Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
2 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 2 مارس
ایران
پیشنهاد امپراتوری ایران و اشتباه سیاسی آتن که آن را ردّ کرد
مارس سال 479 پیش از میلاد دولت آتن پیشنهاد امپراتوری ایران برای مشاركت در سركوبی اقوام ساكن اطراف دانوب (و به قول یونانی ها: وحشیان) را كه بیم دست اندازی آنان به «كشور ـ شهرهای» یونان و نیز قلمرو ایران در ایونی و تراس (تراكیا ـ جنوب شرقی بالكان) می رفت، به گمان اینكه یك نیرنگ امپریالیستی است رد كرد. این امر سبب شد كه دولت ایران متوجه اسپارت رقیب آتن شود و اسپارت بعدا با كمكهایی كه از ابران دریافت كرده بود در جنگهای «پلوپونز» كه شرح آنها را «توسیدیدس» نوشته است آتن را شكست داد و برتری آتن بر یونانی زبانها (دنیای هلنیك) پایان یافت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایجاد نیروی نظامی انگلیسی «اس. پی. آر.» در كرمان
Percy Sykes
ژنرال «پرسی سایكس» كه با چند واحد انگلیسی ــ هندی وارد منطقه تحت نفوذ انگلستان در ایران شده بود یازدهم اسفند 1294 (دوم مارس 1916) در شهر كرمان به تاسیس یك نیروی نظامی جداگانه به نام «ساوت پلیس رایفلز ـ اختصارا: اس. پی. آر. = SPR» تحت فرماندهی افسران انگلیسی اقدام كرد. با تاسیس این نیرو، دولت لندن عملا در ایران دولتی در داخل دولت تشکیل داده بود و کنسولهای انگلیسی در منطقه زیر نفوذ انگلستان حکمران واقعی بودند. ژنرال پرسی سایکس بدون این كه بر زبان فارسی كاملا مسلط باشد و بتواند متون تاریخی به این زبان را بخواند، به دلایلی برای ایران و افغانستان «تاریخ» نوشته است كه قبلا (در دوران نظام سابق) توصیه می شد به در دانشگاهها به عنوان یك ماخذ به آن استناد شود!. پرسی سایكس به خاطر خدماتش به استعمار انگلستان لقب اشرافی « Sir» دریافت كرد و «سر پرسی سایكس» شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین سرشماری در ایران و تردید به ارقام
اسفندماه 1318 به تهرانی ها دستور اكید داده شده بود تا از خانه های خود خارج نشوند؛ زیرا كه «روز سرشماری» بود كه در وطن ما برای نخستین بار به این صورت انجام می شد. برپایه این سرشماری، چند روز بعد اعلام شد كه جمعیت تهران 540 هزار نفر است. بعدا، به دقیق بودن این رقم ایراد وارد آمد و گفته شد كه افراد به این تصور كه اگر شمار خانوار را بیشتر اعلام كنند سهمیه (اصطلاحا كوپن) بیشتری دریافت خواهند كرد چنین كرده اند. با وجود این، قرار شد به منظور جلوگیری از افزایش جمعیت تهران و حومه آن طرحی با ضمانت اجرایی سخت تهیه شود كه ایران 18 ماه بعد به اشغال نظامی متفقین در آمد و موضوع منتفی شد. اینك سالهاست كه جمعیت تهران از رقم دوازده ـ سیرزده میلیون تجاوز كرده و اگر درآمد بادآورده نفت نباشد فاجعه انسانی به وجود خواهد آمد. افزایش سریع جمعیت تهران در دهه های اخیر عمدتا به سبب لغو اعتبار «محدوده تهران» از بهمن ماه 1357 (پس از پیروزی انقلاب) بوده است.
    +++ دوم مارس 1790 قانون سرشماری در ایالات متحده آمریکا به تصویب قوه مقننه این کشور رسید که از آن پس در فواصل معیّن منظما انجام شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كشتار تیفوس در تهران اشغالشده
یازدهم اسفند 1321 رسما اعلام شد كهدر تهران بیماری تیفوس شیوع یافته است. این بیماری از اواخر بهار آن سال مشاهده شده بود و هنوز دقیقا روشن نشده كه چرا دولت وقت در تابستان آن سال (به جای اسفندماه) شیوع آن را رسما اعلام نكرده، به مردم هشدار نداده و تدابیر لازم را بعمل نیاورده بود.
    در اطلاعیه 11 اسفند دولت وقت علل شیوع تیفوس؛ دشواری های ناشی از اشغال نظامی ایران، كمبود خواروبار و درنتیجه سوء تغذیه (به سبب انتقال مواد غذایی به شوروی) و نیز استقرار نظامیان خارجی كه از جبهه های دوردست و آلوده به بیماری ها منتقل شده بودند اعلام شده بود.
    شدت تیفوس از تیرماه آغاز شده بود و در ماههای بعد هر روز در تهران دهها تن از تیفوس جان می سپردند. ماموران بهداشت با یافتن نشانی تیفوسی ها همسایگان را از رفت و آمد به منازل آنان و دیدارشان منع می كردند. كمبود دارو هم مزید برعلت شده بود و باعث افزایش تلفات می شد. این بیماری ناشی از فقر كه ناقل عمده آن «شپش» است تلفات سنگینی به تهرانی ها وارد ساخت. سوء تغذیه مردم به دلیل حمل اجباری غلّه ایران به شوروی باعث گسترش بیماری های عفونی دیگرهم شده بود كه ضعف جسمانی ناشی از كمبود غذا به رشد آنها كمك می كند. این تلفات سنگین استدلال آنان را كه می گفتند اگر ارتش را مرخص نكرده و سربازان وطن دست به دفاع زده بودند شماری كشته می شدند بی اعتبار كرد، زیرا كه تلفات جنگ به پایه مرگ از بیماری ها ناشی از اشغال نظامی نمی رسید. تازه، جنگ دفاعی وظیفه مقدس یك ملت است حتی اگر شكست در چنین جنگی از قبل قابل پیش بینی باشد.
    در جنگ جهانی اول، تلفات در جبهه ها 5 میلیون و پانصد هزار و مرگ و میر از آنفلوآنزای ناشی از آن جنگ 23 میلیون تن بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
عباس اسكندری ناشر روزنامه سیاست، دبیراول حزب توده، و فرماندار تهران


عباس اسكندری از كمونیستهای سرشناس ایران یازدهم اسفند 1320 روزنامه «سیا ست» را منتشر كرد كه بعدا عملا ارگان حزب كمونیست توده شده بود.
     فعالیت های كمونیستی در ایران، تقریبا بلافاصله پس از كناره گیری رضاشاه ازسرگرفته شده بود و كمونیستها تا بهمن سال 1327 كه حزب توده به تصمیم شاه، فشار قدرتهای خارجی و تصویب دولت و مجلس غیر قانونی شد به مقامهای دولتی مهمی از جمله عضویت شورای وزیران و نمایندگی مجلس نائل شده بودند. تیراندازی به سوی شاه در 15 بهمن 1327 در دانشگاه تهران فرصت مناسبی به دست مخالفان حزب توده داد تا آن را غیر قانونی كنند. بعضی قدرتهای خارجی خواهان قطع تمامی فعالیت كمونیستی و چپگرایی در ایران بودند.
     عباس اسكندری كه رئیس كمیته تهران حزب توده بود در اجلاس 19 اسفند 1321 كنگره این حزب به سمت دبیر اول حزب توده انتخاب شد. وی در دوران نخست وزیری قوام السلطنه، در خرداد 1325 فرماندار تهران شد و به این وسیله حكومت پایتخت در اختیار حزب توده قرارگرفت. هنوز تهرانی های قدیمی خیابانی در غرب تهران (موازی نواب شمالی) را خیابان اسکندری خطاب می کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قصه پرغصه زمین خواری در ایران که «تاریخ» شده است - انتشار اسامی مسیل خوارهای تهران در روزنامه ها
شورای شهر تهران 11 اسفند سال1347 (دوم مارچ 1969) اسامی پاره ای از كسانی كه سیل گیرها و تپه های اطرف این شهررا با جعل سابقه (وراثت) و تبانی با برخی ماموران ثبت اسناد به نام خود ثبت داده و بالا كشیده بودند به روزنامه ها داده بود تا منتشر کنند و مردم آگاه شوند و از آنان «زمین» نخرند و اخطار شده بود که به این اراضی پروانه ساختمان داده نخواهد شد. تعقیب قضایی بیشتر این زمین خوارها دشوار بود زیرا که ثبت سندها مربوط به دهه های پیش از آن بود و مشمول قاعده «مرور زمان» شده بود. چند روز پیش از این تصمیم شورای شهر تهران، دولت مقررات مربوط به محدوده 25 ساله تهران را با هدف جلوگیری از بزرگ شدن غیر ضروری این شهر به اجرا در آورده بود و ایجاد ساختمان و دادن خدمات شهری در خارج از محدوده را ممنوع کرده بود که پس از پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 (11 فوریه 1979)، ضابطه محدوده نادیده گرفته شد و گروهی از موقع و فرصت به دست آمده استفاده كردند و بدون كسب پروانه، حتی در ساعات شب در اراضی خارج از محدوده از جمله اراضی متعلق به غیر به ساختن خانه سرگرم شدند و بدون مجوز، آب و برق دولتی به این ساختمانها وصل كردند و مشكلات شهری تهران و گسترش بی رویه شهر از همان زمان آغاز شد و متعاقب آن سیل مهاجرت به پایتخت سرازیر گردید و ....
     ماجرای مسیل خواری و هرنوع زمین خواری در تهران و چند شهر دیگر ایران قصه ای است طولانی که ضعف اداری و اخلاقیات، خودخواهی و آزمندی شماری از شهروندان را منعکس می کند. درپی تغییر نظام حکومتی ایران، شورای انقلاب داشتن بیش از یك خانه و یك آپارتمان را ممنوع كرده بود و كسی می توانست دارای زمین ساختمانی باشد كه كمتر از یك خانه و یك آپارتمان می داشت و اراضی موات (بی حاصل و عملا مرده) نمی توانست بیش از مدت معینی بلا استفاده بماند. این قانون و نیز تاسیس سازمان اراضی شهری داشت مسئله زمین خواری را حل می كرد كه كان لم یكن شد (ازمیان رفت) و بعدا با وضع ضوابط دیگری، به نام ایجاد تاسیسات و انبار و ... اراضی دولتی را واگذارکردند که به جای ساخت انبار و ... بفروش رفتند و خانه سازی شدند حتی روی کوهها و در ارتفاعات که از عوامل بزرگ شدن چند شهر و تهران است که تهران بر روی کمربند زلزله قرارگرفته است. پس از انقلات تاچند سال افراد جرات نمی کردند برای مدتی طولانی به سفر روند و کسی را درخانه نگذارند زیرا که تصاحب و با شرایطی واگذار می شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ممنوع الخروج و ممنوع المعامله شدن مقامات و ثروتمندان
نهم اسفندماه 1357 و 17 روز پس از سقوط نظام سلطنتی، اعلام شد که تا آن روز در ایران، 16 هزار تَن ممنوع الخروج از کشور و ممنوع المعامله شده اند و باید رسیدگی شود که اموالشان را از راه درست کسب کرده باشند. این رسیدگی شامل افرادی هم می شد که در سال انقلاب کشور را ترک کرده بودند. گفته شده بود که اگر ثابت شود که اموال آنان از راه سوء استفاده و اِعمال نفوذ به دست آمده باشد، قضیه به دولت محل اقامت اعلام خواهد شد تا آنان را جهت محاکمه تحویل دهد و یا خود، با حضور وکیل دولت ایران محاکمه کند. قاعدتا دولت های دیگر هم نباید افراد فاسد را پناه و اقامت دهند. حمایت از یک فاسد زیبنده هیچ دولتی نیست.
    از سی ام بهمن ماه 1357 نقل و انتقال دارایی مقامات و ثروتمندان تا پایان رسیدگی ممنوع شده بود و محاضر و کنسولگری ها تا سال ها وکالت نامهِ انتقال اموال ثبت نمی کردند. بعدا به محاضر لیست ممنوع المعاملات داده شد ولی کنسولگری های جمهوری اسلامی در خارج همچنان وکالت نامه انتقال مال را مُهر نمی زدند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزنامه ای به نام «پیغام امروز»

    هشتم اسفندماه 1357 رضا مرزبان روزنامه نگار بنام و چپگرا (که 28 دسامبر 2013 در پاریس و در 85 سالگی از بیماری سرطان درگذشت) انتشار روزنامه «پیغام امروز» را از سر گرفت. عبدالرسول عظیمی سردبیر کیهان پس از رفتن از این روزنامه، در سال 1344 پیغام امروز را در قطعی کوچکتر از روزنامه های معمولی و به صورت روزنامه «عصر» منتشر کرده بود اما به رغم اینکه سردبیر آن رضا مرزبان بود، از عهده رقابت با دو روزنامه معروف عصر ـ کیهان و اطلاعات ـ برنیامده و شکست خورده و تعطیل شده بود. تعطیل شدن پیغام امروز، سبب کنار رفتن رضا مرزبان از روزنامه نگاری نشده بود که از فعالان سندیکای روزنامه نگاران بود. رضا (متولد مشهد)که کار روزنامه نگاری را در دوران حکومت مصدق، از روزنامه های حزب توده بویژه روزنامه «بسوی آینده» و نشریه طنزنگار «چلنگر» آغاز کرده بود، در پی براندازی 28 امرداد 1332 دو سال زندانی شده بود. وی پس از رهایی از زندان به استخدام کیهان در آمده و در اینجا با عبدالرسول عظیمی آشنا شده بود. پس از عظیمی، دکتر مهدی سمسار سردبیر کیهان شده بود. کیهان با چپ نویسی و بکارگرفتن چپ نگاران، پیروزمند رقابت دو روزنامه بزرگ عصر بود.
    رضا مرزبان که از ترتیب دهندگان اعتصاب 62 روزه مطبوعات در سال 1357 بود و با ملی گرایان هم دوستی داشت، انتشار پیغام امروز را با همکاری شاگردان خود در مدرسه روزنامه نگاری کیهان (دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی)از سرگرفته بود و به مطالب مربوط به کارگران و روشنفکران توجه بیشتری داشت و تصمیمات و اقدامات دولتی را تواَمأ با نظرات مردم و تفسیر اصحاب نظر منتشر می کرد که سوء ظن مقامات را به دنبال داشت و از اواخر اَمُرداد 1358 تعطیل شد و رضا تا سال 1361 زندگی نیمه مخفی داشت و چون مدرسه روزنامه نگاری هم ضمیمه دانشگاه علّامه شده بود ترک وطن کرد و 32 سال در فرانسه بود. وی در اینجا هم تلاش هایی برای ادامه کار مطبوعاتی به عمل آورد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
میشل دو مونتاین، مطالعه انسان و شکوفاساختن استعدادها
Michel de Montaigne

28 فوریه زادروز «میشل دو مونتاین Michel de Montaigne» فیلسوف و نویسنده دوران رنسانس فرانسه است كه در 1533 متولد و در 13 سپتامبر 1592 درگذشت.
    این اندیشمند و ادیب كه عقیده داشت برای مطالعه بشر، پژوهشگر باید نخست خود را تحت مطالعه قراردهد، یك اثر چندین جلدی تحت عنوان «رسائل» دارد. وی احتمالا نخستین متفكری است كه روش جامعی برای بررسی و مطالعه انسان به دست داده، از این قرار: شناخت طبیعت بشر[فرد]، شناخت عادات بشر[فرد]، شناخت عقاید بشر[فرد]، و شناخت استعدادهای بشر[فرد].
    این فیلسوف، مخالف پژوهش صرفا كتابی است و می گوید كه در جستجوی حقیقت باید سفر كرد، كتاب خواند و اندیشه كرد. به نظر او، محقق باید از تردید خارج نشود تا حقیقت را به دست آورد. وی كه در دانشگاه تولوز تحصیل كرده بود می گوید: خدا استعداد را در انسان به ودیعت نهاده است و برای نهایت استفاده از استعدادها، باید افق باز باشد و مانع بر سر راه شكوفا شدن استعداد نباشد. حکمران [دولت] مکلف به شکوفاساختن اتباع است و ....
     در زمینه ادبیات، مونتاین كه تاكید بر ساده نویسی و حتی بكار بردن زبان محاوره كوچه و بازار در نوشتن مطالب را دارد نوشته است: روزی كه به جای شاهزادگان، «جامعه» مشوق پرورش استعدادها شود بشریت به اوج سعادت خواهد رسید.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آموزش و پرورش
گشت و گذاری در یک کتابخانه عمومی آمریکا ـ تسهیلات و طرز کار با هدف ارتقاء سطح فرهنگ مردم
به گزارش مجله روزنامک ـ شماره بهمن ماه 1394، در کتابخانه های عمومی ِ امروز کتاب خواندنِ (چاپی و دیجیتالی)، خواندن کتاب های دیجیتالی ِ کتابخانه از راه دور، کامپیوتر و تکنولوژی از جمله طرز کار با تَبلت ها، فایل مَنِیجمِنت، اینترنت و اینترنت سِیفتی، سوشِل میدیا، ای ـ میل، اِکسل، پاورپوینت و ... تدریس می کنند و عمدتا به صورت توتور (یک معلم ـ یک شاگرد) و به نامTech Time تِک تایم و .... برای یادگرفتن به صورت «تِک تایم» باید تلفنی، حضوری و یا ایمیلی وقت گرفت و همه چیز رایگان است یعنی که شهرداری شهر هر ساعت 20 تا 30 دلار به معلم (کتابدار) می دهد تا به یک فرد، درس استفاده از ابزارهای دیجیتال را بدهد و این کار محدود به یک بار و دو بار رفتن و در کلاس شرکت کردن نیست یعنی که یک فرد می تواند دویست بار برود و یاد بگیرد. کتابخانه ها دارای باشگاه کتاب هستند که در اینجا روش تحقیق و یافتن مطالب، «نوشتن» ازجمله انواع کتاب نویسی و مقاله نگاری نیز تدریس می شود. هر ماه در یک روز تعطیل آخر هفته «روز فروش کتاب های دست دوم و اهدایی» است به بهای بسیار ناچیز (5 در صد بهای روی جلد). کتابخانه ها پس از وارد شدن چاپ تازه یک کتاب، چاپ قبلی آن را از آن طریق به مردم شهر می دهند تا کتابخوانی و «خواندن ـ مطالعه» عادت شود.
     در کتابخانه های عمومی شهرها سالن های بزرگ و کوچک برای تشکیل کنفرانس وجود دارد از سالن چند نفره تا صدها نفره و استفاده از آنها رایگان است. همچنین اطاق های مطالعه ـ نه اطاق مطالعه کتاب های کتابخانه، بلکه دعوت از معلم خصوصی برای تدریس به فرد در آنجا و یا مذاکره با فرد و افراد. به عبارت دیگر؛ معلم سرخانه برای تدریس به خانه افراد نمی رود بلکه در ساختمان کتابخانه این تدریس صورت می گیرد. هر کتابخانه اطاق های مطالعه و کنفرانس خودرا به نام یک نویسنده، اندیشمند و دانشمند تابلو زده است مثلا ارنست همینگوی، ویکتور هوگو و ....
     برخی از نمایشگاههای هنری و ... در همین کتابخانه ها بر گزار می شود. تقریبا همه مجلات و بیشتر روزنامه ها در هر کتابخانه برای مطالعه موجود است. نظرسنجی ها در باره کتاب و رسانه ها (محتوای آنها) در همینجا انجام می شود. در ورودی های هر کتابخانه رَک های متعدد قرار داده اند برای گذاردن و توزیع نشریات رایگان و هرکس می تواند نشریه خودرا در آنجا بگذارد. کتابخانه ها چند دیوار خودرا اختصاص به قراردادن و نصب آگهی (فرد به فرد) نه تجاری داده اند تا هرکس که بخواهد کارت خود و یا نیازمندی اش را در آنجا بگذارد و دیگران ببینند. در کتابخانه های عمومی که دارای بوک موبیل (کتابخانه بسیار داخل اتوبوس ویژه) هم هستند می شود از اینترنت و کامپیوتر رایگان و «وای ـ فای» و ماشین فتوکپی استفاده کرد. کتابخانه ها ماشین تحریر هم برای استفاده مراجعین خود دارند.
     در گوشه و کنار کتابخانه ها محل نشستن و لمیدن برای استراحت و خواندن نشریات و کتابها وجود دارد و افراد با هم در آنجا قرار ملاقات می گذارند. تالار مطالعه نوجوانان از بزرگسالان جدا است. در هر کتابخانه درصورت درخواست، راهنمایی می کنند که چگونه کار (شغل)، دکتر، تعمیرکار و ... یافت. کتابخانه های عمومی معمولا در جایی ساخته شده اند که دسترسی به آنها آسان باشد (نزدیک ایستگاه مترو و یا اتوبوس) و در محلی که جای پارک کردن اتومبیل باشد مثلا حاشیه پارک های عمومی.
    در اینجا عکس هایی از اینها تسهیلات را که در چارچوب ارتقاء معلومات و سطح آگاهی ها در کتابخانه عمومی شهر 240 هزار نفری چساپیک آمریکا (استیت مشترک المنافع ویرجینیا) به وجود آمده اند می بینید.
    
مِلیسا و جنیفر دو کتابدار یکی از 7 کتابخانه عمومی شهر چساپیک آمریکا که ضمن انجام وظایف کتابداری، کار تدریس طرز استفاده از ابزارهای دیجیتال، کتابخوانی دیجیتالی از راه دور را به هرکس که بخواهد برایگان تدریس می کنند. شهر چساپیک دیوار به دیوار 4 شهر دیگر قرار گرفته است که جمعا دو میلیون جمعیت دارند و دارای سه دانشگاه و 5 کامیونیتی کالج (کالج دو ساله) و 20 مدرسه حرفه ای ـ فنی و بزرگسالان. کتابخانه های دانشگاهی را کتابخانه پژوهشی می خوانند


    
ساختمان یکی از کتابخانه های شهر چساپیک (استیت مشترک المنافع ویرجینیا)


    
گوشه ای کتابخانه


    
یکی از کنفرانس روم های کوچکتر


    
یکی از چندین اطاق مطالعه (و تدریس یک معلم یک شاگرد)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
آیا وحشیان تمدن 5 هزار و 500 ساله دارند؟!
تصویر «چان باهلوم»
باستانشناسان جهان یك میدان عمومی (پلازا) پنج هزار و پانصد ساله را در منطقه كاسما واقع در 370 كیلومتری شهر لیما پایتخت كشور «پرو» از دل خاك خارج ساخته اند (عكس زیر). آنان و ازجمله باستانشناسان آلمانی در فوریه 2008 روزنامه نگاران را برای دیدار از این آثار تمدن بشر دعوت كرده بودند. این پلازا و آثار دیگری كه در «پرو» و سایر نقاط قاره آمریكا و به ویژه در مكزیك به دست آمده حكایت از پیشرفته بودن تمدن بومیان (سرخپوستان) این قاره می كند كه اروپائیان پس از ورود به اینجا و مخصوصا در شمال و منطقه ای كه انگلیسی ها پای نهاده بودند، این بومیان را به بهانه عدم تمدن و وحشی بودن نابود كردند و اراضی شان مالك شدند!. آنان را وحشی خوانده بودند زیرا كه حاضر نشده بودند برایشان كار كنند، فرمانشان را ببرند، استثمارشان شوند و به صورت برده مهاجران مهاجم درآیند. اسپانیایی ها 514 سال و انگلیسیها 400 سال پیش قدم به قاره آمریكا گذاشتند. سایر اروپاییان در آن فاصله. محاسبات تقویمی قوم مایا (سكنه مكزیك جنوبی و گواتمالا، هنگام مهاجرت تهاجمی اروپاییان) به قدری دقیق است كه ریاضیون از تقویم آنان روز درگذشت پادشاهشان چان باهلوم دوم (كان بالام ـ 2) را كه مطابق بیستم فوریه سال 702 میلادی بود به دست آوردند كه 67 سال زندگی كرده بود. طبق همین تقویم، وی در دهم ژانویه 684 میلادی در شهر پالنكه تاجگذاری كرده بود و تصویر او (عكس بالا، سمت چپ) در همین منطقه به دست آمده كه كامل تر و زیباتر از تصاویر نقاشی شده آن زمان در اروپاست.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نبردهای دریایی آمریکا و ژاپن در اقیانوس آرام
در پی شبیخون نیروی دریایی ژاپن به پایگاه دریایی آمریکا در پرل هاربر (هاوایی) در دسامبر 1941 و تصرف سنگاپور، هنگ کنگ، گوام، فیلیپین و چند جزیره دیگر در اقیانوس آرام، این اقیانوس در سال 1942 صحنه چند جنگ دریایی و عمدتا میان آمریکا و ژاپن قرارگرفت که در سالهای بعد از آن هم ادامه یافت. مقدمات این نبردها از مارس 1942 فراهم آمده بود.
    معروف ترین این نبردها، جنگ دریایی Coral Sea در منطقه ای میان گینه پائوآ، استرالیا و جزایر سولومون است.
     امپراتوری ژاپن قصد تصرف بندر مورسبیMoresby واقع در گینه نو (گینه پائو آ) و نیز تالوجی Talugi واقع در جزایر سولومون را کرده بود تا بتواند از اینجا، استرالیا را مورد حمله قرار دهد و دست دولت لندن را از جنوب اقیانوس آرام نیز کوتاه کند.
    دولت آمریکا که از قصد ژاپن آگاه شده بود دو ناوهواپیمابر لکزینگتونLexington و یورک تاون Yorktown که 128 هواپیما در عرشه خود داشتند با 9 رزمناو و 13 ناوشکن روانه منطقه کرد و استرالیا هم که خودرا در مخاطره می دید کمک فرستاد. تا رسیدن این نیروها، ژاپنی ها تالوجی را تصرف کردند. ناوگان اعزامی آمریکا خودرا با دو ناو هواپیمابر سنگین و یک ناو هواپیمابر سبک، 9 رزمناو، 15 ناوشکن و شماری ناوچه و مین جمع ژاپنی رو به رو دید. سه ناو هواپیمابر ژاپنی 127 هواپیما در عرشه داشتند.
    در نخستین روز نبرد 4 روزه کورال سی (چهارم تا هشتم ماه می1942) ناوگان آمریکا ناوهواپیمابر ژاپنی شوهو Shoho را غرق کرد و ژاپنی ها نیز یک ناوشکن آمریکایی را. روز بعد ناو هواپیمابر لکزینگتون با حمله ژاپنی ها آتش گرفت و فرماندهی آمریکا در این نبرد تصمیم به غرق کردن آن گرفت. در این روز ناو هواپیمابر ژاپنی شوکاکو Shokaku نیز آسیب دید. در دو روز بعد، ناو هواپیمابر یورک تاون نیز مختصر آسیب دید و یک ناوشکن ژاپنی غرق شد. جمع هواپیماهای ساقط شده دو کشور در نبرد کورال سی 161 فروند بود. در پایان نبرد، هر دو دولت اعلام پیروزی کردند. زد و خورد دریایی در این منطقه به همین یک نبرد خاتمه نیافت و نبرد دریایی گوادال کانال را در آگوست 1942 و نبرد دریایی گینه نو در ژانویه و فوریه 1943 را به دنبال داشت و همچنین نبرد بیسمارک سی. گوادال کانال از جزایر سولومون آیلندز است.
    درست یک ماه بعد و از چهارم ژوئن 1942 نبرد دریایی سرنوشت سازی میان آمریکا و ژاپن در اطراف جزیره مرجانی میدوی Midway واقع در شمال غربی مجمع الجزایر هاوائی که به یک فاصله از دو قاره آسیا و آمریکا واقع شده است روی داد. هدف آمریکا از این نبرد پیشگیری از تعرض ژاپنی ها به جزایر فیجی و ساموآ بود. ناو هواپیمابر یورک تاون برای شرکت در این نبرد با شتاب خودرا به میدوی رسانیده بود که بر اثر حمله ژاپنی ها غرق شد. در نبرد دریایی میدوی که به پیروزی آمریکا انجامید، چهار ناو هواپیمابر ژاپنی و یک رزمناو این کشور نیز غرق شدند. در این نبرد، 3 ناو هواپیمابر آمریکایی، 25 کشتی نظامی دیگر و 360 هواپیما شرکت داشتند. در این نبرد، آمریکا یک ناوشکن و 150 هواپیما نیز از دست داد. تلفات ژاپنی ها علاوه بر از دست دادن چهار ناو هواپیمابر، یک رزمناو و 248 هواپیما بود.
    
ناوهواپيمابر آمريكايي «يورك تاون» هفتم ژوئن 1942 در «Midway» واقع در اقيانوس آرام زير حملات هوايي ژاپني ها قرار گرفته بود


    
ناو هواپيمابر يورك تاون در «Midway» پس از حملات ژاپني ها به اين حالت افتاد و غرق شد


    
ناوهواپيمابر آمريكايي Lexington در جريان نبرد دريايي «Coral Sea» در اقيانوس آرام جنوبي (ميان استراليا، گينه نو و سولومون آيلند) در پي حملات ژاپني ها آتش گرفت و نيروي دريايي آمريکا مجبور شد آن را غرق کند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اتحادیه كشورهای عربی که چندی است بی خاصیت شده است


اتحادیه کشورهای عربی در اجرای پروتكل اكتبر سال 1944 اسكندریه در مارس 1945 آغاز بكار کرد. دفاتر آن از یکم مارس این سال آغاز بکار کرده و نخستین نشست آن 22 مارس 1945 تشکیل شده بود تا منشور اتحادیه را تصویب کند.
    سوریه، عراق، سعودی، مصر، یمن، لبنان و اردن موسسان آن بودند و از آنجا كه در اساسنامه قید شده بود که تنها كشور های مستقل عربی می توانند به عضویت این اتحادیه درآیند بعدا به تدریج اعضای آن تا 22 كشور افزایش یافت. رسانه ها برای سهولت كار، آن را «اتحادیه عرب» می نویسند.
    اصول 20گانه منشور اتحادیه كشورهای عربی كه 22 مارس 1945 به تصویب رسید هدف از تاسیس این اتحادیه را تقویت مناسبات، همكاری سیاسی، داشتن وحدت نظر در قبال مسائل بین المللی، محافظت از منافع مشترك، گسترش همیاری های اقتصادی و همكاریهای اجتماعی و فرهنگی، و ... قرار داده است كه بعدا دارای ضمائم متعدد شده است. این اتحادیه دارای یك شورای دائمی است و هر عضو صرفنظر از جمعیت كشور ــ در این شورا دارای یك رای مساوی با دیگران است و اعضای اتحادیه متساوی الحقوق هستند. سازمان مركزی اتحادیه در قاهره مستقر است . این اتحادیه در پی سفر سادات به اسرائیل عضویت مصر را به حالت تعلیق در آورده بود و دستور داده بود كه اعضای اتحادیه با مصر قطع مناسبات كنند و مقر اتحادیه را هم از قاهره به جای دیگر منتقل كرده بود که بعدا عضویت مصر تجدید و مرکز (دبیرخانه اتحادیه) به قاهره بازگشت داده شده است.
    اتحادیه كشورهای عربی که چندی است بی خاصیت شده و نامی است بر کاغذ ایکم مارس 2003 در چهل و هشتمین سال تاسیس خود با تصمیماتی که در نشست شرم الشیخ گرفت تكانی به خود داد، ولی این تکان تنها روی کاغذ بود. مرور زمان ثابت کرد که به تصمیمات آن اعتنا نشد و هیچگونه تاثیر نداشت و اتلاف وقت و به قولی یک نمایش بود. كم كاری سالهای گذشته و نومیدی لیبی از ادامه حیات این اتحادیه و انتقاد روشنفكران عرب، احتمال فترت و از فعالیت افتادن آن را بالا برده است.
    در نشست اول مارس 2003 در شرم الشیخ (مصر) كه به منظور رسیدگی به اختلاف آمریكا با عراق برگزار شده بود این تصمیمات گرفته شد كه رعایت نشد و مورد اعتنا و احترام قرارنگرفت:
    ــ رد هرگونه تهاجم و تهدید به عراق و هر كشور عربی دیگر.
    ــ لزوم حل مسئله عراق از راههای مسالمت آمیز.
    ــ دادن وقت بیشتر به بازرسان سازمان ملل كه باید با نظر مثبت به كار ادامه دهند.
    ــ خودداری كشورهای عربی از مشاركت در مساعی نظامی بر ضد عراق و هر كشور عربی دیگر.
    ــ ایجاد كمیته ای برای توجیه طرفهای مختلف در گیر در مسئله عراق از نظرات اتحادیه.
    ــ حمایت از مردم عراق كه سالهاست در زحمت از تحریم هستند.
    ــ یادآوری مسئولیت شورای امنیت به اعضای آن كه جان مردم عراق را به مخاطره نیندازند.
    ــ تقبیح تلاش آمریكا كه می خواهد در منطقه تغییر بوجودآورد، به ویژه سعی آن دولت به نصب رهبر تازه ای در عراق است كه این امر از حقوق مردم عراق است و نه تحمیل از خارج.
    ــ هرگونه خلع سلاح از جنگ افزار های كشتار جمعی باید شامل اسراییل هم شود و منطقه عاری از این نوع اسلحه گردد.
    
منظره يک نشست اتحاديه كشورهاي عربي

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز مردی كه برخی از جهانیان او را یك خائن می دانند


دوم مارس، زادروز میخائیل گورباچف است كه در 1931 در منطقه ستاوكوپل به دنیا آمد، در دانشگاه در رشته حقوق تحصیل كرد و از جوانی عضو حزب كمونیست بود و به عضویت كمیته مركزی و دبیر اولی این حزب هم رسیده بود. او سی ام آگوست 2022 و در 91 سالگی درگذشت. گورباچف دارای یک فرزند بود و زنش 23 سال پیش از او مرده بود.
    شماری بسیار او را به چشم یك خائن به سوسیالیسم و میهن (روسیه بزرگتر) می دانند و خواهان محاكمه او و وقوف بر حقایق بودند كه چگونه بلوك شرق (اعضای پیمان ورشو)، شوروی و حزب كمونیست این كشور از میان رفتند، بدون این كه جنگی رخ دهد، انقلاب و ناآرامی و مخالفت توده ای صورت گیرد. فروپاشی جماهیریه شوروی (روسیه تزاری پیشین) بزرگترین معمّای تاریخ بشر خوانده شده است.
    بلوك شرق نتیجه مرگ بیش از 27 میلیون تبعه شوروی به دست ماشین جنگی هیتلر، و حزب كمونیست حاصل دهها سال تلاش، انقلاب و دربدری میلیون ها انسان بود و ....
     روس ها سالها لب فرو بستند و امساك را تحمل كردند تا دولتشان اسلحه پیشرفته كه در جهان تنها وسیله اِعمال قدرت است بسازد كه معلوم نشد بر سر این سلاحها و تكنولوژی فضایی پیشرفته روسیه چه آمده است. استالین صاحبان اراضی و املاک و تأسیسات را از میان بُرد تا آنها را به مالكیّت جامعه در آورد كه پس از فروپاشی شوروی آنها را فروختند و .... کارخانه ها و اموال عمومی را حرّاج کردند و تقریبا به مُفت به چند نفر دادند که معلوم نبود در کشورِ قبلا سوسیالیستی از کجا این پول را آورده بودند.
    تقسیماتِ امپراتوری روسیه پس از سوسیالیستی شدن، فورمالیته بود تا الگویِ جهان تَک دولتی قرار گیرد كه پس از فروپاشی، در هر جمهوری چندنفری برای تصاحب اختیارات و ماندن درصدر قدرت آن را جدّی و جدایی دائمی گرفته اند و ... و اینها همه آتش هایی در زیر خاكسترند كه پاسخگویی جز گورباچف و همدستانش نداشته اند.
    مردم سایر كشورها به گورباجف به چشم فردی نگاه می كنند كه عمدا و یا از روی نادانی، نظام دو ابر قدرتی و موازنه نیروها را در جهان از میان بُرد که مسائل کنونی جهان نتیجه آن است. وی سفرهای متعدد به آمریكا و انگلستان كرد و برایش با دستمزد گزاف جلسات سخنرانی برگزار می كردند و ....
    گورباچف كه از عمل خود شرمنده نشده بود،بعدا و ظاهرا مذهبی هم شده و حتی خود را رئیس «صلیب سبز!» بین المللی خوانده بود. تعجب در اینجاست که مقامات کنونی روسیه که دَم از میهندوستی هم می زنند سخنی از اشتباهات و یا خیانت های گورباچف و احیانا تحقیق قضایی و محاکمه او بزبان نیاوردند و با اینکه دومای روسیه تصویب کرد که عمل تجزیه جماهیریه بدون برگزاری یک رفراندم سراسری غیرقانونی بوده، این مصوّبه اجرایی نشده و پوتین که آن فروپاشی را یک مصیبت بزرگ خوانده اقدامی جز بازگرداندن کریمه و دو منطقه در شرق اوکراین صورت نگرفته است. شاید که عملیات نظامی در اوکراین تداوم داشته و ....
    
گورباچف در طول زمامداري خود بارها با سران وقت آمريكا ملاقات و مذاكره كرد و مدعي شد كه با آنان دوست شده است . عكس ، او را در كاخ سفيد در كنار ريگن رئيس جمهوري وقت آمريكا نشان مي دهد


    
یکی از آخرین عکس های منتشرهِ گورباچف که در نیمه دوم دهه دوم قرن 21 از او گرفته شده است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و گورباچف در هفتاد و هشمین زادروز خود گفت که ولادیمیر پوتین در همان راهی گام گذارده که تزارها آن را طی می کردند ـ بازگشت به جنگ سرد
گورباچف در مارس 2009

دوم مارس 2008 میخائیل گورباچف عامل فروپاشی جماهیریه شوروی که در این روز 78 ساله شده بود در مصاحبه ای که به این مناسبت با او شده بود گفت که ولادیمیر پوتین در همان راهی گام گذارده که تزارها آن را طی می کردند و آن دور شدن از لیبرالیسم است و بازگشت به نظام حکومتی پیشین (پیش از انقلاب بلشویکی). واضح است که این بازگشت، جنگ سرد دیگری را به دنبال خواهد داشت و تفاوت در این خواهد بود که پوتین بیباکتر از رهبران شوروی سابق و تزارها است و نهایتا از ریسک کردن، هراس و واهمه به دل راه نخواهد داد. او یک افسر امنیتی بوده و افرادی با چنین تجربه، با محاسبات دقیق عمل می کنند یعنی که برای اجرای برنامه هایشان و رسیدن به هدف، عجله نمی کنند تااینکه فرصت به دست آورند.
    گورباچف (متولّد 2 مارس 1931 و از 1985 تا آخرین روز سال 1991 رهبر جماهیریه شوروی) در حالی از لیبرالیسم و دمکراسی (رای و اراده مردم) سخن می گفت كه یك تنه (بدون برگزاری رفراندم سراسری که لازمه قانونی بودن است) فروپاشی شوروی را تحمّل كرد و ....
    گورباچف در این مصاحبه همچنین گفت که بحران مالی جاری جهان (بحران سال 2008) ناشی از افسار گسیختگی کاپیتالیست ها است که پس از فروپاشی شوروی میدان را برای هرکاری برای پُر کردن جیب، باز دیده بودند و این مسئله، راه حلی ندارد جز با تعدیل کاپیتالیسم، تعیین سقف برای ثروت فردی (شخصی) و پذیرفتن بعضی از اصول سوسیالیسم و ساخت «ایسم» تازه ای از ترکیب این دو نظام.
    وی در عین حال گفت هدف او از گلاسنوست و پرسترویکا (فضای باز سیاسی و اصلاح ساختار)، حذف کامل سوسیالیسم و فروپاشی جماهیریه نبود بلکه با در پیش گرفتن راه رسیدن به این دو روش و تبلیغات گسترده ای که در خارج از محدوده ما برای آنها شد مهار کنترل از دستمان خارج شد. گورباچف از فروپاشی شوروی تلویحا ابراز تاسف کرد و گفت که مایل است باردیگر همگرایی این ملل و بویژه وحدت روسیه، بلاروس، اوکراین و کزاخستان را ببیند.
     او در این مصاحبه، بدون ذکر دلیل، اعتراف کرد که عالما عامدا به خروج اروپای شرقی از حوزه نفوذ مسکو کمک کرد که نتیجه کار مطلوب ما نبود.
    بیش از هشتاد درصد روس ها، اشتباهات گورباچف را «خیانت به وطن» می پندارند. برخی از مورّخان نوشته اند كه وی دچار خودبزرگ بینی و در نتیجه خودفریبی شده بود. پاره ای دیگر نوشته اند كه گورباچف از آغاز زمامداری هم شایستگی رهبری را نداشت و به آسانی گول وعده های ریگان و تاچر (واشنگتن و لندن) را خورد و ناخواسته به دام آنان افتاد که از یک مقام اطلاعاتی سابق بعید بود.
    «تاریخ» از گورباچف به نام فردی یاد می كند كه به دست خود و بدون شکست در جنگ، یك امپراتوری بزرگ را كه تزارها بر پایه ناسیونالیسم روس در طول سه قرن ساخته بودند و بلشویك ها آن را به كانون جهانی ایدئولوژیك و یك قدرت عظیم نظامی تبدیل كرده بودند متلاشی ساخت. در طول تاریخ بشر، هیچ كشوری به آن صورت به دست چند فرد از میان نرفته است. بنابراین، دشواری های مردم جماهیریه شوروی سابق به حساب او و سه مقام دیگر ازجمله یلتسین نوشته شده است و طبق اصول روانشناسی نباید در دوران كهولت آرامش خیال و وجدان داشته باشد. او از روزی می هراسد كه روس ها به خود آیند اورا بگیرند و محاكمه و مجازات كنند و لذا آرامش خیال ندارد. سران 30 دولت که متوجه این بیم گورباچف شده اند در طول 18 سال منتهی به 2008 به او اشاره کرده اند که می تواند به کشور آنان برود و بدون دغدغه اقامت کند. بعضی متفكران روس حتی كودتای به اظهار آنان؛ کودتای جعلی آگوست 1991 را كار خود او می دانند تا شوروی زودتر فرو بپاشد. فروپاشی شوروی به این صورت، تا حدی هم نتیجه آسان باوری کرملین نشینان در دهه سوم قرن 20 بود كه اجازه دادند امپراتوری روسیه به صورت جمهوری های اسمی متعدد درآید تا الگوی یک حکومت جهانی مشترک المنافع قرارگیرد و سران و مقامات ارشد این جمهوری های روی كاغذ، در اواخر حكومت گورباچف با استفاده از ضعف های او و با حمایت قدرت هایی كه می خواستند فروپاشی به صورت دائمی درآید اعلام استقلال كردند، حال آن كه خطوط مرزی آنها (بمانند مرزبندی آفریقای سیاهپوست) طبیعی نبوده است. قدرت های مورد بحث پس از فروپاشی، اقدام به ایجاد هرج و مرج در روسیه فدراتیو و برهم زدن و تضعیف و انحلال جامعه مشترک المنافع آن كرده اند، در قرقیزستان، گرجستان و اوکراین درگیری های داخلی براه انداختند، بالتیک شوروی سابق را وارد ناتو کرده و در این منطقه ـ درون شوروی سابق و در دیدگاه کرملین نظامی مستقر ساخته اند و ... ولی هنوز به نتیجه ای که می خواهند نرسیده اند.
     قدرت های سودبر از فروپاشی شوروی تلاش گروهی كردند تا در سال 1991 به گورباچف كه پای بر خون 27 میلیون روس گذارده و بدون دریافت غرامت، عزم تخلیه آلمان شرقی از ارتش شوروی را كرده بود جایزه صلح نوبل و نشان «آلمانی قرن» داده شود، حال آن كه با خارج شدن قدرتی به نام شوروی از صحنه، و باقی ماندن تنها یك قدرت در جهان، آرامش جهانی بیش از گذشته متزلزل شد و مسائلی چون عراق و افغانستان و ... به وجود آمد و .... به گورباچف وعده داده شده بود كه اگر انحلال پیمان ورشو را اعلام دارد، ناتو را منحل و یا به صورت یك سازمان سیاسی درخواهند آورد كه دیدیم چنین نشد و «ناتو» تاكنون بسیاری از كشورهای عضو پیمان ورشو سابق را وارد خود كرده، کنفدراسیون یوگوسلاوی را منهدم و در افغانستان! مستقر شده، پای به داخل شوروی سابق گذارده است، و با انهدام رژیم معمّر قذافی دوست و متحد مسکو عملا بر لیبی دست انداخته و مدیترانه را به صورت یک دریاچه داخلی خود درآورده و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 2 مارس
  • 1565:   شهرِ اینک 7 میلیونی ریو دِ ژانِیرو Rio de Janeiro که از 1822 تا 1960 پایتخت کشور 213 میلیونیِ 8 میلیون و 500 هزار کیلومتری برزیل بود ایجاد شد. پرتغالی ها ده سال پیش از شهر شدن ریو (سال 1555) در این منطقه ساکن شده بودند. جمعیت انبوه ریو و مشکلات و مسائل ناشی از آن باعث شد که دولت برزیل پایتخت را به شهر نسبتا کوچک برزیلیا منتقل کند. کشور پهناور برزیل که حدود 90 درصد جمعیت آن سفیدپوست و یا از نژاد مخلوط (سفید و بومی) هستند قرن ها از متعلقات پرتغال بود و مردم آن به زبان پرتغالی تکلم می کنند.
        
        
  • 1657:   حریق سه روزه شهر اِدو کشور ژاپن حدود صدهزار تَن تلفات داشت. نام این شهر بعدا به توکیو تغییر داده شده است.
        
  • 1797:   بانک انگلستان نشر پول کاغذی را از این روز آغاز کرد و نخستین اسکناس های این کشور؛ یک پاوندی و دو پاوندی بودند.
        
  • 1832:   نیكلای اول تزار روسیه قانون اساسی لهستان را كه وابسته به روسیه بود امضاء كرد. روسها و لهستانی ها از نژاداسلاو هستند.
        
  • 1836:   تکزاس اعلام استقلال کرد و جمهوری شد و سرهنگ سامیوئِل هوستون (بعدا ژنرال) نخستین رئیس جمهوری آن. هوستون متولد دوم مارس 1793 که بندر هوستون به نام اوست بار دیگر به ریاست جمهوری تکزاس انتخاب و سومین رئیس جمهوری آن شد. هوستون 70 سال عُمر کرد.
        
  • 1844:   دومی نیكن از هائیتی جدا شد و خود را جمهوری دومی نیكن اعلام داشت. این دو كشور با هم جزیره «هیسپانیولا» را كه نخستین مقر حكومت اسپانیا بر قاره آمریكا بود تشكیل داده بودند. بعدا فرانسویان بر هائیتی مسلط شدند و به همین سبب مردم هائیتی به زبان فرانسه تكلم می كنند. هائیتی (که تلفظ انگلیسی آن: هیتی است) در طول دهها سال گرفتار دیکتاتوری و فساد اداری و اختلافات داخلی بود و در زلزله اوایل سال 2010 نزدیک به سیصدهزار کشته تلفات داد. این زلزله ممکن است بهانه مداخلات نظامی ـ سیاسی دولتهای دیگر قرارگیرد.
        
  • 1859:   حرّاج بزرگ و دو روزه بردگان آفریقایی مرکب از زن و مرد و کودک در استیت جورجیای آمریکا برگزار شد و طی آن 436 آفریقایی به فروش رفتند. در یک حرّاج دیگر از این دست در استیت کارولینای جنوبی، ششصد برده بفروش رفته بودند.
        
  • 1882:   در ویندسور (منطقه لندن) به ملکه ویکتوریا پادشاه وقت انگلستان که در حال سوارشدن به قطار بود تیراندازی شد، ولی گلوله به او برخورد نکرد. ملکه ویکتوریا که 63 سال سلطنت کرد 22 ژانویه 1901 و در81 سالگی درگذشت.
        
  • 1901:   دو رهبر میهندوستان چینی ــ چی هسی و چنگ یو ــ كه جنبش مشت زنان را بر ضد مداخله قدرتهای وقت در وطنشان هدایت می كردند توسط نیروهای اعزامی از اروپا، آمریكا و ژاپن به پكن اعدام شدند!.
        
  • 1953:  


    ژوزف استالین رهبر 74 ساله وقت اتحاد شوروی دچار سکته شد و چهار روز بعد درگذشت. برخی مرگ او را مشکوک بدست داده اند. استالین هجدهم دسامبر 1878 در شهر گوری واقع در شرق گرجستان به دنیا آمده بود، از پلکان حزب کمونیست بالا رفته بود و 30 سال در قدرت بود. او در جوانی وارد تحصیلات مذهبی شده بود و می خواست که کشیش شود. استالین در طول جنگ جهانی دوم که حدود 27 میلیون شهروند شوروی در آن کشته شدند، رهبری این جماهیریه را بدست داشت.
        
  • 1956:   كشور مغرب (مراكش) استقلال خود را از فرانسه اعلام داشت.
        
  • 1962:   ژنرال نه وین Ne Win در کشور برمه (میانمار) کودتا کرد و حکومت را بدست گرفت و اعلام کرد که فساد و بی عدالتی را پایان خواهد داد.
        
        
  • 1969:   میان نیروهای نظامی روسیه و چین در منطقه مرزی Ussuri River نبردی آغاز شد که هفت ماه طول کشید. نبرد از جزیره رودخانه ای Damanskii آغاز شده بود. اختلافات مرزی دو دولت از آگوست 1945 آغاز شده بود که اختلافات ایدئولوژیک دو دولت آن را علنی ساخته بود. دو دولت در منطقه اویغورستان (آسیای مرکزی) نیز اختلاف داشته اند.
        
  • 1970:   یان اسمیت نخست وزیر کشور آفریقایی رودزیا که در آن زمان وابسته به انگلستان بود اعلام استقلال کرد و جمهوری شد و در دست اقلیت سفید پوست. حکومت رودزیا سالها در دست یان اسمیت و سفیدپوستان مهاجر بود که اکثریت سیاهپوست دست به مبارزه زدند و سرانجام، پیروز و نام کشور را به زیمبابوه تغییر دادند.
        
  • 1971:   در اطاق توالت ساختمان سنای آمریکا (بخشی از ساختمان بزرگ کنگره) بمب منفجر شد و زیان نسبتا سنگین وارد ساخت، ولی به افراد آسیب نرسید. گروهی از مخالفان ادامه جنگ ویتنام مسئولیت این بمب گذاری را برعهده گرفتند.
        
  • 1977:   نام کشور لیبی شد «جمهوری سوسیالیستی خلق لیبی».
        
  • روزنامک (تاریخ جاری)
    بمبِ کارگذاری شده در یک خودروِ پارک شده در خیابانی در شهر کلمبو که مسیر همیشگی معاون وقت وزارت دفاع جمهوری سریلانکا بود هنگام رسیدن خودرو این مقام به نزدیکی آن اتومبیل، از راه دور منفجر شد که در این رویداد، آن مقام و 18 تن همراهان او و رهگذران کشته و شماری نیز مجروح شدند. در آن زمان، سریلانکا دچار جنگ داخلی بود و تامیل ها در حال جنگ با دولت بودند.
        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com