Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
22 فوريه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 22 فوريه
ايران
جريان شکست قوم آوار Avar از ارتش ايران و پراکنده شدن در اروپا
يگانهاي مرزباني ايران مستقر در حاشیه سيردريا (رود سيحون) در يك جنگ يك روزه كه 22 فوريه سال 560 ميلادي روي داد قوم «آوار Avar» را كه در استپ هاي ميان «آلتايي» و «تي ان شان» بسر مي بردند و قصد مهاجرت به منطقه «فرارود» ايران را داشتند شكست دادند و مسير آنان را به سوي اروپا (روسيه امروز و بالكان) منحرف ساختند. اين يگانهاي معروف به مرزبان، يك ارتش كامل و يكي از چهار ارتش ايران بودند. دسته اي از آوارها سال بعد تلاش كردند تا از دربند قفقاز [حاشيه غربي درياي مازندران و اینک شهری است در داغستان روسیه] بگذرند و از اين ناحيه وارد ايران شوند كه در اينجا هم از سپاهيان وطن به فرماندهي «اسپهبد گيو» شكست خوردند و متواري اروپا شدند كه دهها سال اين قاره مورد تاخت و تاز آنان قرارداشت تا سر انجام «شارلماني» آنان را سركوب كرد، اسكان داد و تعرّض ديگري از آنان مشاهده نشد. شكست هايي كه ايرانيان به آوارها وارد ساختند، گفتنش به زبان آسان است. اين قوم خويشاوند مغولان قبلا امپراتوري چين را با حملات خود خسته و فرسوده كرده بود، در حركت به سوي غرب هِپتاليت ها را شكست داده بود و بعدا اسلاوها را مطيع ساخته بود و در بالكان يك امپراتوري موقت تشكيل داده و از امپراتوري روم شرقي باج مي گرفت. گمان نمي رود آنطور كه گفته شده است؛ برخي از داغستاني هاي روسيه از اعقاب آن آوارها باشند. چيني ها آوارها را « ژوان ـ ژوان» مي خواندند. زبان آوارها شباهت زياد به زبان هونها داشت. آوارها سركرده كل خود را «خاقان» خطاب مي كردند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که قرارداد تركمنچاي امضاء شد و وطن ما تمامیّت و حاکمیّت خودرا از دست داد ـ نگاهی به دو جنگ روسیه با ایران در قفقاز
عباس میرزا و ژنرال پاسکویچ امضاءکنندگان قرارداد ترکمنچای ـ یک نمونه از توپهایی که در جنگ دوم روسیه و ایران بکار رفت

پس از افتادن دژ لنکران به دست روسها در یکم ژانویه 1828 و پیش از آن شکست نیروهای ایران در 31 اکتبر 1927 در اصلاندوز Aslanduz و بازهم به ترغیب و دسیسه دولتمردان لندن، دولت تهران پیشنهاد گفت و گو برای ترک جنگ را پذیرفت. مذاکرات چند روز طول کشید، متن قرارداد 21 فوریه 1828 (دوم اسفند) آماده شد و در جلسه 22 فوريه (سوم اسفند) که در روستاي تركمنچاي برگزار شده بود به امضای عباس میرزا فرمانده نیروهای نظامی ایران (ولیعهد وقت فتحعلی شاه) و ژنرال ایوان پاسکویچ Ivan Paskievich فرمانده نظامی روس رسید که مورخان با تفسیر متن، آن را ننگین ترین قراردادی توصیف کرده اند که ایرانیان در طول تاریخ حیات وطن خود امضا کرده اند. بر پايه این قرارداد، نه تنها وطن ما قسمتهاي ديگري از قلمرو خود (بخشهاي اصلي) را از دست داد و رود ارس Aras River مرز ايران و روسيه تعيين شد بلکه تعهداتی را برعهده گرفت که قبول آن از جانب یک دولت مستقل و حاکم بعید و خلاف منطق بنظر می آید.
     طبق اين قرارداد، نخجوان و ايروان [ارمنستان] را هم از ايران جدا كردند. ارتش ايران با همه ضعف آموزش و تجهيزات از ايروان جانانه دفاع كرده بود. مناطق دیگری که بموجب این قرارداد از پیکر ایران جدا شد عبارتند از: اُردوباد Ordubad، بخش های دیگری از مُغان و لنکران ـ طالِش. این قرارداد حقوق دریانوردی ایران در دریای مازندران را محدود کرد. دولت تهران پذیرفت که به روسیه حق کاپیتولاسیون بدهد و دولت روسیه مجاز باشد که در هرنقطه از ایران که بخواهد کنسولگری دایر و قراردادهای بازرگانی دوجانبه را به اراده و خواست خود تنظیم کند. دولت ایران از بابت جنگ از روسیه رسما پوزش بخواهد و ده کرور طلا [هر کرور 500 سکه] غرامت جنگ بدهد. دولت روسیه در این قرارداد تنها متعهد شد که از شاه شدن عباس میرزا پس از مرگ پدرش حمایت کند [که عباس میرزا 25 اکتبر 1833 و پیش از مردن پدرش ـ فتحعلی شاه درگذشت و به شاهی نرسید].
    جنگ دوم ایران و روسیه که اندکی بیش از دو سال [از 1825 تا اوایل سال 1828] طول کشیده بود نتیجه مستقیم جنگ یکم ایران و روسیه برسر قفقاز بود که هفت سال و از 1804 تا 1813 ادامه داشت.
    
Pavel Tsitsianov

جنگ یکم در پی لشکرکشی روسیه به تفلیس (گرجستان) و استقرار در آن منطقه که گوشه ای از قلمرو ایران در قفقاز بود روی داده بود. دولت تهران با اتکاء بر اتحاد خود با ناپلئون بناپارت [که ناپلئون در سال 1807 در تیلسیت Tilsit با تزار آشتی کرد و از آن پس تعهد خود در قبال ایران را نادیده گرفت!] و اینکه ارتش ایران از لحاظ نفر پنج برابر نیروهای اعزامی روسیه به قفقاز است وارد جنگ شده بود. الکساندر یکم تزار وقت روسیه در آغاز سلطنت خود اعلام کرده بود که تصمیم قاطع به توسعه روسیه [به انجام رسانیدن آرزوهای پتر بزرگ] و تصرف سراسر قفقازرا دارد که هشداری به دولت تهران بود و عامل نگرانی دولت لندن که بیم داشت، روس ها از طریق ایران [که افغانستان بخشی از آن بود] و خلیج فارس به هندوستان رخنه کنند. تعرض به ایران در دو ستون توسط دو ژنرال روس آغاز شده بود؛ ژنرال پاول دمترییویچ سیسیانوف Pavel Dmitryevich Tsitsianov حملات نظامی به باکو و ژنرال ایوان گودویچ Ivan Gudvich به ارمنستان را فرماندهی می کردند. سیسیانوف بیستم فوریه 1806 و در 50 سالگی در جریان معارضه با ایران در باکو کشته شد و در آخرین سال نبرد، ژنرال پیوتر کوتلیارفسکی Pyotr Kotlyarevsky برنده بود. دولت لندن که از پیشروی روسها در قلمرو ایران نگران شده بود دست به میانجیگری زد و روسها که با تعرض ارتش ناپلئون رو به رو بودند و نیاز به دوستی با انگلستان [دشمن شماره یک ناپلئون] داشتند با این میانجیگری و مذاکره برای ترک مخاصمه موافقت کردند مخصوصا که میانجیگری بر عهده سِر گور اوزلی Sir Gore Ousely ـ دیپلمات انگلیسی آشنا با تزار روس واگذار شده بود. متن قرارداد که با انشاء «اوزلی» تنظیم شده بود 24 اکتبر 1813 در دهکده گلستان امضاء شد و برپایه آن؛ گرجستان، مناطق ساحل دریای سیاه واقع در غرب گرجستان ازجمله آبخیزستان [آبخازیا = آبخازیه]، ایمِرتیاImeretia، مِگرلیا Megrelia (اودیشی) و گوریاGuria، همه داغستان (قفقاز شمالی) و ازجمله شهر دربند (دربنت)، و نیز باکو، گنجه، شیروان، شکین (شکی Shakki)، قره باغ، لنکران و ... از ایران جدا شدند. از زمان تاسيس كشور ايران تا آن روز، قفقاز و بویژه جنوبي (اران) گوشه اي از خاك اصلي ايران بود و به شهادت تاریخ، ایرانیان برای محافظت این منطقه دائما و با تمامی امکانات با رومیان و اقوام مهاجر آسیای شمال شرقی جنگیده بودند. میرزا ابوالحسن خان ایلچی از جانب ایران و نیکلای رتیسچف Rtischev از سوی روسیه قرارداد گلستان را امضاء کردند.
     دو جنگ روسیه و ایران، ضعف نظامي ــ اداري، ناآگاهي رجال وقت و مديران كشور از ديپلماسي اروپايي، بي خبري از تحولات جهان و رويدادهاي روز و ناتوان بودن از تحليل آنها و نيز ضعف روانشناسي، بي خيالي و خودخواهي و داشتن مشغله وقتگير و فرصت سوز از جمله بسربردن در حرمسراها و دشمني كردن و رقابت شخصي با يكديگر را آشگار ساخت و تهران را به ميدان رقابت اروپائيان مبدل كرد.
     همه تلاش انگلستان اين بود كه روسها در ايران نفودي بيش از خودشان به دست نياورند و افغانستان کاملا از ایران جدا شود و حائل ميان متصرفات دو قدرت (انگلستان و روسيه) در آسیا باشد.
     مورخان، قراردادهاي گلستان و تركمن چاي و قرارداد تخليه هرات را نتيجه سوء حكومت 131 ساله قاجاریه بر ايران بشمار آورده اند که [برغم دفاع مردانه بوشهری ـ کازرونی ها در برابر تعرض انگلیسی ها ـ در جریان جنگ انگلستان با ایران بر سر هرات] ناسیونالیسم ایرانی را دست کم گرفته بودند و روی آن حساب نمی کردند. تاجيكها و ازجمله هراتی ها پس از سقوط دولت ساسانيان به خود عنوان پارسيبان (پارسي وان) داده و به پاسداري از زبان فارسي و فرهنگ و تمدن ايراني پرداخته بودند.
    باید دانست که دهم فوريه 2008 بي بي سي از قول هارون نجفي زاده از مزار شريف گزارشي مفصل تحت عنوان «مجازات براي بكارگيري زبان فارسي (در برخی نقاط افغانستان)» منتشر كرده بود كه نشان مي داد مقامات دولت كابل چند خبرنويس و مسئول خبر در منطقه بلخ كه واژه هاي پارسي دانشگاه، دانشكده و دانشجو را بكار برده بودند توبيخ كرده اند كه عملي تاسف آور است.
     به اظهار برخی اصحاب نظر، رويدادها و تحولات قرن 20 به ويژه انحلال امپراتوري روسيه (يك طرف قرارداد با ایران) و بعدا فروپاشی اتحاد شوروي [جانشین آن] و نيز وضعیت افغانستان فرصت به دست تهران داده است که اگر بخواهد قراردادهاي گلستان، تركمنچاي، هرات و ... را كه طبق عرف تاريخ، تحميلات نظامي بشمار مي روند و قابل اعراض و اعتراض هستند ـ دست كم روي كاغذ ـ ابطال و كان لم يكن اعلام كند، همچنانکه پس از پیروزی انقلاب، قرارداد سال 1921 روسيه شوروي با ایران را به طور يكجانبه لغو کرد!.
    دوازدهم فوريه 2004، ولاديمير پوتين مرد نیرومند روسيه انحلال اتحاد شوروي در دسامبر 1991 را يك مصيبت اعلام کرد و گفت که ایجاد امپراتوری روسیه نتیجه تلاش و از جان گذشتگی روسها در طول قرنها بود. این بیان صریح بسياري از حسابها را به هم ريخت و به نظر تحلیگران غرب، رشته اي است كه سر دراز خواهد داشت مخصوصا که چند سال پيش از این بیان، مجلس ملی روسیه (دوما) با تصویب یک قطعنامه، انحلال شوروي [در حقیقت امپراتوری روسیه] را عملي غيرقانوني و نامشروع اعلام کرده بود زیرا که برای تحقق آن یک رفراندم سراسری انجام نشده بود و 13 فوریه 2011 بورودافکین Alexei Borodafkin معاون وزارت امورخارجه روسیه ضمن اشاره به مسائل جاری منطقه ـ از اوضاع افغانستان تا بی ثباتی در قفقاز و نیز استفاده از منابع و امکانات دریای مازندان و ... گفت که برای حل این مسائل، روسیه نیاز به همکاری ایران دارد.
تصويري که روسهاي وقت از صحنه امضاي قرارداد ترکمنچاي ترسيم کرده اند ـ تصوير نشان مي دهد که عباس ميرزا و پاسکویچ آماده امضاي قرارداد هستند

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کودتای سوم اسفند 1299 تهران
تيپ قزاق [مستقر در قزوین] سوم اسفند1299 تهران را متصرف و فتح الله اكبر (معروف به سپهدار رشتي) رئيس الوزراء به سفارت انگلستان كه اين دولت خود حامي كودتا بود پناه برد!.
     تيپ قزاق پس از ديدار و مذاكرات ژنرال انگلیسی ـ «آيرون سايد با ژنرال رضاخان روانه تهران شده بود و نمايندگان احمدشاه را كه براي مذاكره با رضاخان و انصراف تيپ از ورود به تهران به شاه آباد [واقع در نزدیکی کوی امامزاده حسن و میدان شمشیری کنونی ـ حاشیه تهران وقت] آخرين محل استقرار آن رفته بودند بازداشت كرده بود. واحدهاي تيپ پس از شنيدن سخنان مهيّج سیّد ضياءالدين طباطبايي يزدي و دريافت پولهايي را كه باخود به شاه آباد برده بود [و گویا این پول را از عوامل لندن گرفته بود و به نام مواجب عقب افتاده قزاقها پرداخت کرده بود] وارد پايتخت شدند و شهررا كه تنها در دو نقطه مختصر مقاومتي كرده بود متصرف شدند. مقاومت تنها از سوي پليس شهر بود كه با تحمل چند كشته كنار رفت و روز بعد (چهارم اسفند1299 = 23 فوريه 1921) سلطان احمدشاه قاجار همراه با صدور اعلاميه اي حكم رياست الوزرايي سيّد ضياء و سرداري سپه ژنرال رضاخان را صادر كرد. احمدشاه كه با صدور این دو حکم عملا به كودتا تسليم شده بود در اعلامیه خود اعتراف به غفلت و لاقيدي كابينه هاي قبلي و عدم وجود امنيت دركشور و بلاتكلبفي ملّت كرده بود. سيّدضياء تحصيلكرده فرانسه قبلا در تهران روزنامه منتشر مي كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درج کُپی صفحه اول شماره سوم اسفند 1357 روزنامه اطلاعات (11 روز پس از پیروزی انقلاب) برای یادآوری گذشته و نیز سوژه برای پژوهش


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هزينه بيش از اندازه نمايندگي هاي ايران در خارج و ادامه ضعف ژورناليسم وطن
از گزارش بهمن ماه 1383 هجري خورشيدي مركز پژوهشهاي مجلس چنين بر مي آيد كه طبق ارقام بودجه سال 1384، نمايندگي هاي ايران در خارج از كشور، بر حسب تناسب كار پرهزينه ترين بخش دولتي براي ملت هستند. بايد دانست كه هفت سال پيش از آن قرار بود اين هزينه با حذف و تعديل كاركنان اين نمايندگيها كاهش يابد كه اين گزارش، عكس قضيه را نشان داد.
    اين گزارش به نقل از خبرگزاري مهر، دست كم در يك روزنامه چاپ تهران انتشار يافته بود و اين خبر، طبق روال عادي ژورناليسم تازه وطن، حاوي توضيحات و ارقام و آن چه كه فن خبر نويسي روي آن تاكيد دارد نبود. اگر چنين سرنخي در كشوري ديگر به دست روزنامه ها داده شده بود آن را هفته و ماهها دنبال مي كردند و هزينه هاي يكايك اين نمايندگي ها و كارمندان لازم و غير لازم آنها را به دست مي دادند و ريز هزينه هاي آنها از جمله سنجاقهايي را كه بكار برده بودند مي نوشتند تا مردم كه اين هزينه را مي پردازند روشن شوند كه آيا لازم است اين هزينه ها تصويب و پرداخت شود؟. دمكراسي يعني اين، يعني داشتن روزنامه حرفه اي و تمام عيار، و تا ما از اين روزنامه ها نداشته باشيم محكوم هستيم كه اين هزينه هاي غير ضروري را بپردازيم. ممكن است گفته شود كه بايد كارهاي گذرنامه، وكالت، تصديق امضاء و ... اين همه ايراني مقيم خارج انجام شود و .... پاسخ اين است كه طبق يك رسم بين المللي دو برابر اين هزينه را بايد فرد ذينفع بپردازد تا كارش انجام شود. به عبارت ديگر؛ اين نمايندگي ها براي دولت (ملت) بايد پولساز باشند نه هزينه تراش.
    به نظر پروفسور «رابين جورج كالينگوود» تاريخدان و فيلسوف انگليسي، تا يك ملت روزنامه نگار خوب و ماهر و وفادار به اصول اين حرفه را نداشته باشد ازمسئله و دشواري تهي نخواهد شد. وي تاريخنگاري را ادامه روزنامه نگاري دانسته و تاكيد بر افزودن سابقه خبر (تاريخچه رويداد، نه نظر و تفسير) را بر آن دارد كه از آن زمان (گرچه مورد سوء استفاده هم قرارگرفته) رواج يافته است.
    اگر سردبير اجرايي همان روزنامه كه خبر اسراف در نمايندگي ها را منتشر ساخته بود از خبرنگار خود خواسته بود كه سابقه بر اين خبر بنويسد مي ديديم كه يكي از انتقادهاي انقلابيون سال 1357 از نظام حكومتي وقت همين ولخرجي هاي خارجي بود و پس از پيروزي انقلاب، بسياري از مقاماتي كه چنين ولخرجي و استخدامهاي فاميلي را در نمايندگي هاي خارج ميسر ساخته بودند و دوستان را به هزينه ملت به سفر خارج فرستاده بودند جان و اموال خود را از دست دادند كه باز «كالينگوود» توصيه كرده است: سياستمداران و دولتمردان بايد «تاريخ ، يعني خبرهاي ديروز» را مطالعه كنند تا اشتباهات تكرار نشود و با اين عمل (پيشگيري از تكرار اشتباه) از خود نام نيك باقي بگذارند. وي كه مي دانسته ممكن است يك سياستمدار درخواندن خبرهاي ديروز (تاريخچه قضيه) تنبلي كند، اين را به صورت تكليف بر عهده روزنامه نگار قرار داده كه به صورت سابقه بر خبر بنويسد. همين سابقه، مخاطب را روشن و او را مجبور مي كند كه از روزنامه بخواهد قضيه را دنبال كند و بشكافد تا به نتيجه برساند. مخاطب به زور و اجبار متوسل نمي شود و وقتي ببيند يك روزنامه مسئله اي را دنبال نمي كند و يا اينکه خبر، به صورت ناقص منتشر مي سازد براي خواندن، روزنامه ديگري را انتخاب مي كند و به تدريج فقط روزنامه هاي بهتر يعني حرفه اي در صحنه باقي مي مانند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رهبری انقلاب و جمهوری اسلامی 29 بهمن 1392 سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» را در 24 اصل اعلام و ابلاغ کرد با تأکید بر اجرای بی درنگ آن
دفتر رهبری انقلاب و جمهوری اسلامی 29 بهمن ماه 1392 سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» را که از چندی پیش وعده آن داده شده بود در 24 اصل اعلام و ابلاغ کرد. تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران طبق اصل 110 قانون اساسی این جمهوری با مقام رهبری و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام است. در مقدمه این ابلاغیه تأکید شده است که پیروی از الگوی علمی و بومی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی، عامل شکست و عقب نشینی دشمن در جنگ تحمیلی اقتصادی علیه ملت ایران خواهد شد و این اقتصاد مقاومتی همچنین خواهد توانست در بحران‌های رو به افزایش جهانی، الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت دهد که اجرای آن باعث فائق آمدن بر مشکلاف اقتصادی خواهد بود، و لازم است قوای کشور بی‌درنگ و با زمان‌بندی مشخص، اقدام به اجرای آن کنند.
    اصل یکم سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی:
    تأمین شرایط و فعّال‌سازی کلیه امکانات و منابع مالی و سرمایه‌های انسانی و علمی کشور به منظور توسعه کارآفرینی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت‌های اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاری‌های جمعی و تأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط.
    اصل سوم:
    محور قراردادن رشد بهره‌وری در اقتصاد با تقویت عوامل تولید، توانمندسازی نیروی کار، تقویتِ رقابت‌پذیری اقتصاد، ایجاد بستر رقابت بین مناطق و استانها و به کارگیری ظرفیت و قابلیت‌های متنوع در جغرافیای مزیت‌های مناطق کشور.
    اصل چهارم:
     استفاده از ظرفیت اجرای هدفمند‌سازی یارانه‌ها در جهت افزایش تولید، اشتغال و بهره‌‌وری، کاهش شدت انرژی و ارتقاء شاخص‌های عدالت اجتماعی.
    اصل پنجم:
     سهم‌بری عادلانه عوامل در زنجیره‌ تولید تا مصرف متناسب با نقش آنها در ایجاد ارزش، بویژه با افزایش سهم سرمایه انسانی از طریق ارتقاء آموزش، مهارت، خلاقیت، کارآفرینی و تجربه.
    اصل ششم:
    افزایش تولید داخلی نهاده‌ها و کالاهای اساسی و اولویت دادن به تولید محصولات و خدمات راهبردی و ایجاد تنوع در مبادی تأمین کالاهای وارداتی با هدف کاهش وابستگی به کشورهای محدود و خاص.
    اصل هفتم:
     تأمین امنیت غذا و درمان و ایجاد ذخایر راهبردی با تأکید بر افزایش کمی و کیفی تولید (مواد اولیه و کالا).
    اصل هشتم:
     مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی همراه با برنامه ریزی برای ارتقاء کیفیت و رقابت پذیری در تولید.
    اصل نهم:
    اصلاح و تقویت همه‌جانبه‌ نظام مالی کشور با هدف پاسخگویی به نیازهای اقتصاد ملی، ایجاد ثبات در اقتصاد ملی و پیشگامی در تقویت بخش واقعی.
    اصل دهم:
    حمایت همه جانبه‌ هدفمند از صادرات کالاها و خدمات.
    اصل دوازدهم:
     افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب پذیری اقتصاد کشور از طریق توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان بویژه همسایگان.
    اصل سیزدهم:
     مقابله با ضربه پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طریق؛ انتخاب مشتریان راهبردی، ایجاد تنوع در روش‌های فروش، افزایش صادرات گاز، برق، پتروشیمی و فرآورده های نفتی.
    اصل 14 درباره حفظ و توسعه ظرفیت‌های تولید نفت و گاز، بویژه در میادین مشترک است.
    اصل شانزدهم که یک تصمیم ضروری و اساسی تفسیر شده است:
    صرفه جویی در هزینه‌های عمومی کشور با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقی سازی اندازه دولت و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضرور و هزینه‌های زاید.
    اصل مهم هفدهم:
    اصلاح نظام درآمدی دولت با افزایش سهم درآمدهای مالیاتی. [که به اظهار اصحاب نظر، باید به صورت انقلابی اجرا شود نه اینکه در چارچوب بوروکراسی و قانون سازی معطل بماند.].
    اصل مهم نوزدهم:
    شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی و ... .
    اصل بیستم:
    تقویت فرهنگ جهادی در ایجاد ارزش افزوده، تولید ثروت، بهره‌وری، کارآفرینی، سرمایه گذاری و اشتغال مولد و اعطای نشان اقتصاد مقاومتی به اشخاص دارای خدمات برجسته در این زمینه.
    اصل بیست و یکم که باید به آن توجه ویژه و فوری شود:
    تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن بویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی. [لازم است که بمانند سایر کشورها، رسانه های چاپی ایران یک صفحه اختصاصی اخبار، تفسیرها و تحولات اجرایی این اصول ایجاد کنند و رادیوتلویزیون دولتی یک برنامه دائمی ویژه تا این اصول فراموش نشود و اجرای آن معطل نماند.].
    اصل بیست و دوم:
    دولت مکلف است برای تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی با هماهنگ سازی و بسیج پویای همه امکانات کشور، اقدامات زیررا معمول دارد: شناسایی و بکارگیری ظرفیت‌های علمی، فنی و اقتصادی برای دسترسی به توان آفندی و اقدامات مناسب، رصد برنامه‌های تحریم و افزایش هزینه برای دشمن، و مدیریت مخاطرات اقتصادی از طریق تهیه طرح‌های واکنش هوشمند، فعال، سریع و به هنگام در برابر مخاطرات و اختلال‌های داخلی و خارجی.
    اصل بسیار مهم بیست و سوم:
    شفاف و روان سازی نظام توزیع و قیمت‌گذاری و روزآمدسازی شیوه‌های نظارت بر بازار.
    اصل بیست و چهارم:
    افزایش پوشش استاندارد برای کلیه محصولات داخلی و ترویج آن.
    .......
    
    نخستین اظهار نظر واصله به این تاریخ آنلاین درباره سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی»:
    
    
حلّال مشکلات ايران امروز [اداري و اقتصادي]

    
    این اصول 24گانه، بسیار مهم و حلّال مشکلات ایران امروز هستند و نباید اجرای آنها در مواردی موکول به تهیه قوانین و مقررات شود که طبق عادت ایرانی و بوروکراسی موجود، تعلیق به محال خواهند شد.
    
    دومین اظهار نظر واصله:
    
    
لزوم انتشار گزارش هفتگي پيشرفت کار اجراي اين سياست ها

    دفتر رهبری باید گزارش هفتگی درباره پیشرفت اجرای این اصول انتشار دهد، در این گزارش به کُندی احتمالي کار و ضعف های اجرایی هم بدون پرده پوشی اشاره شود و گرنه، این اصول ـ مگر آن قسمت که منافع برخی را تأمین کند ـ پس از مدتی عملا بایگانی خواهند شد. مسئله ایران از زمان شاه طهماسب صفوی، بوروکراسی و فساد اداری و حجم بیش از نیاز ادارات و سازمانهای دولتی و گریز از مالیات بوده و نیز سوء استفاده خواص از اجرای تصمیمات و سهم گیری از آنها. در اجرای اصول 16، 17، 19 و 23 باید ضربتی عمل شود تا یک مسئله 500 ساله حل شود. فساد اداری و انتصابات نادرست زاینده همه مشکلات ایران و اسباب ناراضی سازی اتباع هستند.
    
    
    این اظهار نظرها یکم اسفند 1392 واصل شد:
    
    
چرا همه روزنامه ها تیتر سراسری صفحه اول نکرده بودند؟

    
    سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» رهبری جمهوری اسلامی را سی ام بهمن در وب سایت خبرگزاری های داخلی خواندم و انتظار داشتم که تیتر اول شماره روز بعد روزنامه های تهران قرار گیرد. امروز [اول اسفندهاه 1392] صفحات اول روزنامه های تهران را در وبسایت آنها مرور کردم، بعضی از آنها، این خبر را در گوشه ای از صفحه اول قرار داده بودند و تیتر اول آنها (تیتر سراسری) مربوط به خبرهای دیگری بود. تیتر اول (تیتر سراسری) یعنی مهم ترین خبر آن روز و به نظر من که سال ها است در اروپا زندگی می کنم، خبری مهم تر از اعلام آن سیاست ها نبود که اگردقیقا اجرا شوند تحوّل بزرگی در ایران به وجود می آید. نمی دانم که چرا آن دسته از روزنامه ها، اعلامیه رهبری جمهوری اسلامی را که طبق قانون اساسی شخص اول کشور است تیتر سراسری خود قرار نداده بودند. معمولا پی دی اف صفحه اول روزنامه های تهران در وبسایت آنها قرار می گیرد یعنی عین صفحه چاپی آنها. قضاوت دولت های خارجی بر اساس همین صفحات است که مشاورانشان به آنها گزارش می کنند. شنیده بودم که در جمهوری اسلامی مجوّز انتشار روزنامه به متقاضیان مورد اعتماد و اصطلاحا خودی ها داده شده است و تعجب کردم که چرا تیتر سراسری نشده بود. در سفرهایم به ایران دیده بودم که مردم تیترهای صفحه اول روزنامه ها را که روی میز کیوسک ها پهن می شوند نگاه می کنند و تیتر سراسری که با حروف درشت تر است بهتر و آسان تر به چشم می خورد. سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» که به امضای رهبری اعلام و ابلاغ شده اگر به همانگونه اجرا شود تورّم، فساد اداری، ولخرجی از خزانه دولت، کاغذبازی در ادارات، مالیات گریزی و واردات بی رویه و رانت خواری را پایان می یابد و سطح تولید بالا می رود.
    
    
    
ضرورت تشکیل یک هیات نظارت بر اجرای اعلامیه 24 اصلی رهبری

    
    26 سال پیش با مدرک دانشگاهی از ایران و برای ادامه تحصیل به آمریکا آمدم و ماندگار شده ام. در دفتر تحقیقات جهانی دانشگاه کار می کنم و تخصّص من بررسی تحولات آسیای غربی و جنوبی است. در طول این 26 سال فقط سه بار به دیدار از ایران رفتم. مسائل اداری ـ اقتصادی همین ها بوده است که آیت الله خامنه ای راه حل آنهارا در اعلامیه 29 بهمن ماه 1392 قرارداده و برای اجرا به دولت که عبارت از قوای سه گانه هستند ابلاغ کرده است. مسائل اقتصادی عمدتا ناشی از ضعف مدیریت ها و بوروکراسی یک کشور است. تجربه و مطالعات من می گوید که اگر در دفتر رهبری یک هیات نظارت بر اجرای سیاست های اعلام شده تشکیل نشود و جریان اجرا را بررسی و اعلام نکند ـ منفی و یا مثبت، و با مردم در این زمینه تماس دائمی نداشته باشد کار به سامان نرسد. اگر به دولت اکتفا شود آش و کاسه همان خواهد بود که بوده است. این مشکلات را مقامات دولتی در طول زمان به وجود آورده اند و نباید به امید آنها نشست و منتظر شد. اجرای این سیاست ها، هیات نظارت می خواهد. من از راه دور قضاوت می کنم، ولی شرح کارها و نظرات افراد را در سال های اخیر خوانده و آرشیو کرده ام و به نظر من که ریاست بر هیات نظارت با محسن رضایی، صفار هرندی و سعید جلیلی باشد بهتر است.
    
    
لزوم همکاری رسانه ها در جریان اجرای سیاست هاي 24 گانه

    
    تردید نیست که همکاری رسانه ها با اجرای سیاست های داخلی و خارجی آمریکا و چند کشور دیگر باعث پیشرفت آنها و کسب قدرت شده است. اجرای سیاست های 24 گانه رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی ایران نیاز به معاضدت و کمک بی دریغ رسانه ها دارد که نگذارند آن سیاست ها به فراموشی سپرده شود. کم نیستند کسانی که اجرای این سیاست ها منافع آنها را به مخاطره می افکند و بعید نیست که اشاراتی هم به برخی از نشریات کنند. حمایت کیهان و چند روزنامه دیگر کافی نیست، همه باید آن موضوع را دنبال کنند که مآلا به سود کشور و همه آنها است.
     من 82 ساله ام با تجربه اداری بسیار ـ در آن نظام و این نظام و از صمیم قلب آرزوی حل مشکلات ایران را دارم. ریشه مشکلات را در سیاست ها و مدیریت های پس از جنگ می بینم. از دست اندرکاران دولت های پس از جنگ [جنگ 8 ساله عراق با ایران]، باید به عنوان مشاور استفاده می شد نه مقام اجرایی. اگر کار آنها بدون عیب و نقص بود که کشور دچار مسائل اقتصادی و اداری کنونی نبود. نمی دانم که دلیل تجدید انتصاب همان مقامات چه بوده است. نظر من نیز مانند شما [مؤلف این تاریخ آنلاین] و بسیاری دیگر این است که تا ایران روزنامه های به معنای واقعی کلمه نداشته باشد مسائل، آن طور که دلخواه است حل نخواهد شد. روزنامه نگار حرفه ای [بدون شغل دیگر، اشتغالات سیاسی، هدف دستیابی به مقام دولتی و پارلمانی و یا کسب منافع اقتصادی] باید روزنامه عمومی منتشر کند نه هرکس دیگر.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آیت‌الله جنتی خواست که سیاست های اقتصاد مقاومتی، در اجرا به سرنوشت مبارزه با فساد اداری دچار نشود ـ یاران احمدی روشن را بیرون نکنید
آیت‌الله احمد جنتی در خطبه های نماز جمعه دوم اسفندماه 1392 درباره موضوعات متعدد روز سخن گفت و درباره ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی گفت: مقام رهبری ضمن ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اشاره کرده است که ما برای حل مشکلات خود لازم نیست دست به سمت آمریکا دراز کنیم، ما این قدر در کشور منابع و نیروی انسانی، معادن، ‌ذخایر و امکانات گوناگون داریم که اگر بهره‌برداری شوند یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان خواهیم بود. ما روی گنج خوابیده‌ایم و گرسنه‌ایم و این به دلیل بهره‌برداری نکردن از منابع و امکانات است و به جای اینکه سراغ دشمن برویم باید مشکلات را خودمان حل کنیم. اگر این کار را بکنیم قدرت در دست ما خواهد بود و دشمن ناچار به عقب‌نشینی خواهد شد. تا ما گدای دشمن باشیم؛ بر ما مسلط و مقتدر است. ما باید روی اقتصاد ملّی کار کنیم. سران برخی از کشورها اعلام و ابلاغ اقتصاد مقاومتی از سوی مقام رهبری را به ما تبریک گفتند زیراکه بهترین راه است. قوای سه‌گانه کشور باید این موضوع را جِدّی بگیرند، ما قبلا یک تجربه تلخ داشته ایم. مقام رهبری سران سه قوه را مامور مبارزه با فساد کرده بود که دل‌های مردم امیدوار شد. حالا ببینید که نتیجه چه شد. آیا با این دستور العمل اقتصاد مقاومتی می‌خواهید همان کار را بکنید؟. امیدوارم مسئولین ما در این زمینه [اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی] سرافراز شوند. صدا و سیما [رادیوتلویزیون دولتی] باید در جریان باشد، عملکردهارا بسنجد و یک سال بعد نتیجه را گزارش کند تا معلوم شود که پیشرفت اجرای اقتصاد مقاومتی چه اندازه بوده است.
    خطیب موقت نماز جمعه تهران سپس به موضوع دیگری پرداخت و گفت: عده‌ای شبکه زیرزمینی برای رابطه با آمریکا درست می‌کنند. من نمی‌دانم از کوزه آمریکا چه نوشیده‌اند. ظاهرا که «آمریکادوستی» در اعماق وجود این شمار نفوذ کرده است. می‌خواهید با چه کسی رابطه برقرار کنید؟ مردم، نه آمریکا را قبول دارند و نه شما را. چرا راهتان را از مردم جدا می‌کنید؟. اولا بدانید که این کار شما باطل است و به نتیجه نمی‌رسد و اگر هم در جلسات مخفی، پیام بگیرید و پیام بدهید، مردم با شما نیستند و تا مردم نخواهند، هیچ کاری صورت نمی‌گیرد و مقام رهبری هم در پیشاپیش مردم هستند. اگر به فرض محال، روزی در به روی آمریکا گشوده شود و دوباره در این مملکت نفوذ کند، چه تاجی بر سر شما خواهد گذاشت؟.
    دبیر شورای نگهبان با اشاره به موضوع مذاکرات هسته ای گفت: چیزی که از مذاکره کنندگان ایرانی انتظار داریم این است که از موضع عزّت مذاکره کنند و خط قرمزها را رعایت کنند. ما آنچه را که حق مان است می‌خواهیم و از حق خود نمی‌گذریم. ما باید قدرت دفاعی داشته باشیم. اگر قدرت دفاعی را از خود سلب کنیم، دشمنان هر وقت که بخواهند بر سر ما می‌تازند و دمار از اسلام و انقلاب و انقلابیون در می‌آورند. مذاکره کنندگان ما بدانند که به قول امام، با شیطان بزرگ روبرو هستند. خبرهای موثق رسیده است که متاسفانه دارند یاران احمدی‌روشن را از سازمان انرژی اتمی بیرون می‌کنند، این کاررا نکنید، آنان تاج سر باید باشند و نباید بیکار شوند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شورش پناهجویان در جزیره مانوس و کشته شدن یک جوان ایرانی
محمدرضا براتی
بیستم فوریه 2014 اعلام شد که مقتول شورش 17 فوریه (28 بهمن 1392) پناهجویان اردوگاه جزیره Manus متعلق به «پاپائوا نیوگینه» واقع در دریای بیسمارک، یک ایرانی 23 ساله به نام محمدرضا براتی بود و قرار است که دولت استرالیا جنازه اورا به ایران منتقل کند تا به بستگانش تحویل داده شود.
    سال ها است که بیشتر کسانی که جویای پناهندگی و اقامت در استرالیا بوده اند که خود ـ یک مهاجرنشین است از طریق اندونزی و توسط قاچاقچیان به آن کشور می روند. بسیاری از این قایق ها در میان راه غرق و خبرساز شده اند. دولت استرالیا نزدیک به یک سال است که تصمیم گرفته است این پناهجویان غیر مجاز را پس از ورود به استرالیا و یا آبهای آن، به جزیره مانوس ـ یک ایالت «پاپائوا نیوگینه» بفرستد که «پاپائوا نیوگینه» از 1975 کشوری مستقل است. این پناهجویان طبق قراری که دولت استرالیا با دولت«پاپائوا نیوگینه» گذاشته، در جزیره مانوس در شمال پاپائوا نیوگینه در یک کمپ نگهداری می شوند. شمار این پناهجویان به رقم 11 هزار و 341 رسیده است و عموما مرد و یا پسر هستند.
    از آنجا که این پناهجویان در بلاتکلیفی پسر می برند دوشنبه 17 فوریه 2014 دست به اعتراض و تظاهرات زدند و از کمپ خارج شدند که ماموران مراقب، تنی چند از آنان را دستگیر و در قفس آهنین زندانی کردند. تظاهرات ادامه یافت و منجر به درگیری شد که شماری بر اثر ایراد ضرب ماموران مجروح شدند و یکی از آنان نیز گلوله خورد. محمدرضا براتی 23 ساله و ایرانی ـ یکی از اعتراض کنندگان بود که از ناحیه گردن مجروح شد و بر زمین افتاد که یکی از ماموران به جمجمه او لگد زد که کشته شد. وی که 24 جولای 2013 (دوم امُرداد 1392) هنگام ورود به استرالیا دستگیر شده بود از 27 آگوست (پنجم شهریور) در این اردوگاهِ با محدویت های رفاهی نگهداری می شد و بلاتکلیف بود.
    برخی از رسانه ها ضمن انتشار خبر شورش پناهجویان در مانوس و کشته شدن محمدرضا، به سابقه مهاجرت ایرانیان و نیز تاریخچه جزیره مانوس اشاره کرده و نوشته بودند که در 35 سال اخیر و بویژه از سال 1990 میلیون ها ایرانی مهاجرت کرده اند، برخی از طبقه متوسط و با پول [سرمایه] و پاره ای هم برای یافتن کار و این شمار عمدتا جوان و بعضا به صورت غیرقانونی، که برای موافقت با درخواست پناهندگی شان به انواع وسیله و دروغ متوسل می شوند و تاکنون شماری از آنان هم در قایق های قاچاقچیان در دریای اندونزی و دریای اژه و مدیترانه غرق شده اند.
    مجمع الجزایر نیوگینه (گینه نو) که نیمی از آن متعلق به اندونزی است و بخشی از آن پیش از جنگ جهانی اول وابسته به آلمان بود در جریان جنگ جهانی دوم که به تصرف ژاپن درآمده بود صحنه نبردهای پُرتلفات بود و سرانجام به استرالیا داده شد که در 1975 اعلام استقلال کرد و به عضویت سازمان ملل درآمد.
    طبق آمار منتشره، 29 درصد از پناهجویان توقیف شده در استرالیا را ایرانیان تشکیل می دهند و از این لحاظ در ردیف یکم قرار دارند و پس از ایرانیان، افغانان و عراقییان هستند. 96 درصد پناهجویان استرالیا با قایق وارد این کشور و یا آبهای آن شده اند.
گوشه ای از کمپ مانوس آیلند و تنی چند از مجروحین شورش 17 فوریه 2014 ـ شمار مجروحین 77 تن گزارش شده بود

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
عضویت یک وزیر کابینه در هیئت مدیره 10 شرکت غیر دولتی (خبر ویژه روزنامه حکومتی کیهان در شماره سوم اسفند 1394 خود)
کیهان روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی در صفحه دوم شماره دوشنبه سوم اسفندماه 1394 خود در ردیف اخبار ویژه، به نقل از شبکه اطلاع رسانی «راه دانا» نوشته بود:
    " از ابتدای کار دولت یازدهم [دولت کنونی] فعالیت همزمان وزیر صنعت در دولت و بخش غیر دولتی خبرساز شده است. «ن.» وزیر صنعت که بیش از 18 شرکت بزرگ و عمدتاً پتروشیمی را راهبری می‌کند، تاکنون حاضر به انصراف از فعالیت‌های بخش خصوصی خود نشده است. «ن.» مدعی است که از بعضی بنگاهها انصراف داده که البته این موضوع در روزنامه رسمی کشور [که تغییرات شرکت ها قانونا باید در آن درج شود] منتشر نشده است. بانو «سحر ن.» و فعلاً ساکن امارات عربی متحده هم به پدر کمک می‌کند. برخی از بنگاه‌ها را دو دخترش هدایت می‌کنند. ش. م. شریک دیگر آقای «ن.» نیز به سفارش وی به عنوان معاون پتروشیمی‌های وزارت نفت منصوب شده است و زحمت برخی شرکت‌ها را نیز به دوش می‌کشد.
    موارد دیگری از این عادت و روش، در دولت یازدهم مشاهده شده است. ب. ز. و ح. ف. و ع. ت. و برخی دیگر نیز همین روش را ادامه می‌دهند. وزیر راه و شهرسازی کابینه دولت یازدهم بمانند وزیر صنعت همزمان در دولت و بخش غیر دولتی فعالیت دارد. وزیر راه و شهرسازی که در چند هفته گذشته بخاطر انتقاد از کنترل قیمت‌ها (و سوسیالیست نامیدن سازمان حمایت از مصرف کننده) و تلاش برای خرید ایرباس‌های فرانسه به صدر اخبار نقل مکان کرده بود، همزمان عضو هیئت مدیره بیش از ده شرکت و نهاد اقتصادی غیر دولتی از جمله شرکت بین‌المللی خانه‌سازی ایرانیان، سرمایه‌گذاری و توسعه صنایع سیمان، توسعه عمرانی و آبادانی کرمانشاه، شرکت بین‌المللی سرمایه‌گذاری و خدمات مالی خردپایه، مؤسسه اخلاق و اندیشه شهروندی، مؤسسه انجمن مدیریت پروژه ایران، خدمات و پژوهش و مشاوره مالی تابان، شرکت عمران شمس آریا، بارش امید، توسعه مهندسی ایرانیان و گروه مهندسین مدیریت طرح اسوه» است.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    «کیهان» اسامی را کامل درج کرده است که ما به حروف اختصاری در آورده ایم. کیهان روزنامه ای است وابسته به دفتر رهبری جمهوری اسلامی و انقلاب و قاعدتا در انتشار مطالب، دقّت لازم را به عمل می آورد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رشوه گرفتن یک مدیر شرکت نفتی در جمهوری اسلامی!
به گزارش شماره 13941202001326مورخ سوم اسفند 1394 خبرگزاری فارس، یکی از مدیران مجموعه شرکت نفتی پتروپارس به اتهام اخذ رشوه، دستگیر شده است.
    این فرد به دلیل اخذ رشوه از یکی از مجموعه‌های طرف قرارداد با این شرکت، بازداشت شده است. پتروپارس یک شرکت پیمانکاری در نفت و گاز است که طرح هایی همچون فاز 12 پارس جنوبی را اجرا کرده است.
    خبرگزاری فارس: اخبار تکمیلی در این زمینه به زودی منتشر خواهد شد.
    
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
اندرزهای شوپنهاور به انسانها
Arthur Schopenhauer

امروز زادروز آرتور شوپنهاورArthur Schopenhauer فيلسوف آلماني است كه 22 فوریه 1788 به دنيا آمد و قسمتي از فلسفه شرق را وارد فلسفه غرب كرد. او که در 21 سپتامبر 1860 در فرانکفورت درگذشت درباره بوديسم و هندوئيسم وسيعا مطالعه كرده بود. شوپنهاور پیرامون اراده، عقيده، خواست (هوس ـ آرزو) و واقعيت محض كتاب نوشته و در رديف فلاسفه كلاسيك آلمان بشمار مي رود. معروفترین تالیف او «جهان از منظر خواست، آرزو، اراده، توصیف و بازتاب» عنوان دارد. وی گوید که اگر فرد به کاری که به آن علاقه مند نباشد اشتغال یابد از زندگانی راضی نخواهد بود و پیشرفت نخواهد داشت. اگر افراد پیشرفت نداشته باشند جامعه درجای خود «درجا» خواهد زد. بشر باید خواست، هوس و آرزوهایش (از جمله هوسهای غریزی ـ سکس) و اندوخت مال را محدود سازد تا درگیری نداشته باشد و آسان و آسوده زندگی کند. اصرار در رسیدن به هوس و خواست است که در برابر انسان رقیب و دشمن بوجود می آورد و بخل، حسد و فساد تولید می کند. جرمها زاییده زیاده خواهی ها هستند. مدیران باید روانشناسی محیط خودرا بشناسند تا موفق باشند. کسانی که اخلاقیات و حقوق دیگران را رعایت کنند راضی از خود خواهند بود و ترس و بیم نخواهند داشت. کسانی که درگیر ادبیات، علوم و هنر باشند غم زندگی نخواهند خورد، شاد خواهند زیست و باشادی از این دنیا خواهند رفت که موهبت بزرگی است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
دو حزب اصلی ایالات متحده ـ سالروز نخستين نشست حزب جمهوريخواه آمريکا
علامت حزب جمهوريخواه
22 فوریه 1856 حزب جمهوریخواه آمریکا نخستین نشست خودرا در شهر پیتسبورک ایالت پنسیلوانیا تشکیل داد. این حزب در 28 فوريه 1854 با هدف مخالفت با برده داری و تمرکز اختیارات دولتی در واشنگتن و نیز کاهش هزینه های دولت مرکزی و ... در اجتماع شهر ریپان Ripon ایالت ویسکانسین پا به عرصه وجود گذارده بود. این حزب که ماهیتا راستگراست و از اقتدار جهانی ایالات متحده و اصحاب صنایع بزرگ و بانکداران جانبداری می کند خودرا «GOP = Grand Old Party حزب بزرگ قدیمی» می خواند حال آنکه حزب دمکرات آمریکا قدیمی تر از آن است و در دهه 1790 به نام حزب دمکراتیک جمهوریخواه توسط توماس جفرسون و جیمز مدیسون تاسیس شده بود تا پاسدار رعایت قانون اساسی و حافظ رفاه عمومی، برضد پولپرستان و ثروتمندان و نیز رقیب حزب فدرالیست باشد. این حزب سه دهه بعد و در زمانی که ریاست حزب با اندرو جکسون بود منشعب شد و از بطن آن حزب دمکرات فعلی بوجودآمد. این حزب از همان آغاز کار لیبرال دمکرات (میانه رو متمایل به چپ) بوده است. این دو حزب ایالات متحده دارای مسلک (ایسم) خاصی نیستند تنها روش متفاوت درکار دارند. حزب جمهوریخواه با فرستادن ابراهام لینکلن (لینکن) به کاخ سفید در سال 1860 به قدرت رسید و تاکنون بیشتر روسای جمهور آمریکا از این حزب بوده اند. دو حزب اصلی ایالات متحده روش سازمانی احزاب کشورهای دیگررا دنبال نمی کنند و دارای روزنامه ارگان و عضو رسمی و ثابت نیستند. تنها هنگام ثبت نام برای دریافت کارت انتخاباتی (کارت رای دادن) از افراد سئوال می شود که متمایل به کدام حزب هستند و پاسخ، دلیل آن نمی شود که در روز رای گیری تغییر عقیده ندهند و یا اینکه جواب آنان درست باشد. در آمریکا، یک رای دهنده باید قبلا ثبت نام کند تا محل اخذ رای ازاو تعیین شود و کارت بگیرد. رای دهنده معمولا در همان محل تعیین شده می تواند رای خودرا بدهد. در سال 2008 چهل و دو درصد رای دهندگان آمریکایی خودرا مستقل (بی علاقه به احزاب) اعلام کرده بودند و همین غیر حزبی ها سرنوشت انتخابات را تعیین می کنند زیرا که تمایل آنان تا آخرین لحظه نامعلوم است و تبلیغات انتخاباتی برای جلب نظر همین غیر حزبی ها است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
دانش مشابه سازي (کلونینگ Cloning) و میشی به نام دالی Dolly که دستاورد پُر سر و صدای این دانش بود
دکتر ويلمات و دالي اش

بيست و دوم فوریه 1997 انستیتوی اسکاتلندی راسلین Roslin ویژه پژوهشهای علمی اعلام کرد که موفق شده است از راه شبیه سازی Cloning یک میش بوجود آورد که در پنجم جولای 1996 به دنیا آمده و اینک هفت ماه و 27 روزه است. در این اعلامیه علت تاخیر در انتشار این دستآورد ذکر نشده بود. در اعلامیه اضافه شده بود که دکتر ای ین ویلمات Ian Wilmut امبرویولوژیست Embryologist ارشد آن انستیتو با کمک همکاران به این موفقیت دست یافته است. اعلامیه حکایت داشت که نام میش، دالی Dollyگذارده شده که نام یک خواننده ـ آهنگ ساز معروف است.
     میش دالی پس از 4 بار برّه آوردن و داشتن حیات طبیعی در فوریه 2003 دچار بیماری کبدی شد و چهاردهم این ماه پس از 7 سال و 7 ماه و 9 روز زنده بودن از میان رفت.
    ماجرای میش دالی و انتشار اخبار مربوط به آن، دانش کلونینگ را گسترش داد و امر مشابه سازی حیوانات به تدریج به صورت امری عادی درآمد. با وجود این، بسیاری از کشورها این تجربه را در مورد انسان ممنوع کرده اند. ولی، معدودی از کشورها و ایالت کالیفرنیا در آمریکا با ساخت سلول برای جایگزینی سلولهای از میان رفته انسان مخالفت ندارند.
    بحث از عمل کلونینگ، سالها پیش از تجربه دکتر ویلمات Ian Wilmut هم در میان بود. برای مثال: در سال 1938 دانشمند آلمانی ـ دکتر Hans Spemann اعلام کرده بود که اگر هسته یک تخمک را بردارند و هسته سلول دیگری را جایگزین آن کنند تکثیر سلولی می کند و یک جنین از نوع آن به وجود می آید. در سال 1989 یک دانشمند دانمارکی چنین تجربه ای را به عمل آورد و پس از او دکتر ویلمات اسکاتلندی. در سال 1998 دانشگاه ویسکانسین آمریکا چنین تجربه ای را روی سلول انسان انجام داد و در سال 2001 در ایالت ماساچوست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
... و بالاخره ایران دارای یک خبرگزاری اینوستیگیتو شده است که تحولی است مثبت در جامعه ـ تعاریف و اهمیت کار ـ یک نمونه از این کار خبرگزاری فارس
55 ـ 6 دهه پیش در کلاس های نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری ایران این پرسش واحد و تکراری کارآموزان از آموزشگران به گوش می رسید: "چرا در تعریف رسانه ها، «کتاب و فیلم سینمایی» رسانه هستند، ولی خبرگزاری ها؛ کمک رسانه؟." و این پاسخ شنیده می شد: "رسانه اطلاعات و محتوای خودرا مستقیما و بدون واسطه به مخاطب می دهد [می رساند]، ولی خبرگزاری ها و سندیکاهای توزیع نوشته های ژورنالیستی؛ واسطه میان منبع و رسانه هستند و به عبارت دیگر، از منبع به رسانه خبر و مطلب می رسانند نه مستقیما به مخاطب و بنابراین کمک رسانه تعریف می شوند.".
     این تعاریف از نیمه دهه 1990 و عمدتا از دهه نخست قرن 21 تغییر کرده و خبرگزاری ها و وبسایت های ژورنالیستی هم «رسانه» شده اند زیراکه مخاطبان، مستقیما و بدون واسطه (رسانه) به محتوای آنها دسترسی دارند و سندیکاهای توزیع نوشته ها و مقالات نویسندگان میان رسانه ها عملا بیکار شده اند زیراکه هر نویسنده، استاد، پژوهشگر، دولتمرد، سیاستمدار و مؤسسه دارای وبسایت اختصاصی شده است و این وبسایت در دسترس همگان.
     با این تحوّل، کار روزنامه نگاری اینوستیگیتیو و به عبارت دیگر «روزنامه نگار در نقش کارآگاه و یا پژوهشگر و افشاگر» که خدمتی است بزرگ به جامعه، با تنبُّه همگان از زیان افشاء شدن و مجازات و در نتیجه پیشگیری از فساد دولتی، پولیتیشن ها و بورس بازان، به خبرگزاری ها هم تعمیم داده شده است و چون خبرگزاری ها و وبسایت های روزنامه نگاران و نویسندگان ـ آنلاین هستند، گزارش ها سریع تر و «آنی» انتقال می یابند و در دسترس مخاطبان قرار می گیرند، آگاه می شوند، واکنش نشان می دهند، احتیاط می کنند و اندیشه و عمل خودرا اصلاح. از این رو است که اندیشمندان «ژورنالیسم اینوستیگیتیو» را که «ر. اعتمادی» شش دهه پیش آغازگر آن در ایران بود وسیله تکمیل و ارتقاء تمدن خوانده اند که فساد و تبه کاری مانع از این تکامل و نیز ناخرسندی اکثریت جامعه از وجود فساد است که برخی از موارد آن از سوء مدیریّت و «اشتباه ـ کاری» و انتصابات نادرست ناشی می شود، بویژه در کشورهای با نظام های ایدئولوژیک خلاف انتظار عمومی است.
     روزنامه نگاری اینوستیگیتیو که تا دهه هفتم قرن بیستم یک تعبیر داشت و آن «روزنامه نگار در نقش کارآگاه» بود، از این زمان بویژه پس از رسانه شدن کمک رسانه ها، تعاریف تازه یافته است. نقل و نشر نظرات انتقادی، افشاء فساد و عاملان آن، پیشنهادی اصلاحی، هشدارها از زبان دیگران [یافتن شخص هشدار دهنده و رفتن سراغ او و انتشار مشروح اظهاراتش]، انتقال نظرات و واکنش ها ـ منفی و مثبت ـ درباره تصمیمات و اقدامات دولتی، تشکیل میزگردهای مطبوعاتی و جمع آوری نظرات پیرامون اقدامات و تصمیمات عمومی و انتصابات و افراد مطرح و انتشار آنها و تعقیب کار تا پایان نیز اینوستیگیتیو، روشنگری و خدمت بزرگ و مؤثر به جامعه شده است ـ کاری که از فساد و اشتباه وسیعا کاسته است. در چند سال اخیر، مصاحبه های خیابانی و گفت و شنود با اعضای معمولی جامعه پیرامون موضوعات روز و یا مشکلات، خرسندی ها و ناخرسندی هایشان نیز در ردیف روزنامه نگاری اینوستیگیتیو قرار گرفته است و بنابراین در رسانه ها جای زیادی برای مطالب یکطرفه رسمی وجود ندارد. روزنامه نگاران اینوستیگیتیو عنوان دلسوز و دوستدار جامعه یافته اند و دارای احترام و توجه نزد مردم به عنوان گوش و زبان و پاسدار جامعه از انحرافات و درد سر و فساد.
     بررسی و مرور روزانه مطالب و تیترهای رسانه ها در جمهوری اسلامی، حرکت بسیاری از آنها را به سوی جناحی شدن و دورشدن از ژورنالیسم حرفه ای نشان می دهد ولی اخیرا یک خبرگزاری در جمهوری اسلامی وارد کار افشاء اشتباهات، رفتار و کردارهای خلاف اصول و انتظار و ... از زبان ژورنالیست های خود و یا زبان دیگران و اصحاب اطلاع شده است که این نیز «ژورنالیسم اینوستیگیتیو» است زیراکه رفتن و یافتن اصحاب اطلاع و نظر، مترادف با بررسی و اکتشاف (اینوستیگیت) است. برخی از اصحاب نظر، این عمل «خبرگزاری فارس» را پاسداری از اخلاقیات اسلامی، پرهیزگاری و دفاع از منافع مردم و کشور (ملّت) توصیف کرده اند و گفته اند که اگر این عمل از سال 1370 آغاز شده بود، جامعه اینک مشکل نداشت و سخن و کنایه از فساد، خروج از مسیر و ... نبود. تعقیب و اعلام چگونگی اجرای تصمیمات (اصطلاحا؛ دنبال کردن اخبار بمانند یک کارآگاه پلیس) و انعکاس انحرافات و خروج از اصول و اخلاقیات وظیفه و تکلیف روزنامه نگار است و به همین لحاظ است که گفته اند که قلم و سلاح دو وسیله دفاعی یک جامعه هستند. تقریبا همه مورّخان معاصر، یکی از علل فروپاشی نظام شوروی را ضعف ژورنالیسم این جماهیریه به دست داده اند.
     نگارنده به یاد دارد، دهه 1370 بود، به تحریریه روزنامه ایران رفته بود. در اینجا از خسرو مُبَشِّر روزنامه نگار قدیمی و زمانی خبرنگار قضایی روزنامه اطلاعات (اینک از اعضای میز اخبار سیاسی روزنامه ایران که دبیر آن داود محمدی سردبیر پیشین روزنامه شرق است) پرسیده بود تازه چه خبر؟. خسرو گفت: نوبری می خواهد یک خبرگزاری دایر کند به نام خبرگزاری فارس و سرگرم یافتن کادر برای آغاز کار است.
     طولی نکشید که این خبرگزاری آغاز بکار کرد و این نگارنده از تحولات بعدی و انتصابات داخلی آن بی اطلاع است. می دانیم که درخت را از میوه اش قضاوت می کنند. فُرمَت عرضه تیتر و لید اخبار ردیف اول خبرگزاری فارس برای دسترسی مخاطب آسان تر از خبرگزاری های دیگر است و به نظر می رسد که در نقل اظهارنظر افرادِ منتقد و دلسوز و گزارش چگونگی وقوع رویدادها، احتیاط (خودسانسوری) نمی کند و بتازگی نیز به نقل نظراتی دیگر دست زده است ـ نظراتِ منفی و مثبت، راه و چاه ـ درباره اقدامات و تصمیمات دولتی و دعوت از اصحاب نظر برای بیان اطلاعات و نظرات خود. همین نقل نظرات درباره الگوی قراردادهای نفتی کاری مهم تلقی شده است و از دردسرهای بعدی پیشگیری خواهد کرد. تجربه نشان داده است که با یک تحریم دیگر به هر بهانه، کمپانی خارجی کار رها کرده، ولی نه ادعای خودرا که غرامت بخواهند. 115 سال پیش که دولت ناآگاه وقت از نفت و اهمیت آن، با «دارسی» قرارداد بَست و در 1933 با ترفندهای بسیار این قرارداد تمدید شد همان طور که می دانیم ایران را دچار دهها سال مشکلات و سرانجام کودتا کرد. در 1901، ایران به مفهوم واقعی کلمه ـ روزنامه نگار نداشت و در 1933 نیز مطبوعات در انحصار شماری مشخّص و امور کشوری در دست عوامل قدیمی دولت لندن بود. امروزه، بیش از 75 درصد نفوس جهان دارای سِلفون هستند و 70 درصد دارای لپ تاپ و دسک تاپ و متصل به اینترنت و رادیو تلویزیون ماهواره ای.
     یک مثال از روشنگری خبرگزاری فارس؛ این خبرگزاری در بهمن ماه 1394 در مطلبی به شماره 13941113000275 تحت عنوان «بازی با افکار عمومی» پرسیده بود که بالاخره مردم ندانسته اند که پول های آزاد شده ایران چه مبلغی است. ماهها است که می گویند با اجرای توافق هسته ای (بَرجام) پول های بلوکه شده ایران آزاد می شود، به کشور می آید و اقتصاد رونق می گیرد و .... از دو سال پیش تاکنون اظهارات متفاوتی از سوی مسئولان و دولتمردان درباره کم و کیف دارایی‌های بلوکه‌شده مطرح بوده، اما واقعیت این است که این موضوع همچنان برای افکار عمومی، غیرشفّاف است، میزان آن را دقیقا نمی دانند و پس از آزادشدن نمی دانند که در کجاست و با آن چه می خواهند بکنند.
     فارس سپس به عنوان سند، جدول اظهارات مقام ها و تاریخ بیان آنها و تفاوت مَبلَغ ها را در جدولی قرارداده و منعکس کرده است که در زیر کُپی آن را می بینید:
    



     فارس نوشته است: یکی از دلایل این تناقض‌گویی‌ها، تعریف متفاوت نسبت به واژه‌هایی مانند دارایی، منابع و پول‌های بلوکه‌شده ـ بنا به ملاحظات سیاسی می‌تواند باشد. با این حال متولّی و مسئول حفظ، نگهداری و ارائه آمار دقیق و متقن از دارایی‌ها و منابع کشور، بانک مرکزی است. به نظر می‌رسد یکی دیگر از دلایل این تناقضات، پراکندگی و عدم زیرساخت مناسب برای محاسبه منابع و دارایی‌ها بر اساس اصول حسابرسی پیشرفته (متداول در دنیای امروز) باشد.
     فارس افزوده است: آنچه مسلم است، اوضاع نامناسب اقتصادی و رفاهی مردم است. با همین پول‌های بلوکه‌شده و وعده های پس از اجرای «بَرجام»، امیدواری در جامعه نسبت به رونق تولید و اقتصاد به وجود آمد. نباید از این نکته غافل ماند که در خصوص پول‌های بلوکه‌شده غوغاسالاری هم صورت گرفت.
     آنجا که برای به نتیجه رساندن برجام، همراهی افکار عمومی ضرورت داشت، وزن پول‌های بلوکه‌شده زیاد شد تا امیدواری ایجاد کند و ذهن افکار عمومی را به سمت برجام با وعده رفع مشکلات و بازشدن گره‌های اقتصادی سوق دهد، اما پس از برجام، این ضرب‌آهنگ کُند شده و با تنزل مَبلَغ پول‌های بلوکه‌شده، امیدواری گذشته (به تولید، اقتصاد و رفاه معیشت) که با هیجان ساخته شده بود، حباب شده است.
     فارس نوشته است که صحبت های دوساله که پول ها می آید و ...، سطح توقعّات مردم را بالا برده و در انتظار بهبود اوضاع اقتصادی کشور بوده اند.
     با تعریف سخنگوی دولت از سیاست‌های اقتصادی و استفاده از منابع آزادشده، این سؤال مطرح است که آیا زمینه همکاری و قرارداد با شرکت‌های ایرباس، پژو و توتال فرانسه و نیز دیگر کشورهای نیازمند به بازار در شرایط جدید به تولید و اشتغال کشور منجر خواهد شد؟، و یا فقط تابلویی از اقتصاد مقاومتی را یدک خواهد کشید.
     از نوشته های خبرگزاری فارس چنین بر می آید که صحبت از خرید 118 هواپیمای ایرباس و یا بازگشت خودروسازی پژو دردی از اقتصاد بیمار را درمان نمی کند. قبرستان اتومبیل را پُرکردن و هواپیماهای نو و کهنه وارد کردن که داروی درمان درد بیکاری و نبود تولید نمی شود. در اولین روزهای پس از توافق بود که ناگهان سقف ارزهای بلوکه شده که تا آن زمان 100 میلیارد دلار و بالاتر اعلام، و آزادسازی‌شان گشایشی عظیم در وضعیت کسالت بار اقتصاد وانمود می‌شد، ناگهان به اعداد و ارقامی کمتر تنزّل یافت و اعلام شد که سهم دولت از این پول بیش از 5 تا 6 میلیارد دلار نیست!.
    خبرگزاری فارس نوشته است: بر اساس بحث‌های مطرح، گَنج 100 میلیارد دلاری به انحاء و در جاهای مختلف خرج و به عبارت دیگر پیش‌خور شده بود.
    
تیتر روزنامه ابتکار از آن دست که خبرگزاری فارس اشاره کرده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
بلند ـ بالاترین مرد تاریخ بشر!
رابرت در کنار دو زن معمولی در تبلیغ فروش یک اتومبیل نوساز ـ رابرت در کنار پدرش که مردی بلند قد بود

بيست و دوم فوریه 1918 در شهر آلتون Alton ایالت ایلی نوی آمریکا نوزاد پسری به دنیا آمد که به بلند بالاترین مرد تاریخ بشر معروف شده است. قد وی که رابرت پرشینگ ودلو Robert Pershing Wadlow نام داشت به دو متر و 72 سانتیمتر (هشت فوت و 11 اینچ و یک دهم اینچ) رسید و به مرد سه متری شهرت یافت. مورخان متفقا گفته بودند که سند و حتی حکایتی در دست ندارند که نشان دهد مردی با چنین قدی در طول تاریخ دیده شده بود.
    رابرت پس از اتمام دبستان و دبیرستان به دانشگاه رفت و سرگرم تحصیل شد و می خواست که حقوقدان بشود. پزشکان مشکل راه رفتن او با پای بلند را با تعبیه کفشی چکمه مانند که ساقه اش ساپورت فلزی داشت حل کرده بودند، ولی همین ساپورت فلزی باعث مرگ او در 15 جولای 1940 (22 سال و پنج ماهگی) شد. یک روز روکش فلزی ساقه چکمه قوزک پای اورا زخمی کرد و زخم به چرک نشست و کوتاهی رابرت در مراجعه به بیمارستان و امروز و فردا کردن به مرگ او ناشی از عفونت منجر شد. دانشمندان مرگ زودرس اورا پیش بینی نکرده بودند و اتفاقی بود.
    زیست شناسان طول قد غیر عادی اورا نتیجه غیر طبیعی بودن هورمون رشد بدن به علت هایپرتروفی Hypertrophy غده مربوط در مغز Pituitary gland تشخیص داده بودند.
    درآمد رابرت از شرکت در آگهی ها رسانه ای و تبلیغات تجاری مثلا گرفتن عکس در کنار یک اتومبیل نوساز تامین می شد. نمرات امتحانی او در دوران دبیرستان و دانشگاه نشان می دهد که محصلی ساعی بوده و حافظه و دقت او و نیز تمرکز حواس عیب و نقص نداشته بود. وی با این قد بلند 199 کیلوگرم وزن داشت و مردی تنومند بود. قد پدر او ـ هارولد Harold ـ که چهار فرزند دیگر هم داشت یک متر و 82 سانتیمر بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آغاز کار فرستاده شدن ژاپني تبارهاي آمريكا به اردوگاههاي دهگانه محصور
تصويري از کار انتقال
در اجراي بخشنامه مورخ 19 فوريه روزولت رئيس جمهوري وقت ايالات متحده که به ارتش اين كشور اختيار داده بود آمريكائيان ژاپني تبار و نيز ژاپني هاي مقيم آمريكا را از شهرهاي مختلف جمع آوري و به ده اردوگاه محصور در ايالات دور از ساحل غربي بفرستد و تحت نظر قرار دهد تا احيانا به صورت ستون پنجم ژاپن عمل نكنند 22 فوريه سال 1942 کار اين انتقال که ناعادلانه خوانده شده است آغاز شد. در اين زمان از جنگ ژاپن و آمريکا دو ماه و دو هفته گذشته بود.
    پس از آغاز کار انتقال، ظرف دو ماه بيش از 110هزار تن به اين اردوگاهها منتقل شدند. بسياري از اين ژاپني ها در آمريكا متولد شده بودند و پاره اي از آنان مادر و يا پدر غير ژاپني داشتند و معدودي از آنان حتي فرزند خوانده بودند. كنگره امريكا در يک جلسه فوري بخشنامه روزولت را که به صورت لايحه هم به کنگره فرستاده شده بود تصويب كرده بود. دولت آمريكا دهها سال بعد از اين عمل عذرخواهي كرد و غرامت مالي داد. ژاپني تبارها هنگام انتقال به اردوگاه اموال و كسب و كار خود را رها ساختند و آنها را از دست دادند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اخطار مسکو به واشنگتن درباره کوبا
در پی یک رشته انتقادهای داخلی از خروشچف که نباید در جریان بحران موشکی اکتبر 1962 کوبا دربرابر آمریکا کوتاه می آمد، دولت مسکو 22 فوریه 1963 رسما اعلام كرد كه هرگونه حمله نطامي به كوبا را به منزله حمله به خاك خود تلقي خواهد كرد. همان روز نسخه اي از اين اعلاميه که چهارماه پس از رفع بحران موشکی کوبا صادر شده بود به دولت آمريكا تسليم شد. اخطار مسکو چهارماه پس از رفع بحران موشکی کوبا صورت گرفته بود که از 15 اکتبر 1962 تا بیست و هشتم این ماه ادامه داشت و جهان را در یک گامی یک جنگ اتمی قرارداده بود. مسکو به این شرط حاضر شده بود که پایگاههای موشکی خودرا در کوبا برچیند که دولت واشنگتن نظر تعرض به کوبا نداشته باشد که در فوریه 1963 فیدل کاسترو طرح تعرض آمریکارا افشاء کرد و مسکو سریعا واکنش نشان داد. در ماههای نوامبر و دسامبر 1962 و نيز ژانویه و فوریه 1963 خروشچف به خاطر شتاب در صدور دستور بازگشت به کشتي هاي روسي که روانه کوبا بودند مورد انتقاد قرارگرفته بود.
    مسکو که از آغاز دهه يکم قرن 21 دارد بار ديگر وارد صحنه سياسي جهان می شود بنظر مي رسد که از سال 2008 تلاش بر صميمانه ساختن مناسبات خود با کوبا دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی (ملل مسلمان)
22 فوریه 1974 نشست سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در لاهور پاکستان تشکیل شد و ضمن تصویب عضویت بنگلادش تازه تاسیس تاکید دیگری بر همبستگی ملل مسلمان کرد و لزوم چنین همبستگی را در جهان متلاطم و متغیّر کنونی یادآورشد. دولت پاکستان در همین روز استقلال بنگلادش را که در سال 1971 تاسیس شده بود برسمیت شناخت. بنگلادش قبلا بخش شرقی پاکستان بود. این سازمان دارای 57 عضو در اجتماع سران کشورهای اسلامی در رباط در 25 سپتامبر 1969 تاسیس شده است. وزیران امورخارجه کشورهای عضو این سازمان (او. آی. سی) در نشست 15 آگوست 1990 در قاهره اعلامیه حقوق بشر برپایه شریعت اسلام و دستورهای قرآن را تصویب و منتشر کردند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دختر دو كله مصري



    19 فوريه 2005 جراحان مصري يك دختر ده ماه و 20 روزه دو كله را تحت عمل جراحي قرار دادند و يكي از سرهاي او را كه بر گردنش سنگيني مي كرد حذف كردند. اين نوع دو سر به دنيا آمدن طفل كم سابقه توصيف شده است. عمل جراحي در بيمارستان «بن ها» انجام شد. بنا به سابقه، يك دوقلو ممكن است از ناحيه سر به هم چسبيده باشد، ولي در مورد طفل مصري، بدن يكي از دوقلو ها رشد نكرده و تنها سر به هم چسبيده او از رشد كامل برخوردار بود. عمل جراحي 13 ساعت طول كشيد. عكس، منار را پيش از انتقال به بيمارستان با مادرش نشان مي دهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
دود سیگار هرسال از 10 میلیون سیگاری ایران 60 هزار تَن را می کشد
تیترهای صفحه اول شماره سوم اسفند1394 دو روزنامه تهران از شمار سیگاری های کشور و تلفات ناشی از آن:
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 22 فوريه
  • 1821:   دولت اسپانيا مهاجر نشين قديمي خود ايالت فلوريدا را به پنج ميليون دلار به دولت واشنگتن فروخت (قرارداد Adams - Onisَ وزیران امور خارجه دو کشور). دولت اسپانیا از سال ها پیش از آن زیر فشار نظامی بومیان ساکن شمال فلوریدا و جنگ آنان با دولت واشنگتن قرار داشت. طبق قرارداد فروش، دولت واشنگتن متعهد شد که مداخلات مرزی در اسپانیای نوین (مکزیک) نداشته باشد. دولت واشنگتن بعدا بخشی از 5 میلیون دلار را به اتباع خود که از اسپانیا شکایت داشتند پرداخت کرد.
  • 1825:   روسيه و انگلستان مرز آلاسکا و كانادا را تعيين كردند. در آن زمان آلاسكا متعلق به روسيه و يک مهاجرنشين اين کشور بود كه بعدا آن را به دولت واشنگتن فروخت.
  • 1900:   دولت واشنگتن مجمع الجزاير هاوايي واقع در اقيانوس اطلس را كه قبلا دولتي مستقل بود و پادشاه داشت قلمرو خود اعلام كرد.
  • 1936:   انبوه سازي فولکس واگن آغاز شد. چند هفته قبل از اين، هيتلر دستور ساخت انبوه فولكس واگن قورباغه اي را به مهندس پورشه طراح آن داده بود و نام اين خودرو را به اميد اين كه هر آلماني يك دستگاه از آن را داشته باشد « اتومبيل مردم » گذارده بود.
  • 1945:   با تاسيس اتحاديه عرب كه اينك تقريبا بي خاصيت شده است موافقت شد.
  • 1958:   دولت اندونزي كه پاره اي از بخشهاي مالزي را متعلق به خود مي دانست به پايگاههاي انگلستان در اين مناطق حمله هوايي برد. در آن زمان مالزي هنوز از مستعمرات انگلستان بود.
  • 1972:   ريچارد نيكسون رئيس جمهوري وقت آمريكا در چنين روزي (22 فوريه) در سال 1972، يك روز پس از ورود به چين در پكن با مائو تسه دونگ رهبر اين كشور ملاقات كرد. اين، نخستين ديدار يك رئيس جمهوري آمريكا از چين بود. دولت آمريکا در آن زمان هنوز رژيم پكن را برسميت نشناخته بود. در اين سفر، بيشتر مذاكرات نيكسون با چوئن لاي نخست وزير چين صورت گرفت. نيكسون 21 فوريه وارد شانگهاي شده بود. درست يک سال پس از ديدار نيکسون با مائو، 22 فوريه 1973 دو دولت موافقت کردند که دفتر رابط داشته باشند. پس از برقراري روابط ميان دو دولت كه بعدا صورت گرفت، جورج بوش (پدر) نماينده سياسي (سفير) آمريكا در پكن شد. هدف اصلي نيکسون از ديدار چين عميق تر ساختن شکاف ميان پكن و مسکو بود که به دوستي خود خاتمه داده بودند. مائو روس ها را متهم به دور شدن از اصول سوسياليسم کرده و تجديد نظر طلب خوانده بود!. به علاوه، مآئو علآقه مند به گسترش دوستى و آتحآد مسکو بآ ويتنام نبود. چين و ويتنام با هم اختلاف ارضي دارند و در فورىه 1979 برخورد نظامي داشتند که ممکن است بعدا دولت آمريکا براي پيشگيري از قدرت طلبي چين از آن وضعيت استفاده کند. چين با فيليپين و ژاپن هم در قلمرو دريايي مسئله دارد و مسئله تايوان هنوز پابرجاست و ....
  • يادداشت روز
    خانه ای را که با خون دل و هزاران امید ساخته بودم فروختم تا تاریخ آنلاین ایرانیان و مجله روزنامک ادامه حیات دهند و آرزوی فردوسی شدن بگور نرود
    پس از انتقال پدر و مادر سالخورده ام از کرمان به خانه ام در تهران ـ نارمک برای نگهداری، احساس کمبود جا کردم. زیراکه خانه ام در یک زمین 123 متری ساخته شده بود و خیلی کوچک. به امساک و پس انداز کردن روی آوردم و توانستم در سال 1348 (1969 میلادی)، در ناحیه ای به نام تهران شرق، زمینی به مساحت 250 متر را خریداری کنم تا در آنجا خانه بزرگتری بسازم. ولی در آن سال نتوانستم قلب خودرا راضی به فروش خانه کوچک اَم در نارمک کنم که یک آجر ـ یک آجر و در طول سالها آن را ساخته بودم تا از محل فروش، در زمین تازه، خانه بسازم. [خانه نارمک در سال 1359 به یک سوم بهای سال 1356 بفروش رفت، زیرا که آیت الله خسروشاهی رئیس وقت سازمان مسکن انقلاب اسلامی گفته بود که افراد نباید بیش از یک خانه و یک زمین شهری داشته باشند و من در کوی نویسندگان هم یک آپارتمان داشته ام. بخشی از پول فروش خانه را در یک حساب قرض الحسنه بانک ملّت پس انداز کردم که در سال 1370 با آن پول می شد فقط یک دوچرخه خرید، تورّم ارزش پول را در طول 11 سال از میان برده بود!. به این ترتیب، آن خانه بر هیچ شد.].
        سرانجام، در تیرماه 1359 موفق به گرفتن پروانه انتشار روزنامه ای به نام «سپیده دم» شدم و در صدد برآمدم که در آن زمین ِ 250 متری، محل کار برای این روزنامه ـ البته با ابعادی محدود را بسازم. نقشهِ ساختمانِ چندین روزنامه در چند کشور را بررسی کردم و طرح ساختمان را بر آن پایه ریختم که عبارت بود از؛ یک سالن تحریریه، اطاق حروفچینی، اطاق سردبیر، اطاق تصحیح، تاریکخانهِ ساخت عکس و ... و اطاق مدیر در طبقه دوم و انبار برگشتی ها. کار ساختمان در شهریور 1359 به پایان خود نزدیک شده بود که برای خرید تایپ ستینگ و ... در نیمه دوم همان شهریور ماه به لندن سفر کردم که جنگ 8 ساله ـ چند روز پس از ورود من به لندن آغاز شد و فرودگاهها (راه بازگشت) مسدود. بناچار به آمریکا و نزد فرزندان رفتم. آنان را زمانی که خبرنگار روزنامه اطلاعات در آمریکا بودم به اینجا منتقل کرده بودم. پس از رسیدن به آمریکا، تلفنی از پدر و مادرم خواستم که به ساختمان تازه اثاثه کشی کنند زیراکه در آن زمان، تصاحب ساختمان های خالی آسان بود. 12 سال بعد، پس از شنیدن خبر کشته شدن خواهرم در حادثه تصادف آمبولانس بیمارستان امیراعلم، به تهران بازگشتم ولی تلاش من برای تجدید پروانه «سپیده دم» به جایی نرسید.
        «تاریخ نگاری» به موازات روزنامه نگاری را از دهها سال پیش از آن با هدف دادن آموزش عمومی، یادآوری گذشته باشکوه ایران و ایرانی و ایجاد غرور، بزرگی و بزرگواری در هم میهنان در روزنامه اطلاعات، خبرگزاری پارس و رادیو ـ تلویزیون ملّی آغاز کرده بودم که با همان هدف و آرزوها، ادامه آن را در روزنامه های تهران از آغاز دهه 1370 ازسرگرفتم. البته در ماههای نخست، بزرگ جلوه دادن کوروش و داریوش و نادرشاه و حتی نوشتن واژه «شاه» به صورت پسوندِ اسامی کار آسانی نبود.
        احساس خدمت به ایران و ایرانی از 11 سالگی (که کلاس ششم ابتدایی بودم) در من تقویت شده بود. در نوروز آن سال مادر بزرگ من (مادر پدرم که از کیانی های کرمان بود و 7 برادر داشت) کتاب «اسکندرنامه» ای را که یکی از آشنایان به رسم عیدی برایم آورده بودم در حضور آن فرد به بخاری دیواری اطاق پذیرایی افکند و خطاب به آن مرد فریاد زد: "شرم نکردی، شرح حال مردی که ایران را متصرف شد و تخت جمشید را ویران ساخت برای نوه من آوردی و ...".
        این احساس در دوران دبیرستان بازهم تقویت شد زیراکه همزمان بود با مبارزات ایرانیان برضد قراردادهای نفت با خارجی، و تأثیر سخنان دبیران دبیرستان که چگونه انگلستان و روسیه با هم ساختند و ایران را با جداکردن قفقاز، خراسان بزرگتر (آسیای میانه)، افغانستان (نامی که انگلیسی ها بر ایران خاوری گذارده اند)، مکران و سواحل جنوبی و غربی خلیج فارس و برخی از جزایر آن به کمتر از نصف کوچک کردند و نیز هدیه کردن سلیمانیه و ... توسط شاه نادان قاجار (مغول تبار) به عثمانی. در دوران حکومت مصدق، همه سوژه های انشاء در دبیرستان ها درباره عظمت ایران و ایرانی و مضرّات عمومی و روانی فساد دولتی بود که در اشعار و ادبیاتِ فارسی قرون وسطی آمده بود. همسایگانی که به سربازی رفته بودند و در پادگان سرآسیاب (مقرّ لشکر 7 پیاده کرمان) در ساعات شب به آنان تاریخ ایران تدریس می شد، جمعه ها می آمدند و اگر اشکال درسی داشتند می پرسیدند و کتاب درسی تاریخ دبیرستانی دست دوم می خریدند و یا عاریه می کردند. افسران چپگرا و مصدقی در ساعات فراغت و به رایگان در دبیرستان ها تدریس می کردند تا در بودجه دولت صرفه جویی شود. به ما دانش آموزان توصیه می شد که با هدف صرفه جویی در واردات کاغذ، با مداد بنویسیم که بشود نوشته را پاک کرد و دوباره روی همان کاغذ نوشت. اینها همه، میهندوستی را تقویت می کرد.
        در سال چهارم دبیرستان، استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی به ما «تاریخ ادبیات» تدریس می کرد و ایرانیان را اَبَرقدرت اندیشه، دانش و ادبیات جهان در قرون وسطی (دورانی که که اروپا در آن قرون در ظلمت بود) معرفی و از ابوالقاسم فردوسی که عُمر خودرا بدون چشمداشت مادی (پول و مال) صرف زنده کردن زبان پارسی و تاریخ ایران و اخلاقیات ایرانی کرده بود به عنوان یک میهندوست که در طول تاریخ بشر و در هیچ کشوری نظیر نداشته نام می بُرد و همین گفتار ِ با تأکید او، در من چنان تأثیر کرد که هدف و برنامه خودرا یک فردوسی ِ کوچکتر شدن قرار دادم، با بکار بردن قلم و از طریق نوشتن ِ تاریخ به روش ژورنالیستی و خبر آموزنده و گزارش مشروح که فیچرنویسی و فرهنگی (آموزشی) نویسی سطح آگاهی ها را بالا می بَرَد و نیز فرهیختگی و انسان واقعی بودن را، که یک انسان کامل گِرد فساد و تباهی نمی گردد و «تاریخ» وطندوستی و عشق به انسان بویژه هم وطن را تقویت می کند و جامعه ای همبسته بر پایه یکی بودن و مهربانی کردن به وجود می آورد. طبق تعریف رنه دکارت، یک جامعه ـ جهانی، ملّی، شهری و خانواده ـ وقتی به وجود می آید که افراد، هدف مشترک داشته باشند و برای رسیدن به این هدف همکاری و معاضدت کنند. بنابراین، تفرقه، فساد و یا آزمندی برخی از افراد، تفکّر تقلّب و فریبکاری از به وجود آمدن «جامعه» جلوگیری می کند و به جای جامعه، نوعی اجتماع (گردهمایی) به وجود خواهد آمد که برخی علائق مادی عامل ایجاد آن است. چنین اجتماعی مرکّب از افراد متفرّق به منزله درختی بدون ریشه است که با هر نسیم، از جای کَندِه می شود. یک مثال نسبتا تازه: جامعه شوروی. فساد و تفرقه میان سران حزب حاکم و انتصاب خودخواهان و ناشایستگان و باطنا بی علاقه به سوسیالیسم (که نظام شوروی بر پایه آن بنا شده بود)، تضعیف وطن دوستی، آموزش و پرورش ضعیف، و در نتیجه بی اعتقادی و نارضایتی مردم باعث فروپاشی شد؛ درست بمانند برف با برآمدن خورشید. همین فساد و تفکّر فسادآلود سبب شده بود که برژنف را که ماهها در بستر بیماری بود و بدون حرکت، همچنان به عنوان رئیس کشور حفظ کنند تا بتوانند به چاپیدن ادامه دهند. ضعف وطن دوستی به قدری در آن جماهیریه ریشه گرفته بود که پس از فروشی و حتی تا به امروز (در طول 25 سال) کسی بر متلاشی شدن و از دست رفتن میراث نیاکان (روسیه متحد ـ روسیه بزرگتر، شامل اوکراین و بلاروس و ...) اشک نریخته و غم نخورده است.
        تعمیم اینترنت فرصتی مناسب به من داد تا درصدد ایجاد یک تاریخ آنلاین به روش ژورنالیستی و نیز روزشمار (سَبک کرونیکل) برای ایرانیان برآیم، با هزینه خودم و بدون پذیرفتن کوچکترین کمک از دیگران؛ تا به هدف خود که یک فردوسی کوچکتر شدن است برسم. این برنامه را با ایجاد آنلاین
        www.iranianshistoryonthidday.com
        آغاز کردم که اینک 15 ساله شده است. به این تصمیم خود وفادار مانده ام که هرچه را که از دانش و مال دنیا دارم صرف روشن ساختن ایرانیان و ایرانی تباران از گذشته خود، تحولات و کارهای بزرگ جهانیان، شناساندن بزرگان اندیشه، دانش، هنر و ادبیات، ارتقاء معلومات عمومی و ایجاد احساس بزرگی و غرور در آنان کنم که اینک یکی از آنلاین های بسیار بزرگ شده است. در پی دریافت چند ای ـ میل از تاجیکیان خجند، دوشنبه و بخارا که ضمیمه ای به حروف سیریلیک (الفبای رایج در آن دیار) بر آن قرار دهم تسلیم شدم و به هزینه خود بخشی از مطالب تاریخ را سیریلیک کردیم و یک بانوی زرتشتی مقیم آمریکا داوطلب ترجمه بخش های تاریخ باستان آن به انگلیسی شد که ضمیمه انگلیسی هم به دست آورد که رو به تکامل است. به توصیه چند تاریخ دان که برای مطالب تاریخ جاری (رویدادهایی که تاریخ خواهند شد) یک وبسایت جداگانه ساخته شود، در سال 2003 (13 سال پیش) آنلاین روزنامک
        www.rooznamak.com
        را ساخته ام که فعّال است و پس آنها دو وبسایت
        www.journalistnushiravan.com
        و
        www.historiannushiravan.com
        برای درج خاطرات و نظرات مربوط.
         تاریخ آنلاین برای ایرانیان (که اگر به صورت چاپی درآید 12 جلد خواهد شد، رویدادهای تاریخ هرماه در یک جلد) با داشتن دو دفتر در آمریکا و ایران و چند کارمند، سِرور (هوست) و وِب مَستر و ... هزینه ای سنگین دارد که مطلقا آگهی و کمک مالی از فرد و دولت و مؤسسات نپذیرفته و نخواهد پذیرفت.
        سه سال است که انتشار ماهنامه (روزنامک ـ
        www.rooznamak-magazine.com
        
         ) را هم در همان زمینه ها بر کار خود افزوده ام که در نخستین سال انتشار برایم بیش از 44 میلیون تومان زیان مالی داشت زیرا که روش توزیع مجله در ایران درست نیست. چون پس انداز، نزدیک به اتمام بود در صدد فروش ساختمان مورد بحث برآمدم (که آن را برای انتشار «سپیده دم» ساخته بودم و از سال 1392 دفتر مجله روزنامک شده بود)، ولی فروش ساختمانی که با آن امید و آرزو ایجاد شده و پدر و مادر در آن تا آخرین روزهای حیات زندگی کرده بودند بسیار دشوار بود و یک آزار روحی.
         چاره نبود. از بی پولی، انتشارِ 3 شماره مجله روزنامک به اِدیشن آنلاین آن اکتفا شده بود. ساختمان مورد بحث 15 آذر 1394 به یک بساز و بفروش (بیلدر) فروخته شد که با یک احتساب سرانگشتی، پول حاصل از فروش خانه، هزینه ادامه حیات تاریخ آنلاین و مجله را تا چند سال و تا من ِ 80 ساله زنده باشم تأمین می کند ولی از روز فروش خانه دیگر آن روحیه سابق را ندارم و افسرده و بی حال.
        از زمان فروش خانه با هدف تأمین هزینه های ریالی و ارزی تاریخ آنلاین ایرانیان، ضمائم آن و مجله روزنامک به این اندیشه افتاده ام که پس از مُردن من، تکلیف تاریخ آنلاین ایرانیان با این وسعت چه خواهد شد و در صدد هستم که یک «تاریخدان ـ نویسنده» و ترجیحا یک بانو بیایم و پس از آموزش کار، تاریخ آنلاین و ضمائم آن را به او بسپارم، با هرچه که از پول خانه مانده باشد. امیدوارم که این نگرانی خیال، بازده کار مرا کاهش ندهد و فردوسی ِ کوچک، کوچکتر نشود و تا واپسین دَم و بدون چشمداشت، در خدمت ایرانیان، ایرانی تباران و پارسی زبانان باشم.
        با پول حاصل از فروش خانه، ماهنامه روزنامک از شماره 22 ـ بهمن ماه 1394 و پس از انتشار سه شماره اینترنتی (اِدیشن آنلاین) به هر دو طریق ـ چاپی و آنلاین انتشار و ادامه خواهد یافت. برای یافتن یک چاپخانه مقرون به صرفه و داشتن عوامل توزیع ادیشن برون مرز مجله روزنامک، در دیماه 1394 به لس آنجلس رفتم. در اینجا با ابراهیم صفایی روزنامه نگار قدیمی که در لس آنجلس چاپخانه داری می کند مذاکره و به نتایجی دست یافته ایم. ابراهیم صفایی 76 ساله و روزنامه نگار از 1338، پیش از انقلاب در میز اخبار سیاسی روزنامه اطلاعات کار می کرد که در جریان انقلاب دچار بیماری قلبی ناگهانی شد، به آمریکا انتقال یافت و در اینجا پس از تعویض قلب و منع پزشکی و موقت از سفر هوایی، ماندگار شد ولی پس از رفع منع پزشکی سفر طولانی با هواپیما، به ایران رفت و آمد دارد. ترتیب انتشار در برون مرز این است که «پی دی اف» صفحات مجله، همزمان با ارسال به چاپخانه مربوط در تهران، به چاپخانه های طرف قرارداد در خارج نیز ای ـ میل می شود.
        این مطلب که یک گزارش به مخاطبان است لازم بود که درج شود.
        
        نوشیروان کیهانی زاده
        
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com