Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
27 مي
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 27 مي
ايران
شاه عباس: بحرين را جز با جنگ نمي توان از ايران گرفت ـ اشاره به تاريخچه بحرين
شاه عباس

بيست و هفتم ماه می 1614 شاه عباس یکم پس از دریافت دومين پيام فيليپ پادشاه وقت اسپانيا كه در آن، بار ديگر خواسته بود كه ايران جزيره بحرين را به اسپانيا بسپارد [تا مروارید استخراج کند].
     شاه عباس در همان جلسه خطاب به فرستاده پادشاه اسپانيا كه به ديدار وي شتافته بود گفت كه بحرين طبق اسناد موجود و فرهنگ مردم آن جزيي از قلمرو ايران بوده است و وي بر سر قلمرو ايران با كسي مذاكره و مصالحه نخواهد كرد و اگر پادشاه اسپانيا از آن گوشه جهان مدعي بحرين است تنها از طريق جنگ مي تواند آن را از ما بگيرد كه گمان نمي كنم در جهان ارتشي يافت شود كه بتواند با سرباز ايراني مصاف دهد.
     شاه عباس در پايان اين ديدار كه تفصيل آن را فرستاده اسپانيا برنگاشته و متن آن موجود است، خطاب به اين فرستاده گفته بود: مهمان نوازي خصلت ماست، ولي اين آخرين بار باشد كه چنين پيامي براي ما بياوري.
     شاه عباس سپس درحضور فرستاده اسپانيا به مقامات حاضر در جلسه تاكيد كرده بود كه اگر فرستادگان بعدي اسپانيا حامل چنين پيامي باشند؛ آنان را از بندر محل ورود به داخل ايران راه ندهند. [در آن زمان، به سبب سلطه عثماني بر منطقه مديترانه، اروپاییان براي رسيدن به ايران تنها دو راه داشتند: راه دريا و راه روسيه].
     ديديم كه محمدرضاشاه به اصرار خارجي در نيمه دوم دهه 1960 بدون كسب نظر ملت ايران در يك رفراندم، بحرين را كه استان چهاردهم وطن بود از دست داد.
    جزیره میش ماهیگ (بحرین) و مناطق غربی خلیج فارس ـ امروزه بخش هایی از کشور سعودی ازجمله منطقه قطیف و نیز کویت ـ تا شکست های نظامی ایران از اعراب مسلمان [در قادسیه، جلولا و نهاوند] بخشی از استان جنوبی ایران بودند. اردشیر پاپکان شخصا از آن مناطق که در «تاریخ باستان» جمعا بحرین نوشته شده اند دیدارکرد و پسرش را [که بعدا به نام شاپور یکم شاه ایران شد] حکومت بحرین داد و شاپور در منطقه قطیف امروز شهری ساخت و نام پدرش را بر آن گذارد. حکومت اسلامی بحرین بعدا به دست قرمطیان (شیعیان سوسیالیست = نوعی مزدکیست) مورد حمایت ایرانیان برانداخته شد. پرتغالی ها در 1521 بر جزیره بحرین و تقریبا همزمان با آن، عثمانی ها بر مناطق غرب خلیج فارس استیلاء یافتند. یک قرن بعد، شاه عباس پرتغالی هارا از خلیج فارس بیرون راند و در دوران سلطنت صفویه، جزیره بحرین زیر نظر فرمانداری بهبهان و از زمان زندیه از بوشهر اداره می شد. در سال 1797 طایفه الخلیفه وابسته به قبیله بنی عتبه که به قطر مهاجرت کرده بود از الزباره [واقع در شمال غربی قطر] به جزیره بحرین منتقل و حکومت را به دست گرفت و رئیس این طایفه که با ناامنی و مخالفت رو به رو شده بود در 1820 با انگلیسی ها که در خلیج فارس به بهانه مبارزه با تجارت برده و دزدان دریایی فعال شده بودند قرارداد امضاء کرد و بحرین تحت الحمایه انگلستان شد که این تحت الحمایگی ـ برغم ادامه دعاوی ایران تا سال 1971 ادامه داشت. در طول این مدت، نمایندگان انگلستان در بحرین «مستشار امیر» خطاب می شدند که معروفترین این مستشاران «سر چارلز دی. بلگریو» است که از 1926 تا 1957 این سمت را برعهده داشت. او نخستین مقامی است که پیشنهاد کرد نام خلیج فارس [که در نقشه های جغرافیایی عهد باستان؛ دریاتی هچا پارس ای تی = دریایی که از پارس آید درج شده است] پس از 25 قرن به خلیج عربی تغییر داده شود. جزیره بحرین از سال 1932 دارای نفت شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انحصاري شدن معاملات قند و شكر در ايران
قانون انحصار معاملات قند و شكر در دست دولت كه يكم خرداد 1304 با هدف تثبيت بها و زمينه آن در بازار به تصويب مجلس رسيده بود از روزي چون امروز در 82 سال پيش به اجرا گذارده شد.
    اين قانون به دليل حفظ منافع مردم (مصرف كنندگان) از قوانين خوب ايران بشمار مي رود. دولت هايي كه با نظام «سرمايه داري خالص» اداره مي شوند به ويژه آمريكا، پس از جنگ جهاني دوم همواره تلاش كرده اند كه اين انحصارات در كشورهاي ديگر از ميان برود. به گواه «تاريخ» فساد و بوروكراسي دولتي در اين كشورها، به اين فشار خارجي كمك كرده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نخستين چاه ايران به نفت رسيد و دشواري ها آغازشد
از به نفت رسيدن نخستين چاه در ايران به نفت در منطقه مسجد سليمان ( 27 مه 1908) 99 سال گذشت. اين چاه با رسيدن به نفت ، دشواري هاي تازه اي هم براي ايرانيان به همراه آورد!. امتياز نفت ايران از نخستين سال قرن بيستم در اختيار انگليسي ها بود. درست ربع قرن پس از رسيدن نخستين چاه مسجد سليمان به نفت (هفتم خرداد 1312 = 28 مه 1933) مجلس تنها با هشت راي مخالف و ممتنع تمديد قرارداد نفت را كه امتياز آن در انحصار انگلستان بود تصويب كرد. هجده سال بعد در همين روز (7 خرداد 1330) به مناسبت سالروز تصويب اين قرارداد، ايران شاهد بزرگترين تظاهرات تاريخ خود تا آن زمان بود و تظاهركنندگان ضمن محكوم كردن اين اقدام مجلس خواستار محاكمه و مصادره اموال آن دسته از نمايندگان ــ چه مرده و چه زنده ــ شدند كه به اين قرارداد راي موافق داده بودند. مردم شعار مي دادند: سالروز «تصويب خيانت». نفت ايران در اسفندماه 1329 هجري ملي اعلام و مراحل قانون مربوط 29 اين ماه تکميل شد.
    درآمد ارزي ايران از صدور نفت در سال 1385 هجری پنجاه و پنج ميليارد و از دیماه 1389 تا آذرماه 1390 (یازده ماه) کمی بیش از 110 میلیارد دلار بود.
    سناتور ابوالفضل لساني (حقوقدان) نفت را طلاي سياه و آفت جان ملل دارنده آن خوانده و نوشته است: كشورهاي دارنده نفت، به ويژه آنهايي كه نيروي دفاعي قابل ملاحظه ندارند تا آخرين قطره نفت قرباني دولتهاي قدرتمدار خواهند بود كه هركدام مي كوشند اين شريان حيات اقتصاد جهان را به دست داشته باشند تا قدرت دراختيارشان باشد و هرچه زمان بگذرد، به سبب افزايش وسائل نيازمند به نفت، اين طلاي سياه ارزشمندتر و عزيزتر خواهد شد و دارنده آن در معرض خطر بيشتري خواهد بود.
    به باور اصحاب نظر، استقرار آمريكا در خليج فارس از نيمه دهه 1980، و ... به همين دليل بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آغاز بکار مجلس شورای اسلامی
ششم خرداد 1359 (27 مي 1980) نخستين دوره مجلس شورای اسلامی ـ که ششم خرداد 1389 سی ساله شده است ـ در تهران و در ساختمان سنای سابق آغاز بكار كرد. تا آن زمان وظيفه قانونگذاري عملا برعهده شوراي انقلاب بود.
    قضاوت تاريخي درباره يك پارلمان برپايه جامعيت و به دور از تبعيض بودن قوانيني است كه به تصويب مي رساند و نيز نظارت دائمي بر اجرا و رعايت كامل آنها و رسيدگي به شكايات مردم و اعلام نتايج اين رسيدگي در رسانه هاي همگاني است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نشر اسكناس ايران از دست انگليسي ها خارج شد - بانک انگليسي با فرمان ملکه ويکتوريا نقش بانک مرکزي ايران را برعهده داشت!
ششم خرداد 1309 (27ماه مه 1930) دولت وقت امتياز چاپ اسكناسهاي ايران را كه تا آن زمان منحصرا در دست انگليسي ها بود لغو و بابت اين اقدام خود، 200 هزار ليره به انگليسي ها غرامت پرداخت كرد! و همچنين اجازه داد كه انگليسي ها بانك خود را در تهران و شعب آن را در استانها داشته باشند تا دهانشان بسته شود و اعتراض نكنند. انحصار چاپ و نشر (به جريان گذاري) اسكناس ايران به مدت چهل سال در دست بانك انگليسي بود كه بعدا تحت عنوان فريبنده بانك شاهنشاهي بكار بانكداري در ايران ادامه داد. بانك انگليسي كه از31 مارس 1890 عملا كار خود را در ايران آغاز كرده بود، با اين كه از سال 1949 تغيير نام داده بود در سال 1952 (1331) به دست دكتر مصدق نخست وزير وقت منحل شد كه دو دهه بعد از آن، در ايران به نام بانك خاورميانه انگلستان تجديد حيات كرد! و ثروتمندان ايراني ظرف سالهاي 1976 تا پايان 1978 معادل صدها ميليون ليره از طريق آن از كشور خارج ساختند. ناصرالدين شاه قاجار امتياز فعاليت بانك انگلستان (شعبه شرق) را به انگليسي ها داده بود و ملكه ويكتوريا در 1889 با صدور يك فرمان! اجازه داده بود كه اين بانك در ايران به كار پردازد و بانك پس از يافتن محل در تهران، از 31 مارس 1890 كار خود را در وطن ما آغاز و نشر اسكناس (پول كاغذي) ايران را كه حساسترين حق غير قابل انتقال يك ملت حاكم است به دست گرفته بود و سياست پولي ما (خزانه دولت و جيب مردم) در اختيار يك دولت معروف به استعمارگر و پولهاي كاغذي منتشره آن قرار گرفته بود!. مقر مركزي اين بانك در تهران در ساختماني واقع ضلع شرقي ميدان توپخانه بود كه بعدا بانك بازرگاني (نخستين بانك غير دولتي ايران) در آنجا مستقر شد. به عبارت ديگر؛ از 1890 تا سال1930 ( 1309خورشيدي)، يك بانك انگليسي وظايف بانك مركزي وطن ما را انجام مي داد كه حتي يادآور شدن آن دردناك است.
     از خرداد 1309 (27 مه 1930) دولت ايران، خود (نخست از طريق بانك ملي و بعدا پس از تاسيس بانك مركزي، توسط آن) كار چاپ اسكناس را به دست گرفته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انقلاب مطبوعاتی سال 1340 و بستن نشریاتی که درآمد مبهم و مدیر کارمند دولت و شهرداری داشتند ـ اظهارات مهم و آموزنده دادستان دیوان کیفر
علی امینی
علی امینی که پس از به دست گرفتن ریاست دولت، از شانزدهم اردیبهشت 1340 چند بار گفته بود که مسئله اصلی ایران فساد اداری و بوروکراسی قرون وسطایی و استعماری است و این بوروکراسی حتی مانع اجرای قانون مطبوعات شده است که اگر مطبوعات خوب داشتیم فساد اداری ادامه نمی یافت، چهارم خرداد 1340 تصمیم گرفت که از کمیسیون ناظر بر مطبوعات مصرّا بخواهد که مطبوعات را پالایش دهد و دو روز بعد (ششم خرداد) اعلامیه مهم دولت در این باره صادر شد و شماری زیاد از نشریات بسته شدند.
     در این اعلامیه آمده بود که کمیسیون مطبوعات مرکب از دادستان استان، نماینده وزیر کشور، نماینده وزیر فرهنگ، نماینده مطبوعات (به انتخاب آنها) و نماینده دانشگاه (به انتخاب شورای دانشگاه تهران) باید سریعا و با قدرت تمام تبصره های 2 و 5 ماده 3 قانون مطبوعات ـ با توجه به بندهای ج، د، ه و «و» این ماده را اجراء کنند زیرا کوتاهی مقامات مربوط و یا فشار و نفوذ مانع رعایت این بندها شده و برخی از مطبوعات جایگاه خودرا از دست داده و برای ملت زیانبار شده اند.
     اعلامیه سپس به تشریح تبصره ها و بندهای ماده 3 پرداخته و چنین آورده بود:
     تبصره 5 ماده 3 ـ مستخدمین دولت و بنگاههایی که با سرمایه دولت تشکیل شده اند و یا می شوند و همچنین کارکنان شهرداری ها مادامی که شاغل هستند حق انتشار و مدیریت روزنامه و مجله ـ جز مجله تخصّصی را ندارند. بند «و» این ماده مربوط به امکان و توانایی مالی ناشر و مدیر نشریه است و باید رسیدگی شود که اگر فروش و آگهی آن کمتر از هزینه انتشار است، پس از کجا کسری آن تأمین می شود. باید همه مساعی بکار برده شود تا مطبوعات آزاد و مستقل باشند و به این هدف نمی توان رسید جز نداشتن نیاز مالی. این ضوابط (بی نیازی از کمک مالی و حقوق بگیر دولت نبودن اصحاب مطبوعات) در همه دمکراسی ها رعایت می شود.
     در این فاصله دو روزه (از چهارم تا ششم خرداد 1340) شماری انبوه از نشریات که منبع درآمد آنها مبهم بود و یا ناشران و مدیرانشان حقوق بگیر دولت، موسسات نیمه دولتی و شهرداری ها بودند تعطیل (توقیف) شدند. تنی چند از این ناشران دست به اعتراض و تحصّن زدند و دیوان کیفر به تعقیب مقامات دولتی که تبصره ها و بندهای ماده 3 قانون مطبوعات را رعایت نکرده بودند پرداخت. همزمان، رادیو دولتی به تشریح اصول ژورنالیسم،تاریخچه آن و فلسفه وجود مطبوعات پرداخت تا ثابت کند که این اصول و هدف ها در مطبوعات ایران رعایت نمی شود و سازمانهای اداری بدون نگرانی از افشاء شدن ـ به کاغذبازی، امروز و فردا کردن، اِسراف، قانون شکنی و فساد ادامه می دهند و قانون معاملات دولتی رعایت نمی شود و اصحاب منافع به اعمال نفوذ سرگرم.
     دادستان دیوان کیفر گفته بود که در جریان رسیدگی به پرونده مطبوعات، در درجه اول مقاماتی را تعقیب خواهد کرد که ماده 3 قانون مطبوعات و تبصره ها و بندهای آن را اجرا نکرده اند و برای آنان کیفرخواست محرومیت دائم از کار دولتی و زندان صادر خواهد کرد. در جریان بازپرسی از این مقام ها، قطعا آنان خواهند گفت که به اشاره چه کسانی ـ بالاتر ها ـ قانون را که دولت (قوه مجریه) مکلّف به اجرای آن است نادیده گرفته بودند و با انتشار این تحقیقات، کشور به تدریج به راه راست باز خواهد گشت. ما در مدارس، درس تعلیمات دینی می خوانیم ولی راه راست را که اسلام آموزش می دهد عملا دنبال نمی کنیم. رفتار ما تاکنون نه ملتی بوده است و نه اسلامی. می گویند بالاتر ها را بگیرید نه کارمند جزء را، ولی کارمند جزء هم شریک جرم است، عالما ـ عامدا قانون را نقض کرده است. اداره دولتی که پادگان نظامی نیست که گروهبان کورکورانه از افسر اطاعت کند، کارمند می تواند خواست رئیس را که خلاف قانون و ضوابط است اجرانکند و درصورت اصرار مافوق، قضیه را به دادگستری بکشاند و یا کنار برود ـ مگر نمی تواند بمانند هزاران تَن دیگر برود و برای امرار معاش کار معمولی بکند؟، نان خوردن با جرم کردن و قانون شکنی که هنر نیست ـ فرد نه این دنیا را دارد نه آن دنیا. نه تنها از قانون کیفری بلکه از عذاب وجدان باید ترسید. مجازات زندان چند سال بیش نیست، ولی عذاب وجدان دائمی است و فرد را تا گور رها نمی سازد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
افكار و كارهاي ابن خلدون به مناسبت زادروز او: قاضي عادل و دانا بهتر از سلطان



    ابن خلدون (ابراهيم ابن محمد) مولف «مقدمه» كه ازفلاسفه، مورخان، جامعه شناسان و نويسندگان بزرگ جهان بشمار مي آيد 27 ماه مه سال 1332 ميلادي به دنيا آمد و 63 سال عمر كرد. وي گفته است: خدا به هر انسان هنگام تولد «مغز» را براي تفكر و تعقل و تشخيص خوب و بد و روا و ناروا از هم اهداء كرده است كه اگر در طول عمر از اين وسيله مهم استفاده بهينه نكند كيفيت حيات و حلاوت زندگي را خواهد باخت.
     ابن خلدون كه يك عرب يماني تبار بود در اسپانيا به دنيا آمده بود كه پس از برچيده شدن حكومت عرب در آن ديار با خانواده اش، نخست به تونس و سپس به مصر رفت و در دفتر سلطان اين كشور به كار پرداخت. وي از اينجا براي كسب معلومات بيشتر به مراكش (مغرب) رفت و چون آنجا را گرفتار جنگ و رقابت سركردگان ديد به الجزاير سفر كرد و در اين منطقه بخش اول «مقدمه» را نوشت و در آن، سبك تازه اي را در تاريخ نگاري به دست داد. ابن خلدون به جاي پرداختن صرف به رويدادهاي سياسي و نظامي، توجه خود را معطوف به تحولات اجتماعي و تغيير تدريجي روانشناسي مردم در پي هر رويداد و كيفيت تمدن كرد. بنا براين، «مقدمه» عمدتا تحليل و تفسير رويدادها بر پايه جامعه شناسي است كه در آن به «فلسفه تاريخ ( تكرار رويداد ها و معتقد بودن به قانون و يا قوانين و اصول معين كه رويدادها را شكل مي دهد)» توجه خاص شده است. وي در عين حال پاره اي از اوقات به شغل قضاوت هم سرگرم مي شد. از نظر ابن خلدون، قاضي عادل و دانا بهتر از سلطان (رئيس دولت) مي تواند در جامعه آرامش، امنيت و عدالت و در نتيجه پيشرفت ايجاد كند و تمدن جامعه خود را به كمال برساند.
     ابن خلدون در نوشته هايش كوشيده است ثابت كند كه محيط، اقتصاد و واقعيت هاي اجتماعي هر عصر، به تمدن آن عصر شكل مي دهد و تاريخ آن عصر را به وجود مي آورد و اوج و حضيض تمدن به همين عوامل بستگي دارد. براي مثال: ابن خلدون به جاي پرداختن به شرح جنگهاي امير تيمور، از او به عنوان مردي اديب پرور و علاقه مند به اصحاب فكر و دانش و مشوق هنر، معماري و مهندسي ياد كرده است. ابن خلدون 24 سال آخر عمر را در قاهره بسر برد و در الازهر به تدريس تاريخ و فلسفه پرداخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
احدي را نمي توان بازداشت كرد، مگر به حكم قاضي
27 مه سال 1679(326 سال پيش روزي چون فردا) در«تاريح حقوق» روز بزرگي است. در اين روز پارلمان انگلستان برغم مخالفت پادشاه وقت، قانون «هي بياس كورپس Habeas Corpus» را تصويب كرد كه بعدا اصلي از اصول غير قابل تغيير قوانين اساسي ملل ديگر و ضابطه كار قواي قضايي كشورها قرار گرفته است.
     طبق اين قانون، احدي را نمي توان بازداشت كرد مگر به حكم قاضي پس از حضور متهم در برابر او (قاضي) و گفتن مطالب خود. در اصلاحيه هاي بعدي، وسعت حق متهم بيشتر شده و حكم قاضي مبني بر بازداشت نيز استيناف پذير شده است و دادگاه بالاتر مركب از سه قاضي يا بيشتر بايد نظر دهد تا بازداشت قانوني باشد. برخي از كشورها در قوانين اساسي و قضايي خود آن را به سود متهم تكميل كرده اند. براي مثال: طبق قانون اساسي آمريكا، متهم بدون حضور وكيلي كه خود انتخاب مي كند مي تواند به پليس و ضابطين ديگر پاسخ ندهد و به زور و اكراه نمي شود از او بر ضد خودش اعتراف گرفت. بازرسي غير منصفانه بدني، محل سكونت، محل كار و توقيف اشياء شخصي نيز جز با مجوز كتبي و صريح قاضي ممنوع است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
درگذشت كاشف عامل بيماري سل
در روزي چون امروز در سال 1910 ميكرب شناس آلماني، دكتر رابرت كخ كاشف عوامل بيماري هاي سل، سياه زخم، وبا و... گذشت. خدمت دكتر كخ كه برنده جايزه نوبل 1905 شد به بشريت بسيار زياد است (براي مطالعه بيشتري در اين زمينه به مندرجات مورخ ششم ماه مه اين سايت مراجعه شود).
    
دکتر کخ

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خاصيت ضد سرطاني آسپرين
26 ماه مه سال 2004 گزارش مهم رسانه ها، كشف خاصيت تازه آسپرين بود و نوشته بودند كه پژوهش اخير ثابت كرده است كه اسپرين يك ماده ضد سرطاني است و براي درمان و پيشگيري محدود از سرطان پستان نافع است .
     يك كارخانه داروسازي آلمان در ماه مه1889 آسپرين را كه هر چند وقت يك بار برايش يك خاصيت تازه كشف مي كنند به عنوان دارويي تازه به صورت پودر به بازار فرستاد. به اين ترتيب آسپرين يكي از قديمي ترين داروهاي دوران جديد است كه در هر نقطه از جهان به دست مي آيد و بدون نسخه دكتر به فروش مي رسد. در دهه هاي اخيرانواع مشتقات آسپرين با نامهاي مختلف به بازار آمده است. از نظر شيميايي، آسپرين يك نوع اسيد است. دو ماه پيش از به بازار آمدن اين ماده، ششم مارس ، فليكس هوفمان شيميدان آلماني « آسپرين » را به عنوان داروي ضد درد ، ضد التهاب اعضاي داخلي بدن و ضد تب به ثبت داده بود . او دو سال پيش از آن ماده آسپرين « اسيد استيل سالي سيليك » را خارج ساخته بود و به خاصيت دارويي آن پي برده
    بود . از مهمترين خواص اين داروي اسيدي؛ رقيق سازي خون و جلوگيري از لخته شدن آن است كه توصيه شده افراد مستعد به حمله قلبي و سكته مغزي آن را باخود داشته باشند. كشف خاصيت ضد سرطاني آسپرين تازگي نداشته و چيزي كه اخيرا كشف شده اثر آن در پيشگيري و تا حدي درمان سرطان پستان است.
     در مورد آسپرين بايد توجه به كارخانه سازنده آن كرد. زيرا كه طبق اعلاميه ها برخي دولتها، انوع داروها كه بدون نسخه بفروش مي رسند با جعل مارك كارخانه هاي معروف وارد بازار شده اند كه اگر هم زيان آور نباشند ، ممكن كم خاصيت باشند. آسپرين بايد زير نظر دكتر مصرف شود زيرا ممكن است به معده و دستگاه گوارش آسيب بزند.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
سالگرد انتشار کیهان ـ نگاهی به رقابت طولانی دو روزنامه قدیمی ایران


بيست و هفتم می 1942 (ششم خرداد 1321) ـ زماني كه ايران در اشغال نظامي متفقين بود نشريه «كيهان» که پروانه آن به نام عبدالرحمن فرامرزي صادر شده بود پا به عرصه رسانه هاي چاپی ايران گذارد و برجای نشریه «آینده ایران» که اجاره دار آن فرامرزی و مصطفي مصباح زاده بودند نشست. انتشار کیهان (17 سال جوانتر از اطلاعات) بدون وقفه ادامه یافته است (در سال 2010 شصت و هشت ساله). پروانه انتشار کیهان بعدا از فرامرزی به مصباح زاده (متوفی در آذرماه 1385) انتقال یافت ولی فرامرزی تا مدتها سمت سردبیری آن را حفظ کرد. با اين كه قلم فرامرزي براي مخاطبان آشنا بود و مقالات اساسی کیهان را می نوشت، پيشرفت اين نشريه تا سالها كند بود. پیشرفت از زمانی آغاز شد که (طبق روش روزنامه های اروپا، آمریکا و ژاپن) دست به رقابت با روزنامه اطلاعات (که هردو عصرها منتشر می شدند) زد که داستانی است طولانی. در راستای این رقابت؛ در نیمه دهه 1335 (دهه 1950)، کیهان به اقتباس از اطلاعات صفحه نیازمندیها (آگهی های کوتاه کلاسه شده) بازکرد و تا مدتی همان آگهی های صفحه نیازمندی های اطلاعات را پس از تماس تلفنی با صاحبان آگهی به رایگان چاپ می کرد. یک سال بعد و باز به اقتباس از اطلاعات، صفحه حوادث دایرکرد که این صفحه را در روزنامه اطلاعات، احمد سروش (داستان نگار معروف ـ متوفی) تنظیم و دبیری می کرد. در سال 1337 (1958میلادی) ـ به سبک روزنامه های فرنگ ـ نیم صفحه از روزنامه کیهان به داوطلبان ازدواج (تحت عنوان: ازدواج سهل و آسان) اختصاص داده شده بود که انتشار چنین مطالبی قبلا در ایران سابقه نداشت. این تحولات ناشی از رقابت، تیراژ کیهان را به پایه اطلاعات رساند که اطلاعات در سال 1334 (سال 1955 میلادی که تهران شهری 700 هزار نفری بود) اعلام کرده بود هر روز بیش از 60 هزار نسخه می فروشد و عبور از مرز 60 هزار تکفروشی را جشن گرفته بود. برای پیروزی در این رقابت، روزنامه اطلاعات تصمیم به افزودن اخبار و مطالب اختصاصی هرچه بیشتر گرفت و جهت رسیدن به این هدف، به ابتکار تورج فرازمند سردبیر وقت (متوفی در ژوئن 2006 درآمریکا) روش پرداخت دستمزد به اعضای تحریریه تغییر یافت و پوانی شد؛ به این ترتیب که خبرها برپایه جالب و اختصاصی بودن قیمت گذاری و پرداخت در پایان هر دوهفته صورت می گرفت و دستمزد ثابت اختصاص به روزهای تعطیل و ایام مرخصی داشت. این ابتکار موثر واقع شد و کیهان سریعا به اقتباس این روش پرداخت. تحریم اطلاعات در اجتماع صدهاهزار نفری میدان جلالیه (پارک لاله امروز) که به دعوت جبهه ملی برگزار شده بود باعث ریزش شدید تیراژ اطلاعات شد. مدیریت اطلاعات برای جبران این وضعیت، تغییرات وسیعی در تحریریه خود بعمل آورد. از بهار 1340 (1961 و از زمان نخست وزیر شدن علی امینی) که فضای سیاسی کشور تاحدّی بازشده بود و مخاطبان مشتاق مطالب با انشای چپگرایانه شده بودند، دو روزنامه مورد بحث در رقابت با یکدیگر به روزنامه نگاران چپگرا و کمونیست سابق روی آوردند و سیامک جلالی سردبیر اجرایی اطلاعات شد و دبیری میزهای تحریریه را هم به چپگرایان دادند. این وضعیت، تیراژها را تقریبا دو برابر کرد. طولی نکشید (به دلایلی که هنوز دقیقا روشن نشده است) ناشران دو روزنامه اطلاعات و کیهان (یکی سناتور و دیگری نماینده مجلس و هردو نزدیک به دربار) به جان هم افتادند و هر روز در روزنامه خود یکدیگر را افشا می کردند و این افشاگری که درعین حال عملکرد چند کابینه و نیز مداخله سفارت لندن در تهران را زیر سئوال برده بود بازهم بر تیراژها افزود تا اینکه دولت پا به میان گذارد و دو ناشررا آشتی داد. از آن پس اطلاعات به نویسندگان ملی گرا و لیبرال روی آورد؛ ر. اعتمادی ستاره تحریریه و دکتر علی اصغر صدر حاج سیدجوادی سردبیر کل شد و صفحه مقالات (به سبک فرنک، مرکب از مقالات نویسندگان و نامه های وارده) موسوم به صفحه 5 ستون از 5 نویسنده را دایر کرد، ولی کیهان به چپ نویسی ادامه داد. این رقابت تا مصادره دو روزنامه در امرداد 1359 (آگست 1980) و اخراج فله ای روزنام نگاران حرفه ای ادامه داشت. پیش از مصادره، تیراژ اطلاعات 850 هزار و کیهان نزدیک به نهصد هزار بود. طبق اطلاع، تیراژ این دو روزنامه که وابسته به دفتر رهبری جمهوری اسلامی هستند ـ هرکدام زیر صد هزار است حال آنکه جمعیت ایران دو برابر و تحصیلکردگان سه برابر شده اند.
بهرام مسعودي


    پس از مصادره کيهان، مصطفي مصباح زاده که در خارج از ايران بود به انتشار اين روزنامه در لندن با همان لگو پرداخت که انتشار آن در اين شهر ادامه دارد و به «کيهان لندن» معروف است. چنين پيشنهادي هم به ناشر اطلاعات شده بود که نپذيرفت. روزنامه اطلاعات از انقلاب تا زمان مصادره توسط بهرام مسعودي (فرزند موسس آن) اداره مي شد. وي همچنان مقيم ايران است و فعاليت تجاري دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزنامه هاي ايران در گذر زمان
روزنامه هاي ايران تا اواسط دهه 1336 جنايي نويسي، حوادث شهري، گزارشهاي مربوط به سرگرمي ها از قبيل امور سينما و تئاتر را كه تيراژ سازند كار مجله مي دانستند و توجه زيادي هم به اخبار ورزشي نداشتند . بنابراين، از تيراژ وسيع برخوردار نبودند و خواندن روزنامه عموميت نداشت.
    روزنامه هاي ايران از سال 1335 با باز كردن صفحه اقتصاد و بازار به تدريج به راه تكامل گام گذاردند. آموزشهاي دكتر ويلسون رئيس دانشكده روزنامه نگاري دانشگاه يوتا كه در 1957 از آمريكا به ايران آمده بود و طي ماهها اقامت خود در تهران به راهنمايي روزنامه نگاران ايران پرداخته بود سبب شد كه روزنامه ها از 1336 صفحات ويژه حوادث شهري، ورزش، سرگرمي ها، گزارش روز و ... داير كنند و تيراژ ها از يكصد هزار نسخه بالاتر برود. طبق آموزش هاي دكتر ويلسون، روزنامه هاي ايران از آن پس در كنار فعاليت هاي دولت و پارلمان، نظر مردم و اصحاب نظر را هم در باره اين فعاليت ها مي پرسيدند و مي نوشتند و هر روز علاقه مندي مردم به روزنامه خواني بيشتر مي شد. اخبار سينما و تئاتر در نيمه دوم سال 1335 به ابتكار غلامحسين صالحيار كه دبيري اخبار مربوط را هم در روزنامه اطلاعات بر عهده داشت عنوان «صفحات هنري» به دست آورد كه اين عنوان در ايران تا به امروزعموميت يافته است. در كشورهاي ديگر، اين مطالب تحت عنوان «سرگرمي ها» طبقه بندي مي شوند.
    وضعيت روزنامه هاي ايران تا اواسط آبان 1357 كه به تصميم سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران دست به اعتصاب زدند كه بيش از دو ماه ادامه يافت بر همين منوال بود. از اين پس گزارشهاي مربوط به انقلاب غلبه كرد و روزنامه ها منحصرا به اين كار پرداختند و بعد از آن گزارشهاي جنگ مانع از بازگشت روزنامه ها به حالت عادي شد و در دهه گذشته به دليل كنار رفتن و يا بازنشسته شدن روزنامه نگاران حرفه اي، روزنامه هاي ايران به وضعيتي كه در تعريف روزنامه نگاري حرفه اي آمده است كاملا باز نگشته اند و توجه به اخبار دواير دولتي و اظهارات يكسويه نمايندگان پارلمان و مقامات ديگر در آنها بيشتر، و گزارشهاي ساير كشورها و اخبار مورد علاقه مردم عادي محدود است و مطبوعات به جاي صفحات «مردم و روزنامه يا اصطلاحا نامه به سردبير» داراي ستون در اين زمينه هستند كه عمدتا فاقد نام و نشاني صاحب مطلب است و نمي توان به آن استناد كرد.
     از بررسي فهرست پروانه هايي كه از تاريخ تصويب قانون مطبوعات سال 1364 (خورشيدي) صادر شده است چنين بر مي آيد كه به بيشتر متقاضيان ازجمله روزنامه نگاران حرفه اي قديمي پروانه انتشار داده نشده است.
     تجربه نشان داده است كه در هيچ كشوري روزنامه دولتي معمولا «خواننده داوطلب» نداشته است، ولي در ايران در سالهاي دهه 1370 و اوايل 1380 دو روزنامه همشهري و ايران، هر دو متعلق به دولت، تيراژهاي اول و دوم را دارا بوده اند كه يكي از دلايل آن فقد روزنامه حرفه اي بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
ابلاغ فرمان انتقاد برانگيز پاپ به دولت اسپانيا درباره بخشيدن مالكيت اراضي غرب «آزور»!! که داراي صاحب بودند
از رويدادهاي انتقاد برانگيز ماه مه در طول تاريخ، ابلاغ فرمان پاپ الكساندر ششم به دولتهاي اسپانيا و پرتغال است. اين فرمان كه چهارم اين ماه در سال 1493 صادر شده بود 27 ماه مه به دربار اسپانيا واصل شد.
     پاپ وقت در اين فرمان كه چند ماه پس از رسيدن كريستف كلمب به قاره آمريكا امضاء شده بود، مالكيت هر قطعه زميني واقع در غرب آزور (جزيره اي واقع در اقيانوس اطلس و در نيمه راه قاره هاي اروپا و آمريكا) را كه اسپانيائي ها به آنجا برسند (به نوشته پاپ «مكشوفه!» ، حال آن كه تمدن بوميان و به ويژه در مكزيك، گواتمالا و پرو دست كمي از ساير ملل جهان نداشت؛ و كمبودشان تنها اين بود كه بمانند اروپاييان توپ و تفنگ نداشتند) ازآن دولت اسپانيا دانست. پاپ چنين فرماني را براي پرتغالي ها هم صادركرده بود و اراضي داراي مالك! (بوميان) را به اين دو كشور كاتوليك بخشيده بود كه نقطه تاريكي در تاريخ بشر است.
     بعدا ساير دولتهاي دريانورد اروپا براي بلعيدن اراضي ديگران (بزعم پاپ؛ مكشوفه!) به فرمان پاپ استناد كردند و رقابت ميان آنها در اين زمينه بالا گرفت. در قاره غربي (آمريکا) چون بوميان ( اصطلاحا سرخپوستان و يا هنديهاي غربي) به دفاع از مايملك خود دست زدند به شديد ترين صورت سركوب و قلع و قمع شدند و ....
    (جزئيات تقسيمبندي پاپ در زمان خود در اين سايت آمده است - به قسمت جستجو مراجعه شود)
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز شهر سن پترزبورگ
Peter the Great
شهر سن پترزبورگ كه قرارداد تقسيم ايران ميان انگلستان و روسيه در آگوست 1907 در آنجا امضاء شد 27 مي 2012 سيصد و نه ساله شد.
     پتر يكم اين شهر را 27 مي 1703 بنا كرد و پايتخت خود قرار داد تا به اروپاي مركزي نزديك باشد. اين شهر كه بعدا به پترو گراد و پس از انقلاب بلشويكي 1917 به لنينگراد تغيير نام داده بود از زمان فروپاشي شوروي در آخرين ماه 1991 به نام پيشين خود «سن پترز بورگ» بازگشت داده شده است!.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تصويب قانون اخراج سرخپوستان در کنگره آمريکا!
در سال 1830 كنگره آمريكا قانون اخراج بوميان (سرخپوستان) را از ايالات شرق رود مي سي سي پي تصويب كرد زيرا كه مهاجران اروپايي به اراضي آنان مخصوصا در ايالت جورجيا كه طلا كشف شده بود نياز داشتند. در پي تصويب اين قانون، افراد پنج قبيله بومي از جمله چروكيها كه به قبايل متمدن معروف بودند با زور به اكلاهما تبعيد شدند و در ميان راه و از مشقت، بسياري از آنها جان دادند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دو رويداد دريايي در يك روز و به فاصله36 سال
27 مه در سال 1905 ناوگان امپراتوري ژاپن در جنگ دريايي«تسوشيما» 33 ناوجنگي روسيه را غرق كرد و در همين روز در سال 1941«بيسمارك» معروفترين كشتي جنگي جهان متعلق به آلمان پس از غرق چند كشتي جنگي انگليسي در محاصره قرار گرفت و چون اسكورت نداشت خود را غرق كرد كه هنوز همچنان سالم در زير دريا باقي مانده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز درگذشت نهرو، مردي که مشوق دمکراسي پارلماني و سوسيال دمکراسي و برضد تعدّد فرزند بود
Jawaharlal Nehru
جواهرلعل نهرو همرزم گاندي Jawaharlal Nehru و اولين نخست وزير هند مستقل، ستايشگر تاريخ ايرانيان كه همواره نگران صلح و امنيت و استقلال كشورهاي ضعيف بود و به ايجاد جامعه غير متعهد كمك بسيار كرد 27 مي 1964 در 74 سالگي ديده از جهان فروبست. وي 14 نوامبر 1889 در ايالت اوتارپرادش (شمال غربي هند) به دنيا آمده بود و از خاندان کشميري پانديت (برهمن) بود. به نوشته مورخان، اين خاندان کشمير را که اسلامي شده بود ترک کرد. برخلاف مناطق ديگر هند، کشميري ها داوطلبانه (و نه در نتيجه جنگ) به اسلام گرويدند زيراکه از فساد حکومتي به جان آمده بودند، و همين حرفي را مي زدند که مصري ها قرنها بعد و در ماه مي سال 2012 هنگام راي دادن به نامزد اخوان المسلمين بيان کرده و گفته بودند که از فساد اداري ـ اقتصادي خسته شده اند و به اسلاميون متوسل شده اند تا فساد از جامعه مصر رخت بر بندد و زدوده شود.
نهرو در کنار گاندي


    نهرو از زمان رهايي هند از سلطه انگلستان (سال 1947)، تا پايان عمر نخست وزير هند بود. بعدا دختر او «اينديرا» كه شوهر او يك پارسي به نام «فيروز گاندي» بود نخست وزير هند شد. بعدا هم نوه اش «راجيو». نهرو که در انگلستان تحصيل کرده بود و به دمکراسي پارلماني معتقد بود، نظام حکومتي هند را به صورت يک دمکراسي پارلماني درآورد. وي همچنين از هواداران Secularism و سوسيال دمکراسي نوع فابيانFabian بود (تبديل تدريجي و پارلماني نظام اجتماعي ـ اقتصادي به سوسياليستي، نه با انقلاب و جهش که تخريب ببار مي آورد) و مي گفت که تا عدالت اجتماعي ـ اقتصادي برقرار نشود بشر آسايش و آرامش نخواهد داشت. با اين تفکر، هند يک جامعه چپگرا بشمار مي آيد. نهرو تنها يک فرزند داشت و داشتن فرزندان متعدد در وضعيت امروز جهان را تشويق نمي کرد. نهرو در سراسر جهان علاقه مندان بسيار دارد و در نوامبر 1989 به مناسبت يکصدمين سال تولد او مراسم بزرگداشت برپاشد و در چند کشور ازجمله روسيه که نهرو با روس ها پيمان دوستي بسته بود تمبر پستي با تصوير وي به چاپ رسيد و توزيع شد.
تمبر پست بزرگداشت نهرو در روسيه

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خيانت به وطن
برخي رسانه هاي چاپي در شماره هاي 27 مي 2003 خود گزارشهايي منتشر كرده بودند كه حاكي از تطميع پاره اي از افسران عراقي پيش از حمله نظامي آمريکا و متحدان بود، درست مشابه آن چه را كه در شهريور 1320 در ايران روي داد و چند افسر ارشد سربازان ارتش صدها هزار نفري منضبط و عميقا آموزش ديده ايران را مرخص كردند و کشورشان به دست چند هزار نظامي خسته و فرسوده روس و انگليسي افتاد.
     بررسي تاريخ نشان مي دهد كه بيشتر اين موارد (خيانت) در منطقه جغرافيايي مشرق زمين روي داده است، و برايش دليلي جز ضعف احساس وطندوستي، تعهد به تكليف و اخلاقيات نمي توان به دست داد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ضعف مديريت يا سوء نيت ملي؟! - افشاگري شگفتي آور يك ادميرال روس و تفسيرهايي که پيرامون آن شده بود
گزارش 25 مي 2004 «نوايا گازتا» درباره افشاگري يك درياسالار روس از بي اعتنايي مقامات بالاي اين كشور به يك موضوع حساس دفاع ملي، در جهان با شگفتي خاص تلقي شده و بيشتر رسانه ها به نقل اين افشاگري پرداخته و بر آن تفسير هاي متعدد نوشته بودند.
    ادميرال گنادي سوچكوف فرمانده ناوگان روسيه در درياي شمالي اين كشور ضمن اين افشاگري گفته بود: مهمترين اسلحه دفاعي ما كه قدرتمان فعلا متكي به آن است و همين قدرت هنوز باعث مراعات احوالمان از سوي ملل نيرومند مي شود، زيردريايي هاي «توفان كلاس» است كه با 27 هزار و پانصد تن وزن و هركدام داراي 20 موشك دورـ پرواز اتمي، بزرگترين زير دريايي هاي جهان و موثرترين سلاح استراتژيك بشمار مي روند. براي ساختن هريك از اين زيردريائي ها، شوروي سابق نزديك به صد ميليون دلار (به پول آن روز) از گلوي مردم بريد و هزينه كرد. ناوگان درياي شمال سه فروند از اين زيردريايي ها در اختيار دارد. دستگاه الكترونيك پرتاب هر موشك بايد دائما تبديل به احسن شود. اخيرا براي اين كار تقاضاي يك ميليون و يكصد هزار دلار اعتبار كردم. در عوض تامين اين اعتبار كوچك، درياسالار ولاديمير كورويدوف از جانب نيروي دريايي روسيه دستور داد كه اين زيرديايي هاي حياتي را از رده خارج و در گوشه اي پارك كنند كه نتيجه اش زنگ خوردن و اوراق شدن و محروم شدن روسيه از مهمترين ابزار دفاع از خود خواهد بود!.
    رسانه هايي كه اين واقعيت تلخ را تفسير كرده بودند نوشته بودند كه خواندن اين خبر آنها را نسبت به دورنگري و مهارت مديريت روسيه دچار ترديد كرده است. هيچ دولتي در جهان بحراني امروز از ابزارهاي دفاعي خود دست برنمي دارد مگر اين كه ماموريت خودكشي و تجزيه كشور را داشته باشد. اين درياسالار كه متهم به افشاء اسرار نظامي شده دست به عمل استثنايي زده و به خود جرات داده كه اين ضعف بزرگ مديريت را در روسيه فاش كند، ممكن است از اين قبيل اشتباهات زياد انجام شده باشد و دولت يك كشور فدرال كه به دلايل گذشته اش دشمنان بالقوه متعدد هم دارد نبايد چنين گاف كند، مگر اين كه تعمد دركار باشد.
    برخي از اين مفسران با توجه به اين افشاگري، به گزارشهاي مطبوعات غرب در مورد ظهور احتمالي و مجدد ناسيوناليسم روس (پس از دهها سال تفكر انترناسيوناليسم و غير وطني) ابراز ترديد كرده و نوشته بودند كه رسانه هاي غرب به دلايلي!، تجديد حيات وطندوستي در روسيه را بزرگ كرده اند.
    يک مورخ سريلانکايي در اين زمينه چنين ابراز نظر کرده بود: افشاگري درياسالار «گنادي سوچكوف» فرمانده ناوگان شمالي روسيه اين ترديد را تقويت كرده است كه هنوز در اين كشور نيروها و عواملي هستند كه نمي گذارند روسها كمر راست كنند و وطندوستي و نگران ميهن بودن در روسيه پس از 13 سال (از زمان فروپاشي شوروي) هنوز آن طور كه رسانه هاي غرب از آن با آب و تاب سخن به ميان مي آورند از خواب 70 و چند ساله بيدار نشده و فرهنگ «هركس به فكر خويش بودن» كه نتيجه ماديگري است هنوز در اين جامعه ريشه هاي خود را حفظ كرده است!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساختن زيردريايي براي مبارزه با تروريستها!
رسانه هاي امريكا 25 مي 2004 مراسم به آب اندازي تازه ترين زير دريايي اين كشور را در بندر نيوپورت نيوز گزارش كرده بودند. يك دريادار آمريکايي در اين مراسم كه اظهاراتش از شبكه هاي تلويزيوني پخش شد گفته بود كه هدف از ساختن اين زير دريايي؛ مبارزه با تروريستها است و اين، وسيله خوبي براي اين مبارزه است!.
     يک روز پس از انتشار اظهارات اين درياسالار و برپايه اين اظهارات، كاريكاتوري در مطبوعات آمريکا چاپ شده بود كه زيرنويس آن از اين قرار بود: زير دريايي اتمي موشك انداز براي مبارزه با تروريستها!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 27 مي
  • 1972:   ميان آمريكا و شوروي قرارداد محدود كردن توليد موشكهاي باليستيك امضاء شد.
  • 1986:   1986شكل و رنگهاي پرچم اروپاي واحد به تصويب نمايندگان اين جامعه رسيد.
  • نامه به مولف
    نامه تأمل برانگیز یک مخاطب از واگذاری پمپ بنزین دولتی خیابان دماوند و اختصاصی شدن آن ـ اموال دولتی متعلق به همه اتباع کشور است و ...
  •   یک مخاطب مطالب این آنلاین ـ تاریخ برای ایرانیان و سایر نوشته های مؤلف این تاریخ، که به اظهار خودش ساکن گلِندِل (شرق لُس آنجلس) است ضمن ارسال سه عکس از جایگاه قدیمی فروش بنزین در خیابان دماوند ـ معروف به پمپ بنزین قاسم آباد نوشته است: "من از کودکی در محله وحیدیه (شرق تهران)، در کوچه ای منشعب از خیابان نظام آباد زندگی می کردم. تا کلاس پنجم ابتدایی، در آن محله (ناحیه 9 آموزش و پرورش تهران) در دبستانی که نام شما (نوشیروان کیهانی زاده) بر تابلوی سردر آن بود و در نزدیکی باشگاه ورزشی دیهیم قرار داشت تحصیل می کردم. در آن زمان، دوره تحصیلات ابتدایی، 5 ساله شده بود. یک روز، مدیر مدرسه به کلاس ما (کلاس پنجم) آمد و خطاب به دانش آموزان گفت که به خاطر نام مدرسه هم که شده باشد باید با معدل خوب قبول شویم. صاحبِ نام مدرسه یک نویسنده مطالب فرهنگی و عضو شورای آموزش و پرورش است. باید درصد قبولی ما مخصوصا در امتحان نهایی خیلی بالا باشد.
         پدرم مکانیسین (مکانیک) اتومبیل بود و تقریبا هر روز ـ سوار بر دوچرخه به گاراژ محل کار او می رفتم. کلاس های مدرسه ما نیمه وقت بود (یک هفته؛ صبح و یک هفته؛ بعد از ظهر) و من فرصت رفتن پیش پدر را داشتم. در نزدیکی گاراژ محل کار پدرم، یک جایگاه دولتی فروش بنزین بود موسوم به پمپ بنزین قاسم آباد، که هنوز هم فعّال است و پدرم می گفت که پیش از تولّد من ساخته شده است و شاید در دوران حکومت مصدق و یا یکی ـ دو سال پس از او.
        من 54 ساله ام و از 24 سال پیش و چند سال پس از گرفتن لیسانس در رشتهِ علوم سیاسی از دانشگاه، در آمریکا زندگی می کنم و هر چند سال یک بار، سری هم به ایران می زنم. هر بار که به ایران می روم به محله وحیدیه سر می زنم تا یادی تازه شود. پدرم پیش از فوت، خانه اش را فروخته بود که اینک آپارتمان سازی شده و «دبستان دولتی نوشیروان کیهانی زاده» هم دیگر وجود ندارد و از ساختمان آن استفاده دیگری می شود. اما، هنوز بعضی از همکلاسی ها و همسایگان سابق همانجا هستند و دیدار تازه می کنیم.
        این بار ـ ژانویه 2017 (بهمن 1395) که به ایران رفتم، با تعجب دیدم که تابلوی جایگاه بنزین قاسم آباد عوض شده و تابلوی تازه حکایت می کند که این جایگاه قدیمیِ دولتی، خصوصی و طبق نوشته تابلو؛ «اختصاصی» شده است. تعجب کردم و قضیه را از چند دوست و همکلاسی دوران دانشگاه که هنوز باهم ارتباط داریم پرسیدم گفتند که شنیده اند دولت برخی از ساختمان های قدیمی اش ازجمله جایگاههای بنزین و ... را واگذار کرده است!. پرسیدم که آیا این واگذاری ها قبلا به تصویب مجلس رسیده است؟، و اگر رسیده باشد باید طبق قاعدهِ معاملات دولتی، آگهی مزایده منتشر کنند تا علاقه مندان شرکت کنند و به بالاترین پیشنهاد، داده شود. اموال دولت متعلق به همه مردم است و نمایندگان مردم هم به آسانی با فروش و یا واگذاری اموال دولتی موافقت نخواهند کرد. هنوز احکام حجت الاسلام صادق خلخالی قاضی دادگاه انقلاب فراموش نشده است. گفتند که اطلاع بیشتری ندارند. همین پاسخ سبب شد که قضیه را برایتان بنویسم تا درج کنید که فراموش نشود و ارباب تحقیق و پژوهش در فرصت مناسب آن را دنبال کنند. تابلوی پمپ بنزین قاسم آباد که حکایت از واگذاری آن می کند. از یکی از دوستان پرسیدم که آیا کسی در این زمینه به روزنامه ها نامه نوشته بود؟، گفت که بیشتر ساکنان تهران و کلان شهرها از روستا و شهرهای کوچک آمده اند، فرهنگ خودرا حفظ کرده اند، توی این مسائل نیستند و سر خود را با این کارها به درد نمی آورند.
        دوستم درست می گفت، چند روز پیش اسامی داوطلبان نامزدی پنجمین انتخابات شورای تهران، تجریش و شهرری را در وبسایت یک خبرگزاری داخلی خواندم، اسامی نامأنوس بود و عمدتا مرکّب (بیش از یک کلمه) که در قدیم و زمان پیدایش شناسنامه به روستائیان داده می شد.".
        
    عکس دریافتی از مخاطب نشان می دهد که جایگاه دولتی فروش بنزین در خیابان دماوند معروف به پمپ قاسم آباد، اختصاصی (غیر دولتی) شده است!



  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com