via voice vote, now heads to President Barack Obama for his expected signature
    
    Among other things, the legislation closes loopholes in existing sanctions law, and adds penalties for those that aid Iran’s petroleum, petrochemical, insurance, shipping and financial sectors. It also broadens the list of available programs under which sanctions can be imposed on Iranian individuals and entities
    
    The bill imposes sanctions on the parent companies of foreign subsidiaries violating sanctions, and requires the disclosure of all sanction-able activity to the Securities and Exchange Commission
    
    The bill comes on top of sanctions legislation signed into law last year that targets anyone doing business with Iran’s central bank, which routes most of its oil transactions
    
    It was the product of a compromise between Senate Banking Committee Chairman Tim Johnson (D., S.D.) and House Foreign Affairs Committee Chairwoman Ileana Ros-Lehtinen (R., Fla.)
    
    “While we have clearly placed all options on the table in this standoff with Iran, our goal is not to pick a fight with Iran, but to politically isolate Iran and deprive Iran of the resources and technology it needs to achieve its goal,” said Sen. Bob Menendez, (D., N.J.), in a statement
    
    In the House, Reps. Ron Paul (R., Texas) and Dennis Kucinich (D., Ohio) voiced opposition to the bill, saying it would increase the likelihood of armed conflict with Iran
    
    “It is so similar to what we went through in the early part of this last decade when we were beating the war drums to go to war against Iraq. And it was all a facade. There was no danger from Iraq. So this is what we are doing, beating the war drums once again,” Paul was quoted by Foreign Policy as saying

    
    پیش از انتخابات تابستان 2013 (خرداد 1392) ریاست جمهور، تماس هایی از طریق عُمان میان ایران و آمریکا صورت گرفت که موضوع اصلی آن، مسئله ده ساله فعالیت های اتمی تهران بود. به باور برخی مفسران، دولت وقت ایران (دولت دهم) به رغم افزایش فعالیت های دانش اتمی، اقدام مؤثر و چشمگیر برای یافتن راه حل داخلی جهت خنثی کردن اثر منفی تحریم ها (با اجرای اقتصاد مقاومتی؛ افزایش تولیدات جهت رفع نیازهای اساسی و ضروری داخلی، کاهش واردات و هزینه های دولت، و به جای افزودن بر نقدینگی افزایش درآمدهای مالیاتی و گمرکی و ...) به عمل نیاورد و جامعه ایران نیش تحریم ها را احساس کرد.
    در زیر چکیده تفسیرهای منتشره در مطبوعات اروپا و آمریکا در سه روز اول ماه آگوست 2014 آمده است که می توان آنهارا با نتایج حاصله از مذاکرات وین مقایسه کرد:
    دولت یازدهم (حسن روحانی) از آغاز کار خود تلاش کرده است که تحریم های آمریکا و اتحادیه اروپا کاهش یابد و مذاکرات با شش قدرت در ژنو با همین هدف بود که به یک توافق موقت شش ماهه انجامید که این توافق پس از انقضاء، برای چهارماه دیگر (تا نوامبر 2014) تمدید شد، شاید که در این مدت به توافق جامع دستیابی شود. هدف غرب، محدود شدن غنی سازی، برنامه ها و فعالیت های اتمی ایران طبق خواست آن بلوک و نیز نظارت هرچه بیشتر خارجی بر این فعالیت ها ازجمله بازرسی سرزده است. ایران در این مدت فعالیت های اتمی خودرا تا حدودی کاهش داده و از ذخیره اورانیوم 20 درصد کاسته ولی غرب به این حد قانع نیست. اصحاب نظر گمان نمی کنند که ایران تسلیم تمامی خواست غرب شود و چانه زنی در این زمینه ادامه دارد. برخی از مفسران، درگیری غرب با روسیه بر سر اوکراین را کمکی برای ایران خوانده اند. وضعیت اوکراین بزرگترین مسئله پس از جنگ جهانی دوم است زیراکه دو طرف به راهی گام نهاده اند که بازگشت از آن را ناممکن ساخته و غرب نگران آن است که مسکو و تهران متحد شوند که در این صورت کفه ترازو به زیان غرب پایین خواهد رفت و با مسائل متعدد رو به رو خواهد شد. بنابراین، ممکن است که غرب در قبال مسئله اتمی ایران خواست های خودرا تعدیل کند تا یک توافق جامع به دست آید.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
پرورش بهتر، انسان اخلاقي تر و منصف بوجود می آورد
Kathleen Kinkade
بانو «كاتلين كينكيد Kathleen Kinkade» اندیشمند آمریکایی و صاحب فرضیه ای نوین برای ایجاد مدینه فاضله (Utopian Commune)سوم آگوست 2007 و یک سال پیش از فوت در یک مصاحبه عمومی از علل شکست خود و آنانکه پیش از او جهت ساخت جوامع بهتر برای بشر تلاش کرده بودند از جمله نظام شوروی پرده برداشت. وی که در سال 1967 با هفت «هم اندیش» خود در نزديكي شهر «چارلوتسويل Charlottesville» ايالت ويرجينيا و نه چندان دور از دانشگاه ویرجینیا (که موسس آن توماس جفرسون بوده است)، ايجاد مدينه فاضله را به نام Twin Oaks به تجربه گذارده بود در سخنرانی سال 1992 خود دلایل شکست طرح ایجاد این مدینه فاضله را که الگویی برای جوامع بشری شود و به مشکلات و گرفتاری های موجود پایان دهد برشمرده بود و مفاد مصاحبه سال 2007 تکرار و تاکیدی برهمان مطالب تلقی شده بود.
     بانو «کینکید» در مصاحبه سوم آگوست 2007 گفت که تا برخي عادات از بشر سلب نشود نمي توان انتظارداشت كه خوشبختي همگاني به دست آيد و يكي از اين عادت ها قانع نبودن انسان به سهم خود است كه به خودخواهي، خودپرستي، زياده خواهي، آزمندي و ... تعبير شده است كه در نبود يك دستگاه قضايي ناب و دقّت و مراقبت بر اِعمال تکلیف دولت که حفاظت از مال، جان و حیثیت اتباع است جرم و تجاوز به حقوق دیگران پدید می آيد. كينكيد گفته بود: طبق تجربه چهل ساله او؛ مردم برخوردار از پرورش بهتر، اخلاقي تر و منصف تر بوده و خودخواهي كمتري داشته اند.
     كينكيد اضافه كرده بود كه پس از تجربه شکست در ایجاد مدینه فاضله مي تواند حدس بزند كه چرا پيامبران روي پرورش و اخلاقيات اين همه اصرار و تاكيد داشتند. حكومت هاي كمونيستي موفق نشدند زيرا كه كاررا از پرورش و انسان سازي شروع نكرده بودند و عقايد «هابز» را نخوانده و اگر خوانده آنهارا نپذیرفته بودند.
    بانو « كينكيد » 28 جولاي 2008 و در 77 سالگي از بيماري سرطان درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي داستان نويسي
درباره همينگوي و ادعاي چهارمين زن او يک ماه پس از خودکشي اش


مري ولش Mary Welsh زن چهارم ارنست همينگوي روزنامه نگار و داستان نويس بنام و برنده جايزه ادبي نوبل سال 1954 سوم آگوست 1961 اعلام کرد که برغم گزارش رسانه ها، شوهر او هنگام پاك كردن تفنگ براثر در رفتن گلوله كشته شده است. وي اين عكس را (که در بالا درج شده است) براي اثبات ادعاي خود شاهد آورده بود. عكاس مجله لايف چندماه پيش از درگذشت همينگوي، اين عکس را از وي گرفته بود. عكس، همينگوي را هنگام قدم زدن روزانه در يك راه كوهستاني در ايالت Idaho آمريكا نشان مي دهد كه يك قوطي خالي نوشابه را كه در كنار راه افتاده بود شوت مي كند و شاد به نظر مي رسد.
    سوم جولاي 1961 اعلام شده بود که همينگوي چند ساعت پيش از آن (دوم جولاي) در خانه اش در شهرKetcham ايالت کوهستاني آيداهو با شليک گلوله خودکشي کرده است. ادعاي مري ولش مورد تاييد پزشگ قانوني ـ که جسد را معاينه کرده بود ـ و نيز پليس محل قرار نگرفت که نظر بر خودکشي همينگوي داشته اند. همينگوي 21 جولاي 1899 در ايالت ايلي نوي آمريکا به دنيا آمده بود و کار روزنامه نگاري را از جواني و از روزنامه «کانزاس سيتي ستار» آغاز کرده بود و کار او در اين روزنامه پوشش اخبار حوادث شهر بود و همين حادثه نويسي اورا به داستان نويسي گرايش داد. پس از ورود آمريکا به جنگ جهاني اول، همينگوي بمانند ساير جوانان اين کشور وارد ارتش شد، به جبهه اروپا اعزام و مدتي راننده آمبولانس نظامي بود تا اينکه مجروح شد. محصول اين جبهه رفتن داستان «وداع با اسلحه» است.
    همنيگوي که به عشق روزنامه نگاري گرفتار شده بود پس از جنگ جهاني اول، مقيم پاريس و در اينجا نماينده چند نشريه آمريکايي شد و اخبار اروپارا به آمريکا ارسال مي داشت. بعد از آغاز جنگ داخلي اسپانيا به اين کشور رفت و به پوشش اخبار مربوط از دست اول و کسب تجربه پرداخت. محصول اين تجربه هم داستان «زنگها براي چه کسي به صدا در مي آيد؟» بود. همينگوي در جريان ديدار حقيقت يابي خود از آفريقا گرفتار سانحه هوايي شد و با اينکه مجروح شده بود زنده ماند.
    همينگوي در جريان پياده شدن نيروهاي متفقين در نُرماندي و نيز ورود اين نيروها به پاريس در محل حضور داشت و گزارش تهيه کرد. وي در بازگشت به قاره آمريکا، عمدتا در کوبا و فلوريدا زندگي مي کرد و خانه او درکوبا موزه شده است. فيدل کاسترو از دوستداران او بود و منظما باهم ديدار داشتند. همينگوي اواخر عمر به ايالت آيداهو نقل مکان کرده بود.
    همينگوي نويسنده داستانهاي «خورشيد هميشه مي درخشد»، «پيرمرد و دريا»، و ... و پدر سه فرزند ظاهرا از ترس پيري و از كار افتادگي با شليك گلوله در خانه اش در كچوم ايالت آيداهو خودكشي كرد. پدر او هم در آستانه سالخوردگي خودكشي كرده بود. همينگوي مردي شجاع بود و در نوشتن داستان سبک ويژه داشت. از او هفت داستان، شش مجموعه داستان کوتاه و 3 کتاب غير داستاني باقي مانده است. بيشتر داستانهاي او به صورت فيلم سينمايي در آمده اند. در پايان دهه 1950 اعلام شده بود که داستانهاي او تا آن زمان دويست ميليون فروش داشته بود. اين کتابها همچنان تجديد چاپ مي شود. در سال 2012 تنها يکي از سه فرزند همينگوي در قيد حيات بوده است.
    
همينگوي با فيدل کاسترو


    
همينگوي در خانه اش در کوبا در حال نوشتن

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سولژنيتسين نويسنده ناراضي از مديريت نظام شوروي ـ او تاسف خورد كه چرا روسيه به دست نابخردان خودپسند افتاده بود
Aleksandr Solzhenitsyn

سوم آگوست 2008 الكساندر سولژنيتسين Aleksandr Solzhenitsyn داستان نگار و بازي نويس (نمايشنامه نگار) معروف روس در نود سالگي در مسكو براثر ايست قلب درگذشت و از خود 35 داستان و نمايشنامه به چاپ رسيده و ازجمله داستان «گولاگ» برجاي گذارد. عدم رضايت و انتقادهاي او از ساختار اداري نادرست و وجود فساد و ندانمكاري در ميان مقامات بالادست شوروي و بي اعتنايي آنان به اکثريت، جز خودشان معروف است. سولژنتيسين از سوسياليسم انتقاد نكرد و تاسف خورد كه چرا پياده كردن اين فرضيه در شوروي به دست نابخردان خودپسند افتاده بود. وي از طريق تاليف خود «گولاگ» جهانيان را در جريان آنچه را كه در اردوگاههاي كار اجباري شوروي مي گذشت قرارداد. سولژنيتسين كه در سال 1970 برنده جايزه نوبل در ادبيات شده بود در سال 1974 به حالت تبعيد از وطن خارج شد. او سالها در ايالات متحده بسربرد ولي حاضر نشد به ميهن پدري پشت كند و تابعيت دولت ديگر را بپذيرد. وي در آن زمان در يك مصاحبه مطبوعاتي گفت: افرادي كه به آساني ترك تابعيت كنند به وطن و استخوان هاي خاكشده نياكان، وفاداري ندارند و كسي كه به وطن، نياكان و زادگاه خود وفادار نباشد به چيز ديگر هم وفادار نخواهد بود و فردي است با شخصيتي ضعيف كه قابل اعتماد نمي تواند باشد. سولژنيتسين كه با بيان اين مطلب، بيش از پيش در دل مردم و بويژه ناسيوناليستها جاي گرفت در 1994 به وطن بازگشت و بعدا به عضويت آكادمي ادبيات و هنر روسيه انتخاب شد. سولژنيتسين يازدهم دسامبر 1918 به دنيا آمده بود.
Solzhenitsyn در ديدار و گفت و گو با پوتين

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز نويسنده اي كه مسائل بزرگ جهان را مي شكافت و دست دولتمردان و کمپاني هاي بزرگ را رو مي کرد
Anthony T. S. Sampson
امروز زادرور انتوني سمسون Anthony T. S. Sampson نويسنده بزرگ انگليسي است كه سوم آگوست 1926 به دنيا آمد و 18 دسامبر 2004 درگذشت. وي نخست روزنامه نگار بود و تا معاونت سردبيري ابزرور The Observer و سردبيري مجله «Drum طبل» ارتقاء يافته بود و تا آخر عمر نيز انتشار مقالات وي در اينديپندنت قطع نشد. سمسون روزنامه نگاري را از مجله درام چاپ شهر يوهانسبورگ (آفريقاي جنوبي) آغاز کرده بود.
    سمسون از چهل سالگي تاليف كتاب، آن هم درباره مسائل در حال گسترش بين المللي را بر كار خود اضافه كرد. او گذشته و حال انگلستان را در چند کتاب تحخت عنوان آناتومي (تشريح) تحليل کرد. نكات كتابهاي او كه به زبانهاي مختلف ترجمه شده اند، همه روزه مورد استناد قرار مي گيرند از جمله هفت خواهران (درباره پيدايش، فعاليت ها و نيّت هاي هفت كمپاني چند مليتي نفتي بزرگ جهان)، سوداگران اسلحه (درباره توليدكنندگان، واسطه ها و بازارهاي جنگ افزار و وابستگي هاي آنها)، اعتبار دهندگان (درباره منابعي كه پول قرض مي دهند و افراد و ملل را استثمار و گرفتار مي كنند) و ....
    سمسون كتاب هاي مهم ديگري با زمينه تاريخ تحليلي از جمله اروپاي نوين، سياه و طلا (درباره تاريخچه تبعيض نژادي و استثمار در جنوب آفريقا) و ... تاليف كرده است. وي يك بيوگرافي نگار ممتاز بود و بيوگرافي نلسون ماندلا، يكي از كارهاي خوب او در اين راستا بشمار مي رود كه كاملا بيطرفانه نوشته شده است.
    نقدنگاران تاليفات سمسون نوشته اند وي که معتقد به لزوم مشاوران آگاه در کنار دفتر هر مدير و دولتمرد بود کتابهاي خودرا به صورتي تنظيم کرده است که راهنماي کار مديران دستگاههاي سياسي ـ اقتصادي باشند و با مطالعه آنها با سابقه کار و ترفندها آشنا شوند و ....
    فهرست کتاب هاي سمسون با همان عناوين اصلي از اين قرار هستند:


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خاطره شنيدني نگارنده اين سايت از داستان تصميم شرکت ملي نفت ايران به تاسيس يک خبر گزاري
مولف اين سايت (نوشيروان کيهاني زاده) در 1961

در مرداد 1340 (ماه اوت 1961) شركت ملي نفت ايران به صرافت افتاده بود كه يك خبرگزاري داير كند كه در آن زمان موفق نشد. شنيدن ماجرا خالي از فايده نيست مخصوصا از اين نظر كه اخيرا تهران ـ شهري كه به باور نگارنده فاقد روزنامه حرفه اي تمام عيار است ـ زادگاه خبرگزاري هاي متعدد (بيش از 20 خبرگزاري!) شده است.
    در آن زمان، يك روز سناتور مسعودي ناشر روزنامه اطلاعات اين نگارنده (مولف اين سايت؛ نوشيروان کيهاني زاده) را كه در بيست و پنجمين سال عمر خود بود فرا خواند و گفت شركت نفت مي خواهد خبرگزاري داير كند و از من خواسته است در جلسه اي كه در تاريخ ... تشكيل مي شود شركت كنم و من شما را كه در خبرگزاري پارس (ايرنا) هم كار مي كنيد، يک سردبير هستيد و آشنايي به اين كار داريد به جاي خودم به آن جلسه مي فرستم كه مطمئن هستم اشخاص مهمي شركت خواهند كرد.
    قبول كردم. جلسه در زمان مقرر تشكيل شد. پس از انجام مقدمات، اصل موضوع مطرح و سپس نظر يكايك شركت كنندگان در جلسه در باره تاسيس خبرگزاري استعلام شد. از مطالبي كه هر يک از حاضران در جلسه بيان داشتند، فهميدم که شركت نفت و شركت كنندگان در جلسه سر از «خبر گزاري» در نمي آورند و آن را هزار بار بزرگتر از آن چه كه هست وانمود مي كنند، با بودجه اي در حد يك وزارتخانه.
     وقتي نوبت صحبت به نگارنده رسيد گفتم كه برايم روشن نشد كه هدف و برنامه چيست. اگر شركت نفت مي خواهد وارد جزئيات صنعت نفت شود و احيانا براي كار خود هم تبليغ كند و راه را براي اجراي برنامه هاي آتي اش هموار سازد، انتشار يك ماهنامه (مجله تخصصي) كفايت مي كند و اين مجله مي تواند منبع خبر براي رسانه هاي عمومي باشد و مطالبش را نقل کنند. تا کنون که مشکلي در کار انتشار اخبار و اطلاعيه هاي شرکت نفت در رسانه ها مشاهده نشده است و چنانچه هدف، انتشار متن اطلاعيه ها است؛ شرکت نفت مي تواند آنها را به صورت خبر پولي (آگهي خبري) به روزنامه ها بدهد تا چاپ کنند. اگر قصد ديگري از تاسيس خبرگزاري دارد بايد آن را صريحا بيان دارد تا راه حل مقتضي ارائه شود.
    رئيس جلسه گفت كه چون خبر گزاري پارس( تاسيس شده در سال 1313 خورشيدي = 1934) براي پخش مطالب ما ناز مي كند مي خواهيم از محل كمكهاي فرهنگي شركت نفت يك خبرگزاري تمام عيار تاسيس كنيم. گفتم براي راه اندازي خبرگزاري، « آدم اين كاره » مي خواهيد و اين آدمها را با پول نمي توانيد به دست آوريد زيرا كه كشور فعلا چند تايي بيش، از اين آدمها ندارد. رئيس جلسه گفت: ما خبرگزاري را داير مي كنيم تا آدم پرورش دهد. گفتم اگر اين طور است و تصميم شرکت نفت قطعي است؛ براي اخبار خارجي، از ميان چهار خبرگزاري معروف به « بيگ فور »، انتخاب يكي از آنها كافي است زيرا كه اخبارشان به دليل رقابت با يكديگر مشابه است و چيزي از هم كم ندارند، يكي را آبونه شويد و سه مترجم براي سه شيفت استخدام كنيد و يك مترجم هم به عنوان جانشين در نظر بگيريد براي روز مبادا ( مي دانيم که امروزه در ارسال اخبار از اينترنت استفاده مي شود و مانند آن زمان تلکسي نيست و اخبار در حافظه باقي مي مانند، و لذا نياز به چهار مترجم شيفتي نيست، يك مترجم هم كفايت مي كند ، ولي كار خبرگزاري ترجمه يعني نشخوار مواد ديگران نيست بايد خودش از دست اول خبر توليد کند). در مورد اخبار داخلي هم، ادارات روابط عمومي سازمانهاي دولتي مطالب را تايپ شده با موتور سوار مي فرستند (در آن زمان اي ـ ميل و فاكس و تلكس داخلي نبود، لذا امروزه به پيك و موتور سوار هم نياز نيست) يك نفر را مي خواهيد كه اين اطلاعيه ها را تنظيم كند، دو نفر يكي به مجلس برود و ديگري براي حضور در مصاحبه ها و شنيدن نطق ها در مراسم باشد و يك نفر هم آماده براي كارهاي فوري. يك تلفن نويس( امروزه بازديدگر سايت هاي داخلي و ادارات روابط عمومي)، چند تايپيست و تكثير كن با دو ـ سه موتور سوار ( به اينها هم امروزه نياز نيست) ، دو منشي ( امروزه يك منشي كافيست ) و يك مسئول اداري نيز لازم است و همه اينها مي تواننددر يك اطاق پنج در شش متر مستقر شوند ،در همين ساختمان شركت نفت ( در آن زمان مقابل موزه ايران باستان كه اينك وزارت امور خارجه از آن استفاده مي كند ) و كل بودجه اش مي شود در ماه حدود صدهزار تومان ولي اين كار يك دوباره كاري و رقابت با دولت تلقي مي شود و رشته اي است كه سر دراز خواهد داشت.
    حرف نگارنده از زمين تا آسمان با حرفهاي ديگران فرق داشت (که مي خواستند خرج تراشي کنند و احيانا از آن نمد براي خود نيز کلاهي بردوزند). بنابراين، ادامه مذاكرات به روزي ديگر (بدون حضور من) موكول شد.
     روز بعد سناتور مسعودي مرا خواست و گفت همه اهل جلسه از جمله شركت نفت از حرفهاي تو دلخور بودند و .... اين را كه شنيدم دست به عمل متقابل زدم و هر مقام دولتي را که ديدم درباره آن جلسه و تصميم شرکت گفتم، زيرا که جلسه علني بود و محرمانه نبود. (لازم به دانستن است که در آن زمان در پي هر جلسه شوراي وزيران، خبرنگاران خبر جلسه را از وزيران مي گرفتند و تلفن كردن به منازل وزيران كاري آسان بود و تلفن را بر مي داشتند، لذا ضمن صحبت با آنها که با خبرنگاران خودماني رفتار مي کردند، کشاندن بحث به تصميم شركت نفت زحمت نداشت) . مطلب را از رئيس انتشارات و راديو و مدير وقت خبر گزاري پارس هم پنهان نکردم كه شركت نفت مي خواهد دولتي در داخل دولت تشكيل دهد و ....
     از آن زمان بيش از چهار دهه سال مي گذرد و اينک در دهه 1380 (دهه يکم قرن 21) هر وقت در روزنامه هاي تهران چشمم به مطلبي به نقل از اين خبرگزاري هاي نوپاي مي افتد مي بينم که محصولشان همان است كه در آن جلسه گفته بودم؛ ترجمه از خبرگزاري هاي خارجي بدون اين كه بدانند هر خبر آنها در اصل، بر پايه چه برنامه و سياستي تنظيم و ارسال شده است، و بقيه مطالب خبرگزاري هاي داخلي هم عمدتا اطلاعيه هاي سازمانهاي دولتي (که عمدتا تبليغ تصميمات و برنامه هاست) و نطق ها و اظهارات رسمي مقامات است ( بدون افزودن نظر مخاطبان و اصحاب نظر درباره مفاد آنها كه يافتن و کسب نظرشان بسيار آسان است). اين خبرگزاري هاي داخلي که شمارشان دارد از تعداد روزنامه ها (يوميه) بيشتر مي شود باعث کاهش و سرانجام توقف توليد خبر از سوي تحريريه روزنامه ها مي شود و در نتيجه روزنامه ها مي شوند المثناي يکديگر و رقابت ميان آنها از ميان مي رود و افت مي کنند. بنابراين و بنظر اين نگارنده با بيش از نيم قرن تجربه روزنامه نگاري، تاسيس انبوه خبرگزاري (مگر خبرگزاري تخصصي) به ژورناليسم ايران کمک نخواهد کرد. اگر روزنامه هاي تهران را مرور کنيم مي بينيم که توليد مستقل داخلي آنها عمدتا در حوزه هاي اخبار ورزشي، سينمايي، و برخي استثنائات ديگر است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رسانه ای نوین به نام «ویکیلیکس»
Julian P. Assaunge
سوم آگوست 2007 و هشت ماه پس از ایجاد «ویکیلیکس Wikileaks» در اینترنت، انجمن جهانی روزنامه نگاران آن را «نیو میدیا = رسانه نو» اعلام و ردیف تازه ای در فهرست رسانه ها برایش بازکرد. بنیادگذاران این رسانه که کار خودرا افشاکردن فساد مالی، اداری و سیاسی در سطح جهان با یافتن اسناد و قراردادن در اینترنت با هدف روشن ساختن مردم و اصلاح وضعیت از این طریق اعلام کرده اند بیشترین مخاطبان را به دست آورده اند.
     ویکیلیکس که تاکنون کارهای خلاف اخلاق بسیاری از مقامات، کمپانیها و سیاسیون را افشاکرده شهرت خودرا از زمان افشای فساد دولتی در کنیا به دست آورده است. این سازمان توسط چندین روزنامه نگار و تکنولوژیست از اروپا، استرالیا، چین، آمریکا و آفریقای جنوبی تاسیس شده و دارای یک شورای 9 نفری است. مدیر آن یک استرالیایی 39 ساله به نام «جولیان پال اسانژ Julian Paul Assaunge» است که در دوران دانشجویی یک هکر (فردی که می تواند رموز ارتباطات اینترنتی را بازکند) بود و در کار سافت ور و پروگرام نبوغ دارد. هزینه این سازمان تنها 250 هزار دلار در سال است و فقط 5 کارمند دستمزد بگیر دارد و طوری ساخته شده است که هرکس می تواند افشاگری خودرا در آن قرار دهد. آخرین کار پر سر و صدای این رسانه نو قراردادن 91 هزار سند جنگ افغانستان در دسترس همگان بوده است که کشتار غیر نظامیان را نیز به دست می دهد. همین رسانه بود که فیلم تیراندازی هلی کوپتر آمریکایی در بغداد به شماری از مردم عادی بدون اسلحه و کشتن 12 تن از آنان ازجمله دو خبرنگار محلی رویترز را در دسترس همگان قرارداد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مرگ روزنامه نگاري كه عاشق حرفه اش بود
امروز زادروز ارني پايل Ernie Pyle روزنامه آمريكايي است كه سوم آگوست 1900 در نيومكزيكو به دنيا آمد و 18 اپريل 1945 هنگام تهيه عكس و خبر از ميدان جنگ در جزيره اي نزديك به «اوكيناوا» هدف گلوله ژاپني ها قرار گرفت و كشته شد.
    وي پس از آغاز جنگ جهاني دوم، از تهيه خبرهاي آسان شهري دست كشيد و داوطلب پوشش اخبار و عكسهاي جنگ از صحنه شده بود و كار خودرا از جبهه هاي شمال آفريقا آغاز كرده بود. او در آخرين نامه اش به خانواده خود نوشته بود: ترديد نيست كه همه شمارا دوست دارم، ولي روزنامه نگاري را بيشتر. در پايان جنگ درباره سختي هاي آن يك كتاب مصوّر خواهم نوشت تا شايد كمك شود كه جنگ ديگري رخ ندهد و اين تنها كاري است كه از دست من برمي آيد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
روزي كه كلمبوس سفر دريايي خود را در جهت درياهاي غرب آغاز كرد
کلمبوس
كريستوفر كلمبوس سوم آگوست سال 1492 با سه كشتي و گروهي كه بيشترشان را زندانيان تشكيل مي دادند سفر دريايي تاريخي خود را از بندر «پالوس» اسپانيا آغاز كرد. سفر او همزمان با اخراج يهوديان از اسپانيا آغاز شده بود. كلمبوس (كلمب) كه متوجه كروي بودن زمين شده بود مي خواست كه از راه درياهاي غرب خود را به هند برساند، زيرا كه پرتغاليها قبلا راه شرق (جنوب آفريقا) را يافته بودند.
     كلمبوس 71 روز بعد به جزاير آنتيل در قاره آمريكا رسيد و گمان كرد كه به نزديكي هند رسيده است و بوميان اين جزاير را كه مردمي آرام بودند و برهنه زندگي مي كردند «هنديان = Indians» ناميد كه اين عنوان باقي مانده است. وي سپس به يافتن زمين هاي بيشتري مشغول شد و در نخستين سفر كوبا و جزيره اي را هم كه اينك دو كشور دومينيكن و هائيتي در آن واقع اند مورد بازديد قرار داد و آن را هيسپانيولا خواند.
     رسيدن كلمبوس به آمريكا كه در پاره اي از نقاط آن از جمله مكزيك و پرو Peru تمدنهاي پيشرفته و درخشان وجود داشت راه را براي استعمار اين قاره به روي اروپائيان و انتقال بيماري هايي كه در آنجا نبود از جمله بيماري هاي مقاربتي باز كرد. دروغ، فريب و جرم نيز از جمله سوغات اروپائيان به قاره آمريكا بود. اروپائيان و مخصوصا انگليسي ها در شمال قاره آمريكا (ايالات متحده امروز) بوميان را تا مي توانستند نابود كردند كه جاي مهاجران اروپايي باز شود. مهاجران اروپايي آن بي گناهان را با قشاوت تمام کشتند تا اراضي شان تصرف و تملک کنند که اينک با پول همين اراضي و منابع غارت شده، از ثروتمندان جهان شده اند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نخستین اتومبیلرانی طولانی بشر
دکتر جکسون و اتومبيل «وينتون» خود

نخستين سفر با اتومبيل از سانفرانسيسكو به نيويورك که 23 ماه می 1903 آغاز شده بود 26 جولای به پایان رسید و 63 روز و 12 ساعت طول كشيد. اتومبیلران سپس از نیویورک عازم خانه خود در ایالت ورمانت Vermont شد و سوم آگوست (روزی چون امروز) به اینجا رسید. این نخستین اتومبیلرانی طولانی بشر بود که زیر عنوان «نخستین اتومبیلرانی سراسری آمریکا» در تاریخ درج شده است. سانفرانسیسکو در منتهی الیه غرب آمریکا و نیویورک در شمال شرقی این کشور واقع شده و هزاران کیلومتر از هم فاصله دارند. دکتر هوریشو جکسون Horatio Nelson Jackson (پزشک) که برای شرکت در یک نشست علمی در دانشگاه سانفرانسیسکو با قطار راه آهن به این شهر رفته بود در اینجا تصمیم گرفت که با اتومبیل به ورمانت (منتهی الیه شمال شرقی آمریکا) بازگردد. وی یک اتومبیل دست دوم ساخت کارخانه وینتون Winton خریداری و یک مکانیک به نام سوال کراکر Sewall Crocker استخدام کرد تا در طول سفر اورا همراه باشد و چون جاده ها مالرو و درشکه رو بود و نقشه و مسیر مشخص نداشت، جایگاه فروش بنزین هنوز ساخته نشده بود دکتر جکسون با خود بنزین اضافی، بیل و کلنگ و وسائل دیگر برداشت و از مسیر شمال (اورگون و ...) عازم نیویورک شد.
     دو مسافر اين راه طولاني با اتومبيل خود (عكس بالا) عرض آمريكا (ایالات متحده) از اقيانوس آرام به اقيانوس اطلس را در ماههایی که هوا سرد نبود پيمودند. در راه سختی بسیار کشیدند زیراکه چندبار اتومبیل آنها از کار افتاد و برای تعمیر قطعه از کار افتاده از آهنگران محل استفاده کردند و .... در آن سال از فروش عمومی اتومبیل نزدیک به سه سال گذشته بود و بسیاری از مردم، اتومبیل را «درشکه بی اسب» می گفتند.
    اتومبیل دکتر جکسون مسیر را با مصرف 800 گالن بنزین (3200 لیتر) طی کرد. اتومبیل دو سیلندره بود و نمی توانست بیش از 20 مایل در ساعت و 80 مایل در شبانه روز حرکت کند. در طول راه و برای عبور از ارتفاعات رشته کوههای «راکی»، این دو چند بار مجبور شدند که اتومبیل را با کمک اسب بالا ببرند.
     اين مسافرت در عين حال ثابت كرد كه خودروها در سال 1903 تا آن حد تكامل يافته بودند كه بتوانند راهي این چنین طولاني را طي كنند. دکتر جکسون پس از رسیدن به ورمانت (زادگاهش) نام این ایالت را بر اتومبیل خود گذارد. دکتر جکسون بعدا از موسسان «امریکن لژیون» و ناشر روزنامه و مالک یک فرستنده رادیویی شد. هدف او از ورود به دنیای رسانه ها کمک به آگاهانیدن مردم از امراض و پیشگیری آنها و تنظیم تغذیه بود. کارخانه ای که اتومبیل وینتون مورد بحث را ساخته بود در سال 1930 به جنرال موتورز فروخته شد و نام این اتومبیل به «پاکارد» تغییر داده شد.
دکتر جکسون و کراکر در مسير سانفرانسيکو به نيويورک

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
المپيك 1980 مسكو و تحريم غرب! ـ اعتراض غرب، ورود نيروهاي نظامي دولت مسکو به افغانستان بود!



    بازي هاي تابستاني المپيك 1980 كه در مسكو برگزار شده بود در اين روز (سوم آگوست) به پايان رسيد. اين بازيها دو هفته پيش از اين (19 جولاي) گشايش يافته بود. بازيكنان آمريكا، ژاپن و آلمان فدرال (غربي) اين بازي ها را به دليل اعزام نيروي نظامي از جانب شوروي به افغانستان تحريم كرده بودند. طبق آمار، جمعا 65 کشور و هريک به دلايلي به بازي هاي مسکو ورزشکار نفرستاده بودند. باوجود اين، 5 هزار و 179 ورزشکار ازجمله يکهزار و 115 زن در مسابقه مسکو شرکت کرده بودند. با تحريم سال 1980، بازيكنان 81 كشور در مسابقه هاي مسکو شركت كرده بودند. برژنف رهبر وقت شوروي بازي ها را در استاديوم يكصد و چند هزار نفري لنين در مسكو كه ورزشكاران شوروي با آرايش صف، پرچم اين كشور را ساخته بودند (عكس بالا) گشوده بود.
    دولت شوروي اعلام كرده بود كه به خواست دولت افغانستان نيرو به آن كشور اعزام داشته و مداخله اي در كار نبوده است. با اين تحريم «سياست» وارد امر ورزش شد كه بايد جاي رقابت هاي غير سياسي و مسالمت آميز باشد.
     شوروي هشت سال بعد تحت فشار غرب، بالاخره نيروهاي خودرا كه تلفات سنگين نيز متحمل شده بودند از افغانستان بيرون برد كه از سال 2001 نخست آمريكا و اينك همه غرب (ناتو) وارد افغانستان شده و به همان ترتيب و همان علل و بهانه ها جاي شوروي را گرفته اند بدون اين كه مسكو و ساير دولت ها اعتراض كرده باشند!. نه تنها مسکو واکنش منفي نسبت به عمليات نيروهاي ناتو در افغانستان اعتراض نکرده بلکه پوتين رهبر روسيه در جولاي 2012 پس از اينکه خروج تدريجي اين نيروها از سال 2014 قطعي شد گفت که خارج شدن نيروهاي نظامي ناتو از افغانستان زود است و بايد مدت بيشتري در اينجا باشند!. دولت کابل بمانند دولت بغداد با دولت واشنگتن پيمان استراتژيک امضا کرده است.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 3 اوت
  • 1843:   روزنامه "رفورم La Reforme" با هدف پاسداري از دمكراسي فرانسه در پاريس تاسيس شد.
  • 1882:   كنگره آمريكا نخستين قانون محدود ساختن مهاجرت به اين كشور را تصويب كرد.
  • 1902:   حبيب بورقيبه نخستين رئيس جمهوري تونس به دنيا آمد و98 سال عمر كرد.
  • 1914:   در اين روز در آغاز جنگ جهاني اول ، آلمان به بلژيك حمله ور شد و به فرانسه هم اعلان جنگ داد.
  • 1960:   سرزمين آفريقايي نيژر استقلال خود را از فرانسه به دست آورد.
  • 1972:   قرارداد محدود كردن شبكه دفاع ضد موشك باليستيك ( ا. ام . بي.) ميان شوروي و آمريكا امضاء كه در سال 2002 آمريكا از آن بيرون آمد. از همان آغاز كار هم اين قرارداد مورد ايراد اصحاب نظر قرار گرفته بود كه آيا مي شود سلاحهاي صرفا دفاعي يك ملت را محدود كرد!.
  • 1975:   يك جت بوئينگ 707 (قديمي ترين نوع جت مسافر بر كه اينك عمدتا از رده خارج شده اند) در اقادير مراكش به كوه اصابت كرد و 188 تن كشته شدند.
  • 1981:   جنبش همبستگي (Solidarity) در لهستان كه بر ضد نظام وقت لهستان بپاخاسته بود از گران شدن بهاي مواد غذايي استفاده كرد و هواداران خود و ناراضيان را به خيابانها آورد و خيابانهاي مركزي شهر ورشو را به روي ترافيك بست.
  • 1981:   13 هزار تن كاركنان ترافيك هوايي در آمريكا با هدف دريافت دستمزد بيشتر دست به اعتصاب زدند و به اخطار رونالد ريگن رييس جموري وقت آمريكا كه به كار بازگردند توجه نكردند و در نتيجه همگي اخراج شدند.
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    nhistorian (a) cox.net
    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com