Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
14 جولای
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 14 جولای
ايران
نخستين تصوير يک شهبانوي ايران بر سكه ها ـ هرمز دوم معروف به «نيک نَفس» که محاکمات قضایی را دو مرحله ای کرد و مجازات اعدام را محدود
در جولاي سال 307 ميلادي (نيمه اول اين ماه و احتمالا چهاردهم جولاي) هرمز دوم (هرمزد دوم)، شاه ساساني ايران اجازه داد كه تصوير بانوي او بر سكه ضرب شود. هرمز دوم كه «تاريخ» او را به عنوان «عادل و نيک نَفس» مورد قضاوت قرار داده است و هفت سال و چهار ماه سلطنت كرد، نخستين شاه ايران بود كه علاوه بر سکه با تصویر خود، با تصوير شهبانويش نیز سکه ضرب کرد و به جريان گذارد. شهرت فروتني و باگذشت بودن هرمز دوم از زماني وارد تاريخ شده است كه وي پس از كناره گيري پدر بيمارش «نِرسي ـ نِرسه» از سلطنت و به شاهي رسيدنش، تا زماني كه پدر زنده بود اجازه نداد كه اورا به عنوان «شاه» خطاب كنند.
    
تصویر هرمز دوم بر سکه اش

«نِرسي» در سال 302 ميلادي پس از اين كه شنيد يك واحد از ارتش ايران (نظامیانِ اَرمنیِ ارتش ایران) مورد شبيخون روميان قرارگرفته و متحمل تلفات شده بودند از فرط اندوه بيمار شد و همان روز، پس از ده سال پادشاهي، به سود پسرش ـ هرمز كناره گيري کرد. نرسي قبلا و در جولاي 297 ميلادي ارتش روم به فرماندهي گالريوس را در منطقه فرات شمالي (سوریه امروز) شكست و فراري داده بود و چون پيش بيني حمله مجدد را تا سالها نمي كرد، نيمي از ارتش را روانه شمال شرقي كشور (منطقه فرارود) كرده بود كه گالريوس از فرصت استفاده کرده به يک یگان ايران مستقر در شمال غربی قلمرو او شبيخون زده، تلفات وارد ساخته و برخي از بستگان شاه را که در قرارگاه اين سپاه بودند به اسارت گرفته بود. اختلاف ايران و روم در زمان نرسي هم عمدتا بر سر ارمنستان بود که تا مرزهای شمالی عراقِ امروز و شمال شرقیِ سوریه امروز وسعت داشت. اَرمنیان در دوران سلطنت هرمز دوم (هرمزد) به دین مسیح گرویدند که شاه ایران که زرتشتی بود و این آئین، مذهب رسمی ایرانیان بود، اقدام ارمنیان را که وابسته به ایران بودند تحمل کرد. ارمنیان نخستین ملتی هستند که مسیحی شده اند.
     هرمز دوم بود كه دادگاههاي كيفري ايران را دو مرحله اي كرد و دستور داد كه احكام اعدام، بدون تصويب شخص او اجرا نشوند. هرمز دوم اوايل سال 310 ميلادي براي جلوگيري از مهاجرت قبایل عرب به قلمرو ايران در غرب خلیج فارس، به منطقه اي كه امروز ظَهران ناميده مي شود (واقع در كشور سعودي) رفته بود كه همانجا درگذشت. وي از طريق جزيره بحرين به آن منطقه رفته بود. در آن زمان، ساکنان غیر ایرانی نژادِ سواحل شرقی کشور کنونی سعودی و جزایر مجاور را که جزئی از قلمرو ایران بودند به زبان عربی «بحرین» می خواندند که پس از ورود پرتغالی ها به خلیج فارس، تنها یک جزیره بزرگتر، به آن نام خوانده می شود. تیسفون (واقع در جنوب بغداد) پایتخت ایران به مدت 8 قرن (تا پس از پیروزی مسلمانان عرب در نبرد قادسیه) بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تظاهرات صد هزار نفري تهران و اعتصاب كارگران نفت در خوزستان - چرا استالين مي خواست انگلستان را بمباران اتمي کند؟
سرلشگر حسن بقايي

بعد از ظهر 23 تير 1330 مصادف با 14 جولاي 1951 شهر تهران شاهد يك تظاهرات وسيع با شرکت بیش از یکصدهزار تن و در اعتراض به ورود آورل هريمن ـ ديپلمات آمريكايي ـ به ایران بود كه روزنامه ها قبلا نوشته بودند مي خواهد از سوي هري ترومن رئيس جمهوري وقت امريكا، بين ايران و انگلستان ميانجيگري كند. تظاهرکنندگان شعارهایی را فریاد می زدند که جمع بندی آنها از قرار بود: آمرريكا پسر انگلستان است و دست هر دو دولت در يك كاسه است. پسر [آمریکا] مي خواهد جاي پدر پیرش [انگلستان] را در خاور ميانه بگيرد و این جانشین شدن را از ایران آغاز کرده است و اگر چنين شود، اين منطقه خط اول آتش ميان دو ابرقدرت شرق و غرب خواهد شد. [در آن زمان دو قدرت رقيب در جهان وجود داشت که قدرت شرق در سال 1991 فروپاشيد.].
     گزارش استقبال گرم و چشمگيراز هريمن در فرودگاه مهرآباد توسط چند عضو كابينه که در رسانه ها منعکس شده بود خشم چپگرايان ايران بويژه حزب توده نسبت به ماموريت اورا افزايش داده بود. چپگرايان مي گفتند که طبق روال نزاکت هاي ديپلماتيک، سابقه نداشته که وزيران يک کشور از يک ديپلمات (سفير) استقبال کنند! و کار وزيران کابينه در استقبال از هريمن، يک تملق آشگار بوده است.
    هريمن در سر راه خود به ايران در پاريس با ژنرال آيزنهاور سر فرمانده نيروهاي «ناتو» در اروپا مذاکره کرده بود. آيزنهاور دو سال بعد رئيس جمهوري آمريکا شد. طرح انگلستان كه هريمن آن را باخود به تهران آورده بود بر اين پايه بود كه شركت نفت انگلستان و شركت ملي نفت ايران مشتركا امور نفت کشوررا بر عهده داشته باشند كه اين طرح از سوي دكتر مصدق رد شد. هريمن پس از رد طرح در مصاحبه اي گفت كه آمريكا تنها نگران توزيع نفت است و مي خواهد كه جريان نفت به خارج قطع نشود.
     در آن روز (14 جولاي 1951) مردم كه در ميدان فردوسي اجتماع كرده بودند، نخست در برابر سفارت انگلستان دست به تظاهرات زدند و تني چند از ميان آنان بر ضد انگلستان و استعمار اين دولت و مداخلاتي که در طول زمان در امور ايران کرده بود سخنراني كردند. سپس جمعيت كه از يكصد هزار تن تجاوز مي كرد از طريق ميدان توپخانه و خيابان اكباتان خود را به ميدان بهارستان رسانيد تا قطعنامه صادركند و به مجلس شوراي ملي بدهد. در خيابان اكباتان و دو ـ سه نقطه ديگر هواداران دكتر مظفر بقايي و اعضاي حزب او به تظاهر كنندگان حمله بردند و ميان طرفين درگيري فيزيكي روي داد كه ناگهان و به طور غير منتظره واحدهاي ارتش با تانك وارد ميدان بهارستان و خيابان شاه آباد شدند و معترضان را به گلوله بستند كه تلفاتي سنگين به بار آمد. متعاقب اين زد و خورد، حكومت نظامي اعلام و شاه سرتيپ افشار پور را به سمت فرماندار نظامي تعيين كرد.
    مقامهاي ارتش بعدا براي توجيه عمل خود اعلام كردند كه چون تظاهر كنندگان به پليس حمله مي كردند، ارتش بناچار وارد عمل شد!. حال آن که در تيراندازي ارتشي ها، يك پاسبان نيز كشته شده بود و دهها پاسبان ديگر زخم برداشتنه بودند. اين مقامات درگيري هواداران بقايي با تظاهرکنندگان (به زعم مقامات ارتش؛ توده اي ها) را يک دليل ديگر مداخله نظاميان اعلام کرده بودند. به استناد همين اظهارات مقام ارتش، حزب توده اعضاي حزب دكتر مظفر بقايي (حزب زحمتکشان) را متهم کرده بود که طبق يک نقشه ازقبل تهيه شده با تظاهر كنندگان درگير شده بودند تا ارتش تحت فرمان شاه امكان و بهانه به دست آورد، وارد عمل شود و به سوي تظاهر كنندگان تيراندازي كند و کشتار به راه اندازد.
     دولت چند روز بعد اعلام كرد كه در تظاهرات 14 جولاي تهران 20 نفر كشته و صدها تن ديگر زخمي شده بودند. همچنين گزارش داده شده بود؛ سرلشكر حسن بقائي كه چهار روز پيش از انجام تظاهرات، از رياست دادرسي ارتش به رياست شهرباني کل منصوب شده بود! براي تيراندازي به سوي تظاهركنندگان مستقيما از شاه كسب اجازه كرده بود و به همين دليل دكتر مصدق نخست وزير فورا وي را از رياست شهرباني عزل كرد و براي مجازات تحويل دستگاه قضايي داد. گويا در روز تظاهرات ضد هريمن، سرلشکر حسن بقايي از ارتش استمداد کرده بود و نظاميان اقدام به سرکوبي معترضين کرده بودند. سرلشکر فضل الله زاهدي هم كه چنين ديد از سمت دولتي خود كناره گيري كرد و شاه بلافاصله او را سناتور انتصابي كرد.
     مداخله ارتش در تظاهرات 23 تير 1330 ورق برنده اي به دست دكتر مصدق داد تا بعدا كنترل وزارت جنگ را از دست شاه خارج سازد و آن را به وزارت دفاع ملي تغيير نام دهد. همين قتل و جرح گروهي از معترضين سبب شد كه هريمن در ماموريت خود موفق نشود. او هنگام ورود به تهران گفته بود تا زماني كه لازم باشد در ايران خواهد ماند و چون دكتر مصدق پيشنهاد انگلستان را كه او باخود آورده بود ردّ كرد، اقامت هريمن در تهران طولي نكشيد.
     همزمان با تظاهرات تهران، كارگران نفت در سراسر خوزستان دست به يك اعتصاب عمومي زدند. در اينجا هم حزب توده به عنوان محرّك اصلي معرفي شد. در جريان اين اعتصاب نيز زد و خوردهايي روي داد كه ضمن آن هفده تن كشته و 151 نفر مجروح شدند و در خوزستان حكومت نظامي برقرار شد و جمعي از وزيران و مقامات ارشد دولتي براي پايان دادن به اعتصاب عازم خوزستان شدند و ….
     برخي از اصحاب نظر در اروپا درباره اين وقايع تهران گفته بودند كه انگلستان به آمريكا به چشم رقيب و درعين حال متحد مي نگرد و افزوده بودند که همه تلاش انگلستان براين است كه منافع حياتي خودرا در خاورميانه حفظ كند، ولي به آمريكا در دفاع از جزاير انگلستان نياز مبرم دارد زيرا كه اطلاع يافته استالين مي خواهد در آينده و در زمان مقتضي 25 بمب اتمي بر انگلستان فرو افكند كه اگر چنين شود چيزي جز خاكستر از اين سرزمين باقي نخواهد ماند و تنها آمريكاست كه مي تواند با نيروي هوايي خود مانع چنين حمله اي شود. استالين که بتازگي داراي بمب اتمي شده بود معتقد بود كه تا قدرتي به نام انگلستان وجود داشته باشد، بحران، توطئه و در نتيجه دشواري هم در جهان وجود خواهد داشت.
اورل هريمن در طول فعاليت ديپلماتيك خود بارها از جانب سران امريكا به نهران آمد و با شاه ملاقات كرد. عكس بالا، يكي از اين ملاقات ها را نشان مي دهد. در كتاب خاطرات هريمن شرح اين ملاقات ها آمده است. هريمن ضمن يادداشت هاي خود، دكتر مصدق را مردي ميهندوست، سرسخت و سازش ناپذير در مذاكره توصيف كرده است

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دکتر هوشنگ طالع: توافق بگونه ای نباشد که «بار آرَد پشیمانی»
دکتر هوشنگ طالع ناسیونالیستِ پژوهشگر و نویسنده در یادداشت شماره 429 (به تاريخِ 20 تیرماه 1394) ضمن اشاره به مذاکرات وین یادآوری کرده بود که توافق بگونه ای نباشد که «بار آرد پشیمانی». وی قبلا در یادداشت شماره 428 خود نوشته بود که به نظر او، هرگونه توافق هسته ای به رفراندم گذارده شود ـ فرمول یونانیان.
    دکتر طالع در یادداشت 430 خود نيز ضمن نقل اظهارات رئیس مجلس شورای اسلامی که دولت آمریکا درخواست مذاکره [مذاکرات هسته ای] با ایران را کرده بود نوشته بود: اگر آمریکا در مذاکرات پیشقدم شده است ایران باید با گرفتن امتیاز، پیشنهاد مذاکره را می پذیرفت و این امتیاز باید این بود: نخست تحریم ها را بردارید تا مذاکره کنیم.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تیتر بزرگ صفحه اول شماره 22 تیرماه 1394 روزنامه کیهان وابسته به دفتر مقام رهبری


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و صفحه اول کیهان، شماره 24 تیرماه 1399 (5 سال بعد)

    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهارات زنگنه وزیر نفت تیتر صفحات اول شماره هاي 23 تیر 1398 تنها 4 روزنامه تهران

    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پیشنهاد یک مخاطبِ با تجربه به مجلس و دولت برای حل مسئله گرانی مَسکَن: وضع قانون و تعیین قیمت با رعایت تورّم ـ مستغلات معامله تجاری نیست
بیشتر پیام های وارده به دبیرخانه این تاریخ آنلاین و شخص مؤلف در چند هفته منتهی به نیمه تیرماه 1399 (جولای 2020) در رابطه با گران شدن مَسکَن از 15 ماه قبل از آن در تهران تا سه ـ چهار برابرِ درصدِ تورم! و در چند شهر بزرگ دیگر بود که پیام دهندگان آن را خلافِ منطقِ اقتصاد و تمامی قواعد و فرضیه های معاملات می دانند و از اینکه کنترل نشده است تعجب خودرا ابراز کرده بودند. در اینجا متن یک پیام از این پیام ها را که 12 جولای 2020 واصل شده و فرستنده آن با توجه به تحصیلات و تجربه اش راه حل نشانده است، بر پایه رعایت حق ابراز نظر و تنها با افزودن تَنوین (کَسره، فتحه و ضَمّه) و علامات (ویرگول و ...) جهت سهولت خواندن درج می کنیم:
    
    "تا چند روز پیش روزنامه های تهران که شمار آنها ـ تا آنجا که من [مخاطب] شمرده ام، بیش از هر شهر چند میلیونی دیگرِ دنیا است؛ حدود سی روزنامه معمولی، 27 روزنامه اقتصادی!، 8 روزنانه ورزشی و .... درباره گرانیِ نامعقول و ناگهانی مَسکَن [خبر و نظر] می نوشتند و تیتر به صفحه اول می بردند تا مردم بدانند که وظیفه انجام داده اند و مقامات نیز به آن توجه کنند. این، به من [مخاطب] مربوط نیست که چرا پرداختن جراید به مسئله گرانی خانه ناگهان قطع شد؟. تنها در این «مختصر نوشته» و اصطلاحا؛ وجیزه و از باب مسلمان بودن و احساس وطندوستی خواستم راه حلی را که به نظرم آمده است ارائه دهم، خودشان [قوای سه گانه تشکیل دهنده دولت] صاحب اختیار هستند و به اصطلاح؛ صلاح مملکت خویش خسروان دانند:
    
    ـ در اخبار خواندم که مقامات مربوط گفته بودند در حاشیه تهران زمین هست، خانه می سازیم، توزیع می کنیم و ... تا مسئله گرانی مَسکن حل شود. باید بگویم و همه هم می دانند که مسئله؛ در تهران و چند شهر بزرگ کشور «کمبود خانه» نیست، گران کردن ناگهانی و خلافِ منطق [چند برابر نرخ تورّم]، مسئله است. اولا ساختن خانه نو ـ طبق وعده های مقامات محترم ـ تا به مرحله توزیع و سکونت برسد حد اقل سه سال طول خواهد کشید و کابینه جناب دکتر حسن روحانی تا یک سال دیگر مَصدر امور است. موضوع رفت و آمد به شهر، مدرسه بچه ها، درمانگاه و بیمارستان و ... چه می شود؟، کار مردم در داخل شهر است. اگر هم قرار باشد خانه بسازند بهتر است که بافت کهنه داخل شهرها را خریداری و خانه سازی کنند ـ همان روشی را که بلشویک ها پس از انتقال پایتخت روسیه از سِنت پترزبورگ به مسکو، در این شهر بکار بردند.
    
    ـ با ساختن مَسکن دولتی (اگر هم وعده سر خرمن نباشد)، بهای «مَن درآوردی» و تا این حد بالا ـ نه در ایران و نه هر کشور دیگر حل نخواهد شد زیراکه مستغلات کالای تجاری نیست که کثرت عرضه و کاهش تقاضا، بها را تعیین کند. خانه را می شود اجاره داد و کالای دیگر مثلا نان، پارچه و ... را نه. با گرو گذاشتن خانه می شود پول و اعتبار گرفت. می شود خانه را اجاره داد و همچنین رَهنی و به این دلایل است که معاملات مستغلات را از قرن ها پیش و در همه کشورها از کِسوَت معاملات تجاری مستثنی کرده اند و بنا براین، کنترل قیمت مَسکن در دست دولت و مقام مربوط در دستگاه دولت است. طلا را نمی شود اجاره داد، ارز موضوع دیگری است و ارتباط به وضعیت کشور ناشر آن پول و نیز وضعیت صادرات و واردات کشور ثانی و ثالث دارد.
    
    ـ و چگونه باید قیمت مسکن را کنترل کرد؛ طبق تحصیلات من و تجربه عینی ام از ایران، اروپا و آمریکا؛ در کشورهای با تورّم بالا، هر شش ماه و در کشورهای دیگر سالانه قیمت هر محل مسکونی (خانه، آپارتمان و ...) را در هر محله تعیین و اعلام می کنند که مأخذ دریافت مالیات و شاخص بیمه خانه هم می باشد. اگر کسی اعتراض داشته باشد به هزینه خود او ارزیاب می فرستند و نظر ارزیاب ها ملاک است. این قیمت گذاری به ریلتورها (بنگاههای معاملات مستغلات)، سند نویس ها (در ایران؛ محاضر اسناد رسمی) اعلام می شود. فروشنده و خریدار برای تعیین و قبول مَبلَغ معامله آزاد هستند، ولی بر حسب میزان تفاوت از بهای رسمی باید 15 تا 75 درصد مالیات بدهند. این مالیات، مانع از گرانفروشی می شود زیراکه گران فروختن سود چندانی برای فروشنده ندارد. سند نویس و ریلتور (بنگاهی) باید قیمت را به دولت گزارش کنند. اگر خلاف گفته باشند نه تنها پروانه کسب و کار خودرا از دست می دهند بلکه باید زندان هم بروند و یا خدمت رایگان به جامعه کنند و معمولا سپوری برای شهرداری، رُفت و روب ادارات دولتی و .... مَبلَغ معاله نیز باید با چک تضمین شده بانکی (کَشی یِر چِک) باشد و اگر واگذاری به رایگان مثلا به فرزند باشد، «ملک» درآمدِ دریافت کننده آن تلقی می شود و باید مطابق آن، مالیات بر درآمد بدهد. در کشورهای نیمه سوسیالیستی و دیده شده است در کشورهای اسلامی که اساس کار بر عدالت و طَرد ظُلم است، در شهرهایی که کمبود خانه است، داشتن خانه را محدود به یک و دو و یا سه خانه و آپارتمان و یک دفتر کار می کنند تا کمبود برطرف شود. این کار پس از انقلاب در ایران و بعد از استقلال در الجزایر، تونس و موریتانی شد و شنیدم که می خواستند در سودان هم بکنند.
    
    ـ کنترل عادله بهای مسکن به ترتیبی که در بالا نوشتم باید با وضع قانون باشد. این را پارلمان (در ایران؛ مجلس شورای اسلامی) با دریافت طرح از نمایندگان خود و یا لایحه از دولت بررسی و تصویب کند و این قانون ضمانت اجرایی داشته باشد. رسیدگی و مجازات ناقض آن با قوه قضایی است زیراکه چنین قانونی ضمانت اجرایی دارد و نقض آن؛ مجازات.
    
    درباره خودم که نوشتم در این زمینه معلومات و تجربه دارم: از مهرماه 1351 دانشجوی دانشکده حقوق در دانشگاه تهران شدم و از همان ماه در ساعات بیکاری، کارمند یک دفتر اسناد رسمی. پس از فراغت از تحصیل چون معافی پزشکی داشتم، از سال 1355 در اداره ثبت اسناد استخدام شدم. عصرها نیز در تهران در یک بنگاه معاملات ملکی کار می کردم. در تیرماه 1359 مرخصی بدون حقوق گرفتم و برای تحصیل در رشته علوم مدیریّت به انگلیس رفتم و در اینجا با یک دختر انگلیسی ـ آمریکایی ازدواج کردم و دو سال بعد به آمریکا، و هر دو ـ زن و شوهر ـ پس از شرکت در آموزشگاه ویژه و گذراندن امتحان ایالتی، پروانه معاملات مستغلات گرفتیم و 37 سال است که در این رشته کار می کنیم. اگر بیماری کرونا که از ماه مارچ مارا زمین گیر کرده در ماههای آینده از میان نرود، خودرا بازنشسته خواهیم کرد.".
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
زادروز «كنت دو گوبينو» فيلسوف فرانسوي كه پس از اقامت در ايران فرضيه «نژاد؛ فرهنگ مي سازد» را نوشت
Comte de Gobineau
14 جولاي زادروز فيلسوف، نويسنده و ديپلمات فرانسوي «ژوزف آرتور كنت دو گوبينو Joseph Arthur de Gobineau» است كه فرضيه «رابطه فرهنگ و پيشرفت با نژاد» را به دست داده است. وي بسال 1816 به دنيا آمد، 66 سال عمر كرد و فرضيه ها، كتب و داستان هاي متعدد از خود برجاي گذارد. گوبينو مدتي به عنوان ديپلمات ارشد (سفير) فرانسه در تهران اقامت داشت و در اينجا اين فرصت را به دست آورده بود كه به پژوهش هاي خود در زمينه «نقش نژاد در پيشرفت هاي فرهنگي ملل» ادامه دهد. وي گفته بود ایران را از این جهت برای ادامه پژوهش های خود و تجربه عملي و از نزديک انتخاب کرده بود که از نیمه قرن هفتم میلادی معرض تهاجم و مهاجرت اقوام متعدد از نژادهای مختلف ـ عرب باديه نشين، تُرک و مغول قرارگرفته و اختلاط نژاد یافته است.
    اين انديشمند كه خودرا از نژاد آرين هاي شمال اروپا (وايكينگ ها) معرفي كرده فرضيه نقش نژاد در ساخت فرهنگ و پيشرفت جوامع را در رساله «نژاد فرهنگ مي سازد» منعكس كرده است كه هنوز پس از گذشت حدود 150 سال، مهمترين تئوري نژادي به شمار مي آيد.
    اين نژادشناس بدون اينكه تحقير نژادي كند؛ مسائل اجتماعی ـ فرهنگی و روانشناسی (رفتار) مردم خاورميانه، آسياي ميانه، روسيه جنوبي، شمال آفريقا و اروپاي جنوب شرقي (بالكان) را نتيجه اختلاط نژادي بدست داده است كه اين اختلاط عمدتا از طريق تهاجم و فتوحات نظامي صورت گرفته است. به باور گوبينو، ايران یک نژادی تا پايان دوران ساسانيان چنين مسائلي را نداشت. نه اين كه با مهاجرت انفرادي و مسالمت آميز مخالف بود، بلكه اجازه و امكان نمي داد كه اقوام ديگر از طريق تهاجم و به صورت گروهي (توده اي - كوچ) گام به ايران بگذارند و هرکاري را که بخواهند بکنند. مهاجرت به ايران باستان داراي ضابطه و مقررات بود.
    بعدا هر دولتي به صورتي (به ظن خود) از فرضيه هاي كنت دو گوبينو استفاده كرد: هيتلر برتري نژاد آرين را شعار خود قرار داد و نژادهاي ديگر و به ويژه يهوديان را در قلمرو آلمان منزوي ساخت، حال آنكه در فرضيه هاي گوبينو، برضد يهوديان چيزي ديده نمي شود؛ ژاپن تا مدتها مانع ورود و اقامت نامحدود خارجيان در خاک خود بود و سپس قوانين سخت براي تابعيت خارجيان وضع كرد؛ در پايان قرن 19، دولت واشنگتن و دولت كانادا مهاجرت زردها به آن دو كشور را محدود كرده بودند که تا دهها سال ادامه داشت و ....
    اوایل دهه 1980، اقدام پرزیدنت ریگن به بخشودگی ساکنان غیر قانونی ایالات متحده مورد انتقاد قرارگرفت که منتقدین گفته بودند چنین مهاجرت ها ممکن است سبب تخريب فرهنگ و رفتار (اروپاييِ آمریکاییان) و عقب رفتگي تدريجي كشور از این لحاظ و هرج و مرج شود و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
جيمي کارتر و توتورهاي او (معلمان سر خانه)
کارتر در 2007
كنوانسيون حزب دمكرات آمريكا در 14 جولاي 1976 به طور غير منتظره جيمي كارتر را به عنوان نامزد خود در انتخابات رياست جمهوري اين كشور تعيين كرد. بعدا سياست هاي انعطاف پذير کارتر، و متفاوت با گذشته كه ناشي از سادگي و بي تجربگي او در حكومت توصيف شده است باعث شد كه در افغانستان، اتپوپي، نيكاراگوئه و چند نقطه ديگر چپگرايان روي كار آيند، تحولات ديگر و ....
    مورخان کارهاي کارتر را که تا حدي خلاف سياست هاي قبلي واشنگتن بود به پاي توتورهاي او (معلمان سر خانه) بويژه برزینسكي لهستاني تبار ضد روس متولد کانادا نوشته اند كه تلقين هاي اين فرد سرانجام به پيدايش طالبان و القاعده و ... انجاميد.
     پس از انتخاب شدن جيمي کارتر به رياست جمهوري آمريکا، پيشنهاد شده بود که براي او «توتور» انتخاب و نصب شود تا بر رموز و قواعد عِلم حکومت واقف شود و در جريان سياست ها و تاريخ تحولات آمريکا و اوضاع جهان قرارگيرد.
     آمريکاييان که پس از 4 سال متوجه به بيراهه رفتن کارتر شده بودند براي دور بعدي، اورا انتخاب نکردند و دوره رياست جمهوري وي منحصر به يک دوره بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
استفاده از دكتر روبوتيك Robodoctor ازجولای 2007
استفاده از پزشکی روبوتيك و «روبودکتر Robodoctor» از جولای 2007 (تیرماه 1386)آغاز شده است و نخستين استفاده كننده از آن، پزشک آمریکایی ـ «دكتر الكس گانداساس» در چهاردهم جولای این سال بود.
     طرز كار اين دستگاه نه چندان بزرگ به اين صورت است كه با یک اپراتور نزد بیمار ـ در خانه و هرجای دیگر حتی اطاق بیمارستان ـ فرستاده می شود مريض را از نظر فشار خون، رنگ زبان، معاينه حلق و سوراخ بيني، چشم و گوش، ضربان قلب و ... معاينه می كند. دكتر كه در فاصله دور (در محلي ديگر) از طريق اينترنت، و مانیتور کامپیوتر در جريان معاينه است به «روبوت» دستورهاي بعدی را می دهد و به صورت «كنفرانس تلويزيونی» با بيمار گفت و شنود مي كند و از همان راه دور پس از دريافت پاسخ ها و اطلاعات به دست آورده شده از روبوت، تجويز دارو می کند، دستور غذا و مراقبت های دیگر به پرستار مي دهد و وضعیت را به بیمار تفهيم مي كند.
     دكتر همچنين از طريق اين روبوت كه هر دستگاه آن 100 تا 150 هزار دلار است مي تواند دائما از وضعيت بيمار خود در بيمارستان و یا در خانه آگاه شود، اورا از طريق روبوت ببيند و با هم گفت و شنید کنند و ....
     دکترها در مسافرت خارج از کشور و از داخل هواپیما نیز می توانند از طریق لپ تاپ و تابلت خود با روبوت پزشکی در تماس باشند و از طریق آن بیمار را ببینند و دستور درمان بدهند.
یک دستگاهRobodoctor متعلق به دکتر گانداساس


    
پزشک در حال ارتباط با Robodoctor که از خانه بیمار درباره وضعیت او اطلاع می دهد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
دریافت چهار پیام از چهار مخاطب درباره ر. اعتمادی ژورنالیست و داستان نگار بنام

    دیروز و دیشب (13 جولای 2023 = 22 تیرماه 1402) از 4 مخاطب چهار پیام حاوی اظهارنظر درباره ر. اعتمادی ژورنالیست و داستان نگار بنام و طرز انتشار خبر درگذشت وی دریافت شد که به ترتیب دریافت در زیر نقل شده اند:
    
    
چرا رسانه های داخلی از اعتمادی با آن همه تجربه روزنامه نگاری، تنها به عنوان «داستان نویس» نام برده اند

    
    مخاطب:
    
    
ر. اعتمادی در دو مرحله از عُمر

چهارشنبه شب خبر درگذشت ر. اعتمادی از معاریف روزنامه نگاری وطن را که پس از برکنارشدن از اطلاعات [مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات] داستان نگار شده بود، تلفنی از دوستم که از ساکنان شهرک اکباتان [واقع در حاشیه غربی تهران] شنیدم و متأسف شدم و ساعتی بعد خواستم ببینم که رسانه های کشور درباره آن همکار قدیمی شان به مناسبت فوت او چه نوشته اند. دوستم گفته بود که سالها بود تنها زندگی می کرد. نخست در اینترنت سایت های خبررسانی [خبرگزاری های کشور] را بازکردم، مهر و ایسنا و یکی دو وبسایت دیگر از قول ناشر کتاب های اعتمادی خبر درگذشت او را انتشار داده بودند. سپس سراغ سه وبسایت جار، پیشخوان و مشرق که کپی صفحات اول روزنامه ها را منعکس می کنند رفتم. از میان دهها روزنامه فقط سه ـ چهارتای آنها خبر درگذشت اعتمادی را درج کرده بودند و اين چند روزنامه هم از او به عنوان داستان نگار یاد کرده بودند و نه روزنامه نگار و برخی از آنها هم خبر را با درگذشت میلان کوندرا نویسنده ضد کمونیسم چک ادغام کرده بودند و یکی از این روزنامه ها تیتر و عکس کوندرا را خیلی بزرگتر و چشمگیرتر درج کرده بود که تعجب کردم و با ارسال این مختصر خواستم که شما [کرونیکل ژورنالیستی تاریخ برای ایرانیان] اطلاع داشته باشید که گفته اند اگر روزنامه روزنامه نگار را بزرگ و آن طور که خدمت کرده، منعکس نکند، خودش را عملا کوچک کرده است. تیترهای این چند روزنامه چنین بود:
    ـ یک عُمر عاشقانه نویسی
    ـ نویسندهِ کفش های غمگین عشق
    ـ ر. اعتمادی داستان نویس ایرانی درگذشت
    ـ درنگی بر کارکرد آثار داستانی عامه پسند به مناسبت درگذشت ر. اعتمادی
    
    
کمک های اعتمادی در تبدیل سازمان نمایندگی های روزنامه اطلاعات به یک خبرگزاری داخلی

    
    مخاطب از کرمان:
    
    درباره ر. اعتمادی که فوت شده است، امروز [پنجشنبه 22 تیرماه ـ 13 جولای] مطلب مفصل مندرج در تاریخ ایرانیان [این کرونیکل آنلاین] را خواندم، کامل بود فقط به یک تلاش اعتمادی که خود من شاهد آن بودم اشاره نکرده بودید. من 84 ساله ام و در سال 1336 نوزده ساله بودم و به صورت نیمه وقت در دفتر نمایندگی روزنامه اطلاعات در کرمان (استان کرمان) کار می کردم. نورالدین نوری رئیس سازمان شهرستانها در تحریریه روزنامه اطلاعات با تأیید و موافقت سناتور مسعودی مالک آن روزنامه و با کمک فکری و راهنمایی های دکتر باستانی پاریزی درصدد تبدیل قسمت خبررسانی نمایندگی های روزنامه اطلاعات در شهرستانهای کشور و نیز کشورهای فارسی دان مجاور به سازمانی شبیه خبرگزاری داخلی بود. نمایندگی ها دارای دو بخش بودند: بخش تهیه و ارسال اخبار منطقه و بخش توزیع. تماس ما در تهران و کسب راهنمایی و آموزش با آقای اعتمادی بود که برای تبدیل بخش خبری نمایندگی ها به خبرگزاری به آقای نوری کمک می کرد. نوری از اعتمادی به این سبب کمک خواسته بود که اعتمادی در جریان تحصیل روزنامه نگاری با تاریخچه و طرز کار خبرگزاری ها آشنا شده بود و عملِ تبدیل صورت گرفت و از آقای اعتمادی شنیدم که سناتور مسعودی با گذاشتن نام «خبرگزاری» بر آن مخالفت کرده بود و گفته بود که نمی خواهد عنوان شود که موسسه اطلاعات می خواهد در برابر خبرگزاری پارس [خبرگزاری دولت ـ ایرنا] قرارگیرد.
    خواستم که این ارسالی مرا درج کنید تا خوانندگان تاریخ بدانند که ر. اعتمادی بر کار تهیه خبر از گوشه و کنار کشور هم مسلط بود و تجربه داشت و قطعا در پرونده استخدامی او در کارگزینی روزنامه اطلاعات موجود است.
    
    
... و با این ابتکار، اعتمادی پول برای خرید زمین جهت ساخت یک باشگاه روزنامه نگاران تهیه کرد

    
    مخاطب (که نوشته است از اعضای سندیکای روزنامه نگاران بود و اینک مقیم لس آنجلس است):
    
    "علاقه ر. اعتمادی به روزنامه نگاری [ژورنالیسم] و روزنامه نگار [ژورنالیست] و ارتقاء آنها به حدّی بود که چند سال پس از تأسیس سندیکای روزنامه نگاران ایران که خود او از مؤسسین و گردانندگان آن بود پیشنهاد ایجاد یک باشگاه روزنامه نگاران در تهران را داده بود که نه تنها دفتر و محل برگزاری جلسات و مراسم روزنامه نگاران باشد، بلکه جلسات مصاحبه ها و سخنرانی های مقامات در آنجا برگزار شود و علاوه بر آن، محل اقامت روزنامه نگاران خارجی که به ایران می آیند و کمک رسانی حرفه ای به آنان. سندیکا بودجه این کار را نداشت و اعتمادی دست به یک ابتکار جالب زد و یک مراسم هنرنمایی و ساز و آواز با تبلیغ وسیع برای آن برپا داشت و با درآمد حاصل از فروش بلیت برای ورود و مشاهده مراسم، که در اختیار سندیکا قرار گرفت، در مرکز تهران (در یکی از کوچه های خیابان حافظ و نزدیک به خیابان جمهوری) یک ساختمان کلنگی خریداری شد تا با جمع آوری پول، باشگاه روزنامه نگاران در آنجا ساخته شود که این کار بدرازا کشید و انقلاب شد و سندیکا که به حمایت از انقلاب یک اعتصاب رسانه ای 61 روزه ترتیب داده بود عملا غیر فعال شده ولی تا آنجا که من خبر دارم زمین آن ساختمان کلنگی محفوظ مانده است. اطلاعات بیشتر درباره این زمین را می توان از آقای محمد بلوری آخرین رئیس انتخابی سندیکا پرسید.".
    
    
بهرام مسعودی بود که در ساختمان سابق روزنامه اطلاعات نمازخانه ساخت

    
    مخاطب (از اروپا):
    
    "از خبرنگاران اخراجی سال 1359 هستم. سیزده سال بعد دعوت بکار در روزنامه ای دیگر شدم، ولی تردید داشتم. با چند پیشکسوت از جمله آقای ر. اعتمادی مشورت کردم و از میان آنها، او تنها کسی بود که مرا تشویق به قبول دعوت کرد. چند سال بعد اورا در یک رستوران در کوی گیشا دیدم و نشستیم به صحبت، گفت که دفتر ناشر کتابهایش در همین نزدیکی است و پس از دیداری با او به این رستوران آمده است تا ناهار بخورد. گفتم که همین امروز بهرام مسعودی (آخرین مدیر موسسه اطلاعات تا زمان مصادره) را در خیابان دیدم، به من گفت که چرا به جلسات قدیمی ها [کارکنان پیشین موسسه که هر چند وقت یکبار دور هم جمع می شوند و تجدید دیدار می کنند] نمی آیی. گفتم که خواهم آمد، زمان و مکان را می پرسم و می آیم. صحبت ما (من و اعتمادی) سپس به بهرام کشیده شد. گفتم بهرام مسعودی پس از فوت پدر و زمانی که معاون برادرش بود در ساختمان روزنامه [ساختمان خیابان خیام] نمازخانه ساخت و شاید نخستین نمازخانه در یک ساختمان اداری وقت بود. بسیار مؤمن و نماز خوان و خوش برخورد بود، اخلاقیات را دقیقا رعایت می کرد و برخلاف برادرش و بستگان، اتومبیل پیکان سوار می شد و در سال انقلاب و پس از خروج برادرش فرهاد از ایران و مدیرشدنش، دست صالحیار [سردبیر وقت روزنامه] را باز گذاشته بود تا هر تیتر و مطلبی را که بخواهد بنویسد و پس از پیروزی انقلاب و نبود پول در صندوق موسسه، نگذاشت که روزنامه تعطیل شود، خوب بود که پس از مصادره مؤسسه، او را برکنار نمی کردند و همچنان مدیر و یا مشاور مدیر باقی می ماند. اعتمادی هم مرا تشویق به تجدید دیدار با همکاران سابق کرد و گفت که این دیدارها شادی بخش است و باعث تداوم سلامتی و او در همه این دیدارها حضور می یابد.".
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
14 جولاي (ژوئيه) روز انقلاب، تحول و ...
مورخان، 14 جولاي (يكصد و نود و چهارمين و در برخي از سالها، يکصد و نود و پنجمين روز از سال شمسي ميلادي) را يكي از روزهاي پُر رويداد در طول سال نوشته اند. از جمله تحولات مهم اين روز:
    ـ فتح زندان باستيل به دست انقلابيون فرانسوي در سال 1789 و آزاد كردن زندانيان سياسي.
     ـ كودتاي سرلشكر عبدالكريم قاسم در 1958در عراق كه به سلطنت «ساخت لندن» در اين سرزمين پايان داد و بعدا «انقلاب» ناميده شد.اين كودتا كه ضمن آن نخست وزير و وليعهد عراق هم كشته شدند و عراق جمهوري شد تبعات متعدد داشت ازجمله استمداد پادشاه اردن از آمريكا براي حفظ مقام خود. قاسم مدعي مالكيت عراق بركويت شد كه سرآغاز ماجرايي دنباله دار است. بالاخره قتل قاسم در كودتاي بعثي ها و گويا با كمك غرب.
    ـ تصرف تيانجين، شهر ساحلي و شمالي چين که چهارمين شهر بزرگ اين کشور است به دست واحدهاي نظامي هشت قدرت جهاني وقت در سال 1900 و در جريان بپاخيزي ضد سلطه گري چينيان بنام جنبش مشت زنان. برخي از اين قدرت ها پس از تصرف تيانجين تا سالها در آنجا نيروي نظامي مستقر کرده و اعمال نفوذ مي کردند. اين قدرت ها عبارت بودند از: روسيه، انگلستان، آلمان، فرانسه، اتريش، ژاپن، ايتاليا و ايالات متحده که دو جنگ جهاني اول و دوم در قرن بيستم ترکيب اين قدرت ها را تغيير داد ازجمله امپراتوري اتريش از ميان رفت و آلمان و ژاپن دچار چند نوسان شدند و ....
    ـ خزانه داري آمريکا اسکناس هاي 500 تا 10 هزار دلاري را از اين روز در سال 1969 از جريان خارج ساخت و «صد دلاري» بزرگترين اسکناس آمريکا شد که پولي جهاني شده است.
    ـ با تيراندازي به سوي پالميرو تولياتي دبير اول وقت حزب کمونيست ايتاليا در حاشيه پارلمان اين کشور در 14 جولاي 1948 دوران ترورهاي پس از جنگ جهاني دوم آغاز شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تصرف زندان باستيل، روز ملي فرانسويان
منظره باستيل در روز حمله مردم پاريس (نقاشي)
14 جولاي (ژوئيه) در سال 1789، آزادي طلبان فرانسوي زندان باستيلBastille را كه محل نگهداري زندانيان سياسي و مخالفان نظام سلطنتي فرانسه بود و به مظهر استبداد شهرت داشت تصرف، زندانيان را آزاد و در ساختمان آتش افكندند.
    با فتح باستيل، انقلابيون جرات بيشتري به دست آوردند، در کار خود راسخ شدند و انقلاب فرانسه ادامه يافت كه نظام سياسي ـ اجتماعي نه تنها فرانسه بلكه سراسر جهان را دستخوش دگرگوني ساخت و از آن زمان 14 جولاي «روز ملي» فرانسويان و به روز آزادي معروف شده است.
    در سال 2002 و در جريان مراسم 14 جولاي = Bastille Day، ژاك شيراك رئيس جمهور وقت فرانسه از يك توطئه ترور نجات يافت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کودتاي ژنرال قاسم و سالروز پايان سلطنت کوتاه مدت عراق
فيصل دوم
14 جولاي 1958، يك كودتاي نظامي در عراق كه توسط عبدالكريم قاسم ـ ژنرال متمايل به ماركسيسم و دو رگهِ کُرد و عرب ـ صورت گرفت به نظام سلطنتي كوتاه مدت اين كشور پايان داد. ضمن اين كودتا فيصل دوم پسر غازي پسر فيصل اول پادشاه هاشمي وقت، افراد خانواده اش و نيز نخست وزير عراق كشته شدند.
    دولت انگلستان كه در جريان جنگ جهاني اول بر سرزمين هاي عربي خاور ميانه به استثناي سوريه و لبنان مسلط شده بود با ساختن كشوري به نام ماوراء اردن يك اميرزاده هاشمي حجاز را سلطان آن و پسر عمويش را (به نام فيصل اول) سلطان عراق كرده بود، حال آن كه عراق قبلا سلطنتي نبود و به صورت يک کشور واحد وجود نداشت.
    گوشه اي از سرزميني که اينک کشور عراق خوانده مي شود از هزاره چهارم پيش از ميلاد مهد نخستين تمدن بشري (سومري ها) بود. اين سرزمين از نيمه قرن ششم پيش از ميلاد تا نيمه قرن هفتم ميلادي به مدت يك هزار و 187 سال گوشه اي از امپراتوري ايران و شهر تيسفون (مدائن واقع در 36 کيلومتري جنوب بغداد) 770 سال پايتخت ايران بود. بعدا بغداد مقر خلفاي عباسي شد که به دست هلاکوخان مغول برانداخته شدند. واژه اِراک را ايرانيان بر بين النهرين گذارده اند به معناي ايران جلگه اي.
     از زمان شاه اسماعيل صفوي تا كريم خان زند بر سر بين النهرين ميان ايران و عثماني جنگ بود و هر چند وقت يكي از دو دولت غلبه و بغدادرا در دست داشت. از آن پس بين النهرين گوشه اي از امپراتوري عثماني بود كه به صورت 3 ايالت از استانبول اداره مي شد.
    بين النهرين در جريان جنگ جهاني اول به تصرف انگلستان درآمد و اين دولت تصميم به ايجاد کشور واحدي از سه ايالت قبلي دولت عثماني گرفت و کشور عراق به وجود آمد. دولت انگلستان در سال 1921 يك شاخه از اميران هاشمي حجاز را به عراق آورد و زير نظر خود سلطنت داد. عراق در سال 1932 استقلال يافت ولي در جريان جنگ جهاني دوم دوباره به اشغال نظامي انگلستان درآمد که از آنجا به ايران نيرو فرستاد و در شهريور 1320 ايران را هم با مشارکت شوروي اشغال نظامي کرد. بنابراين تا كودتاي ژنرال قاسم، عراق چهار دهه بود که به وجود آمده بود و کمتر از 4 دهه سلطنتي بود.
     حكومت چپ هاي افراطي بر عراق در سال 1963 با كودتاي سرهنگ عارف متمايل به جنبش ناسيوناليستي و حزب بعث بر كنار شد. به نوشته برخي از مورخان، غرب به رهبري واشنگتن كه مايل به كمونيستي شدن عراق و دوستي تنگاتنگ آن با شوروي نبود به كودتاي عارف كمك كرده بود. حكومت عارف در جولاي سال 1968 با كودتاي ژنرال حسن البكر از شاخه سوسياليستي حزب بعث سرگون شد و صدام حسين كه معاون البكر بود از جولاي سال 1979 جاي اورا گرفت و خود را مدافع همه جهان عرب اعلام كرد و دست به ايجاد ارتشي چند برابر ظرفيت عراق زد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در باره اختراع ديناميت و «آلفرد نوبل»
Alfred Nobel
14 جولاي سال 1867 مهندس آلفرد نوبل سوئدي كه سال پيش از اين «ديناميت» را اختراع كرده بود، قدرت انفجاري آن را به معرض تماشاي عموم گذارد.
    «نوبل» كه در 21 اكتبر 1833 در شهر استكهلم در يك خانواده صنعتگر سوئدي به دنيا آمده بود تحصيلات خود را در رشته مهندسي، و تخصص شيمي در روسيه به اتمام رساند و دراندك مدتي در 20 كشور به تاسيس شعب كارخانه اقدام كرد.
     آزمايشگاههاي كارخانه هاي او در نيمه دوم قرن 19 موفق به 350 اختراع و طرح تازه شده بودند از جمله ماده منفجره «تي. ان. تي».
    وي از راه توليدات شيمياتي داراي ثروتي چشمگير شده بود، ولي از آنجا كه احساسي لطيف داشت و دست به قلم بود از اين كه ماده منفجره ساخته بود كه ممكن است در كشتن و تخريب ابنيه از آن استفاده شود دچار نوعي عذاب وجدان و عدم رضايت از خود شده بود و چون چاره اي به نظرش نمي رسيد سرانجام تصميم گرفت كه ثروت خود را وقف دادن جايزه به كساني كند كه در هرسال بزرگترين خدمت را به بشريت كرده باشند.
     براي اين منظور، وي يك موسسه مشترك سوئدي ـ نروژي را مامور اين كار كرد و ضمن وصيت نامه اي كه در 27 نوامبر 1895 در پاريس تنظيم كرد همه اموال و درآمد كارخانه هاي خود را در اختيار آن موسسه قرارداد و در اين زمينه برپايه نظر خود طرحي را به موسسه داد.
    آلفرد نوبل سال بعد در دهم دسامبر 1896 با وجداني نسبتا آسوده از اين عمل خود (تعيين جايزه) درگذشت.
    موسسه اهداي جوايز نوبل از محل دارايي و درامد كارخانه هاي او پس از تنظيم سازمان و ضوابط مربوط از 27 ژوئن سال 1900 كار خود را آغاز كرد كه اين كار ادامه دارد و جوائز سالانه نوبل (گرچه به تدريج به سياست هم آلوده شده اند) وسيله بزرگي براي تشويق امر پژوهش، تاليف و خدمت بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تعيين سرنوشت ديگران پشت درهاي بسته در اروپا! ـ آغاز ورق خوردن تاریخ از قرن 21 و ورود جهان به عصری نوین
«همايش سياسي برلين» 14 جولای سال 1878 مركّب از قدرت هاي اروپايي وقت «قلمرو عثماني» را محدود كرد؛ بوسني و هرزگوين را به اتريش بخشيد (که 36 سال بعد بهانه آغاز جنگ جهانی اول از آنجا پدید آمد)، به روماني استقلال داد، دعاوي عثماني در قفقاز را به نفع روسيه مردود اعلام داشت، به انگلستان اين حق را داد كه جزيره قبرس را به تصرف خود درآورد، آفریقا را تقسیم و سهم هر قدرت اروپایی را مُعیّن ساخت ازجمله کنگو را به پادشاه بلژیک بخشید و ....
     تاريخ نگاران تصميماتِ محصول آن همايش را «تعيين سرنوشت ديگران پشت درهاي بسته در اروپا» عنوان داده اند. اين وضعيت از آن پس نيز هربار به صورتي تکرار شده است. اروپای غربی و جنوب غربی از زمان باروت ساز، تفنگدار و قطب نمادار شدن، پس از انتشار خاطرات سفر 24 ساله مارکو پولوِ ونیزی (ایتالیایی و متوفی در هشتم ژانویه 1324 در 70 سالگی) به مشرق زمین بویژه چین که در اینجا این ابزارها را مشاهده و طرز ساخت آنهارا بدست داده بود استثمارگر، قدرت طلب، زورگو و مسلط بر بقیه جهان شده، بر قاره غربی دست یافته و با از میان بردن و یا به گوشه راندن بومیان متمدن ولی بدون تفنگِ این قاره بویژه در مناطق شمالی آن و انتقال مهاجر اروپایی و در مراحل نخست، شهروندان خود به آنجا و مناطق دوردست دیگر ازجمله استرالیا و قراردادن آن مناطق به صورت پایگاه، بر قدرت خود افزوده است. این اروپاییان و مهاجران آنان برای حفظ قدرت جهانی و دیکته گویی خود، در قرن بیستم با بهره گیری از نتایج دو جنگ بزرگ و چند جنگ و درگیری منطقه ای و ...، بر پایه فرهنگ و سیاست های خود به ایجاد سازمان ها و ... و نیز تأسیسات مالی ازجمله صندوق بین المللی پول دست زده اند تا از این راه هم قدرت از دست ندهند، ولی از آغاز قرن 21 تحولاتی پدیدار شده است که دارد قدرت را از انحصار غرب خارج می سازد. روسیهِ آسیب دیده از سیاست ها و بازی های بلوک غرب، چین، هند و ... چند سازمان تعاون، مشارکت و هماهنگی از جمله بریکز، شانگهای و ... به وجود آورده، به تلاش برای گسترش «اوراسیا» ادامه داده و دارند قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی را از دست بلوک غرب خارج می سازند. رویداد اوکراین که ناشی از محاسبات نادرست غرب بوده، این انتقال قدرت را تسریع خواهد کرد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هَشت قدرت جهانی وقت برضد مشتزنان چینی ـ دورانی که قدرت های وقت چین را میان خود به مناطق نفوذ تقسیم کرده بودند
14 جولای 1900 نيروهاي اعزامي قدرت هاي هشتگانه وقت شهر تيانجين (منطقه تيانشان = تی ین تسین) واقع در شمال شرقي چين را تصرف كردند و خارجيان این منطقه را از محاصره وطندوستان چيني معروف به «مُشتزنان» كه از مداخله بيگانگان در امور ميهنشان به جان آمده و قيام كرده بودند خارج ساختند و در آنجا مستقر شدند. اين قدرت ها عبارت بودند از: انگلستان، روسيه، آلمان، فرانسه، اتريش، ژاپن، ايتاليا و دولت واشینگتن.
     این چینیانِ خشمگین و مصمم از سال 1898 بپاخاسته، عنوان مُشتزنان (مردم بدون اسلحه) برخود گذارده و جنبش خودرا که مورد حمایتِ بانو دوانگر سیشی ـ ملکه وقت بود ضد استعمار، ضد امپریالیسم، ضد مداخله و ضد سلطه خوانده بودند. آنان با شعار «بیرون انداختن سلطه گران از چین» که وطن آنان را میان خود به مناطق نفوذ قسمت کرده بودند به محاصره مقرّ خارجیان و ازجمله میسیون های مروّج مسیحیت دست زده بودند. در پکن، خارجیان در محله سفارتخانه ها جمع شده و مشتزنان، این محله را محاصره کرده بودند. این محاصره 55 روز طول کشید. قدرت های جهاني و هشت گانه وقت 20 هزار نظامی و چند کشتی توپدار به چین فرستادند، جنبش را سرکوب و بسیاری از معترضان را سربریدند. جنبش موقتا سرکوب، ولی بعدا (در سال 1911) تبدیل به انقلاب شد و چین را جمهوری کرد. با وجود این، مداخله تا نيمه قرن 20 عملا و به صورت هاي ديگر ادامه داشت ازجمله تعرض عمومي ژاپني ها در سال 1937 و تصرف بخش هايي از چين.
     ایستادگی چینیان در برابر مداخله قدرت ها موارد متعدد دارد و در قرون معاصر، از روزی (در قرن نوزدهم) آغاز شده بود که تریاک وارداتی انگلیسی ها را به دریا ریخته بودند، زیراکه پی برده بودند هدف انگلیسی ها از ترویج کشت تریاک در هند و صدور آن به چین، معتاد کردن چینیان و بی حال و بی اراده و نیازمند ساختن آنان است. ایستادگی چینیان در برابر انگلستان به دو جنگ ـ معروف به جنگ اول و جنگ دوم تریاک انجامید.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
راهي را که «يانگ بين» در چين و براي ثروتمند شدن پيمود!
يانگ بين
انعکاس جهاني محكوم شدن يك بازرگان چيني به نام «يانگ بين» در جولای 2003 به 18 سال زندان در يك دادگاه اين كشور به جرم ارتشاء، كلاهبرداري، و تقلب در معاملات بانكي و حسابسازي به منظور ندادن ماليات نشان داد که به موازات نوعی کاپيتاليست شدن، فساد اداري ـ اقتصادي نيز به چين بازگشته است.
    طبق گزارش هاي وقت، ثروت «يانگ بين» ظرف 20 سال، 900 ميليون دلار شده بود. «يانگ بين» كه پس از اجراي سياست تازه اقتصادي دولت چین از سال 1982، از هلند به وطن بازگشته بود و نخست، دست به پرورش و تجارت گل اُركيده زده بود و بعد .... حُكم محكوميت او 14 جولاي 2003 صادر و اعلام شد. دولت چین به رغم گام نهادن به نوعی کاپيتاليسم، عنوان کمونيست بودن را حفظ کرده است تا به قولی؛ حکومت از دست اين حزب خارج نشود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ازدواج با بلندبالاترين مرد جهان؛ به خاطر زندگي كردن، يا تبليغ تجاري؟
شوهر و زن با لباس مغولي در کنار هم
12 جولاي 2007 ازدواج بلندبالاترين مرد جهان به نام «بائو شيشونBao Xishun» در 56 سالگي از اخبار «سايدلايت» رسانه ها در سراسر جهان بود. طول قد اين مرد مغول تبار (مغولستان داخلی چین) كه در چين با يك بانوي بازارياب چيني ازدواج كرده است دو متر و 36 سانتيمتر (7 فوت و 9 اينچ) است و زن او «شيا شوژوانXia Shujan» در زمان ازدواج بيست و نه ساله بود و داراي قدي به طول 168 سانتيمتر (5 فوت و 6 اينچ) است. اين ازدواج در شهر «اردوسErdos» به سبك مغولان انجام شده است. رسانه ها نوشته بودند كه ازدواج بانو «شيا» با «بائو ـ متولد نوامبر 1951» عمدتا به خاطر استفاده تبليغاتي و ازدياد سفارش فروش و دادن آگهي تجاري با عكس او و استفاده از عكس و نام «بائو» براي تبليغ كالا است و گرنه اين ازدواج با قواعد جامعه شناسي «ازدواج مقرون به سعادت و منطقي» كه بر مبناي تناسب و هماهنگي طرفين بايد قرار داشته باشد تطبيق نمي كند. تناسب يعني سن، قيافه و قد و قواره، و هماهنگي همانا تحصيلات، شغل و طرز تفكر است. و به علاوه، آمادگي كامل داشتن طرفين براي زندگي مشترك تا پايان عُمر. جامعه چين در پي اجراي قانون «يك كودك يك خانواده»، دچار كمبود دختر براي ازدواج شده است زيرا كه چينيان مي كوشند كه تنها فرزند آنان پسر باشد. [این قانون اخیرا تعدیل شده است].
    طول قد بيش از حد طبيعي، اگر ارثي و خانوادگي نباشد ناشي از اختلال هرموني و از قاعده خارج شدن كار بعضي از قسمتهاي كنترل كننده در مغز است. صاحب قد بلندتر از نصاب طبيعي سرانجام، خميده مي شود و مجبور به قدم زدن با عصا است.
شيا شوژوان و شوهرش در خانه

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
زندگاني کامل با نيمي از بدن و با این وضعیت، میلیونرشدن



    اين مردِ نیمه تَن كه با پاي مصنوعي اين چنين راه مي رود «پنگ شویلین Peng Shuilin» نام دارد و در سال 2022 شصت و چهار ساله و يك تبعه كشور چين. وي در 27 سالگی و در شهر «شِن ژِن» در يك حادثه رانندگي (تصادف با کامیون) نيمي از بدن خود (از لگن خاصره به پايين) را از دست داد و فردی نیمه تَن 78 سانتیمتری شد. جراحان پس از نجات او از مرگ، ترتيب استفاده از پاي مصنوعي را برايش دادند و او پس از ماهها بستری بودن به زندگي عادي بازگشت، دست به ابتکار زد و یک مغازه بازکرد و تابلوِ آن را «مغازه مَرد نیمه تَن با فروش کالا به بهای نصف» گذارد و کارش آن چنان رونق گرفت که در طول چند سال دارای چندین فروشگاه زنجیره ای شد و میلیونر و در ردیف میلیونرهای چین.
    عكس بالا كه در جولاي 2007 از او گرفته شده است، پنگِ نیمه تَن را در حال حركت با پاي مصنوعي نشان مي دهد. اين عكس از اين لحاظ به مطبوعات داده شده است كه در ديگران ايجاد اميد كند كه بدانند، طبق يك اصل قديمي تا زماني كه بتوانند فكر كنند و مغزشان سالم باشد مي توانند در جامعه مفيد واقع شوند، زندگاني عادي داشته باشند، پیشرفت کنند و به آرزوهایشان برسند ـ آن اصطلاح قدیمی؛ تا فکر می کنم، زنده و فعال هستم.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 14 جولای
  • 1862:   بانو «فلورنس بسكام»، نخستين زن آمريكائي كه مدرك دكترا گرفت به دنيا آمد. وي در سال 1893 از دانشگاه جان هاپكيز در رشته زمين شناسي دكترا گرفت.
        
        
  • 1934:   كار كشيدن لوله نفت از موصل در عراق به ساحل لبنان (مديترانه) تكميل شد.
        
        
  • 1966:  
    Richard Speck

    هشت دانشجوی رشته پرستاری در یک خوابگاه دانشجویی در شهر شیکاگو (آمريکا) به دست مردی 25 ساله به نام ریچارد سپِک کشته شدند. ريچارد پس از ورود به خوابگاه که يک ساختمان جداگانه (تاون هاوس) بود، اين بانوان را يکي پس از ديگري مقتول ساخت و به نفر هشتم پيش از قتل، تجاوز کرد. در اين خوابگاه 9 دانشجوي رشته پرستاري زندگي مي کردند که يکي از آنان که جثه کوچکي داشت زير تختخواب پنهان شده بود و زنده ماند. ريچارد روز بعد دستگير شد و در زندان بود که بر اثر حمله قلبي درگذشت. او ضمن اعتراف به قتل 8 دانشجويِ زن گفته بود که تخت تاثير مواد مخدر و الکل که مصرف کرده بود نمي دانست که چه مي کند.
        
        
  • 1971:   نيروهاي نظامي اردن نخستين تلاش را براي سركوب كردن افراد مسلح فلسطيني آغاز كردند.
        
        
  • 1988:   ايران موضوع حمله موشكي از سوي يك ناو آمريكايي به يك هواپيماي مسافربر خود در آسمان خليج فارس را در سازمان ملل مطرح كرد.
        
        
  • 1988:   200 هزار تَن در جمهوري ارمنستان [در آن زمان؛ ارمنستانِ شوروي] دست به راهپيمايي زدند و خواهان الحاق «قره باغ» به آن جمهوري شدند.
        
        
  • 1911:   انگلستان و ژاپن پيمان اتحاد خود را براي چهار سال ديگر تمديد كردند.
        
        
  • 1990:   وزير صنايع انگلستان كه گفته بود آلمان مي كوشد بر اروپا مسلط شود مورد اعتراض قرار گرفت و از سمت خود كناره گيري كرد.
        
        
  • 2016:  
    بوهلال

    یک تونسی 31 ساله به نام محمد بوهلال با راندن کامیون به داخل یک اجتماع در شهر نیسNice فرانسه 86 تن را کشت و 434 تن دیگر را مجروح کرد. این فرد که در فرانسه راننده کامیون بود در جریان تیراندازی پلیس کشته شد و «داعش» اعلام کرد که کار این سازمان بوده است. اجتماع، به مناسبت سالروز تصرف زندان باستیل برگزار شده بود.
        
        
        
        
  • 2017:  


    دکتر مریم میرزاخانی استاد ایرانی ریاضیات در دانشگاه ستنفورد آمریکا در 40 سالگی از بیماری سرطان درگذشت. وی با تحولاتی که در ریاضیات بویژه در علم هندسه و مکانیک به وجود آورده و نظرات تازه ای را مطرح ساخته بود شهرت نابغه ریاضیات و در این زمینه مدال علمی به دست آورده بود. او در تهران به دنیا آمده و از دانشگاه هارواردِ آمریکا دکترا گرفته بود و مدتی هم در دانشگاه پرینستون تدریس می کرد.
        
        
        
        
  • نامه به مولف
    ایراد یک مخاطب این تاریخ آنلاین به تیتر چند روزنامه تهران درمورد تشویق مردم به برگزاری «جشن هسته ای» و دلایل او در این باره که خواندنی است
  •   مطلب زیر ساعت 6 بامداد 13 جولای 2015 (22 تیرماه 1394) به وقت تهران واصل شد، فرستنده آن خودرا یک ایرانی ـ آمریکایی معرفی و درخواست درج آن را در این تاریخ آنلاین کرده است تا باقی بماند و هر سال در این روز به چشم آید و مورد قضاوت قرارگیرد. نظرات این مخاطب صرفا به لحاظ رعایت حق آزادی بیان و اندیشه درج شده است:
        
        "ایراد من به چگونگی مذاکرات هسته ای، علل و انگیزه انجام این مذاکرات و نتایج کوتاه و درازمدت آن نیست. ایراد من به تیتر اول چند روزنامه تهران* است که پس از روشن شدن تقریبی پایان مذاکرات، با شادمانی تمام مردم را با کلماتی مستقیم و یا با آوردن اعلامیه نیروی انتظامی در صفحات اول، تشویق به برگزاری جشن به مناسبت «توافق وین» کرده اند. به این هم کار ندارم که این تلقین و آرایش چهرهِ قضیه، کار اصحاب چه منافع و کدام جناح است و چه هدفی داشته اند. گلایه من از «قلم به دست» ها است که نگاه به آینده ندارند و اینکه فردا، پس فردا، سال آینده و ده سال و صد سال دیگر مؤلفان و مورخان، همین تیترها را تفسیر می کنند و به قول جناب عالی [مؤلف این تاریخ آنلاین] سرنخ قرار می دهند و .... رضاشاه قراردادِ در شرفِ انقضایِ «دارسی» را در بخاری انداخت تا وقتی که آن را تمدید می کند و مشکل برای ملت می سازد ایراد فوری به آن وارد نشود که مصدق 15 سال بعد کار پنبه زنی اقدام او را آغاز کرد که در اسفند 1329 موفق به لغو آن شد و رضاشاه که تا آن زمان در نظر ایرانیان به صورت یک قهرمان ملّی تجلّی داشت از نظر افتاد ـ برخی او را کم سواد و بی اطلاع و پاره ای عامل دولت انگلیس گفتند. دولت انگلیس که نفت ایران را از دست داده بود ایران را در زمان حکومت مصدق تحریم کرد که کودتا کردند و امور نفت را دوباره به بیگانه دادند و این بار کمپانی های آمریکایی ـ از شرکاء کودتا را هم شریک کردند و خودرا طرف پیروز در مذاکرات نفت اعلام داشتنند ولی جشن نگرفتند و ملت را هم به برگزاری جشن پیروزی تشویق نکردند. پیش از اینها، دو قرن پیش، قرارداد ترکمان چای. «ننگین» خوانده شدن این قرارداد فقط به خاطر ازدست رفتن قفقار نبود، به سبب امتیازات حاکمیّتی بود که به روس ها داده بودند. در آن زمان که نه روزنامه بود و نه رادیو تلویزیون و نه سوشل میدیا و سِلفون، تهرانی ها پس از اطلاع از قضیه و زورگویی سفارت روسیه، به این سفارت ریختند و گریبایدُف سفیر روس را کشتند و جسدش را داخل زباله دانی انداختند. بیست و چند سال پس از آن قضیه، دولت وقت به جای ادامه مقاومت در برابر تجاوز نظامی انگلیس به بوشهر و خرمشهر، به پاریس نماینده فرستاد و هرات ـ زمانی پایتخت ایران و مَهد ادبیات فارسی را دو دستی تقدیم دولت فخیمه [انگلیس] کرد و .... در آن زمان ها که دوران بی خبری بود ایرادی به آن اقدام وارد نشد و مقامات دولت وقت که از دردِ سرِ مقاومت آسوده شده بودند نفس راحت کشیدند ولی پس از سقوط قاجاریه، کوس [طَبل ـ دهُل] ضعف، تسلیم شدن و ... آنها زده شده و عناوین کتاب ها و ضرب المثل ها قرارگرفته است و حتی یک نفر وجود ندارد که بگوید قاجارها خوب بودند. در مورد مسئله هسته ای ایران؛ طبق تعریف، این یک موضوع داخلی است. ایران بارها گفته است که قصد ساختن سلاح هسته ای ندارد. می گویند قرارداد امضا کرده است. از این قرادادها زیاد است. سازمان ملل ترافیک مواد مخدر، قاچاق زنان، کشیدن سیگار در محل های عمومی و ... را هم ممنوع کرده است!. اگر بخواهند به دلایلی به یک کشور زور بگویند از یکی از همین موارد شروع می کنند. شورای امنیت را ایجاد کردند که از جنگ جلوگیری کند، آیا کرده است؟، وجود همین سلاح هسته ای در دست 9 کشور مانع جنگ جهانی دیگری شده است، اگر این سلاح در دست قدرت ها نبود، از سال 1951 تا کنون دست کم دو جنگ جهانی دیگر از نوع دو جنگ نیمه اول قرن 20 روی داده بود. اعلامیه حقوق بشر به تصویب پارلمان های همه کشورهای عضو سازمان ملل رسیده است. آیا دقیقا اجرا می شود؟. خوب، اگر بخواهند که به دلایلی به یک دولت بَند کنند از همین اعلامیه شروع و حربه تحریم را به کمر می بندند. «تحقیقات اتمی» که بهانه تحریم کردن ایران بوده علل، انگیزه و هدف دیگری دارد. به علل و مقاصد آن که در پی توافق و در عمل و به تدریج آشگار خواهند شد کار ندارم، موضوع این است که آنها در اجرای نیّت های خود و رسیدن به هدف، یک بهانه علَم کردند و سپس انجام یک عمل مغایر با حاکمیّت ملی را از یک کشور مستقل و انقلابی خواستند، به قول های آن اعتناء نکردند و برای تسلیم کردنش به خواست خود، تحریمش کردند تا کوتاه آمد و قول به محدود کردن داد که از یک دولت انقلابی انتظار نمی رفت. کلمات انقلاب و ایستادگی مترادف هستند. این کوتاه آمدن و حتی یک درصد قبول خواست های بیگانه در مورد یک موضوع داخلی که «جشن گرفتن ندارد، جشنِ چی؟». این جشن گرفتن مورد تحلیل دولت ها قرار می گیرد و ضعف ها را در می یابند و از همین نقاط، رخنه را آغاز می کنند. این پیروزی نیست که همسایه خانه من بگوید که نباید پسرم را به دانشگاه بفرستم زیراکه ممکن است شیمیدان و بمب ساز شود و بتواند (بالقوه) خانه اورا منفجر کند و من به شکلی آن را قبول کنم و بگویم نخواهم گذاشت که رشته شیمی بخواند و این، کوتاه آمدن است و همسایه از روز بعد شروع خواهد کرد به طرح خواست های دیگر. نباید با چنین همسایه ای درباره خواستش صحبت می کردم زیرا که یک همسایه حق طرح چنین موضوعی را ندارد که تجاوز به حق من است. من نباید جشن بگیرم که با همسایه زورگو توافق کرده ام. بحث برسر تعدیل «حق» قابل قبول [پذیرفتنی] نیست. مثلا یک نفر به من بگوید که می خواهد با من صحبت کند که اتومبیل نخرم و یا ازدواج نکنم. اگر به اطراف ایران نگاه کنیم همه جا را شعله ور می بینیم. تردید نیست که در جهان عرب خصومت شیعه و سُنی در جریان است و به این زودی پایانی هم برای آن متصوّر نیست. این خصومت از سالها پیش در پاکستان و بلوچستانِ پاکستان شروع شده است. دولت سعودی و متحدانش در منطقه با ایران سرشاخ شده اند، سر و کله داعشی ها در افغانستان و ماوراء النهر هم دیده شده، ترکیه، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان متحد غرب هستند و روی روسیه که درگیری های متعدد دارد نمی شود زیاد حساب کرد. اسم نمی برم، دولت هایی هستند که می خواهند ایران را عمیقا وارد مسائل منطقه کنند، همین دولت ها که ایران را تافته جدا بافته می دانند می خواهند به هر وسیله که شود ایران را جامعه ای مصرف گرا و متّکی به واردات کنند، شکاف طبقاتی را گسترش دهند و آلودهِ فساد اداری ـ اقتصادی سازند تا در جهتی که می خواهند قرار گیرد؛ لیبرال ـ کاپیتالیستی و ....
        از آغاز هم نوشتم که هدف از این نوشته و ارسال آن به دفتر تاریخ آنلاین، بیان ایرادِ [خُرده گیری] خود به «جشن گرفتن، یک جشن سراسری» به مناسبت پایان مذاکرات بود نه چیز دیگر که گفته اند: صلاح مملکت خویش خسروان دانند. در این عصر، زمان به سرعت می گذرد و باید منتظر نتایج توافق و کتاب هایی بود که درباره «مسئله هسته ای ایران، دست ساخت چند دولت» نوشته خواهد شد. ایراد من فقط به موضوع و طرح و تشویقِ جشن گرفتن است، من از 17 سال پیش در آمریکا زندگی می کنم، 9 سال است که تبعه این کشور شده ام و 3 سال دیگر بازنشسته می شوم. در سال 1357 از یک دانشگاه آمریکا فارغ التحصیل شدم، به ایران بازگشتم، در انقلاب شرکت کردم و تا سال 1377 در ایران بودم که به آمریکا بازگشتم و سپاسگزار که این دولت به من ویزای ورود و سپس، به دلیل مهارت، تحصیلات و کارآیی در رشته خود، اجازه اقامت دائم داد. من هر شب در ساعت 8 و 30 دقیقه [بامداد روز بعد به وقت تهران] به مدت نیم ساعت اخبار سه خبرگزاری تهران و چند روزنامه چاپ این شهر و نیز وبسایت های سه دستگاه تبلیغاتی خارجی به زبان فارسی [وبسایت رادیوتلویزیون های دولتی 3 کشور به زبان فارسی] را می بینم تا بدانم در ایران که هنوز در آنجا بستگان بسیار دارم چه خبر است و امشب دیدن صفحات اول روزنامه های تهران که خبرگزاری های داخلی، کپی صفحات اول آنها را در وبسایت خود قرار می دهند و مشاهده تیترهای «جشن هسته ای» و «آماده باش برای جشن هسته ای!» در صفحات اول آنها* مرا به اندیشه نوشتن نظر خود در این باره به شما [دبیرخانه این تاریخ آنلاین] انداخت و انتظار دارد که درج کنید و هر سال در این روز مشاهده شود.".
        
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        * این مخاطب در نوشته خود به تیترهای چند روزنامه تهران در باره «جشن هسته ای» در شماره های دوشنبه 22 تیرماه 1394 اشاره کرده است که دبیرخانه این تاریخ آنلاین آنها را از وبسایت خبرگزاری فارس کُپی و اِسکن کرده که در زیر می بینید. همانطور که مخاطب نوشته است؛ صفحات اول روزنامه ها که باید در تاریخ بماند، سرنخ به محقّق و تاریخ نویس بدهد که نه تنها از وابستگی آن روزنامه ها و سیاست های دولتی آگاه شوند بلکه قضیه را دنبال و ثبت تاریخ کنند تا نسل های آینده در جریان باشند:
        




  • تعجب مخاطب: یک روز خبر از ادامه مبارزه با آمریکا و روز دیگر گزارش از «جشن توافق هسته ای ـ جشنِ قبول Curb شدن!»
  •   این پیام هم ساعت 6 بعد از ظهر دوشنبه 22 تیرماه 1394 به وقت تهران از یک مخاطب ـ به نوشته خودش دارنده مدرک دکترا در اقتصادِ سیاسی ـ واصل شد:
        
        "چهل سال است که در آمریکا زندگی می کنم ـ از دوران دانشجویی، ولی مثل همه ایرانی تبارها همیشه نگاهم به ایران است. هزاران ایرانی 13 قرن پیش به هند مهاجرت کردند و هنوز خودرا «پارسی» می نامند و با شنیدن نام ایران، اشک شوق و غرور در چشمانشان حلقه می زند. هر بامداد دو روزنامه به خانه من فرستاده می شود، یک روزنامه سراسری [سراسری آمریکا] و یک روزنامه محلی. یکشنبه (12 جولای) در روزنامه محلی خبری را به نقل از اسوشیتدپرس بزرگ کرده بودند که آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب و مرد اول ایران گفته بود؛ نتایج مذاکرات وین هرچه باشد، مبارزه ما با آمریکا و سلطه گری ادامه خواهد داشت. تیتر و سطور بالایی این خبر روزنامه را که اِسکَن کرده ام به پیوست می فرستم تا بخوانید. همین شب [یکشنبه شب 12 جولای] گوینده اخبار تلویزیون شهرِ ما که شعبه یک شبکه تلویزیونی سراسری آمریکا است با تکان دادن سر و گردن و بالا و پایین کردن اَبروی خود که علامت تعجب و تردید است گفت با اینکه هنوز خبر درستی از حصول توافق که Curb کردن [محدود و کنترل کردن و در مورد خیابان و جاده، لبه و دیواره ساختن در طرفین آن] فعالیت های اتمی ایران در برابر کاهش تدریجی و مشروط تحریم هاست نرسیده که در ایران و ظاهرا به ترغیب برخی مقامات دولتی! می خواهند جشن بگیرند ـ جشنِ قبول Curb شدن!. حسن روحانی رئیس دستگاه اجرایی جمهوری اسلامی گفته است که به قولی که داده بود عمل کرده است ـ Curb شدن فعالیت های هسته ای که این فعالیت ها از دهها سال پیش در ایران آغاز شده بود و 13 ـ 14 سال قبل، ناگهان! و با هدف هایی آن را خبرِ روز کردند و .... این تأکید و خُرسندی آقای روحانی نشان می دهد که چه دستگاهی مایل است جشن برپا شود؛ جشن برای عقب نشینی! که تا کنون نشنیده بود.
        این خبر تلویزیونی مرا هم متعجب کرد که امروز دوشنبه (13 جولای 2015) «وال استریت جرنال» را خواندم که به خانه ام ارسال می شود. این روزنامه نوشته است که هنوز بر سر راه حصول توافق چند مانع وجود دارد. سراغ رسانه های دیگر در اینترنت رفتم، «اخبار» آنها مبهم و نارسا بود و حکایت داشت که اگر توافقی حاصل شود برای اجرا در ایران، باید طبق اصول قانون اساسی قبلا به تصویب مجلس برسد و کنگره آمریکا هم به خودش دو ماه فرصت بررسی داده است و ممکن است آن را رد کند و یک تفسیر نگار اروپایی نوشته بود که به نظر او، هدف آمریکا از مذاکرات و این همه اصرار به ادامه آن و حضور وزیر امور خارجه اش [جان کری] با پای شکسته و عصا به دست، بسیاری از ناگفته ها و نیّات را آشگار می کند، ازجمله تضعیف روحیه ایران و منعکس کردن جهانی آن و بهره برداری از وضعیت. همین چند روز پیش رسانه ها نتیجه یک نظرسنجی مشترک آمریکایی ـ ایرانی را منتشر کرده بودند که حکایت از مخالفت 80 و چند درصدی ایرانیان با سیاست های آمریکا و ... داشت. چطور حالا دارند مقدمات جشن توافق هسته ای فراهم می کنند؟.
        ـ ـ ـ ـ ـ
        در زیر، کُپی ارسالی این مخاطب درج شده است که آن را فرستاده است تا نوشته اش مستند باشد:
        




  • پيام‌هاي تازه
    جشن گرفتن و تبلیغِ روزنامه ای کردن، فقط تأثیر یک روزه دارد
  •   پیام کوتاه زیر دوشنبه شب ـ 22 تیرماه 1394 از يک مخاطب اين «تاريخ آنلاين براي ايرانيان» واصل شد:
        
        "من از علاقه مندان به حل مسئله هسته ای هستم ولی جشن راه انداختن در پی «توافق روی کاغذ» مردم را امیدوار به دیدن نتایج از قبیل ارزان شدن، یافتن کار، بالا رفتن درآمد می کند و بعدا وقتی که ببینند تغییری جز تبلیغات صورت نگرفت مأیوس می شوند که در این شرایط منطقه ای [وضعیت منطقه] به سود کشور نیست. نباید امیدواری بیش از حد [به مردم] داده شود. باید واقعیت ها گفته شود. مسائل اقتصادی سریعا حل نمی شود. مسائل اقتصادی ایران سالهاست که روی هم انباشته شده است و سالها طول می کشد تا از بین برود. بنابراین، نباید بیش از حد تبلیغ امید کرد. حجت الاسلام حسن روحانی می خواهد که مردم قبول کنند که به وعده اش عمل کرده است، ولی با عمل ـ نه تبلیغ. تبلیغ صرفا برای امیدوارسازی، در درازمدت نتیجه عکس دارد. به عقیده این حقیر که جشن گرفتن و تبلیغ روزنامه ای کردن فقط در کوتاه مدت تأثیر دارد و خوشحالی به وجود می آورد و فراموش می شود، هر روز که نمی شود جشن گرفت. نباید سطحی نگر بود.".

  • اینها (غرب) از این مذاکرات هسته ای نمی خواهند چیزی به ایران برسد، اگر می خواستند که تحریم نمی کردند
  •   یک مخاطب این تاریخ آنلاین بامداد سه شنبه 14 جولای 2015 به وقت تهران (23 تیرماه 1394) در پیامی نوشته بود:
        
         "تا به امروز ندیده و نشنیده ام که وزیر امورخارجه آمریکا با این همه اصرار و به عبارت دیگر سماجت، روی یک موضوعِ نه چندان فوری وقت بگذارد و 5 وزیر دیگر را در کنار خود بنشاند تا مسئله هسته ای ایران را حل کند. مگر مسئله دیگری در جهان نیست که این همه وقت و انرژی روی موضوع اتمی ایران که هنوز طفلی بیش نیست صرف می شود؟. کجای این تلاش ِ علمی ایران نگرانی فوری ایجاد کرده است؟. هنوز مدت ها باید بگذرد تا تلاش ایران نگرانی آور شود. کدام کشور می آید اسلحه اتمی بکار بَرد؟. این سلاح که تاکنون، بازدارنده و یا وسیله تهدید کردن بوده و نشانه قدرت. پشت این جار و جنجالِ آمریکا و بزرگ نمایی، چیزی نهفته است که ما نمی دانیم. چه سیاستی در کار است که موضوع را این همه بزرگ کرده اند؟. قطعا نقشه دارند. و در این شرایط، مقامات ایران باید همه حواسِ شان را بکار برند، یک گوش دارند صدتا گوش دیگر هم قرض کنند و خوب بشنوند و شنیده ها را حلّاجی کنند. خدا عاقبت کار را به خیر کند. عقل من که قد نمی دهد، که چرا غربي ها این قدر روی این مسئلهِ به نظر من، غیر فوری متمرکز شده اند. شاید که بخواهند از لابلای کار، وسیله و بهانه های دیگر برای تعرّض و فشار و ... به دست آورند. اینها جمهوری اسلامی را به این آسانی رها نمی کنند، نمی خواهند که قدرت شود و رفاه داشته باشد. حواس تان جمع باشد. نقشه هایی در کار است. به نظر من که نخواهند گذاشت که این تلاش و اصرار، نتیجه ای مطلوب برای ایران داشته باشد. اینها نمی خواهند به ایران چیزی برسد و اگر می خواستند که تحریم نمی کردند. بدون تحریم هم که می شود مذاکره کرد و به نتیجه مرضی الطرفین رسید.

  • براي اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com