Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
1 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 1 آوريل
ایران
زن ایتالیایی شاه اشكانی ایران ـ از تلقین ها و تحریك ها تا مسموم كردن شاه
تصویر مجسمه Thermusa
مورخان رویدادهای قرون قدیم، مرگ فرهاد چهارم شاه ایران از دودمان اشكانیان را 31 مارچ (مارس) سال دوم پیش از میلاد نوشته اند. وی به دست همسر ایتالیایی اش ترموزا Thermusa (ترموسا) مسموم شده بود. در مسموم كردن فرهاد چهارم، فرهادك پسر فرهاد چهارم با مادرش همدست بود. شماری از مورّخان، مرگ فرهاد چهارم را دوم و یا سوم اپریل (13 فروردین) نوشته و افزوده اند كه این مادر و فرزند به بزرگان ایران گفته بودند كه نحوست 13 باعث مرگ فرهاد چهارم شده است. استناد بیشتر مورخان، نوشته های Josephus ژوزفوس (یوسف بن ماتیتیاهو) مورّخ یهود (متولد سال 37 و متوفا در سال 102 میلادی) بوده است. داستان ازدواج فرهاد چهارم با ترموزا از این قرار گزارش شده است:
    
اسپهبد Surena

درپی شكست كراسوس فرمانده و كنسول (عضو شورای ریاست جمهوری روم) در جنگ حرّان در سال 53 پیش از میلاد از «سورنا» اسپهبد نامدار ایران و كشته شدنش، پرچمهای روم به دست ایران افتاد و باعث اندوهی دیرپا در ایتالیا شد. اگوستوس امپراتور روم (از سال 27 پیش از میلاد به مدت 31 سال) پس از احراز مقام ریاست روم (با رای سنا كه این رای گیری هر چند سال یك بار تكرار می شد و دوران امپراتوری محدود نبود) برای پایان دادن به این اندوه رومیان كه روحیه خود را از دست داده بودند با دولت ایران وارد معامله شد و قرار شد كه پرچمها را از ایران بخرد و پول را به اقساط بپردازد. وی برای خرسند ساختن فرهاد چهارم كه با این معامله موافقت كرده بود یك دختر ایتالیایی را هم برای وی فرستاد. فرهاد فریفته این دختر شد و با او ازدواج كرد و نامش را ترموزا گذارد (برخی از مورخان نوشته اند كه این دختر از ایتالیا دارای این نام بوده كه اسم یك الهه زن است).
    به نوشته پاره ای از مورخان، ترموزا (ترموسا) درعین حال جاسوس دولت روم بود و ماموریت تلقین كردن (خط دادن) به فرهاد چهارم را داشت. این زن از فرهاد چهارم دارای پسری شد كه نامش را «فرهادك» گذاردند. فرهاد از زن قبلی خود و نیز كانكوباین هایش (صیغه هایش) پسران دیگری داشت. ترموزا برای اینكه پادشاهی به پسر خودش برسد و در عین حال خدمتی هم به وطن اصلی كرده باشد به شوهر تلقین كرد كه پسران بزرگتر را كه بیم كودتا كردنشان می رود به شهر رم بفرستد تا در عین حال با طرز زندگی رومیان و فنون نظامی آنان آشنا شوند. فرهاد پذیرفت، ولی پسران او از آن پس عملا گروگان دولت روم بودند. در این میان ترموزا از فرصت استفاده كرد و با كمك پسرش (!) شوهر را مسموم ساخت و بزرگان ایران مجبور شدند كه فرهادك را كه تنها فرزند در دسترس بود به نام «فرهاد پنجم» به شاهی منصوب كنند. امپراتور روم پس از شنیدن این خبر، نوه خود «كایوس» را برای گفتن تبریك روانه تیسفون كرد. فرهاد پنجم به توصیه مادر تا كنار رود فرات (تیسفون در ساحل شرقی دجله است) به استقبال كایوس رفت و در اینجا از دعاوی ایران بر ارمنستان گذشت. ترموزا و كایوس به فرهاد پنجم تلقین كرده بودند كه ارمنستان عامل اختلاف دو امپراتوری روم و ایران است و تا زمانیكه تحت قیمومت ایران باشد و شاه آن را سنای ایران (مهستان) انتخاب و اعزام دارد این اختلاف وجود خواهد داشت و صلح و صفا دوام نخواهد آورد و فرهاد پنجم پذیرفته بود.
    این اشتباه فرهاد پنجم موجب افسردگی و رنجش بزرگان ایران شد و ضرب سكه با تصویر مادر و پسر كه قبلا در ایران رسم نبود (و حكایت داشت كه مادر شریك سلطنت فرزند است)، این افسردگی را به خشم مبدّل ساخت. سران ایران از طرز تفكر فرهاد پنجم هم كه (تحت تاثیر مادر) به یونانی ها نزدیكتر از ایرانی ها بود ناخرسند بودند طرح بركناری او را به مهستان بردند و كارهایی را كه مادر او ترموزا به سود رومیان انجام داده بود ضمیمه طرح كردند كه تصویب شد و یك شاهزاده اشكانی دیگر را به نام «ارد دوم» به شاهی ایران برگزیدند كه یك نظامی خشن و سختگیر و قانونگریز بود. فرهاد پنجم نزدیك به چهار سال سلطنت كرده بود. مورخان آن عصر و از جمله ژوزفوس اشاره دیگری به ترموزا نكرده اند و احتمالا به رم بازگشته بود زیرا كه چهار سال پس از بركناری فرهاد پنجم، پسران فرهاد چهارم كه در شهر رم بودند به ایران بازگشتند و بعدا یكی از آنان شاه ایران شد.
    
Josephus مورخ


    ژوزفوس كه درجوانی یك افسر یهود بود، پس از این كه در جریان محاصره اورشلیم به دست رومیان افتاد و مدتی در رم زندانی بود به مطالعه و تاریخ نگاری پرداخت و پنج كتاب تاریخ درباره رویدادهای وقت از او باقی مانده است كه اشارات فراوان به ایران دارد.
    در سال 1939، یك هیات باستانشناسی فرانسوی مجسمه نیم تنه ترموزا را در كاوش های خود در منطقه خوزستان به دست آورد كه در تهران در موزه قرار دارد (عكس بالای مطلب ـ سمت چپ).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاسیس نخستین بنیاد تالیف و ترجمه جهان در ایران
اپریل سال 552 میلادی را زمان تاسیس نخستین بنیاد تالیف و ترجمه کتاب در جهان نوشته اند که در ایران آغاز بکار کرده بود. محاسبات پاره ای از موخان 19 اپریل روز آغاز کار این بنیادرا به دست داده است. این بنیاد به تصمیم خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران دایر شده بود. نخستین بنیاد تالیف و ترجمه جهان در جوار خود یک کتابخانه عمومی داشت و هزینه آن را شاه ایران شخصا پرداخت می کرد. برای انتقال کتاب از گوشه و کنار جهان به این بنیاد جهت ترجمه، خسروانوشیروان حتی پزشک ویژه خود «برزویه» را به هند فرستاد و محصول این سفر، آوردن «کتاب کلیله و دمنه» به ایران بود که به پارسی میانه و بعدا به عربی و دوباره به پارسی نوین (پارسی دری) ترجمه شده است. در هر فصل این کتاب، از محاوره دو جانور پند و اندرز فراوان و حتی در کشورداری و سیاست به دست می آید. برای مثال: دمنه (شغال) به کلیله (شغال دیگر و در اینجا؛ یک حکمران) پند می دهد که اگر افراد مجرّب کارشناس و دلسوزرا مایوس و از اطراف خود پراکنده کند، نادانان و آزمندان را نوازش و بکارهای مهم بگمارد، وقت خودرا صرف لذّات جسمانی از جمله توجه به جنس مخالف، سرگرمی و خوشگذرانی کند، مجازاتگر باشد و ... کشور رو به خرابی خواهد گذارد و ملت از دست خواهد رفت.
    چهار سده پس از خسرو یکم، سامانیان چنین مرکزی را در جوار «کتابخانه عمومی مرو» به وجود آوردند. دائرة المعارف كتاب «كتابخانه مرو» را كه به همت سامانیان تاسیس شده بود و تا حمله چنگیزخان به منطقه فرارود دایر بود بزرگترین كتابخانه عمومی و مركز تالیف و ترجمه كتاب در جهان قدیم بشمار آورده است كه روزانه در آن دست كم چهارصد محرّر كتابها را تكثیر (رونویسی) می كردند. همین مركز به احیاء زبان و ادب فارسی كمك بسیار كرد. طرز كار كتابخانهِ مرو الگوی کتابخانه های عمومی جهان امروز قرار گرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که «ریال ایران» مقام پول بین المللی به دست آورد
صندوق بین المللی پول 27 مارس 1978 و در جریان نشست عمومی خود «ریال ایران» را وارد گروه 16 پول مهم جهان کرد و اعلام داشت که از یکم جولای این سال، «ریال ایران» وارد مجموعه «حق برداشت ویژه» خواهد شد که مفهوم آن؛ به نوعی پول جهانی شدن است که می تواند ذخیره ارزی سایر ملل قرارگیرد و در همه بانک ها، فرودگاهها و صرّافی ها تسعیر و معاوضه شود. پیشنهاد این طرح 21 مارس و به مناسبت نوروز ایرانیان و اینکه ایران از سال 1974 یک کشور ثروتمند و وام دهنده شده است به نشست صندوق داده شده بود.
     تفسیرنگاران رسانه ها این اقدام صندوق پول را یک پیروزی برای ایرانیان توصیف کرده بودند. 16 پول جهانی و در صدر آنها «دلار آمریکا» عبارت بودند از: مارک آلمان، لیره انگستان، فرانک فرانسه، ین ژاپن، دلار کانادا و ....
تيتر خبر ارتقاء پول ايران در صفحه اول شماره 15569 روزنامه اطلاعات


    
اسکناس 20 توماني وقت ايران نزديک به 3 دلار ارزش داشت ـ هر دلار 7 تومان بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و با این اظهارات، شاه (پهلوی دوم) در برابر آمریکا قرارگرفت و ...
عکس آخرين مراسم سلام نوروزي شاه که يکم فروردين 1357 در کاخ گلستان برگزارشده بود در صفحه اول روزنامه اطلاعات ـ آخرين نفر سمت چپ در رديف وزيران، دکتر منوچهر گنجي وزير وقت آموزش و پرورش است که اينک در آمريکا زندگي مي کند

شاه (پهلوی دوم) در مراسم سلام نوروزی آغاز سال 1357 هجری (سال 2537 ایرانی مرسوم وقت) که آخرین مراسم سلام نوروزی او بود در سخنرانی رسمی خود در برابر مقامات تراز اول کشور و سفیران ملل دیگر مطالبی بیان داشت که در سالهای اخیر، تنها از زبان ولادیمیر پوتین و هوگو چاوس شنیده شده است.
    طبق مندرجات بولتن رسمی خبرگزاری پارس، شاه گفته بود: "نظم اقتصادی غیر عادلانه کنونی، بی عدالتی ها را به مرز انفجار رسانیده است و ادامه آن ـ دیر و یا زود ـ انفجار تولید خواهد کرد. این نظم استثماری، کهنه و غیر قابل تحمّل شده است و ادامه آن به این صورت، فواصل میان جوامع پیشرفته و جوامع بشری دیگر را بیشتر، و نامطلوب خواهد ساخت. این نظم استثماری عامل منفی در پیشرفت اکثریت ملت ها است.".
    پهلوی دوم اخطار کرده بود که ادامه نابرابری و بی عدالتی در جهان [روابط ملل]، برخی افراد و گروههارا برخواهد انگیخت و بالمآل در جهان انفجار ایجاد خواهد کرد.
    شاه گفته بود: "آرزوی ما این است که هرچه زودتر منطق و عدالت حاکم بر امور ملل و روابط بین المللی شود تا نیروهای انسانی صرفا در راه خدمت به مصالح بشری بکار افتند و ...".
    شاه این مطالب را در زمانی بیان داشت که قبلا در قم، مشهد و تبریز و در ایام عید در اصفهان، بابل، قزوین و کاشان تظاهرات و ناآرامی روی داده بود.
    این اظهارات شاه در رسانه های اروپا و آمریکا چنین تفسیر شده بود که وی «دلار آمریکا» و «سیستم پولی ـ بانک جهانی و صندوق بین المللی پول» را که نظم اقتصاد جهانی [پس از جنگ جهانی دوم] برپایه آنها تنظیم شده و تلویحا سیاست های واشنگتن را به انتقاد کشیده است و عبارات «تولید انفجار» و «برانگیخته شدن افراد و ملل» مفهومی جز احیاء آنارکیسم ندارد. در آن روزها و تا پنجم فروردین، روزنامه های ایران تعطیل بودند. مشکل سردبیران روزنامه های تهران در پنجم فروردین، بیرون آوردن تیتر صفحه اول از سخنان شاه بود. این سردبیران احتمالا نمی خواستند که در اوضاع ناآرام وقت، دولت واشنگتن را در برابر شاه قراردهند. اینان سرانجام از این جمله شاه که واکنش او به ناآرامی ها بود و گفته بود: ... این، سوء استفاده از آزادی در ایران است، تیتر صفحه اول ساختند. با وجود این، سردبیر وقت روزنامه اطلاعات تیتر حاوی انتقاد شاه از نظم جهانی اقتصاد را با متن سخنان او در این زمینه در صفحه سوم این روزنامه (شماره 15567 مورخ 5 فروردین 2537) چاپ کرد.
    پس از سقوط رژیم پادشاهی، مورّخان نزدیک شدن شاه به مسکو و پکن و انتقاد او از نظم اقتصادی جهان (نظم کاپیتالیستی سبک آمریکا) را از عوامل رنجش واشنگتن و قطع حمایت خود از او بیان کرده اند.
    عباسعلی خلعتبری وزیر امورخارجه وقت ایران در دفاع از سخنان پهلوی دوم، در شهر وین به رسانه های اروپایی گفته بود که اگر ایران یک دیکتاتوری بود، تظاهرات هرگز برگزار نمی شد.
سردبير روزنامه اطلاعات اظهارات شاه در سلام نوروزي سال 1357 را به صفحه سوم اين روزنامه برده بود که جملات انتقادي او از نظام اقتصادي جهان که اين نظام به همان صورت و همچنان ادامه دارد کپي شده است


    
تيتر اظهارات خلعتبري وزير امورخارجه وقت در دفاع از دولت شاه که در اتريش بيان کرده بود در صفحه اول روزنامه اطلاعات

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اگر پیروزی کودتای رشید عالی الگیلانی در عراق، ادامه یافته بود ... ـ هدف انگلستان در حقیقت ایران بود
رشيدعالي

رشید عالی الگیلانی ناسیونالیست عراقی و سیاستمداری كه از سیاستهای آلمان ناسیونال سوسیالیست (دولت نازی) هواداری می كرد یکم اپریل1941 (12 فروردین 1320) با كمك واحدهای نظامی چهار افسر ارشد و حمایت مفتی فلسطین در عراق كودتا كرد و با فراری دادن نایب السلطنه این كشور به سفارت آمریكا در بغداد زمام امور عراق را به دست گرفت. وی پیشتر هم دو بار نخست وزیر عراق بود. ملك غازی پادشاه عراق در همان زمان در یك حادثه اتومبیل كشته شده بود و پسرش فیصل دوم را كه كودكی بیش نبود برجایش نشانده بودند.
    رشید عالی پس از اطلاع از انتقال نایب السلطنه از سفارت آمریكا به یك پایگاه هوایی انگلستان در عراق (حبانیه)، دستور حمله به این پایگاه را صادر كرد. دولت انگلستان كه از دست رفتن عراق در جریان جنگ جهانی دوم را برای خود یك فاجعه می دانست ژنرال «Archibald Wavell» فرمانده نیروهای آن كشور در هند را مامور سركوب رشیدعالی و همدستانش كرد. انگلستان همچنین به سبب نزدیك شدن دولت ایران به آلمان و پیش بینی برخورد نظامی با دولت تهران، عراق را لازم داشت تا از خاك این كشور بر ضد ایران دست به اقدام نظامی بزند. بدون همكاری عراق، در آن زمان یك حمله نظامی به ایران كه موفقیت آمیز باشد امكان پذیر نبود. از طرفی، ادامه حكومت رشیدعالی ناسیونالیست در عراق، احتمال تامین یك هدف هیتلر را كه دست اندازی بر منابع نفت خاورمیانه و خارج ساختن هند از دست انگلستان بود افزایش می داد.
    
Archibald Wavell

«واول= ویول» كه قبلا در شمال آفریقا با ایتالیایی ها و آلمانی ها دست و پنجه نرم كرده بود و بعدا هم فرمانده كل نیروهای انگلستان در خاور دور و آسیای جنوبی و سپس نایب السلطنه هندوستان شد، در اجرای دستور لندن موفق شد رشیدعالی را از عراق به كشور سعودی فراری دهد و نفوذ انگلستان بر عراق محفوظ بماند و پایگاههای نظامی انگلستان در آن كشور حفظ شود.
    همین پیروزی «ویول ـ تلفظ در ایران: واول» بر رشید عالی راه را برای اشغال نظامی ایران هموار ساخت، به گونه ای كه نیروی نظامی چند هزار نفری انگلستان در اوت 1941 (شهریور 1320) از طریق عراق وارد ایران شد و وطن ما را بدون جنگ، تحت اشغال نظامی درآورد، رضاشاه متمایل به آلمان را بركنار و پسرش محمد رضا را شاه كرد. پس از پیروزی واول بر رشیدعالی، انگلیسی ها در بهار و تابستان 1941 فرصت كافی به دست آورده بودند كه از داخل عراق با تنی چند از افسران و سیاستمداران تهران ارتباط برقرار كنند و همین ها بودند كه ارتش ایران را در آستانه حمله نظامی مرخص و كشور را تسلیم متفقین كردند. آن چه كه واقعیت دارد این است كه اگر رشیدعالی موفق شده بود تا مدتی بر عراق حكومت كند، افتادن منابع نفت خاورمیانه به دست آلمان و یا نا امن شدن بهره برداری از آنها محتمل، و نتایج جنگ جهانی دوم چیزی دیگر بود و ایران هم به اشغال نظامی در نمی آمد و امروز، از نظر وسعت خاك، به مراتب بزرگتر از این بود. رشیدعالی كه در سال 1882 در بغداد به دنیا آمده بود كه در آن زمان از مستملكات عثمانی بود، در طول فعالیت های سیاسی اش همچنین موفق شده بود كه یك حزب ملی گرا تاسیس كند و گروههای ناسیونالیست عراقی را كه با هرگونه نفوذ خارجی در عراق و سرزمین های عربی و ایجاد یك كشور یهودی نشین در فلسطین (طبق اعلامیه لرد بالفور)، مخالف بودند متحد سازد. رشید سالها پس از دوری از عراق، در لبنان در تبعید درگذشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
زادروز سازنده هواپیماهای «یاك»
A.S.Yakovlev

امروز زادروز الكساندر سرگویچ یاكوف لفA.S.Yakovlev قهرمان كار سوسیالیستی و سازنده هواپیماهای روسی «یاك» است كه یكم اپریل 1906 به دنیا آمد. یاكوف لف كه 86 سال عُمر كرد و عضو آكادمی علوم شوروی بود در آغاز كار گلایدر (هواپیمای بدون موتور) و سپس هواپیمای بسیار سبك ساخته بود و سپس به ساختن «یاك» دست زده بود.
    «یاك» قسمت نخست نام اوست كه بر انواع هواپیماهای طراحی شده توسط وی گذارده شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
پاورق كردن داستان در مجله
از این روز (یكم اپریل 1854) داستان «اوقات سخت» نوشته چارلز دیكنز به صورت پاورق (سریال) در مجله آغاز شد و الگو قرار گرفت.
     پاورق كردن داستان در مجله ها از آن پس به صورت امری عادی در آمده است. این پاورق نویسیِ مجله ها یك قرن بعد محدود شد و مجله ها به جای آن، به انتشار داستان های كوتاه (بدون دنباله) پرداخته اند كه ادامه دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
واكنش روم در قبال جنبش سوسیالیستی مزدكِ پارسی
یكم اپریل سال 527 میلادی ژوستین امپراتور روم شرقی (معاصر قباد ساسانی) برادر زاده اش «ژوستی نی ان» را ولیعهد امپراتوری اعلام و از همین روز در حكومت با خود شریك كرد.
     ژوستین یكم نگران گسترش عقاید سوسیالیستی مزدك به قلمرو روم بود. او می دانست كه «ژوستی نی ان» مخالف نظریه مزدك پارسی و هرگونه فلسفه برابری انسان ها و دمكراسی است. با تعیین «ژوستی نی ان» به ولیعهدی روم، فلسفه دانان و روشنفكران قسطنطنیه كه عمدتا یونانیان بودند به تدریج به ایران پناهنده شدند و در دوران خسرو انوشیروان (معاصر ژوستی نیان) در مدارس عالی ایران به تدریس پرداختند. «ژوستی نی ان» پس از گرفتن زمام قدرت به دست، آكادمی یونانی قسطنطنیه (استانبول) را تعطیل كرد.
    [شرح جنگهای دو امپراتوری با هم در دوران خسروانوشیروان و ژوستی نی ان درجای خود در این سایت آمده است. در این جنگها، ایران همواره پیروز بود]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین رئیس آلمانی تبار مجلس آمریكا موافقت نکرد که «آلمانی» زبان فدراسیون آمریکا شود ـ تلاش وقت برای آلمانی کردن زبان آمریکاییان
Muhlenberg
یكم اپریل 1789 مجلس نمایندگان تازه تاسیس اتحادیه ـ House در نخستین جلسه اش كه در شهر نیویورك برگزار شده بود فردریك كنراد موهلنبرگ Frederick Conrad Muhlenberg را به ریاست خود برگزید و عنوان او را بمانند پارلمان انگلستان، سپیكرSpeaker (زبان مردم) گذارد. فردریك كه پدرش از آلمان به آمریكا مهاجرت كرده بود، یك لوتران (پروتستان شاخه آلمانی) و نماینده اِستِیت عمدتا آلمانی نشین پنسیلوانیا بود. فردریك كه در آلمان تحصیل كرده بود در چهارم ژوئن 1801 درگذشت.
    فردریک به رغم آلمانی تبار بودن، مانع از آن شد تا «آلمانی» زبان مکاتبات و متداول (زبان اول) در فدراسیون آمریکا شود. در آن روزگار شماری از اعضای مجلس نمایندگان و بویژه آنانکه در جریان انقلاب استقلال با نظامیان انگلیسی جنگیده بودند اصرار داشتند که زبان انگلیسی هم در مکاتبات دولتی بکار نرود. فردریک در برابر اصرار این شمار گفته بود که یک مهاجرنشین، زبان رسمی لازم ندارد و نباید رسمی بودن یک زبان اعلام و مصوّبه شود.
     فردریک قراردادن «آلمانی» بر جای زبان انگلیسی را نه تنها زحمتی برای بسیاری از مهاجرنشینان می دانست بلکه معتقد بود که این عمل باعث ادامه حالت خصومت انگلستان خواهد شد که مهاجرنشینان را به وجودآورده است. با وجود تاسیس مهاجرنشینان آمریکای شمالی به دست انگلیسی ها، آلمانی تبارهای فدراسیون آمریکا از لحاظ شمار در ردیف اول قرار دارند و پس از آنان ایرلندی تبارها در ردیف دوم و لاتین ها در ردیف سوم.
    بپاس خدمات فردریک، یک شهر و یک کشتی نظامی آمریکا به اسم او نامگذاری شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه «سنگاپور» كلنی انگلستان شد ـ این «کشور ـ شهر» در یک نگاه
سنگاپور واقع در شبه جزیره Malay و تنگه مالاكا كه از سال 1819 به كنترل انگلستان درآمده بود از یكم اپریل 1867 یك كلنی انگلیسی اعلام شد. این كشور ـ شهر دریایی (جزیره شكل) در سال 1959 دارای دولت داخلی و از سال 1963 از اعضای فدراسیون مالزیا شده بود و چون دولت اندونزی ادعای مالكیت تعدادی از ایالت های این فدراسیون را كرد، سنگاپور در 1965 از فدراسیون مالزیا جدا و اعلام استقلال كامل كرد. در سنگاپور كه قبل از انگلیسی ها، پرتغالی ها و هلندی ها سروری داشتند جوامع بزرگ چینی، مالایایی و هندی زندگی می كنند و یك مركز جهانی اقتصاد است. شمار چینی های سنگاپور بیش از جوامع دیگر این كشور ـ شهر پنج میلیون نفری 710 کیلومتری است. یک سوم جمعیت سنگاپور را خارجیان تشکیل می دهند. سنگاپور که در آن نظم و امنیت دقیقا رعایت می شود پنجمین کشور ثروتمند جهان بشمارآورده شده و تنها کشور انگلیسی زبان آسیا است. در دوران جنگ جهانی دوم، امپراتوری ژاپن تحت شعار اخراج اروپاییان از آسیا، درپی یک نبرد سخت و اسارت نظامیان انگلیسی سنگاپور را از دست دولت لندن خارج كرده بود و از 15 فوریه 1942 تا سپتامبر 1945 در اشغال نظامی امپراتوری ژاپن بود.
    سنگاپور (سینگاپور – سینگاپورا) نامی است که در قرن چهاردهم «سانگ نیلا یوتاما» شاهزاده سوماترائی بر آن نهاده است. وی هنگام شکار در این منطقه چون جانوری شبیه شیر (احتمالا ببر) را مشاهده کرده بود آنجا را سینگا (شیر) و پورا (شهر) نامید. این منطقه تا ورود پرتغالی ها بخشی از امپراتوری سوترایی بود. مهاجرت هندیان و چینیان به سنگاپور با استعمار آن توسط انگلیسی ها آغازشد.
     «توماس رافلز» انگلیسی در 1819 به نام كمپانی هند شرقی انگلستان امتیاز فعالیت در سنگاپوررا که یک ایستگاه دریایی مناسب و محلی برای مبادله کالا بود از «سلطان حسین شاه» پادشاه منطقه مالاکا (مالاکان به پایتختی جوهور ـ سوماترا) گرفت كه با همین دستخط، انگلستان مالك آن شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«یوتنیژیا» یا مرگ راحت! ـ مرگ بیماران دردآلودِ غیر قابل درمان با کمک دکتر و رضایت بیمار و بستگان او
دکتر«کِه ورکیان»
یكم اپریل 2002 پارلمان هلند عملِ Euthanasia (یوتنیژیا به معنای مرگ راحت ـ مرگ بیماران دردآلودِ غیر قابل درمان با کمک دکتر و رضایت بیمار و بستگان او) را در این كشور قانونی كرد. قبلا در چند نقطه از جهان، مرگ داوطلبانه با كمك دكتر تجربه شده بود، ولی در آن زمان، این عمل جز در سویس از 1937، در كشورهای دیگر غیرقانونی و حتی صحبت از آن به دلیل نهی شدن در اَدیان با مخالفت رو به رو شده بود.
    تعریف آن در فرهنگ لغات:
     The painless killing of a patient suffering from an incurable and painful disease or in an irreversible coma. The practice is illegal in most countries
     «یوتنیژیا» در استرالیا، در یك ایالت قانونی شده بود كه پارلمان کشور، آن را ابطال كرد. در آمریكا كه دكتر ارمنی ـ «جَك كِه وركیان» آن را در دهه 1990 باب كرده بود با به زندان افتادن وی، به پایان رسید. با وجود این، به گزارش رسانه ها، هواداری از این عمل در میان بیماران سخت و زمینگیر و بستگان سالخوردگان مبتلا به آلزایمر و ضعف حافظه ادامه داشته است.
    گزارش های مربوط به دردكشیدن بیماران و سختی نگهداری از بیماران آلزایمری در رسانه ها، و نیز بالا رفتن طول عُمر (سالخوردگی بدون لذت) كه همراه با انواع بیماری های سخت و ازكار افتادگی است، هواداران این فكر را افزایش می دهد.
    طبق گزارش ها، تا مارس 2018 (فروردین 1397) عمل human euthanasia در کشورهای آلمان، بلژیک، ژاپن، کلمبیا، کانادا، لوکزامبورگ، سویس، هلند و هند و نیز شش استیت از 50 استیتِ فدراسیون آمریکا؛ اُرِگون، کالیفرنیا، کلرادو، مونتانا، ورمانت و واشنگتن و نیز شهر واشنگتن (پایتخت فدراسیون) در شرایطی (تشخیص به ضرورت و کمک دکتر و رضایت) آزاد شده است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
وقتی که مردان قانون خشمگین شوند! و نتایج آن



    کمتر دیده شده است كه مردان قانون (قاضی و وكیل دادگستری) دست به تظاهرات خشونت بار بزنند. ولی در پاكستان در روزهای 11 و 12 مارس 2007 چنین تظاهراتی در بیشتر شهرها، به ویژه لاهور و كراچی به چشم خورد زیرا كه ژنرال پرویز مشرّف رئیس وقت كشور پاكستان افتخار محمد چودری رئیس دیوان عالی را از سمت خود به حالت تعلیق درآورده بود.
    قانون دانان خشمگین می گفتند كه قاضی «افتخار محمد چودری» در برابر دولتیانی كه بر ضد حقوق بشر اقدام و یا از مقام خود سوء استفاده می كردند به سختی می ایستاد كه از سمت خود معلّق شد. این مردان قانون در چند نقطه با پلیس درگیر شدند و در یك نقطه، آدمك ژنرال مشرّف (عكس بالا) را آتش زدند.
    همین تظاهرات مقدمه یک رشته مبارزات سیاسی شد که به بازگشت سیاسیونِ در تبعید به وطن و پیروزی دو حزب مردم و مُسلِم لیگ ـ شاخه نواز شریف در انتخابات پارلمانی فوریه 2008 انجامید، گیلانی از حزب مردم پاکستان نخست وزیر شد و دولت به دست مخالفان پرویز مشرّف افتاد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قاچاق جهانی زنان و دختران



     از آماری كه 12 مارس 2007 همراه با عكس بالا در رسانه های آمریکا انتشار یافت و ادعا شده بود كه رسمی است چنین برمی آمد كه در قرن بیست و یكم هم هر سال 600 تا 800 هزار زن و دختر از 127 كشور به ممالك دیگر قاچاق می شوند تا در عشرتكده ها به كار «سِكس سلِیو = بَرده سِکس» گمارده شوند.
    طبق این آمار، كشور تازه استقلال یافته «مولدوا» یكی از مراكز عمده قاچاق زن بوده است. قاچاقچیانِ زن اخیرا متوجه کشورهای آسیای مرکزی شده اند. مقصد این زنان عمدتا اروپای غربی و كشورهای نفتخیز و ثروتمند عربی ازجمله «دوبی» بوده است. پای برخی از این زنان به آمریكای شمالی هم رسیده است. «فقر» عامل به دام افتادن همه این زنان نبوده است، سادگی، فریب خوردگی، ضعف اخلاقیات، بی اعتنایی خانواده، بی حالی دولت ها و ضعف پلیس محلی و یا احیانا فاسد بودن آن باعث شده كه آنان به دام باندهای تبهكار بیافتند.
    باندهای قاچاق كه برای انتقال این زنان متحمل هزینه می شوند، آنان را بدهكار می كنند و سند رسمی تا چند برابر مبلغ واقعی بدهی می گیرند و گذرنامه های آنان را هم اخذ می كنند و برایشان چاقوكش می گمارند تا فرار نكنند و درآمد خود را تا اتمام بدهی در اختیارشان بگذارند كه این بدهی (با بهره سنگین آن) پایانی نخواهد داشت.
     این آمار حكایت دارد كه یك سوم از این زنان به ایدز و مابقی به امراض مقاربتی دیگر دچار می شوند و عُمر كوتاهی خواهند داشت. دیده شده است بستگان این زنان، كه برای یافتنشان تلاش كرده اند، درجریان جستجو گرفتار زد و خورد و قتل و جرح شده اند. تاکنون هفت درصد از این زنان نیز خودكشی كرده اند.
     عكس بالا، یكی از این زنان را كه به چنگ پلیس آمریكا افتاده نشان می دهد كه روی خود را از عکاس رسانه پنهان كرده است. او از اروپای شرقی به آمریكا منتقل و به خودفروشی اجباری گمارده شده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کاپیتالیسم ـ دژ تاریخی «دراكولا»، یكصد میلیون دلار!



    دژ (كاسل) دراكولا در كشور رومانی (عكس بالا) كه گفته شده است از عُمر آن هشت قرن می گذرد در مارس 2007 جهت فروش به بازار داده شده بود. در نظام كمونیستی رومانی، «دولت» مالك این دژ بود و تنها برای تولید فیلم سینمایی آن را در اختیار اصحاب استودیوهای مربوط قرار می داد و گاهی هم اجازه می داد كه گردشگران و میهمانان خارجی از آن دیدن كنند.
    در پی سقوط نظام كمونیستی رومانی، یك شاهزاده سابق كه این کاسل را ارث خود می دانست از اقامت در خارج به رومانی بازگشت و با مراجعه به دادگاه، آن را پس گرفت! و به معرض فروش گذارد و بهایش را یكصد میلیون دلار تعیین کرد.
    داستان دراكولای خون آشام مربوط به همین دژ است كه برخی از مورخان نوشته اند كه عملی میهنی به منظور ترساندن دشمنان خارجی بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مسئله محیط زیست - خرس قطبی هم در معرض خطر


آلودگی محیط زیست و گرم شدن هوا كه ناشی از آن اعلام شده است، نه تنها سلامت انسان و بقاء شهرهای ساحلی، بلكه وجود خرس های قطبی و پنگوئن ها را در معرض خطر قرار داده است. آب شدن یخ ها باعث از میان رفتن منابع تغذیه این خرسها شده و دارد آنها را به صورت موجودات كمیاب در می آورد.
    برخی از دولت ها برآن شده اند كه خرس های قطبی را تحت حمایت قرار دهند و در این صورت، كشتن آنها جرم به حساب خواهد آمد.
     طبق پیش بینی دانشمندان محیط زیست، اگر آب شدن یخ ها به همین صورت ادامه یابد، بسیاری از شهرهای ساحلی فعلی به زیر آب خواهد رفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پوتین، روزگاری كه یك افسر اطلاعاتی (كا. گ. ب.) شوروی بود [ادعای عکاس رسمی باراک اوباما]


پیت سوزا Pete Souza كه زمانی عكاس رسمی «باراك اوباما» رئیس جمهوری وقت آمریكا بود و این عكس (عکس بالا) را در سال 1988 در میدان سرخ مسكو گرفته است، در آخرین هفته فوریه 2009 ضمن دادن این عكس به روزنامه نگاران جهت انتشار به شرح آن پرداخته و گفته بود:
    "مرد نسبتا جوان دوربین به گردن كه قیافه توریست به خود گرفته، كسی جز ولادیمیر پوتین نیست كه تا فروپاشی شوروی یك افسر اطلاعاتی این امپراتوری سوسیالیستی بود و در آن روز ماموریت میدان سرخ به او داده شده بود تا از لحاظ امنیتی مراقب اوضاع باشد.".
     سوزا كه از دیدار رونالد ریگن رئیس جمهوری وقت آمریكا از شوروی و مذاكرات او با گورباچف برای رسانه های آمریكا عكس می گرفت افزوده بود كه شكل صورت، شانه و بازوان و اندازه قد و رنگ مو و طرز قیافه گرفتن جای تردید و انكار باقی نمی گذارد كه آن فرد (در اینجا، در عكس با علامت دایره مشخص شده است) ولادیمیر پوتین است كه از آن زمان تاكنون بر عُمر او سالها اضافه شده و مقداری از موهای سرش را از دست داده است.
     وی گفته بود: "در آن روز «ریگن» پس از مذاكره با گورباچف در كاخ كرملین، به اتفاق او به میدان سرخ رفته بود تا در این میدان تاریخی كه ناپلئون بر آن گام گذارد و هیتلر آرزوی رسیدن به آن را به گور بُرد قدم بزند و عوام الناس روس را از نزدیك ببیند كه به ریگن گفته بودند از گوشه و كنار روسیه برای دیدن میدان سرخ، تابوت لنین و دیوار كرملین به آنجا می روند.".
    [عكس، ریگن را در این میدان و درحال دست دادن به یك نوجوان نشان می دهد.].
    پیت سوزا به روزنامه نگاران گفته بود: "پرسش هایی كه در آن روز در میدان سرخ از ریگن می شد من [سوزا] را دچار این تردید كرده بود كه بیشتر سئوال کنندگان از میان ماموران امنیتی انتخاب و فرستاده شده بودند زیرا كه پرسش ها درباره وضعیت حقوق بشر، نابرابری ها (ظلم كاپیتالیسم) و ... در آمریكا و از قبیل بود.".
     پوتین در طول عضویت در كا.گ. ب. كه تا سرهنگی در این سازمان بالا رفته بود عمدتا در آلمان فعالیت داشت. وی كه در آن زمان عضو حزب كمونیست شوروی بود بر زبان آلمانی مسلط است و اطلاعات او از اروپا و «ناتو» و سیاست های كلی آمریكا، به باور اصحاب نظر؛ كمبود و نقص ندارد.
    رسانه هایی كه این عكس و اظهارات «پیت سوزا» را در اواخر فوریه و اوایل مارس 2009 منتشر ساخته بودند نوشته بودند كه آماده اند هرگونه توضیح رسمی كرملین دراین باره را منتشر كنند تا عكس، سند تاریخ شود. ولی تا یك ماه پس از انتشار عكس (31 مارس 2009)، جز اشاره ای از یك نویسنده روس كه كتابی درباره ولادیمیر پوتین نوشته توضیحی ملاحظه نشد.
    [اگر بعدا هم توضیحی ملاحظه شود در زیر این مطلب ـ در این تاریخ آنلاین ـ اضافه خواهد شد تا مخدوش نباشد.].
    چند روزنامه آمریكایی با چاپ این عكس و اشاره به سوابق فعالیت های برخی از مقامات فعلی كرملین بویژه «لاوروف» وزیر امور خارجه ارمنی تبار كه او هم یك افسر «كا گ ب» بود نوشته بودند كه خواندن دست این روس ها خیلی دشوار است، به ظاهر آنان و تعارفاتِ شان نباید دلخوش كرد؛ باطن، چیز دیگری است. آنان در آنجا ننشسته اند تا به تحقق سیاست های ما [آمریکاییان] كمك كنند و ....
    این روزنامه ها بر مطلب خود، چند عكس دیگر از ولادیمیر پوتین و همچنین عكسی از یك نقاشی رنگ ـ روغن او را كه در زمانی كوتاه ترسیم كرده بود چاپ كرده بودند و نیز عكس های او در حال جودو و شكار و ملاقات های سیاسی اش.
    
چند عکس از پوتين در سنين و وضعيت متفاوت


    
نقاشي کار ولاديمير پوتين

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
... و پس از ساعت ها مأموریت گشت در كوهستانِ افغانستان


این عكس كه 16 سپتامبر 2007 توسط یك عكاس انگلیسی برای مجله «ونیتی فِر» گرفته شده است یك نظامی خسته آمریكایی را در محل غار مانندی در Korengal افغانستان نشان می دهد كه پس از ساعت ها ماموریت گشت در كوهستان، به آن صورت خواسته بود دَمی را بیاساید.
    به انتخاب سال 2008 «وُرلد پرِس فتو»، این عکس ازجمله بهترین عكس های خبری جهان بود.
    در پی اعلام استراتژی تازه «اوباما» درقبال افغانستان در 27 مارس 2009، رسانه ها باردیگر این عكس را منتشر كرده بودند تا دشواری وضعیت در افغانستان را برای مخاطبانشان روشن ساخته باشند و توجیهی برای هرگونه اقدام «اوباما» به دست دهند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 1 آوريل
  • 1815:   «اوتو فون بیسمارك» دولتمرد آلمانی و بانی وحدت آلمان (رایش) به دنیا آمد و 65 سال عُمر كرد.
        
        
  • 1924:   یک دادگاه آلمان در این روز آدولف هیتلر را به اتهام طراحی یک نقشه براندازی (پوچ Putsch = کودتا Coup) در باواریای آلمان (به پایتختیِ شهر مونیخ) به پنج سال زندان محکوم کرد که تنها 9 ماه در زندان ماند و در این مدت، کتاب mein kamf را نوشت. بپاخیزیِ شورش مانندِ هشتم و نهم نوامبر 1923 مونیخ که به «براندازی بیر هال Beer Hall» معروف شده است به نتیجه نرسیده بود. حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان (نازی) تلاش کرده بود که با این قیام قدرت را در باواریای آلمان به دست گیرد.



        
  • 1937:   عدن ـ شهر بندری هشتصد هزار نفری كنونی واقع در جنوب جزیره العرب و شرق باب المندب ـ كلنی انگلستان اعلام شد. این منطقه از بیش یك قرن پیش از آن در كنترل انگلستان بود ولی زیر نظر دولت انگلیسی هند (بریتیش ایندیا) اداره می شد. دولت انگلستان با توجه به موقع استراتژیك عدن، از سال 1839 در آنجا پادگان نظامی و پایگاه دریایی داشت. در قرن شانزدهم پرتغالی ها چند سالی كنترل عدن را به دست داشتند. اهمیت عدن پس از بهره برداری از آبراه سوئز افزایش یافته است. در پی قدرت گرفتن كمونیست ها در شمال یمن، انگلستان به ایجاد یك فدراسیون از شش قبیله مستقر در جنوب یمن كمك كرد تا نیروی بزرگتری در برابر شمال باشند و در 18 ژانویه 1963 عدن را هم وارد این فدراسیون كرد و نامش را «امارات عربی جنوب» گذارد. طولی نكشید كه جنوب یمن مورد توجه دولت مسكو قرار گرفت و كمك كرد عدنی ها در سال 1967 دست به شورش بزرگی بزنند كه منجر به برچیده شدن قرارگاههای نظامی انگلستان و ایجاد جمهوری یمن جنوبی با دولتی كمونیست شد و عدن پایتخت جمهوری دمكراتیك خلق یمن (یمن جنوبی) بود تا این كه دو یمن (شمالی و جنوبی) به صورت كشوری واحد در آمدند و ....
        
        
  • 1939:  
    فرانکو در اواخر عمر

    در پی افتادن شهر مادرید به دست سلطنت طلبان اسپانیایی (راستگرایان) و تسلیم شدن جمهوریجواهان و چپگرایان، جنگ داخلی سه ساله و خونین اسپانیا كه در حقیقت زاییده معارضه چپها و راستهای جهان غرب بود به سود راستگرایان پایان یافت و فرانسیسكو فرانكو دیكتاتور این كشور شد. در این روز بود که فرانکو پیروزی خودرا اعلام داشت و تقریبا بلافاصله دولت واشنگتن دولت وی را برسمیت شناخت.
        
        
  • 1948:   محاصره برلین غربی که این شهر در درون آلمان شرقی قرارگرفته بود توسط نیروهای شوروی (ارتش سرخ) آغاز شد. راههای منتهی به برلین غربی از خاك آلمان شرقی كه در كنترل شوروی بود می گذشت. این محاصره به ایجاد یك پل هوایی توسط غرب انجامید. در پی سقوط آلمان نازی، متفقین شهر برلین را میان خود قسمت کرده بودند که محلات غربی آن نصیب سه دولت آمریکا، انگلستان و فرانسه (اصطلاحا متفقین غربی) شده بود. محاصره برلین در آن سال، جهان را در لبه پرتگاه یك جنگ جهانی دیگر قرارداده بود. دولت مسکو آن توان نظامی را داشت که در صورت وقوع جنگ، همه اروپای غربی را تصرف کند، ولی وجود سلاح اتمی در دست آمریکا که در آن زمان انحصار این سلاح را بدست داشت مانع از جنگ شد.
        
        
  • 1955:   جنبش استقلال طلبی قبرس برای پاره كردن زنجیر استعمار انگلستان آغاز بكار كرد. اسقف ماكاریوس رهبری این جنبش را كه به ثمر رسید برعهده داشت. استقلال طلبان که عمدتا یونانی زبان بودند در آغاز کار می خواستند که قبرس به یونان ملحق شود که تُرک های ساکن شمال قبرس به مخالفت برخاستند و .... قبرسی های یونانی زبان هیچگاه در طول تاریخ این جزیره بخشی از کشور یونان نبودند. قبرس در دوران هخامنشیان در قلمرو ایران قرارداشت و پایگاه نیروی دریایی ایران در مدیترانه بود.
        
        
  • 2001:   اسلوبودان میلوشویچ رهبر حزب سوسیالیست صربستان دستگیر و به هلند (زندان دادگاه جهانی) منتقل شد. وی كه 11 سال بر صربستان و باقی ماندهِ یوگوسلاوی حكومت كرده بود، 11 مارس 2006 در 65 سالگی در سلول زندان به صورت «مرده» مشاهده شد و مسئله مرگ او هنوز به درستی كشف نشده است. غرب به میلوشویچ اتهام «جنایتكار جنگ» زده بود.
        
        
  • 2010:  
    شهرام اميري

    برایان راسBrian Ross روزنامه نگار اینوستیگیتیو شبکه تلویزیونی «ای بی سی» آمریکا گزارش داد که شهرام امیری فیزیکدان اتمی ایران به دولت آمریکا پناهنده شده است. وی گفت شهرام که در ژوئن 2009 برای زیارت به کشور سعودی رفته بود دیگر به ایران بازنگشت. راس در گزارش نسبتا مفصل خود گفت که شهرام از پژوهشگران دانشگاه مالک اشتر بود و اطلاعاتی را درباره فعالیت های اتمی ایران در اختیار CIA گذارده است. مقامات دولت ایران قبلا گفته بودند که شهرام در جریان سفر مکه، توسط آمریکاییان ربوده شده است. ای بی سی با گزارش خود عکس شهرام را پخش کرد و مطلب و عکس در سایت این شبکه در اینترنت نیز قرارگرفته بود.
        شهرام بعدا به ایران بازگشت و پس از بازداشت و محاکمه، در تابستان 1395 اعدام شد. سخنگوی قوهٔ قضاییهٔ ایران در نشست خبری هفدهم اَمُرداد 1395، اعدام او را تأیید کرد و گفت که حکم اعدام وی پس از صدور در دادگاه مربوط، در دیوان عالی کشور تأیید شده‌بود. سخنگوی قوه قضاییه گفت که این فرد با توجه به دسترسی‌هایی که به اطلاعات سِرّی نظام داشت، با دشمن متخاصم و درجه یک ما یعنی آمریکا ارتباط برقرار کرده بود و اطلاعات حیاتی کشور را در اختیار دشمن قرار داده بود.
        
        
  • 2010:   رسانه های آمریکا ضمن گزارش از کسر بودجه استیت کالیفرنیا و اجبار دولت محلی به صرفه جویی و حتی کاستن از ساعات دروس مدارس، اشاره کرده بودند که بیش از سه هزار مهاجر ایرانی در کالیفرنیا از برنامه «مِدی کَل = درمان بیماری با پول مالیات دهندگان ایالت کالیفرنیا» استفاده می کنند زیرا که خودرا ـ درست و یا نادرست ـ «بینوا» اعلام کرده اند و هزینه درمان آنان که عمدتا سالخورده هستند بسیار سنگین است. این نوع کمکِ درمانی منحصر به استیت کالیفرنیاست. این رسانه ها همچنین اشاره به پیشنهاد مردی کرده بودند که گفته بود برای حل مسئله مالی دولت محلی کالیفرنیا، این استیت کِشت و مصرف ماری جوانا (مری وانا) را قانونی و بر آن مالیات سنگین وضع کند!.
        
        
  • برای اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاریخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نیز در اپریل 2014 (اردیبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه یافته است.

    نسخه آنلاین: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com