Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
25 ژانويه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 25 ژانويه
ايران
اهميت مطالعه تاريخ: اندرز عباس ميرزا فراموش شد و ايران آسيب ديد
تصویری از عباس میرزا
25 ژانويه 1815 عباس ميرزا وليعهد وقت كه به باور برخي از تاريخ نگاران، مردي دورنگر و ميهندوست بود هنگام اعلام ايجاد رسته در ارتش ايران به سبك ارتش هاي اروپايي ازجمله رسته پياده، توپخانه و ... خطاب به فرماندهان هنگهاي 11 گانهِ نوپا چنین گفت: خيال نكنيد كه خطر روسيه و عثماني پايان يافته است. ما بازهم در همين نقطه اي كه ايستاده ايم( تبريز) شاهد تجاوز نظامي آنها خواهيم بود و بايد از امروز خود را با آن تجاوز كه معلوم نيست در چه زمان صورت گيرد آماده سازيم و تنها اجساد متجاوزان به خاكمان را پس بدهيم. بايد بدانيد كه كسي براي مردن و از دست دادن جان به خاك كشور ديگر تجاوز نمي كند و ....
    درست صد سال بعد، و در 25 ژانويه 1915 (بهمن 1293) در تبريز ميان نيروهاي روسيه كه با نقض بي طرفي ايران در قبال جنگ جهاني اول، از طريق قفقاز وارد ايران شده بودند با نيروهاي عثماني كه قبلا در آذربايجان استقرار يافته بودند نبرد آغاز شد كه پس از هفت روز با شكست عثماني ها پايان يافت و روس ها در سراسر آذربايجان مستقر شدند و تعرّض به نقاط ديگر را آغاز كردند. علت ورود اين دو نيرو و متعاقب آنها، انگليسي ها به ايران به چه جرأتي بود؟، ضعف نظامي و به فراموشي سپردن اندرز عباس ميرزا.
    عباس میرزا متولد 26 آگوست 1789 که بعدا عنوان نایب السلطنه هم بر عنوان ولیعهد بودنش اضافه شد در جریان هر دو جنگ سه دهه اول قرن نوزدهم روسیه با ایران قرار داشت، در صحنه بود و مزه بازی های دولت های استعماری اروپا را چشید. او که همانند پدرش ـ فتحعلی شاه به اتحاد ناپلئون با ایران و همکاری افسران اعزامی فرانسه به فرماندهی ژنرال گاردان پشتگرم شده بود وقتی که دید ناپلئون با تزار روسیه آشتی کرد و ایران را به فراموشی سپرد و در برابر روس ها تنها گذارد دلسرد شد، ولی این درس را گرفت که ایرانیان باید در جریان اوضاع و تحولات جهان و آگاه از نظرات و اندرزهای اندیشمندان باشند و اندیشه اعزام دانشجو به اروپا از اوست که این اندیشه را به اجرا در آورد.
     در پی کناررفتن فرانسه، انگلیسی ها که گوش بزنگ بودند جای آن را در دستگاه فتحعلی شاه و عباس میرزا ولیعهد گرفتند و در جریان جنگ دوم روسیه با ایران به قدری به عباس میرزا نزدیک شدند که مشاور او شدند و جنگ را باخت و سپس پیش نویس قرارداد ترکمان چای را تدوین کردند تا تزار با تصرف قفقازِ ایران از اندیشه رسیدن به آبهای اقیانوس هند صرف نظر کند و این، دومین مزه تلخ بازی های استعمارگران بود که عباس میرزا با تمامی وجود آن را حس کرد. عباس میرزا با دفاع جانانه از ایروان در برابر تجاوز روس ها تحسینِ تاریخِ ارمنیان را که در ژانویه 2020 علاوه بر وزارت امورخارجه (Sergei Lavrov) و مدیریت تلویزیون و خبرگزاری دولتی (Margarita Simonyan) و مقامات دیگر، نخست وزیری روسیه (Maikhail Mishustin)را هم به دست گرفته اند کسب کرده است.
    عباس میرزا با سرکوب فرمانروایان کرمان و یزد، فارس و خراسان (خراسان بزرگتر) که به سوی خودمختاری گام برمی داشتند احترام ناسیونالیست های ایرانی را به دست آورده است. وی که به خراسان رفته بود، 25 اکتبر 1833 و در 44 سالگی در شهر مشهد فوت شد و همانجا مدفون. عباس میرزا در این عُمر کوتاه، دارای 27 پسر و 21 دختر شده بود که بر بیشتر پسرانش نام ایرانی گذارده است که پس از او فرزندان، نوه ها و نواده هایش تا پایان دوران قاجارها قدرت را به دست داشتند و یکی از پسران او؛ محمدمیرزا جانشین پدربزرگ شد و سلطنت کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کناره گيري قوام با انتقاد يک روزنامه از شاه وقت، کتک خوردن فروغي، مرگ وثوق الدوله، مذاکرات محرمانه دالس در تهران و حکم اعدام خسرو گلسرخي

    
چند رويداد چشمگير ايران در طول زمان در پنجم بهمن (25 ژانويه) از اين قرارند:

    
  • در اين روز در سال 1301 خورشيدي (25 ژانويه 1923) قوام السلطنه ـ دو روز پس از انتشار مقاله روزنامه قيام كه با لحنی اهانت آمیز به سلطان احمد شاه قاجار و پرخاش به او كه با اين همه مخالفت و نارضايي، چرا و به چه دليل قوام السلطنه را از نخست وزيري عزل نمي كند ـ كنار گيري كرد. این روزنامه در سرمقاله خود «بحران موجود [وقت]» در کشوررا نتيجه سوء مديريت قوام السلطنه و ضعف سلطان احمدشاه در برابر او ذکر کرده بود. مخالفان قوام السلطنه روز افزون شده و سوسياليست ها هم به ايشان پيوسته بودند و ظرف يك هفته چند تن از آنان که به راه و روش روزنامه نگاری هم آشنا نبودند به انتشار روزنامه و انتقاد دست زده و عرصه را بر او تنگ كرده بودند. مجلس كه در انتظار كناره گيري قوام بود سریعا نسبت به نخست وزيري ميرزا حسن مستوفي تمايل خودرا اعلام داشت که سلطان احمدشاه بدون درنگ برآن صحه گذارد.
         احمد شاه که برضد ناشر روزنامه قيام به دستگاه قضايي دادخواست داده بود دهم بهمن ماه از تعقيب اين دادخواست که به شعبه 2 دادگاه تهران ارجاع شده بود صرف نظر كرد. دو روز پيش از استرداد دادخواست، سلطان احمدشاه از تصميم علي اکبر داور (معروف به پدر سيستم قضايي ايران که تا سال انقلاب اجرا مي شد) به انتشار يک روزنامه مطابق اصول روزنامه نگاري (حرفه اي) به سردبيري عيسي صديق (معروف به پدر آموزش و پرورش نوين ايران) اعلام خرسندي کرده بود.
        «تاریخ» از سلطان احمدشاه قاجار به عنوان پادشاهی دمکرات و روشنفکر نام برده است. کشیده شدن پای جنگ جهانی اول به ایران، فئودالیسم، انتصاب مقامات ارشد دولتی به اشاره لندن، فقر اقتصادی، بوروکراسی و ... مانع از آن شده بود که احمدشاه بتواند کاری انجام دهد و در این شرایط بود که ژنرال رضاخان با تیپ قزاق دست به کودتا زد تا ایران نجات داده شود. درآمد نفت در دهه های اخیر مانع از آن بود که در ایران، ضعف های دولتی برملأ نشود.
        
  • پنجم بهمن 1314 (25 ژانویه1936) علي منصور متهم شد که در زمان وزارت از يك شركت خارجي مقاطعه كار راه سازي در ايران رشوه گرفته است. در پي اين اتهام وزارت دادگستري براي او پرونده تشكيل داد و كار تحقيق از اورا آغاز كرد. علي منصور پيش و بعد از شهريور 1320 بارها وزير و نخست وزير و سفير شده بود. علی منصور در سال 1320 نخست وزیر بود و در حساسترین لحظه که نیروهای خارجی وارد کشور شده بودند ـ سوم شهریور 1320 ـ کنار گیری کرد! و ....
        
  • پنجم بهمن سال 1320 (25 ژانويه1942 )
    فروغي

    محمدعلي فروغي نخست وزير وقت هنگام دفاع از لايحه دولت مبني بر امضاي پيمان اتحاد با انگلستان و شوروي (دو دولتي كه ايران را اشغال نظامي كرده بودند) درمجلس شوراي ملي، توسط يك تماشاگر كتك خورد و اگر نمايندگان به كمك او نشتافته بودند كشته شده بود. با وجود اين، لايحه وي در جلسه بعدي مجلس (ششم بهمن ماه) به تصويب رسيد و ايران رسما به صف كشورهاي درحال جنگ با آلمان، ايتاليا و ژاپن پيوست. در این جلسه تنها 13 نماينده به لایحه راي مخالف داده بودند و گفته بودند كه در طول تاريخ بستن پيمان اتحاد یک دولت با دولت هايي كه آن كشوررا در اشغال نظامي داشتند بي سابقه بوده است (اتحاد غالب با مغلوب!). اين دو دولت [لندن و مسکو]، نخست بايد نيروهاي خود را خارج سازند، عذرخواهي كنند، غرامات وارده را بپردازند و سپس موضوع اتحاد بررسي شود. پيمان اتحاد نهم بهمن ماه ميان نمايندگان سه دولت به امضاء رسيد. همين اتحاد سبب شد كه ايران بعدا (پس از جنگ جهاني دوم) از اعضاي سازمان ملل متحد (متحدان در جنگ با آلمان و ژاپن و فاتحان جنگ جهاني دوم) شود ـ سازماني كه در نزديک به 70 سال عمر خود، تنها در خدمت و ابزاري در دست پنح دولت فاتح جنگ بوده است و كوچكترين گام عملي در اجراي اعلاميه حقوق بشر و گسترش فرهنگ عمومی برنداشته است.
         «محمدعلي روشن» ضارب محمدعلي فروغي در جریان مذکرات مجلس، با صدای بلند و فریاد فروغي را متهم كرده بود كه عامل انگلستان بوده و ژنرال نخجوان را كه مانع دفاع ارتش از وطن شده بود كه رسالت ميهني آن بود به جاي محاكمه و اعدام، دوباره وزير جنگ كرده بود.
        
  • پنجم بهمن 1329وثوق الدوله كه در زمان رئيس الوزرايي خود با دريافت رشوه نقدي از انگلستان با امضاي قرار داد ننگ آور سال 1919 و تحت الحمايه انگلستان شدن ايران موافقت كرده بود در 78 سالگي درگذشت. وي با وجود اعتراف به گرفتن رشوه و پس دادن آن پول به خزانه دولت بعدا هم داراي مقام دولتي و ازجمله رئيس فرهنگستان ايران شده بود!
        
  • جان فاستر دالس J. F. Dulles وزير امور خارجه وقت آمريكا
    Dulles

    كه وارد تهران شده بود از پنجم بهمن 1336 (25 ژانویه 1958) مذاكرات خود را با مقامات ارشد ايران آغازكرد كه عمدتا سرّي و در راستاي چگونگي مبارزه با كمونيسم، محاصره شوروی و امضاي يک پيمان استراتژيک ميان آمريکا و ايران بود. [اين پيمان سال بعد امضا شد و تا 1979 به قوت خود باقی بود.]. قبلا نيز سلوين لويد وزير امور خارجه انگلستان به ايران آمده بود. مورخان تاریخ معاصر نوشته اند که دالس در مذاکرات تهران به همه هدف هایش از این سفر رسید و آرزوی مسکو برای رسیدن به خلیج فارس و منطقه نفت به گور رفت.
        رادیو مسکو همان وقت به دولت تهران هشدارداد که برای ماندن چندروزه بر اریکه قدرت، ایرانیان را به کشتن ندهد. راديو مسکو گفته بود: "وارد توطئه غرب شدن علیه همسایه دیوار به دیوار، خیانت به ملت است زیرا اگر درگیری روی دهد، ایران میدان جنگ می شود و این مردم ایران هستند که آسیب خواهند دید. آیا مقامات تهران وقت کرده اند بیاندیشند که درصورت وقوع درگیری، غرب با کدام وسیله و امکانات خواهد توانست به کمک ایران بشتابد؟. ما همسایه شما هستیم و غرب تا شما هزاران کیلومتر فاصله دارد و به خاطر شما هم خطر جنگ اتمی را برخود هموار نخواهد کرد.".
        
  • پنجم بهمن 1352 (25 ژانويه 1974) رادیو ایران گزارش کرد که محكمه تجديد نظر ارتش حكم اعدام پنج تن از چپگرايان را كه متهم به تباني براي آسيب زدن به جان خانواده شاه شده بودند تاييد كرده است. اين پنج نفر؛ خسرو گلسرخي (روزنامه نگار و شاعر)، عباس سماكار، محمدرضا علامه زاده، طيفور بطحايي و كرامت دانشيان بودند. ساير متهمان اين پرونده به زندان (از سه سال تا دائم) محكوم شده بودند. رای محکمه تجدید نظر در مورد محکوم شدگان برای اظهار نظر شاه به دفتر وی ارسال شده بود. طبق معمول (و اصطلاحا برای خالی نبودن عریضه)، انجمن هاي بين المللي مدافع حقوق بشر به اين حكم اعتراض كردند و ....
    پنج روشنفکر محکوم به اعدام


        
    خسرو گلسرخي در محکمه نظامي اين چنين به پرسش ها پاسخ مي داد

  •  نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    درباره مذاكرات ژانویه 1979 سران 4 كشور بزرگ غرب در«گوادالوپ» درباره شاه و انقلاب ايران
    از راست: نخست وزير انگلستان، رئيس جمهوري فرانسه، رئيس جمهوري امريكا و صدر اعظم آلمان غربي در جريان نشست ژانويه سال 1979 در جزيره گوادالوپ در قلمرو فرانسه


        گرچه نتيجه مذاكرات سران چهار دولت بزرگ غرب در نشست خود از چهارم تا ششم ژانويه 1979 در جزيره دور افتاده گوادالوپ Guadalupe (قلمرو فرانسه) در کارائیب به طور كامل انتشار نيافت، ولي تا 25 ژانويه آن سال تفسيرهاي رسانه ها و تحولاتی كه صورت گرفت تا حدي زياد از چگوني مذاكرات اين نشست پرده برداشت. در اين مذاكرات كه در ميان تدابير امنيتي فوق العاده برگزار شده بود جيمي كارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا ، والري ژيسكار دِستَن رئيس جمهوري وقت فرانسه و میزبان نشست، جيمز كالاهان نخست وزير وقت انگلستان از حزب کارگر و هِلموت اشميت صدر اعظم وقت آلمان غربي شركت داشتند. مبتكر اين مذاكرات ژيسكار دستن بود كه در عين حال ميزبان سران شركت كننده در مذاكرات بود و هلموت اشميت در اين مذاكرات نقش مخالف را ايفاء مي كرد.
        قبلا اعلام شده بود كه هدف عمده مذاكرات بررسي سياست هاي غرب درقبال تحولات تازه در شوروي و چين و اوضاع بین المللی است، اما وضعیت و انقلاب ايران موضوعي بود كه بيشتر وقت نشست گوادالوپ را گرفت. به سبب ادامه اعتصاب روزنامه ها در ايران و محدود بودن برنامه اخبار راديوتلويزيون ملي به همان سبب، مردم ايران در آن زمان از این نشست و مذاكرات آن و تفسیرهای مربوط آگاه نشدند.
         كمتر از ده روز پس از اين نشست، شاه (پهلوي دوم) از ايران رفت و همزمان و متعاقب او عده اي ديگر. شاپور بختيار آخرين نخست وزير نظام سلطنتي قول به انحلال ساواك، تامین آزادي مطبوعات و رهایی زندانيان سياسي و آزادی تشكيل احزاب با هر ايدئولوژي داد و گفت كه از آن پس در ایران؛ شاه، سلطنت و نخست وزير، حكومت خواهد كرد. اعتصاب روزنامه ها پايان يافت. ژنرال هايزر معاون ژنرال هيگ فرمانده نيروهاي امريكا در اروپا به ايران آمد كه جزئيات ماموريت خود را در كتابش آورده است و ....
         دستياران سران كشورهاي شركت كننده در مذاكرات گوادالوپ درهمان يكي ـ دو هفته اول پس از انجام اين مذاكرات اشاره كرده بودند كه در كنفرانس سران در گوادالوپ تصميم گرفته شد كه چهار دولت بايد طوري رفتار كنند كه در هر وضعيت، با كشور ايران به روابط حسنه ادامه دهند، نه فرد خاصي كه بر آن حكومت مي كند. همان زمان، برخی بودند که گفته بودند سران آمریکا و فرانسه و نخست وزیر انگلستان توافق کرده بودند که از ماندن شاه بر کرسی سلطنت حمایت نکنند. ولی صدر اعظم وقت آلمان نظر داده بود که با رفتن شاه، ناامنی ادامه خواهد یافت و نمی شود آينده ايران را پیش بینی کرد و بويژه مطمئن بود که ایرانِ پس از شاه، همچنان متحد غرب باقی بماند.
        در پی انتشار تفسیرهای روزنامه نگاران درباره این نشست و عمدتا از 19 ژانويه بود كه تظاهرات ايرانيان شدت گرفت و تا 22 بهمن ماه (11 فوريه) كه انقلاب پيروز شد از شدت آن كاسته نشد.
        تاریخ نگاران نوشته اند که هنوز برایشان روشن نشده است که چرا جیمی کارتر از ماندن شاه حمایت نمی کرد و چرا شاه به آن آساني کشور را ترک کرد. او مي دانست که بازگشت ندارد.
        شاه در چند سال آخر سلطنت، در قبال شرق و غرب ظاهر تقريبا بی طرفانه به خود گرفته بود و با این روش، نه تنها بلوک شرق را متمایل به خود نکرد بلکه حمایت بلوک غرب را هم از دست داد. شاه از آغاز سلطنت از دولت لندن ترس داشت و این ترس که ریشه در اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 و تبعید پدرش داشت به تدریج تبدیل به ترس توأم با تنفر شده بود و دولت لندن این را می دانست. با اینکه افراد مؤثر دیگری در دسترس بودند، پهلوي دوم در شهریور 1357 جعفر شریف امامی را نخست وزیر کرد تا نظر دولت لندن را نسبت به خود مساعد کند.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    مخالفت کارتر با سفر شاه به آمریکا در ژانویه 1979 و ادامه مسئله ایران
    نوزدهم ژانویه 1979 سفیر آمریکا در قاهره به شاه (محمدرضا پهلوی) که شانزدهم این ماه کشوررا ترک و وارد اَسوان در جنوب مصر شده بود اطلاع داد که مصلحت نیست فعلا به آمریکا برود و از آن لحظه به بعد سرگردانی شاه [که سالها متحد وفادار آمریکا بود] آغاز شد.
        
    شاه و سادات در اسوانِ مصر

    طبق اسناد و عمدتا تاریخ شفاهی (مصاحبه مقامات وقت و نزدیکان شاه ازجمله امیراصلان افشار رئیس تشریفات سلطنتی که با او در اسوان مصر بود)، قرار بود که شاه پس از تأیید نخست وزیری شاپور بختیار در سنای ایران به آمریکا برود و مدتی [و تا بازگشت آرامش به ایران] در اینجا باشد و بیماری سرطان او زیر کنترل درآید. ویلیام سولیوان سفیر وقت آمریکا در تهران ظاهرا ترتیب کار را داده، برنامه را تنظیم کرده و به شاه اطلاع داده بود که در پی آن، شاه فرزندان کوچکتر خودرا به آمریکا فرستاده بود. اندکی پیش از خروج شاه از تهران به او اطلاع داده شده بود که اقامت او در اسوان ـ به رغم سفر انورسادات به سودان ـ کمی طولانی خواهد بود زیراکه ممکن است مذاکرات جرالد فورد [رئیس جمهوري پيشين آمریکا که دوست شاه بشمار می آمد] با او در اسوان به درازا بکشد!.
        شاه پس از ورود به اسوان از همراهان خواست که به سفارت آمریکا در قاهره از برنامه سفر او به آن کشور که از پیش تدارک دیده شده است اطلاع دهند. این کار انجام شد ولی سفیر آمریکا در قاهره پس از مکاتبه و دریافت پیام از کاخ سفید، سه روز بعد به شاه اطلاع داد که فعلا مصلحت نیست! به آمریکا برود. با دریافت این پیام بود که شاه یقین حاصل کرد که شنیده ها درست بوده و لندن، پاریس و واشنگتن، مخصوصا دولت لندن نمی خواهند که او بیش از این رئیس کشور ایران باشد [و به اصطلاح؛ کشتیبان را سیاست دگر آمده بود.]. در همین جا بود که اطلاع یافت که مسکو هم با دریافت این اطمینان که [در ایرانِ پس از انقلاب] فعالیت حزب توده آزاد خواهد بود با طرح رفتن او از قدرت موافق شده است. شاه قبلا و بعدا بارها گفته بود که با فعالیت حزب توده از این جهت مخالفت می کرد که این حزب عامل و «گوش به فرمان» مسکو شده بود و عامل بیگانه بودن در وطن، یعنی خیانت. شاه درباره حزب توده گفته بود: طیفی از سوسیالیست هاي ملی گرا، سوسیال دمکرات ها نظیر خلیل ملکی، انور خامه ای و ... و نیز گروهی مارکسیست این حزب را پس از اشغال نظامی ايران تاسیس کردند که ناگهان دربست نوکر مسکو شد و دیدیم که در ماجرای آذربایجان چه ها کرد و ....
        در دهه سوم ژانویه 1979 تلاش شاه برای یافتن یک کشور برای اقامت ـ حتی اردن که پادشاه آن خودرا دوست شاه نشان مي داد و يک بار هم فرزند خوانده پهلوي دوم خوانده بود به جایی نرسید تا بالاخره با پادرمیانی اردشیر زاهدی، به مراکش رفت و ....
        در یک سند (تاریخ شفاهی، اظهارات فرد آگاه از موضوع که در جریان قرار داشته) آمده است: پس از انقلاب، نیروهایی که در آن شرکت کرده بودند آزادی عمل یافتند. همچنين هشت ماه بعد، با تصرف ساختمان سفارت آمریکا و گروگانگیری کارمندان آن، ارتباط واشنگتن با تهران قطع و جناح روحانیون انقلاب به تدریج دسته های دیگر را از گردونه خارج کرد و در اینجا بود که «کارتر» متوجه اشتباه محاسبه مشاوران خود شد، ولی دیگر خیلی دیر شده بود و انتخابات بعدی را باخت. وی نتایج انقلاب ها ـ از انقلاب فرانسه تا انقلاب بلشویکی روسیه و ... و مبارزه انقلابیون [طلبکاران از انقلاب] با یکدیگر بر سر تقسیم منافع و قدرت ـ پس از پیروزی ـ را نخوانده بود.
        در تفسیرهای هفته ِچهارم ژانویه 2012 بویژه پس از تصمیم گیری وزیران امورخارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا در جلسه 23 ژانویه در بروکسل به تحریم واردات نفت از ایران و بانک مرکزی این کشور چنین آمده بود: درگیری و محدود سازی و تحریم دولت تهران از سوی آمریکا، از اپریل 1980 آغاز شد که ادامه یافته و از سال 2011 لندن و پاریس هم به این مساعی پیوسته اند و گمان نمی رود که انگیزه این تحریم های تازه، تنها فعالیت هسته ای ایران باشد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    تيترهاي صفحه اول روزنامه اطلاعات از رويدادهاي پنجم بهمن 1357 در شماره اين روز اين روزنامه

        


     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نخستين انتخابات رياست جمهور در ايران


    پنجم بهمن سال 1358 نخستين انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد. طبق اعلامیه نهم بهمن ماه سه نفر اول به اين ترتيب اعلام شده بودند: ابوالحسن بني صدر، احمد مدني كرماني (دریادار) و حسن حبيبي. بني صدر رئيس جمهور شد و مدني که ميليونها راي آورده بود به نتيجه انتخابات اعتراض كرد. وي در استانهاي كرمان، كردستان، سيستان و بلوچستان، بندر عباس و زنجان اول شده بود. دریادار مدنی به چگونگی برگزاری انتخابات و اینکه در جریان آن برخی نهادها برضد او عمل کرده بودند اعتراض کرد و گفت که پیشنهاد نخست وزیرشدن را نمی پذیرد و حزب تشکیل خواهد داد. مدنی در استانهاي كرمان، كردستان، سيستان و بلوچستان، بندر عباس و زنجان اول شده بود. یک اعتراض دیگر مدنی این بود كه به رغم منع قانونی، در 24 ساعت پيش از راي گيري هم تبليغاتِ له بني صدر و عليه او ادامه يافته بود. قطب زاده كه بيش از نامزدهاي ديگر براي خود تبليغ كرده بود تنها 25 صدم درصد آرا را به دست آورده بود.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    قرار توقيف اموال شاه - اصول ضد سوءاستفاده هاي دولتي در قانون اساسي جمهوري اسلامي و اعتراض يک نماينده مجلس به فراموش شدن اين اصول!
    چهارم بهمن 1358 به شكايت وزارت دارايي و بانك مركزي، يك بازپرس دادسراي تهران قرار توقيف اموال شاه و خانواده اورا صادر كرد. دراين پرونده كه چند ماه پيش از آن به تصميم بني صدر وزير دارايي وقت تشكيل شده بود شاه متهم شده بود كه از طريق عوامل خود با ايجاد شركت ساختماني «آتي ساز»، شركتهاي سيمان فارس و خوزستان، شركت توليد شاسي و بدنه خودرو، دريافت چند وام بدون وثيقه از سيستم بانكي كشور و نيز از طريق انتقال مال غير (برخي اراضي دولتي متعلق به عموم) و ... دست به سوء استفاده مالي از سمت خود زده بود.
        از آنجاکه که سوء استفاده از اموال عمومي از علل و انگيزه هاي انقلاب سال 1357 بود، براي جلوگيري از تكرار اين وضعيت، اصولي در قانون اساسي جمهوري اسلامي آورده شده است.
         در همين روز در سال 1383 (15 سال بعد) روزنامه حکومتي کيهان چاپ تهران اظهارات بانو «عشرت شايق» نماينده پارلماني تبريز را منتشر كرده بود كه حكايت از برخي سوء استفاده ها و به فراموشي سپرده شدن اصول فصل چهارم قانون اساسي جمهوري اسلامي (فصل امور اقتصادي) بويژه اصول 45 و 49 و سه اصل 53 و 54 و 55 مربوط به ديوان محاسبات داشت! كه هدف از آنها جلوگيري از سوء استفادهايي است نظير آن چه كه منجر به توقيف اموال شاه شد.
        اصل 49: دولت [دولت جمهوری اسلامی مرکب از 3 قوه حکومتی] موظف است ثروت های ناشی از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء استفاده از موقوفات، سوء استفاده از مقاطعه کاری ها و معاملات دولتی، فروش زمین های موات و مباحات اصلی، دائرکردن اماکن فساد و سایر موارد غیر مشروع را گرفته و به صاحب حق رد کند و در صورت معلوم نبودن او به بیت المال بدهد.
        این حکم باید با رسیدگی و تحقیق و ثبوت شرعی به وسیله دولت اجرا شود.
        ***
        [علت تاکید مضاعف بر اجرای دولت این بود که در زمان تدوین این اصل ـ سال 1358 ـ کمیته های انقلاب هنوز فعّال بودند و بعضا برخی مداخلات به آنها نسبت داده می شد]
        ***
        اصل 53: کلیه دریافتی های دولت در حسابهای خزانه داری کل متمرکز می شود و همه پرداختی ها در حدود اعتبارات مصوّب به موجب قانون صورت می گیرد.
        اصل 45: دیوان محاسبات کشور مستقیما زیر نظر مجلس شورای اسلامی می باشد. سازمان و اداره امور آن در تهران و مراکز استان ها به موجب قانون تعیین خواهد شد.
        اصل 55: دیوان محاسبات به کلیه حسابهای وزارتخانه ها، موسسات، شرکت های دولتی و سایر دستگاههایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می کنند به ترتیبی که قانون مقرر می دارد رسیدگی یا حسابرسی می کند که هیچ هزینه ای، از اعتبارات مصوّب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد. دیوان محاسبات اسناد و مدارک مربوط را برابر قانون جمع آوری و گزارش تفریغ بودجه هرسال را به انضمام نظرات خود به مجلس شورای اسلامی تسلیم می کند. این گزارش باید در دسترس عموم گذاشته شود.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    بهمن 1390 و در آستانه «تشدید تحریم ها» ـ نگاهی به وضعیّت نرخ برابری ارزها و سکّه طلا، فروش نفت و عادتِ واردات قاچاق
    يکم بهمن ماه 1390 و در آستانه به اجرا درآمدن «تشدید تحریم ها» و در آن زمان که هر بشکه نفت خام 70 تا 100 دلار بفروش می رسید، ارزش برابری دلار آمریکا با ریال جمهوری اسلامی به 1900 تومان رسید (270 برابر سال انقلاب و سال هاي پیش از آن).
        پیش از سال انقلاب، در تهران هر سکه طلا 80 تومان، هر دلار آمریکا هفت تومان و هر پوند انگلیس 14 تومان و چند قران معامله می شد و این نرخ ربع قرن بود که ثابت مانده بود.
         پس از «پس کشیدن مدت دار ـ موقّت» جمهوری اسلامی از برنامه های هسته ای خود و اثبات آن به مرجع مربوط و لغو آن قسمت از تحریم هایي که اِعمال شده بود بهای نفت خام هربشکه به زیر 40 دلار رسید. استحراج نفت در ایران سال هاست که پُرهزینه شده است. جمهوری اسلامی ایران در زمان لغو تحریم ها، سالانه معادل یک میلیارد و 600 میلیون دلار بنزین و طبق گزارش رسانه ها، بعضا بنزین نامرغوب وارد می کرد.
        در دی ماه 1394، رئیس وقت بانک مرکزی جمهوری اسلامی اعلام کرد که به رغم گزارش های رسانه ای که با رفع «تشدید» تحریم ها، 100 میلیارد دلارِ ایران در خارج برای معاملات آزاد خواهد شد، این رقم عملا 29 میلیارد است که دولت، قبلا معادل آن را به ریال از بانک مرکزی استقراض کرده و آن 29 میلیارد دلار، بابت آن قروض (ریال ها چاپ شده) متعلق به بانک مرکزی خواهد بود. به علاوه، دولت هزاران میلیارد تومان (گویا 95 هزار میلیارد تومان) به بانک ها بدهکار است.
        همان وقت برخي از اصحاب نظر گفته بودند که به این ترتیب گمان نمی رود که در بازار آزاد ایران، بهای ارزها کاهش چشمگیر یابد و اگر کاهش نشان دهد این کاهش مختصر و برای مدتی نه چندان طولانی خواهد بود. دولت در آستانه رفع «تشدید تحریم ها»، نرخ دولتی (رسمی) برابری دلار آمريکا را تا 3 هزار تومان بالا بُرد. این نرخ اختصاص به معاملات معیّن داشت. در پی رفع تحریم ها، نرخ دلار آمریکا در بازار آزاد حدود 3630 تومان بود (با یک درصد بالا و پایین). در آن زمان گفته شده بود که در نظر است برابری ارزها به ریال ایران، تک نرخی شود.
        به باور يک صاحبنظر که نظر او در بهمن 1394 انتشار يافت، بعید است که حل کامل مسائل مالی ایران (معاملات پول، مالیات ها، گمرک و ...) به دست مقامات مربوط دولتی امکان پذیر باشد و باید به فرمول قدیمیِ استخدام مستشار خارجی دست زد که طبق آن فرمول، مورگان شوستر، میلسپو و دکتر شاخت را دعوت کرده بودند.
        زیان دیگر «تشدید تحریم ها»، رواج واردات قاچاق بود و این نگرانی وجود داشته که این نوع قاچاق، عادت شود (و یا شده باشد) و مبارزه و قطع آن دشوار و وقت گیر.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    احمد توکلی خواهان مداخله مجلس در مسئله ارز و طلا و عزل مسئولان بی کفايت شد ـ پول ملی نباید وجه المصالحه تامین بودجه قرارگیرد
    احمد توکلي
    خبرگزاری مِهر چهارم بهمن ماه 1390 در گزارشی نوشته بود: احمد توکلی [نماینده پارلمانی وقت، پژوهشگر، اقتصاددان، وزیر پیشین و تفسیر نگار] با تاکید بر اینکه ادامه وضعیت موجود بازار ارز و طلا، اقتصاد را به ورشکستگی می کشاند، از ایفای نقش مجلس در رابطه با عزل مسئولان اقتصادی که کارایی آنان زیر سئوال است و یا تعیین تکلیف کُل دولت خبر داد.
        توکلی ضمن اشاره به وضعیت پیش آمده برای بازار سکه [سکه طلا] و ارز به خبرنگار پارلمانی خبرگزاری مِهر گفته بود که‌ اگر به سرعت به داد اقتصاد نرسیم، وضع موجود بازار ارز و طلا، کشور را به ورشکستگی خواهد کشاند. علت این بی ثباتی بازار ارز و طلا ـ چه بی کفایتی باشد و چه اشتباه؛ اقتصاد کشور را متوقّف می سازد.‌
        توکلی گفته بود: تحریم ها در بی ثباتی بازار ارز و طلا اثر دارد، اما تدبیر، سلامت عقل و جدیّت می تواند آثار تحریم ها را خنثی کند. اگر در این شرایط تصمیم هایی گرفته شود که بی ثباتی اقتصادی کشوررا تشدید کند پس باید به عقلانیّت و سلامت برخی از مدیران تردید کرد.
        توکلی در گفت و شنود با خبرگزاری مِهر، ضمن اشاره به تاثیر بی ثباتی بازار ارز و طلا در افزایش نرخ [درصد] تورّم گفت که به نظر می رسد که بانک مرکزی نسبت به وظایف قانونی خود که مهمترین آنها حفظ ارزش پول ملّی است چندان اعتنا ندارد و یا از سر ناتوانی، بازار ارز و طلا را به حال خود رها کرده است و در این وضعیت و شرایط، مردم ناچار به قضاوت های متفاوت نسبت به هدف دولت از این رفتار [بی اعتنایی] می شوند و این امر، میزان عدم اعتماد و ریسک را بالا می برد.
        توکلی با تاکید براینکه تبعات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نوسانات بازار مخرّب است گفته بود که در این وضعیت، تصمیم به سرمایه گذاری، بسیار دشوار خواهد بود و تولید به حدِ اقل خواهد رسید و گرانی محسوس خواهد شد.
        توکلی همچنين گفته بود: در اين وضعیت که ظرف 2 ـ 3 ماه، ارزش پول ملّی نصف شده است هیچ سرمایه گذار جرأت ورود به بازار را نخواهد داشت. ما نباید بگذاریم که این وضعیت (بی ثباتی بازار ارز و طلا) طولانی شود که تاثیر آن تا «میان مدت» ادامه خواهد داشت. امروز [بهمن ماه 1390]، بازار با دو پدیده گرانی و نوسان ارز رو به رو است.
        توکلی نوسان بازار ارز و طلا را [که از نیمه دیماه 1390 چشمگیر شده بود] از حیث عدالت اجتماعی نیز بسیار خطرناک خواند و گفت اگر وضعیت کنترل نشود کسانی که دارایی ندارند و با درآمد روزانه زندگی می کنند «درمانده» خواهند شد.
        توکلی ضمن اشاره به مسئولیت قوای سه گانه در برابر مردمی که فشارهای ناشی از تورّم پول (کثرت نقدینگی) و نوسانات ارز و طلا را تحمّل می کنند گفت که متاسفانه مجلس هم وظیفه خودرا در برخورد با بی کفایتی دولت انجام نمی دهد، رسیدگی قضایی به تخلفات دولت [قوه مجریه] چندان شدید نیست، لذا دولت هرکاری را که دلش بخواهد انجام می دهد.
        توکلی افزوده بود: همه دولتها وظیفه دارند پول ملّی خود را در مقابل تغییرات کنترل کنند و برای این منظور بانک مرکزی تاسیس می شود که ذخایری از ارز و طلا دارد و قانون روش کار را روشن می کند و ما چنین قانونی داریم.
        توکلی در اين مصاحبه با تاکید گفته بود که دیده نشده است هیچ دولتی ارزش پول ملی اش را وجه المصالحه کسب درآمد برای تامین مخارج روزانه خود کند. کدام دولت را در دنیا سراغ دارید که به مردمش وفادار باشد و عقل هم داشته باشد، اما عدم تعادل اقتصادی را بپذیرد تا بودجه خودرا تامین کند!. هیچ دولت عاقل و وفاداری چنین کاری را انجام نمی دهد.
        توکلی حاضر به بحث درباره این نظر کارشناسان که دو برابر شدن بهای ارز و طلا ظرف چند هفته یک مسئله امنیتی است و وزارت اطلاعات باید مداخله کند نشد و تنها گفت که به نظر او صرفا مسئله بی عقلی دولت در کار نیست بلکه ممکن است که اهداف و مقاصد دیگری در کار باشد و بنابراین لازم به رسیدگی است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    گزارش دویچه وله در ژانویه 2013 درباره سپرده گذاری 25 ميليارد دلاري جمهوری اسلامی در بانک های چین
    مهرداد عمادي
    وبسایت فارسیِ دویچه وله (صدای جهانی آلمان) ـ 24 ژانویه 2013 (5 بهمن ماه 1391): مهرداد عمادی اقتصاددان و مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا با استناد به اظهارات یکی از نمایندگان مجلس [پارلمان ایران] گفت که جمهوری اسلامی اخیرا [پیش از 24 ژانویه 2013] دو بار تلاش کرد تا بخشی از ذخیره ارزی خود در بانک‌های چین را که رقمی بیش از 25 میلیارد دلار است، برداشت کند، اما این دولت حاضر نشد که این سپرده را به صورت همان «دلار» پس دهد.
        به اظهار مهرداد عمادی، مقامات جمهوری خلق چین در پاسخ به تلاش ایران برای برداشت پول خود گفته‌اند [گفته بودند] که ایران تنها مجاز به برداشت از اين حساب ارزی (حساب دلاري خود) به یوان (پول ملي چین) و آن هم برای خرید کالای ساخت چین است.
        به گفته مهرداد عمادی، ایران در فاصله زمانی بین اواخر 2007 تا اواسط 2011 میلادی، بیش از 25 میلیارد دلار از ذخایر ارزی خود به دلار آمريکا را که حاصل فروش نفت به کشورهای مختلف بود، به‌ صورت سپرده‌گذاری به بانک‌های چین منتقل کرد.
        به نظر مهرداد عمادی، چین با این اقدام، این ذخیره‌ ارزی ایران را تبدیل به یک وسیله برای فروش کالای تولیدی خود به ایران کرده است.
        مهرداد عمادی چنین تصریح کرده است [کرده بود]: "در «عرف و مقررات بین‌المللی» وقتی کشوری ارزی را در بانک کشور دیگر سپرده‌گذاری می‌کند، می‌تواند همان ارز را پس بگیرد. البته ممکن است بهره‌ آن سپرده را به پول محلی بدهند. باور من [مهرداد عمادی] این است که در زمان حاضر (سال 2013) رابطه‌ تجاری چین با ایران ـ خیلی یکطرفه شده است.".
        وبسایت دویچه وله سپس به سابقه کار اشاره کرده و نوشته بود که پیش از این اظهارات مهرداد عمادی، برخی از رسانه‌های داخلی ایران نیز از سرنوشت مبهم سپرده بیش از 25 میلیارد دلاری ایران در بانک‌های چین خبر داده بودند و یک وبسایت داخلی نوشته است [نوشته بود]:این، در حالی است که بند 8 اصل 43 قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکید بر جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد ایران دارد. بند ششم همین اصل اسراف و تبذیر در همه شئون مربوط به اقتصاد؛ اعم از مصرف، سرمایه گذاری، تولید، توزیع و خدمات را منع کرده است.
        به نوشته وبسایت فارسی دویچه وله، یک کارشناس اقتصادی گفته بود: دولتی که دارای معاند در میان قدرت های جهانی است و یا اینکه امکان دارد که دارای دشمن شود نباید ارز خودرا در بانک های کشورهای دیگر ـ به هر شکل ـ ذخیره کند، باید آن را به صورت طلا و یا نقد به کشور خود منتقل سازد تا بعدا دچار مشکل نشود.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    در قلمرو انديشه
    مرگ ناگهاني سوسلوف پاسدار نظام سوسياليستي شوروي پس از مشاجره با برژنف! - نگاهي به باورها، و نيز نظريه سوسلوف درباره پاسداري از يک نظام عقيدتي
    Mikhail Suslov
    ميخائيل سوسلوف Mikhail Suslov ايدئولوژيست بنام حزب كمونيست حاكم بر شوروي 25 ژانويه سال 1982 در 76 سالگي و در جريان يك مشاجره لفظي با برژنف رهبر وقت در كرملين، دچار حمله قلبي شد و چند ساعت بعد درگذشت. وي كه در وفاداريش به ماركسيسم ــ لنينيسم ترديد نبود پس از آن كه شنيد «گالينا» دختر برژنف در قاچاق الماس دست دارد به عنوان عضو ارشد كميته مركزي حزب و عضو شوراي عالي شوروي به ديدار برژنف شتافت و در اين زمينه به او اعتراض كرد و ميان طرفين مشاجره درگرفت كه به حمله قلبي سوسلوف منجر شد. مورخان مرگ ناگهاني سوسلوف را از عوامل تسريع فروپاشي شوروي نوشته اند، زيرا كه وي با تني چند كمونيست وفادار به اين ايدئولوژي، پاسدار و نگهبان آن نظام بودند.
        سوسلوف كه كارشناس و مدرس "اقتصاد سوسياليستي" بود از نوجواني وارد حزب شده بود و از پذيرفتن مقام دولتي خودداري كرده و از هرگونه تجملات و تشريفات و نيز مزاياي رفاهي بيش از حد يك فرد معمولي دوري جسته بود. وي باورداشت كه هر نظام ايدئولوژيك (حكومت عقيدتي) بايد از ميان معتقدان وفادار به آن و آگاه از جزئيات، گروهي نگهبان و پاسدار داشته باشد تا خلل ناپذير بماند. او خود را پاسدار سوسياليسم ماركسيستي مي دانست و جز تدريس و نظارت حزبي كار ديگري را نمي پذيرفت.
         سوسلوف در انتخاب مقامات دولتي و فرماندهان ارتش به گزينش سخت ايدئولوژيك معتقد بود و مي گفت كه اگر حتي يك مقام دولتي و فرمانده نظامي قلبا و با تمام وجود به سوسياليسم وفادار نباشد به منزله شكاف در بدنه است و بي دوامي و شكست قطعي خواهد بود. وي شخصا «يوري آندروپوف Yuri Andropov متولد 1914 و متوفي در 1984» را براي رياست بر دستگاه اطلاعاتي - امنيتي شوروي گزينش كرده بود كه بعدا رهبر شوروي شد ولي عمري نكرد. آندروپوف بيش از هر مقام ديگر شوروي بر دستگاههاي امنيتي - اطلاعاتي اين کنفدراسيون نظارت کرده بود.
         به نوشته برخی از مورخان برپایه اسنادی که پس از فروپاشي به دست آورده اند، سوسلوف، و آندروپوف رئیس وقت پلیس امنیت شوروی (کا. گ. ب) که در دهه 1980 برای مدتی کوتاه رهبر شوروی شد تصمیم به انهدام قدرت آمریکا حتی با بکاربردن سلاح هسته اي گرفته بودند ولی می خواستند قبلا مطمئن شوند که در یک جنگ اتمی تا چه میزان از مردم شوروی زنده خواهند ماند و چه تدابیری باید بکار برده شود که این تلفات زیاد نباشد. ایندو ضمن ادامه بررسی چنین فکری، بعدا به این نتیجه رسیده بودند که نخست با تحریک و مسلح کردن سرخپوستان آمریکایی و برخي سياهان و لاتين هاي ساکن ايالات متحده و حمایت از ایشان و دعوت از مبارزانشان به مسکو و دادن آموزش که دعاوی قدیمی را زنده و حال کنند و ...، جامعه آن کشوررا در ترس و وحشت (ترور) فرو برند (که بومیان يک ميليوني در رزرویشن ها سکنی داده شده اند و تحت مراقبت دقیق "اف بی آی" قرار دارند و به مصرف الکل و قمار تشويق مي شوند و به همین لحاظ بی خیال شده اند!). بررسی های سوسلوف و آندروپوف همچنین به این نتیجه رسیده بود که چاپ دلار جعلی و انتشار آن در گوشه و کنار جهان، ترغیب و حمایت از تاسیس چند بورس نظیر وال استریت در نقاط مختلف و از اين راه اخلال در سرمايه گذاري ها و نیز ترتیب دادن کودتا و ایجاد دسته های چریک شهری و ... در کشورهایی که آمریکا را تغذیه و تقویت می کنند ازجمله کشور سعودی از جمله راههای تضعیف قدرت آمریکا و تبدیل آن به یک کشور معمولی خواهد بود.
         طبق این نوشته ها، این دو مقام بعدا بمباران انگلستان را بر لیست خود اضافه کرده بودند ـ که قبلا در برنامه استالین هم بود (که وی آن دولت را کانون فتنه گری در جهان می دانست). همین برنامه ها، مرگ مشکوک استالین و آندروپوف را در برابر علامت سئوال قرارداده است. در اواخر کار استالین، به پزشکان یهودی کرملین سوءظن برده شده بود که فصلی از تاریخ شوروی را تشکیل می دهد.
        سوسلوف يك بار هم حزب كمونيست شوروي را از كساني كه صرفا براي احراز مقام و سوء استفاده، خود را در ميان كمونيستها جا زده بودند تصفيه كرده بود. وي با ورود افراد به عضويت حزب، بدون طي يك دوره آزمايشي و گذرانيدن امتحان گزينش شديدا مخالف بود.
        سوسلوف عقيده داشت كه به موازات تقويت بنيه نظامي، به اقتصاد كشور و رفاه مردم هم بايد توجه شود كه پس از پيروزي هاي فضايي شوروي در اواخر دهه 1950، ديگر به اين توصيه او توجه زياد نمي شد. سوسلوف تاكيد داشت كه شوروي بيش از اروپا، توجه خود را متوجه آسيا مخصوصا چين و هند كند. وي از لحظه اي كه سياستهاي خروشچف باعث تضعيف روابط چين با مسكو شد با او در افتاد و اين درافتادن در بركناري خروشچف سخت موثر بود. تاسيس شاخه جوانان حزب كمونيست در روستاها و راههاي مبارزه با تنبلي در كارگاهها و کثرت کارگر بيش از نياز در کارخانه ها از ابتكارهاي سوسلوف بود. به باور او، هر گونه تغييري در نظام شورايي (ساويت) و از اين راه، و مشاركت غير کمونيستها در حكومت به شكست نظام مي انجامد. او گفته بود كه علاوه بر پليس سياسي (كا.گ.ب ـ سازمان اطلاعات و امنيت) بايد سازماني براي اطلاع يافتن از نظرات و مشكلات مردم و مقامات پايين وجود داشته باشد و نامه ها و نظرات مردم به اين سازمان ارسال، بررسي و كلاسه شود و به اطلاع مقامات ارشد و حزب برسد و در روزنامه ها (جهت آماده شدن زمينه براي اجراي راه حل) انتشار يابد و مقامات حزبي منظما به گوشه و كنار كشور سركشي كنند، روز اقامت آنان در هر نقطه قبلا اعلام شود تا هر كس كه ناله، شكايت و نظري داشته باشد مراجعه و حضورا مطرح كند و خلاصه اين نظرات و شكايات به كرملين ارسال و در روزنامه ها انتشار يابد تا درس عبرت براي مقامات اداري و مجريان باشد. اين کار تا زمان حمله نظامي آلمان به شوروي رعايت مي شد. سوسلوف هرگونه سازش عادلانه دولتهاي با نظام كاپيتاليستي را با نظامهاي سوسياليستي و شبه سوسياليستي محال و غير ممكن مي دانست. وي همانند لنين عقيده داشت كه به تدريج رسانه ها و كارشناسان روابط عمومي و تبليغات حربه دولتهاي برتري جو قرار خواهند گرفت و سياستهايشان را به پيش خواهند راند و با چنين حربه اي تنها با حربه مشابه مي توان مقابله كرد، آنها خبر و مقاله مي نويسند و نطق مي كنند و ما بايد با ضد خبر و ضد مقاله و نطق تاثيرشان را خنثي كنيم، (كه مي دانيم شوروي موفق به اين كار نشد). سوسلوف اواخر كار كه متوجه از ميان رفتن انگيزه در مردم و فرار از كار و پيشرفت و نيز از ميان رفتن دلسوزي و مسئوليت شده بود گفته بود كه چون نظام شوروي به علت انتصابات نادرست نتوانسته است «انسان كامل و يا نزديك به كمال» به وجود آورد بايد راه اجاره دادن اراضي و وسائل توليد (كارخانه و كارگاه)را برگزينيم، با وجود اين، وي از پديد آمدن فرهنگ پولپرستي و آزمندي که زاييده بازگشت به سرمايه داري - ولو سرمايه داري محدود در صورت اجراي اين طرح بود وحشت داشت و مي ترسيد که به استثمار و فساد اداري - اقتصادي منجر شود (که تجربه چين نشان داد نگراني سوسلوف درست بود و اينک دولت حزب کمونيست چين مجبور شده است براي قطع فساد اداري - اقتصادي و توليد کالاي نامرغوب و بعضا زيان آور متوسل به سختگيري و اعدام مرتکبين شود). سوسلوف همچنين از حاميان تمركز قدرت در مركز بود. وي تقسيم شتابزده امپراتوري روسيه به جمهوري هاي متعدد را يک ساده انديشي و کاري زودرس و نوعي عوامفريبي خوانده بود و گفته بود که اين کار صدسال زود بود و بايد همزمان با تبديل جهان به يک جامعه مشترک المنافع مرکب از ملل متحد و رفيق صورت مي گرفت. سوسلوف بدون وجود يک نظام آموزش و پرورش بهتر از آنچه را که شوروي داشت ساخت انسان کامل و "رفيق" را محال اعلام کرده بود - انساني که به خود اجازه ارتکاب جرم و جنايت ندهد و دروغ و ريا را نداند. وي بارها در جلسات حزبي با تاکيد گفته بود که وجود جرم و ضابطه شکني در جامعه معنايي جز شکست نظام ندارد که هدف آن در درجه اول ساخت انسان کامل بوده است ـ انساني که با تمامي وجود بپذيرد نسبت به انسان ديگر برتري ندارد. تفکر ارتکاب جرم و تعدّي يعني دورشدن از عدالت که هدف نظام سوسياليستي ماست.
         به گفته اصحاب نظر، اگر سوسلوف و همفكرانش عمر بيشتري كرده بودند شوروي از ميان نمي رفت و سوسياليسم عقب نشيني نمي کرد که در دهه يکم قرن 21 هوگو چاوز و برخي ديگر از سران آمريکاي لاتين به نوعي ديگر دارند آن را احياء مي کنند.
    Yuri Andropov ـ بسیاری از سران شوروی و روسیه ازجمله اندروپوف، گورباچف و پوتین قبلا مقام اطلاعات ـ امنیتی داشتند

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    در دنياي داستان نويسي
    زادروز «ويرجينيا وولف» بانویی که برای «نوشتن» زاده شده بود
    Virginia
    بيست و پنجم ژانويه زادروز بانو «ويرجينيا وولف» مولف و داستان نگار انگليسي است كه در سال 1882 به دنيا آمده بود و 28 مارس سال 1941 در 59 سالگي خودرا در رودخانه «اوز» غرق كرد.
         ويرجينيا كه 26 سال كتاب نوشت معتقد بود كه نقد كتاب يك وظيفه عمومي جرايد است و اين كار بايد توسط «كارشناس ادبيات» صورت گيرد، نه هركس. وي كتاب را موثرترين وسيله نفوذ در افكار و نيز آموزش عمومي، و گنجي پايدار كه منعكس كننده وضعيت و شرايط «زمان و عصر تاليف» آن است توصيف كرده است.
         معروفترين تاليفات و داستانهاي بانو ويرجينيا كه درباره اش گفته اند «براي نوشتن زاده شده بود» عبارتند از: سفر، شب و روز، دوشنبه يا سه شنبه، اطاق جيكوب، خانم دالوي، چراغ راهنماي دريايي، ارلاندو، اطاق خودم، آن سالها، راجر فراي و ....
         شوهر بانو ويرجينيا كمك بزرگي در كتاب نويسي به او بود. او به مدت21 سال با شوهرش انتشارات «هوگارت پرس» را كه در عين حال ناشر كتابهايش بود اداره مي كرد.
         ويرجينيا وولف از يك خانواده اشرافي انگلستان بود و از نوجواني به محافل روشنفكران انگليسي راه يافته بود. در سال 1941 (دوران جنگ جهاني دوم) هر دو خانه محل سكونت شهری بانو ويرجينيا توسط هواپيماهاي آلماني بمباران شده بود و او به ناچار به خانه ييلاقي اش نقل مكان كرده بود. اين دو بمباران و مسائل ديگر ويرجينيا را افسرده و بيمار كرده بود.
         وي پيش از خودكشي در يادداشتي خطاب به شوهرش نوشته بود: نمي توانم بيش از اين اوضاع را تحمل كنم. قدرت تمركز حواس و خويشتنداري را از دست داده ام و بالاتر از همه، نمي خواهم تو را بيش از اين در رنج و زحمت قرار دهم ....
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    در قلمرو رسانه‌ها
    سالروز انتشار مجلهِ فارسی زبانِ کاوه در برلین و سرآغاز نفوذ خارجی از طریق رسانه ها و ...
    در اواخر دومین سال جنگ جهاني اول (سال 1915) دولت امپراتوری وقت آلمان (رایش) که در خاورمیانه در کنار متحد خود ـ دولت عثمانی (ترکیه) با ائتلاف انگلستان، فرانسه، روسیه و ... می جنگید و صحنه هایی از این جنگ به داخل ایران (به رغم اعلام بی طرفی) کشانیده شده بود و آلمانی ها از عنوان همنژادی با ایرانیان برای نفوذ در قلوب آنان استفاده می کردند از تمایل چند ايراني مقیم برلین و ازجمله حسن تقی زاده، جمال زاده و قزوینی به انتشار یک نشریه به زبان فارسی و ارسال برای ایرانیان برون مرز و عمدتا «تغییرطلب» و روشنفکران داخلی استفاده کرد و تصمیم به تأمین هزینه مالی این نشریه گرفت تا هدف تبلیغ سیاست های خود به فارسی زبانان و نفوذ در افکار آنان را به اجرا درآورد. این نشریه به صورت مجله دوهفتگی (دو شماره در هر ماه) 24 ژانویه 1916 (بهمن ماه 1294) نخستین شماره خودرا به توزیع داد. ناشران این مجله، نام «کاوه» نخستین انقلابی جهان و متولّد اصفهان (سپاهان) را برآن گذاردند زیرا که نه تنها معنی دار بود بلکه برای هر ایرانی، نامی آشنا و هر ایرانی نام کاوه آهنگرـ انقلابی ضد ظلم را شنیده و در تاریخ عمومی و انقلابات درج است و پس او، اسپارتاکوس. به رغم پایان جنگ جهانی اول در 11 نوامبر 1918 و شکست آلمان در آن و گرفتار تورّم و مشکلات مالی شدن، نظام دولتی بعدی آلمان تا مارچ 1922 (4 سال پس از جنگ) پرداخت هزینه این مجله را قطع نکرد. ناشران مجله پس از قطع کمک مالی آلمان، اين نشريه را تا 4 سال دیگر (سال 1926) انتشار مجله را ادامه دادند. نویسندگان مجله بعدا به ایران بازگشتند و تقی زاده نماینده مجلس و سپس سناتور شد و از مشاهیر. به احتمال زياد، «كاوه» نخستين جريده فارسي است كه توسط ايرانيان در اروپا منتشر شد. اينك به عنوان يك مأخذ از مطالب کاوه استفاده مي شود. در تاریخ دیپلماسی و فصل «نفوذ»، از عمل دولت رایش در تأمین هزینه مالی «کاوه» به عنوان آغاز دوره نفوذ یک قدرت از طریق رسانه ها بویژه رسانه های داخلی و همزبان در کشور مورد هدف نام برده شده است. آلمان، نحست با هدف جلب نظر ایرانیان به حمایت از حود در جنگ و سپس نفوذ اقتصادی و صادرات به ایران و دریافت امتیازات اقتصادی به تأمین هزینه کاوه ادامه داد و سپس به مطبوعات داخلی روی آورد و این روش ادامه یافته و قدرت ها برای نفوذ هرچه بیشتر در یک کشور و جلب حمایت از سیاست های خود متوجه مطبوعات (واینک مجموعه رسانه ها) شده اند.
    صفحه اول یک شماره «کاوه» در آن زمان


        
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    اندیشه ضابطه مند کردن برنامه ها و نوشتن اصول و قاعده بر ژورنالیسم تلویزیونی
    مسعود برزين
    ژانویه 1979 (دیماه 1357) مسعود برزین روزنامه نگار ملی گرای بنام که رئیس سازمان رادیو تلویزیون ملی شده بود تصمیم گرفت با فرصتی که به دستش افتاده بود اندیشه دیرپای خود را که بر هر برنامه رادیو ـ تلویزیون و بویژه تلویزیون (دولتی یا غیردولتی) باید یک شورا نظارت داشته باشد تا بهترین بازده آموزشی ـ فرهنگی و نتیجتا سیاسی ـ اقتصادی را به دست دهد به اجرا بگذارد ـ شورایی مرکب از نماینده و یا نمایندگان منتخب مخاطبان، نماینده و یا نمایندگان اصحاب حرفه مربوط به برنامه (در مورد خبر و نظر؛ نماینده منتخب اتحادیه روزنامه نگاران)، نماینده معلمان (یک اِجوکِیتور) زیرا که محصول کار هر رسانه در درجه اول آموزشی است و نیز نماینده مدیر سازمان.
         برزین (متولد سوم آبان 1299 و متوفی در 27 مرداد 1389) اصحاب نظر را برای بررسی این اندیشه خود در جلسه 21 ژانویه آن سال دعوت کرده بود. در این جلسه پس از بحث و تبادل نظر قرار شده بود که هرکدام نظر خودرا به دبیر جلسه که همان روز با رای حاضران انتخاب شده بود بدهد تا جمع بندی شود، به صورت چارت درآید و پس از تصویب به اجرا گذاشته شود و این چارت تهیه شد.
         برزین ـ نخستین دبیر منتخب سندیکای روزنامه نگاران ایران ـ عقیده داشت که اگر برنامه های شبکه های تلویزیونی ـ صرف نظر از کدام کشور ـ ضابطه مند نشوند و ژورنالیسم تلویزیونی قاعده و اصول نداشته باشد در آینده ای نه چندان دور، اصحاب این رسانه رشته امور و عملا وظایف قوای حکومتی را با دادن خط و ایجاد جوّ به دست خواهند گرفت و با تاثیر در اذهان و القاء نظر خود؛ دولت خواهند آورد و دولت خواهند بُرد و تاریخ و بویژه فرهنگ و تمدن را از مسیر منطقی اش خارج خواهند ساخت و .... درستی اندیشه برزین ـ روزنامه نگار مورد اعتماد دکتر مصدق و مورد تمجید جواهر لعل نهرو ـ در طول یک کمپین انتخاباتی آمریکا بوضوح به چشم خورد که از ژانویه 2007 تا چهارم نوامبر 2008 بدرازا کشیده بود و ....
        چارت تهیه شده برپایه اندیشه مسعود برزین ـ آخرین مدیرعامل صدا و سیمای ایران در دوران نظام سابق ـ مبنی بر شورائی شدن برنامه های رادیو تلویزیون، پس از پیروزی انقلاب در اختیار مدیرعامل وقت قرارگرفت و گویا قصد اجرای آن را داشت ولی اوضاع آن زمان بگونه ای نبود که بشود ضابطه تازه به اجرا گذارد و ....
        اینک جامعه شناسان و اندیشمندان نگران آینده دمکراسی برای بازگرداندن ژورنالیسم تلویزیونی به مسیر اصولی خود و پایان دادن به حکومت شبکه های تلویزیونی نظراتی مشابه اندیشه مسعود برزین را مطرح و برای برکرسی نشاندن آن فعالیت می کنند.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    ساير ملل
    چرا امپراتور كاليگولا را كشتند؟


    در اين روز در سال 41 ميلادي كاليگولا امپراتور روم در چهارمين سال حكومت به دست افراد گارد محافظ خود كشته شد. وي در سال 37 ميلادي پس از ژرمانيكوس امپراتور شده بود. ژرمانيكوس در سال 36 ميلادي با اردوان سوم شاه ايران پيمان صلح امضاء كرده بود. بنابراين، كاليگولا كار مهمي نداشت، جز ظلم كردن.
        كاليگولا يك بار يك سناتور را كه با پيشنهاد او مخالفت كرده بود قطعه ــ قطعه و يك سناتور ديگر را با اره دو نيمه كرده بود. يك ژنرال گفته بود كاليگولا ارتش را براي تصرف مجدد بريتانيا تا دريا (درياي مانش) پيش برد ولي در آنجا به جاي دستور حمله، به سربازان گفت كه در ساحل دريا گوش ماهي(سي شل) جمع كنند. كاليگولا اين ژنرال را پس از اطلاع از اين سخن او، زبان بريد و سپس به داخل قفس شيرها افكند. وي چند روز پس از اينکه ادعاي خدايي هم کرد ترور شد . يكي از افسراني كه در ترور او شركت داشت در دادگاه گفت كه كاليگولا چون جبّار شده بود و قانون روم كه اختيارات امپراتور را محدود كرده است زير پا گذارده بود در توطئه قتل وي شركت كرد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    تاسيس «جامعه ملل» که بهتر از «سازمان ملل» بود
    جامعه ملل در اين ساختمان در ژنو مستقر بود
    تاريخ تاسيس جامعه ملل را 25 ژانويه سال 1919 و روزي نوشته اند كه در مذاكرات ورساي با پيشنهاد تاسيس آن موافقت شد، ولي نخستين مجمع عمومي آن يك سال بعد كار خود را آغاز كرد . مقرّ اين جامعه كه ايران ازاعضاي اوليه آن بود شهر ژنو در كشور بي طرف سويس بود. اين جامعه كه در آن امتيازي ميان كشورهاي عضو نبود و حق رد (وتو) وجود نداشت بر پايه اصول 14 گانه «وودرو ويلسون» رئيس جمهور وقت امريكا كه يك دانشگاهي بود تاسيس شده بود تا حافظ صلح و حقوق اعضاء باشد. باوجود این، سناي امريكا در آن زمان با عضويت اين كشور در جامعه ملل موافقت نمي كرد، زيرا که نمي خواست درگير مسائل ساير كشورها شود. نخستين اجلاس اين جامعه دهم ژانويه 1920 تشكيل شده بود.
         خروج بعضي از كشورها از اين جامعه آن را بيش از پيش تضعيف كرد. اين كشورها هركدام به دليلي مورد اعتراض جامعه ملل قرارگرفته بودند. از 1933 تا 1940 اين كشورها از عضويت جامعه خارج شدند:
         ژاپن، المان، پاراگوئه، شيلي، ونزوئلا، اسپانيا، پرو، مجارستان و روماني. جامعه ملل در 1939 شوروي را به دليل حمله نظامي به فنلاند از عضويت خود بركنار كرد. دارايي هاي اين جامعه در سال 1946 به سازمان ملل انتقال يافت كه به ابتكار سران آمريكا و انگلستان برپايه اتحاد كشورهاي در حال جنگ با آلمان و ژاپن (متحدین) تشكيل شده است و پنج كشور فاتح جنگ جهاني دوم در آن نسبت به ساير اعضاء داراي امتيار و برتري هستند و مجمع عمومي سازمان كه نماينده همه كشورهاي عضو است نقش اجرايي، جز انتخاب دبيركل و پذيرش عضو جديد و ایراد نطق ندارد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    ال ـ کاپون گانگستر آمریکایی و اصطلاح «مانی لاندری Money Laundry»
    Al - Capone
    ال ـ کاپون Al - Capone گانگستر معروف آمریکایی که درباره اش صدها کتاب تالیف و فیلمهای سینمایی متعدد ساخته شده است 25 ژانویه 1947 درگذشت. پدر و مادر او از ایتالیا به آمریکا مهاجرت کرده بودند و او در نیویورک به دنیا آمده بود ولی پایگاه خودرا برای ارتکاب جرم و قانونشکنی در شیکاگو قرارداده بود. ال (مخفف الفانسو) کاپون در شیکاگو یک باند گانگستری تشکیل داده بود و دست به جرایم سازمان یافته Organized Crime، باجگیری، ایجاد قمارخانه، فاحشه خانه و مراکز تولید مشروبات الکلی قاچاق، کرایه دادن کتک زن و ... می زد. باوجود این تنها دو بار به زندان افتاده و بار دوم به جرم مخفی کردن درآمد خود از دولت و ندادن مالیات این درآمد (تقلب در پرداخت مالیات). در دادگاه وقتی از او پرسیده بودند پولهایی را که هر روز به بانک واریز می کرده از کجا می آورده پاسخ داده بود "از کارگاههای لباسشویی اش" که لباسشویی به آن صورت (سکه ای) «لاندری» خوانده می شود و این مطلب در رسانه ها انتشاریافت و از آن پس در سطح جهان، انتقال و تبدیل غیر قانونی پول (ارز) را «مانی لاندری Money Laundry» و عمل چنين تبديل مجرمانه اي را Money Laundering می گویند که «پولشویی» ترجمه درستی برای آن نیست. ال ـ کاپون که یک فرزند داشت تنها 48 سال عمر کرد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    عمل تعويض قلب بدون خارج ساختن قلب از كار افتاده
    بارنارد
    دكتر كريستيان بارنارد Chritiaan Barnard پيشتاز عمل پيوند قلب در جهان، 25 ژانويه سال 1974 در كيپ تاون فدراسيون آفريقاي جنوبي بدون خارج كردن قلب ازكارافتاده يك بيمار، يك قلب سالم در بدن او پيوند زد ـ كاري كه بعدا هم تكرار نشده است. در آن زمان هنوز داروي جلوگيري از ردّ عضو خارجي توسط بدن، ساخته نشده بود و بارناد دست به اين تجربه زد تا اگر قلب پيوندي از سوي بدن ردّ شود قلب پيشين ـ گرچه معيوب ـ باعث ادامه حيات بيمار شود. دكتر بارنارد هفت سال پيش از آن در سوم دسامبر سال 1967نخستين عمل پيوند قلب در جهان را انجام داده بود كه اينك به صورت يك عمل جراحي عادي درآمده است . وي كه در اكتبر 1922 در يك خانوده چوپان به دنيا آمده بود در دوم سپتامبر سال2001 درجريان سفر به قبرس در اين جزيره دچار مرگ ناگهاني شد. بارنارد از سال 1983 به سبب توّرم مفاصل دست، از عمل جراحي دست كشيده بود. يكي از بيماران او با قلب پيوندي 23 سال عمر كرد.
    لوئيس واشکانسکي نخستين پيوند قلبي جهان و دکتر بارنارد پنج روز پس از عمل پيوند قلب

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    ... و به این سان یک پشتون از «سیا» انتقام گرفت!
    ميرأيمال
    بامداد 25 ژانویه 1993 در آخرین چهارراه مانده به مقرّ سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ـ سیا ـ واقع در ایالت ویرجینیا (حاشیه شمال غربی شهر واشنگتن ـ لانگلی) مرد جوانی از خودرو خود پیاده شد و با یک تفنگ خودکار کالاشنیکوف به سوی اتومبیلهایی که مقصدشان مقرّ «سیا» بود و پشت چراغ راهنمای ترافیک متوقف بودند آتش گشود و سپس فرار کرد. در این تیراندازی دو کارمند «سیا» کشته و سه تن دیگر مجروح شدند. یکی از مقتولین پزشگ تحلیلگر وضعیت مزاجی سران کشورها و مقامات ارشد دولتهای دیگر بود و دیگری یک مامور عملیات مخفی.
        برپایه مشخصات اتومبیل، تیرانداز شناخته شد ولی او که یک پشتون به نام میرأیمال کاسی 29 ساله از طایف کاسی و متولد شهر کویته پاکستان بود قبلا بلیت هواپیما به مقصد این کشوررا تهیه کرده بود و از آمریکا خارج شده بود. دولت آمریکا برای معرفی او و دادن نشانی مخفیگاهش یک جایزه نقدی هنگفت تعیین کرد و همین پول باعث شد که اورا که در نقطه ای در مرز افغانستان ـ پاکستان بسر می برد لو دهند؛ دستگیر، به آمریکا منتقل و در اینجا محاکمه و اعدام شود. میرأیمال گفته بود که پدرش که اطلاعات کامل از امور افغانستان و منطقه داشت برای سازمات اطلاعات آمریکا (سیا) کار می کرد ولی این سازمان وقتی که تاریخ مصرف او به پایان رسید رهایش ساخت و روسهای مستقر در افغانستان که متوجه همکاری قبلی او با «سیا» شده بودند وی را کشتند. میرأیمال افزوده بود که با تیراندازی به کارکنان «سیا» انتقام خون پدرش را گرفت. وی که قبلا مدتی در آمریکا زندگی می کرد همچنین گفته بود که مخالف سیاست های دولت واشنگتن در آسیای غربی و جنوبی است. میرأیمال 12 نوامبر 2002 اعدام شد.
        قبل از دستگیری، برخی از روزنامه ها نوشته بودند که میرأیمال ـ خود از عوامل «سیا» بود که برکنار شده بود!.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    تاسيس وزارت «امنيت ميهن» در آمريكا
    تام ريج نخستين وزير «امنيت ميهن» سوگند آغاز بكار ياد مي كند
    24 ژانويه سال 2003، شانزده ماه پس از رويدادهاي سپتامبر 2001 و يازده ماه بعد از طرح پيشنهاد تاسيس وزارت امنيت ملي امريكا، اين دپارتمان (وزارتخانه) تحت نام «امنيت ميهن» در شهر واشنگتن تاسيس شد.
         علت تاخير اين بود كه تا سال پيش از آن كه حزب دمكرات اكثريت سناي آمريكا را به دست داشت با تاسيس اين دپارتمان مخالفت مي كرد.
         اين دپارتمان كه رئيس آن عضو كابينه است از تلفيق 22 سازمان مربوط كه تا آن زمان مستقلا و يا در چارچوبهاي ديگري عمل مي كردند با 190 هزار كارمند آغاز بکار کرد. بودجه اين وزارت در سال مالي 2004 بيش از 38 ميليارد دلار بود. اين نخستين بار است كه ايالات متحده داراي چنين وزارتخانه اي مي شد.
        «تام ريج» نخستين رئيس اين دپارتمان قبلا فرماندار پنسيلوانيا از حزب جمهوريخواه بود. او از نظاميان سابق آمريكا در جنگ ويتنام است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    فعاليت کمپاني آمريکايي هاليبرتون در ايران
    ديک چني

    بيست و پنجم ژانويه 2004 شبكه تلويزيوني سي بي اس آمريكا گزارش مصور و مفصل گزارشگر خود بانو «لسلي ستال» را در باره فعاليت كمپاني هاي آمريكايي هاليبرتون، جنرال الكتريك و كنوكو در ايران پخش كرد و گفت كه تماس اين کمپاني ها با ايران براي فعاليت در اين کشور در زماني آغاز شد كه ديك چني معاون جورج دبليو بوش (معاون وقت) رئيس هيات مديره هاليبرتون بود. اين گزارشکر در مطلب مصوّر (ویدیو) خود پرسيده بود که آيا اين تماس ها و فعاليت ها ناقض قانون (منع شرکت هاي آمريکايي از معامله با ايران) نبوده است؟.
         اين گزارش هنگامي پخش شد که جنجال پيرامون كنتراتهاي پُردرآمد هاليبرتون در عراق كه با تَرك مناقصه منعقد شده و سوء استفاده هاي ديگر اين كمپاني در رسانه هاي آمريكا ادامه داشت.
        «لسلي ستال» گفت که تماس کمپاني هاي آمريکايي با تهران در حالي بود که دولت آمريکا جمهوري اسلامي را متهم به حمايت از تروريسم مي کرد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    افشاگری یک تحلیلگر پیشین آژانس امنیت ملی آمریکا در زمینه شنود و دیجیتالیزه کردن ارتباطات مخابراتی مردم و بویژه روزنامه نگاران
    Russell Tice

    بيست و يکم و بيست و دوم ژانويه 2008 در سالمرگ « جورج اورول» و شب بعد از آن، «راسل تایسRussell Tice» تحلیلگر سابق سازمانهای اطلاعات ـ امنیتی آمریکا در دو مصاحبه اختصاصی با «کیت اوبرمن» که از کانال «ام اس – ان بی سی» پخش شد جزئیات بیشتری از استراق سمع در دوران حکومت جورج دبلیو بوش (از زمان رویداد یازدهم سپتامبر 2001 تا 20 ژانویه 2009) را افشاء کرد. راسل تايس قبلا در این زمینه اشاره هایی کرده بود که همین کار باعث برکناری اش شده بود.
        به گفته وي، این شنود که شامل ضبط ایمیل ها، تلفنها، فاکس ها، ارتباطات کامپیوتری، مطالب آنلاین مورد علاقه افراد (فهرست مطالب دیده شده در کامپیوتر شخصی) و نوع برنامه های تلویزیونهای ماهواره ای ـ کابلی تماشا شده بوده است (کدام خانه کدام برنامه را می بیند) و هرکس ـ آمریکایی و غیر آمریکایی ـ را دربر می گرفته است، همچنين صورت خريد با کرديت کارت، حسابهاي بانکي و ليست هاي پرواز به منظور کنترل معاملات و مسافرت افراد و ....
        تايس گفت که این کار مغایر قانون اساسی آمریکا و چند قانون موضوعه دیگر از جمله «پرایوسی اکت» است که بدون مجوز قاضی واجد شرط، هرگونه بازرسی اکیدا ممنوع شده است ولی جورج دبلیو بوش هر اقدامی را مبارزه با تروریسم عنوان داده و مجاز اعلام کرده بود و به این ترتیب خودرا بالاتر از قانون قرارداده بود.
        «تایس» سپس طرز کار اطاق «641A» در ساختمان کمپانی مخابراتی «AT & T» در سانفرانسیسکو را که اختصاص به این قبیل شنودها داشت تشریح کرد و گفت که ارتباط های داخلی و خارجی همه روزنامه نگاران توسط سازمانهای اطلاعاتی آمریکا کنترل می شود. وی افزود که این اطلاعات پس از دیجیتالیزه شدن در پرونده افراد قرار می گیرد تا هنگام چک کردن «بک گروند» مورد استفاده قرارگیرد که خلاف قانون است زیرا که قضاوت یکطرفه (غیابی) محسوب و شخص از جریان کار بی خبر است که از خود دفاع کند. لیست پرواز ممنوع ها و «واچ لیست» ها و تعقیب ـ مراقبت افراد از همین طریق به دست می آید. در مورد ارتباطها به زبانهای دیگر مسئله در این است که به حد کافی مترجم خوب و واجد شرایط وجود ندارد و لذا بسیاری از مردم بدون ارتکاب عملي قربانی ضعف ترجمه می شوند. اینترنت که قراربود به گسترش فرهنگ عمومی و تکامل آن کمک کند این شنودها را سهل و آسان کرده است.
        «جورج اورول George Orwell» مولف انگليسي كتاب «1984» ـ 21 ژانويه 1950، هفت ماه و 12 روز پس از انتشار اين كتاب كه در آن اوضاع كنوني جهان ـ جهان سال 1984 و پس از آن را به لحاظ محدوديت هاي انسان و گسترش ابزارهاي كنترل در قالب داستان پيش بيني كرده بود از بيماري سل درگذشت. در زمان انتشار كتاب، كسي باور نمي كرد كه اين داستان روزي تحقق يابد و بسياري از نقدنگاران در آن زمان آن را يك داستان بي مزه و بي محتوا خوانده بودند كه بعدا كتاب شگفت انگیز قرن 20 شد و مولف آن به صورت یک نابغه و پیشگو در آمد.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    قانون اساسی آمریکا و مسئله آدولف هیتلر خردسال! - کودکان را به خاطر نام از پدر و مادر جدا کردند!
    قانون اساسی آمریکا در اصلاحیه اول خود آزادی های فردی از جمله آزادی بیان را تضمین کرده است. دیده شده است که افراد با استفاده از این حقوق تضمین شده خود، بر بدنه اتومبیلشان هرچه را که خواسته اند نوشته اند و حتی پلاک اتومبیلشان حاوی واژه های بازتاب دهنده عقاید آنان است. هیث کمبل Heath Campbell ـ مردی از ساکنان شهرک هلند Holland Township ایالت نیوجرسی با توجه به این حق، نام اول پسر خود را که (در ژانویه 2010) چهار ساله شده است آدولف و نام میانی اورا هیتلر و اسم میانی دخترش را که در زانويه 2010 به سي و پنج ماهگي رسيده است «آرین Joyce Lynn Aryan» گذاشت و تا ماه ژانویه 2009 مسئله ای نبود. هفته دوم ژانويه 2009 که زادروز (آدولف هیتلر Adolph Hitler) پسر این خانواده بود. والدین کودک برای جشن تولد او به قنادی سوپرمارکت Shop Rite شهرک سفارش درست کردن کیک دادند و خواستند که روی کیک نام کودک: «آدولف هیتلر کمبل» نوشته شود. متصدی قنادی زیر بار نرفت. هیث کمبل اعتراض کرد و این جر و بحث به گوش مقامات محل رسید، و این مقامات جریان را به مقامات دولتي اطلاع دادند و چند ساعت بعد ماموران آژانس مربوط (سرویس کودکان و خانواده ها) در سازمان خدمات اجتماعی منطقه به خانه «هیث» رفتند و نه تنها این دو کودک؛ بلکه فرزند سوم خانواده را که شیرخوار و چندماهه بود با خود بردند و به جای دیگری سپردند!. ظاهرا اسامی آن دو کودک نه تنها ضد یهود بلکه (شاید) باتوجه به سیاهپوست بودن رئیس جمهور آمریکا حاکی از نژاد پرستی (برتری آرین ها) تلقی شده بود.
         هیث کمبل به هرجا که متوسل شد که فرزندانش را پس بگیرد موفق نشد. چهاردهم ژانویه 2009 به دادگاه دادخواست داد که این دستگاه پاسدار حق، قانون و عدالت که 15 ژانویه را به عنوان وقت رسیدگی تعیین کرده بود، بعدا بطور غیر منتظره جلسه رسیدگی به این قضیه عاطفی و فوری را به بعد (!) موکول کرد.
        
    آرين در 23 ماهگي

    بزعم این خانواده، این وضعیت نتیجه نفوذ یهودیان در آمریکا و ملاحظه عمومی (به تعبیری ترس) از آنان بوده که قانون اساسی را هم تحت الشعاع قرارداده است. بیشتر وکیلان دعاوی در آمریکا از جامعه یهودیان این کشورند و همچنین مقامات تاثیرگذار در رسانه ها!.
         هیث می گوید: کجا هستند این مدافعان حقوق مدنی که ... و چه شده است آن اعلامیه حقوق بشر که پیشنویس آن را هم یک یهودی فرانسوی نوشته بود. چرا وجدان انسانها به خواب رفته است که از شنیدن ناله های من که بچه هایم را از مادر جدا کرده و معلوم نیست به کجا سپرده اند آشفته و دردناک و همصدایم نمی شود. این بچه ها چه گناهی کرده بودند که آنان را از پدر و مادر جدا ساختند. چه خطری کودکان را در آغوش والدینشان تهدید می کند. کجای دنیا برای کودک بهتر و امن تر از آغوش مادرش است؟.
    روزي که هيتلر خردسال در آغوش پدر و مادر بود

     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    تاريخ از نگاهي به تصوير
    سنگ پای وارداتی از چین!، هروئین چینی، گردوی چینی، اتومبیل چینی و ...
    با مشاهده تیترهای صفحه اول یک روزنامه، ضعف ها و همچنین قوت ها به دست می آید و سرنخ برای تحقیقات بعدی و درج نتایج در تاریخ مي شود. چهار نمونه از این تیترها در شماره های وقت (سال 1394) روزنامه های تهران؛ واردات کالای پیش پا افتاده از چین به ایران در حالی است که حجت الاسلام حسن روحانی رئیس دولت در پایان صد روز نخست کار خود در این سمَت (دوره اول) گفته بود "ما [اشاره به دولت پیش از او] کار ایجاد کرده بودیم اما برای چینی ها.".
        



        



        



        


     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    برخي ديگر از رويدادهاي 25 ژانويه
  • 750:   برخي از مورّخان، وقوع نبرد زاب که به خلافت بني اميه پايان داد و عباسيان را جانشين آنان ساخت در اين روز (25 ژانويه سال 750) به دست داده اند، ولي بيشتر مورخان وقوع آن را 26 و 27 ژانويه آن سال نوشته اند. فرماندهي نيرويي که ارتش بني اميه را شکست داد ابومسلم خراساني متولد اصفهان و فرزند وَنداد هرمز بر عهده داشت. وي را از اخلاف بزرگمهر، وزير خردمند ايران در عهد ساسانيان نوشته اند.
  • 1918:   لنين اعلام كرد كه روسيه از اين پس يك جمهوري ساويت (شورايي) خواهد بود تا شوراها کشور را اداره کنند.
  • 1922:   مجلس شوراي ملي تصويب كرد كه 60 دانشجوي ايراني با هزينه دولت جهت تحصيل به اروپا اعزام شوند.
  • 1940:   ژنرال احمد نخجوان كفيل وزارت جنگ ايران براي خريد 60 هواپيماي نظامي با انگلستان وارد مذاكره شد. وي يكي از مقامهايي است كه 19ماه بعد درجريان حمله نظامي روسيه و انگلستان به ايران سربازان وظیفه پادگانها را مرخص كرد و وطن به اشغال نظامي بيگانه درآمد.
  • 1955:   دولت شوروي به حالت جنگ با آلمان پايان داد.
  • 1955:   دانشگاه كلمبيا يك ساعت اتمي ساخت و اعلام كرد كه اين ساعت هر 300 سال ممكن است يك ثانيه جلو و يا عقب برود.
  • 1956:   داگ هامرسكولد (هامر شولد) دبيركل وقت سازمان ملل ژنجم بهمن ماه 1334 وارد تهران شد.
  • 1972:   درجريان يك كودتا در شيخ نشين شارجه، امير آن كشته شد و پسرش جاي او را گرفت.
  • نامه به مولف
    خارج شدن شاه (پهلوی دوم) از کشور که برای مخاطب این تاریخ آنلاین هنوز از صورت معمّا خارج نشده است!
  •  
        پرسش مخاطب (دريافت شده در چهارم بهمن1393= ژانویه 2015):
        
        شما که در جریان انقلاب سال 1357 بودید، آیا می توانید مرا روشن کنید که در کشوری که مردم آن ـ دست کم در شهرها در رفاه بودند، احترام جهانی داشت و ... چرا انقلاب شد و چرا شاه اقدام مؤثر و به موقع برای برقراری آرامش و انجام خواست ها نکرد و برخلاف انتظار در دوازدهمین ماه انقلاب کشور را تَرک کرد. این وضعیت برای من [مخاطب این تاریخ آنلاین] یک معمّا شده است؟.
        
        پاسخ:
        
        نه تنها برای شما، برای بسیاری از تاریخ نگاران هم هنوز تقریبا یک معمّا است. به جای توضیح بیشتر که نیاز به نوشتن یک کتاب ده جلدی دارد، چند عکس را ارائه می دهیم؛ از تظاهرات ماه نوامبر 1977 مقابل چمن کاخ سفید واشنگتن که شاه برای ملاقات با پرزیدنت کارتر به آمریکا دعوت شده بود و برخی براین باورند که ماجرا از پیش طرح ریزی شده بود تا شاه تحقیر شود، تا انتشار نامه جعلی ـ دولتی در روزنامه اطلاعات و سپس نوعی سکوت و بی تصمیمی های شاه در برابر تظاهرات و خواست ها، دو بار تغییر دولت، رفتن ژنرال هایزر به تهران و مذاکره با فرماندهان ارتش و شاهد پرواز هلی کوپتر حامل شاه به سوی مهرآباد بودن از بالکن ساختمان نظامی واقع در چهارراه عباس آباد، تا آخرین ملاقات شاه با شاپور بختیار که نخست وزیری او مورد تأیید سنای ایران قرارگرفته بود و افتادن دو افسر ارشد بر پای شاه در فرودگاه که از ایران خارج نشود و به آنان اجازه دهد که آرامش برقرار سازند. برخی از مورّخان، فشار خارجی و فریب خوردن شاه از مقامات خارجی را بی تاثیر نمی دانند. به باور چند صاحب نظر، برخی از خارجیان نمی خواستند که ایران «قدرت منطقه» با مردمی در رفاه و سربلند باشد. بیماری سرطان شاه هم در این وضعیت بی تأثیر نبود.
        شاه (پهلوی دوم) با بانویش 16 ژانویه 1979 وطن را به قصد اَسوان (جنوب مصر) ترک کرد. رفتنی که برخلاف وعده، بازگشت نداشت.
        



        

  • علل تیراژ کم روزنامه های تهران
  •   پرسش یک مخاطب این تاریخ آنلاین که در ژانویه 2016 (بهمن 1394) واصل شد:
        
        چند روز پیش از بی بی سی فارسی ـ بازوی روابط عمومی دولت انگلیس ـ شنیدم که احتمالا بنا بر سیاست این دولت گفت که تیراژ کم روزنامه های تهران به علت توجه مردم به دیجیتال خوانی است، باور نکردم. نظر شما چیست؟.
        
        پاسخ:
        
        به نظر این نگارنده، روزنامه های تهران ظاهر جناحی بودن و غیر حرفه ای بودن و سیاست جناح را درباره موضوعاتِ مورد نظر، تیتر صفحه اول کردن دارند و در نتیجه نقش روابط عمومی جناح، گروه و فرد را داشتن، و نیز حرفه ای نبودن ناشران آنها و ایجاد روزنامه با هدف پلکان ترقی قراردادن آن و احیانا گرفتن کمک مالی بویژه از دولت. به علاوه شمار آنها؛ بیش از 20 روزنامه یومیه در یک شهر!. اگر يک «روزنامه» حرفه ای باشد (اختصاص به يک جناح نداشته باشد) و همه اخبار، اظهارنظرها و تفسیرها را با رعایت اصول روزنامه نگاری و بی طرفانه، روشن و مشروح و باکلمات مأنوس و عبارات ساده بنویسد، مردم در هر عصری خریدار آن هستند؛ عصر دیجیتال و ... . این مسائل را تا حدی زیاد با اصلاح قانون مطبوعات مصوّب سال 1364 می توان حل کرد. این قانون که در زمان وزیر ارشاد بودن محمد خاتمی (اصطلاحا؛ اصلاح طلب!) تدوین شده است، نه تنها روزنامه و انواع آن (حرفه ای، اختصاصی و تخصّصی) را تعریف نکرده بلکه در مورد روزنامه حرفه ای، شرط «روزنامه نگار بودن» متقاضی پروانه انتشار و حقوق بگیر دولت نبودن اورا که در قوانین قبلی وجود داشت فاقد است. همچنین در آن، شرایط سردبیر اجرائی بودن و دبیر میزهاي تحریریه و نیز سرمایه اولیه و محل کار روزنامه را که باید متناسب باشد روشن نساخته است. یک روزنامه حزبی و جناحی و یا وابسته به یک موسسه عمومی در ردیف مطبوعات اختصاصی قرار دارد، نه حرفه ای.
         سبب دیگرِ کمی تیراژ (نسخه های فروش رفته)، نبود توزیع ِ خانه به خانه (هوم دِلیوِری) و نیز طرز کار دکّه های روزنامه فروشی است که روزنامه ها را بر کف پیاده رو و يا بر میزی در کنار دکّه (کیوسک) قرار می دهند و رهگذر به دیدن تیترهای بالای صفحه اول و مقایسه تیترهای اول روزنامه ها با هم و اندکی تعقّل و اندیشه اکتفا می کند. خرید روزنامه به دلیل داشتن آگهی های کوتاه و کلاسه شده (نیازمندی ها، عنوانی که شش دهه پیش عباس مسعودی ناشر وقت روزنامه اطلاعات بر آنها گذارد) تیراژ واقعی (خرید به خاطر مطالب) بشمار نمی آید. جمهوری اسلامی ایران احتمالا تنها کشور جهان است که به نشریات کمک مالی می دهد، حتی به برخی آنلاین های اصطلاحا خبری. به علاوه تيترهاي صفحات اول روزنامه هاي تهران، به استثناي روزنامه اطلاعات، مطابق تعريف تيترنويسي نيست. البته عادت آنلاین خوانی بویژه در میان جوانان نیز باعث کاهش جهانی تیراژها شده است و نیز آنلاینی شدن اعلان ها.

  • پيام‌هاي تازه
    از ایرانی بهمن ماه 1355 تا ایرانی بهمن ماه 1357!
  •   پنجم بهمن ماه 1395 یک مخاطب با ارسال کُپی صفحه اول شماره 15223 ـ چهارشنبه ششم بهمن ماه 1355 روزنامه اطلاعات [که در زیر درج شده است] به عنوان سند، نوشته است:
        
        "از ایرانیِ بهمن ماه 1355 تا ایرانیِ بهمن ماه 1357!، این چنین تغییر 180 درجه ای، نزدیک به 40 سال است که مرا از تعجب خارج نساخته است و پاسخی کامل برای آن به دست نیاورده ام. من در بهمن 1355 یک دانشجوی 22 ساله و به مناسبت رشته تحصیلی، کارآموز در شهرداری تهران بودم. روز پیش از ششم بهمن به ما گفتند که اگر بخواهیم می توانیم به تظاهرات پشتیبانی از شاه و تأیید انقلاب سفید در میدان آزادی (شهیاد وقت) برویم، غیبت اداری و تَرک محل کار به حساب نخواهد آمد. خانه ما در خیابان آذربایجان ـ سه راهی معروف به پپسی کلا بود و در مسیر میدان شهیاد (میدان آزادی). در آن روز همرنگ جماعت شدم و به این میدان رفتم. به برآوُرد من، در آنجا بیش از صد هزار نفر جمع شده بودند و شعار دادن هم در کار بود (شعار تأييد انقلاب سفيد). ششم بهمن 1356 [18 ـ 19 روز پس از آغاز تظاهرات قم ـ در پی انتشار نامهِ «دولت نوشته» و ساختگی «رشیدی مطلق» در روزنامه اطلاعات] در همان خیابان به چشم خود دیدم که جماعتی به همان ترتیب هرساله و برای شرکت در مراسم رهسپار میدان آزادی (شهیاد) بودند و در روزنامه خواندم و از تلویزیون دیدم که مراسم ششم بهمن 1356 در شهرهای دیگر به همان صورت سال های پیش از آن برگزار شده بود. تظاهرات تهران بر ضد حکومت وقت از فروردین 1357 و در پی اعتراض ها و تظاهرات تبریز و مشهد آغاز شد و در بهمن اين سال جمعيت و شايد همان مردم، در خيابان و ميدان آزادي شعار ضد شاه مي دادند درست عکس سال قبل و سال هاي پيش از آن. در بهار 1358 بود که در دانشگاه، از یکی از استادان پرسیدم که چرا این مردم این چنین و با این سرعت تغییر چهره داده اند؟، گفت برو و کتاب سِر جان مَلکُم انگلیسی در توصیف ایرانیان را بخوان. ولی، این فقط در ایران نیست، مردم در بیشتر کشورها همین طور هستند. در هر گوشه از این دنیا، اصطلاحِ وزش باد و حرکت مردم شنیده می شود. در مدارس باید به پرورش بیش از آموزش توجه شود تا رفتارها بهتر شود.".
        
    کُپی صفحه اول شماره 15223 ـ چهارشنبه ششم بهمن ماه 1355 روزنامه اطلاعات دریافتی از مخاطب که برخی مطالب آن (نَه تیترها) قابل خواندن نیست



  • براي اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com