Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
8 ژانويه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 8 ژانويه
ایران
در جریان خلاء قدرت در ایران، یک زلزله شدید 50 تا 200 هزار تن را در تبریز کشت ـ نگاهی به اوضاع در ایران آن زمان و چگونگی ازدست رفتن بصره
هشتم ژانویه 1780 (18 دیماه 1158 ـ سال وفات کریمخان زند در 74 سالگی) شهر تبریز و نواحی پیرامون آن دچار یک زمین لرزه سخت شد. «تاریخ سوانح طبیعی» تلفات این زلزله را 50 تا 150 هزار تَن نوشته است. برخی نوشته ها، به استناد ارقام مندرج در نامه های اشخاص، حواشی کتابها و مندرجات دیوانی (مکاتبات دولتی) تلفات را از 80 تا 200 هزار به دست داده اند. در آن زمان، سنجش شدّت زلزله، مقیاس معیّن نداشت و سیسموگراف (سیسمومتر) درست یک قرن پس از زلزله تبریز ساخته شد. محاسبات بعدی، شدت زلزله تبریز را در مقیاس ریشتر (ریکتِر)، معادل 7 و 7 دهم به دست داده است. مقیاس ده درجه ای ریشتر (ریکتر) در سال 1935 توسط چارلز اف. ریکتر Charles F. Richter آمریکایی (متولد 1900 و متوفی در 1985) در انستیتوی تکنولوژی کالیفرنیا بر پایه علم لگاریتم (لوغاریتم که ایرانیان کاشف آن بودند) تنظیم شده است. حکومت آذربایجان و نواحی اطراف آن پس از قتل نادر در کودتای قوچان به دست یکی از ژنرالهای او به نام آزادخان (از مردم ایران خاوری و طبق اسم گذاری انگلیسی ها؛ افغان) افتاده بود.
     زلزله شدید تبریز در زمانی رخ داد که ایران از ثبات برخوردار نبود و نوعی جنگ داخلی در جریان بود؛ امیرزادگان زند ازجمله ابوالفتح خان پسر کریمخان با عمویش زکی خان بر سر پادشاهی به جان هم افتاده بودند و نیز سران ایلات و خانها. آغامحمدخان از ایل مغول تبار قاجار در شمال ایران داعیه سلطنت داشت و برای لشکرکشی به شیراز و جنگ آماده می شد.
    در ایران وقت، نزاع بر سر قدرت به حدّی بود که صادق خان یکی دیگر از برادران کریمخان و حکمران بصره این شهررا تَرک و عازم پایتخت شده بود تا سهم خواهی کند و بازگشت او از بصره در حقیقت نقطه پایان بر حکومت ایران بر بین النهرین جنوبی (عراق) گذارد و امپراتوری عثمانی با استفاده از خلاء قدرت در ایران، منطقه شیعه نشین بصره را تصاحب کرد و این منطقه از سال 1917 (که جنگ جهانی اول در جریان بود) به دست انگلستان افتاد. اوضاع نامشخص سال های 1779 تا 1795 (سال تاجگذاری آغامحمدخان قاجار در تهران) چنان بود که یک هیات اعزامی روسیه به ایران نتوانست یک مقام ارشد را بیابد و پیام خودرا برساند و دست خالی به مسکو بازگشت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که مظفرالدین شاه قاجار پدر 18 دختر درگذشت ـ دوران او در یک نگاه
مظفرالدين شاه

مظفرالدین شاه قاجار هشتم ژانویه 1907 (هجدهم دیماه سال 1285 خورشیدی) و ده روز پس از امضای نظام نامه مشروطیت (قانون اساسی كه عمدتا از قانون اساسی بلژیك ترجمه شده بود) در 54 سالگی، ظاهرا از بیماری سل درگذشت و ده روز بعد پسرش محمدعلی میرزا تاجگذاری كرد و شاه شد؛ بدون این كه از نمایندگان مجلس شورای ملی برای شركت در این مراسم دعوت بعمل آورد.
     مظفرالدین شاه كه مانند پدرش و عمدتا با استقراض پول با بهره سنگین از بیگانه (روسیه و انگلستان) سه بار (در سالهای 1900، 1902 و 19005) به سفر اروپا رفته بود! دارای شش پسر و 18 دختر بود. وی پس از قتل پدرش ناصرالدین شاه به دست میرزارضای كرمانی در سال 1896 میلادی به شاهی رسیده بود.
     مظفرالدین شاه قاجار 35 سال ولیعهد بود و در تبریز می زیست و در نتیجه به دور از بازی های سیاسی تهران و كسب تجربه. در زمان سلطنت او نیز كه مردی چندان كارآمد نبود مقامات كشوری و لشكری همان ها و از همان خانواده های انگشت شمار بودند كه در زمان ناصرالدین شاه و پدر او محمدشاه بركرسی ریاست می نشستند؛ واجد شرایط لازم برای مدیریت سازمانهای عمومی نبودند، دلواپسی وضعیت مردم (عوام الناس) و دلسوزی برای كشور نداشتند، دارای حرمسرا و املاك شخصی و تشریفات بودند و بیشتر وقت خود صرف آن امور و رقابت و دشمنی با یكدیگر می كردند، دارای خصلتی خودخواه و مستبد بودند، امتیاز طبقاتی و داشتن مقام و منزلت را یك حق طبیعی برای خود می پنداشتند، زیر نفوذ دولتهای استعمارگر وقت قرارداشتند و مرعوب آنها بودند، و به همین دلایل وضعیت كشور ـ در جهانی كه چهار نعل به پیش می رفت، همیشه درحالت پس رفتن بود. قرارداد انحصار نفت با «دارسی» برای مدت 60 سال در زمان مظفرالدین شاه امضا شد كه نفت ما بعدا دربست در اختیار انگلستان قرار گرفت و ....
    
هفت تن از دختران 18 گانه مظفرالدين شاه

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مرگ ناگهانی مردی که «نفت» را عامل سیه روزی خاورمیانه می دانست، با یک دروغ تلفنی
18 دیماه 1337 (8 ژانویه 1959) ابوالفضل لسانی مولف كتاب طلای سیاه (نفت)، حقوقدان معروف و سناتور قربانی یك دروغ تلفنی شد، سكته كرد و درگذشت.
    


وی در سالهای آخر عمر بارها گفته بود كه تا كشورهای خاور میانه دارای نفت هستند بدبختند و آنهارا آرام نخواهند گذارد؛ و بهتر بود كه این منطقه فاقد نفت بود تا همانند قرون قدیم و وسطا به پیشرفتهای فكری، ادبی و علمی نائل می شد و اروپا را در فنون و صنایع پشت سر می گذارد. داشتن نفت بدون قدرت نظامی (كه از حق ملت صاحب نفت و منافع آن دفاع كند)، مصیبت ساز است. به علاوه، درآمد بادآورده نفت مردم کشورهای نفتدار را تنبل و دراین کشورها، این پول تقریبا مُفت ایجاد مبارزه برسر کسب مقام می کند و صدها مشکل دیگر. نفت کالایی تمام شدنی است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
به مناسبت انتقال عوارض نوسازی به شهرداری ها در دیماه 1349، نگاهی به مسائل (خود ساخته) مالی ایران
18 دی ماه 1349 (ژانویه 1971)، دولت وقت اخذ عوارض املاك شهری را تحت عنوان «نوسازی» به شهرداری ها واگذار كرد. در همان زمان كسانی بودند كه گفته بودند در ایران هم مانند كشورهای دیگر عوارض سالانه مستغلات باید برپایه بهای روز (قیمت بازار) وصول شود و هزینه های شهر از همین محل تامین گردد و اداره مدارس، درمانگاههای، پلیس و زندان، آب، برق و تلفن مانند همه كشورها از جمله آمریكا به شهرداری ها واگذار شود و دولت به امور مهم و برنامه ریزی بپردازد كه گوش شنوا وجود نداشته است و اینك درآمد عمده شهرداری از فروش فضا تامین می شود!.
    لازم است دانسته شود که در بیشتر كشورها، صاحبان مستغلات باید هر سال درصدی از بهای واقعی آنها را بدون چون و چرا به شهرداری شهر بپردازند و به همین ترتیب عوارض اتومبیل و از این قبیل اموال را تا شهر اداره شود. برای مثال: عوارض سالانه یك اتومبیل ده هزار دلاری در برخی از ایالتهای آمریكا، هر سال 450 دلار است كه اگر صاحب آن تا آخر سال نپردازد، آن اتومبیل حق تردد و یا پارك شدن در آن شهر را ندارد و شهرداری برای وصول طلب خود آن اتومبیل و یا قسمتی از متعلقات بدهكار و حتی خانه او را به حراج می گذارد. این عوارض، سوای مالیات سالانه دولت است كه از هر اتومبیل برای تردد در جاده ها اخذ می شود. درآمد عمده دولتها از تفاوت فروش مستغلات به نام «سود سرمایه و یا کپیتال گین» است كه كمترین آن در آمریكا، و معادل 20 درصد است. به عبارت دیگر، دولت 20 درصد از سود (تفاوت بهای خرید و بعدا فروش) را برمی دارد. در همه كشورها، جز چند شیخ نشین كوچك، یك قلم درآمد دولتها از مالیات فروش بنزین است. در وطن ما، دولت بنزین را سوبسید می كند، چرا؟. این تبعیضی برای كسانی است كه اتومبیل ندارند. سوبسید اتوبوسهای شهری كافی است. باید شرط دایر كردن هرگونه مغازه و كارگاه و رستوران از خواربار فروشی تا خیاطی؛ داشتن ماشین الكترونیك و پلمب شده فروش متصل به شبكه باشد تا مالیات دولت و شهر بلافاصله مشخص و اخذ شود و برای فروشنده و برای صاحب كسب كه از چنین ماشینی استفاده نكند و مدرك ماشینی فروش به خریدار ندهد مجازات سنگین وضع شود. به علاوه، چرا باید ارزش پول ایران (ریال) كه متعلق به یك كشور بالقوه ثروتمند است از سیر نزولی دائمی ( شروع از 1358) خارج نشود؟. چرا روزنامه ها هر روز ضمن انتشار بهای سكه طلا و ارزهای خارجی نمی نویسند: امروز هم ریال ... تنزل كرد. بالارفتن سكه طلا و ارز، یعنی پایین رفتن ارزش ریال به همان نسبت. آیا ریال باید تا این حد پایین برود یا آن را تعمدا پایین می برند؟. كشوری كه درآمد بادآورده از نفت دارد نباید پولش این قدر ضعیف باشد. در سال 1329 ضمن طرح ملی شدن نفت، پرداخت هزینه های جاری دولت از محل آن ممنوع شده بود ولی به گزارش برخی روزنامه ها، اینك بخش بزرگی از هزینه های دولت از درآمد نفت تامین می شود. مجسم كنید كه اگر همانند اواخر دهه 1370 هجری خورشیدی هر بشكه نفت به 15 دلار تنزل كند، چه خواهد شد؟. در زمان حكومت دكتر مصدق هم ما نفت داشتیم ولی صادر نمی شد زیرا كه در محاصره دریایی بودیم كه به این امر هم باید توجه شود. نفت گندم نیست كه هر سال بكاریم و برداریم، ثروتی است تمام شدنی كه باید آن را با ثروت دیگر معاوضه كرد و نه این كه آن را فروخت و خورد و در فكر آیندگان نبود كه چند برابر امروز خواهند بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایران در 18 دیماه 1357 (سال انقلاب) با نگاهی بر صفحه اول روزنامه اطلاعات، شماره آن روز

    



    
    _ _ _ _ _
    
    
    و در صفحه ششم این شماره روزنامه اطلاعات، گزارشی از همبستگی مردم با روزنامه نگاران به خاطر اعتصاب 61 روز آنان
    



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
جرقّهِ انقلاب با درج یک نامهِ جعلِ دولت وقت ـ اظهارات آیت الله خامنه ای در سالروز آغاز انقلاب؛ اشاره به کینه و دشمنی آمریکا و درآمد نفت
انتشار یک نامه اهانت آمیز به مرجع مذهب شیعه به امضای مستعار «احمد رشیدی مطلق» در روزنامه اطلاعات در شماره 17 دیماه 1356 این روزنامه که از طریق مقامات دولتی مربوط تحمیل شده بود، مدرّسان و طلبه (دانشجویان مدارس علوم دینی) شهر قم را به خشم آورد و با شعارهای تُند و ضد سلطنت به خیابانهای این شهر ریختند که دامنه این اعتراض و تظاهرات روز بعد (18 دیماه) گسترش یافت و 19 دیماه به اوج رسید که در این روز 6 کشته و 9 زخمی داشت. با این تظاهرات، جرقّه انقلاب زده شد که 11 ماه و 5 روز بعد به پیروزی رسید و نظام حکومتی تغییر یافت. در تظاهرات 18 دیماه 1356 قم، تظاهرکنندگان به دفتر حزب رستاخیز حمله برده بودند و شعار می دادند که شاه این حزب را تاسیس کرده تا اعضای آن را به موازات مأموران انتظامی به سرکوب مخالفان و معترضان بفرستد و این افراد از مزایای متعدد برخوردار هستند و فساد می کنند.
    قیام 18 و 19 دیماه 1356 شهر قم به تدریج به صورت یک بپاخیزی عمومی درآمد. دو هفته بعد (یکم اسفند) تبریزیان به خیابانها ریختند که تظاهرات آنان با تیراندازی مأموران رو به رو شد و در آن روز 6 تن کشته و 125 نفر دیگر مجروح شدند. برکناری رؤسای پلیس قم و تبریز که متهم به پیشگیری نکردن از تظاهرات شده بودند، در روحیه مردم تاثیر نداشت. سپس مردم شهر مشهد به تظاهرات پیوستند و به تدریج سایر شهرها ازجمله تهران و تظاهرات از هفتم فروردین 1357 سراسری شد و گسترش و ادامه یافت.
    تنظیمِ نامه به امضای مستعار و جعل شدهِ «احمد رشیدی مطلق» و چگونگی تحمیل آن از سوی دولت وقت به روزنامه اطلاعات جهت انتشار در صفحه «نظرها و اندیشه ها ـ نامه به سردبیر» كه نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بوده و آغازگر دوره ای تازه بشمار آمده است، و این كه چه نیروهایی پشت آن قرار داشتند تا انتشار یابد، موضوعی است بسیار مفصّل. تاریخ نگاران انتشار این نامه را «جرقهِ انقلاب ایران» نوشته اند که مائو تسه دونگ پنج دهه پیش از آن اشاره به چنین جرقه هایی کرده بود که تفصیل آن در «تاریخ نظرات» آمده است.
    به نوشته برخی مورّخان، درگذشت مشکوک مصطفی خمینی فرزند 47 ساله آیت الله عظمی خمینی در نجف در ششم آبان 1356 و انتشار (دهان به دهان) آن در ایران و متهم شدن ساواک به قتل او باردیگر مبارزات آیت الله خمینی در سال 1342 را که منجر به تبعید طولانی او از وطن شده بود در ذهن ایرانیان که از نوعی فساد اداری ـ قضایی وقت و گسترش فاصله طبقاتی رنج می بردند زنده کرد مخصوصا که گزارش رسیده بود آیت الله تلاش دارد که به وطن بازگردد و دولت وقت نگران شده بود و برای کاهش محبوبیت او، آن نامه تنظیم و به روزنامه داده شده بود. ولی انتشار نامه نتیجه معکوس داشت و بپاخیزی طلبه ها و مدرّسان علوم دینی قم فصل تازهِ تاریخ چند هزارساله ایران را باز کرد.
    به اظهار نزدیکان به دربار و دولت وقت، شاه (پهلوی دوم) از برنامه رادیویی «نهضت روحانیّت» که از سوی دفتر آیت الله عظمی خمینی در نجف (عراق) تهیه و تنظیم و از عراق پخش می شد نیز ناراحت بود. مطالب این برنامه رادیویی که مدیر و مجری آن حجت الاسلام سید محمود دعایی ـ از اعضاء دفتر آیت الله خمینی در نجف بود، در خبرگزاری پارس ـ خبرگزاری دولت ـ پیاده می شد و در بولتن ویژه این خبرگزاری قرار می گرفت که برای مشاهده شاه به دفتر او در نیاوران و چند مقام ردیف بالا ارسال می شد. خبرگزاری پارس دو بولتن از این دست داشت؛ بولتن اخبار غیر منتشره و بولتن اخبار و مطالب ویژه که بولتن اخبار ویژه عمدتا حاوی مطالب ضد سلطنت، ضد دولت و افشاگری های ویژه رادیوهای خارج و افراد تبعید شده و خودتبعیدی ها و رسانه های خارج بود.
    از آن زمان تا کنون هر سال به مناسبت سالروز تظاهرات قم که جرقّه انقلاب را زده بود مراسمی برگزار می شود.
     17 دیماه 1393 آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران و انقلاب در دیدار هزاران تَن از مردم قم، ضرورت یادآوری رویدادهایی مانند بپاخیزی و تظاهرات 19 دی 1356 را تاکید کرد و گفت که دشمنی استکبار با ملت ایران، پایانی ندارد و مسئولان باید با تکیه بر نیروهای داخلی، حربه تحریم را از دست دشمنِ غیرقابلِ اعتماد خارج کنند و با دلبستن به نقطه های روشنِ حقیقی، وظایف خود را در تحقّق آرمانهای درخشان انقلاب و ملت انجام دهند.
    وی قیام نوزدهم دی ماه 1356 قم را رویدادی تاریخی، بزرگ و تعیین کننده خواند و گفت که انگیزه هایی وجود دارد تا روزها و حوادث بزرگ و تعیین کننده انقلاب اسلامی و سه دهه اخیر به فراموشی سپرده شود. نوزدهم دی مبدأ یک حرکت عمومی در کشور شد و ملت ایران را وارد میدان مبارزه کرد. رژیم پهلوی مبتلا به انواع فسادهای جنسی، مالی و اخلاقی ـ در عالی ترین سطوح حکومتی شده بود. در آن رژیم، مردم به هیچ وجه به حساب نمی آمدند و رابطه مردم و حکومت قطع بود.
    آیت الله خامنه ای گفت: "علت بغض و کینه و دشمنیِ تمام نشدنی آمریکا با ملت ایران و انقلاب اسلامی، این است که کشوری با ویژگی ها و موقعیّت راهبردی ایران با پیروزی انقلاب از دست آنها خارج شده است. هیچکس تصور نکند دشمن از خباثت و خصومت دست برمی دارد. وقتی در برابر دشمن دچار غفلت شوید و به او اعتماد کنید، فرصت می کند مقاصد خود را در کشور پیگیری کند. اما اگر نیرومند، آماده و دشمن شناس باشید استکبار، به ناچار از خصومت ورزی دست می کشد.".
    رهبر انقلاب با انتقاد از کسانی که توفیقات ملّت از جمله پیشرفت های علمی را نادیده می گیرند گفت: "چرا نابخردانه، دستاوردهایی را که پایگاههای علمی جهانی نیز به آنها اذعان دارند، انکار می کنید و با سخنان غلط و غیرمنصفانه در راه پُرافتخاری که مردم ما طی کرده اند و حتی دشمنان را مجبور به تحسین ساخته است، ایجاد تردید می کنید؟. ایجاد تفرقه و دودستگی در میان مردم، به هر عنوان و با هر توجیه، ضد منافع ملّی و ضد آرمانهاست.".
    آیت الله خامنه ای با تأکید بر ضرورت نگاه به درون گفت: "دولتی ها هم بدانند که تنها چیزی که می تواند آنها را به انجام وظایفشان قادر کند، تکیه بر مردم و نیروهای داخلی است.".
    رهبر انقلاب با اشاره به تحریم ها که آنهارا ظالمانه خواند گفت: تحریم ها برای کشور مشکل ایجاد کرده اما اگر دشمن شرطِ برداشته شدن آنها را، فلان مسئله اساسی و آرمانی از جمله دست برداشتن از اسلام و استقلال و پیشرفتِ علمی قرار دهد قطعا غِیرَت هیچ مسئولی، قبول نمی کند. دشمن فعلاً و به صراحت، با آرمانها کاری ندارد اما اگر عقب نشینی بشود بعدا سراغ آرمانها هم می آید. بنابراین، باید با هوشیاری، هدف «پیشنهادها، حرفها و اقداماتِ دشمن» را درک کرد. مصون کردن ایران در مقابل تحریم ها، تنها راه محدود کردن قدرت مانور دشمن است و معنای واقعی اقتصاد مقاومتی هم همین است و تحقّق این مهم، وظیفه اصلی مسئولان کشور است.".
    رهبر جمهوری اسلامی ایران با تأکید مجدد بر ضرورت قطع وابستگی به درآمدهای نفتی گفت که مسئولان دولت نباید به دست بیگانه چشم بدوزند و بدانند حتی یک قدم عقب نشینی، پیشرویِ دشمن را به دنبال می آورد. بنابراین، باید با برنامه ریزی اساسی و با تکیه بر ملّت و نیروهای داخلی بگونه ای عمل کرد که اگر دشمن تحریم ها را هم برندارد، ضربه ای به پیشرفت و رونق و رفاه مردم وارد نشود. باید حربهِ تحریم از دست دشمن گرفته شود زیراکه اگر چشم به دست دشمن باشد تحریم ها همچنان باقی خواهد ماند. آمریکایی ها، با کمال وقاحت می گویند که اگر در قضیه هسته ای، ایران کوتاه هم بیاید تحریم ها، یکجا و همه برداشته نمی شود. با این واقعیّات، آیا می شود به چنین دشمنی اعتماد کرد؟. من با مذاکره مخالف نیستم، اما معتقدم که باید دل را به نقطه های امید بخش ِ حقیقی سپرد نه به نقطه های خیالی.".
    وی همچنین گفت: "همه باید به دولت کمک کنند اما دولتی ها هم مراقب باشند حاشیه سازی نکنند و ضمن خودداری از بیان حرف های غیرلازم، دو دستگی به وجود نیاورند و تلاش کنند وحدت و ایمان و هِمّت ملّت را مورد استفاده صحیح قرار دهند. من
    آیندهِ ایرانِ عزیز را کاملاً درخشان می بینم.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کُپیِ تیتر نامه جعلیِ «احمد رشیدی مطلق» که دولت وقت آن را برای انتشار به روزنامه اطلاعات تحمیل کرده بود:

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله سیداحمد خاتمی در دیماه 1396: اگر مؤسسات اعتباری مجوّز نداشتند، چرا 5 سال کار کردند؟!، اعتراض به این، ناحق نیست
به گزارش خبرگزاری تَسنیم، آیت‌الله سیداحمد خاتمی در خطبه های نماز جمعهِ 15 دیماه 1396 تهران گفت که «تقوا» سفارش همه انبیاءِ الهی است و جامع‌ترین مضمون اخلاقی ما واژه تقوا است و خدا پشتیبان اهل تقوا است.
     آیت‌الله خاتمی، شروع ابراز نارضایتی وقت از سوی شماری در کشور را به حق دانست و گفت: اینها مال‌باختگان بوده اند که می‌گفتند که اگر مؤسسات اعتباری مجوّز داشته‌اند، باید پول‌‌‌های‌مان را بدهید، اگر مجوز نداشته‌اند، چرا حدود 5 سال کار و فعالیت کرده‌اند؟!، و اعتراض ما به این عمل، ناحق نیست.
     آیت‌الله خاتمی افزود: مردم مرگ بر گرانی می‌گویند، کیست که از گرانی خوشش آید؟!. کارگر می‌گوید که چند ماه است دستمزد نگرفته است. تا اینجا کسی نمی‌گوید که اعتراض مسالمت آمیز به حق نیست، قانون اساسی هم به آن اشاره دارد. روحانیّت همراه با آنهایی است که مشکل معیشت دارند. آیت‌الله نوری‌همدانی از مراجع تقلید شیعه به‌صراحت گفته است که حق مردم را بدهند، بازی جناحی نکنند، مردم می‌‌خواهند که صدای‌شان شنیده شود.
     به گزارش تَسنیم، آیت‌الله خاتمی گفت که در این جریانات [جریات وقت و اعتراض مالباختگان و سپرده گذاران در مؤسسات اعتباری]، رذالت هم مشاهده شد که این کارِ ضدانقلاب و نه معترضین بود. پول را دولت سعودی داد و آمریکا اغتشاشات را طراحی کرد، قرار بود از اتاق آمریکا در «اِربیل» کم‌‌کم سلاح به ایران بیاید و ....
     به گزارش تسنیم، آیت‌الله خاتمی در خطبهِ 15 دیماه 1396 با بیان اینکه فضای مجازی آتش‌بیار معرکه بود، اظهار داشت: "شما دیدید که وقتی فضای مجازی [سوشِل نِت ورک ها] بسته و محدود شد، اعتراضات فروکش کرد، اینکه رهبری می‌فرمایند در فضای مجازی هزاران توپخانه در حال شلیک به‌سمت ملت ایران است، معنایش این است که توپخانه را از کار بیندازید، فضای مجازی سالم در اختیار ملت ایران قرار گیرد، نگویند موقتاً قطع کردیم و دوباره برمی‌گردد.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یک بام و دو هوا (خبر ویژه روزنامه کیهان در 18 دیماه 1392)
18 دیماه 1392 ـ صفحه دوم روزنامه کیهان: "در حالی که در روزهای گذشته و پس از انتشار خبر دستگیری بابک زنجانی، بسیاری از چهره‌ها و رسانه‌های حامی دولت جدید [دولت جدید وقت] تلاش کردند تا ضمن مرزبندی با نامبرده، وی را منتسب به رقیب سیاسی خود جلوه دهند، برخی از مدیران نفتی دولت یازدهم فشارهای خود برای آزادی بابک زنجانی را آغاز کرده‌اند.
    به گزارش رجانیوز، تیتر اول و تحلیل‌های بسیاری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب طی روزهای گذشته به ماجرای دستگیری بابک زنجانی اختصاص داشته است، این رسانه‌ها در فرار به جلو، در پی انتساب فساد اقتصادی بابک زنجانی به رقبای سیاسی خود بوده‌اند و حتی در آخرین نمونه نیز ... (مدیرعامل سابق شرکت پتروپارس) که عملکرد جنجالی‌اش طی چند ماه گذشته در مناطق آزاد، مورد انتقاد جدی هواداران دولت قرار گرفته، از لزوم پیدا کردن «پشت پرده‌های بابک زنجانی» سخن گفته است.
    با این حال، ظاهراً در پس ‌پرده اتفاقات متفاوت با این خط خبری در جریان است چنانکه طی روزهای گذشته برخی از مدیران دولت که در سمت‌های مشاوره و نظارتی در حیطه نفت مشغول به کار هستند فشارهای خود برای آزادی بابک زنجانی را آغاز کرده‌اند.
    «س. ر. ع.» و «ن. ب.» از مدیران دولت یازدهم [دولت حسن روحانی] هستند که در روزهای گذشته سعی کرده‌اند با فشار بر دستگاه قضایی برای آزادی بابک زنجانی، مانع انتشار اطلاعات و اسناد احتمالی شوند که در نهایت منجر به افشای روابط و پشت پرده ارتباطات زنجانی و برخی از مدیران تکنوکرات در دولت‌های سازندگی و اصلاحات می‌گردد.
    بابک زنجانی می‌گوید سرمایه‌دار شدن خودرا در دهه پیش با توزیع روزانه 17 میلیون دلار در بازار و دریافت 17 میلیون تومان کارمزد و خرید یک ساختمان در خیابان میرداماد آغاز کرده است.
    در همین حال سایت آینده آنلاین از حامیان دولت و نیز خبرگزاری دانشگاه آزاد (آنا) خبر می‌دهند که حمید پورمحمدی از متهمان اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی، از سوی نوبخت (معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور) مامور ارتباط با بانک توسعه اسلامی شده و این، در حالی است که وی پیش از این نیز با حمایت نوبخت در شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی شرکت داشته است. پورمحمدی معاون برنامه‌ریزی معاونت نظارت راهبردی است.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای داستان نویسی
زادروز نویسنده ای که 204 کتاب و رساله نوشت و جنگهای سرد امروز را پیش بینی کرد
William - Wilkie - Collins
ویلیام ـ ویکی ـ کالینز William - Wilkie - Collins نویسنده انگلیسی قرن نوزدهم هشتم ژانویه 1824 (روزی چون امروز) به دنیا آمد و جمعا 204 کتاب و رساله نوشت؛ یکصد کتاب، رساله و مقاله غیر داستانی، 30 داستان (ناول)، 60 داستان کوتاه و 14 نمایشنامه.
    کالینز در عین حال یک اندیشمند بود و در نیمه دوم قرن 19 بسیاری از تحولات صد سال بعد ( نیمه دوم قرن بیستم) را حدس زده و پیش بینی کرده بود ازجمله تغییر جنگ افزارها از سلاح آتشین و لشکرکشی پُرهزینه و تلفات به زبان و قلم (جنگ سرد)، گفتار و کردار دیپلماتیک (بازی)، جاسوسی، ترور مقامات و برجستگان مورد هدف، خرابکاری ها، تحریک و راه اندازی شورش و انقلاب، فشارهای اقتصادی، به ورشکستگی کشاندن، بدنام کردن و ....
    کالینز که بسیاری از کتاب های او به صورت فیلم سینمایی درآمده اند 23 سپتامبر 1889 درگذشت. داستان او تحت عنوان «بی نام = گمنام» و داستان دیگرش «زن سپید پوش» و نیز داستان پلیسی اش زیر عنوان ...معروفیت بیشتری دارند. کالینز که دوستانش اورا «ویکی» خطاب می کردند در کتاب خاطرات زندگی اش نوشته است که دچار یک بیماری پُر از درد بود و به تجویز دکتر و صرفا به خاطر تسکین درد، «تریاک» مصرف می کرد. در این خاطرات، ویکی اعتراف کرده است که با دو زن رفت و آمد طولانی داشت ولی جرات نکرد با هیچکدام شان ازدواج کند که درد سرهای ناشی از ازدواج ایجاد نگرانی و رنج و زحمت بسیار و درازمدت دارد و به قول شاعر ایرانی؛ دلا خو کن به تنهایی که از «تن» ها بلا خیزد، و دمی با غم بسر بردن جهان یکسر نمی ارزد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
اقتصاددانان آمریکا: درصد سود سپرده های بانکی باید برابر درصد تورّم به علاوه یک بهره عادله باشد ـ جهانی و اجرائی شدن آن
تداوم بالارفتن درصد تورّم (اینفلِیشِن)) در آمریکا در دو سال آخر حکومت جیمی کارتر و رسیدن آن در برخی از ماههای سال به 12 ـ 13 درصد و نبود هماهنگی میان این درصد تورّم و نرخ بهره بانکی سبب بی میلی برخی از افراد از سپرده گذاری در بانک و انصراف پاره ای دیگر از تمدید سپرده های خود در سررسید آنها شده بود ونیز نگرانی از خروج پول از بانک ها بود (بمانند دو ـ سه سال اول دهه 1930 که دولت مجبور به تعطیل کردن چند روزه بانک ها و کمک 2 میلیارد دلاری به آنها شد) و بکار برده شدن آن پول ها در خرید خانه، طلا و ... که در ژانویه 1981 تصمیم به برگزاری نشستی از استادان علم اقتصاد و کارشناسان امور پول و بانکداری Monetary گرفته شد تا راه چاره ارائه دهند. در آمریکا، سپرده ها و حساب های بانکی تضمین دولتی دارد و سپرده گذاران نگران ورشکست شدن بانک و ... نیستند. موضوع تضمین سپرده ها در آمریکا از زمانی بمیان آمد که در چند کشور در زمانهای مختلف، ورشکست شدن بانک به اعتراض ِ گروهیِ صاحبان حساب ها انجامیده و در مواردی تا شورش پیش رفته بود و یک نمونه آن؛ بحران بانکی آلمان در 1931 بود و همچنین رکود بزرگ آمریکا که از 29 اکتبر 1929 آغاز شده بود. [آخرین نمونه آن تجمّع اعتراضی شماری از سپرده گذاران در چند مؤسسه مالی بدون مجوّز درهفتم دیماه 1396 در شهر مشهد بود که به چند شهر دیگر گسترش یافت.].
    نشست سال 1981 استادان علم اقتصاد و کارشناسان امور پول و بانکداری پس از بررسی و تبادل نظر به این نتیجه رسید:
    
    1 ـ سود سپرده های بانکی مدت دار باید معادل درصد تورّم به علاوه یک بهره عادله باشد. درصد تورّم که متغیّر است نمی تواند سود سپرده گذار محسوب شود زیرا که از قدرت خرید و به عبارت دیگر ارزش مبلغ سپرده در سررسید آن معادل میزان تورم کاسته می شود و بنابراین، سود واقعی سپرده گذار همان خواهد بود که مازاد بر احتساب تورّم دریافت می کند و مَبلغ سوخت شده در تورّم، درآمد سپرده گذار محسوب نمی شود که مالیات آن را بپردازد. بهره واقعی که پس از کَسر درصد تورّم است باید برپایه و ضعیت بازار پول (تولیدِ درآمد با آن پول) محاسبه و معیّن شود و نمی تواند درصدی ثابت باشد.
    
    2 ـ تا زمانی که درصد تورّم به یک درصد و یا این حدود نرسد، درصد سود سپرده ها باید ماهانه و حتی هفتگی اعلام شود. حساب های تازه مفتوح شده در آن ماه مشمول این تغییر (نرخ بهره بر پایه درصد تورم ماه) هستند نه حساب های سابق که تا سررسید تغییر ناپذیر باید باشند که برنامه ریزی سپرده گذار برهم نخورد.
    
    3 ـ دست هر بانک باید بر حسب وضعیت خود برای اندکی بالا و پایین بردن نرخِ اعلام شده بازگذارده شود تا رقابت تجاری برقرار باشد و مشتریان به یک بانک متوجه نشوند و بانک دیگر بدون درآمد و فعالیت کافی.
    
    این نتیجه (نظریه) از پشتیبانی دکتر مارتین اندرسون مشاور امور اقتصادی رونالد ریگن رئیس جمهوری وقت، پروفسور پال ساموئلسون برنده جایزه نوبل در اقتصاد، دکتر میلتون فریدمن برنده جایزه نوبل سال 1976 در علم بانکداری، پرفسور گری بِکِر استاد علم اقتصاد، هربرت سایمون مؤلف «منطق اقتصادی»، پروفسور تئودور شولتز، دکتر داگلاس نورث و ... برخوردار بود و به اجرا درآمد. نرخ سود سپرده های بانکی از آن سال به مدت 5 سال 8 تا 12 درصد بود که با پایین آمدن درصد تورّم پایین آمد [و تورّم در آمریکا چند سال است که حدود 2 درصد است. متوسط آن در سال 1980 و دو ـ سه سال پس از آن 9 درصد بود و در برخی از ماهها به 13 درصد می رسید.].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دانش
روزی كه گالیله درگذشت
Galileo Galilei
گالیله Galileo Galilei فیزیكدان، فضا شناس، فیلسوف و دانشمند بزرگ قرون جدید و سازنده تلسكوپ هشتم ژانویه سال 1642 میلادی درگذشت. وی در 15 فوریه سال 1564 در پیسای ایتالیا به دنیا آمده بود.
    گالیله كه در دو دانشگاه در ایتالیا تدریس كرد پس از ساختن تلسكوب و اطلاق این واژه بر آن، قمرهای سیاره مشتری را با آن كشف كرد. ابتکار روش تجربی برای تحقیقات علمی نیز از اوست. درگیری گالیله با مقامات وقت كلیسای كاتولیك فصلی از تاریخ آن زمان اروپا را تشكیل می دهد. گالیله اعلام كرده بود که زمین و ستارگان در مداری مشخص به دور خورشید می چرخند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
18 دی ماه سال 1329 قوانین مطبوعاتی ایران در پی دو ماه مبارزه روزنامه نگاران لغو شد ، ولی .....
18 دی ماه سال 1329 هجری خورشیدی در پی دو ماه تلاش پی گیر روزنامه نگاران وطن، طرح لغو همه قوانین مطبوعاتی كشور به استثنای قانونی كه مجلس، دو سال پس از مشروطه شدن كشور وضع كرده بود از تصویب گذشت كه پیروزی بزرگی برای
    «ژورنالیسم ایران» در طول تاریخ بشمار رفته است.
     این مبارزه در پی تحت فشار قرار گرفتن مطبوعات كه در باره نفت چیزی ننویسند از نیمه آبان آن سال آغاز شده بود و عبارت بود از: تحصن روزنامه نگاران در ساختمان مجلس، شركت نویسندگان در اجتماعات و ایراد نطق و خواستن از مردم به ارسال
    نامه و طومار اعتراضیه به مقامات مربوط، توسل به دادستان كل و مقامات قضایی دیگر كه ضوابط مطبوعاتی ایران مغایر روح قانون اساسی كشور و موازین جهانی است، كاستن از صفحات روزنامه ها، و به این بهانه خودداری از انتشار اخباری كه وزارتخانه ها ارسال می داشتند، سفید گذاردن جای ستون برخی نویسندگان معروف و مورد علاقه مخاطبان و خواستن از روشنفكران دیگر به پیوستن به آنان و .... در آن زمان ژنرال رزم آرا نخست وزیر ایران بود. در طول این مبارزات بسیاری هم بودند كه می گفتند قانون مطبوعات زائد است و ضرورت ندارد و ایران نیز مانند بسیاری از كشورها نباید قانون مطبوعات داشته باشد و روزنامه نگاری یك حرفه است مانند حرفه های دیگر و باید در دست صنف مربوط باشد نه دولت و....
     مطبوعات آزاد از قید و بندهای حكومتی عمری كوتاه داشت و پس از براندازی 28 امرداد سال 1332، باردیگر مقررات سابق را به نام قانون مطبوعات از گور در آورده و حاكم برنشریات كردند و تا كنون هم هرچند وقت یك بار بر سخت شدن آنها به ویژه دادن پروانه نشر به اصحاب این حرفه افزوده شده است ــ سختگیری كه در كمتر كشوری نظیر دارد. همین غیر حرفه ای بودن قانون و ضوابط مطبوعات و انشاء آنها توسط كسانی كه اهل این حرفه نبودند سد پیشرفت ژورنالیسم وطن شده است. نبود یك دادگاه قانون اساسی نیز مانع از آن شده است كه ابطال این ضوابط درخواست شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زادروز «خسرو قدیری» روزنامه نگار باتجربه
خسرو قديري

خسرو قدیری روزنامه نگار با تجربهِ وطن 18 دیماه 1331 به دنیا آمده است. وی کار روزنامه نگاری را از «کیهان» آغاز کرد و سالها در صفحه اخبار بین الملل این روزنامه مطالب مربوط به سایر کشورها را پوشش می داد و ترجمه و تنظیم می کرد. قدیری از نخستین شماره روزنامه همشهری که در آذر ماه سال 1371 انتشار یافت همکار این روزنامه بود. نخستین سمت قدیری در همشهری، دبیری اخبار بین الملل بود و در این سمت تلاش می کرد که در انتخاب اخبار ِ مربوط به رویدادهای سایر کشورها، بیطرفی کامل رعایت شود و گرفتار موج سیاست نشود. انتخاب خبر از خبرگزاری ها برای روزنامه ای که ماهیّت سیاسی ندارد، کاری آسان نیست و وی می کوشید که ضمن اطلاع رسانی ِ کامل و دقیق، وارد سیاست هم نشود.
     مهارت قدیری در انتخاب اخبار و تنظیم آنها و روش ساده نویسی او و پشتکار و سر ِ وقت بودن باعث شد که به معاونت سردبیری همشهری ارتقاء یابد و در این سمت داوری مُنصف میان اعضای تحریریه این روزنامه بود و تا توانست حقوق هرکس را محفوظ داشت. قدیری که سپس معاون اول اجرایی سردبیر همشهری شد به رغم چند تغییر در مدیریتِ این مؤسسه، بکار ادامه داد.
     شهرت وی نه تنها در مهارتش در انتخاب و تنظیم اخبار و مدیریّت منصفانه تحریریه است بلکه نظر به عقل و درایت، غالبا مورد مشورت روزنامه نگاران قرار می گیرد. قدیری نشان داده است که به دلیل وفاداری به ژورنالیسم، با هر مدیریّت و ناشر می تواند کنار آید و کار کند و به دلیل هوش سرشار و خَرَد، هیچگاه بر له و یا علیه کسی وارد عمل نمی شود.
     به باور روزنامه نگاران ارشد و قدیمی، تداوم کار قدیری در همشهری تا سال 2014 و بودن نزدیک به دو دهه در مقام اجرایی تحریریه این روزنامهِ متعلق به شهرداری تهران یکی از عوامل پیشرفت این نشریه بود که به لحاظ تیراژ سالها مقام اول را در میان مطبوعات ایران حائز است. قدیری مشوّق دایر شدن و ادامه کار بسیاری از ستون ها و صفحات «همشهری» بود. وی از جمله چندین روزنامه نگار قدیمی بود که برای راه اندازی همشهری دعوت شده بودند. مهارت همین ژورنالیست های حرفه ای مجرّب و نشان دادن راه دایرکردن آگهی های کلاسه شده (در ایران، موسوم به نیازمندی ها ـ عنوانی که عباس مسعودی در دهه 1330 بر آنها گذارد)، فروش همشهری را به صدر مطبوعات ایران بالا بُرد ـ گرچه ایرادِ وارده که شهرداری وظیفه روزنامه داری و داشتن نشریه عمومی (نه، اختصاصی) ندارد همچنان باقی است. روزنامه عمومی (حرفه ای) اصالت و ماهیّت بی طرفانه باید داشته باشد و کاملا مستقل. ناشر یک روزنامه حتی اگر اشاره کند که از فلان مقام دولتی و شخصیت سیاسی حمایت می کند، از کِسوت عمومی بودن خارج، و جناحی و به قول روزنامه حکومتی کیهان؛ زنجیره ای می شود. روزنامه اختصاصی (نشریه وابسته به یک سازمان عمومی و بنیادی غیر از موسسات مطبوعاتی) حق تکفروشی [در نیوزستند و در ایران؛ کیوسک] و گرفتن آگهی تجاری [نهّ دولتی و رسمی و غیرتجاری] ندارد. روزنامه های احزاب برای اعضاء و یا هواداران حزب و مقامات دولتی و پارلمانی ارسال می شوند و پرداخت وجه اشتراک اصطلاحا «همت عالی» است ـ نوعی کمک مالی است و محدود نیست.
     شنیده شده است که قدیری هم بمانند دیگر قدیمی ها، نشریه همشهری را تَرک و به موسسه مطبوعاتی دنیای اقتصاد که فرزندش از دیرزمان در آنجا اقتصادی نویس بود رفته است. وی آخرین روزنامه نگار از به راه اندازان همشهری بود که این نشریه اختصاصی (متعلق به شهرداری) را ترک کرده است. جمهوری اسلامی ایران تنها کشور در جهان است که شهرداری پایتخت آن دارای روزنامه و کسب و کار روزنامه نگاری است (آگهی تجاری می گیرد و تکفروشی دارد). همشهری که با بودجه شهرداری تهران راه اندازی شده است قبلا قرار بود که یک نشریه محلی باشد که اینک سراسری و دارای ضمائم متعدد شده است!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كاریكاتورهای جالب و پرمعنای سوم ژانویه 2004 روزنامه های آمریكا بر پایه خبرهای وقت
بیشتر روزنامه های آمریكا یكشنبه ها سِكشن تفسیر دارند كه در آن چند كاریكاتور سیاسی هم چاپ می كنند. دو كاریكاتور زیر در شماره سوم ژانویه 2004 روزنامه «ویرجینیان پایلوت» چاپ شهر نورفك منتشر شده بود:
    
كاريكاتور اول: جورج دبليو بوش سيني حاوي دستپخت خود به نام «دمكراسي در عراق» را در دست دارد، ولي زير لب مي گويد: واقعي نيست و تنها براي نمايش است


    
ديك چني معاون [وقت] رئيس جمهوري آمريكا (جورج بوش) در مورد بازسازي عراق مي گويد: ما بازسازي را به کمپاني هاي كشورهايي خواهيم داد كه نسبت به ما وفادار باشند. کمپاني هالي برتون (شركتي در ايالات متحده كه چني 5 سال رئيس هيات مديره اش بود) و کمپاني بچل(در ايالات متحده و شركتي است وابسته به وزير دفاع اسبق جمهوريخواه آمريكا)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
سالروز درگذشت چو ئن ـ لای مشاور مائو و نخست وزیر مادام العمر وقت چین ـ راه مائو و «چو ئن ـ لای» پس از مرگ آنان دیری نپایید
Chou en - lai
Chou en - lai چو ئن ـ لای مشاور نزدیك مائو، از مقامات ارشد حزب كمونیست (!) و نخست وزیر چین در این روز (هشتم ژانویه) در سال 1976 در 78 سالگی درگذشت (هشت ماه پیش از وفات مائو). وی از موسسان جنبش غیر متعهد در جهان بشمار آورده شده است. مائو یک فیلسوف بود و چو ئن ـ لای یک مدیر و دیپلمات (گفتگوگر). روش چو ئو ـ لای که از هر رویداد (داخلی ـ خارجی) حتی اظهارات سیاسی یک مقام به سود سیاست دولت پکن با دنبال کردن و استناد کردن استفاده می بُرد بعدا و عمدتا در قرن 21 الگوی امور دیپلماتیک شده است. وی که در چند کنفرانس جهانی ازجمله کنفرانس ژنو سال 1954 شرکت جسته بود باطنا روش همزیستی مسالمت آمیزرا رد نمی کرد. چوئن لای از اکتبر 1949 تا لحظه درگذشت، نخست وزیر دولت پکن بود.
     چو ئن ـ لای كه در سال 1898 به دنیا آمده بود درفرانسه و ژاپن تحصیل كرده بود. وی در طول مبارزات کسب زمامداری، همه جا در كنار مائو تسه دونگ دیده می شد ازجمله در راهپیمایی طولانی تحت فشار نیروهای دولت حزب کومین تانگ (دولت ملیِّون جمهوری چین) که از 1934 آغاز شده بود. گفته شده است که ضابطه پیش شرط عضویت در حزب کمونیست و احراز آن قبل از پذیرفتن متقاضیان از چو ئن ـ لای است. طبق این ضابطه، متقاضیان عضویت باید در دوره آزمایشی تمایل قلبی به سوسیالیسم و داشتن استعداد روانی، ذهنی سوسیالیست شدن و نیز برخوردار بودن از آگاهی های لازم را ثابت کنند و ورود به حزب با هدف دست یافتن به پلکان ترقی نباشد. به نظر او، ورود فرصت طلبان و منفعت جویان به حاکمیت ها است که باعث فساد، انحراف از مسیر و فروپاشی از درون می شود. (میلیاردر شدن دهها تن از اعضای ارشد حزب حاکم دولت پکن ـ اسما حرب کمونیست! ـ ازجمله ون Wen نخست وزیر این رژیم قبول شدگان در همان دوره آزمایشی هستند!!!.).
    چو ئن ـ لای سالها پیش از رسیدن به قدرت از حامیان همكاری حزب كمونیست چین با حزب کومین تانگ بود و می گفت: هدف هر دو حزب خدمت به چین و چینیان است، ولی با روشهای متفاوت و چون هدف واحد است همكاری نه تنها منعی ندارد بلكه لازم است. ولی وقتی که به قدرت نزدیک شد و دیگر دم از همکاری زدن لازم نبود، با این بهانه كه چون حزب ملیّون «كومین تانگ» برای دریافت كمك به خارجی متوسل شده است باید با آن مبارزه شود، حال آنکه همان زمان حزب کمونست (!) از شوروی انواع کمک ها را دریافت می کرد. از نظر چوئن لای، شوروی خارجی نبود!.
     پس از مرگ مائو و چو ئن ـ لای، دیری نپایید که دولت پکن بویژه از 1982 راه دیگری سوا از راه اعلام شده مائو و چو ئن ـ لای در پیش گرفته است و معلوم نیست که با چه هدفی هنوز عنوان سوسیالیست بودن را یدک می کشد. «سوسیالیسم» هرگونه استثمار داخلی و خارجی (کاپیتالیسم) و تولید و صدور کالای نامرغوب و ... و بیکار کردن سایر ملل را مردود می داند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هشتم ژانویه 2018 نفوس کره زمین از مرز 7 میلیارد و 593 میلیون و 688 هزار گذشت و دو برابر 45 سال پیش شد ـ نگاهی به ترکیب جمعیت و مشکلات
دو دقیقه پس از نیمه ششم ژانویه 2005 با تولد یك نوزاد پسر در یك بیمارستان شهر پكن، جمعیت چین به یك میلیارد و سیصد میلیون تَن رسیده بود. این رویداد نشان داد که جمعیت چین به رغم اجرای قانون یك زوج یك فرزند كه از دو دهه پیش از آن به اجرا درآمده بود افزایش یافته است. چینی شماره یك میلیارد و سیصد میلیون سه كیلو و 660 گرم وزن داشت. جمعیت چین در ژانویه 2012 از یک میلیارد و سیصد و 50 میلیون بیشتر شده بود و یکم ژانویه 2018 به یک میلیارد و 412 میلیون تَن رسیده بود.
     طبق همان گزارش ها، قانون محدود شدن فرزند، افزایش جمعیت چین را كه قبلا سالانه 3 و 3 دهم درصد بود به هشت دهم درصد (كمتر از یك در صد) كاهش داده بود. این قانون، آوردن دو فرزند برای اقلیت های نژادی و برخی از روستاها را مجاز دانسته است.
     نفوس آدمیان ـ طبق گزارش سازمان ملل ـ 31 اکتبر 2011 با تولّد یک کودک به نام دانیکا کاماچو Danica Camacho در شهر مانیل (کشور فیلیپین) به هفت میلیارد رسیده بود. این جمعیت در هشتم ژانویه 2018 ـ ساعت 9 شب به وقت شهر واشنگتن 7 میلیارد و 593 میلیون و 688 هزار و چهارصد و یک تَن بود. طبق برآورد، جمعیت جهان سه سال دیگر از مرز 8 میلیارد خواهد گذشت.
     جمعیت جهان در سال 1975 از مرز 4 میلیارد گذشت و جمعیت شناسان اخطار کردند که منابع کره زمین ظرفیت بیش از این شمار را ندارد و اگر جمعیت بازهم افزایش یابد راهی نیست جز تهیه شیمیایی مواد غذایی (غیر اُرگانیک) که ممکن است بی خطر هم نباشند ولی «فقر»، خطر بزرگ مازاد بر ظرفیت نفوس است. افزایش بی ثباتی ها در جوامع بشری، شورش، انواع جرم و فساد نتیجه «فقر» است بویژه اگر درصد شهرنشین افزایش یابد که در یکم ژانویه 2018 اندکی بیش از 56 درصد جمعیت کره زمین در شهرهای بالای 60 هزار نفری زندگی می کردند. «فقر» باعث ضعف تمدن و فرهنگ می شود و بیزاری از حیات، ناخرسندی و احساس بدبختی به وجود می آورد که نتایج سیاسی ـ اجتماعی نامطلوب دارد و جامعه شناسان پیدایش فرهنگ تازه ای را در جهان 8 ـ 9 میلیاردی پیش بینی کرده اند و گفته اند که محدود بودن منابع کره زمین، خانواده ها را مجبور به محدود کردن فرزندآوری خواهد کرد. در قدیم، داشتن فرزند سرمایه خانواده و تضمینی برای رفاه والدین در دوران پیری و ازکار افتادگی به حساب می آمد که امروزه سالخوردگان به جای اتکاء به فرزندان خود به مقررات رفاه اجتماعی دولت متبوع چشم می دوزند. کتابهای حاوی خاطرات سالخوردگان که اشاره به ناامیدی از فرزندان و بی اعتنایی ها دارد، تمایل و اشتیاق نسل نو بویژه در کشورهای صنعتی را به داشتن فرزندان متعدد کاهش داده است.
     طبق آمارهای منتشره در یکم ژانویه 2018، پانزده کشور پُرجمعیت جهان به ترتیب از این قرارند:
    چین: یک میلیارد و 412 میلیون
    هند: یک میلیارد و 347 میلیون
    فدراسیون آمریکا (USA): 326 میلیون (نفوس قانونی) و 11 میلیون ساکن غیرقانونی
    اندونزی: 265 میلیون
    برزیل: 210 میلیون
    پاکستان: 199 میلیون
    نیجریه: 193 میلیون
    بنگلادش: 165 میلیون و 500 هزار
    روسیه: 144 میلیون
    مکزیک: 130 میلیون
    ژاپن: 127 میلیون
    اتیوپی: 106 میلیون
    فیلیپین: 105 میلیون
    مصر: 98 میلیون
    ویتنام: 96 میلیون
    هر روز 347 هزار بر جمعیت جهان اضافه می شود و 144 هزار جان می سپارند و بنابراین، هر روز 203 هزار تن بر جمعیت جهان افزوده می شود. جمعیت جهان در سال یکم میلادی 300 تا 500 میلیون بود و ایران قدرت اول مشرق زمین در محدوده ای از اواسط هند، جنوب رود سیحون و داغستان تا ساحل شرقی مدیترانه و تمامی منطقه خلیج فارس به پایتختی تیسفون (20 مایلی بغداد) و روم قدرت اول غرب شامل اروپا تا مدیترانه شرقی به استثنای سرزمین های منطقه بالتیک به پایتختی شهر رُم.
    31 درصد (2 میلیارد و 173 میلیون تَن) از نفوس جهان؛ مسیحی، 23 درصد (یک میلیارد و 600 میلیون) مسلمان، 15 درصد (یک میلیارد و 33 میلیون) هندو و 7 درصد (488 میلیون) بودایی هستند. 14 میلیون تَن از نفوس جهان نیز یهودی هستند.
    جمعیت کره زمین در سال 1800 میلادی به یک میلیارد رسیده بود که در طول 218 سال، حدودا هشت برابر شده است.
    جمعیت شناسان گفته اند که جمعیت هند که هنوز قانون محدود کردن فرزندآوری را ندارد در آینده بر چین فزونی خواهد گرفت و در سال 2050 به یک میلیارد و 800 میلیون خواهد رسید. افزایش جمعیت هند، افزایش مهاجرت از این کشور را به دنبال داشته بویژه به ایالات متحده، کانادا و انگلستان. مهاجران قرن 21 ـ صرف نظر از کدام کشور ـ از طبقه جوان و تحصیلکرده شهرنشین بوده اند. طبق این محاسبات، ایرانیان برون مرز که عمدتا در چهار دهه گذشته مهاجرت کرده اند 5 تا 6 میلیون نفرند و بمانند مهاجران هندی در جستجوی کسب مقام و شهرت در کشورهای میزبان. مهاجران آسیای شرقی (چینیان، ژاپنی ها، کره ای ها و ...) در جستجوی کسب و کار و ثروت اندوزی هستند.
     طبق برآورد جمعیت شناسان، نیمی از مهاجران ایرانی 40 سال گذشته در سنین بالای 50 سالگی و برخی از ایشان از بازنشستگان بوده اند!.
    به اظهار این جمعیت شناسان، مهاجرت شهرنشینان از کشورهایشان باعث مهاجرت روستائیان به شهرها و جایگزینی می شود و برای مدتی سطح تمدن و اخلاقیات را پایین می بَرَد و سطح آزمندی و فساد اقتصادی ـ اداری بالا می رود و همچنین آمار جرائم معمولی و نیز ضعف دمکراسی.
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    به گزارش سازمان ملل، بیست و دوم نوامبر 2022 (26 آبان 1401) نفوس جهان مرز هشت میلیارد نفر را شکست و از آن عبور کرد. طبق این گزارش، جمعیت جهان در 2010 (12 سال پیش از آن) هفت میلیارد تَن بود و به گفته مقام مربوط، سبب این افزایش بی‌سابقه؛ بالارفتن متوسط طول عُمر انسان‌ در نتیجهِ پیشرفت های بهداشت عمومی، آگاهی مردم از اهمیت مواد غذایی و خاصیت آنها و انتخاب درست خوردن (تغذیه) و آشامیدن آب سالم، لزوم ورزش بدنی روزانه و میزان خواب کافی و نیز تکامل دانش پزشکی و اجتناب از الکل و دخانیات است.
     به پیش بینی کارشناسان سازمان ملل، 15 سال طول خواهد کشید تا جمعیت جهان از مرز 9 میلیارد عبور کند، زیراکه در برخی کشورها، خانوارها مایل به داشتن بیش از دو فرزند نیستند.
    
تابلو رسیدن جمعیت جهان در 31 اکتبر 2011 (آبان 1390) به 7 میلیارد و دانیکا، فَرد شماره 7000000000

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایلاریونوف از كرملین برکنار و در انستیتوی کاتو در واشنگتن سرگرم کار شد!ـ اشاره به نظر تفسیرنگاران در این زمینه
Andrei N. Illarionov
برکناری «آندری ایلاریونوفAndrei N. Illarionov» مشاور اقتصادی کاخ کرملین که کمک کرده بود عُمر اقتصاد سوسیالیستی 74 ساله روسیه به پایان برسد، ششم ژانویه 2005 سوژه تفسیر و تحلیل بسیاری از رسانه ها بود. «ایلاریونوف» در عین حال نمایندگی روسیه درگروه 8 (كشورهای صنعتی) را برعهده داشت. طبق این تفسیرها، انتقاد ایلاریونوف از پوتین سبب اصلی برکناری و حذف او شده بود. «ایلاریونوف» یک لیبرال توصیف شده است. مفسران بی طرف همچنین اشاره به نزدیک بودن «ایلاریونوف» به بلوک غرب و داشتن تماس با مقامات این بلوک کرده بودند. همکار شدن «ایلاریونوف» پس از برکناری از کرملین با انستیتوی کاتو Cato در شهر واشنگتن که از «تینک تانک»های آمریکا بشمار می رود، برای این مفسران جای تردید باقی نگذارد.
    برخی از این مقاله نگاران از فرصت استفاده کرده و با نقل نظر جامعه شناسان نوشته بودند که تا حل مسئله فساد اداری و ارتشاء در جامعه روسیه راه درازی در پیش است. جامعه شناسان به استناد علل انقلاب ها و شورش ها در طول تاریخ و عوامل تغییر نظام های حکومتی و نیز تحقیقات خودشان، دیرزمانی است که به این نتیجه رسیده اند که فساد دولتی و خاصه بازی (تبعیض در معاملات ـ رانت و ...) عامل درجه اول ناراضی و عاصی شدن انسان است بویژه انسان عصر ارتباطات الکترونیک و دسترسی به اطلاعات.
     در این تفسیرها آمده بود که پوتین، نخواسته و یا اینکه موفق نشده است که لیبرالهارا از رسانه های روسیه بیرون راند. این لیبرالها ـ ندید ـ هوادار غرب و اقتصاد کاپیتالیستی هستند. یکی از علل شکست شوروی از بلوک غرب در جریان جنگ سرد، ضعف ژورنالیسم آن بود که هنوز ادامه دارد و این یک معمّا است که چرا؟.
    ادامه تفسیرها درباره سوابق ایلاریونوف بود که متولد 1961 است و در یک دانشگاه شوروی، درس اقتصاد خوانده و از زمان فروپاشی این اتحادیه سوسیالیستی مشاور کاخ کرملین بود و پیش از پوتین به «یگور گیدر» پیشنهاد و اندرز می داد و دوستدار اقتصاد و روش کار اروپای غربی و آمریکای شمالی است.
زمانی که پوتین و ايلاريونوف به هم اعتماد داشتند

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سرعت گرفتن انحطاط انسان ـ دختر شایسته آمریکای لاتین در خودرو قاچاقچیان مواد مخدر دستگیر شد!
انحطاط انسان که ظاهرا با پیشرفت های تکنولوژیک مسابقه سرعت گذاشته است در مسیر خود سبب پیدایش واژه ها و عناوین تازه شده است ازجمله سِکس ترافیک، مانی لاندری، پریزون کالچر، نارکوکالچر Narcoculture، پولپرستی و .... «سکس ترافیک» در پی انحلال بلوک شرق و فروپاشی شوروی رو به گسترش گذاشت و سوداگران فساد و تباهی و خوشگذرانان مجال ورود به آن منطقه و ایجاد باندهای مافیایی صدور زن ـ درست بمانند صدور برده سیاه در قرون شانزدهم و هفدهم از آفریقا زدند و شهرهای بزرگ قاره آمریکا، اروپای غربی و برخی از کشورهای ثروتمند عربی را پر از زنان خودفروش و عمدتا به صورت "سکس سلیو" کردند. فرهنگ زندان رفتن هم در ایالات متحده آمریکا امری عادی است که نزدیک به سه میلیون زندانی دارد. نارکوکالچر (فرهنگ مواد مخدر) در برخی از کشورهای آمریکای لاتین و بویژه کلمبیا و مکزیک رایج و امری عادی است. این فرهنگ که از آغاز قرن 21 گسترش آن در افغانستان هم شتاب گرفته در مکزیک باعث قتل و جنایات بسیار بوده است. این فرهنگ دختر شایسته منطقه را هم در امان نگذارده و دامنگیر او هم شده است. قرار براین بوده است که دختران شایسته (قبلا معروف به ملکه زیبایی) واجد شرایط اخلاقی و انسانی باشند تا بتوانند گام به مسابقه بگذارند و در طول داشتن این عنوان از افتادن به دام رسوایی و بدنام شدن دوری جویند. به همین جهت در آخرین هفته سال میلادی 2008 هنگاهی که ـ Laura Zuniga Huizar لورا زونیگا مویزار 23 ساله ـ دختر سال 2008 آمریکای لاتین (هیسپانیک) در خودرو " SUV" قاچاقچیان مواد مخدر مشاهده شد رسانه ها آن را خبر اول خود کردند و دنباله این خبر را در سال 2009 هم رها نساختند.
    لورا یک آموزگار مکزیکی دبستان در ایالت سینالا بود که برای شرکت در مسابقه دختر آمریکای لاتین (میس هیسپانیک امریکا) ثبت نام کرد و برنده شد و طی مراسمی تاج بر سرنهاد و معروفیت یافت، به جلسات سخنرانی دعوت و معلم درستی و اخلاقیات شد. درآمد چشمگیری هم از آگهی های تجاری (مدل شدن) به دست می آورد. به رسانه ها گفته بود که در نظر دارد بعدا به تهیه فیلم مستند دست زند که نوعی کار آموزش عمومی است. بنابراین، کسی باور نمی کرد لورا روزگاری معاشر قاچاقچیان مواد مخدر شود که به سوداگران مرگ معروفند.
    بیست و سوم دسامبر 2008 و در آستانه کریسمس، پلیس مکزیک ویژه مبارزه با مواد مخدر در یک ایست بازرسی دو خودرو "اس یو وی" را که باهم حرکت می کردند متوقف ساخت. لورا و هفت مرد سرنشینان این دو خودرو بودند. در این دو اتومبیل چند تفنگ و تپانچه و 16 سلفون ماهواره ای و 53 هزار دلار اسکناس و ... به دست آمد. بررسی سوابق این هفت مرد نشان داد که اعضای یک باند مواد مخدر هستند، قبلا هم دستگیر شده بودند و کار آنان حمل مواد مخدر از کلمبیا از طریق مکزیک به ایالات متحده بود. لورا به ماموران گفت که عازم کلمبیا بودند که دستگیر شدند. بیست و ششم دسامبر 2008، قاضی مربوط بدون اینکه نتیجه بازپرسی از لورا را فاش سازد وی را بازداشت کرد.
    متصدیان برگزاری مسابقه انتخاب دختر شایسته آمریکای لاتین منتظر حکم دادگاه نشدند و او را پس از اطلاع از صدور قرار بازداشت، از آن کسوت برکنار و لقبش را پس گرفتند. این متصدیان گفته بودند که بودن لورا در خودرو قاچاقچیان برایشان کافی بود که وی را لغو عنوان کنند. ولی برخی به دفاع از او برخاسته و گفته بودند: تا زمانی که نارکوکالچر (فرهنگ قاچاق مواد مخدر) در آمریکای لاتین و به ویژه در کشور مکزیک ادامه داشته باشد همکاری نکردن با قاچاقچیان مساوی است با مرگ. خیلی ها پاسخ منفی دادند و کشته شدند. باید دید که آیا لورا به اراده خود معاشر آنان شده بود و یا از ترس جان. این قاچاقچیان تلاش می کنند که در سایه معاریف حرکت کنند. باید حرفهای لورا را هم شنید و بعد به قضاوت نشست. باید فرهنگ قاچاق حذف شود، باید انحطاط انسان متوقف شود، باید نخست علت را از میان برد و بعد به سراغ معلول رفت.
«لورا»: در لباس دختر شایسته، با دستبند و عکس زندان

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بحران کاپیتالیسم در سال 2008 میلیاردر آلمانی را وادار به خودکشی کرد ـ وقتی که ارزش سهام ناگهان سقوط کند
آدولف شاد و آدولف غمگين

پنجم ژانویه 2009 «آدولف مرکل Adolf Merckle» میلیاردر 74 ساله آلمانی که بحران وقت کاپیتالیسم وی دچار مشکلات مالی کرده بود خودکشی کرد. آدولف که قبلا سرمایه شخصی او بیش از 9 میلیارد دلار اعلام شده بود پنجمین میلیاردر آلمان بشمار می رفت. وی یک امپراتوری صنتعی را اداره می کرد که در آن یکصد هزار تَن کار می کنند. فروش تولیدات کارخانه های او در سال 2008 اندکی بیش از 41 میلیارد دلار بود. شهرت ادولف مرکل که پدربزرگش یک آلمانی ساکن بوهِم بود در ساخت داروهای جنریک (بدلی) و سیمان بود. دو کارخانه معروف او در این دو زمینه Ratiopharm Int ریشیوفارم اینترنشنال (داروسازی) و هایدلبرگ سمنت Heidelberg Cement هستند. اشتباه مرکل ورود به معاملات سهام کارخانه پورشه ـ فولکس واگن بود که به او چهارصد میلیون دلار زیان وارد ساخته بود. درآمد بدون زحمت معاملات سهام (که اصطلاح نوعی قمار بر آن گذارده شده) و اوراق بهادار در آن سالها که ارزش خرید و فروش آنهارا بدون هیچ منطقی و بی توجه به دارایی کارخانه و بنیاد و سطح بازده و درآمد آن بالا برده بود بسیاری را وارد این کار کرده بود که به سقوط ناگهانی در سال 2008 انجامید. چاپ بیش از حد اسکناس دلار و افزایش بدهی های دولت آمریکا که این پول را جهانی کرده است مزید برعلت شده بود.
    خودکشی آدولف مرکل نیز در نوع خود کم سابقه بوده است. آدولف پس از اینکه شنید که ارزش سهام کارخانه هایش بازهم شش و نیم درصد پایین رفته است دچار افسردگی شدید شد و چند روز در این حالت بود تا اینکه پنجم ژانویه تصمیم خودکشی اش را در یادداشتی شرح داد، آن را در کشوی میزش گذاشت و با اتومبیل تا خطِ آهن بلوبورن Blaubeuren رفت و منتظر آمدن یک قطار شد و سپس خود را در معرض برخورد با آن قرارداد و به این ترتیب خودکشی کرد.
     اشتغال به صنایع شیمیایی در خاندان مرکل ارثی بوده است. آدولف دارای چهار فرزند است.
    چند روز پیش از خودکشی آدولف، د لا ویلهوشت میلیاردر فرانسوی و صاحب یک مرکز بزرگ مبادله و فروش سهام انتحار کرده بود. وی از این که با اندرز و تبلیغ باعث جلب مردم به خرید سهام و اسناد بهادار (از طریق موسسه خود) شده و آنان را دچار زیان سنگین کرده بود متاسف شده و خودکشی کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دختر زیبای ونزوئلا و بازیگر فیلم، قربانی تبه کاری ها شد
Monica
Monica Spear Mootz دختر زیبای سال 2004 ونزوئلا و پنجمین دختر زیبای جهان در سال 2005، ششم ژانویه 2014 (16 دیماه 1392) قربانی تبه کاری ها شد. مونیکا 29 ساله یک بازیگر فیلم و تلویزیون بود و شش فیلم ازجمله فیلم
    Mi Prima Ceila او در کشورهای متعدد به نمایش گذارده شده است.
    وی با شوهر سابق خود توماس بری 46 ساله تبعه انگلستان و دختر 5 ساله مشترک شان در حال سفر با اتومبیل از یک شهر به شهری دیگر بود که دو لاستیک اتومبیل آنان با عبور از روی میخ ـ سه پایه هایی که دزدان در جاده قرار داده بودند پنچر و متوقف شد. دزدان که در کنار جاده کمین کرده بودند ظاهرا برای کمک، به اتومبیل نزدیک شدند که مونیکا و توماس از ترس، پنجره ها را بالا کشیدند و درها را قفل کردند که دزدان دست به تیراندازی زدند و مونیکا و توماس کشته شدند و دختر آنان مجروح شد. مونیکا دانش آموخته رشته تئاتر از یک دانشگاه ایالت فلوریدای آمریکا بود. در برخی گزارش ها آمده است که وی تابعیت مضاعف ونزوئلا و آمریکا را داشت. در بعضی از گزارش ها هم نوشته شده است که طلاق او از شوهرش توماس هنوز قطعی نشده بود.
     رئیس جمهوری ونزوئلا این رویداد را یک قتل تبه کارانه خواند و برای پایان یافتن این نوع تبه کاری ها در ونزوئلا اعلام بسیج عمومی کرد. گزارش های هشتم ژانویه (دو روز بعد از وقوع جنایت) حکایت از آن دارد که پلیس ونزوئلا پنج نفررا به اتهام ارتکاب این جنایت دستگیر کرده است. جامعه شناسان گفته اند که این قبیل تبه کاری ها به موازات رشد تورّم نقدینگی در یک جامعه بالارفته می رود. افزایش تورم پول، بهای اجناس را بالا می بَرَد و فشار به کم درآمدها بیشتر می شود و .... ونزوئلایِ نفتدار چندی است که دچار مشکل تورّم پول است. دشمنی بلوک غرب بویژه دولت واشنگتن با ونزوئلا در پی سوسیالیستی شدن آن رو به افزایش است و پایانی هم بر آن متصوّر نیست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 8 ژانويه
  • 1828:   در این روز در نشست مریلند، هواداران اندرو جانسون، حزب دمکرات آمریکا را تاسیس کردند. این حزبِ لیبرال (سوشل لیبرال) در زمان تأسیس و تا سال ها خواهان محدود بودن اختیارات دولت مرکزی (دولت فدرال آمریکا) بود که تغییر عقیده داد. 17 رئیس جمهوری آمریکا از میان 47 رئیس جمهوری ازجمله جو بایدن از حزب دمکرات (دمکراتیک) بوده اند. هواداران حزب دمکرات (یکی از دو حزب بزرگ آمریکا) عمدتا تحصیلکردها، بانوان و روشنفکران این فدراسیون هستند. احزاب آمریکا به صورت کشورهای دیگر، عضو دارای کارت و موظف به شرکت در جلسات حزبی ندارند ـ هواخواه دارند. اعضای حزب جمهوریخواه، اصولگرا و محافظه کار هستند و بیشتر فرمانداران استیت ها از این حزب هستند و 6 قاضی از 9 قاضی دیوان عالی.
        
        
  • 1867:   به مَردان سیاهپوست آمریکا، دو سال پس از پایان جنگ داخلی، حق دادن رای در انتخاباتِ واشیگتن دی ـ سی داده شد.
        
        
  • 1877:   در مونتانا (استیت شمالی آمریکا و دارای مرز مشترک با کانادا) و در ناحیه کوههای گُرگ ـ Wolf Mountain میان ارتش فدرال و بومیان آمریکا (اصطلاحا؛ سرخپوستان) نبرد دیگری آغاز شد. این آخرین نبردی بود که در آن، تاسونکه ویتکو [معروف به کرِیزی هورس Crazy Horse] فرماندهی بومیان را بر عهده داشت.
        
        
  • 1918:   وودرو ویلسون رئیس جمهوری وقت آمریكا اصول 14 گانه خود برای برقراری یك صلح جهانی پایدار را اعلام داشت. وی ـ یک تاریخدان قبلا استاد دانشگاه پرینستون بود. او بود که با سیاست های خود فدراسیون آمریکا را وارد باشگاه قدرت های جهانی کرد که پس از جنگ جهانی دوم دو اَبَرقدرت شد.
        
        
  • 1937:   در این روز Shirley Bassey خواننده محبوب انگلیسی به دنیا آمد. وی 7 دهه است که بکار موسیقی و شادساختن مردم ادامه می دهد. از صدای او و ترانه هایش در فیلم های سینمایی استفاده شده است و برای نخستین بار در فیلم معروف «جیمزباند».


  • 1957:   به تصمیم خروشچف رهبر وقت شوروی که فردی «کم معلومات» توصیف شده است منطقه «چِچنو ــ اینگوش» در قفقاز شمالی بار دیگر «خود مختار» اعلام شد. استالین خودمختاری آن را منحل و بسیاری از چچِنی ها را به اتهام قصد همكاری با نیروهای هیتلر به نقاط دیگر شوروی تبعید كرده بود. «چچنو ــ اینگوش» تا زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار مرز ایران و روسیه بود. نادرشاه در طول اقامت خود در داغستان که در قلمرو ایران بود از آن خط مرزی دیدن کرده بود پتر بزرگ تزار روسیه آن را تعیین کرده بود.
        
        
  • 1959:  


    شارل دوگل برنده انتخابات، پس از سپری شدن مهلت اعتراض که اعتراضی به انتخابات نبود، رئیس جمهوری فرانسه شد ـ جمهوری پنجم، که خود او آن را با اصلاح قانون اساسی به وجود آورده بود. دوگل حاضر نشده بود که در جمهوری چهارم و پیش از بازنگری در قانون اساسی و تکمیل آن، رئیس کشور فرانسه شود.
        
        
  • 1961:   فرانسویان در یک رفراندم عمومی تصمیم شارل دوگل مبنی بر دادن استقلال به الجزایر را تایید کردند. این رفراندم در فرانسه و الجزایر صورت گرفت. در فرانسه آراءِ «بلی» 75 درصد بود و در الجزایر 69 درصد!. به عبارت دیگر، مخالفان استقلال، در الجزایر بیشتر از فرانسه بودند!. الجزایری ها هفت سال بود که دست به یک جنگ استقلال زده بودند. ادامه این جنگ نه تنها برای فرانسه هزینه سنگین داشت، بلکه به حیثیت جهانی فرانسویان به نام ملتی آزادی دوست و دمکرات آسیب وارد ساخته بود.
        
        
  • 1964:   لیندون جانسون رئیس جمهوری وقت آمریکا در این کشور علیه فقر، اصطلاحا اعلان جنگ داد و از کنگره (قوه مقننه فدرال) خواست که در آن جهت، قوانین و ضوابط مربوط را وضع کند.
        
        
  • 1979:   واحدهای نظامی ویتنام که وارد کامبوج شده بودند خمِرهای سرخ ـ Khmer Rouge (کمونیست) را که از سال 1975 در کامبوج حکومت داشتند شکست دادند و به فرار از پایتخت و رفتن به جنگلهای شمال غربی کشور مجبور کردند. این جنگ را دعاوی ارضی خمِرها و تعرّض به مرز ویتنام باعث شده بود. در جریان این مسئله، چین از خمرها و مسکو از ویتنامی ها که با چین هم اختلاف ارضی دارند حمایت می کردند. با عقب نشینی خمرها، در حقیقت مسکو پیروز شد، ولی چون بلوک غرب با دولت مسکو دشمنی داشت تا سالها نماینده دولت کامبوجِ هوادار ویتنام را به سازمان ملل راه ندادند و نماینده خمرها به رغم متهم شدن به نسل کُشی همچنان کرسی این کشور در سازمان ملل را به دست داشت!.
        
        
  • 1996:  
    F. Mitterrand

    فرانسوا میتران F. Mitterrand رهبر سوسیالیست و 14 سال رئیس جمهور فرانسه بر اثر بیماری سرطان پروستات درگذشت. وی 79 ساله بود. دوران ریاست جمهوری او بیش از هر سیاستمدار دیگر بود.
        
  • 2011:  
    Gabby

    در این روز یک دانشجوی تَرک تحصیل کرده 23 ساله در شهر Tucson استیت آریزونا به یک اجتماع نزدیک شد و به سوی بانو Gabby Giffords از اعضای کنگره آمریکا و شماری دیگر شلیک کرد. در این رویداد John Roll قاضیِ محل و 5 تَن دیگر کشته شدند و بانو Giffords از ناحیه مغز زخمی شد که به بیمارستان انتقال یافت و با تلاش پزشکان و پس از مدت ها درمان نجات یافت. این اجتماع برای شنیدن سخنان بانو Giffords در پارکینگ یک فروشگاه بزرگ تشکیل شده بود. بانو Giffords از مخالفان آزادی حمل اسلحه در آمریکا بوده است. وی نماینده همان منطقه در کنگره آمریکا بود. جوانِ مرتکب تیراندازی دستگیر شد، ولی در دادگاه حاضر به دادن پاسخ به پرسش های قاضی نشد و به شش بار حبس ابد محکوم شد.
        
        
  • 2017:  


    در این روز (هشتم ژانویه 2017 برابر با 19 دیماه 1395) آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در استخر کوشک (منطقه سعدآباد شمیران) دچار عارضه قلبی شد، به بیمارستا تجریش انتقال یافت ولی تلاش پرشکان برای نجات وی موثر واقع نشد و فوت شد. وی 82 ساله (متولد شهریور 1313) بود و قبلا رئیس جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی و از سران انقلاب اسلامی سال 1357 ایران. آیت الله هاشمی سوم شهریور 1313 (24 آگوست 1934) در روستای نوق (بهرمان) در استان کرمان و حدود 60 کیلومتری رفسنجان بدنیا آمده بود.
        
  • 2020:   هواپیمای اوکراینی پرواز 752 پس از بلندشدن از فرودگاه بین المللی امام خمینی (تهران) مورد اصابت موشک ضد هوایی قرار گرفت و سقوط کرد. در این رویداد همه 176 سرنشین هواپیما کشته شدند.
        
        
  • پیام‌های تازه
    عُمر محدود است و انسان از این دنیا جز کفَن چیزی با خود نمی برَرد
  •  
        یک مخاطب مجله روزنامک که خودرا دبیر دبیرستان معرفی کرده نوشته است: از آنجا که مجله روزنامک فرهنگی و آموزشی (آموزش عمومی) است لازم است که در هر شماره دستچینی از نصایح اندیشمندان قرون وسطای ایران را درج کنیم تا یادآوری کرده باشیم و افزوده است که چنین اندیشمندانی را ملت دیگری در جهان نداشته است. این دبیر دبیرستان نوشته است که شعرای قرون وسطای ایران ازجمله حافظ، سعدی، رودکی و ... اندیشمندانی بی همتا بودند که حرف و نظر خود را در قالب شعر بیان می کردند.
        وی برای نمونه اشعار متعدد از این شاعرانِ اندیشمند ارسال داشته که به علت محدودیت جا، تنها این چهار اندارز رودکی* درج شود:
        
        

        اندر بلای سخت پدید آید؛ فضل و بزرگمردی و سالاری
        
        
        مِهتران جهان، همه مُردند ـ مرگ را سَر فرو همی كردند
        
        
         زیر ِ خاك اندرون شدند آنان ـ كه، همه كوشك ها بر آوردند
        
        
        از هزاران هزار نعمت و ناز ـ نَه به آخر، به جز كَفَن بُردند

        
        *رودكی پدر شعر پارسی نوین (پارسی معاصر) 25 دسامبر سال 858 میلادی به دنیا آمده بود. رودکی شاعر مشترک همه پارسی زبانان جهان و از عوامل وحدت فرهنگی مردمی است که در قطعات منفصله ایرانزمین زندگی می کنند و نیاکان و درنتیجه خصلت ها و منَش مشترک دارند.
         او ـ ابوعبدالله جعفر ابن محمد (رودکی) در یك روستای ناحیه رودَك منطقه سُغد خراسان (اینک واقع در ناحیه پنجکنت ایالت سُغد جمهوری تاجیکستان) به دنیا آمد و در ناحیه ای نَه چندان دور از زادگاهش مدفون شده است.
        
        نقل از شماره 96 مجله روزنامک

  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com