Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
24 مي
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 24 مي
ايران
بپاخيري «المقّنع» و كفن پوشان راه وطن با هدف رهانيدن ايران از سلطه عربان
قيام المقّنع در خراسان 24 ماه مي سال 766 ميلادي آغاز شد كه از نخستين بپاخيزي هاي ايرانيان براي احياي استقلال و حاكميت وطن خود بشمار مي آيد.
     المقّنع كه از ديرباز در صدد قيام بر ضد سلطه عرب بود از موضوع قتل ابومسلم در توطئه خليفه عباسي وقت استفاده كرد و به خونخواهي او در خراسان بپاخاست. با توجه به محبوبيت ابومسلم در ميان ايرانيان به ويژه مردم خراسان ـ خراسان بزرگتر، در اندك مدتي صدها هزار تن در اطراف المقنّع جمع شدند. المقّنع كه به سبب نقاب زدن ـ نقابي شبيه مقنعه كه تا شانه ها، روي اورا مي پوشانيد ـ به اين نام معروف شده بود، كسي جز هاشم ابن حكيم نبود كه مردي دانشمند بود و داستان «ماه نَخشَب» وي كه برپايه تسلط او بر علوم فيزيك و شيمي شكل گرفته بود معروف است.
    پيروان المقّنع كه جامه سپيد مي پوشيدند به سپيدجامگان (كفن پوشان راه وطن) معروف اند. قيام المقنع براي رهايي ايران كه ضمن آن دست به چند ابتكار كاملا تازه زده بود بيش از چهار سال طول كشيد. سرانجام خليفه عباسي سپاهي گران را به جنگ او فرستاد كه در دومين برخورد دو نيرو، المقّنع شكست خورد و خودكشي كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اسماعيل ساماني مردي كه تنها به ايران و ايراني مي انديشيد
آرامگاه اسماعيل ساماني در شهر بخارا

اسماعيل ساماني مردي كه پرچم زنده كردن زبان پارسي و فرهنگ ايراني را به دوش گرفت در ماه مي سال 849 ميلادي در فرغانه (واقع در منطقه فرارود) خراسان به دنيا آمد. مورخان هريك روزي از ماه مي را زادروز او نوشته اند كه تازه ترين اين زادروزها كه كشف مورخان روس است «24 ماه مي» است!. در زمان تولد اسماعيل، پدر او احمد حكمران ناحيه فرغانه بود. سامان خدا (كدخدا = رئيس، رئيس دهقانان و ...) پدر بزرگ اسماعيل كه در منطقه بلخ به دنيا آمده بود و يك تاجيك (پارس) بود خودرا از فرزندزادگان بهرام چوبين اسپهبد بزرگ ايران معرفي مي كرد.
     اميراسماعيل (مير اسماعيل) كه خودرا شاه خواند پس از تمركز امور خراسان بزرگتر (اينك شامل سه كشور تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان، نيمه شمالي افغانستان، گوشه هايي از قزاقستان و قرقيزستان و خراسان ايران) در دست خود، احياء زبان و ادبيات فارسي و فرهنگ و رسوم ايراني را سرلوحه كار خود قرارداد. همزمان با او، صفاريان در جنوب و جنوب شرقي ايران، ديلميان در شمال و مركز و طاهريان در نيشابور ـ هر گروه در مناطق خود استقلال داشتند و در اين مناطق تنها نامي از خليفه برجاي مانده بود.
    شاه اسماعيل با اينكه توان لشكركشي به بغداد و برانداختن خليفه را داشت چنين نكرد زيرا كه احياء فرهنگ ايراني و زبان فارسي برايش مهمتر بود. استراتژي شاه اسماعيل جنگ دفاعي بود يعني تنها با مهاجم مي جنگيد و جنگ او با عمروليث كه به شكست و اسارت عمرو انجاميد برهمين پايه صورت گرفت.
    شاه اسماعيل در سال 907 ميلادي درگذشت و در بخارا مدفون شد و آرامگاه او كه يك بناي تاريخي است مورد احترام ويژه تاجيكيان و همه ايرانيان و ايراني تبارها است. نوه اسماعيل هم در همين آرامگاه (عكس بالا) دفن شده است. شاه اسماعيل ساماني چنان زيربناي فرهنگي را استوار گذارده بود كه تا سال 1920، فارسي زبان رسمي منطقه بخارا بود.
    در دهه سوم قرن 20 در منطقه «فرارود»، گروهي از وطندوستان تاجيك از جمله پدر احمدشاه مسعود برضد تقسيمات جغرافيايي حكومت شوروي (مسکو) كه به زيان تاجيكيان بود دست به قيام مسلحانه زدند و چون شكست خوردند، پدر مسعودها به هرات گريخت و در افغانستان ماندني شد، يكي از پسران او (احمدشاه) هنگامي كه نيروهاي ضد مداخله خارجي را در شمال افغانستان رياست مي كرد، هدف توطئه قرار گرفت و كشته شد و پسر ديگر او ـ احمد ضياء بعدا معاون رئيس جمهور افغانستان شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زدوخورد نيروهاي پليس و امنيت با گروه پرويز پويان در تهران و كشته شدن او
پرويز پويان
سوم خرداد ماه سال1350 هجري خورشيدي، در زد وخورد سخت يك گروه از چريكهاي كمونيست و نيروهاي پليس و امنيت وقت در محله دوشان تپه (شرق تهران ـ كوي نيروي هوايي) پرويز پويان (برادر حسن پويان نويسنده، مترجم و روزنامه نگار معروف)، رحمت پيرو نديري و صادقي نژاد جان سپردند. اين زد و خورد كه در ساعات روز روي داد پس از محاصره خانه اي كه اين گروه از آن به عنوان پايگاه استفاده مي كردند توسط نيروهاي پليس و امنيت آغاز شده بود. در اين زدو خورد به ماموران دولت وقت نيز تلفات وارد آمد. اعضاي گروه كه همگي روشنفكر و تحصيلكرده بودند سلاحهاي خود را قبلا در زد و خورد با ماموران دولت و نيز گارد سلطنتي به دست آورده بودند. قتل پويان و دوستانش سرآغاز يك رشته زد و خوردهاي مشابه در تهران و شهرهاي ديگر شد كه تا پايان كار شاه ادامه داشت. دفن پنهاني اجساد پويان و همفكرانش و ايجاد مزاحمت براي كساني كه در جستجوي محل دفن اجساد بودند خشم مردم را در تهران و مشهد برانگيخته بود كه به چند اعتراض گروهي منجر شد. (پويان از خراسان بود).
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظر برخي از مورخان درباره پس گرفته شدن خرمشهر
مورخان نظامي پيروزي نيروهاي مسلح ايران در پس گرفتن خرمشهررا در شمار جنگهاي ميهني بزرگ ايرانيان در طول تاريخ ـ نظير نبرد دفاعي «حرّان» قرار داده اند. اين مورخان در همان روز پس گرفتن خرمشهر، با اشاره به برتري تسليحاتي عراقيان گفته بودند كه فداكاري ايرانيان بار ديگر اين نكته دو هزار و پانصد ساله داريوش بزرگ را كه بر سنگ باقي مانده است به اثبات رساند كه ايران سرزميني است كه مردان (سربازان) خوب دارد.
    نيروهاي مسلح ايران در سوم خرداد ماه 1361 و 21 ماه پس از آغاز تعرض نظامي عراق، با از جان گذشتگي و فداكاري تحسين آميز و تاريخساز خود خرمشهررا از نيروهاي متجاوز پس گرفتند و مسير جنگ را تغيير دادند. در اين نبرد پيروزمندانه، كه براي جهانياني كه تاريخ پر عظمت ايرانيان را نخوانده اند غير منتظره بود تلفاتي سنگين به عراقيان وارد آمد و دهها هزار عراقي به اسارت در آمدند.
    
تني چند از نيروهاي داوطلب ايران با روحيه اي قوي و قيافه اي مصّمم در جريان جنگ عراق و ايران

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درآمد ارزي ايران از نفت در سال 1385 - 2 بخش حساب ذخيره ارزي
درآمدهاي ارزي ايران در سال 1385 پنجاه و پنج ميليارد دلار برآورد شده بود. اين برآورد را 23 ماه مي 2006 محمدجعفر مجرد معاون ارزي بانك مركزي ايران در يك گفت و شنيد مطبوعاتي بيان داشته بود.
    مجرد گفته بود كه ميزان درآمدهاي ارزي كشور از محل صادرات نفت بستگي به بهاي نفت در بازارهاي بين المللي دارد. وي همچنين گفته بود كه طبق برآوردها، ارز حاصل از صادرات غيرنفتي ايران نيز در اين سال حدود ده ميليارد دلار خواهد بود.
    مجرد خاطرنشان كرده بود كه حساب ذخيره ارزي در حال حاضر داراي دو بخش است؛ يك بخش آن منابعي است كه در اختيار بخش خصوصي قرار مي گيرد و اين منابع به حساب ذخيره ارزي بازگشت داده مي شود و قسمت ديگر توسط دولت در قالب بودجه سالانه دريافت مي شود و طبيعي است كه اين قسمت نمي تواند بازگشت داده شود و به اين سبب، نوسان جهاني قيمت نفت مي تواند بودجه را دستخوش تغييرات و نوسان كند، و کاهش بهاي نفت و يا ميزان صدور آن تعديل هزينه ها و نيمه تمام ماندن طرح هاي عمراني را بدنبال خواهد داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در خرداد 1385، نماينده جيرفت در مجلس شوراي اسلامي از غارنشين هاي عنبرآباد خبرداد! ـ ضعف هاي مديريّت
زادسر
به گزارش 23 ماه مي 2006 خبرگزاري فارس، نماينده وقت جيرفت در مجلس شوراي اسلامي گفته بود كه 28 سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در نزديكي عَنبَرآباد جيرفت يك روستا كشف شده است كه مردم آنجا همانند غارنشينان زندگي مي كنند.
    فارس نوشته بود: «علي زادسر» نماينده جيرفت (استان كرمان) در حاشيه جلسه علني روز سه شنبه مجلس (23 ماه مي 2006) در جمع خبرنگاران با اظهار تاسف از اين امر گفت: سربازان گمنام وزارت اطلاعات در زمستان سال 1384 (4 ـ 5 ماه پيش از اين تاريخ) يك روستا را در 120 كيلومتري عنبرآباد كشف! كرده اند كه مردم آن همانند مردم دوران غارنشيني [هزاران سال پيش] بوده و برهنه هستند و با برگ درخت تغذيه مي كنند (!).
    وي گفته بود كه نام اين روستا «بيد نكوئيه» است و در كوه واقع شده كه حدود 200 نفر در آن زندگي مي كنند و از دره ها و بيشه هاي محل سكونت خود خارج نشده اند(!).
    به نوشته فارس، نماينده جيرفت به نقل از كساني كه به اين روستا رفته اند، گفت: ساكنان اين روستا در طول عمر خود وسيله نقليه موتوري نديده اند.
    زادسر با يادآوري ضرب المثل «چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است» اظهار داشت: به اطلاع مسئولان كه دهها ميليون دلار به كشورهاي ديگر كمك مي كنند مي رسانم كه از 700 هزار نفري كه در جنوب استان كرمان زندگي مي كنند 300 هزار نفرشان كپَرنشين هستند و هنوز روستاهاي كشف نشده در آنجا وجود دارد(!).
    وي سپس به خشكسالي اين استان و ترافيك بد راه اصلي شهر كرمان به جيرفت و بندر عباس پرداخت و از دولت خواست كه به حل اين مسائل اولويت دهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
ناسيوناليسم در ذات است و ارتباط به ايدئولوژي ندارد
ميخائيل گورباچف كه در روسيه و ميان كمونيستهاي جهان يك خائن و در غرب، به دليل فروپاشانيدن بلوك شرق و اتحاد شوروي (بدون جنگ) يك دوست خطاب مي شود 23 ماه مي 2004 از رهبري (اسمي) حزب سوسيال دمكرات روسيه كناره گيري كرد و اعلام داشت كه كناره گيري او به دليل نزديك شدن اين حزب به حزب هوادار پوتين بوده است. گورباچف گفته بود كه هدف از تاسيس حزب سوسيال دمكرات روسيه دورساختن مردم از سوسياليسم مطلق (کمونيسم) و نيز ليبراليسم افراطي بوده است كه در طول زمان نارسايي هاي خود را نشان داده اند ولي به نظر مي رسد که حزب سوسيال دمکرات روسيه متمايل به سنتريست ـ ناسيوناليست هاي هوادار پوتين شده و دارد از هدف اصلي دور مي شود. وي اشاره كرده بود كه مخالف ناسيوناليسم نيست ولي اگر ناسيوناليسم روسيه جان بگيرد، قدرت را به دست گيرد و به راه قرن نوزدهم برود با ابزارهاي اتمي ـ موشكي كه در اختيار دارد ممكن است جهان را به آتش و خون بكشاند و کره زمين آسيب بيند.
    در همان روز منابع نزديك به حزب سوسيال دمكرات روسيه گفته بودند كه برجستگان اين حزب در باطن از كناره گيري گورباچف خرسند شده اند زيرا كه اين حزب با ايدئولوژي ملايم خود كه هركس را مي تواند راضي و جذب كند به خاطر حضور گورباچف در آن، از احزاب كم عضو روسيه بوده است و به همين دليل، سعي شده است كه كناره گيري گورباچف به صورتي چشمگير در رسانه ها بزرگ عرضه شود تا به گوش همه روس ها برسد و در نگرش خود نسبت به حزب تجديد نظر كنند.
     اين منابع در عين حال گفته بودند كه نظر گورباچف درباره تمايلات روس ها به ناسيوناليسم به صورت يک ايدئولوژي را باور ندارند زيرا که ملي گرا بودن، بمانند دوست داشتن والدين، در ذات افراد است و ارتباط به ايدئولوژي و نظريه آنان ندارد و نمي تواند به تنهايي مرامنامه يک حزب قرارگيرد..
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
ترس از قضاوت تاريخ ـ شرايط دولتمرد شدن از دیدگاه فارابی ـ افزودن شرط گذرانيدن تست تاريخ براي داوطلبان مقام هاي انتخابي
24 می 1908 مايكل رابرتز Michael Roberts تاريخدان انگليسي زاده شد، 89 سال عمر کرد و 12 کتاب تاريخ نوشت. رابرتز که در 1996 درگذشت تاكيد بر اهميت استفاده از تجربه گذشتگان داشت. رابرتز نوشته است: فارابي انديشمند ايراني قرون وسطي شرايط دولتمرد شدن را ترسيدن از خدا؛ معتقد بودن به روز جزا و كيفر الهي (معاد) قرار داده و من ترسيدن از «قضاوت تاريخ» را بر آن اضافه مي كنم. قضاوت تاريخ ممكن است حتي يك روز پس از انجام يك كار انجام گيرد و حكم آن كه مشمول عفو و بخشودگي قرار نخواهد گرفت صادر و اعلام شود.
    به باور رابرتز، وقوف بر تجربه بشر در زمان گذشته به قدري اهميت دارد كه اگر قدرت داشت شرط نامزد شدن براي مقام هاي انتخابي و داوطلب شدن براي پُست هاي انتصابي را قبول شدن در تِست (امتحان) تاريخ قرار مي داد.
    رابرتز که تاريخ عصر جديد را تدريس مي کرد مسلح شدن اروپاييان به توپ و تفنگ را يک انقلاب نظامي خوانده که به پيشرفت آنان کمک کرده است. برپايه اين نظريه، برخي از مورخان و مفسران رويدادها ـ کودتاي نظامي را نيز نوعي انقلاب خوانده اند زيرا که دگرگوني ايجاد مي کند.
     «عصر آزادی»، «تاریخ سوئد History of Sweden»، «تاریخ تحولات نظامی»، «حزب ویگ»، «تاریخ دیپلماسی انگلستان» و رساله کوتاه «در اهمیت مطالعه تاریخ و آموختن از تجربه گذشتگان» از جمله تالیفات رابرتز هستند. رابرتز برای نوشتن تاریخ سوئد، زحمت یادگرفتن زبان سوئدی را برخود هموار کرده، به سوئد رفته و تحقيقات محلي انجام داده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
واشنگتن وارث امپراتوری لندن
Nial Ferguson
24 می 2003 «نيال فرگوسن Nial C. D. Ferguson» تاريخدان انگليسي كتاب خود با عنوان «امپراتوري» را منتشر ساخت.
    فرگوسن در اين تاليف ثابت کرده است که آمريكا وارث امپراتوري جهاني انگلستان شده است.
    فرگوسن ـ پژوهشگر و مدرّس دانشگاههاي آکسفورد، هاروارد، ستنفورد و نيويورک تاليفات متعدد ازجمله «جهاني که انگلستان ساخت»، «تاريخ مالي جهان»، «رابطه پول و تمدن» و «غرب و بقيه جهان» دارد. روش وي در تاريخنگاري متفاوت از ديگران است. اورا يک کارشناس بنام تاريخ پول و امور مربوط به دست داده اند. فرگوسن در هر مسئله، به نظرات توماس هابز اشاره و استناد مي کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
نشست ماه مي 1900 و تکامل حرفه روزنامه نگاري ـ پيدايش «روزنامه نگار فري لنس» و سنديکاهاي توزيع مقاله و نوشته ـ تعريف روزنامه نگار حرفه اي و ...
در طول اجلاس ناشران روزنامه هاي آمريكايي سهامدار خبرگزاري اسوشييتدپرس كه 22 مي سال 1900 در نيويورك پايان يافت و نتيجه اش اعلام «اسوشييتدپرس» به عنوان يك خبرگزاري غيرانتفاعي تعاوني بود پيشنهادهاي تازه اي مطرح شد كه بعدا شكل تازه اي به سازمان تحريري رسانه ها داد.
     اين اجلاس در آن زمان هياتي را براي بررسي كارشناسانه و به صورت ضابطه درآوردن اين پيشنهادها تعيين كرد و از آن پس هر چند سال و گاهي چند دهه يك بار جلسات حرفه اي براي بازبيني اين ضوابط تشكيل مي شود. اين ضوابط و بازبيني ها از دهه 1920 از مرزهاي آمريكا فراتر رفته و جهاني شده اند. از جمله اين ضوابط مدون، منع كاركردن همزمان يك روزنامه نگار درگير در امور خبر (نه مقاله = نظر) در دو روزنامه بود و روزنامه هاي تهران هم از سال 1955 (1334 هجري) آن را پذيرفتند و به اجرا در آوردند كه تا انقلاب سال 1357 دقيقا رعايت مي شد و سختگيري كيهان و اطلاعات در اين زمينه بسيار شديد بود و حتي مبادله خبر ميان خبرنگاران دو روزنامه ممنوع و در صورت مشاهده، هردو خبرنگار اخراج مي شدند. همين جدايي مطلق تحريريه هاي خبري رسانه ها در سراسر جهان و ايجاد رقابت ميان آنها باعث پيشرفتشان شد.
    اقدام بعدي اين نشست ها تعريف کردن روزنامه نگار حرفه اي و روزنامه عمومي (حرفه اي) بود. روزنامه نگار حرفه اي به فردي اطلاق شده است که کار ديگري جز اشتغال در يک رسانه نداشته باشد و معيشت او ـ دست کم حدود هفتاد درصد آن ـ از راه روزنامه نگاري تامين شود. برپايه اين اصل، قانون مطبوعات ايران (قانون وقت) دادن مجوز نشريه را به کارمند دولت ممنوع کرد.
    نشست هاي بعدي، در حرفه روزنامه نگاري نهادها و عناوين تازه اي به وجودآورد از جمله روزنامه نگار فري لنس (ناوابسته به يك رسانه، حق التحريري، مستقل). واژه فري لنس از عنواني اقتباس شده است كه در قرون وسطي به مردان سويسي كه داوطلب استخدام در ارتش هر كشوري بودند كه پول بيشتري به آنان پيشنهاد مي كرد.
    با رسميت يافتن عنوان روزنامه نگار فري لنس مسئله دادن مطلب به چند رسانه به صورت همزمان حل شد، به اين ترتيب که روزنامه نگاري که مي خواهد مطالبش همزمان در جند رسانه انتشار يابد بايد از کسوت استخدامي خارج و فري لنس (حق التحريري) شود. سپس سنديكاهاي توزيع مقالات و ... به وجود آمد. اعضاي سنديكاهاي توزيع مقالات، تحليل ها و سفرنامه هاي ژورناليستي نوشته خودرا به سنديكا مي دهند و سنديكا همانند يك خبرگزاري آنهارا به روزنامه ها و هر رسانه ديگر مي فرستد و براي هركدام كه چاپ كند صورت حساب ارسال مي دارد. ممكن است يك مقاله، همزمان در دهها روزنامه انتشار يابد و .... با اين ترتيبات روزنامه نگار استخدامي يک رسانه (خبرنگار، دبير و سردبير اجرايي) همچنان از كاركردن همزمان در دو و يا چند رسانه ممنوع هستند. ابراز نظر شخصي (به هر صورت؛ مصاحبه، نطق و نوشته) از كار خبر مجزا شده و اعضاي كادر استخدامي تحريريه يك رسانه مي توانند درباره نظر شخصي خود با رسانه هاي ديگر مصاحبه كنند يا آن را بنويسند و بفرستند و يا سخنراني کنند.
     در ماه مي 1985 گروهي از روزنامه نگاران كه در جهان از شهرت حرفه اي و بي طرفي برخوردار بودند پارا فراتر نهاده و پس از يك نشست اخطار كردند كه رسانه هاي بزرگ و هرکدام به دلايلي توجه خودرا معطوف به حرفها و بازي هاي سياستمداران و اعلاميه ها و مصاحبه هاي از پيش نوشته شده دولتمردان كرده اند و دارند از مردم عادي و مشكلات زندگاني آنان دور مي شوند و ....
     اين گروه اين روند را خروج رسانه ها از اصول ژورناليسم و در نتيجه تکاليف اجتماعي خود اعلام داشتند و تاكيد كردند كه ادامه اين روند منجر به آن خواهد شد كه همه فعاليت ها معطوف به اعمال و گفته هاي چند نفر در جهان شود كه اين بزرگ جلوه دادن ها عوارض جهاني مطلوب نخواهد داشت. رسانه ها در آغاز كار به حرفها و كارهاي مردم عادي و دشواري هاي آنان توجه بيشتري نشان مي دادند و اصول روزنامه نگاري بر همين اساس تدوين شده است كه دارد به فراموشي سپرده مي شود.
    اين اخطار، ظاهرا پس از نقل وسيع گزارشهاي چند شبكه كه نام «خبري» بر خود نهاده اند و خبرگزاري هاي اصطلاحا «بين المللي» در رسانه هاي همگاني داده شد، زيرا كه اين شبكه ها عمدا و يا به دليل آساني دسترسي، توجه خودرا به اخبار داده شده از سوي منابع دولتي و نيز اظهارات سياستمداران و دولتمردان معطوف كرده بودند و ... كه اين روش تا به امروز (سال 2013 ) کم و بيش ادامه دارد. نقل همين گزارشها كه ابزارهاي غير حرفه اي ازجمله کمپاني هاي سلفون و ... هم آنهارا به مشتركان خود مي رسانند باعث كاهش تيراژ رسانه هاي چاپي و مخاطبان راديو ـ تلويزيونها شده است و راه حل؛ تهيه مطالب اختصاصي و اينوستيگيتيو و جمع آوري نظرات و کشف و انتشار مسائل توصيه شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
زادروز «ژان پل مارا» انقلابي راديكال فرانسه ـ بی توجهی به توصیه های «مارا» و شکست انقلاب فرانسه
marat
«ژان پل مارا marat» انقلابي راديكال فرانسه 24 مي 1743 به دنيا آمد و 50 سال عمر كرد. وي يك پزشك بود كه با نوشته هايش مردم فرانسه را ترغيب به انقلاب (تغييرات كلي در وضعيت اجتماعي و سياسي وطن خود) كرد. كتاب هاي متعدد نوشت كه يكي از آنها «زنجيرهاي بردگي» است.
     مارا با انتشار روزنامه خود «L’ amie du peuple» دلايل كافي در اختيار مردم فرانسه گذارد تا برضد نظام حكومتي كه داشتند (رژيم وقت) بپاخيزند. اين روزنامه كه براي نخستين بار، مردم عادي در آن جايي براي بيان رنجهاي خود و درد دل يافته بودند آن چنان مورد توجه واقع شده بود كه هر روز دو بار چاپ مي شد كه در قرن 18 كاري بي سابقه بود.
     «مارا ـ تلفظ انگلیسی؛ مارات» در آستانه انقلاب به ژاكوبن ها پيوسته بود. او بود كه در جريان انقلاب به كاخ سلطنتي حمله برد و لوئي شانزده و همسرش ماري آنتوانت را دستگير كرد و آنقدر پافشاري كرد تا با گيوتين اعدام شدند.
    «مارا» در عين حال يك ناسيوناليست بود و ناپلئون اعتراف كرده بود كه تحت تاثير افكار «مارا» قرار گرفته و تا اين حد عاشق فرانسه شده بود. ناسيوناليسم «مارا» بر پايه تامين رفاه و سربلندي همه فرانسويان بود و فرد را (بمانند ناسيوناليسم موسوليني و هيتلر) به تنهايي در نظر نمي گرفت. از عقايد ديگر «مارا» كه باقي مانده و اینک مورد توجه است تاكيد بر «شايسته سالاري» بود. وي نوشته است كه پيشرفت ملت ميسر نخواهد شد مگر اينكه كارها به دست كاردانان سپرده شود و روي اين اعتقاد خود شديدا ايستادگي مي كرد و می گفت كه هركس نباید صرفا به دليل شركت در انقلاب به مقام برسد، ولی در آن گیر و دار توصیه او خریدار نداشت و این بی توجهی یکی از دلایل شکست انقلاب فرانسه بشمار آورده شده است. عقيده ديگر او كه در همه آثار و نوشته هايش منعكس است اين بود كه به هر وسيله، بايد صداي مردم ــ ولو مخالف ــ شنيده شود . وي مي گفت كه شنيده شدن نظرات دليل پذيرفتن آنها نيست.
    «مارا» با اين عقايد و نيز تنفر از اشرافيت، مخالفان فراوان مخصوصا در ميان ژيروندن ها كه ميانه روهاي انقلاب فرانسه بودند داشت و سرانجام 13 ژوئيه 1893به دست «شارلوت كورداي» دختر يکي از اشراف سابق كشته شد. شارلوت در اين روز وارد خانه «مارا» شده بود و اورا كه در وان حمام بود با دشنه كشته بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مكزيك را شکست داد، كاليفرنيا را فتح كرد و رئيس جمهور آمريكا شد!
Zachary Taylor

يگان هاي ارتش مكزيك در كاليفرنيا 24 مي 1846 در جنگ با واحدهاي نظامي ايالات متحده شكست خوردند و «مونتريMonterrey» پايتخت خود در اين ايالت را ازدست دادند و طولي نكشيد كه همه كاليفرنيا به تصرف دولت واشنگتن در آمد و بعدا ضميمه ايالات متحده شد كه اينك ار حيث جمعيت بزرگترين ايالت عضو اتحاديه است.
    كاليفرنيا قبلا متعلق به مكزيك بود. در نبرد مونتري، ژنرال زكاري تايلر Zachary Taylor فرمانده نيروهاي آمريكا بود كه بعدا به رياست جمهوري برگزيده شد. تايلر قبلا در فكر رئيس جمهوري شدن نبود، ولي وقتي كه احساس كرد «پولك James Polk» رئيس جمهوري وقت نسبت به او كه فاتح كاليفرنيا شده و مورد توجه آمريكائيان قرار گرفته حسادت مي كند و قدردان او نيست، در انتخابات دوره بعد خودرا نامزد آن مقام كرد، پيروز و رئيس جمهور آمريكا شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روسيه در كنار اسلاوها و اسلاوها در کنار «ناتو»!
24 مي 1911 دولت روسيه (تزار) به دولت عثماني اخطار كرد كه به سرزمين هاي اسلاونشين اروپا نزديك نشود و نيروهاي خودرا از مرزهاي «مونته نِگرو» دور سازد. دولت روسيه در يادداشت خود به دولت عثماني تصريح كرده بود كه در غير اين صورت با تعرّض نظامي روسيه به عنوان بزرگترين كشور اسلاونشين و حامي تمامي اسلاوها رو به رو خواهد شد. روس ها به خاطر اسلاوهاي صرب وارد جنگ جهاني اول شدند و در جنگ جهاني دوم ميليون ها كشته دادند تا آلمان را از سرزمين هاي اسلاونشين بيرون كردند.
    با وجود اين، و پس از فروپاشي بلوک شزق در اواخر دهه 1980 همين سران اسلاوها در لهستان، و ... برضد روسيه شده اند و با ناتو ساخته اند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه «بيسمارك» رزمناو انگليسي «هود» را با يك شليك غرق كرد
رزمناو انگليسي «هودHood» که غرق شدن آن تيتر اول روزنامه ها شده بود پيش از نبرد دريايي با بيسمارک


    24 مي سال 1941 رزمناو آلماني بيسمارك در جريان نخستين ماموريت جنگي خود رزمناو انگليسي «هود» را با همان شليك اول غرق كرد. قبلا گفته شده بود كه «هود» شكست ناپذير است. درجريان انفجار و غرق شدن هود، 1416 تن از افسران و ملوانان آن كشته شدند. تنها سه تن از کارکنان اين كشتي زنده ماندند. اين نبرد دريايي که خبر اول روزنامه ها قرار گرفته بود در نزديکي تنگه دانمارک ـ شاخه اي از اقيانوس اطلس شمالي روي داده بود. بيسمارک که نام صدر اعظم پيشين آلمان بر آن نهاده شده بود بزرگترين رزمناوي بوده است که تا کنون در اروپا ساخته شده است. اين ناو 46 هزارتُني داراي دو هزار و شصت و پنج نظامي ازجمله 103 افسر بود. طول آن 251 متر، ضخامت زره اش 32 سانتيمتر بود و سرعتي برابر 56 کيلومتر در ساعت داشت.
    بيسمارک 27 ماه مي 1941 غرق شد و در سال 1989 در کف اقيانوس مشاهده و در آن بررسي به عمل آمد. گفته شده است که در جريان جنگ، چون در محاصره قرارگرفته بود به تصميم فرمانده اش غرق شد. سالم ماندن آن در کف دريا، اين گفته را تاييد مي کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز درگذشت «جان فاستر دالس»
John F. Dulles
24 مي سال 1963 جان فاستر دالس وزير امور خارجه آمريكا از سال 1953 تا 1959 (دوران رياست جمهوري ژنرال آيزنهاور از حزب جمهوريخواه) در 71 سالگي درگذشت. وي كه با شاه روابط دوستانه داشت در زمان براندازي حكومت دكتر مصدق وزير امور خارجه آمريكا بود و چند بار با شاه ديدار كرده بود. در آن زمان، برادر دالس نيز مديريت سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) برعهده داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو زمین لرزه در سوم خرداد (24 مي)
سحرگاه 24 می1971 در شرق تركيه زمين لرزه شديدي روي داد كه بيش از هزار نفر را كشت.
     سی و دو سال بعد درست در همان روز و همان ماه در الجزاير زلزله اي با همان شدت بيش از يك هزار و يكصد تن را بي جان ساخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که قذافي به نشانه اعتراض نشست اتحاديه عرب را ترک کرد
معمر قذافي كه 22 ماه مي 2004 نشست سران اتحاديه عرب در تونس را به حالت اعتراض ترك كرده بود اعلام داشت كه با برنامه كار كنفرانس مخالف بود زيرا در اين شرايط كه نيروهاي آمريكا يك عضو اتحاديه را اشغال نظامي كرده و عراقي ها را به زشت ترين صورتي شكنجه مي كنند و قتل عام فلسطيني توسط اسرائيل ادامه دارد، در برنامه كار نشست، اولويت را به بررسي برنامه مبهم آمريكا به نام «تعميم دمكراسي در خاورميانه» داده اند. كدام دمكراسي؟. اين نشست اتلاف وقت است و نتيجه اي به بار نخواهد آورد. انتظار توده هاي عرب از سرانشان چيزهاي ديگر است.
     اين نشست دو روز طول كشيد و همانند نشستهاي دهه هاي اخير اين اتحاديه، نتيجه به بار نياورد. بي خاصيت شدن اتحاديه عرب به حدّي است که در نشست مي 2004، شش تن از سران کشورهاي عضو حضور نداشتند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و چشم انداز تاریک «لاوروف» در می 2004 از عراق که به واقعیت پیوسته است
«سرگي لاوروف» وزير امور خارجه روسيه در مصاحبه ای اختصاصی با «پراوداي جوانان» که 23 ماه مي 2004 انتشار يافت گفته بود که مسئله عراق با تدابیری که دولت آمریکا اعلام کرده است حل نخواهد شد. لانه زنبور برهم زده شده است و نتیجه قابل پیش بینی نیست. انتقال اختيارات در عراق به صورت سمبوليك و يا هر ترتيب ديگر ازجمله انتخابات مسائل ریشه دار را حل نخواهد كرد، ریشه مسائل عراق چیز دیگری است. با «حرف» نمي شود مسئله عراق را حل كرد. اين ترتیبات که ما مي بينيم نوعي نمايش هستند. خارج شدن نیروهای نظامی بیگانه از عراق به معنای عاری شدن این کشور از نفوذ خارجی نیست، خیلی ها چشم به عراق دارند؛ تقسیم منافع نفت، برخوردهای مذهبی و نژادی چندصد ساله و رقابت های همسایگان عراق با خودشان بر سر عراق و ....
    لاوروف که در این مصاحبه، چشم انداز تیره و تاری برای عراق ترسیم کرده بود در عین حال گفته بود که دولت روسيه دوست قديمي عراقي هاست و نمي خواهد که مسئله عراق به صورت يك عامل يأس و اندوه براي این مردم و يک کانون خطر براي جهانيان درآيد.
    لاوروف وضعیت امروز عراق و برخوردهای خونین گروههارا پیش بینی کرده بود که از دو ـ سه سال بعد به واقعیت پیوسته و پس از خروج نظامیان آمریکا از عراق ادامه یافته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زندگي بهتر مقدم بر ايدئولوژي! ـ واقعيت حاصل از انتخابات سال 2005 آلمان
حزب سوسيال دمكرات آلمان در انتخابات ماه مي 2005 منطقه شمالي راين ـ وستفالي كه 18 ميليون جمعيت دارد و به دليل صنعتي بودن، محل تمركز كارگران است شكست خورد و كنترل خود را بر اين منطقه، پس از 39 سال از دست داد. اصحاب نظر گفتند اين رويداد حكايت از آن مي كند كه براي مردم قرن 21، كار و داشتن زندگاني بهتر مقدم بر ايدئولوژي است. در 39 سال پيش از اين انتخابات، طبقه كارگر و زحمتكش اين منطقه آلمان در هر شرايطي كه بود به حزب سوسيال دمكرات كه طبق مرامنامه اش، مدافع تامين رفاه آن طبقات است راي مي داد ولي كارگران اين بار با توجه به بيكاري بالاي 11 درصد، دست ازحمايت سنتي از سوسيال دمكراتها برداشتند و در ندادن راي به سوسيال دمكراتها به ايالتهاي ديگر پيوستند به گونه اي كه براي احزاب موتلفه حاكم (سوسيال دمكرات و سبز) تنها حكومت پنج ايالت از 18 ايالت آلمان باقي ماند ـ وضعيتي كه قبلا سابقه نداشت. در انتخابات راين ـ وستفالي حزب محافظه كار دمكرات مسيحي 45 در صد كل آراء را به دست آورد و احزاب موتلفه دوگانه تنها 37 درصد. اين نتايج ثابت کرد كه توجه مردم به وضعيت معيشت بيشتر از هرچيز ديگر است.
    در پي اعلام اين نتايج بود كه گرهارد شرودر صدراعظم وقت آلمان اعلام كرد كه به پارلمان پيشنهاد خواهد كرد انتخابات عمومي (سراسري) را يك سال جلو اندازد و در پاييز 2005 برگزار شود. اين انتخابات زودرس، قدرت را از حزب سوسيال دمکرات گرفت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رابطه تحصيلات با دود كردن سيگار ـ راه دولت آمريکا براي کاهش سيگاري هاي اين کشور
23 می 2005 آمار سيگاري هاي ایالات متحده (آمریکا) منتشر شده بود كه نشان مي داد در آمريكا هرچه تحصيلات افراد بالاتر باشد اعتيادشان به سيگار كمتر است. از اين آمار چنين بر مي آمد كه در آن سال (نيمه دهه يکم قرن 21) تنها 7 درصد دانشگاه ديده هاي آمريكايي سيگار دود مي کردند.
    طبق آخرین آمار (آمار سال 2009)، 21 درصد بزرگسالان فدراسیون آمريکا (و در اين سال، 313 میلیونی) سیگار دود می کردند. در دهه آخر قرن 20 نزدیک به 26 درصد آمریکاییان سیگاری بودند. اخطارهای سازمانهای بهداشتی، بستن مالیات بسیار سنگین بر سیگار و غیر قانونی شدن فروش سیگار به افراد زیر 18 سال تمام (و در چند ایالت 19 سال تمام) باعث کاهش سیگاری های آمریکا شده است که بزرگترین تولید کننده و صادرکننده سیگار در جهان است.
    گزارش هاي رسانه اي سال 2012 جمع سیگاری های آمریکارا حدود 48 ميليون نشان مي دادکه 22 میلیون و هفتصد هزار تن از آنان را زنان تشکیل می دادند.در اين فدراسيون درصد مردان سیاهپوست معتاد به سیگار بیشتر است. تنها ده درصد زردتبارهای آمریکایی (مهاجران از آسیای شرقی و جنوبی شرقی) سیگاردود می کنند. سیگار عامل شماره یک حمله قلبی، سکته مغزی و چند نوع سرطان است. به علاوه، کارآیی یک سیگاری در غیاب سیگار شدیدا کاهش می یابد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 24 مي
  • 1218:   گروه پنجم صليبيون از «اكره = عكا» عازم مصر شدند تا مانع كمك مصريان به ايّوبيان سوريه شوند و به اين ترتيب فلسطين را بار ديگر تصرف كنند كه در مصر شكست خوردند و باقيمانده آنان به اروپا بازگشتند. اين گروه را پاپ «اينوسنت سوم» به خاورميانه فرستاده بود.
  • 1498:   (23 ماه مي) «جيرولامو ساوونارولا» كشيش معروف ايتاليايي به دستور پاپ الكساندر ششم اعدام شد. اين كشيش علنا با دستگاه سلطنتي پاپ به مخالفت برخاسته و تشريفات دستگاه پاپ را مغاير آيين مسيحيت كه سادگي را ندا مي دهد خوانده بود.
  • 1543:   نيكلاس كوپرنيكوس (كوپرنيك) فضاشناس شهير لهستاني ديده از جهان فروبست.
  • 1689:   پارلمان انگلستان آزادي مذهب براي پيروان پروتستانيسم را تضمين كرد. با وجود اين، جمع كثيري از آنان (پروتستان مذهب ها) به آمريكا مهاجرت كردند.
  • 1794:   ويليام هه ول فيلسوف انگليسي و مولف كتاب تاريخ مقايسه اي (استنتاجي) زاده شد.
  • 1844:   نخستين تلگرام توسط «ساموئل مورس» مخابره شد. وي با دستگاه تلگرافي كه ساخته بود نخستين پيام را از شهر بالتيمور به شهر واشنگتن فرستاد.
  • 1866:   شهر «بِركلي» در كاليفرنيا به اسم اسقف جورج بركلي نامگذاري شد. بركلي كه يك شعبه بزرگ و معروف دانشگاه كاليفرنيا در آن فعاليت دارد به ليبرال ترين شهر آمريكا معروفيت دارد. چندبار صداي اعتراض عمومي از آنجا بلند شده است.
  • 1883:   عبدالقادر قهرمان ملي الجزاير كه در برابر استعمار وطنش توسط فرانسويان، مردانه ايستادگي كرده بود درگذشت.
  • 1905:   ميخائيل شولوخوف نويسنده روس و مولف «دُنِ آرام» و برنده جايزه ادبي نوبل سال 1965 چشم به جهان گشود.
  • 1911:   كتابخانه عمومي نيويورك كه از كتابخانه هاي بزرگ جهان است گشايش يافت.
  • 1915:   (دوران جنگ جهاني اول) ايتاليا كه اتحاد خودرا با آلمان و اتريش فسخ كرده بود به اتريش اعلان جنگ داد.
  • 1940:   «ايگور سيكورسكي» روس تبار در آمريكا يك هلي كوپتر كامل ساخت كه از آن پس توليد انبوه آن آغاز شد. واژه «هلي كوپتر»، همان زمان از تركيب دو واژه يوناني هليكس (مارپيچ ـ حلزوني) و پترون (بال) ساخته شد.
  • 1950:   ژنرال «آركادي ويول» كه ايران را در جريان جنگ جهاني دوم با اعزام نيرو از هند متصرف شده بود درگذشت.
  • 1958:   از ادغام دو خبرگزاري يونايتدپرس و اينترنشنال نيوز سرويس، خبرگزاري يونايتدپرس اينترنشنال به وجود آمد كه سه دهه بعد ورشكست شد و يك عرب آن را در حرّاج دادگاه در نيويورك خريداري و از تعطيل شدنش جلوگيري كرد.
  • 1965:   ديوان عالي آمريكا راي داد كه اخلال در كار رساندن اوراق تبليغاتي كمونيستي و كمونيست ها عملي مغاير قانون اساسي آن كشور است.
  • 1968:   دانشجويان فرانسوي بورس پاريس را به عنوان نماد كاپيتاليسم آتش زدند تا مانع از آن شوند كه «پول» حرف اول را بزند و سرنوشت انسان ها را تعيين كند.
  • 1993:   اريتره از اتيوپي جدا شد و استقلال يافت.
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com


    روزنامک

    روزنامک آنلاين كه مولف سالهاست با اين عنوان مطالبي در برخي روزنامه هاي تهران منتشر مي ساخته مدتي است كه در نشاني زير منتشر مي شود. اين سايت، روزانه است و بازتابي است از نظر و احساس ناشر در باره مطالبي كه در آن روز خوانده، شنيده، ديده و يا درگير آن بوده و بي شباهت به يك كارنامك نيست كه كاري است تازه در قلمرو ژورناليسم. به علاوه، درج پيامهاي دريافت شده و پاسخ به پرسشهايي كه بعمل مي آيد. مطالب، كوتاه خواهد بود تا مطالعه آن وقتگير نباشد و اطلاعات كافي به مخاطب بدهد تا فايده برگيرد:

    www.rooznamak.com

     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

     تماس با مولف: nhistorian@cox.net