Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
6 ژانويه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 



 


   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 6 ژانويه
ايران
گوشه اي از کوشش ايرانيان براي ميهن: تلاش هاي «پيروزساساني» پسر يزدگرد سوم در چين
Taizong
چند واحد مسلح عرب كه مامور جلوگيري از بازگشت پيروز ساساني (پسر يزدگرد سوم) از چين به ايران شده بودند ششم ژانويه سال 663 ميلادي در سر راه خود، شهر بلخ يكي از چهار شهر بزرگ خراسان را تصرف كردند (مركز همان ساتراپي ايران كه يونانيان، «باكتريانا» نوشته اند).
    «پيروز ساساني» به خواست پدرش يزدگرد سوم (كه در سال 651 ميلادي در مرو كشته شد)، براي جلب كمك نظامي تايزونگ، امپراتور چين از دودمان تانگ، از طريق كوههاي پامير (تاجيكستان امروز) به «چانگ آن» پايتخت آن زمان چين رفته بود كه در ايالت شيان واقع بود و بزرگترين شهر جهان بشمار مي آمد. چين كه در شمال شرقي فرارود (مرز امروز چين با تاجيكستان و افغانستان) با امپراتوري ايران همسايه بود همواره با ايرانيان مناسبات حسنه داشته است. «تايزونگ» پيش از رسيدن «پيروز ساساني» به «چانگ آن» درگذشته بود و پسرش «گائوزونگ» امپراتور تازه و سومين رئيس كشور چين از دودمان تانگ به پيروز مقام درباري داد، احترام بسيار كرد و در سال662 او را با يكي از ژنرالهاي خود به نام «پي شينگ جيان» با لشكري كامل روانه ايران كرد. «پيروز ساساني» پيشنهاد كرده بود كه اين لشكر تا سيستان (شهر زرنگ = زرنج و مركز ايالت نيمروز افغانستان امروز) با او باشد زيرا كه اطمينان دارد، ايرانيان پس از شنيدن خبر بازگشت وي، دسته هاي مقاومت تشكيل مي دهند و به ياري اش مي شتابند. ژنرال «پي» تنها تا شهر باستاني سغديانا (تاجيكها) به نام بالا سگون ( امروزه: توك ماك = توقماق واقع در قرقيزستان) با «پيروز» همراه بود و در اينجا دست به بهانه آوردن و تعلل زد و پيروز ساساني پس از نوميد شدن از حمايت نظاميان چيني، تنها با ايرانياني كه با وي بودند به منتهي اليه شمال شرقي ايران (سرزميني كه امروز تاجيكستان و شمالشرقي افغانستان را تشكيل مي دهد) بازگشته و دست به جمع آوري نيرو براي جنگ با اعراب زده بود و مردم هرات (بزرگترين شهر خراسان آن زمان) با شنيدن خبر بازگشت پيروز، بر ضد حكمران عرب شورش كرده و باعث نگراني اعراب حاكم بر ايران شده بودند كه چند واحد عرب را مامور متوقف ساختن «پيروز» و عقب زدن او به چين كرده بودند كه اين يگانها بلخ را تصرف كردند.
     پيروز ساساني تا تخارستان (افغانستان شمال شرقي) پيش آمد و 20 سال در آن مناطق بود، در همانجا فوت شد و طبق وصيتش، جسد او را در كوههاي پامير به گونه اي كه صورتش به سوي ايران باشد دفن كردند.
     «نرسي = نارسيا» پسر پيروز جزئيات تلاشهاي پدرش و مهاجرت پارسيان درباري به چين و زندگي در اين كشور را در كتابي شرح داده است. به نوشته وي، دولت اسلامي پس از آگاه شدن از توسل شاهزاده ساساني به دربار چين، هياتي را به رياست يكي از معاريف عرب به «چانگ آن» فرستاد و اين هيات موفق شد كه نظر امپراتور گائوزونگ را نسبت به تلاش بازمانده ساسانيان تغيير دهد و او را بي طرف سازد، مخصوصا كه بعدا اين امپراتور دچار سكته مغزي شد و امور به دست زنش «وو زتيان» و جانشينانش «ژونگ زونگ» و «روي زونگ» افتاد كه قصد جنگ نداشتند. نارسيا نوشته است كه دربار چين حتي به آن هيات اسلامي اجازه تاسيس يك مسجد داد و به موازات آن با پناهندگي ايرانيان نيز در چين موافقت كرد، به اين شرط كه به لباس چيني درآيند و رسوم محلي چين را رعايت كنند و چين را به صورت پايگاهي براي احياء استقلال وطن درنياورند كه پاي چين به يك جنگ ناخواسته كشانيده شود.
     در وقايع روزانه دودمان «تانگ» نيز ديدار پيروز ساساني از چين و صدور اجازه اقامت به ايرانيان مهاجر، روز به روز و به تفصيل آمده است و اين وقايع كه تصحيح و حاشيه نويسي (تفسير) شده اند به صورت كتاب به چاپ رسيده اند. از اين وقايع چنين بر مي آيد كه قطع همكاري ژنرال «پي» با پيروز ساساني، پس از رسيدن به فرارود، احتمالا به سبب ورود هيات اسلامي به «چانگ آن» و بي طرف شدن امپراتور چين بوده است. همچنين از مروري بر وقايع دوران سلطنت دودمان تانگ چنين استنباط مي شود كه علت ذوب ايرانيان در جامعه چين به خواست امپراتور اين كشور بوده است. ايرانياني كه همزمان و در پي حمله عرب، به هند مهاجرت كردند، هنوز پس از 13 قرن و چند دهه هويت و فرهنگ خود را به نام «پارسي» حفظ كرده اند. آنان همچنين كمك كرده بودند كه زبان پارسي تا زمان سلطه انگلستان بر هندوستان، زبان دوم هنديان شود. واژه هاي پارسي در زبان اردو كه بيش از پنجاه درصد كلمات را تشكيل مي دهند از همان زمان باقي مانده اند.
روزي كه 2 زن حكمران كرمان و فارس شدند
آباقا خان (آباقا آن) ايلخان مغول ايران (پسر هلاكو خان) در اين روز در ژانويه 1270 ميلادي ضمن انتصابات خود، دو زن را حكمران دو ايالت بزرگ ايران كرد؛ آبش خاتون حكمران فارس و تركان خاتون حكمران كرمان شد.
     تركان خانون از قراختايي ها و آبش خاتون ازخانواده اتابكان فارس بود. در انتصابات اين روز، مقام صاحبديواني (معادل بزرگ وزير، بدون اختيارات نظامي) به شمس الدين محمد جويني و حكومت اصفهان و اراك به پسر او بهاءالدين داذه شد و عطاملك جويني مولف معروف در سمت خود حكومت بغداد كه از زمان هلاكو خان آن را بر عهده داشت تثبيت گرديده بود.
ايجاد انجمن نجات مشروطيت در اصفهان
در پي لغو مشروطيت از سوي محمدعلي شاه، 16 دي ماه 1288 خورشيدي (ششم ژانويه 1909) نجفقلي صمصام بختياري در اصفهان انجمن نجات مشروطه تاسيس كرد و اعلام داشت كه با سه هزار سوار رهسپار تهران خواهد شد تا محمدعليشاه را بيرون راند. صمصام به قولي که داده بود وفا کرد.
     حاكم وقت اصفهان از ترس صمصام به كنسولگري انگلستان پناهنده شده بود!.
    
صمصام

نخستين قانون تعديل مال الاجاره در ايران
نخستين قانون تعديل مال الاجاره در ايران كه اول ديماه 1317 خورشيدي در 9 ماده به تصويب مجلس رسيده بود از16 دي ماه در شهر تهران به اجرا در آمد و حاكم بر روابط مالك و مستاجر شد . اين قانون با اندكي تفاوت، مشابه قوانيني بود كه در بسياري از كشورها اجرا مي شده است. قانون تعديل مال الاجاره ايران به مرور زمان كم رنگ شده و روابط موجر و مستاجر در اين كشور مسئله داشته و در ايران ساختن و اجاره دادن به دليل نبودن ضابطه اجرايي مناسب به صورت " يك كسب " در نيامده و بسياري از پرونده هاي قضايي در ايران در شش دهه گذشته ناشي از همين مسئله بوده است.
    در كشورهاي ديگر اجاره بها عينا مطابق تورم پول ( افزايش بهاي خانه ) بالا نمي رود و ميزان آن بر پايه يك فرمول منصفانه محاسبه مي شود و « به طور كامل» دركنترل موجر نيست .در بعضي شهرهاي آمريكا ازجمله نيويورك ، سانفرانسيسكو ، واشنگتن و ... افزايش اجاره سالانه در صورتي كه مستاجر جا به جا نشده باشد ممنوع و يا محدود به « درصد » بسيار جزيي است.
    مروري بر تاريخ اجتماعي ايران نشان مي دهد كه در ايران قديم وتا اواسط قاجاريه و حتي تا همين اواخر در قصبات و روستاها اجاره دادن مسكن مرسوم نبوده و اين عمل به رايگان انجام مي گرفته كه جدا ساختن انسانها از گذشته انان امري آسان و سريع نيست .
روزي که بحرين در پارلمان ايران داراي نماينده شد
در اجراي اصلاحيه قانون انتخابات ايران، از چنين روزي در دي ماه 1331 بحرين داراي يك نماينده در مجلس شوراي ملي شد. اين قانون در چهارم دي ماه آن سال به تصويب رسيده بود. بحرين كه طبق قانون مصوب، تا اواخر دهه 1340 كه شاه، در مصاحبه اي در هند، درپاسخ به پرسش يك روزنامه نگار (!) ناگهان و به طور غير منتظره با انجام رفراندم و آن هم يكجانبه و تنها در بحرين موافقت كرد، استان چهاردهم ايران به حساب مي آمد.
كشف سازمان جوانان حزب توده
در اين روز در سال 1333 خورشيدي روزنامه هاي تهران خبردادند كه سازمان جوانان حزب توده كه آن را شبكه اي سراسري و بسيار گسترده توصيف كرده بودنداوايل ديماه ( دسامبر 1954 ) كشف و گردانندگان آن شناخته شده و پاره اي از آنان دستگير شده اند و اشاره شده بود كه در پي كشف سازمان نظامي حزب توده( در همين سال) و دستگيري بيش از يكصد افسر و اعدام دهها تن از آنان سازمان جوانان نيز افشاء شده است ، ولي روشن نكرده بودند كه چه رابطه اي ميان كشف اين دو سازمان وجود داشته است.
     راديو تهران در آن روز گفت كه جوانان توده اي در گروههاي كمتر از ده نفري قرار داده شده بودند و جز مسئول گروه كه به انان آموزش كمونيستي مي داد و دستورهاي حزبي را ابلاغ مي كرد و جلسات منظم عمدتا در صحرا و ميدان ورزشي و ... داشت كسي را نمي شناختند و پس ازيك دوره آزمايشي سخت ، تنها انهايي داراي كارت ( عضو حزب ) مي شدند كه آزمايش هاي تئوريك و عملي را گذرانيده و رفتار كمونيستي مي داشتند . به اظهار راديو تهران به نقل از فرمانداري نظامي ، روزنامه ها و اعلاميه هاي شبانه اين حزب عمدتا توسط همين جوانان توزيع مي شد و بايد هر ماه ده ريال ( يك تومان ) حق عضويت مي پرداختند.
     در پي كشف اين سازمان كه شايع شده بود ده درصد جوانان كشور را شامل مي شد، خانواده ها شديدا نگران شدند زيرا بازرسي و تحقيق و دستگيري در دبيرستانهاي سراسر كشور آغاز گرديد ه بود و گفته شده بود كه به هر جوان عضو اين سازمان ، بلافاصله پس از كشف آن يك شماره چندين رقمي براي تجديد سازمان در آينده داده شده است تا در صورت مراجعه مجدد آن را ارائه دهند و خانواده ها ي نگران كتب درسي فرزندان خود را در جستجوي اين ارقام ورق مي زدندتا آن را دور بريزند .
مجازات زندان براي اعضاي موثر نهضت آزادي
ششم ژانويه سال 1964 ( 16 دي ماه در سال1342هجري) حكم محكمه نظامي در باره اعضاي موثر نهضت آزادي كه قبلا دستگير شده بودند به اين شرح انتشار يافت:
     آية الله طالقاني 10 سال زندان، مهندس بازرگان 10 سال، يدالله سحابي 6 سال، احمد علي بابايي 6 سال، عباس شيباني 6 سال، عزت الله سحابي 4 سال، مهدي جعفري 4 سال، ابوالفضل حكيمي 4 سال و ....
     اين افراد كه از حكم صادره تقاضاي تجديد نظر كردند از فعالان انقلاب سال 1357 بودند كه بيشتر آنان در نخستين دولت انقلاب صاحب مقام شدند و ....
    
طالقاني

بازرگان

در قلمرو رسانه‌ها
پپايان طولاني ترين اعتصاب مطبوعاتي جهان
صالحيار

شانزدهم دي ماه سال 1357 روزنامه هاي تهران كه تحريريه هاي آنها، از 14 آبان به تصميم سنديكاي خود به دبيري «محمدعلي سفري» دست به اعتصاب زده بودند انتشار خود را از سر گرفتند. اعتصاب 62 روزه روزنامه نگاران ايران كه طولاني ترين اعتصاب مطبوعاتي در تاريخ جهان بوده است به نام اعتراض به ادامه سركوب مردم، روي كار آوردن يك دولت نظامي در تهران ( به نخست وزيري ژنرال ازهاري) و نيز به حمايت از انقلاب صورت گرفته بود. «اطلاعات» قديمي ترين اين روزنامه ها تنها به همت سردبير آن، غلامحسين صالحيار، موفق به از سرگيري انتشار شد زيرا كه بدون حضور ناشر و وجود پول، انتشار اين روزنامه با 850 هزار نسخه در روز محال به نظر مي آمد، و به همين صورت روزنامه "کيهان"، «آيندگان» و .... بيشتر دست اندركاران خبر در راديو تلويزيون و خبرگزاري پارس (ايرنا) نيز كه عضو سنديكا بودند به اعتصاب پيوسته بودند. اعتصاب مطبوعات كمكي بزرگ به پيروزي انقلاب بود، زيرا كه دولت ازهاري نتوانست اقدامات خود را در آن مدت، توجيه و دست كم بخشي از مردم را آرام كند، و بدون رسانه (ابزارهاي ارتباط با مردم) شكست كامل خورد.
     برخي از تيترهاي صفحه اول نخستين شماره روزنامه اطلاعات پس از اعتصاب عبارت بودند از: «انقلاب مردم در آستانه پيروزي»، «فردا عزاي ملي است» ، «كابينه شاپور بختيار تشكيل شد (با عكس بزرگي از دكتر مصدق در كنار او)»، «ارتشبد اويسي به خارج رفت» و ... و در صفحه آخر، مقاله نوشيروان كيهاني زاده (ناشر اين سايت) در چهار ستون به چاپ رسيده بود كه رويدادهاي ساير كشورها در طول 62روز اعتصاب را بررسي كرده بود. در طول يك سال بعد تقريبا همه آنان كه در آن روز بدون پول و ناشر، و با فداكاري و مشقت كيهان و اطلاعات را منتشر كرده بودند بدون ذكر دليل و حكم دادگاه و دست كم دستور كتبي دولت از كار بركنار و پس از عمري «نوشتن»، با معشوق خود وداع و بسياري از آنان بدون دريافت غرامت اخراج، خانه نشين شدند.
    صالحيار 19 آذر امسال پس از 24 سال خانه نشيني فوت شد. انتظار مي رفت كه مراسم تدفين و ترحيم او به عنوان يكي از بزرگترين روزنامه نگاراني كه ايران به وجود آورده بود بيش از آن باشد كه انجام شد تا انگيزه خدمت به ميهن و كسب مهارت و توجه به معنويات تقويت شود. روزنامه نگار شمعي است كه مي سوزد تا روشنگر و راهنماي جامعه باشد. صالحيار به عنوان دبير سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران به ساختن مجتمع مسكوني اعضاي اين سنديكا همت گماشت و كمك بسيار كرد بدون اين كه خود، كه در آن زمان اجاره نشين بود مالك يكي از آپارتمانها شود و بعدا از محل ارث پدري مالك يك خانه محقر شد. صالحيار يک ربع قرن،هر روز در سحرگاه به ترجمه خبرهاي آژانسها پرداخت تا به قول خودش مطلب «انداختني» به خورد هم ميهنان داده نشود و شب با خبرنگاران حوادث دنبال خبر مي رفت تا ازدردهاي جامعه دور نماند. ماهها نخوابيد تا دفتر مركزي خبر را براي سازمان راديو - تلويزيون به وجود آورد تا انحصار خبر در ايران از دست يك خبرگزاري خارج شود و....
ساير ملل
اختراع تلگراف
Samuel Morse

ساموئل مورس Samuel Morse استاد هنر و نقاشي دانشگاه نيويورك ششم ژانويه سال 1838 ميلادي دستگاه تلگرافي را كه ساخته بود و مي توانست هر دقيقه ده كلمه مخابره كند به معرض نمايش گذارد . مخابره با اين دستگاه برپايه فن الكترومغناطيس و قطع و وصل جريان برق بود . هر وصل كوتاه مدت كه ايجاد مغناطيس مي كرد صدا و يا علامت نقطه بود و وصل طولاني تر صداي طولاني تر و خط به وجود مي آورد . وي قبلا در برابر هر حرف الفبا تعدادي از اين نقطه و خط ها را قرار داده بود و يك واژه نامه مورس به وجود آورده بود. فرضا ؛ يك خط و يك نقطه علامت « الف يا إ » ، و از شنيدن صدا ها يا ديدن علامات مي شد كلمه را درك كرد.نام اين الفباي خط و نقطه اي « كد مورس » گذارده شده است.
    مورس كه پسر يك كشيش ساكن شهرستان بوستون بود و از « ييل » در رشته هنرهاي زيبا فارغ التحصيل شده بود علاقه وافري به الكتريسته و سياست هم داشت ، ولي خيلي زود در سياست شكست خورد و نه توانست به عضويت شوراي شهر نيويورك در آيد و نه عضو كنگره شود بنابر اين به علاقه ديگر خود الكتريسته پرداخت و در سال 1837 موفق به ساختن دستگاه خانگي تلگراف شد. باطري كه اين دستگاه را تغذيه مي كرد از ظروف متعدد آب اسيد ساخته شده بود.
دستگاه مخابره مورس


    مورس پس از نمايش دستگاه مخابره علامات كه با كمك يك استاد علوم آن را ساخته بود براي جلب كمك مالي به واشيگتن رفت و با پولي كه از كنگره ( دستگاه مقننه ) آمريكا گرفت به تكميل دستگاه خود پرداخت و در سال 1843 ميان شهرهاي بالتيمور و واشنگتن ارتباط تلگرافي برقرار كرد كه ظرف ده سال اختراع او جهاني شد و همه جا تير هاي تلگراف بالا رفت و ....
    مورس كه در 27 آوريل سال 1791 به دنيا آمده بود دوم آوريل 1872 در 80 سالگي از بيماري ذات الريه در نيويورگ درگذشت، ولي تا الفباي مخابراتي مورس زنده است نام او هم باقي است .
نگاهي به برخي از اسناد محرمانه دولت انگلستان در دهه 1970
اسناد محرمانه نخست وزيري انگلستان كه حاوي يادداشتهاي مبادله شده ميان سران دولت وقت و شرح مذاكرات جلسات رسمي است و در نخستين هفته از ژانويه 2005 علني شده اند نشان از عمق كم تصميمات و اطلاعات و سلائق شخصي مي دهد.
     براي مثال: در سال 1974 كه انگلستان در بلفاست ( ايرلند شمالي ) با اعتصاب اتحاديه ها و قطع برق رو به رو شده بود، هارولد ويلسون نخست وزير وقت تصميم گرفته بود كه يك زيردريايي اتمي به آنجا بفرستد تا با استفاده از رآكتورهاي آن، جريان برق برقرار شود و دستور حركت به اين زيردريايي هم داده شده بود كه مقامات ديگر مانع شدند و به ويلسون حالي كردند كه رآكتور هاي زيردريايي تنها قادر به تامين چند صد كيلو وات برق است و بلفاست نياز به 360 مگاوات برق دارد. ويلسون سپس تصميم گرفته بود كه به ايرلند شمالي استقلال محدود و يك سال به يك سال دهد ولي به او گفتند كه اگر دولت ايرلند شمالي پس از كسب اين اسبقلال ولو محدود، از مجمع عمومي سازمان ملل تقاضاي عضويت كند و راي لازم را بياورد؛ كنترل آن از دست مي رود و انگلستان در مجمع عمومي سازمان ملل نفوذ چندان ندارد.
    در پي انفجار نوامبر 1974 بيرمنگام و قتل 21 تن و جرح 160 نفر ديگر كه كار ايرلندي ها بود، يك عضو كابينه پيشنهاد كرده بود كه در انگلستان كارت شناسايي ملي براي مردم تهيه شود تا از رخنه جلوگيري بعمل آيد و ديگر چنين حوادثي رخ ندهد كه هارولد ويلسون پس از دريافت نظر كارشناسان آن پيشنهاد را كه بي فايده و پر خرج و درد سر ساز تشيص داده شده بود رد كرد. در اين اسناد كه طبق قانون علني شدن پس از 30 سال به آرشيو عمومي داده شده اند آمده است كه پس از كناره گيري ويلسون از نخست وزيري ، كالاهان وزير امور خارجه برجايش نشست ولي مدتها حاضر نمي شد ساختمان محل اقامت وزير خارجه را ترك و به ساختمان نخست وزيري ( شماره 10 داونينگ استريت ) اثاثه كشي كند و دليلش اين بود كه همسرش از زندگي در اين خانه قديمي بدش مي آيد. بالاخره صاحبجمع اموال وزارت امور خارجه با دادن اخطاريه، كالاهان و همسرش را مجبور به تخليه خانه كرد و ....
    
استفاده سياسي از زلزله تحت البحري اقيانوس هند
به نوشته برخي از روزنامه ها كه چهارم تا ششم ژانويه 2005 انتشار يافته اند، استفاده سياسي از زلزله اخير تحت البحري اقيانوس هند به چشم مي خورد. اين رويداد كه به نقاط ساحلي آسيب سنگين وارد ساخته ، باعث مرگ بيش از يكصد و پنجاه هزار تن شده است. اين روزنامه ها كه وضعيت كمكهاي ملل مختلف و انعكاس گزارشها را با هم مقايسه كرده اند نوشته اند كه رسانه هاي آمريكا با بزرگ كردن ابعاد كمك به اندونزي مي كوشند نشان دهند دولت آمريكا برخلاف آن چه كه شهرت يافته است، بر ضد مسلمانان نيست. هدف ديگر از توجه آمريكا به اندونزي اين است كه مانع نزديك شدن اين كشور (همانند زمان احمد سوكارنو) به روسيه، چين و هند شود ، مي خواهد كه آن را در كنار خود و ژاپن نگهدارد. در گزارشهاي مربوط به كمكهاي آمريكا ، نامي از سومالي و هند برده نمي شود.
     برخي اصحاب نظر اشاره كرده اند كه احتمالا هدف از انعكاس تلفات و زيانهاي حادثه طبيعي اقيانوس هند و كمكهاي آمريكا به آسيب ديدگان و اعزام وزير امور خارجه آمريكا و برادر جورج بوش به تايلند و اندونزي در حجمي زياد در رسانه هاي اين كشور اين بوده است كه چهره آمريكا نزد جهانيان ترميم شود كه سال گذشته با انتشار عكسهاي شكنجه عراقي ها در زندان « ابو غريب » عراق آسيب ديده بود.
    
از سرگرفته شدن رقابتهاي تكنولوژيك روسيه با آمريكا
به گزارش مطبوعات روسيه از جمله پراودا در دسامبر 2004، رقابت هاي علمي اين كشور با آمريكا از سر گرفته شده است. روسها برنامه فرستادن انسان را به مريخ تهيه كرده كه طبق آن تا سال 2014 بايد انسان روسي در مريخ پياده شود، 15 سال زودتر از آمريكا كه چنين برنامه اي را براي پايان دهه سوم قرن جاري تنظيم كرده است. ممكن است چين كه به زودي در كره ماه ايستگاه فضايي مستقر خواهد ساخت زودتر از آمريكا، در مريخ انسان پياده كند.
     پراودا نوشته است: در زمينه بيو تكنولوژي روسها موفق به ساختن يك « بيوچيپ » شده اند كه اندازه اش از يك تمبر پست بيشتر نيست ولي مي تواند ظرف چند ثانيه كار يك آزمايشگاه بزرگ و مجهز پزشكي را در تشخيص هر نوع بيماري انجام دهد.
     از گزارش مطبوعات روسيه چنين بر مي آيد كه روسيه و چين در صدد ايجاد چند ماشين جستجو ( سرچ انجين ) اينترنتي هستند تا اخبار و مطالب جهان منحصرا درحوزه زبان انگليسي و در دست غرب نباشد. اين ماشين هاي چيني و روسي قادر خواهند بود كه مطالب در زبانهاي مختلف را به زبان مخاطب، ترجمه آني كنند كه كمك بزرگي به آموزش عمومي و خروج زبانهاي با متكلمين محدود از انزواست. بايد دانست كه يكي از دو برنامه ريز « گوگل » بزرگترين سرچ انجين فعلي در اينترنت يك روس تبار 31 ساله به نام سرگئي است كه در «سليكن ولي» كاليفرنيا زندگي مي كند. دولت روسيه در حال ايجاد يك « سليكن ولي » در اين كشور است تا از فرار مغزها از روسيه جلوگيري كند.
    
اشعه ليزر و نگراني تازه پليس آمريكا
يكي از گزارش هاي هفته اول ژانويه 2005 شبكه هاي تلويزيوني آمريكا بكار بردن اشعه ليزر بر ضد خلبابان هشت جت مسافربر ظرف چهار روز پياپي در تعطيلات آخر سال 2004 در اين كشور بود. در اين چهار روز در ايالت هاي اهايو، نيوجرزي،كلرادو و اروگون از زمين به سوي كابين خلبانان شش هواپيماي مسافر بر، اشعه ليزر افكنده شده و آنان را كه در حال فرود آمدن بودند موقتا نابينا ساخته و دچار حواس پرتي كرده بود. قبلا هم دو مورد ديگر گزارش شدن بود . در هيچيك از اين هشت مورد سانحه اي روي نداد ولي گفته شده است كه هميشه چنين نخواهد بود. پليس فدرال ( امنيت داخلي ) سرگرم بررسي است كه چه كساني عامل فرستادن اشعه ليزر به كابين خلبانان هواپيماهاي مسافربر بوده اند كه هركدام بيش از يكصد مسافر داشتند. هنوز سوء ظن تروريستي رد نشده است. دستيابي به دستگاه فرستنده اشعه ليزر دشوار نيست و هواپيماهاي نظامي هم مي تواند هدف چنين خرابكاري قرار گيرد.
    
برخي ديگر از رويدادهاي 6 ژانويه
  • 1412:   ژاندارك در« دومرمي» در منطقه ارلئان فرانسه به دنيا آمد.
  • 1535:   شهر ليما ( پرو ) توسط فرانسيسكو پيزارو از عوامل استعمار اسپانيا در قاره امريكا ساخته شد.
  • 1900:   بوئر هاي افريقاي جنوبي به پايگاه نيروهاي استعمارگر انگلستان در «ليدي اسميت » شبيخون زدند و بيش از يك هزار انگليسي را كشته و يا زخمي ساختند.
  • 1912:   نيروهاي ايالات متحده در كشور هندوراس پياده شدند و آنجا را گرفتند.
  • 1966:   محمد باراني . سرباز وظيفه ، كه در پادگان لويزان در ناهار خوري افسران سه سرهنگ را كشته بود اعدام شد.
  • براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com


    روزنامک

    روزنامک آنلاين كه مولف سالهاست با اين عنوان مطالبي در برخي روزنامه هاي تهران منتشر مي ساخته مدتي است كه در نشاني زير منتشر مي شود. اين سايت، روزانه است و بازتابي است از نظر و احساس ناشر در باره مطالبي كه در آن روز خوانده، شنيده، ديده و يا درگير آن بوده و بي شباهت به يك كارنامك نيست كه كاري است تازه در قلمرو ژورناليسم. به علاوه، درج پيامهاي دريافت شده و پاسخ به پرسشهايي كه بعمل مي آيد. مطالب، كوتاه خواهد بود تا مطالعه آن وقتگير نباشد و اطلاعات كافي به مخاطب بدهد تا فايده برگيرد:

    www.rooznamak.com

     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.

     تماس با مولف: nhistorian@cox.net