Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
1 دسامبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 1 دسامبر
Translation instructions from Farsi to another language

    
Chrome: Click the “Translate this page” button at the top of the window at the end of the address bar - icon next to the star
Internet Explorer and Firefox require a translation extension
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخاطب: لزوم از یاد نبردن دعای 2500 ساله داریوش بزرگ
28 نوامبر 2021 یک مخاطب از لس آنجلس پیامی کوتاه با پیوست یک کُپی از دعای 2500 سال پیش داریوش بزرگ را ارسال داشته و درخواست درج آن را کرده است.
    وی نوشته است: "داریوش برپایه تجربه هایش، ریشه مشکلات ایران را که خشکسالی، دروغ و دشمن خارجی است احساس کرده بود که از خداوند بزرگ (اهورا مزدا) خواسته است «ایران را از دروغ، خشکسالی و دشمن محافظت کند». ما باید این درخواست او از خدای بزرگ را که باقی مانده و میراث ما است از نظر دور نداریم تا خودمان و کشورمان دچار مشکل نشویم".
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
رضاشاه فروغي را برکنار کرد، و شش سال بعد وي با دست فروغي برکنار شد! ـ اشاره ای به بازی های پشت پرده در دو هفته اول شهریورماه
فروغي
رضاشاه پهلوي دهم آذر ماه 1314 به گونه اي غير منتظره، محمدعلي فروغي را متهم به مساعدت و حمايت از بستگان كرد كه شهرت سوء استفاده از مقام و منزلت اورا داشتند و از نخست وزيري بركنار ساخت و يكي از آن افراد هم كه متهم به چنين سوء استفاده اي شده بود چند روز بعد اعدام شد. پس از بركناري فروغي، رضاشاه تلاش براي دور ساختن تدريجي ايران از نفوذ انگلستان را آغاز كرد.
     تاريخ ايران از آغاز دوران قاجارها سوژه هاي بسيار براي تحقيق دارد كه روي آنها آن طور كه بايد كار نشده است. باز شدن هركدام از اين پرونده ها پُر است از حقايق تلخ، که آگاهي از آنها چشم و گوش را باز و مانع از تكرار اشتباه خواهد شد و يكي از اين سوژه ها دنبال كردن كارهاي فروغي است كه مردي سياسي ـ فرهنگي بود.
    فروغي كه در كابينه مهدي قلي هدايت (مخبرالسلطنه) وزير امور خارجه بود در سال 1312 پس از كناره گيري هدايت، نخست وزير ايران شده بود. در زمان نخست وزيري هدايت بود كه قانون تمديد قرارداد نفت با انگلستان تصويب شده بود. کناره گيري هدايت به خواست رضاشاه و سه ماه پس از تصويب لايحه تمديد قرارداد نفت صورت گرفته بود. تمديد قرارداد نفت موسوم به قانون سال 1933 از قوانين ننگين و خيانت آلود ايران بشمار مي رود زيرا که به موجب آن، مدت قرارداد و منطقه مشمول آن افزايش يافته بود.
    فروغي پيش از نخست وزير شدن، مشاغل متعدد را پشت سر گذاشته بود و ازجمله در 1309 وزير اقتصاد شده بود.
    وي پس از بركناري از نخست وزيري در 1314 به مدت شش سال مورد بي مهري رضاشاه قرار داشت و به او نزديك نمي شد.
    دو روز پس از آغاز تجاوز نظامي انگلستان و روسيه به ايران در شهريور 1320 همين فروغي را که طرف بي مهري و خشم رضاشاه بود آوردند و نخست وزير کردند که ترتيب تسليم ايران و کنار رفتن رضاشاه و به شاهي رسيدن پسر او، محمدرضا را داد!. بازي هايي كه به نخست وزير شدن مجدد فروغي انجاميد از اين قرار بود:
    چهارم شهريور 1320 و پس از شكست مذاكرات ايران با نمايندگان انگلستان و شوروي بر سر توقف تعرّض نظامي، علي منصور از سمت نخست وزيري كناره گيري! و رضاشاه مجيد آهي را مامور تشكيل كابينه كرد كه او هم نپذيرفت! ولي محمد علي فروغي را (!) به رغم سوء ظن و اکراه رضاشاه نسبت به او، براي احراز اين پُست پيشنهاد كرد كه شاه وقت از ناچاري پذيرفت!.
    5 شهريور 1320 فروغي كابينه خودرا تشكيل داد كه در آن سرلشكر احمد نخجوان كفيل وزارت جنگ و علي سهيلي وزير امور خارجه بودند. فروغي در همان نخستين جلسه کابينه اشاره کرده بود که نظر بر تَرک مخاصمه دارد. با اين بيان، در سومين روز تهاجم و ادامه بمباران شهرهاي كشور هنوز معلوم نبود که بايد جنگ کرد و يا تسليم شد و اين ابهام در تضعيف روحيه نظاميان موثر بود.
    در اين ميان، در همان ساعاتي که فروغي و وزير امور خارجه اش با نمايندگان دولت های لندن و مسکو مذاكره مي كردند نخجوان و يكي ـ دو مقام نظامي ديگر ـ بدون اطلاع فرمانده کل قوا!، رضاشاه ـ در حال تنظيم بخشنامه مرخص كردن سربازان از پادگانها بودند که همان روز ابلاغ و وطن بدون دفاع رها شد!.
     فروغي پس از چند تماس با نمايندگان انگلستان و شوروي كه نيروهايشان بدون برخورد با مقاومت جدّي (به سبب مرخص شدن سربازان ايران) به تهران نزديك مي شدند در 18 شهريور مجلس شوراي ملّي را به تشكيل يك جلسه فوق العاده دعوت كرد و در اين جلسه روشن شد كه دولت انگلستان خواهان بركناري رضاشاه و تبعيد او از كشور است. چون فروغي به اين دو دولت وعده هايي داده بود؛ در پايان جلسه تقاضاي راي اعتماد كرد كه مورد تاييد قرار گرفت.
    هفت روز بعد فروغي به اتفاق علي سهيلي وزير امورخارجه اش به ديدار سفيران انگلستان و شوروي شتافت و به آنان اطلاع داد كه رضاشاه همچنانكه آن دو دولت خواسته بودند كناره گيري كرده و رهسپار اصفهان شده است و در همين ملاقات موافقت ضمني دو دولت مهاجم با شاه شدن محمدرضا به فروغي اعلام شده بود. فروغي سي ام شهريور سرلشكر احمد نخجوان را كه قبلا قرار بود به اتهام خيانت به وطن اعدام شود به عنوان وزير جنگ كابينه ترميم شده خود انتخاب كرد كه پاداشي به خيانت عنوان شده است. فروغي به رغم بدگويي مردم، درنيمه آذر ماه 1320 سرلشكر احمد نخجوان را با همان عنوان وزير جنگ در كابينه دوم خود ابقاء كرد كه تعجب همگان را برانگيخت.
     فروغي اواخر سال 1320 هنگام دفاع از لايحه خود مبني بر امضاي پيمان اتحاد با انگلستان و شوروي (دو دولتي كه ايران را اشغال نظامي كرده بودند) در مجلس شوراي ملي، توسط يك تماشاگر كتك خورد. با وجود اين، لايحه وي در جلسه بعدي مجلس به تصويب رسيد و ايران رسما به صف كشورهاي در حال جنگ با آلمان پيوست.
    فروغي 15 ماه پس از تسليم ايران به متفقين، در 67 سالگي در پنجم آذر 1321 درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پايان كنفرانس سران در تهران و اشاره اي به تصميمات و نتايج آن ـ تثبيت محمدرضاشاه
چرچيل، روزولت و استالين در جريان كنفرانس تهران

سران آمريكا، شوروي و انگلستان يکم دسامبر سال 1943 به مذاكرات مهم چهار روزه خود در تهران پايان دادند. آنان ژنرال دوگل رهبر فرانسه آزاد را به اين كنفرانس دعوت نكرده بودند زيراكه ميان دوگل و چرچيل صميميت قلبي وجود نداشت. دوگل سال
     بعد، در آذرماه، به تنهايي از تهران و مسكو ديدن كرد.
    در كنفرانس تهران، رهبران آمريكا و انگلستان تسليم نظر استالين شدند كه در ماه می 1944 در غرب اروپا، يك جبهه زميني مشترك بر ضد آلمان به وجود آورند تا از فشار آلمان در جبهه شرق (خاک شوروي) كاسته شود . اصرارچرچيل به تقسيم آلمان پس از جنگ و دادن قسمتي از آن به لهستان پذيرفته شد [کاری که در پایان جنگ جهانی اول صورت گرفت؛ استخوان لای زخم] و با خواست استالين كه اسلاوهاي اروپا (ازلهستان تا يوگوسلاوي) در حيطه نفوذ شوروي قرار گيرند موافقت شد و استالين به روزولت قول داد كه پس از پايان كار آلمان، در خاور دور برضد ژاپن وارد جنگ شود تا بارجنگي آمريكا در آن منطقه كاهش يابد. بخشی از مذاکرات تهران و تصمیمات سران سه قدرت محرمانه بود.
    گفته شده است که در کنفرانس تهران، سران سه دولت طرح قبلی متفقین را که پس از پایان جنگ، امور ایران به یک هیئت مدیره تا تعیین تکلیف نظام حکومتی و رئیس کشور در یک رفراندم سپرده شود رد کردند و در نتیجه قانون اساسی به همان صورت باقی ماند و همچنین محمدرضاشاه پهلوی. دلیل طرح قبلی که بلافاصله پس از اشغال نظامی ایران به میان آمده بود ناخرسندی شدید متفقین از رضاشاه بود که به آلمان (دولت هیتلر) نزدیک شده بود.
    «گذشت زمان = تاريخ» نشان داد كه اجراي آن قسمت از تصميمات كنفرانس تهران كه مربوط به منطقه اسلاو نشين بود، پس از جنگ با كارشكني آمريكا و انگلستان رو به رو شد و چرچيل شوروي را كشور «پشت پرده آهنين» لقب داد و ترومن تصميم به محاصره و در قفس انداختن آن گرفت، يوگوسلاوي را تحريك به خروج از دائره نفود استالين كردند و به اين سان جنگ سرد دو بلوک آغاز شد و بر ضد هم دست به تشكيل اتحاديه هاي نظامي زدند و جنگهاي منطقه اي راه انداختند و اين ماجرا 45 سال طول كشيد كه سرانجام با كمك شواردنادزه وزير امورخارجه دولت گورباچف به سود غرب پايان يافت و نه تنها بلوك شرق بلكه شوروي هم از ميان رفت و اينك دولتهاي «كشورهاي سابق بلوك شرق» به اتحاديه نظامي غرب (ناتو) پيوسته و مقامات برخي ازاعضاي شوروي منحله هم در آرزوي پيوستن به اين اتحاديه نظامي هستند!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بهترين ضابطه مطبوعاتي ايران كه تنها 9 ماه عُمر كرد!
دکتر مصدق

دهم آذر 1331 جلسه نهايي بررسي لايحه قانوني مطبوعات در خانه دكتر مصدق رئيس دولت وقت و با حضور او تشكيل شد، سه ساعت طول كشيد و ايرادهاي وارده برطرف شد.
     اين ضابطه پس از براندازي 28 اَمُرداد ابطال و دو سال بعد از آن (سال 1334) يك قانون «محدود كننده» مطبوعات جايش را گرفت كه اين قانون هم در سال 1358 توسط شوراي انقلاب لغو شد. قانون جاري مطبوعات ايران در سال 1364 تدوين شده است که به اظهار اهل اين حرفه، خالي از ايراد نيست.
     طبق ضابطه آذر ماه 1331، جامعه مطبوعات ايران موظف شده بود كه با تشكيل انجمن، خود بر كار نشريات از نظر خروج از دايره حرفه، نزاكت، اخلاقيات و عفت قلم نظارت كند، اخطار دهد و در صورت بي اعتنايي به اخطار، طرد كند. اين لايحه قانوني 47 ماده اي كه با امضاي دكتر مصدق (كه اختيار اجراي موقت لوايح خود را داشت) از 12 آذرماه آن سال به اجرا در آمده بود چون با توجه به اصول آزادي فكر و بيان تنظيم شده بود در تاريخ ژورناليسم ايران به عنوان بهترين ضابطه مطبوعاتي توصيف شده است. در اين لايحه قانوني رسيدگي به اتهامات مطبوعاتي بدون حضور هيات منصفه منع، و «نشريه عمومي ـ اصطلاحا حرفه اي» تعريف شده بود و در آن، شرايط قبلي در مورد متقاضي پروانه ـ جز داشتن حداقل 30 سال سن، سواد كافي [كه به تفسير كارشناسان معاصر، منظور: سواد روزنامه نگاري بود]، نداشتن محكوميت قطعي ارتكاب جرائم عمومي و داشتن بنيه مالي براي شش ماه انتشار نشريه ـ حذف و امور مطبوعات از وزارت فرهنگ جدا و به وزارت كشور واگذار شده بود.
    مورخان عموما شكوفايي ژورناليسم ايران از آذر ماه 1331 تا 28 مرداد 1332 را به حساب اين لايحه قانوني گذارده اند. رسيدگي به اتهامات مطبوعاتي با حضور هيات منصفه در قوانين بعدي مطبوعات هم باقي مانده است. لايحه قانوني مطبوعات مصوب 1331 انتشار نشرياتي را كه نخواهند منظما انتشار يابند، مانند كتاب و هرگونه مطلب چاپي ديگر، از دريافت پروانه معاف كرده بود كه اينك انتشار كتاب هم نياز به بررسي قبلي و صدور مجوز از جانب دولت (وزارت ارشاد) دارد.
     پروانه انتشار نشريه از شهريور 1332 به اين طرف در ايران، با قوانيني كه جانشين لايحه دكتر مصدق شد محدود و هربار محدودتر شده و عملا به صورت انحصاري درآمده است كه به اظهار برخي صاحبنظران، همين محدوديت از پيشرفت و تكامل مطبوعات در ايران جلوگيري كرده و در اين زمينه، ملت بدون دفاع مانده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ماحصل بحث درباره 2 کودتاي مشابه: ايران (28 اَمُرداد) و 10 ماه بعد گواتمالا در دانشگاه «نورث ايسترن» آمريکا - اشاره به يک انگيزه انقلاب ايران
مصدق در دادگاه نظامي دولت کودتا و در فاصله ميان دو بخش يک جلسه طولاني محاکمه

در نوامبر 2003 دردانشگاه «نورث ايسترن» آمريكا سميناري به منظور بررسي و چگونگي انجام و نتايج كودتاي آگوست 1953ايران (28 امرداد) و کودتاي سال 1954 گواتمالا (10 ماه پس از 28 امرداد) برپا شده بود. ماحصل بحث هاي اين سمينار اين بود كه دولت آمريكا مآلا به هدف خود كه برقراري ثبات طولاني (نه، ربع قرن) و دمکراسي در ايران باشد نرسيد و با اين كه دولت وقت آمريكا با اعزام نيكسون به تهران به شاه گوشزد كرده بود كه «ثبات» بدون رعايت حقوق آحاد مردم، اعتدال و حركت به سوي دمكراسي و اصلاحات به وجود نمي آيد و اگر بيايد پايدار نخواهد ماند، وي به نوعي ديكتاتوري كه زاينده اختناق و فساد اداري است ادامه داد. بااينکه دولتهاي بعدي آمريكا به انتقال اين اندرزها ادامه دادند بازهم به گوش شاه فرو نرفت و بالاخره جيمي كارتر از او سلب اميد كرد و ....
     در اين سمينار، پروفسور مارك گاسيوروسكي استاد دانشگاه دولتي لوئيزيانا گفته بود: در دوران حكومت دكتر مصدق كه ايران را در مسير يک رشته اصلاحات اجتماعي قرار داده بود، اين كشور از آن چنان دمكراسي، رعايت حقوق و آزادي هاي فردي برخوردار بود كه در طول تاريخ آن مشاهده نشده بود. ترومن اين را مي دانست و اصرار مقامات انگليسي را براي براندازي مصدق بارها ردكرده بود، ولي وسوسه هاي انگليسي ها مخصوصا بزرگ جلوه دادن خطر گسترش كمونيسم در ايران در ذهن آيزنهاور موثر واقع شد و .... البته انگيزه هاي اقتصادي ـ سياسي ازجمله نفت و فروش اسلحه هم در اقدام آيزنهاور به مشارکت با انگلستان در براندازي حکومت مصدق بي تاثير نبود. [ قبل از اين سمينار، بانو آلبرايت وزير امور خارجه وقت آمريکا به مشاركت اين کشوردر براندازي 28 امُرداد اعتراف و ابراز تاسف ضمني كرده بود].
    
دکتر سيروس بينا

دكتر سيروس بينا استاد دانشگاه مينه سوتا در اين سمينار گفته بود كه به نظر او، دولت امريكا پس از كودتاهاي ايران و گواتمالا روي برقراري دمكراسي در اين دو كشور پافشاري آنچناني نكرد و درنتيجه هر دو ملت گرفتار نوعي ديكتاتوري شدند. در ايران، شاه مخالفان و ناراضيان را به زندان مي افكند و نسبت به نظرات و اندرزهاي روحانيون بي اعتنا بود و بالاخره مخالفان او كه ليبرال ـ دمكراتهاي ملي (مصدقي ها)، چپها و مذهبيون بودند و به يك هدف مشترك (بركناري شاه) رسيده بودند با هم متحد شدند و كل نظام را برانداختند.
    دكتر فريبا زرينه باف استاد وقت دانشگاه نورث وسترن (ايلي نوي) و تاريخدان در بحث خود گفته بود كه مخالفت روشنفکران ايراني با روش شاه به تدريج به عدم رضايت آنان از غرب منجر شده بود و اکثريت ايرانيان كه بيدار و روشن شده بودند از خود مي پرسيدند كه چرا سران دمكراسي هاي غرب به شاه اصرار نمي كنند كه در ايران هم بمانند كشورهاي خود آنها دمكراسي برقرار كند؟، و روشنفكران ايراني كه متوجه اين درک ايرانيان و ترديد و سوء ظن آنان نسبت به غرب شده بودند در دهه هاي 1960 و 1970 به انحاء مختلف کوشيدند که اين سوء ظن را تقويت کنند كه به انقلاب فوريه 1979 انجاميد و نظام حکومتي تغيير يافت.
دکتر فريبا زرينه باف


    ناطقين ديگر ضمن اشاره به تاريخچه و علل و نتايج کودتاي ايران و کودتاي گواتمالا گفته بودند که انقلاب 1979 ايران که مورد حمايت ضمني غرب بود به نتايجي که انتظار مي رفت نرسيد و ليبرال دمکراتها و حتي چپگرايان يکي پس از ديگري به گوشه رانده شدند و ... و رعايت کامل حقوق بشر در آن کشور زير سئوال است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ادعاي ارضي ژنرال عبدالكريم قاسم رهبر وقت عراق نسبت به ايران - اشاره اي به مرزهاي ساخت لندن در منطقه
ژنرال قاسم
يکم دسامبر سال 1959 (دهم آذر 1338) ژنرال عبدالكريم قاسم رئیس دولت وقت عراق نسبت به يك منطقه مرزي ايران در خوزستان ادعاي ارضي كرد. این نخستین بار بود که یک رئیس دولت عراق ـ در آن تاریخ یک کشور 27 ساله ـ علنا چنین ادعایی کرده بود. وي در 14 جولاي سال 1958 با يك كودتا ي نظامي خونين به نظام سلطنتی کوتاه مدت در عراق كه ساخته و پرداخته انگلستان بود پايان داده بود. برخلاف تصوري كه اوايل كودتا مي رفت، قاسم يك نظامي متمايل به ماركسيسم بود نه يک ناصريست (ناسیونالیست عرب)، كه سريعا هم به عضويت عراق در پيمان بغداد (بعدا: سنتو) پايان داد.
     ادعاي قاسم ـ ژنرال دورگه؛ کُرد و عرب ـ سبب شد كه دولت وقت ايران به واحدهاي لشكر خوزستان و تیپ زرهی قزوین آماده باش دهد و از پادگانهاي ديگر به خوزستان نيروي تقويتي بفرستد و دولت عراق را متقابلا متهم به نقض قرارداد سال 1937 كند. همزمان، رادیو ایران اقدام به «ورق زدن تاریخ» کرد و نشان داد سرزمینی که اینک عراق نامیده می شود بيش از 12 قرن جزیی از خاک ایران بود و واژه اراک (عراق) فارسی ساسانی به معنای جلگه کم ارتفاع (لو ـ لاند) است که به بین النهرین (اراضی میان فرات و دجله) اطلاق می شد و یک استان (ساتراپي) ایران بود ـ استانی که پایتخت (تیسفون ـ مدائن) را شامل می شد. بعدا هم در دوران اسلامی ـ از بوئیان تا زندیه ـ بين النهرين (عراق) عمدتا توسط دولت ایران اداره می شد و .... مرزهاي عراق با ايران را انگليسي ها در طول حاكميتشان در نيمه اول قرن 20 بر عراق (پس از شکست عثماني در جنگ جهاني اول و اضمحلال آن امپراتوري) تعيين كرده اند و احتمالا با سوء نيّت، قواعد بين المللي رودهاي مرزي و تالوگ (خط القعر) شط العرب را ناديده گرفته بودند و براي دو كشور مسئله ساخته بودند تا نه تنها مانع يک دوستي پايدار ميان آنها شوند بلكه در جهت سياستهاي خود از آن استفاده هاي بعدي ببرند.
     توافق دو دولت ايران و عراق در مذاکرات الجزایر در سال 1975 تا حدّی به این مسائل پایان داد که صدام حسین که خود طرف عراقی در این مذاکرات بود، در سال 198 و با استفاده از فرصت تضعيف ارتش ايران در طول انقلاب، تحريکات برخي از دولتها و وعده هاي مقامات نظام سابق ايران که از کشور فرار کرده بودند آن را ابطال کرد و در سپتامبر همین سال با ایران وارد جنگ شد ولی کاری از پیش نبرد.
     قاسم كه تا سال 1963 بر عراق حكومت كرد بعدا به استناد تاریخ امپراتوری ایران! و نیز مناطق وابسته به حکومت بصره از زمان تاسیس این شهر در قرن یکم هجری اعلام كرد كويت در طول قرون، گوشه اي از عراق بوده و در سال 1962 تصميم به تصرف مسلحانه آن سرزمين گرفت كه با حمايت نظامي انگلستان از كويت رو به رو شد. مرزهاي عراق و كويت را هم انگلستان تعيين كرده است، همين طور مرزهاي بسياري از كشورهاي عربي ديگر را. ايجاد حکومتهاي عربي هم از انگلستان است که اواخر جنگ جهاني اول و پس از آن؛ سرزمين هاي عربي امپراتوري عثماني به استثناء سوريه و لبنان را مالک شده بود. اختلافات مرزي عراق و ايران، پیش از جنگ هشت ساله دهه 1980 بویژه در دهه 1960 (دهه 1340 هجری) هم باعث درگيري هاي متعدد و خونين میان دو کشور شده بود و در جريان اين منازعات، مسير تحولات نشان داد که دولتهاي ذينفع در منطقه، آتشبيار اين مناقشات بوده اند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آذرماه 1397، سعید لیلاز: دروغ است که بگوییم تورم 40 درصدی نتیجه تحریم است ـ در 10 ماه گذشته 30 میلیارد دلار در شبکه بانکی گم شد
سعید لیلاز

تهران، هشتم آذرماه 1397 ـ خبرگزاری تَسنیم ـ سعید لیلاز اقتصاددان، [تفسیرنگار در طول سه دهه، مدرّس] و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در [سومین] کنگره این حزب که هشتم آذرماه 1397 برگزار شد، در بخشی از سخنانش گفت:
    "رذیلانه‌ترین دروغ این است که بگوییم تورّم 40درصدیِ امروز حاصل تحریم است، در حالی که چنین نیست. شبکه بانکی کشور به‌عنوان مرکز فساد در کشور مقصر است. نرخ تورّم در شش ماه اخیر بیش از مجموع نرخ تورّم در سال‌های گذشتهِ دولت روحانی بوده است و بی‌عملی دولت روحانی در این مورد عجیب است.". [ایلنا ـ خبرگزاری دیگر، این سخنان را چنین گزارش کرده بود: سعید لیلاز گفت: این رذیلانه‌ترین دروغ است که بگوئیم تورّم 40درصدی متعلق به تحریم‌هاست. در 10 ماه گذشته 30 میلیارد دلار و 400 میلیارد تومان در شبکه بانکی گم شد.".].
    لیلاز با بیان اینکه بعد از [رفع] تحریم‌ها، مجموعه عملکرد نظام اقتصادی کشور به‌گونه‌ای ناشیانه بود، گفت: انگار ما یک مشت بچه دبیرستانی را از پشت میز بیرون کشیده و خواستیم مسئولیت داشته باشند، انگار نه انگار که ما مجرّب‌ترین ملّت جهان در برخورد با تحریم‌ها هستیم. [به گزارش ایلنا، لیلاز گفته بود: از سال 1396 در خصوص تحریم‌ها هشدارها را دادیم، اما توجهی نکردند، متاسفانه مسئولان درک درستی از تحریم‌ها ندارند. موضع من در برابر آمریکا بر خلاف دوستان «ایستادگی» است، چون ضدامپریالیسم هستم و معتقدم این کشور میلیاردها دلار با تغییر نرخ ارز در جهان دزدیده است. شما می‌دانید که نرخ ارز در این چند وقت، چند برابر شده است؟.
    وی خاطرنشان کرد: این بی‌عملی موجود در مسئولان مرا به یک پشت پرده سیاسی می‌بَرَد، چرا؟، چون در روز 22 فروردین بعد از سخنرانی رئیس‌جمهوری آمریکا این ساختمان فرو ریخت. چرا؟، وضعیت چیست؟. حتما یک ستون پنجم در میان ماست؟. نگاه کنید هیچ کشوری مانند ایران مورد هجمه قرار نمی‌گیرد.].
    لیلاز تصریح کرد: "من معتقد به «ایستادگی» هستم و فکر می‌کنم که دولت اگر بخواهد می‌تواند در برابر زیاده‌خواهی واشنگتن بایستد. همین الآن اوضاع اقتصادی ما نسبت به دو ماه پیش خیلی بهتر شده است. اقتصاد ایران را اگر به‌صورت طبیعی رها کنیم عملکردی بسیار بهتر از آن‌چه که امروز دارد، خواهد داشت. اقتصاد ایران دچار بحران دخالت‌های بیجاست. همین بارندگی ‌های اخیر به‌نظر من تا نیم درصد سرانه تولید داخلی را افزایش می‌دهد که بخشی از کمبود فروش نفت ایران را جبران خواهد کرد.".
    لیلاز در پایان گفت: در تحلیل نهایی، من معتقد هستم که ما از پس این بحران هم برمی‌آییم، نظام ما هم فرو نخواهد پاشید، مشکلات ما داخلی است، و تحریم‌ها تنها تشدید کننده آن است. [این جملات به نقل از لیلاز در گزارش ایلنا: در تحلیل نهایی، معتقد هستم که ایران بر مشکلات غلبه خواهد کرد ـ چه مسئولان کمک کنند، چه نکنند. ملت بر این تحریم‌ها غلبه خواهد کرد. ملت ما بزرگ‌تر از این است که آمریکا آن را در قوطی کند. همیشه گفته ام که این درست است که برخی ایستاده‌اند وضعیت کشور خراب شود، اما مردم نخواهند گذاشت. وقتی امروز همه چیز را احتکار می‌کنند، این وحشت از آینده است، در زمان جنگ اینگونه نبود. نرخ تورم دهک‌های پایین سه رقمی است ولی مردم ثبات سیاسی را بهم نریختند و ما از این بحران عبور خواهیم کرد. در سطح جامعه عنوان می‌شود که چرا در انتخابات سال 1396 به حجت الاسلام حسن روحانی رای دادیم و امروز وضعیت چنین است.].
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اظهارات کرباسچی در هشتم آذرماه 1397 در سومین کنگره حزب کارگزاران: کشور نیاز به «کار» دارد، نه حَرف و تولید ـ سازندگی پایه آزادی است


ایلنا ـ هشتم آذرماه 1397 ـ غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در سومین کنگره این حزب که در این روز برگزار شد با بیان اینکه تکوین کارگزاران سازندگی ایران از آغاز بر مبنای ایده و اندیشه «کار» بوده است، گفت: ما در هیأت مؤسس این حزب به این فکر می‌کردیم که کشور نیاز به «کار» دارد و برای تداوم کار و سازندگیِ ایران باید از حذف یک جناح (هر جناحی که باشد) به دست جناح دیگر جلوگیری شود.
    وی گفت: ما «کارگزاران» را با این فکر ایجاد کردیم که «تولید» بنای توسعه و توسعه پایه آزادی است و تولید و توسعه فقط با حضور همه افکار و جناح های سیاسی و اشتراک مساعی قابل تحقق است. با همین باور، ما در مجلس پنجم مقابل حذف «چپ» ایستادیم و در مجلس ششم با پدیده حذف «راست» مخالفت کردیم. ما هرگز در پی تأسیس یک جناح سوم نبودیم و هنوز هم در فکر این کار نیستیم زیراکه این چپ رَوی و راست رَوی است که میانه‌رَوی را به شکست می‌کشاند. ما کارگزاران با چپ و راست مخالف نیستیم. هر جامعه‌ نیازمند احزاب سوسیالیست و احزاب محافظه‌کار است. آنچه بَد است چپ زدگی، یا راست زدگی و حذف چپ و راست به دست یکدیگر است.
    کرباسچی تاکید کرد: «راه آزادی» از سازندگی می‌گذرد. تا کار نکنیم، «حرف» بی‌فایده‌ خواهد بود. دموکراسی یک کالای لوکس و تشریفاتی نیست که ما یک سال را صرف ترتیبات برای انتخاب شهردار تهران کنیم و نتوانیم ثبات اجرایی و اداری در اداره یک شهر را که مردم با هزار امید آن را به ما سپرده‌اند به وجود آوریم. زمان به سرعت سپری می‌شود. دموکراسی برای ما طریقت دارد، یعنی ابزارِ کارآمدی ماست. در همه سطوحِ دولت فقط و فقط با کارآمدی است که می‌توان مشروعیت نظام را نزد مردم حفظ کرد.
    وی ادامه داد: حرف ما پس از دو ـ سه دهه همان است که بود؛ «کار». زمانی احزاب کارگری، کار را فقط در نیروی کارگری خلاصه می‌کردند اما تا کارآفرین نباشد کارگر نیست و تا کارگر نباشد کارآفرین نمی تواند باشد. همه ما در برابر تولید و توسعه و ترقی و تعالی کشور مسئول هستیم. همه ما که از مردم رای می‌گیریم باید به مردم پاسخگو باشیم. مردم نمی‌پذیرند که ما به ضرب و زورِ استدلال و تبلیغات آنها را به پای صندوق رای بیاوریم، اما وقتی دولت، مجلس و شهرداری را به دست گرفتیم ....
    مردم حق دارند به ما بگویند اگر این گونه بود اصلا چرا وارد میدان شدید؟. حل «مشکلات کار کردن» هم خودش بخشی از «کار کردن» است..
    کرباسچی تاکید کرد: ما (حزب کارگزان) باید کارآیی و کارآمدی خود را اثبات کنیم و با عدد و رقم و براساس معیارهای عینی به هموطنان ثابت کنیم که هدفمان خدمت به ملت است و بس.
تیتر سخنان کرباسچی در صفحه اول دو روزنامه تهران، شماره های دهم آذرماه 1397

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
یک ایرانی 39 ساله رئیس پارلمان نروژ شد
مسعود قره خانی

یک ایرانی ـ نروژی 39 ساله بیست و پنجم نوامبر 2021 رئیس پارلمان نروژ شد. رئیس پارلمان؛ دومین مقام دولتی نروژ پس از پادشاه این کشور است و پس از ایندو، رئیس قوه مجریه (ستاتمینیستر = نخست وزیر).
    خانواده مسعود قره خانی متولّد تهران در 22 سپتامبر 1982 (سال 1361 ه. ش. و 4 سال پس از انقلاب) زمانی که وی 5 ساله بود به نروژ مهاجرت کردند و مسعود تحصیلکرده رشته رادیولوژیک تکنولوژیست است. وی که از اعضای حزب سوسیال دمکرات نروژ (حزب چپگرای کارگران) است گفته است که پدرش بیژن هنگام ورود به نروژ تنها یک دلار داشت. مسعود که در 28 سالگی و در ترکیه ازدواج کرده است در اصل، یک پیرانشهری است. او که شهرت به هواداری از مهاجران دارد بر جای بانو « اِوا ک. هانسِن» نشسته است. مسعود اصرار به یادگرفتن زبان نروژی از سوی مهاجران دارد و گفته است که اگر خانواده های مهاجر، کودکان خود را تشویق به یادگرفتن زبان نروژی نکنند، باید این بچه ها موقتا از خانواده جدا و با هزینه دولت نگهداری شوند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در سوئد برای نخستین بار یک زن نخست وزیر شد ـ کابینه او دو وزیر ایرانی دارد
29 نوامبر 2021 یک ائتلاف در پارلمان سوئد «بانو مَگدالِنا اندرشون Magdalena Andersson» وزیر مالیه این کشور را نخست وزیر کشور کرد، ولی 5 ساعت بعد، ائتلاف برهم خورد و بانو مَگدالنا از آن سمت کنار رفت، لکن به لحاظ داشتن محبوبیت عمومی و شهرت لیاقت، پارلمان همان روز و باردیگر و بدون ائتلاف حزبی، او را با اکثریت آراء نخست وزیر کرد که کاری بی سابقه بود.
     بانو مَگدالِنا یک چپگرا و از اعضای حزب سوسیال دمکرات سوئد است. وی متولد 23 ژانویه 1967 (54 ساله) است. بانو مگدالنا دو ایرانی را وارد کابینه خود کرده است؛ خشایار فرمانبر را وزیر انرژی و امور دیجیتال و اردلان شکرآبی را وزیر بیمه های اجتماعی. خشایار 45 ساله و متولد ایران است و از 12 سالگی با خانواده اش به سوئد مهاجرت کرده است. وی قبلا هم در سوئد عضو شورای شهر و شورای ایالتی بود. او عضویت در حزب سوسیال دمکرات سوئد را از 15 سالگی و از سازمان جوانان حزب آغاز کرده است. اردلان وزیر ایرانی دیگر قبلا هم همین سمت را در کابینه سوئد داشت. او نیز متولد ایران است.
Magdalena

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سه مقام دولتی هم مسئول حادثه کشته شدن 2 روزنامه نگار و مجروح شدن 18 روزنامه نگار دیگر شناخته شدند
وکیل قضایی خانواده‌ مهشاد کریمی (خبرنگار ایسنا) و ریحانه یاسینی (خبرنگار ایرنا) که در حادثه واژگون شدن اتوبوس حامل 21 خبرنگار و راهنمایان آنان در یک جاده فرعی در 18 کیلومتری شهر نقده در آذربایجان غربی در 23 ژوئن 2021 کشته شدند، خبر داد که دادسرای رسیدگی به این پرونده، راننده را به عنوان متهم ردیف یکم و سه مدیر وقت سازمان حفاظت محیط زیست (از ترتیب دهندگان برنامه سفر خبرنگاران ـ مدیرکل محیط زیست استان آذربایجان غربی، رئیس استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه و رئیس اداره محیط زیست شهرستان ارومیه) را به عنوان متهمان ردیف دوم تشخیص داده است. این خبرنگاران برای دیدار از پیشرفت احیاء دریاچه ارومیه، به محل دعوت شده بودند.
    این وکیل قضایی سی ام نوامبر 2021 (9 آذر 1400) به رسانه ها گفت که اتهام این سه مقام؛ بی‌مبالاتی و قصور به علت تأمین نکردن وسیله نقلیه متناسب با شرایط راه و جغرافیای منطقه و بدون هماهنگی با مسئولان ایمنی ترافیک بوده است که به مرگ مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی منجر شد.
    در حادثه اتوبوس حامل ژورنالیست هایِ دعوت شده و عمدتا از تهران که برای بازدید از تونل «کانی سیب» عازم منطقه بودند، دو روزنامه نگار کشته و 18 روزنامه نگار دیگر مصدوم شدند.
    مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی، ژورنالیست های ایسنا و ایرنا بودند. روزنامه نگارانِ دعوت شده با هواپیما از تهران به آذربایجان رفته بودند.
    «پلیس» یکی از علل وقوع حادثه اتوبوس را آشنا نبودن راننده با وضعیت راه فرعی بدست داده بود که همانا کوتاهی در تامین وسیله نقلیه مناسب و راننده آشنا به وضعیت تلقی شده است.
    وکیل قضائی در عین حال احتمال داده که ممکن است شمار متهمان این واقعه افزایش یابد. پرونده در دادسرای مرکز آذربایجان غربی رسیدگی می شود. این حادثه در زمان خود جامعه روزنامه نگاران ایران را به خشم و اعتراض درآورده بود و گفته شده بود که چرا باید 21 روزنامه نگار کشور را در یک اتوبوس قرار می دادند؟!.
مهشاد (راست) و ریحانه (چپ) دو ژورنالیست مقتول

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تداوم آلودگی هوای تهران و چند کلان شهر و هشدار مقام مربوط
یک مقام وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران 30 نوامبر 2021 (نهم آذر 1400) هوای تهران را برای همه گروه‌های سِنّی ـ جوان و پیر، «ناسالم» خواند و گفت که به ‌رغم اعلام شرایط اضطرار توسط دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، «هیچ تصمیمی برای کاهش آلویندگان هوا گرفته نشده» است.
    عباس شاهسونی، رئیس گروهِ سلامت هوا در وزارت بهداشت، نهم آذرماه 1400 (30 نوامبر) به ایسنا گفت که هوای تهران چنان آلوده است که طبق ضوابط، بهتر است که مردم دورکاری کنند. همچنین، تا زمانی که میزان آلاینده‌ها کم شود می‌توان کلاس‌های مدارس را به صورت مجازی برگزار کرد.
    او هشدار داده است که در صورت تداوم این وضعیت هوا، بیماری‌های قلبی و ریوی افزایش خواهد داشت و احتمال خطر فوت برخی از این بیماران و سالمندان.
    به گزارش رسانه ها، آلودگی هوا در سال‌های اخیر به ویژه در ماه‌های سرد سال به یکی از چالش‌های محیط زیستی چند شهر بزرگ ایران بویژه تهران تبدیل شده است.
    در دی‌ماه سال گذشته (سال 1399) شاخص آلودگی در برخی از شهرهای ایران از جمله تهران و اصفهان از وضعیت قرمز گذشت و در برخی مناطق به «وضعیت بنفش» رسید.
    در آن سال شماری از کارشناسان یکی از علل آلودگی هوا را استفاده از سوخت مازوت در نیروگاه‌ها اعلام کرده بودند. در همین زمینه، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست ایران گفته بود که ذرات معلق در هوای کلان‌شهرهای ایران ممکن است که سرطان‌زا باشند، باید احتیاط کرد.
منظره ای از آلودگی هوای تهران در صفحه اول شماره دهم آذرماه 1400 (یکم دسامبر 2021) روزنامه ایران (روزنامه دولت)

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سينما
اتهام تجاوز به عنف به روس هاي فاتح برلين پس از 63 سال در يک فيلم سينمايي!
افتادن برلين به دست شوروي (اپريل 1945)

شصت و سه سال! ـ دو نسل ـ پس از سقوط برلين، خودكشي هيتلر و اشغال نظامي آلمان، اواخر نوامبر 2008 در اين كشور يك فيلم سينمايي روي اكران آمده بود كه تجاوز به عنف نظاميان دولت هاي متحد را به زنان آلماني نشان مي داد. توليد کننده اين فيلم سينمايي از ميان نظاميان چهار كشور فاتح آلمان، تنها دوربين را متوجه روس ها كرده بود ـ تنها كشوري كه نظاميانش خاك آلمان را ترك گفته اند. روس ها يك چهارم آلمان را در كنترل داشتند و مردم اين قسمت كه بانو «آنگلا مركل» صدر اعظم راستگراي آلمان هم از آنجا برخاسته است تاكنون سخني از تجاوز به عنف نگفته بودند، حتي در 19 سالي كه از تامين وحدت آلمان گذشته بود.
    در اين فيلم اشاره به تلفات 27 ميليوني روس ها از تعرض ارتش هيتلر به كشورشان و تجاوز به عنف نظاميان آلماني به زنان ملل مغلوب نشده است و به اين ترتيب «تبليغات هاليوودي پس از جنگ جهاني دوم»، به اتحاديه اروپا منتقل شد!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
هنرمند از یاد نمی رود


سی ام نوامبر 2021 رسانه ها بویژه شبکه های تلویزیونی به مناسبت زادروز «ویرجینیا مایو Virginia Mayo» هنرپیشه بنام به رغم گذشت 16 سال از فوت او، برنامه های متعدد اجرا کردند که نشان داد هنرمند از یاد نمی رود.
    بانو ویرجینیا که در 66 فیلم سینمایی و چندین نمایش زنده (تئاتر) و برنامه های متعدد تلویزیونی ایفای نقش کرد در سی ام نوامبر 1920 به دنیا آمده بود. وی در 17 ژانویه 2005 فوت شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
گاندي، جنبش نافرماني مسالمت آميز او و نظراتش درباره دمکراسي
يکم دسامبر سال 1919 روز انتشار انديشه «نافرماني مسالمت آميز = مبارزه منفي» مهاتما گاندي (به صورت مکتوب) است كه آن را به منظور رسيدن به هدف سياسي ابتكار كرده است. وي اين روش مبارزه را از ششم نوامبر سال 1913 به آزمايش گذارده بود و در اين روز برپايه آن نخستين راهپيمايي گسترده را در افريقاي جنوبي برگزار كرده بود.
    گاندي كه در اكتبر سال 1869 متولد و سي ام ژانويه سال 1948 مقتول شد و فارغ التحصيل رشته حقوق از انگلستان بود در مقدمه اين نظريه خود نوشته است كه تا مردم از يك جنبش حمايت صادقانه نكنند به پيروزي نخواهد رسيد.
     وي معتقد به نقش توده ها در هر جنبشي بود. گاندي نوشته است كه تا توده ها از صميم قلب در يك جنبش مشاركت نكنند اين جنبش نخواهد توانست وضعيت موجود را تغيير دهد.
     گاندي براي احقاق حق توسل به خشونت را ضروري نمي دانست و معتقد بود كه نه تنها همگان از توسل به خشونت حمايت نمي كنند بلكه طرف متقابل كه نيروي تهاجمي بيشتري دارد به سهولت خواهد توانست جنبش خشونت آميز را سركوب و عمل خود را مشروع جلوه دهد.
    گاندي براي رسيدن به هدف به نفوذ كلام توام با عمل باور فراوان داشت. وي نوشته است كه بزرگترين نيروي سياسي نيروي مردم است كه براي بسيج اين نيرو مهارت فراوان، شهرت خوب، محبوبيت عمومي و نفوذ كلام لازم است و اگر كلام با عمل توام نباشد مردم جذب نمي شوند. مردم اگر بدانند كه خشونت در كار نيست زودتر جمع مي شو ند.
    گاندي شديدا مخالف جدايي سياست از اخلاق است. وي در اين زمينه نوشته است كه سياست اگر از اخلاق جدا شود به خشونت، فساد و جاه طلبي مي انجامد و دروغ گفتن نخستين گام براي جدا كردن اخلاق از سياست است و مردم خيلي زود از جنبشي كه زعماء و گردانندگانش از گفتن دروغ ترس و اباء نداشته باشند جدا مي شوند و ريزش مردم برابر است با شكست جنبش.
    گاندي مي گويد كه بهترين و برنده ترين حربه در برابر زورگويي مقاومت منفي است، زيرا كه نمي توان زور را برضد چنين مقاومتي بكار گرفت.
    مهاتما گاندي در زمينه دمكراسي گويد كه با انتخابات مستقيم، اما در سطحي محدود موافق است يعني در سطح يك روستا و نمايندگان جوامع كوچك شوراهاي بزرگتر را انتخاب كنند؛ تا به آخر. به اين ترتيب وي موافق دمكراسي ساويت (شوراها) است و تصريح مي کند كه حكومت بر منطقه اي كوچك و جماعتي محدود آسان و ثمربخش است. گاندي با ايده نافرماني مسالمت آميز و يا به تعبيري نافرماني مدني موفق شد با حداقل تلفات به استعمار انگلستان بر هند پايان دهد.
     او در زمينه زندگي خصوصي لذت را در فروتني و سادگي و پرهيز از تجملات مي دانست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
... و به اين سان، «تحريف اخبار» بحران انتخاباتي سال 2004 اوكراين را تشديد کرد - نگاهي کوتاه به تاريخ اوكراين و اوکرايني ها
در نهمين روز از بحران انتخابات اوكراين (30 نوامبر 2004 ) كه ساير اخبار جهان را همچنان تحت الشعاع قرار داده بود از يک اشاره كوچما رئيس جمهور وقت آن كشور كه روزهاي آخر زمامداري را مي گذراند سوء استفاده بسيار شده بود. وي در خلال مطلبي گفته بود كه به خاطر حفظ تماميت اوكراين و آرامش، تجديد انتخابات پيشنهاد بدي نيست. ما نبايد بگذاريم كه اوكراين به دو بخش تقسيم و تجزيه شود. [که از سال 2013 شده است و تلاش مسلحانه برای جداشدن بخش های بیشتری ادامه دارد.].
    خبرگزاري هايي كه منبع اخبار رسانه ها در اكناف جهان هستند اين اظهار «كوچما» را بدون توجه به اينكه وي قبلا برنده شدن يانوكوويچ - نخست وزير كشوررا در انتخابات رسما تاييد كرده بود، به عنوان تصميم رسمي و قطعي وي مخابره كرده و بسياري از روزنامه ها به استناد گزارش اين خبرگزاري ها تيتر زده بودند كه كوچما با تجديد انتخابات موافقت كرد. اين تحريف هاي رسانه اي نيز بخشي از برنامه «انقلاب مخملي = نارنجي رنگ» رقيبان دولت روسيه بشمار آورده شده بود.
     همچنين تحريف اظهار يانوكوويچ، كه گفته بود كه اگر وجود تقلب در انتخابات 21 نوامبر 2004 از سوي ديوان عالي تاييد شود، حاضر به تجديد انتخابات در آن حوزه هاست. اين اشاره را هم برخي خبرگزاريها به صورت موافقت قطعي او با تجديد انتخابات سراسري مخابره كرده بودند. حال آن كه يانوكويچ به آرميتاژ معاون وقت وزير امور خارجه آمريكا گفته بود: اگر راي به نفع بازنده انتخابات و در تاييد دادخواست اين فرد مبني بر وجود تقلب در انتخابات صادر شود انفصال بخش جنوبي و شرقي اوكراين كه زادگاه اوست اجتناب ناپذير خواهد بود. گفت و گوي آرميتاژ با يانوكوويچ براي اين بود كه درخواست كند تلاش خودرا بكاربرد تا اوكراين 48 ميليوني تجزيه نشود. زيراکه اوكراين بدون كريمه و سواحل درياي سياه ارزش استراتژيك ندارد.
    به موازات مذاكرات آرميتاژ، كولن پاول وزير امور خارجه وقت آمريکا نيز تلفني با كوچما تماس گرفته بود و نگراني آمريكا را از احتمال تجزيه اوكراين به او اطلاع داده بود. در پي همين مكالمه بود كه گزارش داده شده بود که كوچما گفته است كه شايد راه حل، تجديد انتخابات باشد. در پي انتشار «تحريف» اين گفته، برخي از هواداران يانوكوويچ شايع كرده بودند كه دست هايي پول در اوکراين توزيع كرده اند، و به شماري رشوه كلان و وعده هاي ديگر داده شده است.
    29 نوامبر طرح بركناركردن يانوكوويچ از نخست وزيري اوكراين از طريق راي عدم اعتماد پارلمان، آراء لازم را به دست نياورد و رد شد. و اين در حالي بود كه عمارت پارلمان در محاصره هواداران بازنده انتخابات بود. تظاهركنندگان كه با فشار وارد لابي پارلمان شده بودند درخواست داشتند كه دوباره راي گيري شود.
    ديوان عالي اوكراين در پي نخستين جلسه خود، از نخست وزير وقت (يانوكوويچ) خواسته بود كه تا آخر وقت سه شنبه (30 نوامبر) به موارد تقلب كه شاكي مطرح داشته پاسخ كتبي بدهد. اين درخواست به صورت ضرب الاجل داده شده بود. يانوكوويچ در انتخابات 21 نوامبر 871 هزار و 402 راي بيش از رقيب خود آورده بود.
    ضمنا تظاهركنندگان مخالف يانوكوويچ در شهر «كي اف» پسر اورا كتك زده و يكي از بستگانش را از شهر فراري داده بودند. امور اداري در «كي اف» از روز پس از انتخابات كه 21 نوامبر 2004 انجام شد به علت تداوم تظاهرات تقريبا فلج شده بود.
    
    ***
    
نقشه روسیه یکپارچه (بالا) ـ نقشه شوروی با تقسیمات اداری (پایین)

بحران سال 2004 اوكراين 48 ميليون نفري كه از 334 سال پيش تا 1991 (به مدت 321 سال) ضميمه و يا دركنترل روسيه بود ايجاب مي كند كه نگاهي كوتاه به تاريخ اين سرزمين افكنده شود.
    اوكراين به سبب داشتن دو رود بزرگ دنيستر و دنيپر و رسوبات و جلگه هاي حاصلخيز و موقع جغرافيايي استراتژيك، همواره مطمح نظر اقوام مهاجر و مورد توجه قدرتهاي استيلاگر بود. ساكنان اوكراين قديم عمدتا سيتي ها بودند كه امپراتوري ايران ايشان را از ماوراء شمال شرقي اين امپراتوري دور ساخت و به اروپا عقب زد. دسته اي از سيتي ها كه مطيع امپراتوري ايران بودند در سيستان ساكن شدند كه به نام آنهاست. در عهد ساسانيان هم امپراتوري ايران خزرها را از اطراف درياي مازندران به اوكراين فراري داد كه مهاجرت آنان به اوكراين تا پايان سده هفتم ميلادي( پايان قدرت ساسانيان) ادامه داشت. به موازات خزرها، هونها و آوارها و پيش اين سه قوم، گوتها در اوكراين مستقر شدند. هونها را هم ساسانيان ايران به اوكراين فراري داده بودند كه بعدا در مجارستان ( هون گري ــ كشور هونها ) كه همسايه جنوب غربي اوكراين است استقرار يافتند. از اواخر قرن نهم به كساني كه در اوكراين شمالي زندگي مي كردند عمدتا « روسهاي كي يفي » مي گفتند و خودمختاري داشتند. از سال 1187 بود كه نام « اوكراينا » به گوش رسيد و به اين سرزمين اطلاق شد. سرزمين فئوداليته اوكراين در سال 1223 توسط مغولها تصرف شد كه دهها سال بر آنجا حكومت كردند و خان نشين كريمه مدتها پس از خروج مناطق ديگر اوكراين از دست مغولها ، همچنان پا برجا بود و براي اين كه دست تنها نماند خود را دست نشانده عثماني كرده بود. از اواخر قرن چهاردهم، لهستاني ها بناي دست اندازي به اوكراين غرب رود دنيپر را گذاردند كه بعد از آنها ليتوانيايي ها به اين منطقه تعرض كردند و عثماني نيز وارد جنوب اوكراين شد و آخر سر حكومت مسكوا ( روسيه) و سوئد هم به اوكراين نظر انداختند و درگيري نظامي اين قدرتها و بعضي اوقات سازش آنها با يكديگر بر سر اوكراين آغاز شد. اوكراين از سال 1490 به مدت دهها سال گرفتار شورش قزاقها ( قزاق يا كوزاك به زبان تركي يعني ياغي ) بود تا سرانجام روسيه بر همه رقباء فائق آمد و سركردگان اوكراين مطيع پتر اول تزار روسيه شدند. روسها در سال 1720 بكاربردن زيان اوكرايني را در سازمانهاي عمومي و مدارس ممنوع كردند و كوشيدند كه كليساهاي كاتوليك قسمت غربي اوكراين ارتباط خود را با « رم » قطع كنند. در سال 1787 يك تزار روس شهر « دنيپروپترفسك » را در اوكراين ساخت و شرق و جنوب اوكراين به تدريج رنگ و خصلت روس به خود گرفت كه در حال حاضر هم بيش از 20 درصد اوكرايني ها خود را روس دانند. در جريان معارضات قدرتهاي اروپايي باهم در قرون 18 و 19 تا اضمحلال امپراتوري اتريش، قسمتهايي از غرب و جنوب غربي اوكراين امروز در دست اين امپراتوري بود كه بر چك اسلواكي و مجارستان تسلط داشت. بعضي اوقات هم اين مناطق دست به دست مي شد. قسمتهاي غربي اوكراين كه پيش از جنگ جهاني اول در كنترل امپراتوري اتريش و بعدا لهستان بود پس از جنگ جهاني دوم ضميمه اوكراين شوروي شد كه ساكنان آنجا اين روزها با «يانوكوويچ» مخالفت مي كنند. از انقلاب اكتبر 1917 و در دوران جنگ داخلي روسيه، چند سالي اوكرايني ها از استقلال برخوردار بودند كه جنگ داخلي امپراتوري روسيه با پيروزي بلشويكها پايان يافت و استقلال اوكراين هم به پايان رسيد. به تصميم لنين ، هنگام تبديل امپراتوري روسيه بر حسب مليتهايش به اتحاد شوروي ، اوكراين هم يك جمهوري ساويت اعلام شد و چون احتمال فروپاشي اين اتحاديه كه بر پايه ايدئولوژي و ايدئوكراسي ( حكومت مسلكي ) تاسيس شده بود نمي رفت خطوط مرزي جمهوري ها دقيق نبود و قسمتي هايي از جمهوريها داخل مرزهاي يكديگر شدند كه عامل مشكلات امروز و بهانه درگيري هاي احتمالي بعدي خواهد بود.
    
لئونيد کرافچوک

در دسامبر 1991 به تصميم سه نفر، بوريس يلتسين، لئونيد كراوچوك ( از اوكراين ) و رئيس جمهور وقت بلاروس، اتحاد شوروي بدون انجام رفراندم و يا مصوبه پارلمان كل منحل شد و اوكراين هم در چارچوب جامعه مشترك المنافع استقلال كامل يافت، ولي اوكرايني ها ساكن جنوب و شرق رود دنيپر كه اين كشور را به دو قسمت كرده است همچنان متمايل به روسيه هستند و زبان و آداب روسي خود را حفظ كرده اند و اتحاد با روسيه را بر نزديكي به غرب ترجيح مي دهند. در اوكراين 232 هزار مايل مربعي، قسمتهاي شرقي و جنوبي، روس و صنعتي و ثروتمندتر اند و جنگ داخلی با هدف تجزیه در این بخش ها ادامه دارد. در عهد شوروي بسياري از رهبران آن اتحاديه از جمله برژنف، اوكرايني بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
بحران تیراژ روزنامه ها در سالگرد چاپ روزنامه با ماشین خودکار
یک روزنامه لندن با استفاده از اختراع دو آلماني به نام كونيگ و بائور از یکم دسامبر 1814 کار چاپ عادی و روزمره خود را با ماشین خودکار و با استفاده از قوه بخار آغاز کرد كه رويدادي بزرگ در تاريخ روزنامه نگاري بشمار مي رود زيرا كه از آن پس ظرفيت و سرعت چاپ افزايش، هزينه توليد روزنامه كاهش و مطبوعات با بهاي ارزانتر عرضه شدند و عامه مردم استطاعت خريد آنها را به دست آوردند. این روزنامه چاپ لندن چهار روز پیش از آن، ماشین خودکار ساخت کونیک و بائور را با چاپ چند نسخه نمونه آزمایش کرده بود. قبلا با نیروی کارگر ماشین های چاپ مورد استفاده بودند.
    در سال 2007 و در سالروز خودكار شدن چاپ روزنامه دو گزارش رسمي نوميد كننده انتشار يافته بود. يكي كاهش هفت درصدي آگهي هاي روزنامه ها بويزه آگهي هاي کوتاه کلاسه شده (معروف به نيازمندي ها) و ديگري پايين آمدن تيراژها به ميزان 3 و نيم درصد بود. كاهش آگهي ها به علت انتشار آنها در اينترنت، درحاشیه مطالب سرچ انجین ها و وبسایت ها و نیزگسترش وبسايت هاي معامله گري (ای ـ بی و ...) اعلام شده بود. سبب کاهش تيراژها توجه مخاطبان اخبار مطلق (نه تفسير، مقاله، فيچر و مطالب حاشيه اي) به سرچ انجين هاي فعال در اينترنت گزارش شده بود که سریعتر، آسانتر و رایگان اخبار را می یابند و می خوانند. (در آن زمان هنوز سرچ انجين ها بمانند امروز، گزينشي کار نمي کردند و اصحاب منافع متوجه اهميت کار نبودند).
     سي ام نوامبر 2009 و چند ساعت به 195 ساله شدن بکارگیری ماشین چاپ خودکار، آژانس آمریکایی کنترل تیراژها اعلام کرد که در شش ماه منتهی به سی ام سپتامبر 2009، تیراژ روزنامه های آمریکا ده و شش دهم درصد نسبت مدت مشابه سال پیش (سال 2008) کاهش داشته زیرا که این روزنامه ها موفق نشده اند خودرا با شرایط عصر اینترنت کاملا تطبیق دهند، ارتباط دائمی خودرا با مخاطبان از طریق کسب نظر آنان برقرار و خواست مخاطبان را در تهیه و تنظیم مطالب مراعات کنند. به علاوه، ظرف دو سال ـ از 2007 تا 2009 ـ وبسایت های خبری تا پنج و سه دهم برابر افزایش یافته اند.
    آمار منتشره در سي ام نوامبر 2017 حکايت از کاهش 40 درصدي تيراژها و 62 درصدي آگهي هاي نشريات داشت و عمدتا به سبب ورود اخبار و اطلاعات به سِلفون ها و نيز گسترش کار سرچ انجين ها و انلاين شدن بسياري از نشريات چاپي. همچنين گران شدن هزينه چاپ و کاغذ و توزيع. عادت به ديجيتال خواني، کتاب ها را نيز در برگرفته و اديشن ديجيتالي کتاب ها مخاطبان بيشتري دارند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زادروز روزنامه نگاري كه تهيه خبر از مردم را ترجيح مي دهد


امروز زادروز داود صفايي است، روزنامه نگاري كه تهيه خبر از مردم (به جاي اطلاعيه هاي دولتي) را ترجيح مي دهد. صفايي دهم آذر ماه 1341 در تهران به دنيا آمده و كار در حرفه روزنامه نگاري را از سال 1370 آغاز كرده و به موازات آن، از سال 1378 در دانشگاه هم تدريس مي كند. تز دكتراي داود صفايي نيز در زمينه تخصص خود اوست و «خشونت و مطبوعات» عنوان دارد. صفايي كوشيده است كه در تز خود، تاثير اين دو پديده را بر يكديگر و اثر آن بر جامعه را به اثبات برساند.
    صفايي روزنامه نگاري را از «هفته نامه حوادث» آغاز كرد و از سال 1373 در تحريريه روزنامه «ايران» بكار پرداخت. وي تهيه خبر از سازمانهاي دولتي را كه به او پيشنهاد شده بود نپذيرفت و در ميز حوادث شهريِ روزنامه ایران بكار ادامه داد تا تماس او تنها با مردم و مشكلات روزمره آنان باشد. صفايي اين ناهنجاري ها را به صورتي تنظيم و منعكس مي كرد كه آموزنده باشند و مردم از ضعف ديگران براي اصلاح خود پند بگيرند و دولت نيز متوجه دشواري هاي جامعه شود و راه حل بيابد.
    صفايي در پوشش اخبار حوادث تهران، مطالب جنايي و جريان محاكمات قضايي به آن چنان مهارتي دست يافت كه دبير ميز حوادث روزنامه ايران شد. وي كه در طول كار حادثه نويسي و مطالب مربوط به درون جامعه، به اهميت تصوير و نفوذ آن پي برده بود؛ به موازات تهيه اخبار براي چاپ، به توليد گزارشهاي مصور (عكس ثابت و متحرك) كه اصطلاحا «فيلم مستند» هم خوانده مي شوند پرداخت و در اين زمينه نيز پيشرفت چشمگير كرد؛ به گونه اي كه از او خواستند كه در دانشگاه «خبرنگاري عكس» تدريس كند و به دانشجويان بياموزد كه چگونه با دوربين بنويسند و عكس خبري را طوري تهيه كنند كه خود آن، داستان را بيان دارد. از ميان كارهاي مصور صفايي، فيلم مستند «لاله و لادن» دوقلوي هاي به هم چسبيده معروفتر است و اين، تنها فيلم كامل مربوط به اين دو خواهر است كه چندي بعد در جريان عمل جراحي در سنگاپور فوت شدند.
    صفايي در عين حال از مروجان روزنامه نگاري «Investigative» است و در زمينه تهيه گزارش هاي «In - Depth» نمونه هاي فراوان دارد ازجمله گزارش دختري كه در طفوليت در جنوب تهران رها شده بود و يك خانواده سوئدي او را به فرزندي پذيرفته به آن كشور برده نام كريستين بر او نهاده و اين دختر پس از 40 سال به ايران آمد و پدرو مادر بيولوژيك خود را پيدا كرد و .... صفايي مدتي نيز با يک خبرگزاري داخلي همکاري داشت.
    صفايي که همچنان به تدريس روزنامه نگاري در دانشگاه ادامه مي دهد تصميم دارد همانند همه حادثه نگاران، كار داستان نگاري را هم بر فعاليت هاي خود بيافزايد و به علاوه، ناشر كتاب شود زيرا بر اين باوراست جامعه اي كه در آن توجه بيشتري به نشر كتاب و کتاب خواني باشد متمدن تر است و نشر كتاب شغلي است شريف و کمک بزرگی است به مؤلفان و پژوهشگران.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
رئیس کل توئیتر کناره گیری کرد
Jack P. Dorsey

سی ام نوامبر 2021 جَک دُرسی ـ Jack Patrick Dorsey از ریاست کل (CEO) مؤسسه توئیتر Twitter کناره گیری کرد.
     او که یک پروگرامر و مبتکر انتقال اینترنتی نوعی پیام ـ messaging و تِکست مسیِج بود، در سال 2006 از بنیادگذاران co-founder شبکه سوشِل میدیای توئیتر شد و ده سال مقام ریاست کل آن را برعهده داشت.
    ُدُرسی که یک ایتالیایی تبار، متولّد 19 نوامبر 1976 و درس خوانده در دانشگاههای میزوری و نیویورک است گفته است که تا ماه می 2021 در شورای مدیریت توئیتر خواهد ماند.
    او در عین حال یک کمپانی دیگر را ریاست می کند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
نخستين بانوي عضو پارلمان انگلستان سوگند ياد کرد
ليدي آستور
ليدي ننسي آستور Lady N. Astor يکم دسامبر 1919 به عنوان نخستين عضو زن مجلس نمايندگان انگلستان سوگند ياد کرد. او 28 نوامبر و 4 روز پيش از مراسم سوگند انتخاب شده بود. ليدي آستور که در آمريکا به دنيا آمده و بعدا به دليل ازدواج تابعيت انگلستان را پذيرفته بود تا سال 1945 کرسي خودرا در مجلس انگلستان حفظ کرد. بانو آستور که زني ثروتمندبود در سال 1964 در 85 سالگي درگذشت. شوهر وي نيز در آمريکا به دنيا آمده و بعدا به انگلستان مهاجرت کرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعلان جنگ ژاپن به آمريكا و ورود تمام عیار آمریکا به جنگ جهانی دوم
Hirohito
هيرو هيتو (1901 - 1989) و از 1926 امپراتور ژاپن یکم دسامبر سال 1941 و سه روز پس از اینکه دولت آمریکا همه موافقتنامه هاي بازرگاني خودبا ژاپن را لغو و دستور صدور اعلان جنگ به آمريكا را امضاء كرد، اما تا هفتم دسامبر كه ناوگان ژاپن به پايگاه نظامي آمريكا در پرل هابور (هاوايي) شبيخون زد محرمانه مانده بود و يك روز پس از اين شبيخون به دولت آمريكا ابلاغ شد. در اين شبيخون به پايگاه پرل هاربور آسيب وارد آمد و آمريكا تلفات سنگين متحمل شد.
     دولت آمريكا هشتم دسامبر متقابلا به امپراتوري ژاپن اعلان جنگ داد.
     به نظر مولفان تاریخ جنگ جهانی دوم، روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا با محاسبه دقیق و با هدف خروج کامل آمریکا از بقایای رکود اقتصادی بزرگ و ابرقدرت کردن این کشور، به صورت تمام عيار و در همه جبهه ها وارد جنگ جهانی دوم شد و احتمالا لغو قراردادهای تجاری با ژاپن و قطع صدور نفت توسط کمپانی های آمریکایی به ژاپن از گامهای نخستين او در آن راستا بود. روزولت اطمینان داشت که خاک آمریکا که میان دو اقیانوس قرار گرفته است صحنه جنگ نخواهد شد.
     سي ام نوامبر 1941 «هيدکي توجو» نخست وزير وقت ژاپن در يک سخنراني تبليغاتي تحريک آميز انگلستان و آمريکا را بسختي مورد انتقاد قرار داده و گفته بود كه دولت لندن مردم آسيا را از ديرزمان به بردگي كشيده و استثمار مي كند، جزایر اقیانوس های هند و آرام را بدون حق، مالک شده است و راهي نيست مگر اخراج غرب از آسيا و جزایر با قوه قهريه. آسيا نياز به پاكسازي خونين خود از سلطه و نفود اروپاييان و دولت واشنگتن دارد.
    رسانه هاي متفقين همان زمان در تحليل سخنراني «توجو» [که پس از شکست ژاپن در جنگ، 23 دسامبر 1948 اعدام شد] نوشته بودند که ژاپن براي دستيابي به مواد خام بويژه نفت اندونزي، بازار فروش توليدات خود و گسترش قلمرو دست به جنگ زده است؛ ژاپن از يک قرن قبل چين و شبه جزيره کره را با همان بهانه ها چندبار مورد تعرض قرار داده بود. از دهه دوم قرن بيست و يک چنين تفسيرهايي درباره حرکات دولت پکن مي شود. چين معارضان بالقوه متعدد دارد ازجمله هند، ژاپن، ويتنام، فيليپين، تايوان (چين ملي) و ....
     چند ساعت پس از اعلان جنگ متقابل آمريكا به ژاپن، انگلستان در كنار آمريكا قرار گرفت و چرچيل اعلام داشت كه در جنگ با ژاپن، انگلستان با آمريكا خواهد بود.
     دولت آمريكا سه روز بعد (11 دسامبر) به آلمان و ايتاليا هم اعلان جنگ داد و بطور کامل در هر سه جبهه (اروپا و شمال آفریقا ـ خاور دور) وارد معرکه شد و در سال 1945 از زیر خرابه های جنگ به صورت یک ابرقدرت سربرآورد و اجرای طرح مارشال و برنامه های مالی و اقتصادی دیگر «دلار» خودرا پول بین المللی کرد.
    روزولت پس از دادن اعلان جنگ، در يك پيام راديويي از مردم آمريكا خواست كه خودرا براي تحمل يك جنگ طولاني و احيانا پرتلفات آماده كنند كه همراه با دشواري هاي فراوان و جيره بندي ها و بسيج عمومي خواهد بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
گوشه اي از تاريخ آسياي جنوبي: از سرلشكر محمدزمان كياني تا سپهبد پرويز كياني ـ نگاهی به دولت «آزادهند» درتبعید
اعضاي دولت درتبعيد استقلال طلبان هند (Azad Hind Cabinet) در 1943


    
Subhas Chandra Bose

دولت درتبعيد «هند آزاد Azad Hind » به رياست چاندرا بوز Subhas Chandra Bose (ملقب به Netaji به معناي پيشوا) كه 21 اكتبر 1943 تصميم به انتقال از سنگاپور گرفته بود از يكم دسامبر اين سال در جزيره ادامان (Andaman and Nicobar) واقع در خليج بنگال استقرار يافت. رياست ستاد ارتش اين دولت را «سرلشكر محمدزمان كياني» برعهده داشت. [آزادهند عنوان دولت درتبعيد به همين صورت ـ بدون فاصله ميان دو كلمه ـ نوشته مي شود كه موسس اين دولت واژه پارسي «آزاد» را بكار برده بود.].
     اين دولت كه از زمان ايجاد در سنگاپور به دولت انگلستان و متحدانش ازجمله آمريكا اعلان جنگ داده بود ارتش 55 هزار نفري خود موسوم به «آزادهند فوج» را به جبهه برمه (ميانمار) فرستاد تا از آنجا آزاد كردن هند از استعمار انگلستان را آغاز كنند و اين ارتش با دريافت اسلحه و پول از ژاپني ها شهر «ماني پور» هند واقع در شرق آسام را آزاد كرد و دولت درتبعيد به آنجا انتقال يافت. افراد ارتش «آزادهند» همان نظاميان هندي سابق انگلستان بودند كه در منطقه مالايا و نيز شمال افريقا به اسارت ژاپن و آلمان درآمده بودند و برخي از مردان مهاجر هندي در آسياي جنوب شرقي هم به آنان پيوسته بودند.
    سرلشكر محمدزمان كياني كه خود را از كياني هاي جنوب شرقي ايرانزمين (ايران بزرگتر) مي دانست از سال 1931 پس از گذرانيدن آكادمي نظامي دهرادون، افسر واحدهاي انگليسي در هند بود كه پس از سقوط سنگاپور و تصرف آن از سوي ارتش ژاپن، وارد ارتش «آزادهند» شده بود. نتاجي «چاندرا بوز» متولد 23 ژانويه 1897 در شهر كوتكCuttack ايالت اوريسا (بنگال هند) و فارغ التحصيل دانشگاه كامبريج (انگلستان) از جواني در انديشه تلاش براي آزاد كردن وطن خود، هند بود و به همين جهت به حزب كنگره ملي هند پيوسته بود. وي چون با تاكتيك مهاتما گاندي (نافرماني مدني = مبارزه منفي) موافقت نداشت و آن را برضد انگلستان، در كوتاه مدت موثر نمي دانست بعدا از اين حزب خارج و حزب «پيشرو همه هند» را تشكيل داده بود و به سبك گاريبالدي (استقلال طلب بنام ايتاليا) مسلحانه مبارزه مي كرد.
     نتاجي چاندرا كه بارها به زندان انگلستان افتاده بود، آغاز جنگ جهاني دوم را فرصت مناسبي براي كسب استقلال هند ديد و از طريق افغانستان و روسيه به ايناليا و از آنجا به آلمان رفت و فكر خود را با هيتلر در ميان گذارد. هيتلر كه نقشه حمله به شوروي و سپس با كمك ارتش ايران آزاد كردن مناطق عربي و همه هند را از سلطه انگلستان درسرداشت از او خواسته بود كه در برلين بماند و منتظر باشد. چاندرا در طول اقامت در برلين راديو «آزادهند» را تاسيس كرد و صداي خود را به گوش جهانيان رسانيد و سپس با يك زيردريايي آلماني به صحنه نبرد ژاپني ها در اقيانوس هند منتقل و از آنجا با يك زيردريايي ژاپني به توكيو رفت و دولت ژاپن را كه قصد اخراج اروپاييان از قاره آسيا را داشت با خود همراه كرد. وي سپس به سنگاپور منتقل و دولت درتبعيد «آزادهند» را تاسيس كرد و ...، ولي با تسليم ژاپن در آگوست 1945 (در پي حملات اتمي آمريكا) قصد فرار كرد تا به دست آمريكاييان نيافتد كه او را به انگليسي ها تحويل دهند. هواپيماي ژاپني حامل چاندرا در 18 اوت 1945 برفراز جزيره تايوان سرنگون شد و برغم پيدا نشدن جسدش، مرگ او اعلام گرديد و استقلال هند بعدا به دست گاندي و همفكرانش عملي شد. چاندرا پيش بيني كرده بود كه اگر روزگاري، انگلستان بخواهد به هند استقلال دهد، نخست آن را تجزيه خواهد كرد و .... [مرور زمان درستی این پیش بینی را ثابت کرد.].
    
سپهبد پرويز كياني

درپي ارتقاء «اشفاق پرويز كياني» به درجه سپهبدي و انتصاب او به رياست ارتش پاكستان در نوامبر 2007 (جانشيني ژنرال پرويز مشرّف) برای مدت معیّن که قانون این کشور است، خاطره كارهاي سرلشكر محمدزمان كياني در اذهان زنده شده بود و رسانه ها به آن اشاره کرده بودند. [اشفاق = مهربان، مهربانی کردن است.].
    كياني هاي شبه قاره هندوستان (هند، پاكستان، بنگلادش و ...) از اعقاب نخستين شاهان منطقه ايِ ايران باستان هستند كه پيش از كوروش بزرگ و تاسيس دولت واحد ايران بر جنوب شرقي كشور (سيستان بزرگتر، مکران، كرمان و فارس امروز) حكومت مي كردند كه بعدا فرزندزادگان آنان به نواحی اطراف این منطقه نيز مهاجرت كردند. سپهبد پرويز كياني كه پدرش هم افسر نيرويي به نام «بلوچ رجيمنتBaloch Regiment = هنگ بلوچ» بود به عنوان يك افسر پياده پاكستاني آموزش نظامي تكميلي را در آمريكا طي كرده و قبلا فرمانده سپاه راولپندي و رئيس كل سازمانهاي اطلاعاتي پاكستان بود و كارشناس مسئله كشمير است. وي از اختلافات 60 ساله هند و پاكستان كاملا آگاه و درجريان مسائل افغانستان و ايالت وزيرستان قرار داشت.
    مفسران رسانه هاي غرب نوشته بودند كه اين افسر آريايي، فردي باهوش و لايق است. سپهبد كياني بود كه با سفر به دوبي، ميان مشرّف و بانو «بي نظير بوتو» توافق سياسي ايجاد كرد و احتمالا عامل بازگشت مجدد نواز شريف (از محل تبعيدش، كشور سعودي) به پاكستان شده بود تا مشكلات سياسي پاكستان كاهش يابد و ....
    دوران ریاست پرویز کیانی بر ارتش پاکستان نوامبر 2013 پایان یافت و وی که متولد 20 اپریل 1952 است اندکی بعد خودرا بازنشسته کرد. از کارهای جالب این ژنرال 4 ستاره منع نظامیان پاکستانی از مداخله در امور سیاسی و انتخابات بود. پیش از او، این ضرب المثل وِرد زبان بود كه در پاكستان، ارتش حرف آخر را می زند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که کوستا ریکا Costa Rica ـ کشور بدون ارتش شد
Jose Maria Ferrer
یکم دسامبر 1948 خوزه ماریا فرر Jose Maria Ferrer رئیس جمهوری وقت کوستا ریکا Costa Rica ارتش این کشور را منحل کرد و پیشنهاد کرد که با افزودن یک اصل تازه بر قانون اساسی کوستا ریکا این کشور سرزمین بدون ارتش شود.
     پیشنهاد فرر پس از تصویب در رفراندم به صورت اصل 12 بر قانون اساسی کوستا ریکا اضافه شد و این کشور فاقد ارتش شده است. فرر این تصمیم را در پایان یک جنگ داخلی در کوستا ریکا گرفت و از آن پس خصومتی پیش نیامده است. کوستا ریکا تنها یک نیروی پلیس فاقد سلاح سنگین دارد. این کشور 51 هزار کیلومتری و 5 میلیونی در آمریکای مرکزی و میان دو اقیانوس آرام و اطلس قرار گرفته و به رغم استراتژیک بودن منطقه دچار رقابت های دولت های بزرگ نشده و مطمح نظر آنها قرار نگرفته و در آرامش تمام بسر می برد و در گزارش های جهانی سالانه، یکی از چند کشور دارای دمکراسی کامل، آرامش و قانونمند بشمار آمده است.
     کوستا ریکا (ساحل غنی) از سرزمین های متعلق به اسپانیا بود که 15 سپتامبر 1821 اعلام استقلال کرد، مدتی با مکزیک متحد بود و زمانی هم عضو کنفدراسیون کشورهای آمریکای مرکزی. کوستا ریکا بمانند کانادا یک کشور چند ملیّتی و چند فرهنگی است و بنابراین در آنجا به کسی به چشم اقلیت و غریب نگاه نمی شود.
    حذف ارتش، کوستا ریکا را که هزینه نظامی ندارد ثروتمند کرده و سواحل و جنگلهای زیبا و سرسبز، این کشور را به صورت یک مرکز توریستی درآورده و «بازنشسته نشین» سایر ملل کرده است.
    «فرر» که سه بار متناوب رئیس جمهوری کوستا ریکا بود هشتم ژوئن سال 1990 در 84 سالگی درگذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ایستادگی یک زن سیاهپوست و آغاز پایان تبعیض نژادی در آمریکا
«رُزا پارکز» بانوي سياهپوست آمریکایی و در آن زمان 42 ساله، یکم دسامبر سال 1955 در شهر مونتگمري ايالت آلاباماي آمريکا رسم تبعيض آميز نشستن سياهپوستان روي صندلي هاي عقب اتوبوسهای عمومی را که يک تحقير طولاني بود شکست و پس از ورود به اتوبوس که مسافر چنداني نداشت در صندلي قسمت جلو (ویژه سپید پوستان) نشست و بعدا هم حاضر نشد جاي خود به يک مرد سفيد بدهد و باوجود تذکر پي در پي راننده اتوبوس به قسمت عقب برود.
    راننده که چنين ديد اتوبوس را متوقف کرد و جريان را تلفني به پليس اطلاع داد. پلیس «رزا» را بازداشت کرد. در پي انتشار اين گزارش همراه با تصویر «رزا» که در اتوبوس نشسته بود در روزنامه ها ،سياهپوستان آمريکا به مدت يک سال سوار شدن بر اتوبوسهاي عمومي (شهري) را تحريم کردند و تظاهرات خیابانی و مقاومت های دیگر آنان ادامه یافت که در دهه بعد به تصویب قانون «حقوق مدنی» و رفع تبعیض انجامید و 54 سال بعد ایالات متحده دارای رئیس جمهور سیاهپوست شد، گرچه این رئیس جمهور از اعقاب بردگان سیاه نیست. رزا که در 24 اکتبر سال 2005 در ديترويت فوت شد از کنگره آمريکا لقب «مادر جنبش حقوق مدني» گرفت. پس از مرگ، جنازه رزا با تشريفات ويژه دفن شد.



    
اين عکس تاريخي که جامعه آمريکا را عميقا تحت تاثير قرار داد، هنگامي برداشته شد که «رزا» در انتظار رسيدن پليس و انتقال او به زندان بود و به نتيجه کار خود مي انديشيد.

    
رزا پارکز در سالخوردگی

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نخستين نخست وزير زن در يک کشور اسلامي
بي نظير بوتو
بانو «بي نظير بوتو» يکم دسامبر سال 1988 (دهم آذرماه 1367) نخست وزير پاکستان شد. وي نخستين زني بوده است که در يک کشور اسلامي چنين مقامي را به دست آورده است. ذوالفقارعلي بوتو پدر «بي نظير» بنیادگذار و رئیس حزب مردم پاکستان قبلا همين مقام را داشت که دولت او در يک کودتاي نظامي سرنگون و خودش هم بعدا اعدام شده بود. ذوالفقارعلي سی ام نوامبر 1967 حزب مردم پاکستان را که یک حزب سوسیال دمکرات (چپ میانه رو) است تاسیس کرد.
     بي نظير که دو بار نخست وزير پاکستان بود بعدا در مظان اتهام قرارگرفت و از وطن خارج شد و سالها در خارج از پاکستان بسربُرد. شوهر او «آصف علي زرداري» نيز به اتهام سوء استفاده از مقام زنش در خريدهاي دولتي مدتي زنداني بود. بي نظير در سال 2007 پس از دريافت وعده هايي به پاکستان بازگشت و کار مبارزه سياسي را از سرگرفت که در جريان يک سخنراني و پس از ايراد نطق ترور شد. قتل او باعث ناآرامي بيشتري درپاکستان و مآلا به کناره گيري پرويز مشرف (ژنرال بازنشسته) از رياست کشور منجر شد و در انتخابات بعدي، «زرداري» شوهر بي نظير و پدر فرزندان او به رياست جمهوري پاکستان برگزيده شد. انتخاب زرداری یک مورد دیگر از تأثیر احساس و عواطف در تمرین دمکراسی بشمار آمده است. دمکراسی یعنی انتخاب «بهترین» برای تمشیت امور از سوی مردم.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ملاقات گورباچف زماني که رهبر شوروي بود با پاپ وقت


ميخائيل گورباچف رئيس وقت جماهیریه شوروي (و بعدا عامل فروپاشي اين اتحاديه اسمی که جاي امپراتوري روسيه را گرفته بود) يکم دسامبر سال 1989 در واتيکان با پاپ وقت (پاپ لهستاني که شهرت ضديت با کمونيسم را داشت) ملاقات کرد (عکس بالا).
     اين نخستين ديدار يک رهبر شوروي با پاپ رئيس کل کليساهاي کاتوليک بود. سياست هاي گورباچف باعث انحلال بلوک شرق و شوروي شده است. با وجود این، نه محاکمه شده و نه استیضاح تا روشن شود که چه عواملی بزرگترین رویداد تاریخ سیاسی جهان را باعث شدند.
گورباچف در نوامبر 2018، مردی که سیاست های او باعث فروپاشی شوروی شد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تلاش هر دولت براي دوختن کلاهي براي خود از نمد رويداد خونين نوامبر 2008 مومبايِ هند!
با اينكه درپي رويداد 26 تا 29 نوامبر 2008 مومباي (بمبئي)، دو مقام دولت هند و ازجمله «شيوراج پاتيل» وزير داخله اين فدراسيون كناره گيري خودرا اعلام داشتند، تظاهرات پراكنده و اعتراض به كوتاهي دولت هند، سي ام نوامبر آن سال و بويژه در آن شهر حادثه ديده به چشم مي خورد. تظاهركنندگان شعار مي دادند: ديگر بس است، سياستمدار حرف مفت مي زند و بي گناه جان مي بازد.
     تظاهركنندگان همچنين مي گفتند كه دولت؛ نه توانست از وقوع رويداد جلوگيري كند، و نه واكنش آن فوري بود.
     روزنامه هاي هند 30 نوامبر 2008 نوشته بودند كه قبلا وقوع چنين رويدادي به دولت هند گوشزد شده بود. رسانه هاي ديگر به نقل از منابع آمريكايي نوشته بودند كه سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا قبلا در اين زمينه به مقامات هندي هشدار داده بودند!. در اين ميان، دولتهاي ديگر، هركدام درجهت پيشبرد سياست خود تلاش مي کرد كه از اين نمد كلاهي بردوزد. جورج دبليو بوش رئيس جمهور وقت آمريكا به طور غير منتظره به «كاندوليزا رايس» وزير امورخارجه كابينه خود كه در اروپا بود دستورداده بود كه فورا به هند برود و اين سفر انجام شد. هدف از اين سفر اين بود که اقدامي از سوي هند برضد پاكستان (متحد آمريکا) صورت نگيرد. برخي از دولتها با استفاده از رسانه هاي خود كوشيده بودند كه پاي پاكستان را به ميان بكشند و برخي ديگر، پاكستان را بركنار از كارهاي «لشكر طيّبه» مي داشتند كه همه ده تن افراد درگير در ماجراي مومباي که نزديك به پانصد كشته و يا مجروح به وجود آورده بودند پاكستاني بودند.
گوشه هايي از دو تظاهرات خياباني در مومباي (30 نوامبر 2008)

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ضعف وجدان و نوع تازه آسيب زدن به رقباء و مخالفان شخصي: لو دادن دروغين
29 نوامبر 2004 شبكه تلويزيوني آمريکا ـ سي بي اس ـ گزارش داد كه اف بي آي (پليس فدرال و امنيت داخلي آمريكا) به خاطر اشارات نادرست برخی از افراد به آن و سر نخ دادن هاي غلط دچار زيان مالي فراوان و اتلاف وقت شده است.
     اين شبكه به نقل از يك گزارش رسمي گفت كه در سالهاي اخير كه ضعف اخلاقيات در جامعه بيشتر شده است، بسياري از مردم با زير پا گذاردن وجدان خود و اصول انسانيت براي به درد سر انداختن رقيب شغلي، همسايه بد اخم، مخالف و دشمن شخصي خود راه تازه اي يافته و به صورتي كه شناخته نشوند به پليس فدرال خبر مي دهند كه مثلا فلاني (رقيب و دشمن شان) درگير مواد مخدر، جاسوسي، ماني لندري و ... است و حتي قتل ها و سرقت هاي نامكشوف را به رقيب نسبت مي دهند. پليس فدرال با هزينه بسيار و صرف وقت (گاهي ماهها) به تعقيب و مراقبت مي پردازد و چيزي به دست نمي آورد. با اين كه پيشرفتهاي علمی به كشف اين دروغگويان كه عملِ شان جرم است كمك كرده است ولي اين فتنه انگيزي ها ادامه دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
آمار رسمی تلفات و هزینه عملیات نظامی آمريکا در عراق تا 30 نوامبر 2011
یکم دسامبر 2011 و 30 روز مانده به خروج مابقی نظامیان رزمی آمریکا از عراق، تلفات و هزینه عملیات نظامی عراق که بسال 2003 آغاز شد تا سی ام نوامبر 2011 و وضعیت این کشور به زبان آمار انتشار یافت و گفته شد که این ارقام رسمی است از این قرار:
    ـ تلفات نظامی آمریکا در عراق در جریان عملیات نظامی 8 ساله: چهار هزار و 485 کشته و 31 هزار و 921 مجروح.
    ـ شمار مجروحان آمریکا در عملیات غیر نظامی در عراق: 40 هزار و 350.
    ـ تلفات غیر نظامیان در استخدام کنتراتورهای آمریکایی در عراق (کانتراکتورها): دو هزار و 97 کشته.
    ـ تلفات عراقی های در جریان عملیات نظامی و یا در رابطه با این عملیات: 103 هزار و 775 کشته (دست کم).
    ـ از میان رفتن عناصر دانشگاهی و پژوهشی عراق به صورت قتل (ترور): 464 تن.
    ـ تلفات دست اندرکاران رسانه ها و پوشش اخبار عملیات نظامی و ناارامی ها: 174 کشته.
    ـ جا به جایی اجباری مردم در داخل عراق (از مناطق کُردنشین به عرب نشین و بالعکس و نقل و انتقال میان محله و شهرهای شیعه نشین و سنی نشین و نیز آشوری ها و مسیحیان دیگر): یک میلیون و 300 هزار تن.
    ـ عراقی های آواره سایر کشورها بویژه در سوریه و اردن: بیش از یک میلیون تن.
    ـ مهاجرین عراقی به سایر کشورها در این مدت (با پذیرش رسمی و برای اقامت دائم): اندکی بیش از 500 هزار تن.
    ـ متوسط تولید جاری و روزانه نفت: دو میلیون و 580 هزار بشکه با قابلیت افزایش تا 25 درصد.
    ـ جمع هزینه پولی از آغاز عملیات تا نوامبر 2011: 805 میلیار دلار.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
یک سوسیال دمکرات دیگر صدراعظم آلمان شد
24 نوامبر 2021 بانو مِرکل Angela Merkel پس از 16 سال، با صدراعظمی آلمان وداع کرد و از دوم دسامبر اولاف شولتسOlaf Scholz ـ یک سوسیال دمکرات بر جای او خواهد نشست. شولتس بر دولتی از ائتلاف احزاب سوسیال دمکرات SPD، دمکرات لیبرال و سبز آلمان ریاست می کند. شولتس متولّد 14 ژوئن 1958 از هواداران مهاجران است و گفته است که ضوابطی شبیه آمریکا برای آنها وضع خواهد ازجمله تبعه شدن متولّدین آلمان، مهاجرت بستگان مهاجرانِ تبعه شده و .... به این ترتیب، آلمان دارد به یک مهاجرنشین تبدیل می شود. تنها بیش از سه میلیون ترکیه ای در آلمان زندگی می کنند. «بریتا» بانوی شولتس یک سوسیالیست است.
    مرکل که بیش از هر صدراعظم (رئیس دولت) بر آلمان حکومت کرد گفته است که برای او اینک زمان خوابیدن و مطالعه کردن است.
اولاف شولتس

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
افزایش روزافزون تمایل مهاجرت به اروپا و پیدایش باندهای قاچاق انتقال پناهجو
از دهه دوم قرن 21 تمایل و نیاز آفریقائیان و خاورمیانه ای ها به مهاجرت به اروپا چنان افزایش یافته که حرفه ای بنام قاچاق پناهنده به وجود آمده است. آرزومندی به مهاجرت به اروپا از زمانی فزونی گرفت که انقلابات در جهان عرب معروف به بهار عربی آغاز شد.
    پلیس اتریش در عملیاتی چند روزه تا 30 نوامبر 2021، پانزده قاچاقچی مهاجران سوری، لبنانی و مصری به اروپا را دستگیر کرد. به گفته یک سخنگوی پلیس اتریش، این دستکیرشدگان در طول یک ماه بیش از 700 نفر را به طور غیرقانونی، تنها وارد اتریش کرده‌ بودند. این قاچاقچیان، پناهجویان را از صربستان، مجارستان و جمهوری های اسلواکی و چک عبور داده و وارد اتریش و آلمان می کردند و از هر پناهجو 4 تا 5 هزار یورو دستمزد می گرفتند. قاچاقچیان عمدتا از خودروهایِ باری دارای پلاک مولداوی، اوکراین و ازبکستان برای انتقال پناهجو استفاده می کردند. قاچاقچیان 12 تا 15 پناهجو را در جاسازی خودروها جای می دادند و منتقل می کردند.
    در 11 ماه گذشته در چند کشور اروپایی جمعا 330 قاچاقچی پناهجو که در چندین باند عضویت داشتند دستگیر شدند. یک جامعه شناس گفته است که در قرون گذشته، اروپاییان به آمریکا مهاجرت می کردند و اینک آفریقائیان و خاورمیانه ای ها به اروپا و با تداوم این کار، فرهنگی خاص به وجود خواهد آمد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
نمايشگاه بين المللي «انار» در کابل - سه برابر شدن توليد انار جهان در پي کشف خواص بهداشتي آن - منافع درماني انار


نمايشگاه بين المللي انار (پامه گرانتPomegranate) هفته آخر نوامبر 2008 در شهر کابل ـ شهري که انفجار انتحاري و تيراندازي در آن ادامه دارد ـ داير شده بود. طبق اسناد تاريخي و دائرة المعارف گياهشناسي، انار ميوه بومي پرشيا (ايرانزمين ـ محصور ميان رودهاي فرات، سند، خليج فارس، سيردريا در شمال فرارود تا شمال داغستان) بوده است كه بعدا به منطقه مديترانه، منطقه هيمالايا و اخيرا آمريكاي لاتين و كاليفرنياي آمريكا منتقل شده است.
    در پي كشف منافع بهداشتي ـ درماني اين ميوه، مصرف و در نتيجه پرورش درخت آن که تنها به صورت نهال و پيوند امکانپذير است رواج يافته بگونه اي که طبق گزارش شاخه ويژه امور غذا و كشاورزي سازمان ملل، توليد جهاني انار از سال 1990 تا كنون سه برابر شده است. قبلا آمريکاييان و اروپاييان به علت پرهسته بودنش، از مصرف آن اکراه داشتند. توليد انار كاليفرنيا عمدتا در دست ايرانيان مهاجر است كه بتازگي آن را در ايالت نيومكزيكو هم پرورش مي دهند. مصرف آن بقدري افزايش يافته است كه در سال 2008 در آمريكا هر دانه انار يك دلار بفروش مي رسيد که اين قيمت در سال 2009 به 2 دلار افزايش يافت. صادرات آب انار و رب آن اينک تجارتي پردرآمد بشمار مي آيد. هنوز پرورش نهال انار شيرين که در کرمان فراوان است در نقاط ديگر وسيعا رايج نشده است.
     سازمان جهاني بهداشت و همچنين آژانس آمريكايي «اف. دي. اي» انار را براي بيماري هاي سرطان پروستات، بزرگ شدن غده پروستات، بيماري قند، انواع سرماخوردگي، استرس، بيماري هاي عروق (رگها)، برخي عفونت هاي ويروسي، لنفوما، آتروزكلروسيس و ... نافع دانسته اند. اين ميوه حيات بخش علاوه بر مواد غذايي متعارف داراي ويتامين هاي ب ـ 1، ب ـ 2، ب ـ 3، ب ـ 5، ب ـ 9، ويتامين ث، كلسيم، آهن، منيزيوم، فسفر، زينك (روي) و پتاسيم است. فسفر موجود در انار از بهترين نوع آن براي مغز و تقويت حافظه تشخيص داده شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
عکس یادگاری گروه 20 (سی ام نوامبر 2018 ـ بوئنوس آیرس)


عکس یادگاری از شرکت کنندگان در نشست G20 (Group of Twenty) که جمعه 30 نوامبر 2018 در بوئنوس آیرس (پایتخت آرژانتین) کار خودرا آغاز کرد. این گروه در سال 1999 ایجاد شده و در نشست آن سران 20 گانه و وزیران دارائی کشورهای ثروتمندتر جهان شرکت می کنند. این گروه در اصل برای بررسی مسائل مالی جهان تشکیل شده بود. این گردهمآیی فرصتی برای ملاقات های جداگانه سران شرکت کننده به دست می دهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ارز و قیمت ها


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 1 دسامبر
  • 1135:   هنري اول، نخستين پادشاه انگلستان که قادر به خواندن و نوشتن بود درگذشت.
        
  • 1580:   ادموند کمپيون 42 ساله به دليل ژزويت مذهب بودن به دار آويخته شد.
        
        
  • 1640:   پرتغال پس از شصت سال از اسپانيا جدا شد و اعلام استقلال كرد. اسپانيا پس از شكست در جنگ دريايي سال 1588 خود از انگلستان رو به ضعف گذارده بود. اسپانیا زمانی قدرت برتر اروپا بود.
        
        
  • 1742:   اليزابت پادشاه وقت روسيه دستور اخراج همه يهوديان از قلمرو آن کشور را صادر کرد.
        
        
  • 1821:   اسپانيا به مهاجرنشين قديمي خود در قاره آمریکا ـ سانتو دو مينگو استقلال داد كه جمهوري دومينيكن خوانده شده است.
        
        
  • 1878:   كاخ رياست جمهوري آمريكا در شهر واشیگتن (کاخ سفید) داراي تلفن شد.
        
        
  • 1887:   دولت چين چنان گرفتار سلطه قدرت هاي جهاني وقت شده بود كه از عهده دولت كوچك پرتغال هم بر نيامد و پذيرفت كه ماكائو ــ گوشه ای از چين ــ در اختيار پرتغال باقي بماند.
        
        
  • 1906:   نخستين سينماي جهان به نام «سينما پاته» در پاريس آغاز بكار كرد.
        
        
  • 1918:   نخستين دولت پادشاهي يوگوسلاوي در بلگراد اغاز بکار کرد.
        
        
  • 1933:   استفاده از راه چالوس ـ تهران آغاز شد.
        
        
  • 1937:   سيد حسن مدرّس نماينده مجلس در چند دوره در جريان حبس و تبعيد به قتل رسيد.
        
        
  • 1918:   پارلمان دانمارك به ايسلند استقلال داد.
        
        
  • 1948:   کنگره دولت عربی ملک عبدالله پادشاه اردن را پادشاه فلسطين هم اعلام داشت.
        
        
  • 1960:   نخستين عکسبرداري رنگي فضايي از کره زمين توسط يک ماهواره شوروي انجام گرفت.
        
        
  • 1960:   پاتريس لومومبا رهبر جنبش استقلال کنگو (کنگو سابق بلژیک) دستگير شد.
        
        
  • 1989:   انحصار حكومت در دست حزب كمونيست آلمان شرقي از قانون اساسي اين كشور حذف شد.
        
        
  • 2008:   در يک انفجار انتحاري که هدف از آن تخريب سفارت آلمان در کابل بود و سي ام نوامبر 2008 روي داد سه نفر کشته و 6 تن ديگر مجروح شدند و به چند خودرو آسيب وارد آمد. فردي که مواد منفجره را به بدن خود بسته بود موفق به ورود به داخل سفارت نشده بود و مقابل ساختمان خودرا منفجر کرده بود. دولت آلمان شماري از نيروهاي خودرا به افغانستان فرستاده که درکنار ساير نظاميان «ناتو» در عمليات شرکت مي کنند و متهم به قتل غير نظاميان افغاني هم شده اند.
        
        
  • 2018:  


    جرج بوش George H. W. Bush، رئیس جمهوری پیشین آمریکا از حزب جمهوریخواه در 94 سالگی و در ساعت 10 شب سی ام نوامبر 2018 درگذشت. او (متولد 12 ژوئن 1928 در میلتون ماساچوستس) چهل و یکمین رئیس جمهوری آمریکا (از1989 تا 1993) بود. جرج بوش دو دوره (8 سال) در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگن (ریگان) معاون او بود.
        
        
  • 2021:   پلیس آلمان 29 نوامبر 2021 با کشف یک باند قاچاق انتقال کوکائین از آمریکای لاتین به آلمان، 14 قاچاقچی را دستگیر و از آنان 5 تُن کوکائین بدست آورد. این باند کوکائین ها را در جاسازی کانتینر کشتی ها قرار می داد و از کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی به آلمان منتقل می کرد.
        
        
  • نامه به مولف
    درخواست يك برادر افغان از دولت ايران
  •  
        در نوامبر 2004 پيامي از يك برادر افغان دريافت شد كه در آن با ذكر وحدت تاريخي، نژادي و فرهنگي دو ملت ايران و افغان، خواسته شده بود كه مقامات دولتي ايران افغانهاي مقيم كشور مادر (ايران) را به چشم برادر و دست كم همانند معاودين عراقي بنگرند و رفتار برادرانه داشته باشند.
         ارسال كننده پيام نوشته است: ما به اراده خودمان از پيكر ايران جدا نشديم، انگليسي ها ما را جدا كردند و بر ما نام افغانستان نهادند. رويدادهاي اخير فرصتي بود كه گروهي از ما به خانه مادر پناه آوريم و رشته هاي فرهنگي تحكيم شود و .... ما زبان فارسي و فرهنگ و رسوم ايراني را حفظ كرديم. ما شمشير برگرفتيم و استقلال ايران را باز ستانديم. رستم زال و يعقوب ليث از منطقه ما بودند و .... ما برادران يكديگريم، تاريخ و ريشه مشترك داشته و خواهيم داشت. در اين روزهاي سخت، تنها انتظار ما؛ رفتار برادرانه است.
        
        
        

  • نظرات واصله در آذرماه 1392: توافق نامه اتمی باید به تصویب مجلس برسد ـ این همه گذشت به خاطر دستیابی به 4 میلیارد دلار؟! ـ کاسه اي زير نيم کاسه
  •   در رابطه با توافق نامه اتمی ژنو، تا آخرین ساعت چهارم آذرماه 1392 چهار اظهارنظر واصل شد که قطعا برخی از دولت ها از مکاتبات آگاه می شوند و ما نیز آنها را برای سه ماه در آرشیو نگهداری می کنیم. اين اظهارنظرها لزوما نظر مؤلف اين تاريخ آنلاين نيست و به لحاظ رعايت اصل آزادي بيان و ابراز عقيده در اينجا درج مي شوند:
        
        لزوم بررسی در مجلس
        
        یک مخاطب نوشته است: توافقنامه ژنو ـ مورخ سوم آذر 1392، یک پیشنویس است زیرا که طبق اصل 125 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (امضای عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، موافقت نامه ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت ها و همچنین امضای پیمان های مربوط به اتحادیه های بین المللی پس از تصویب مجلس با رئیس جمهور است) و اصل هفتاد و هفتم این قانون اساسی تاکید دارد که عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها و موافقتنامه های بین المللی باید به تصویب مجلس برسد. بنابراین، توافقنامه ژنو که وزیر امور خارجه آن را امضا کرده است وقتی معتبر خواهد بود که در مجلس تصویب شود و سپس به امضای رئیس جمهور که خود او مسئول اجرای قانون اساسی است برسد تا لازم الاجرا شود. غنی سازی اورانیوم تا هر نسبت و درصد، داشتن سانتریفیوژ به هر تعداد و تکمیل تاسیسات آب سنگین در اراک حق ملت ایران است به همان گونه که حق مردم آمریکا، فرانسه، هند، پاکستان، روسیه، چین، انگلستان و ... بوده است و گذشتن از حق باید در مجلس و یا رفراندم به تصویب برسد و تکلیف قوه مجریه دادن موافقتنامه به مجلس است و از تکلیف نمی توان شانه خالی کرد.
        این مخاطب نوشته است که درس حقوق خوانده و کار حقوقی می کند.
        
        دادهِ بسیار و گرفتهِ کم
        
        مخاطب دیگر در پیامی مفصل که در اینجا کوتاه شده است نوشته است که در موافقتنامه ژنو، داده ها بسیار بود و گرفته ها، کم. جمهوری اسلامی ایران که با ایستادگی طولانی خود، در جهان به صورت یک قدرت جلوه گر شده بود و صاحب اختیار کامل خود و بیش از هرکشور ـ مستقل، در برابر انتقال 4 میلیارد و دویست میلیون دلار از پول خود، انتقال ارز بابت شهریه دانشجویان و معاملات محدود دیگر از غنی سازی بیش از 5 درصد، داشتن سانتریفیوژها بیشتر، توسعه تاسیسات اراک و ... که تاکنون کلی هزینه و زحمت داشتند گذشت و قبول کرد که زیر بازرسی روزانه و دائمی باشد. بازرسی در عرف بین الملل، عملی دو طرفه است. پس از توافق های نظامی، روس ها از فضای آمریکا و آمریکایی ها از فضای روسیه بازرسی می کنند. وقتی که چند دولت اتمی تعهد و قول دولت ایران ـ یک مسلمان را باور و قبول نمی کنند و می خواهند بازرس بفرستند نباید به آنها اعتناء کرد. به نظر من (فرستنده پیام) این بی اعتمادی نوعی کوچک گرفتن است. ما از آنها که چشم دیدن یک قدرت را در خاورمیانه ندارند یک عذرخواهی طلبکار هستیم. این بازرس ها هر روز یک ایراد خواهند گرفت و یا اینکه به آنها می گویند که بهانه بتراشند و ایراد بگیرند، جنجال می شود و بهانه نقض معاهده و تشدید تحریم ها. دولت باید حساب کند که بالاتر از سیاهی رنگی نیست و به راه خود برود و روی پای خود بایستد و اتکاء به نفت و واردات را به حداقل برساند.
        
        خیلی ارزان
        
        و مخاطب سوم: من از سال 1369 در کانادا زندگی می کنم. به نظر من که جمهوری اسلامی خیلی ارزان موافقتنامه را امضاء کرد. در زمان دولت حجت الاسلام خاتمی هم چنین توافقی صورت گرفته بود. باید تجربه می شد. وقتی که می خواستند آن را نادیده بگیرند و حق خودرا دنبال کنند باید تشدید تحریم ها را پیش بینی می کردند. ده سال فرصت داشتند تا ایران را بی نیاز کنند و به جای مسکن مِهر و جلب مهاجرت هرچه بیشتر از روستا به شهر و افزودن بر مشکلات، کشاورزی و صنعت را رونق دهند. گفته شده است که که در 7 سال قبل از تشدید تحریم ها، ایران 600 ـ 700 میلیارد دلار، ارز به دست آورده بود که این مبلغ برای آباد و بی نیاز کردن کشور کافی بود و حالا برای یک صدم این پول از قسمتی از حاصل تلاش 20 و چند ساله اش می خواهد بگذرد. کشور دیگری را به خاطر نمی آورم که چنین کرده باشد جز معمر قذافی که دیدیم .... ایران تا 23 سال پیش که من آنجا بودم نه واردات کفش و لباس داشت و نه این همه اتومبیل و نه نیاز به واردات میوه و انواع مواد غذایی. خیلی بد شد که سازمان برنامه و بودجه را منحل کردند. باید هرسال پیش بینی وضعیت ده سال بعد شود و بر این پایه برنامه 3 ساله و 5 ساله تنظیم و اجرا کنند تا در آن سال دچار مشکل نباشند. آیا می دانید که ما در خارج از ایران در هر رشته مخصوصا مدیریت پول و اقتصاد چقدر متخصص و کارشناس داریم که صد نفرشان برای ساخت ایرانی بهتر کفایت می کنند. دو سال پیش که به ایران رفته بودم دیدم که روستا و شهر کوچک به همان حال باقی مانده و یا رو به ویرانی رفته و شهرهای بزرگ بزرگتر و کشور آسیب پذیرتر شده است. با هر آپارتمان مسکن مهر یک روستا جمعیت خودرا از دست داده و با اعانه نقدی تنبلی به وجود آمده است. 23 سال پیش صدها دوست و فامیل و همکلاس سابق داشتم و دو سال پیش فقط 5 نفر از آنها در ایران مانده بودند. ایران در سال انقلاب کشوری پولدار بود، بروید ببینید در آن سال که جمعیت 37 میلیون بود، چه تعداد اتومبیل داشت که حالا با 70 میلیون. اتومبیل هزینه دارد و هزینه می تراشد. ایران نباید این قدر هزینه مند شده باشد که زیر بار چنین توافقنامه ای برود که مقامات آمریکا همان روز منکر برخی از مواد آن شوند. می دانید چرا این همه اصرار به حصول این توافق کردند؟. برای اینکه با کوچکترین ایراد و بهانه، یکپارچه برضد ایران شوند و هیچکدام از قدرت های امضاءکننده نتواند درکنار ایران بماند.
        
        کاسه ای زیر نیم کاسه
        
        آخرین پیام دریافتی این روز (چهارم آذر 1392): «عقب نشینی» و «تسلیم شدن» تعاریف جداگانه دارند. طبق تعریف، عقب نشینی یک تاکتیک برای تامین پیروزی بعدی است. مثلا فرمانده یک لشکر ِ در حال جنگ بدون اینکه احساس خطر شکست کند دستور عقب نشینی به موضع مستحکم تر می دهد تا ارتفاعات را در دست داشته باشد و عقب نشینی نیاز به اطلاع دادن به طرف مقابل و مبادله امضاء ندارد، ولی تسلیم شدنِ محدود و یا کامل بی نوشته (قرارداد) صورت نمی گیرد و به طرف تسلیم شونده هم مختصر امتیاز داده می شود. احساس ضعف، یک طرف قضیه را مجبور و یا راضی به تسلیم شدن می کند و در عمل تسلیم، یک طرف قضیه سهم بیشتری به دست می آورد. هدف من (فرستنده پیام که اشاره به محل اقامت خود نکرده است) از این دو تعریف، موضوع موافقتنامه ایران و شش دولت نیست ـ ایران یک قدرت است و همه این را می دانند. ولی سرعت مذاکرات، لبخندها، دست دادن ها و سماجت جان کری به رغم تظاهرات ضد آمریکایی آبانماه در ایران و نیز میانجیگری لندن و چین برای من یک معمّا شده است مخصوصا که امضای موافقتنامه با تایید پیمان امنیت مشترک و ادامه استقرار نظامی آمریکا در افغانستان در لویه جرگه همزمان بود و این استدلال را قبول ندارم که «اوباما» خواسته باشد که اخبار توافق با ایران جای مخالفت با «طرح درمان» اورا در رسانه ها بگیرد و جان کری نیز بر شهرت خود بیافزاید. می ترسم که کاسه ای زیر نیم کاسه باشد. به هر حال، ظاهر قضیه نشان می دهد که ایران از این معامله که قبلا حدس زدنی نبود چیز زیادی به دست نمی آورد.
        
        
    پنج اظهارنظر دیگر که روزهای بعد (25 و 26 نوامبر 2013) دریافت شد

        دوشنبه 25 نوامبر و ظهر سه شنبه 26 نوامبر 2013 (به وقت تهران) پنج اظهارنظر دیگر درباره توافق نامه موقت و محدود به شش ماه (Interim) شش دولت با جمهوری اسلامی ایران مربوط به فعالیت های هسته ای دریافت شد که در زیر خلاصه و مفاد هریک از آنها درج شده است. برخی از این اظهارنظرها طولانی، مقاله مانند و بیش از هزار کلمه و با ضمیمه تصویر و کُپی بود:
        
        امنیّت ملی و تمامیّت ارضي
        
        پيام 1: گذشت جمهوری اسلامی در این معامله با شش دولت زیاد بود و اصولا گذشت از «حق» و اجازه دخالت دادن ـ هرچند کم و محدود مثلا بازرسی روزانه خارجیان ـ عملی دردناک است. اگر دولت تهران در طول دهه های گذشته و بویژه 8 سال اخیر اقتصاد خودرا جمع و جور کرده بود نیازی به این گذشت نبود زیراکه از دیرزمان روشن بود تحریم ها تشدید خواهند شد. لازم است که دولت تهران به موازات اقتصاد که سود آن هم به جیب شماری کم ـ بازاری، خواص و خارج کنندگان ارز و میلیونها مهاجرو دو سه کشور خارجی طرف معامله ـ می رود در اندیشه حفظ تمامیت کشور و استقلال عمل هم باشد. پس از فعالیت های هسته ای که تضمینی برای حفظ امنیت ملّی و تمامیت ارضی است، ممکن است نغمه های دیگر فی المثل مالکیت سه جزیره و ... ساز شود.
        
        باید دورنگر بود
        
        پیام 2: مقامات تهران در هر معامله سیاسی باید به تاریخچه خصومت ها و درگیری ها توجه داشته باشند. نزدیک شدن یک و چند فرد از یک دولت به معنای نزدیک شدن تمامی آن ملت نیست. یک مثال از آمریکا: این کشور یک فدراسیون مرکب از 50 منطقه دارای استقلال داخلی است و برخوردار از موازنه قدرت و به قول خودشان «چِک و بالانس» و رئیس جمهوری و یا کنگره نمی توانند به تنهایی مسائل را حل کنند. در کنگره آمریکا، بسیاری هستند که مایل به سازش با جمهوری اسلامی ایران نیستند. بنابراین، آن دسته از تحریم ها که قبلا با تصویب کنگره برقرار شده است نمی تواند صِرفا به تصمیم رئیس جمهوری لغو شود. رسانه ها، سیاستمداران و دولتمردان آمریکا 34 سال است که مطالب منفی برضد جمهوری اسلامی گفته و پخش و منتشر کرده اند و در ذهن آمریکاییان نقش بسته است و در کوتاه مدت زدوده نمی شود. دولت ها می روند و می آیند ولی مردم ماندنی هستند. باید دورنگر بود.
        این مخاطب کُپی یک صفحه از مجله تایم را که چندماه پیش انتشار یافته و حاوی یک تاریخچه مصوّر از خصومت های دو کشور و محور شرارت خوانده شدن جمهوری اسلامی است به عنوان سند، پیوست مطلب خود کرده که بخشی از کُپی ارسالی در زیر آمده است:



        
        لندن بازیگر اصلی
        
        پیام 3: به نظر این مخاطب که نوشته است ساکن آلمان و بر چهار زبان مسلط است و هر روز و هر شب گزارش و مقالات رسانه ها درباره توافق جمهوری اسلامی با دولت های ششگانه را می خواند، لازم است که مقامات و نشریات جمهوری اسلامی، تنها برپایه گزارش های بی بی سی و خبرگزاری انگلیس که خط دولت متبوع را می نویسند قضاوت نکنند. معلوم نیست که این استعمارگر پیر در سر چه سودایی دارد. دولت لندن سه ـ چهار قرن است که عادت کرده است حرکت و مسیر تاریخ برخی از ملت ها ـ صرف نظر از قدرت و توان دولت آنهارا در دست داشته باشد و از رفتار تازه این دولت در قبال قضیه ایران چنین بر می آید که می خواهد بازیگر اصلی باشد، چه هدف نهایی دارد؟ ـ از هم اکنون نمی شود آن را حدس زد. انگلیس قرن هاست که برای آموزش بازیگری، دبیرستان و کالج ویژه دارد. رسانه های ایران نباید فقط از خبرگزاری انگلیس که ظاهرا با گوگِل و یاهو و ... سَر و سِرّی دارد ترجمه و نقل کنند.
        
        بياد داشتن نقش جامعه یهودیان آمریکا
        
        پيام 4: دولت اسرائیل و جامعه یهودیان آمریکا که نفوذ وسیع در کنگره، دیوان عالی، امور مالی و سرمایه گذاری و نیز رسانه های آمریکا دارند توافق شش دولت با ایران برسر مسائل هسته ای را تائید نکرده اند که مقامات تهران باید به آن توجه داشته باشند. برای مثال؛ چِرمَن های فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) که کلید دلار و سیاست پول را به دست دارند از جامعه یهودیان آمریکا بوده اند. قبلا Alan Greenspan، فعلا Ben Bernanke و به زودی بانو Janet Yellen و می دانیم که دلار پول جهانی است و وسیله مبادلات در سطح جهان و در نتیجه نفوذ جهانی بانک ها و بیمه های آمریکا. همچنین باید نقش رسانه های آمریکا در انتخابات این کشور را بیاد داشت و نیز نقش اندیشکده های آمریکارا که نفوذ یهودیان در آنها زیاد است و به علاوه، نقش لابی اسرائیل در کنگره آمریکا را. جامعه یهودیان در فرانسه و انگلیس و چند کشور اروپایی دیگر هم نقش موثر دارند.
        
        «اوباما» دعاوی ایرانیان ساکن آمریکا را فراموش نکند
        
        پیام 5: بارَک حسین اوباما که 3 سال [در نوامبر 2013] از عُمر ریاست جمهوری او باقی مانده استمی خواهد برای خودش «تاریخ» بسازد و کارهایی انجام دهد که در تاریخ ماندگار شود و یکی از آنها همین مسئله اتمی ایران است و ورود به یک مسئله و مطرح بودن، لزوما به معنای حل آن طبق خواست همه طرف ها نیست. او ماهها است که روی این قضیه کار می کند ازجمله تماس ها از طریق عُمّان و...و اعزام چند دیپلمات ارشد به این کشور. ولی در هر شرایط، «اوباما» دعاوی ایرانیان ساکن آمریکا و بعضا تبعه آمریکا از جمهوری اسلامی را فراموش نکند. هزاران ایرانی ِ آمریکایی ـ پس از انقلاب خانه، اموال، موسسات، کار و پیشه خود در ایران را از دست داده و مجبور به ترک زادگاه شده اند. لازم است که در «موافقتنامه جامع» که وعده امضای آن ضمن توافق موقت 6 ماهه داده شده است به آن موضوع توجه و ایجاد یک هیأت مختلط و یا دادگاه مرکب از قضات دو کشور برای رسیدگی به دعاوی ایرانیان ساکن آمریکا پیش بینی شود. ایرانیان ساکن اروپا نیز دارای دعاوی متعدد هستند که دولت های مربوط باید به آن توجه کنند. اگر «اوباما» بخواهد که تاریخ از او به نیکی یاد کند لازم است که به حقوق بشر و دمکراسی هم در سطح جهان توجه کند. او به عنوان یک سیاهپوست بیش از سران دیگر رسالت این کاررا دارد زیراکه سیاهپوستان و استعمارزدگان بیش از ملل دیگر تحت ستم و ظلم بوده و از تبعیض رنج کشیده اند.
        
        
    پیشنهاد 10 اصل برای حل مسائل ایران: جرم شناختن دروغ، تملّق و پارتی بازی ـ ایجاد وزارت امر به معروف

        
        فاکسِ زیر ساعت 4 بعد از ظهر سه شنبه 26 نوامبر 2013 به وقت تهران دریافت شد:
        
        پس از 34 سال راهپیمایی و دادن شعار مرگ بر آمریکا و غرب مستکبر، امروز و دیروز دو ـ سه مقام دولتی مُبلّغ توافق موقت منعقده در ژنو شده اند و اینکه همه مسائل ایران را که از 35 سال پیش روی هم انباشته شده است حل خواهد کرد. یک مقام گفته بود که همه مشکلات معیشتی مردم با آزادشدن 8 میلیارد از پولهای بلوکه شده برطرف می شود و یک مقام دیگر گفته است که رکود اقتصادی با دلارهای وارده رفع خواهد شد. فقط با 8 میلیارد؟. بعید است که اقتصاد ایران با 800 میلیارد دلار هم رو به راه شود. این 8 میلیارد را یا به تاجر خواهند داد که جنس؟ وارد کند و یا به صرّاف که بفروشد و از طریق خریدار به خارج بازگردانده شود. فروش به صرّاف برای گرفت ریال و دادن آن به عنوان پول جیبی ماهانه اتباع!. 8 میلیارد برای یک کشور هفتاد میلیونی یعنی پول خُرد.
        جمهوری اسلامی باید: 1 ـ سازمانهای اداری اش را نوسازی کند. 2 ـ مفت خوری ها را پايان دهد. 3 ـ هزینه های اداری دولت را به نصف کاهش دهد. 4 ـ کشوررا از واردات بی نیاز کند. 5 ـ لیست پرداخت ارزهای وارداتی را با ذکر نام دریافت کننده به صورت روزانه منتشر سازد. 6 ـ فهرست خریداران ارز و حواله های صرّافی ها و بانک ها را که بیش از پانصد دلار باشند به روزنامه ها بدهد. 7 ـ برای بازگشت از شهرهای بزرگ به روستا و شهرهای کوچک جایزه نقدی و امتیاز در نظر بگیرد. 8 ـ وزارت امر به معروف و نهی از منکر تاسیس کند تا مبلّغ و مجری اخلاقیات و ناظر بر نقض آنها باشد و گفتن دروغ را جرم اعلام کند. 9 ـ به خواص بازی، پارتی بازی، فامیل بازی، رانت و توصیه و تشبُث با وضع مجازات سنگین برای مرتکب و تعیین جایزه برای لو دهندگان و افشاگران پایان دهد. 10 ـ به تشکر، سپاس و خوشامدگویی ضمنی از خارجی به خاطر کاهش مشروط مجازات و تحریم هایی که خودشان و در اجرای سیاست هایشان وضع کرده اند پایان داده شود. رفع ظلم که تشکر لازم ندارد. باید به دروغ گفتن و تملّق در ایران پایان داده شود و این آرزوی 2500 سال پیش داریوش بود که سنگنبشته آن باقی مانده ولی هنوز تحقق نیافته است.
        
        
    اظهارنظرهای دیگر تا ظهر 27 نوامبر

        
        حساسیت ایرانیان نسبت توافق هسته ای ژنو ـ مورخ سوم آذر 1392 زیاد بوده و از بعد از ظهر سه شنبه تا ظهر چهارشنبه 27 نوامبر (ششم آذرماه) اظهارنظرهای متعدد دریافت شد که خلاصه برخي از آنها از اين قرار است:
        
        
    طولانی بودن مذاکرات برای انعقاد «قرارداد جامع و قطعی»

        
        پیام ـ 1: من نظر کَل توماس Cal Thomas تفسیرنگار آمریکایی را نمی توانم ردّ کنم که نوشته است ابهاماتی در انشاء توافق موقت شش ماهه جمهوری اسلامی و شش دولت بزرگ وجود دارد و همین ابهام در غنی سازی اورانیوم باعث طولانی شدن مذاکرات برای انعقاد «قرارداد جامع و قطعی» وعده داده شده خواهد شد و تجربه نشان داده است وقتی که مذاکرات به درازا بکشد از مسیر اصلی خارج خواهد شد و ای بسا که به سرانجام هم نرسد، مخصوصا که طبق دو اصل از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، یک قرارداد با دولت و یا دولت های خارجی باید به تصویب پارلمان ایران برسد تا رئیس دولت [رئیس جمهور] بتواند آن را امضاء و اجرا کند و بحث پارلمان ها معمولا طولانی خواهد بود و در رسانه ها انتشار خواهد یافت و واکنش مردم، بر طولانی شدن بحث بویژه در مجلس ایران که اصول گرایان ـ و عموما ضد غرب در آن اکثریت دارند خواهد افزود. به نظر می رسد که اصول گرایان ازجمله نظامیان از این توافق موقت چندان راضی و خرسند نیستند. تبلیغات رسانه ای، برخی از ایرانیان را امیدوار کرده است ولی در طول این شش ماه، وقتی که ببینند مسائل اقتصادی ـ آنطور که تبلیغ شده بود و انتظار داشتند حل نشده مایوس می شوند. ایرانیان ذاتا خواهان اقتدار کشورشان هستند که زمانی طولانی یک ابرقدرت بود.
        
        
    «تحریم اقتصادی» برای رسیدن به هدف به جای «جنگ»

        
        پیام ـ 2: قدرت ها برای رسیدن به هدف های خود، تاکنون به جنگ و یا ترتیب دادن کودتا و راه انداختن شورش و جنگ داخلی متوسل می شدند که با توافق اخیر با جمهوری اسلامی ـ اگر قطعی و دائمی شود ـ راه تازه ای یافته اند و آن این است که در مورد دولت ها و مقام های مخالف خود در کشورهای مورد نظر به تحریم اقتصادی دست خواهند زد. در این صورت، تحریم اقتصادی می شود نوعی جنگ ـ جنگ بدون تلفات برای متعرّض. تاکنون برای اجرای سیاست، نیروی مسلح بکار می بردند که اگر در مسئله ایران موفق شوند، از این پس از تحریم اقتصادی استفاده خواهند کرد و توافق ایران می شود یک سرفصل تازه در تاریخ عمومی. هنوز زود است که بگوییم ایران به خاطر انتقال پول هایش و فروش نفت و ... هرچه را که خواسته اند اجرا خواهد کرد. از همین حالا، مقامات آمریکا می گویند که ایران حق غنی سازی اورانیوم ندارد و ایران می گوید که داریم و فعالیت تاسیسات آب سنگین اراک را نه تنها متوقف نمی کنیم بلکه توسعه می دهیم. ظاهرا که تهران پس از توافق ژنو به خود آمده است. واشنگتن نه تنها می خواهد برنده این جنگ 34 ساله باشد بلکه کمپانی های نفتی خودرا دوباره به ایران بفرستد و با یک تیر چند نشانه بزند. همچنین می خواهد که دو دستگی در جامعه ایران گسترش یابد زیراکه که گمان نمی رود که همه بزرگان ایران نظر کاملا موافق با سازش ژنو داشته باشند. کارشناسان ایران هم می دانند که مسائل اقتصادی کشور تنها از تحریم ها نیست از نبود تدبیر و دورنگری است.
        
        
    ادامه راه جاری بازگشتی است به دوران پیش از تصرف سفارت و ... خواهد بود

        
        پیام ـ 3: مخاطبی از ایران: به نظر من موضوع مذاکرات تهران با شش قدرت جهانی در ژنو، ناگهانی نبود. دولت آمریکا برپایه سیاست هایی که دارد و وضعیت تازه ژئوپلیتیک منطقه ابتکار مذاکرات را به دست گرفت و رفت و آمدهای میان تهران و عُمّان، رد نشدن نامزدی حسن روحانی که تجربه مذاکرات هسته ای داشته، امیدوار کردن مردم به حل مسائل اقتصادی با کاهش تحریم ها، مکالمه تلفنی حسن روحانی و اوباما و ... کار دیروز و پریروز نیست و از چند ماه پیش از انتخابات خردادماه 1392 آغاز شده است. تصرف سفارت آمریکا و موضوع گروگانگیری در آبان 1358 و در نتیجه قطع روابط، از عوامل بقاء و پایداری نظام اسلامی ایران در 34 سال گذشته بوده است. نظام اسلامی در همان 9 ماه پیش از تصرف سفارت، مداخلات را تجربه کرده بود. موافقت با انتشار خاطرات عَلَم و آن هم خاطرات او از اواخر سال 1347 (نه از آغاز کار و سرکوب خونین قیام 15 خرداد 1342 در دوران نخست وزیری اش و تبعید آیت الله خمینی به ترکیه) و حاوی آن همه شاهنشاه ـ شاهنشاه گفتن او در کشوری که نوشتن واژه شاه یک «تابو» بود به این سبب بود که مردم روشن شوند که اگر تجدید رابطه صورت گیرد همان مداخلات از سر گرفته خواهد شد. در هر شش جلد خاطرات منتشره، روزی نیست که سفیر آمریکا و یا سفیر انگلیس تلفن نکرده باشد و چیزی از شاه نخواسته باشد. بنابراین، دولت جمهوری اسلامی در 34 سال گذشته از چنین تلفن ها و توصیه هایی آسوده بود و راه خودرا می رفت. توصیه کردن یک دولت به خودی خود ترس و واهمه ندارد، اجرا نکردنش بهانه به دست می دهد و دشمنی می شود و مسئله ساز. وجود سفارتخانه باعث تماس با این و آن هم می شود. من (فرستنده پیام) کتاب های منتشره از اسناد سفارت آمریکا در تهران را خوانده ام که از تماس ها و ... خبر می دهد و از مراجعات به سفارت، که به همین جهت نامش را لانه ... گذاشتند. به نظر من که یک اسلامی خواه هستم و نگران آینده نظام، ادامه تماس های چند ماه اخیر ممکن است به بازگشتی به گذشته منجر شود که گفته اند: هرکه نامخت از گذشت روزگار ـ هیچ ناموزد ز صد آموزگار. بازگشت ... به چین هم از ترتیب دادن یک بازی پینگ پُنگ آغاز شد و به تبدیل چین از سوسیالیسم به کاپیتالیسم انجامید و چند ملاقات با گورباچف به عمر شوروی پایان داد. در احکام و شریعت اسلامی نه سوسیالیسم پذیرفته می شود و نه کاپیتالیسم. تحریم ها به نظر من (فرستنده پیام) فقط 10 ـ 15 درصد مسئله ساز بوده اند. پس از جنگ عراق، 24 سال وقت بود که کشوررا بی نیاز از اتکاء به درآمد نفت کنند و این همه واردات و سپردن بعضی کارهای توسعه به خارجی و انجام آنها به دست کارکنان خارجی. تورّم پول مربوط به دو سال گذشته نیست، در سال های 1374 و 1375 هم چنین تورّمی را تجربه کردیم ولی درس و سرمشق نشد تا راه جلوگیری از آن را پیدا کنیم.
        
        
    چرا با پاکستان چنین نکردند؟

        پیام ـ 4: چرا رفتاری را که با جمهوری اسلامی می شود با پاکستان نشد؟، خودشان کمک کردند که پاکستان اتمی شود تا هند کنترل شود. ژاپن، آلمان و برزیل قبلا گفته اند که هر آن که بخواهند می توانند سلاح اتمی تولید کنند. کره شمالی خودرا بی نیاز از اتکاء به کالای وارداتی کرده و اتمی شده و این همه تهدید و ارعاب هم نمی شود. اقتصاد ایران به خوبی مدیریت نشده است. جمهوری اسلامی ایران سازمان مدیریت بحران ندارد. بخشی از هزینه کردن های و کسر آوردن و پول چاپ کردن های دوران دولت نهم و دهم را حجت الاسلام حسن روحانی در مصاحبه تلویزیونی خود به مناسبت صدمین روز حکومت اش بیان کرد. چرا باید این طور می شد که اینک باید در برابر دشمن و مخالف کوتاه بیایند و احتمالا از برخی از حقوق طبیعی بگذرند. خیال می کنید کسانی که 34 سال آن همه نسبت های بد و بد و بیراه شنیده اند، اینها را با چند بار دست دادن و سر یک میز نشستن فراموش می کنند؟. چرا این همه هیاهو برای هیچ؟.
        
        
    اظهارنظرهايی که تا پیش از ظهر سی ام نوامبر 2013 دریافت شد

        
        
    انعکاس در«تاریخ» به نوعی «نشانهِ ضعف»! ـ شنیده های یک مخاطب در ترانزیت فرودگاه استانبول و فِرست کلاس هواپیما

        
        جمعه 29 نوامبر 2013 و شنبه سی ام این ماه تا ساعت ده و سی دقیقه بامداد به وقت تهران چند نظر دیگر به صورت پیام درباره توافق هسته ای ژنو از مخاطبان این تاریخ آنلاین دریافت شد.
         به باور این مخاطبان، این رویداد ناگهانی که پس از سالها ایستادگی ایران و نشان دادن قدرت و اراده صورت گرفت، در«تاریخ» به نوعی «نشانهِ ضعف» انعکاس خواهد یافت.
        یکی از این مخاطبان نوشته است که یک ایرانی ـ آمریکایی است و از جانب کمپانی که در آن کار می کند یک ماموریت استانبول یافته بود و در این هفته [هفته منتهی به سی ام نوامبر 2013] که این ماموریت تجاری پایان یافته و عازم بازگشت بود درطول توقّف در ترانزیت فرودگاه استانبول با واقعیت هایی رو به رو شد که تصوّر قبلی اورا تغییرداد که خیال می کرد فشارهای مالی خارجی باعث تصمیم تقریبا ناگهانی جمهوری اسلامی به موافقت با خواست های غرب شده است که عمدتا از دو دهه پیش خواهان قراردادن سقف محدودیت بر فعالیت های هسته ای ایران شده بودند.
        این مخاطب نوشته است: در سالُن ترانزیت فرودگاه، بیشتر مسافران عازم آمریکا، ایرانیانی بودند که در سر راه خود از ایران به آمریکا، توقف کوتاهی در آن سالُن داشتند. از چند نفری که در سالُن ترانزیت در صندلی های اطراف من نشسته بودند و طبق عادت ایرانیان، با خود بحث سیاسی می کردند قضیه مشکلات مالی تازه را پرسیدم گفتند که این مشکلات تازگی ندارد، از همان سال 1358 وجود داشته و مردم ایران به آن عادت کرده اند. در دو سال گذشته گرانی کالا بیشتر شده و درآمدها هم به همان نسبت، و مثلا نرخ تاکسی و ...، کسبه و اهل مشاغل درآمد خودرا متناسب با بهای کالا بالا می برند و درحقیقت با آن منطبق می کند. صرّافی ها به حد کافی پول خارجی برای تسعیر دارند و مشکلی برایشان نبوده است، ما هم تعجب کردیم که چه عاملی باعث شد که دولت ناگهان تغییر جهت داده و بخواهد که به ایستادگی طولانی که برایش شهرت جهانی شده بود پایان دهد. همه جهان از این ایستادگی آگاه بود و مایه خوشحالی ملل کوچکتر زیراکه اخبار مربوط به آن در رسانه ها قطع نمی شد. یکی از این چند ایرانی می گفت که باور نمی کند که قضیه به همین صورت قطعی شود، بسیاری از آیات عظام و حجج اسلام، فعّالان صدر انقلاب و نیروهای مسلح با ترتیباتی که موقتا در ژنو داده شده و مذاکرات تکمیلی آن که دشوارتر خواهد بود موافقت کامل ندارند و بعدا صدای مخالفت بلندتر خواهد شد، هنوز در آغاز کار هستیم. در ایران، دشمنی بزرگان با اسرائیل، کمتر از آمریکا نیست و اگر 3 سال دیگر هیلری کلینتون که داماد او ـ شوهر تنها فرزندش ـ یک یهودی است بر جای «اوباما» بنشیند، اختلاف و برخورد تشدید خواهد شد.
        در هواپیما، تعجب من (فرستنده پیام) وقتی بیشتر شد که دیدم با پرواز ما هفت مسافر ایرانی در «فِرست کلاس» بودند. من هم در فِرست کلاس بودم زیراکه کمپانی های آمریکایی کارمندان خودرا که به ماموریت راه دور می روند با فِرست کلاس می فرستند و پول آن را به حساب هزینه کمپانی می گذارند که از مالیاتِ شان کسر می شود. این ایرانیان را از فارسی صحبت کردن باهم تشخیص دادم، به کنارشان رفتم و با آنان باب سخن گفتن بازکردم که گفتند به نسبت تورّم، درآمدِ شان بالا رفته است و احساس مشکل نمی کنند، تحریم ها روی اصحاب منافع کلان، رانت خورها، واردکنندگان، طرف های معاملات با خارج و ... تاثیر گذاشته نه مردم معمولی که عادت به تطبیق دادن خود با هر وضعیت دارند. گفتم؛ پس چرا دولت در برابر خواست غرب نرم، و موافق نسبی شده است که گفتند این کار برای آنها هم معمّا شده است، و گمان نمی کنند که همه صدرنشینان کشور با این روش موافق باشند و نهایتا صدای مخالفت بلند خواهد شد. هر توقّفِ از ایستادگی ممکن است ضعف به دنبال داشته باشد و افزایش فشارها و خواست های طرف مقابل را.
        
        ........
        
        این اظهارنظرها که یکم دسامبر 2013 به بخش «نامه به مؤلف» منتقل شده است در همين جا خواهد ماند تا اینکه سال آینده و سال های بعد در اول دسامبر که مطالب این روز باز می شود نشان دهد که کدام اظهارنظر به واقعیت نزدیکتر بوده است.
        

  • براي اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com