Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
20 فوريه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 20 فوريه
ايران
«مديريت دولتي» در ایران دوران ساسانیان - «مديريت دولتي» و پيشرفته بودن ايران از اين لحاظ در عهد باستان
بيستم فوريه 1932 «تاراپور J. Tarapore» در شهر بمبئي هند «آيين مديريت و نامه نگاري دولتي ايران» در دوران ساسانيان را از روي يك نسخه اصل دوباره نويسي كرد و منتشر ساخت. اين آيين نامه يك بخشنامه (دستور العمل) اداري بود كه در دوران سلطنت خسروانوشيروان ساساني براي مقامات دولتي ارسال شده بود تا رعايت كنند. این روش مدیریت دولتی پيش از دوران زمامداري خسروانوشيروان وجود داشت و در زمان وي بود كه جمع آوري، تدوين و به صورت دستور العمل به مقامات دولتي ابلاغ شده بود. در هر صورت، نسخه «تاراپور» متعلق به عهد خسروانوشيروان (قرن ششم ميلادي) بوده است.
     در اين آيين نامه كهن، به مقامات دولتي و كارمندان سازمانهاي عمومي تاكيد شده بود كه در گزارشها و نامه هاي اداري از تعارفات معمول دست بردارند، ملاحظات را كنار بگذارند، روشن بنويسند، لفاظي نكنند، و توجه داشته باشند كه اگر گزارش خلاف واقع بدهند به سختي مجازات خواهند شد.
     قسمت بيشتر اين آيين نامه مربوط به چگونگي مديريت است و درآن، روي لزوم بازرسي و تشويق و تنبيه كارمندان و توجه به نظر آنان تاكيد شده است. رشوه گيري در اين آيين نامه خطرناك ترين خيانت به كشور و مردم به حساب آمده كه مجازات سنگين و محروميت خواهد داشت. ترتيب اثردادن به درد دلهاي مراجعان و پذيرفتن و احترام كردن آنان از نكات مهم اين آيين نامه است. اين آيين نامه در موارد متعدد روي جمع آوري ماليات و منصفانه بودن آن و خصوصيات ويژه ماموران ماليه و خودداري از به مقاطعه دادن امر جمع آوري مالياتها تاكيد كرده است. در اين آيين نامه مديران دولتي را از تبعيض و افاده و بي اعتنايي به مردم بر حذر داشته شده اند. در این زمینه، آیین نامه آنان را خدمتگذار و جيره خور مردم (نوكر = سروانت، همين اصطلاحي كه در حال حاضر در كشورهاي انگليسي زبان در مورد كارمند دولت بكار مي رود) خوانده و دقّت و اهميت كار حسابداري را مورد تاكيد قرار داده است. آیین نامه عهد خسروانوشیروان بر رعایت اصول اخلاقی مدیریت دولتی تاکید کرده و این اصول را یادآور شده است. استادان و مدرسان معاصر درس «تاریخ مدیریت اداری» در تفسیر این قسمت از آئین نامه گفته اند که خسروانوشیروان اصول کنفوسیوس چینی را که مشابهت زیاد با آموزشهای زرتشت دارند مورد توجه قرارداده و بکار بسته است.
     از نكات جالب اين آيين نامه كه نهايت پيشرفته بودن ايران عهد باستان در دانش اداري را منعكس مي كند؛ ضابطه دادن نمره (پوان) منفي به مديران و كارمنداني است كه در انجام وظيفه سهل انگاري و قصور كنند كه رسيدن نمرات منفي به ميزان معيّن (نصاب) باعث بركناري مدير و يا كارمند مي شد.
     اين آيين نامه از ديپترتاران (دفترداران ــ کارکنان ارشد ادارات) خواسته است كه در گزارش خود به چند نکته اساسی توجه كنند از اين قرار: چه مي خواهند بگويند و چه خبري مي خواهند برسانند، منظورشان از نوشتن گزارش چيست و چرا بايد خبر را بدهند، و بالاخره نتيجه گيري و بيان نظر خود درباره موضوع. طبق اين دستور العمل، نامه بايد داراي تاريخ باشد و (در آن زمان كه از كاغذهاي فعلي و پوشه و ... اثري نبود) دور يك چوب (حول محور) لوله شده باشد. نامه تاء شده موجب مواخذه بود.
     بايد توجه داشت كه مورخان كارشناس رویدادهای عهد باستان، ايران را به داشتن روش پيشرفته و كارآمد براي ادارات عمومي ستوده اند. امپراتوري هاي امويان و عباسيان و بعدا غزها (غزنويان و سلجوقيان) و در پي آنها، مغولها و همنژادان تيموري آنان براي تمشيت امور و اداره قلمرو خود از اين مهارت ايرانيان به خوبي بهره گرفتند و بقاي آنها به دليل سپردن كارها به مديران و وزيران ايراني بود. دولتهاي استعماري اروپا كه متوجه اين هنر ايرانيان بودند در قرون 19 و 20 ميلادي كوشيدند كه آن را که پس از مغولها تضعیف شده بود تخريب و ايران را دچار يك بوروكراسي بد كنند و از پيشرفت بازدارند.
     کار «تاراپور» در نقل و تشریح اين آيين نامه در سال 1932 همزمان به زبان انگليسي در افريقاي جنوبي، استراليا، كانادا، ايالات متحده و ممالك اروپايي توزيع و بعدا تجديد چاپ شد. بدون ترديد از اصول اين كتاب در علم مديريت سازمانهاي عمومي در دنياي نوين اقتباس شده و الگو قرار گرفته است.
     اين آيين نامه توسط مهاجران پارسي قرون هفتم و هشتم ميلادي به هند برده شده بود كه به دست «تاراپور» افتاد. ايرانياني كه در آن عهد از طريق جزاير قشم و هرمز به هند مهاجرت كردند و اعقاب آنان هنوز در آنجا هستند و هند را صنعتي ساخته اند عمدتا از مقامات دولتي، بزرگان و افسران ارتش و بيشترشان از مازندران بودند. دليل عمده مهاجرت آنان نارضايي از حكومت عرب بر ايران بود. در قصه سنگان (سنجان) که شرح اين مهاجرت است آمده است كه اعراب مسلمان قبلا گفته بودند كه هدفشان از جنگ با دولت ايران ترويح اسلام و طرد ظلم و تبعیض است، نه حكومت كردن. ولي، پس از تصرف شهرها زير قول خود زده و حاكم شده بودند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
چگونگی نمدمال شدن آخرین خلیفه عباسیان به دست هُلاگوخان ـ داستان انتقال لقب خلافت مسلمین از بغداد به قاهره و از قاهره به استانبول
هفت روز پس از تصرف بغداد توسط نیروهای نظامی هُلاگوخان ـ ایلخان مغولی ایران و قتل عام نزدیک به دو سوم ساکنان آن، بیستم فوریه 1258 مستعصم بالله (ابواحمد عبدالله) آخرین خلیفه عباسی کشته شد و خلافت عباسیان برای همیشه پایان یافت. به هُلاگو [هلاکو] گفته بودند خلیفه عباسی یک مقام اسلامی است و ریختن خون مقام مذهبی منع شده و برای حکومت او بدیُمن است، خیر و برکت را ازمیان می برد و بدبختی آور خواهد بود. هلاکو این اندرزرا چند روز مورد بررسی قرارداد و سرانجام تصمیم گرفت که مستعصم بالله را به طریقه نمدمال کردن از میان بردارد که با این طریقه خون او ریخته نمی شود که بدیُمنی ببار آورد.
     این تصمیم بیستم فوریه به اجرا درآمد و خلیفه 45 ساله را لای یک نمد بزرگ (به اندازه فرش) قراردادند و آنقدر بر زمین مالیدند و حلقه نمد را تنگ کردند تا درگذشت بدون اینکه خونش جاری شود.
     هلاکو پسر مستعصم را به مغولستان فرستاد تا از آسیای غربی دور شود، مسلمانان دور او جمع نشوند و ادعای خلافت نکند. مستعصم بمانند خلفای چند نسل پیش از او «خلیفه اسمی و تشریفاتی» بود، ولی ثروتمندان مسلمان برایشان پول می فرستادند و خزانه ای پُر از طلا داشتند. قدرت خلافت عباسیان به دست بوئیان ایرانی و درجریان انقلاب احیاء استقلال و حاکمیت ملّی ایران و افتادن بغداد به دست آنان ازمیان رفته بود، مخصوصا که ایرانیان به ترویج مذهب شیعه پرداخته بودند [خلفای عباسی سنُی بودند].
    سلطان وقت مصر از دودمام مملوکها پس از آگاه شدن از مرگ مستعصم، خودرا جانشین او و خلیفه مسلمین اعلام کرد. با اینکه این ادعای او جز در مصر و مناطق اطراف خریدار نداشت؛ لقب خلافت پس ازاو همچنان میان سلاطین مصر باقی ماند. سه قرن بعد (سال 1517) مصر به تصرف عثمانی درآمد و با این پیروزی، سلطان سلیم یکم امپراتور عثمانی لقب خلافت مسلمین را برخود نهاد و مرکز خلافت را از قاهره به استانبول [در آن زمان؛ اسلامبول] منتقل کرد و این شهررا به جای پایتخت، دارالخلافه نامید. دولت عثمانی بتدریج سرزمین های عربی را تصرف کرد و عنوان خلافت مسلمین را به آنجا گسترش داد و قلمرو خلافت اعلام داشت. سلاطین عثمانی تا پایان دهه دوم قرن 20 لقب خلیفه مسلمین را برای خود حفظ کردند. چراغ عمر این امپراتوری با پایان یافتن جنگ جهانی اول خاموش شد. عثمانی از متحدین آلمان در جنگ جهانی اول بود، آلمان شکست خورد و امپراتوری عثمانی که انگلستان و فرانسه از دیرزمان کمر به انهدامش بسته بودند از میان رفت و جمهوری ترکیه در گوشه اصلی خاک آن برجایش نشست و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
کُپی صفحه اول و مطالبي از صفحات ديگر شماره يکم اسفند 1357 روزنامه اطلاعات، 9 روز پس از پيروزي انقلاب براي ماندن در تاريخ و بررسي تاريخ نگاران



    _ _ _ _ _
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.



    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
بدهی‌ دولت، تا دیماه 1395 به هفتصد هزار میلیارد تومان رسید
خبرگزاری فارس یکم اسفند 1395 گزارش داد: "در راستای شفا‌ف‌سازی مطالبات و بدهی‌های دولت، وزارت اقتصاد [جمهوری اسلامی ایران] در تازه ترین آمار ارائه شده، میزان بدهی‌های دولت تا دی ماه سال جاری [سال 1395 هجری خورشیدی] را 700 هزار میلیارد تومان اعلام کرد. این بدهی‌ها شامل بدهی‌ دولت، بدهی شرکت‌های دولتی،‌ و همچنین بدهی دولت به شرکت‌های دولتی است.".
    بر اساس این گزارش، نسبت بدهی‌های دولت به تولید ناخالص داخلی بین 30 تا 50 درصد است. پیشتر وزیر اقتصاد اعلام کرده بود که رقم بدهی دولت و شرکت‌های دولتی 560 هزار میلیارد تومان است که با گزارش تازه، به نظر می‌رسد، به 700 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است.
    فارس نوشته است: در حال حاضر بر اساس قانون رفع موانع تولید، وزارت اقتصاد «دفتر مدیریت بدهی‌ها و تعهدات عمومی» راه‌اندازی کرده است که وظیفه آن ساماندهی این بدهی‌ها است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
سرآغاز انتقال برده سیاه، زن و نوكر به آمريكاي شمالي
20 فوريه سال 1619 ناخداي يك كشتي هلندي 20 سياهپوست را كه در آفريقا شكار شده بودند به آمريكاي شمالي (ويرجينيا) رسانید و به مهاجران انگليسي اين منطقه فروخت و با اين عمل كار انتقال برده از آفريقا به آمريكا آغاز شد. مهاجران انگليسي درسال 1607 وارد ويرجينيا شده بودند. بوميان آمريكاي شمالي (سرخپوستان) مطلقا حاضر به كاركردن براي مهاجران نبودند. این بوميان نزدیک به سه قرن با مهاجران اروپایی سر جنگ داشتند و آنان را متجاوز به خاک و تصرف اراضی و املاکشان مي دانستند.
     همزمان با انتقال 20 برده سياه، يك كشتي انگليسي هم 90 زن اروپايي را به جيمزتاون [نخستین آبادی مهاجران در ويرجينيا» منتقل كرد كه مي توان گفت آنان هم به صورتي واگذار شدند. در آن زمان انتقال آن قبيل زنان سفيد پوست به آمريكاي شمالي امري عادي بود تا به همسري مردان مهاجر (انگليسي) درآيند. هريك از اين زنان در برابر دريافت 200 پاوند (ليره انگليسي) واگذار مي شدند كه به جاي پول، توتون و بعدا پنبه تحويل مي شد. شرط معامله اين زنان اين بود كه متقاضي در كليسا حاضر شود و با زن مورد نظر ازدواج كند. بنابراين، به يك مرد بيش از يك زن واگذار نمي شد. زن پس از ازدواج آزاد مي شد و برده نبود.
     در همان زمان [قرن هفدهم]، كساني هم در اروپا بودند كه به عنوان داوطلب نوكري (سِروانت) به آمريكاي شمالي مهاجرت مي كردند و اينان تا زماني كه هزينه سفر خود [از اروپا به آمريكا] را با ارباب تصفيه نمي كردند در حكم برده او بودند؛ با اين تفاوت كه ارباب نمي توانست آنان را بفروشد و يا نسبت به ايشان تعدّي كند.
نقشه مسير انتقال برده از آفريقا به قاره آمريکا در قرون 17 و 18

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
زمین لرزه هاي کونسپسیون ـ یک شهر بزرگ شیلی در طول دو قرن
بیستم فوریه 1835 یک زمین لرزه شدید شهر کونسپسیون Concepcion کشور شیلی را کاملا ویران ساخت و تلفات سنگین ببارآورد. این شهر که «پدرو دو والديويا Pedro de Vadivia» افسر اسپانیایی سنگ بناي آن را در 15 اکتبر سال 1550 میلادی گذارد تا يک مهاجرنشين اين کشور شود قبلا پنج بار دچار زلزله شده بود. درپی زلزله سال 1835 که باعث خرابی کامل شهر شد، باقیمانده جمعیت آن از آنجا منتقل و شهر تازه ای برایشان به همان نام ساخته شد که اینک 225 هزار جمعیت دارد و با حومه اش یک منطقه 900 هزار نفری را تشکيل مي دهد. تا دهها سال سکونت در شهر خراب شده در زلزله 1835 ممنوع بود. زلزله سال 1835 آخرين زمين لرزه کونسپسیون نبوده است. اين شهر در سال هاي 1939، 1960 و 2010 هم گرفتار زلزله شد. زلزله 27 فوريه 2010 به شدت 8 و 8 دهم در مقياس ريشتر، بارديگر به اين شهر آسيب زد ، 521 تن از ساکنان شهررا کشت و هزاران نفر ديگررا مجروح ساخت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که امير افغانستان كشته شد
حبيب الله خان
امير حبيب الله خان حكمران افغانستان 20 فوريه سال 1919 در جلال آباد هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد. قاتل دستگير نشد و انگيزه قتل هم هنوز به درستي روشن نشده است. حبيب آلله خان در طول 18 سال حكومتش تلاش بسيار كرد كه عنوان خودرا از «امير» به «پادشاه» ارتقاء دهد كه انگليسي ها كه بر امور سياسي افغانستان سرپرستي داشتند زير بار نرفتند و به جاي عنوان پادشاه به او لقب «سِر» دادند. حبيب الله خان كه داراي 4 زن رسمي و 15 متعه (زوجه موقت) بود حتي براي اين كه نشان دهد كه تحت الحمايه انگلستان نيست از جانب خود به چند كشور سفير فرستاد. بعضي مورخان قتل او را به حساب مماشات با انگلستان و پاره اي ديگر به عدم سازش با آن دولت و نيز دست زدن به برخي اصلاحات كه با نظام قبيله اي و سنتي افغانها همخواني نداشت دانسته اند. حبيب الله خان با قوم مغول تبار و شيعه مذهب هزاره ميانه خوبي نداشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تظاهرات و اعتصاب عمومی طولانی شانگهای که آغاز پایان خودمختاری قدرت هاي جهاني وقت در چین بود ـ اشاره به گوشه اي از مداخله اين قدرت در چين وقت
تظاهرات و اعتصاب عمومی گسترده چينيان در اعتراض به اشغال نظامي شانگهاي از سوي انگلستان بیستم فوریه 1927 آغاز شد که چندین روز ادامه داشت و نهال لِفتیسم چینی (سوسیالیسم + کنفوسیوسیسم + ناسیونالیسم چینی)را بارور کرد. تظاهرات فوریه 1927 بزرگترین واکنش توده های چین نسبت به مداخله و نفوذ قدرت های جهاني وقت و خودمختار بودن بیگانگان در وطنشان پس از جنبش مشت زنان = مردم بدون اسلحه سال 1900 بود.
    در ژانویه 1927 دولت انگلستان به بهانه در مخاطره بودن اتباع این کشور در شانگهای، این شهر بندری بزرگ [اینک 21 میلیونی] را اشغال نظامی کرده و در آبهای آن کشتی جنگی مستقر ساخته بود. دولت لندن از دیر زمان، شانگهای را شهری بین المللی اعلام کرده بود. انگلیسی ها از زمان پیروزی بر چین در جنگ یکم تریاک و قرارداد ترک مخاصمه منعقده در سال 1842 (معروف به قرارداد نانکینگ) در شانگهای مستقر شده و راه را برای ورود اتباع قدرت های وقت باز کرده بودند. شانگهای [در لغت، به معنای بالاتر از دریا] که در دهانه یانگ تسه واقع شده است در قرون نوزدهم و بیستم کلید ورود به چین بشمار می آمد. انتشار عنوان «شهر بین المللی» که انگلیسی ها مطرح ساخته بودند، جمعیت خارجیان شانگهای را تا سال 1932 به هفتاد هزار تن رسانیده بود که 30 هزار یهودی اروپایی بر این شمار اضافه شدند و به علاوه روس های فراری مخالف بلشویکها (معروف به سفیدها). این کثرت خارجی و عموما اروپایی و آمریکایی که خودرا هم مطیع قوانین و ضوابط دولت چین نمی دانستند یکی از انگيزه هاي گلوله باران کردن و تصرف موقت شانگهای توسط امپراتوری ژاپن در همان سال (سال 1932) بشمار آورده شده است. آمریکاییان ساکن شانگهای در کشور خود، «شانگهایلاندر» خوانده می شدند. ژاپنی ها در سال 1937 نیز شانگهای تصرف و تا سال 1945 در آنجا بودند. نارضایی چینیان از این وضعیت سبب شده بود که شانگهای به صورت کانون چپگرایان و کمونیستهای چینی درآید. افتادن شانگهای به دست نیروهای مائو به مسئله خودمختاری خارجیان در شانگهای پایان داد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
قانون سانسور در ايالت جورجياي آمریکا! ـ اشاره اي به تعريف سانسور و انواع آن
نوزدهم فوریه 1953 (يکم اسفند1331) ایالت جورجیای آمریکا دارای قانون سانسور شد که در ایالت متحده بی سابقه بود [در فدراسيون 50 عضوي آمريکا، ايالت ها هرکدام داراي مجلس مقننه هستند و استقلال داخلي دارند].
    سانسور در تعریف یعنی نظارت و کنترل داشتن بر هرگونه نطق و نوشته و احیانا منع انتشار و یا حذف کلمات، جملات و پاراگراف هایی که به زعم سانسور کننده بوی مخالفت و آسیب زنی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می دهد و یا اینکه فسادبرانگیز، مشوق تباهی و مغایر اخلاق حسنه است (آسیب زنی اجتماعی).
     منطق سانسور در جوامع مختلف بستگی به نظر واضع و مجری آن دارد و امکان تغییر شکل آن در هر برهه وجود دارد.
    مخالفان سانسور تاکنون کوشیده اند که وارد مخالفت با سانسور مطالبی که مغایر فرهنگ اصیل ملی (رسوم کهن هرکشور) و ملیّت است نشوند و در مخالفت با سانسور مطالب فسادبرانگیز از جمله انتشار تصاویر مستهجن موفقیتی نداشته اند مخصوصا در مشرق زمین. مشروعیت سانسور اطلاعات نظامی ـ امنیتی هنوز با مخالفت رو به رو نشده است.
    سانسور نامرئی اعمال شده از سوی اصحاب منافع و کمپانی ها مخصوصا کارخانه های تولید دارو و غذا بیش از هر نوع سانسور مورد ذم جوامع قرارگرفته است.
     در اصطلاح روزنامه نگاری به سانسور داخلی یک رسانه که از سوی ناشر و یا مدیر شبکه (رادیو تلویزیونی) اعمال میشود «کورپوریت سنسورشیپ» گویند که اتحادیه های مطبوعاتی از مبارزان شماره یک این نوع سانسور هستند، آن را برملا ساخته و در موارد متعدد مانع همکاری اعضای خود با چنین رسانه هایی شده اند.
    سانسور دولتی در برخی از جوامع عادتی به نام «خود ـ سانسوری» به وجود می آورد؛ به این ترتیب که تهیه کننده یک مطلب چیزی ارائه نمی دهد که مورد سانسور قرارگیرد و برای رسانه و ناشر و نهایتا خود او تولید دردسر کند. خاطرات سردبیران از سانسورها که پس از بازنشستگی آنان منتشر می شود از ادبیات پرخواننده بشمار می روند و از مآخذ تاریخ.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
فيدل كاسترو؛ روزي كه گفت رئيس دولت بودن بس است و به کار مقاله نگاري و دادن اندرز پرداخت
دكتر فيدل كاسترو 20 فوريه 2008، و 48 سال پس از ملي کردن شعب کمپاني هاي ايالات متحده در کوبا که 22 فوريه 1960 اعلام شده بود و 49 سال و سه روز پس از به دست گرفتن رياست دولت، در اعلاميه اي كه با يك تيتر سراسري در روزنامه «گرانما» چاپ شده بود چنين نوشت: "به اين وسيله به هَموطناني كه چند روز پيش بازهم به من افتخار دادند و با آراء خود نماينده پارلمان كردند اطلاع مي دهم كه نه خواهان هستم و نه مي پذيرم كه [در اجلاس پارلمان كه 24 فوريه 2008 گشايش مي يابد] بارديگر سمت رياست شوراي كشور و فرماندهي كل قوا بر عهده من گذارده شود. تكرار مي كنم که از این پس، نه آرزوي اين شغل را دارم و نه بار ديگر آن را خواهم پذيرفت.".
     هفته ها پس از فرار «باتيستا» ديكتاتور كوبا از اين كشور و افتادن زمام امور به دست انقلابيون مسلح، دکتر فیدل كاسترو 16 فوريه 1959 [و در آن روز 32 ساله] نخست وزير كوبا (رئيس شورای وزیران اين كشور) شده بود.
     كاسترو در اعلامیه بيستم فوريه 2008 وعده داد که جهانیان را از نظرات خود پیرامون مسائل روز، تصمیمات و تحولات [جهان] که حاصل تجربه طولانی و مطالعات و برگرفته از اندیشه های او هستند محروم نخواهد کرد، به مقاله نگاري خواهد پرداخت که باید خدمتِ بدون چشمداشتِ یک «بازنشسته» به جامعه بشری باشد. این نظرات در وبسايت من و نيز در روزنامه «گرانما» درج خواهد شد تا به اطلاع علاقه مندان برسد.
    از این زمان [بيستم فوريه 2008] این نظرات پس از انتشار در «گرانما» چاپ هاوانا به اطلاع مقامات ارشد کشورها می رسید و نیز در رسانه های جهان منعکس و تفسير می شد.
    کاسترو در 31 ژوئيه 2006 و پس از انتقال به بيمارستان، وظايف خود را به برادرش رائول که پنج سال کوچکتر از او و همرزمش از دوران جواني بود واگذار كرده بود.
    درباره تصميم فوريه 2008 كاسترو [به بازنشستگي در 81 سالگي]، اظهارنظرها به يك شكل بود: در يك نظام ايدئولوژيك، يك مقام قديمي و از بانيان نظام پس از كنار رفتن هم داراي نفوذ و حتي حق «وتو» است. كاسترو كه تا آن زمان پنج دهه خود و كشورش در تحريم آمريكا قرارداشت از راه خود بازنگشت، كوتاه نيامد و باقي ماند و از اين لحاظ هم مورد احترام و تكريم جهانيان بود.
    اقامت گاه فيدل کاسترو در هاوانا از زمان بازنشستگي اش محل رفت و آمد سران کشورهاي آمريکاي لاتين و کشورهاي ديگر که ريشه سوسياليستي داشته اند از جمله چين و روسيه شده بود. نفوذ فيدل کاسترو در آمريکا لاتين همين قدر بس که وي چند ساعت پيش از رفراندم 15 فوريه 2009 ونزوئلا گفت: اگر اين رفراندم شکست بخورد همه ما شکست خواهيم خورد و با انتشار اين کلام، آن شمار از ونزوئلايي ها که هنوز مردّد بودند به محل صندوق هاي راي گيري شتافتند و رفراندم پيروز شد.
    فيدل كاسترو در يکي از مقاله هايش كه سال 2008 در «گرانما» انتشار يافته بود ضمن بررسي رقابت هاي انتخاباتي وقت در آمريكا نوشته بود كه «مككين» نامزد حزب جمهوريخواه آمريكا گروگان مافياي اين كشور است و در نتيجه فاقد اراده. كاسترو نوشته بود: مك كين (كه چند دوره سناتور است) نان اسير شدن خود در حمله هوايي به ويتنام را مي خورد (كه خلبان بمب افكن بود و هواپيمايش سرنگون شد). اين، پيش شرط سناتور شدن و چنين مقام انتخابي نيست. تبليغ نبايد چشم مردم را به روي اصول [ازجمله شرايط عضو دستگاه مُقننه و مُجریه بودن] ببندد. به هر حال، دست کم وي نبايد اخلاقيات را فراموش كند و در نطق هايش دروغ بگويد و براي احراز مقام به هركاري دست بزند.
    فيدل کاسترو در نوامبر 2016 در نود سالگي درگذشت.
    
عکس هاي فيدل کاسترو از دوران کودکي تا اواخر عمر

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 20 فوريه
  • 1725:   مهاجران سفيد پوست انگليسي در نيوهمشاير (امريكاي شمالي) ده سرخپوست را در خواب دستگير كردند، پوست سر آنان را كندند و بابت هر پوست سر 100 پاوند جايزه گرفتند!.
  • 1879:   كنگره آمريكا رسم دوئل Duel (تيراندازي به سوي يکديگر با حضور شاهد، ازقبل براي انجام آن توافق بعمل آمده، با اسلحه يکنواخت و با هدف انتقامگيري) را در شهر واشنگتن ممنوع ساخت كه بعدا در همه ايالات 50 گانه عضو فدراسيون غير قانوني گرديده است.
    تصويري خيالي از يک دوئل

  • 1872:   سايرس (كوروش) بالدوين روش توليد برق از فشار آب (توربين) را كه اختراع كرده بود به ثبت داد.
  • 1947:  


    لُرد مونت باتِنLord Mountbatten - شاهزاده انگليسي، از فرزندزادگان ملکه ويکتوريا - نايب السلطنه هند شد. وي آخرين حكمران انگليسي هند بود. لرد مونت باتن که 25 ژوئن 1900 به دنيا آمده بود و يک افسر نيروي دريايي انگلستان و زماني لرد اول بحريه اين کشور بود 27 آگوست 1979 در جريان يک قايق سواري، به دست استقلال طلبان ايرلندي کشته شد. ايرلنديها قايق تفريحي اورا با بمب منفجر کردند.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    ____________________________
        
        
    3 خاطره مؤلف اين تاريخ آنلاين از 3 زيان

        
        
    بهای یک خانه در 1359 = یک دوچرخه در سال 1371. یارانه نقدی ـ بله، ولی غرامت روزنامه نگاران اخراجی پس از انقلاب، نه . آپارتمان سازی مسکن مِهر در هشتگرد ـ جایی که پول روزنامه نگاران عضو شرکت تعاونی ساخت مسکن در دهه 1370 هدر رفت!.

        در خبرهای ژانویه 2013 [زمان تحریریر این سطور] آمده بود که تورّم پول در جمهوری اسلامی ایران به بیش از 27 درصد رسیده و به قولی، در هر ساعت به طور متوسط 10 میلیارد تومان «اسکناس» تازه چاپ و به جریان گذارده می شود تا هزینه های جاری دولت که به هریک از اتباع ـ شهروندی که درخواست کرده باشد ـ ماهانه 55 تا 70 هزار تومان بلاعوض پرداخت می شود به علاوه، یک عیدی 70 هزار تومانی و دولت می خواهد که صدها هزار تَن دیگر را هم به استخدام خود درآورد و به قول مخالفان، برای کسب محبوبیت! و راضی سازی. با این سیاست بذل و بخشش، خوب است که غرامت روزنامه نگاران اخراجی دو سال پس از پیروزی انقلاب را از یاد نبرند. دست کم نیمی از آنان ممکن است خاطره تلخ اخراج و بی پولی و احیانا فقر و در به دری پس از آن را کتاب کنند و ....
         یک خاطره تلخ از این نگارنده درباره عفریت تورّم پول و ...:
         ـ پس از اخراج از راديو ـ تلويزيون، خبرگزاري پارس (ایرنا) و روزنامه اطلاعات [بدون دليل و بي آنكه غرامت اخراج پس از دهها سال کارکردن پرداخت شود]، در تيرماه سال 1359 (ژوئيه 1980 ميلادي) یک خانه 123 متري را که در نارمك داشتم كه در طول دهه 1340، آجر به آجر ساخته بودم به 500 هزار تومان فروختم و سيصد هزار تومانش را در يك حساب پس انداز در بانك ملّت گذاشتم. با اين پول كه در سال 1371 به سراغش رفتم تنها مي شد يك دوچرخه خريداري كرد!. [حال آنکه اگر این خانه را در سال 1356 که یک میلیون و 50 هزار تومان مشتری داشت فروخته و با آن پول، 150 هزار دلار آمریکا خریده بودم اینک زندگانی راحتی داشتم و تأمین هزینه ارزی «تاریخ آنلاین ایرانیان» که غیر انتفاعی است برایم آسان بود]. در آن زمان و تا پایان دهه 1360 پرداخت بهره به حسابهاي پس انداز حرام بود زیراکه قرآن ـ قانون اساسی مسلمانان ـ «ربا» را نهی کرده است. این حساب ها عنوان «قرض الحسنه» داشت. در سال 1371 و در جریان دیدار از ایران که برای گرفتن پول رهسپار بانک مربوط شدم. در کنار ساختمان بانک یک فروشگاه دوچرخه بود و بر هر دوچرخه قیمت آن بر یک مقوّا آویزان بود: 295 هزار تومان!. به این ترتیب ارزش آن پول (قدرت خرید آن) درست معادل یک دوچرخه بود! ـ تورّم پول ارزش آن را تا آن حد پایین آورده بود. ممکن است این سئوال به ذهن آید که چرا در همان سال 1359، با پول فروش آن خانه، دلار و یا سکه طلا نخریدم. برای اینکه از طرفی، پیش بینی وضعیت امروز امکان نداشت مخصوصا که رئیس جمهور وقت یک اقتصاددان بود و از سوی دیگر در فرودگاه آن چنان بازرسی بدنی سخت برقرار بود که خروج بیش از سه هزار دلار مقرر امکان نداشت و پول اضافی مصادره می شد، حتی قاب ساعت های مچی را باز می کردند که مسافران سکه خارج نکنند.
         چند روز بعد در همان سال (سال 1371 = 1992 میلادی) شنیدم که يک شرکت تعاوني تأمين مسکن براي روزنامه نگاران تاسيس شده است و «م. س.» معاون يکي از وزيران وقت و درعين حال ناشر یک روزنامه [که فعلا برچسب مخالف دولت به او زده شده و به صورت پناهنده مقيم خارج و احتمالا آمریکاست] مبتکر آن بود، اين نگارنده با وساطت مسعود فقیه روزنامه نگار قدیمی، از ملّاسعیدی ناشر «روزنامه هدف چاپ تهران» معرفي نامه گرفت پول را از بانک خارج و 150 هزار تومان هم برآن اضافه کرد تا بتواند سهامدار شرکت تعاوني مسکن مطبوعات شود و جانشيني براي خانه فروخته شده سال 1359 خود بیابد. سهامداران شرکت تعاوني که گفته شده بود در «هَشتگرد» برایشان خانه خواهند ساخت بعدا با مشاهده تعلّل در کار و شايعه بالاکشيدن زمين و خروج «معاون وزارت» از کشور و پناه بردن به خارج خشمگين شده و دست به اعتراض زدند و معترضین از میان خود «م. ک.» را برای مدیریت شرکت تعيين و محل شرکت را به خيابان صبا منتقل کردند که اين «م. ک.» هم بعدا به دولت نروژ پناهنده شد، شهرت نویسندهِ «ناراضیِ خود ـ تبعید» به دست آورد و ديگر خبري از شرکت و پول نگارنده و دیگران که اينک پشيزي نمي ارزد نشد، اما در جوار همان موسسه ابتکاري «معاون پیشین وزير و ترک وطن کرده» سازمان توزيع مطبوعات که مبتکر کيوسک هاي توزيع [مستقر روی جوی و جدول پیاده رو خیابانهای تهران!] به وجود آمد و بکار ادامه مي دهد. [این کیوسکها ـ که شهرداری تهران در زمان حکومت دکتر مصدق با توسل به نیروی پلیس آنهارا جمع آوری کرده بود ـ به تدریج به صورت یک مغازه کوچک در آمده و اجناس مختلف هم می فروشند!].
         به این نگارنده که در تابستان 1387 به اداره تعاون استان تهران در خيابان قره ني مراجعه کرد تا آدرس شرکت تعاونی مسکن روزنامه نگاران را به دست آورد و به دادگستري دادخواست دهد، گفتند ده سال است که از آن شرکت خبري ندارند!. این درحالی است که سومین رئیس جمهور پس از سال1368 (احمدی نژاد)، به نام مسکن مِهر دست به برنامه خانه سازی زده و بخشی از آن خانه ها در همان هشتگرد ساخته می شود!. گفته شده است که برخی از آپارتمانهای «مِهر» در بیابان و به دور از محل کار ساکنان ساخته شده اند.
        31 ژانویه 2013
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    براي اطلاع



    سپيده دم به زبان انگليسی

       

    از آنجا كه تلاش پيگير چندين ساله ناشر اين سايت (تاريخ ايرانيان به صورت روزشمار آنلاين) با نيم قرن تجربه روزنامه نگاري و تحصيلات مربوط، براي تجديد پروانه روزنامه چاپي «سپيده دم» جهت انتشار در ميهن گرامي به جايي نرسيده است و از سوي ديگر «روزنامك» را به فارسي به صورن آنلاين منتشر مي سازد؛  تصميم گرفته كه به زودي به انتشار سپيده دم آنلاين به زبان انگليسي در نشاني زير اقدام كند كه حاوي اخبار و عكسهاي جالب و مهم روز و نقل گزارش ها و مقالات مربوط ايران از منابع انگليسي زبان خواهد بود:

    www.IranianDawnNewspaper.com

     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com