Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
21 آوريل
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 21 آوريل
Translation instructions from Farsi to another language

    
Chrome: Click the “Translate this page” button at the top of the window at the end of the address bar - icon next to the star
Internet Explorer and Firefox require a translation extension
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ايران
كوروش بزرگ: در پاسارگاد، نخست كودكستان و بعد تالار پذيرايي ـ اولویّت دادن به پرورش
Friedrich W. A. Frobel
«فردريك فروبل» آموزشگر بلندآوازه آلماني و مؤسس كودكستانهاي تازه (كيندرگارتن Kindergarten) در جهان 21 اپريل 1782 به دنيا آمد و در تاليف خود «تاريخ عمومي آموزش و پرورش» نوشت كه ايرانيان در قرن ششم پيش از ميلاد مبتكر ايجاد كودكستان و دبستان براي كودكان و نوجوانانِ پسر بودند.
     به نوشته فروبل، در مدارس ايران باستان، به كار «پرورش» توجهي بيشتر مي شد و از جمله راستگويي، نّيت خوب داشتن و كار خوب انجام دادن، احترام به سالخوردگان، دفاع از وطن، تيراندازي، سواري، شنا و كوهنوردي. در كودكستانها و دبستانهاي ايران باستان به نوباوگان تاكيد مي شد خدا انسان را نيافريده كه نسبت به انسان ديگر ظلم و تعدّي و بدگويي كند. شاديِ جاويدان نتيجه نيكوكاري، خدمت و درستكاري است.
     فروبل ايرانيان باستان را همانند ساير آرين ها، تنها انسان هاي روي زمين نوشته است كه بُت پرست نبودند و بُت پرستان و معتقدان به خدايان متعدد را انسان هوشمند و كامل نمي پنداشتند حتي يونانيان را كه خدايان زنانه و مردانه هم داشتند و صحرانشينان كه از سنگ و چوب براي خودشان بُت مي ساختند و اين بُتان دست ساختِشان را پرستش مي كردند! و ....
     فروبل نوشته است: كوروش بزرگ پيش از ساختن تالار پذيرايي در پاسارگاد، خواسته بود كه در اين شهر (پايتختش ـ همانجا که مدفون است)، نخست و ترجيحا به حد كافي كودكستان و دبستان بسازند. [پارسيانِ باستان اين شهر را «پاتراگاد» تلفظ مي كردند و «پاسارگاد» تلفظ يوناني آن است كه جهاني شده است و برخی از اروپاییان «پازارگاد» تلفظ می کنند.].
    
باقيمانده تالار پذيرايي پاسارگاد که کوروش تاسيس کودکستان را بر آن مقدم مي دانست

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که سرتيپ افشارتوس رئيس شهرباني دكتر مصدق ربوده شد
افشارتوس
يكم ارديبشهت 1332 در تهران رسما اعلام شد که سرتيپ افشارتوس رئيس شهرباني ايران (پليس همه کشور) ربوده شده و ناپديد است. دكتر مصدق افشارتوس را سي ام بهمن 1331 به رياست شهرباني منصوب كرده بود.
    در آستانه ناپديد شدن افشارتوس، هندرسون سفير آمريكا در تهران به طور غير منتظره به واشنگتن رفته بود و ابوالقاسم بختيار دست به ياغيگري زده بود.
    مقامات دولت وقت، ربودن افشارتوس را كار ژنرال هايي كه به تصميم دكتر مصدق بازنشسته شده بودند ازجمله مزيّني و زاهدي و نيز چند سياستمدار مخالف از جمله دكتر مظفر بقايي نماينده مجلس اعلام كرده بودند و مدعي شده بودند كه هدف از اين كار، تضعيف دولت و گسترش نگراني مردم بوده است. اين مقامات باور نمي كردند كه افشارتوس كشته شود كه ششم ارديبهشت جسد او در غار تلو (ارتفاعات لشكرك) به دست آمد و دستور بازداشت همه ژنرال هاي بازنشسته و سياستمداراني كه نسبت به آنان سوء ظن وجود داشت صادر گرديد و وزير دادگستري شخصا از مجلس خواست كه از دكتر بقايي سلب مصونيت كند تا بشود او را بازداشت كرد.
    در پي به دست آمدن جسد افشارتوس، دكتر مصدق ژنرال بهارمست را از رياست ستاد ارتش بركنار و سرتيپ تقي رياحي (پس از تغيير نظام حکومتي، وزير دفاع دولت موقت انقلاب به نخست وزيري مهدي بازرگان)، افسر ملي گرا را به جاي او منصوب كرد و سرتيپ مدبّر نيز رئيس شهرباني شد.
    پرونده ربايندگان افشارتوس با اين كه برخي از آنان اعتراف هايي كرده بودند پس از كودتاي 28 اَمُرداد 1332 بسته و براي متهمان قرار منع تعقيب صادر شد!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي اقتصاد
روزی که «كينز» پدر Macroeconomics درگذشت ـ نگاهي به نظريه هاي اقتصادي او و كتاب هايش
John Maynard Keynes
جان ام. كينز John Maynard Keynes اقتصاد دان بزرگ و پدر مكرواكونوميكسMacroeconomics (ماكرو) 21 اپريل 1946 پس از 63 سال زندگي كردن درگذشت. طرّاح «كنزيان اكونوميكس» پنجم ژوئن 1883 در انگلستان به دنيا آمده بود.
    جان ام. كينز اقتصاد دان بزرگر، پدر مكرواكونوميكس (ماكرو) و طراح «كنزيان اكونوميكس» پنجم ژوئن 1883 در انگلستان به دنيا آمده بود، پدرش استاد دانشگاه بود و در دانشگاه كمبريج «منطق» تدريس مي كرد و مادرش كه نويسنده و مؤلف بود بعدا شهردار كمبريج شد.
    دكتر كينز در سال 1926 با بالرين معروف روس، بانو ليديا توپوكووا Lydia Lopokova ازدواج كرد ولي اين زوج داراي فرزند نشدند.
    اين اقتصاددان بنام، مخالف تحميلات اقتصادي فاتحان جنگ جهاني اول به ملت آلمان بود و مخالفت خود را در كتابي تحت عنوان «پي آمدهاي اقتصادي صلح The economics Consequences of The Pease» برشمرد. وي در اين كتاب اصول اقتصادي متعدد به دست داده است.
     دكتر کينز در سال 1936 فرضيه عمومي اشتغال، بهره و پول را نوشت و آن را در كتابي تحت همين عنوان منتشر ساخت و اصل «بيزنس سايكل» را به دست داد. وي بود كه مداخله دولت براي رساندن كشور به مرحله اشتغال كامل (به هر بها) و جلوگيري از ركود را امري لازم و ضروري اعلام كرد.
    دكتر كينز قواعد متعدد براي اصلاح ساختار اقتصاد به دست داده است. اين فرضيه پرداز اقتصادي ايجاد نظام بين المللي پول را مورد تاكيد قرارداد و به همين دليل، بسياري از اصحاب نظر، او را پدر صندوق بين المللي پول مي خوانند. كينز علاوه بر تدريس اقتصاد، سردبيري يك نشريه تخصصي مديريت اقتصاد را هم برعهده داشت.
    از دكتر كينز در زمينه هاي اجتماعي ـ اقتصادي ضرب المثل هاي متعدد و جالب باقي مانده است. وي ابراز عقيده کرده است كه اگر يك مرد، با محاسبات تمام و دقت فراوان و با توجه به برنامه هاي آينده خود و متناسب با اين برنامه ها همسرگزيني نكند؛ در زندگاني اقتصادي موفق نخواهد بود. به عبارت ديگر. ازدواج سَرسَري و فوري (بدون دقت و مطالعه) مانع پيشرفت اقتصادي يك مرد خواهد شد.
    
كينز و بانويش ليديا


    
پشت جلد كتاب معروف كينز (اشتغال، بهره و پول)

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
روزي كه شاعر پارسي گوي شبه قاره هندوستان ـ عّلامه محمد اقبال از اين دنيا رفت
Allameh Eghbal
21 اپریل (یکم اردیبهشت) سالروز درگذشت محمد اقبال (علّامه اقبال) فيلسوف، سیاستمدار و شاعر فارسي سراي شبه قاره هندوستان است که بسال 1938 (پيش از استقلال هند و ايجاد كشور پاكستان) وفات يافت. علّامه اقبال كه نهم نوامبر سال 1877 در سيالكوت (كشمير پاكستان) به دنيا آمده بود در كشورهاي پارسي زبان (ايران، افغانستان و تاجيكستان) و میان پارسی زبانان سمرقند، بخارا و ... به اقبال لاهوري معروف است.
     اقبال و محمدعلي جناح از پدران موسس پاكستان بشمار مي آيند. اقبال در دانشگاه لاهور و دانشگاههاي انگلستان تحصيل كرده و از دانشگاه مونيخ آلمان دكترا گرفته و تز دكتراي خود را درباره «متافيزيك از ديدگاه انديشمندان و فلاسفه ايران» نوشته بود. اقبال عميقا تحت تاثير افكار مولوي و جامي بود و «نيچه» آلمانی را متفكري بزرگ مي پنداشت و از كارهاي «گوته» تمجيد مي كرد.
    اقبال كه از طريق وكالت دادگستري و مشاوره قضايي امرار معاش مي كرد از دوران جواني در فكر ايجاد كشوري مركب از مسلمانان هندوستان در درون اين شبه قاره بود، و براي تحقق اين انديشه در سال 1906 موضوع تاسيس حزب مسلمانان هندوستان را مطرح ساخته بود. اقبال در برابر نوشته گوته، كتاب «پيام مشرق زمين» را نوشت و در برابر اشاره نيچه به «سوپرمَن»، «پِرفِكت مَن ـ انسان كامل» را مطرح كرد. مجموعه «اسرار خودي» تاليف اقبال به زبان پارسي، آن چنان نافذ جلوه كرد كه انگلستان به او لقب «سِر» داد. شصت درصد اشعار و نوشته هاي اقبال به زبان فارسي و مابقي به اردو و انگليسي است. تاليف ديگر او به فارسي «رموز بي خودي» عنوان دارد و نیز «پیام شرق».
     اقبال ضمن كارهاي ادبي و فلسفي اش، به كار سياست هم پرداخت و در سال 1926 وارد مجلس محلي لاهور شد و از آن پس وسيعا براي عملي ساختن فكر خود به ايجاد «پاكستان» مركب از مسلمانان هند دست به اقدام زد و همگام «جناح» شد. پس از ايجاد پاكستان، اقبال لقب شاعر پاكستان و شاعر شرق گرفت. بيشتر اشعار اقبال ـ به پارسي و اردو ـ زمينه فلسفي دارد. در پاکستان، زادروز اقبال یک روزملّی است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالمرگ مارك توينMark Twain داستان نگار و طنّاز بزرگ آمريکا
Mark Twain
ساميوئل لانگهورن کلمنسSamuel Longhorn Clemens (مارک توين) داستان نگار و طنّاز معروف آمريکايي 21 اپریل 1910 (روزي چون امروز) در 75 سالگي از اين جهان ديده بربست. مارك توين سي ام نوامبر 1835 در شهر فلوريداي ايالت ميسوري به دنيا آمده بود.
     وي سفرهاي متعدد كرد ازجمله ديدار از اروپا و خاورميانه. او كه نام مستعار «مارك توينMark Twain» را برخود نهاد مشاغل گوناگوني ازجمله كار در چاپخانه، معادن و ناخدايي كشي رودخانه پيما ـ رود «مي سي سي پي» را پشت سر گذارده بود. داستانهاي او و طنزهايش پر از نكته هاي ظريف و جالب است كه ضرب المثل انگليسي زبانها شده اند.
    برخي از نقد نگاران ادبي، وي را بزرگترين نويسنده داستانهاي طنز آميز قرن نوزدهم خوانده اند. «تافت» رئيس جمهوري وقت آمريكا در اپريل 1910 ضمن صدور اعلاميه اي رسمي، فوت مارك توين را ضايعه اي بزرگ خوانده بود. دانشگاه آكسفورد (انگلستان) به مارك، دكتراي ادبيات داده بود.
     بکار رفتن واژه نِگرو Negro (نیگِر = کاکاسیاه) برای خطاب کردن یک سیاهپوست آمریکایی از سوی مارک توین در قرن نوزدهم، در سال 2011 جنجال بزرگی بپاساخت زیرا که برخی منابع با توجه به انتخاب شدن یک سیاهپوست به ریاست جمهوری آمریکا، آن عبارت را سانسور کرده بودند و این عمل سانسور مورد انتقاد مقاله نگاران رسانه ها و ادیبان قرارگرفته بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
مورّخي كه نگران گسترش فساد اداري در جوامع بشري بود ـ نقش نزديكان يك مدير
David G. McCullough
بيستم اپريل 2008 دولت آمريكا تمبر پستي با تصوير «ديويد مك كوله David G. McCullough» تاريخنگار 75 ساله وقت اين كشور را كه چاپ كرده است طي مراسمي و با حضور خود او در پستخانه «كامدن Camden»، به جريان گذارد. مك كوله كه همانند باستاني پاريزي ما روزنامه نگاري و تاريخنگاري را همزمان آغاز كرده بود، سالها در مجله تايم مطلب نوشته و تا دبيري اين مجله بالا رفته بود.
     مك كوله كار تاليف تاريخ را با هدف «يادآوري و پندآموزي ـ آموزش عمومي) پيشه ساخته و دو بار برنده جايزه پوليتزر شده است. بسياري از اصحاب قلم سبك نگارش و هنر ناراتيو نويسي او را مدح كرده اند. برپايه دو بيوگرافي از تاليفات او، فيلم سينمايي ساخته شده است. وي در يك تاليف خود «نقش نزديكان يك دولتمرد و مدير عمومي در پيشرفت و پسرفت، اوج و حضيض و ... يك جامعه» را با ذكر مثال هاي متعدد به دست داده است. اين مورخ در تاليفات خود اندرزهاي متعدد به پژوهشگران تاريخ در مورد تحقيق و نگارش شرح كامل و بيطرفانه علل وقوع و نتايج هر رويداد را داده و توصيه كرده است كه تحقيقات خود را از روانشناسي، نيّات و رفتار افراد ـ نزديكان ـ مدير وقت آغاز كنند.
     مك كوله كه تاليف ديگر او «سال 1776» عنوان دارد جزئيات رويدادهاي روزانه انقلاب استقلال آمريكا را با ذكر علل و نتايج از ديدگاهي تازه بازتاب داده است. تاليف پندآموز ديگر «مك كوله» درباره جزئيات سيل شهر «جانزتاون» ايالت پنسيلوانياست كه در 1889 روي داد، شهر را ويران و بيش از دو هزار و دويست را كشت. وي در اين كتاب كه ظاهرا يك تاريخچه محلي است، همه ضعف ها و قوت هاي بشر وقت، نارسايي دولتي و ... را مطرح ساخته است. اين شهر كه توسط يك مهاجر سويسي به نام «ژوزف جانز» ساخته شده و از مراكز فولادسازي آمريكا بود بر اثر شكسته شدن سد «ساوت فورك» ويران شد. مولف در اين تاليف، همه جا در جستجو و به دست دادن عامل انساني رويداد (ضعف ها و كوتاهي ها) بوده است. «راه باريك ميان درياها The Path Between the Seas» درباره تاريخچه آبراه پاناما (از سال 1870 تا 1914)، از فكر تا عمل و نقش سياست در آن ازجمله چگونگي ايجاد كشور پاناما در قطعه زميني است كه از كشور كلمبيا جدا كرده بودند. تاليفات ديگر اين مورخ عبارتند از: رويدادهاي عصر «جان آدامس»، تاريخ دوران رياست جمهوري «هري ترومن» و ....
    وي در نوشته هايش كوشيده است به تاريخنگاران بگويد كه هنگام نوشتن شرح يك رويداد تاريخي، مخاطب را در جريان وضعيت روز قراردهند. مك كوله كه نگران گسترش فساد اداري و سوء استفاده از قدرت در جوامع بشري است؛ روزنامه نگاران و تاريخنگاران را مكلف به كشف و افشاء ريشه هر فساد از اين دست ساخته تا جامعه اصلاح و پاكسازي شود و فساد ديگري روي ندهد. از مطالعه نوشته هاي او چنين برمي آيد كه وي همچنين نگران پسرفت اخلاقيات است و فاجعه آور ترين فساد روي زمين را «سوء استفاده از قدرت» و ناشي از آزمندي ها مي داند و مي گويد كه حريصان مال اندوزي و عاشقان ميزها نبايد امكان ورود به دستگاه مديريت يك جامعه را به دست آورند كه «پسروي» جامعه از همين جا آغاز مي شود.
     آخرين توصيه مك كوله به همگان اين است كه از كارها، احساس و عواطف خود يادداشت برداري روزانه كنند و اين يادداشت ها را محفوظ بدارند تا مورخان آينده در مورد «اميدها»، «دلواپسي ها»، «دشواري ها»، «خواستها و ناخواستها»، «انتقاد ها و تحسين ها» و ... بشر امروز مشكل نداشته باشند و رويدادها را تنها برپايه گزارش هاي رسمي، مطالب رسانه ها و اطلاعات دولتي ننويسند تا حقايق از قلم بيافتند.
    ديويد مك كوله که هفتم جولای 1933 بدنیا آمده بود هفتم آگوست 2022 در 89 سالگی درگذشت. بانوی او که 68 سال باهم زندگی کرده بودند در همین سال فوت شد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
فوت يك روزنامه نگار اينوستيگيتيو معروف ـ نگاهي کوتاه به نظرات حرفه اي رابرت گرين
Robert W.Greene در نشست سکوپ
«رابرت (باب) دبليو گرين Robert W.Greene» سردبير «نيوزدي» و از معروفترين روزنامه نگاران اينوستيگيتيو جهان 18 اپريل2008 در هفتاد و هشت سالگي درگذشت. 37 سال از كار روزنامه نگاري او در «نيوزدي Newsday» گذشت. «باب گرين» با رفتن از اين رسانه به آن رسانه مخالف بود و مي گفت كه اگر محصول كار يك روزنامه نگار داراي ارزش باشد، خبرگزاري ها آن را نقل و رسانه هاي ديگر منتشر مي كنند و لذا تغيير محل كار ضرورت ندارد. آشنايي مخاطبان به روش و طرز كار روزنامه نگار مهم است، نه محل كار او. مطلب يك روزنامه نگار بايد آنچنان جامع، موثر، برانگيزاننده و روشنگر باشد كه در هرجا و به هر زبان كه نوشته شود، مشتري خود را مخصوصا در ميان طبقات دولتمرد، سياستمدار، روشنفكر و طالبان اصلاحات داشته باشد و از آن استفاده كنند و به عبارت ساده تر؛ با اشتياق تمام خريدار مطلب و در انتظار آن باشند.
    كشف ارتباط دولتيان و مافيا در ايالت آريزوناي آمريكا در ژوئن 1976 «گرين» را وارد ژورناليسم اينوستيگيتيو كرد. گرين كه در مراسم تاسيس بنياد نروژي براي ژورناليسم اينوستيگيتيو در سال 1990 در اسلو ـ اختصارا «سكوپ S.K.U.P» ـ شركت كرده بود؛ ايجاد اين بنياد را تحولي بزرگ در دنياي روزنامه نگاري خوانده بود. اين بنياد كه هر سال يك كنفرانس جهاني برگزار مي كند نه تنها به برجستگان روزنامه نگاريِ اينوستيگيتيو آن سال جايزه و مدال مي دهد بلكه دوره هاي آموزشي متعدد براي روزنامه نگاران اينوستيگيتيو داير كرده است. به نشست سالانه سال 2007 اين بنياد، 654 روزنامه نگار از سراسر جهان دعوت شده بودند.
    باب گرين روي اين باور خود تاكيد داشت كه مردم از روزنامه نگار انتظار به دست دادن حقايق و كشف ريشه مسائل را دارند و از آنجا كه از آغاز قرن 21، اخبار ـ ولو ناقص و دستكاري شده ـ سريعا و به رايگان از طريق اينترنت (شبكه شبكه ها) در اختيار مخاطبان قرار مي گيرد، راهي براي روزنامه نگار واقعي (حرفه اي) باقي نمانده است جز اينكه به دنبال كشف ريشه مشكلات و مسائل برود و يا تحليل و فيچر بنويسد و نظر مردم معمولي (كوچه و خيابان) و نيز اصحاب اطلاع را منتشر سازد.
     رابرت گرين چندبار به عنوان روزنامه نگار برتر، برنده جايزه پوليتزر شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخاطب قرن 21 چه انتظاري از نشريه دارد؟



    در اپريل 2007، كمپاني ناشر «نيويوركر»، «ونيتي فر» و ... اعلام كرده بود كه يك مجله اقتصادي به نام «پورتفوليو» منتشر خواهد كرد، زيرا مخاطبان خواهان چنين نشريه اي هستند. اين مجله، بمانند ساير نشريات اقتصادي، وارد مسائل سنگين و پيچيده اقتصاد نخواهد شد و توجه خود را معطوف به آنچه را خواهد كرد كه مردم معمولي دهه اول قرن 21 خواهانش هستند.
    ناشر اين مجله گفته بود: در اين برهه مردم معمولي مي خواهند بدانند كه با پس انداز كوچك خود چه بايد بكنند تا توسط تورّم (كاهش قدرت خريد پول به علت حجم بيش از حد آن درجريان) بلعيده نشود. مي خواهند بدانند كه چه وقت خانه بخرند و يا بفروشند، چه وقت سهام و در چه زمان اوراق بهادار دولتي، طلا و .... بخرند و يا بفروشند و سهام كدام شركت را. مي خواهند بدانند كه خريد كدام اتومبيل به صرفه است و يا مثلا كدام يخچال و تلويزيون معيوب است. آيا زمان براي تعويض كامپيوتر شخصي مناسب است يا نه. از احوال و سرگذشت ورشكسته ها، شكست خوردگان و ... با خبر باشند تا اشتباهات آنان را تكرار نكنند. شرح احوال اشخاص موفق را بخوانند تا ببينند كه آنان چه راههايي را طي كرده اند تا پيروزي كسب كرده اند و زندگاني بدون دغدغه خاطر دارند. ببينند با كدام شركت هوايي پرواز كنند ارزانتر است و .... بشر امروز عمدتا نگران جيبش و آينده وضعيت اقتصادي است.
    بشر امروز، همچنين نشريه اي مي خواهد كه تقلبّات اقتصادي، رانت ها، سوء استفاده ها و ... را افشاء كند و فرصت ها را هم نشان دهد.
    وي افزوده بود: چرا اين روزها توجه مردم به مجله خواني بيشتر شده است؟. براي اين كه مجله را مي توانند براي يك هفته و بيشتر در دسترس داشته باشند، با خود ببرند و بياورند، كاغذ و مركب چاپش بهتر و قطعش كوچك است و به علاوه، مطالبش اختصاصي و مربوط به خودش است و از آژانسها المثني نمي كند و مطلب را با حوصله تمام و در آن اندازه اي كه لازم است مي نويسد و چون نويسنده اش، براي تحقيق كردن و نوشتن وقت كافي دارد دقت بيشتري مي كند و ساده تر و شيوا مي نگارد. اينها خواست مخاطب اين دهه است ـ مخاطبي كه برخلاف نسل پيش از خود؛ از طريق اينترنت، رسانه هاي الكترونيك و پخش صوت و تصوير در جريان اخبار و تحولات قراردارد، ولي نه عميقا بلكه به طور سطحي، و نكته مهم همينجا است. مجله نگار بايد با شناخت نقيصه، اين خواست او را تامين كند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
زادروز شهر«رُم» در اپريل 753 سال پيش از ميلاد مسيح و زيربناي دمکراسي رومي
21 اپريل زادروز شهر رُم پايتخت ايتالياست. «پلوتارك» و «ليوي» داستان ايجاد شهر رم را در تاليفات خود، برپايه «شنيده ها» تاييد كرده اند. طبق افسانه ها، شهر رم توسط دو برادر دوقلو به نام هاي رموسRemus و رمولوسRomulus ساخته شده و بناي آن 21 اپريل سال 753 پيش از ميلاد به اتمام رسيده بود. همين افسانه ها حكايت دارد كه رمولوس در همان روزِ اتمام كار ساختن رم (21 اپريل 753 پيش از ميلاد) برادرش رموس را كشت (تا رقيب نداشته باشد) و دو روز بعد خود را حكمران شهر اعلام داشت.
    شهر رم در منطقه مسكوني لاتيوم Latium ساخته شد و نخستين ساكنان آن لاتين ها بودند ولي رمولوس كه تا سال 717 پيش از ميلاد زنده بود و 36 سال بر رم حكومت كرد به مهاجران يوناني كه در جنوب و جنوب شرقي شبه جزيره ايتاليا سكونت داشتند اجازه داد كه به رُم مهاجرت كنند. وي بعدا اصول دمكراسي را از يوناني هاي مهاجر فرا گرفت و براي اداره شهر رم، يك شوراي انتخابي به وجود آورد كه بعدا كه رم با تسخير ساير مناطق به صورت كشوري بزرگ در آمد اين شورا «سناي رم» نام گرفت.
    گفته شده است كه پدر رموس و رمولوس از شهري به نام آمستردام به كنار رود تيبر در لاتيوم (محلي كه بعدا شهر رم در آنجا ساخته شد) مهاجرت كرده بود. ولي روشن نيست كه اين آمستردام در كجا واقع بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه استعمار پرتغال، انقلابي بزرگ برزيل را قطعه قطعه كرد
Tiradentes
«21 اپریل» سالروز اعدام تيرادنتسTiradentes (خوزه دا سيلوا خاويرJoaquim Jose da Silva Xavier, also known as Tiradentes) قهرمان ملي برزيل و روز ملي اين كشور است. وي كه برضد سلطه پرتغال بر برزيل قيام مسلحانه كرده بود پس از دستگير شدن، 21 اپریل 1792 اعدام شد.
    به دستور حكمران پرتغالي برزيل، تيرادنتس را قطعه قطعه كردند و هر قطعه اش را به يك شهر فرستادند تا مردم ببينند و انديشه انقلاب و استقلال را از سر بيرون كنند. با اين كه استقلال برزيل در هفتم سپتامبر 1822 به تحقق پيوست، معذلك 21 اپريل براي برزيلي ها روزي است بزرگ.
     تيرادنتس يك روشنفكر انقلابي بود و تحت تاثير افكار «ژان ژاك روسو» و ساير انديشمندان دوران روشنگري اروپا قرار گرفته بود. قيام او، همزمان با انقلاب هاي فرانسه و امريكاي شمالي (ايالات متحده) بود. برزيل هشت ميليون و پانصد هزار كيلومتر مربع وسعت و بيش از 190 ميليون تن جمعيت دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
«جمهوری تکزاس» مکزیک را شکست داد و ژنرال مکزیکی اسیر شد
Sam Houston
22 اپریل 1836 ژنرال مکزیکی «سانتا آنا Lopez de Santa Anna» به اسارت ژنرال سام هوستون Sam Houston فرمانده نیروهای مسلح جمهوری تکزاس درآمد و مجبور شد که از اراضی متعلق به مکزیک در تکزاس صرف نظر کند. نیروهای او 21 اپریل اين سال شکست خورده بودند.
     ژنرال هوستون (هیوستون) دو بار به ریاست جمهوری تکزاس مستقل انتخاب شد. شهر بزرگ هوستون در استِيت تکزاس به نام اوست. جمهوری تکزاس بعدا به فدراسیون آمریکای شمالی پیوست و استيتِ تکزاسِ اين فدراسيون شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزی که دیسرائلی تنها نخست وزیر یهودی تبار انگلستان درگذشت ـ نگاهی به وضعیت دوران حکومت او
Disraeli

بنیامین دیسرائلی Benjamin Disraeli تنها نخست وزیر یهودی تبار انگلستان 19 اپریل 1881 و سال پس از کنار رفتن از نخست وزیری درگذشت. او که یک محافظه کار بود دو بار و به مدت 6 سال بر کرسی ریاست دولت انگلستان ـ زمانی که انگلیس یک قدرت بزرگ بود و در همه قاره ها مستعمره داشت ـ نشسته بود. در دوران او؛ انگلستان، روسیه و آلمان سه قدرت بزرگ در جهان بودند. دیسرائلی ـ نژاداً یهودی و تا 12 سالگی پیرو دین یهود بود که در این سال پدرش اسحق پس از یک اختلاف نظر و جر و بحث در یک کنیسه ـ Synagogue (عبادتگاه کلیمیان)، از دین یهود خارج و بنیامین نیز مسیحی شد!. بنیامین 21 دسامبر 1804 بدنیا آمده بود ـ درست همان دهه که سِر جان مَلکُم در تهران مأموریت بررسی راههای بدام انداختن و سلطه انگلیس بر ایران را برعهده داشت که این سلطه و نفوذ حدود 150 سال طول کشید و ایران بسیاری از سرزمین های خود را از دست داد و کوچک شد ـ مناطقی که 24 قرن در کنار هم بودند. دولت لندن برای تضعیف و کوچک کردن ایران، گاهی هم با روسیه شریک می شد.
    دیسرائلی که شاهد گسترش قلمرو روسیه تا آمو دریا (جیحون) بود حساسیّت زیاد نسبت به افغانستان داشت. دیسرائلی همچنین مخالف سلطه عثمانی بر بخشی از جنوب شرقی اروپا بود و در زمان او بود که روسیه در جنگ بر عثمانی پیروز شد و بخشی از متصرفات عثمانی در اروپا را به تصرف خود درآورد، صربستان، رومانی و مقدونیه شمالی استقلال یافتند و بلغارستان خودمختار شد. با وجود این، دیسرائلی مخالف گسترش نفوذ روسیه در آناتولی و متصرفات آسیایی عثمانی بود. ترعه سوئز در زمان نخست وزیری دیسرائلی آغاز بکار کرد و وی کوشید که دولت لندن سهم بیشتری در کنترل آن داشته باشد. دیسرائلی در نشست برلین که سرنوشت قطعاتی از اروپا را تعیین کرد شرکت داشت. جنگ انگلیس با زولوهای آفریقای جنوبی در همین زمان روی داد. ملکه ویکتوریا از حامیان دیسرائلی بود. دیسرائلی که پیش از نخست وزیرشدن عضو مجلس نمایندگان انگلستان بود در عین حال یک داستان نویس بود و کتاب های متعدد در این زمینه تألیف کرده است. وی تلاش کرده بود که روزنامه منتشر کند که موفق نشده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
معروفترين خلبان جنگنده سه باله
Red Baron
«مانفرد فن ريكتوفنManfred Von Richthofen» معروف ترين خلبان جنگنده در جنگ جهاني اول 21 اپريل 1918 در جبهه سُم (به ضم س) در فرانسه جان خود را از دست داد. هواپيماي سه بالهِ اين خلبان آلماني هدف گلوله قرار گرفته بود. وي كه 26 ساله و فرمانده اسكادران بود قبلا در 80 ماموريت جنگي پيروز شده بود.
     نيروهاي متخاصمِ آلمان، او را «رِد بارون ـ امير زاده سرخ» لقب داده بودند زيرا كه هواپيمايش را رنگ سرخ مي زد. «مانفرد» قبلا افسر سوار بود كه هواپيما به صورت جنگ افزار درآمد.
    در جريان جنگ جهاني اول بود كه براي نخستين تانك و هواپيما و سلاح شيميايي بکار گرفته شد.
    
يكي از هواپيماهايي كه مانفرد با آن پرواز كرده و جنگيده بود، در موزه

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
معاهده محدود ساختن تولید جنگ افزار دریایی، ولی ...
22 اپریل 1930 و با تجربه از جنگ جهانی اول، دولت های انگلستان، ایالات متحده آمريکا و ژاپن معاهده محدود ساختن تولید کشتی جنگی بزرگ و زیردریایی را امضا کردند تا از یک جنگ تخریبی دیگر جلوگیری شود. برای این کار تبلیغ فراوان شده بود درست بمانند دهه های آخر قرن بیستم و دهه یکم قرن 21 در مورد سلاحهای اتمی.
    مرور زمان نشان داد که معاهده اپريل 1930 از همان سالِ نخستِ امضایِ آن نقض شد و هر سه کشور و به رقابت با آنها، دیگران با شتاب تمام به ساختن زیردریایی و ناو جنگی سنگين تر از مجوّز قرارداد پرداخته بودند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ارتش سرخ برلين را محاصره، و «فيلد مارشال مُدِل» خودكشي كرد ـ دفاع پسران 12 تا 14 ساله از برلين
Otto Moritz Walter Model

بيست و يكم اپريل 1945 واحدهاي ارتش شوروي شهر برلين را از فاصله چهار كيلومتري محاصره و زير آتش توپ قرار دادند و عناصر دو لشكر پياده و کماندو روس مامور رخنه به شهر شدند كه تا آخر وقت این روز به قرارگاه هاي سرفرماندهي ارتش آلمان رسيدند و حمله به اين قرارگاه ها آغاز شد. فيلد مارشال «اوتو موريتس والتر مدل» از فرماندهان نيروهاي مسلح آلمان همان روز (21 اپريل)خودكشي كرد. وي گفته بود كه به این اصل که يك فيلد مارشال آلماني نبايد به اسارت درآيد وفادار خواهد ماند. فیلد مارشال مدل بود كه آخرين تعرض زرهي آلمان به نام نبرد «بالژ» را مديريت كرده بود كه به علت نداشتن سوخت كافي و مهمات نتيجه نداشت.
    21 اپريل همچنين در بخش ديگري از آلمان، نيروهاي متفقين غربي آزمايشگاههاي اتمي آن کشور را تصرف و اشياء، اسناد و کارکنان آنها و ازجمله چند دانشمند اتمي ـ موشکی آلمان را به دست آوردند که بعدا به آمريکا منتقل شدند و ....
     9 روز بعد برلن به دست روس ها افتاد و هيتلر خودكشي كرد.
     در روزهاي آخر، نوجوانان آلماني و مردان سالخورده از برلين دفاع مي كردند و مقاومت و دفاع پسران 12 تا 15 ساله به شهادت سربازان روس، بهتر از پدرانشان و نظاميان حرفه اي بود. فيلد مارشال مدل با فرستادن نوجوانان به مقابل ارتش سرخ مخالف بود ولي راهي جز اطاعت از پيشوا (هيتلر) نداشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اجتماع سران و نمايندگان بيش از 80 كشور در «جاكارتا» 50 سال پس از اجتماع باندونگ و ايجاد جامعه غير متعهد در جهانِ دو قطبي وقت
21 اپريل 2005 سران و نمايندگان بيش از 80 كشور در «جاكارتا» اجتماع كرده بودند تا ياد كنفرانس 29 كشور آسيايي ـ آفريقايي را كه در اپريل 1955 در شهر باندونگ (اندونزي) برگزار شده بود گرامي دارند و با توجه به اوضاع تازه جهان، خودرا متعهد به همكاري هاي تازه كنند. كنفرانس باندونگ سال 1955 با هدف ريشه كن ساختن آثار هرگونه استعمار از مشرق زمین و آفريقا تشكيل شده بود، و در دهه نخست قرن 21 اعتقاد عمومي بر اين بود كه تفكر استعمار هنوز از ميان نرفته و استعمارگران تنها تغيير لباس داده اند.
    در دهه 1950، در جهان، دو بلوك غرب (ناتو) و شرق (پیمان ورشو) با هم در رقابت و معارضه بودند و از اين رهگذر، ملل ديگر نسبتا آسوده مي زيستند و اتحاديه هاي منطقه اي آنها فعاليت چشمگير داشتند از جمله اتحاديه عرب كه امروزه تنها نامي از آن بر روي كاغذ باقي مانده است.
    با توجه به وجود دو بلوك رقیب در جهانِ آن زمان (نيمه دوم قرن 20) يا به تعبيري بلوك هاي كاپيتاليسم و سوسياليسم، محصول نشست باندونگ سال 1955، جنبش تازه ای بود كه خارج از دو بلوك به وجود آمد و روزنامه نگاران آن را به جهان سوم (جامعه کشورهاي غير متعهد) شهرت دادند كه پس از فروپاشي اسرارآميز بلوك سوسياليست و به رغم قدرت يافتن بلوك ديگر (ناتو)، آن جنبش (جامعه غير متعهدها) كمرنگ و فعاليت آن به صفر نزديك شده است.
    «جنبش عدم تعهد» در زمان تاسيس، ژاپن را به خود راه نداد زيرا كه با آمريكا پيمان امنيت و دفاع مشترك داشت ولي نخست وزير ژاپن در كنفرانس 2005 حضور يافته بود.
    فكر ايجاد «جنبش عدم تعهد» از نهرو، عبدالناصر، تيتو و چو ئن لاي بود كه پس از فوت آنان رنگ و جلاي خود را از دست داد.
    
گوشه اي از کنفرانس سال 1955 باندونگ - چو ئن لاي و ناصر در عکس ديده مي شوند


    
برخي از شرکت کنندگان در مراسم پنجاهمين سالروز کنفرانس باندونگ


    
روسلان عبدالغني وزير امورخارجه اندونزي در سال 1955 و نخستين دبيرکل جنبش غيرمتعهدها که اورا با ويلچر به مراسم پنجاهمين سالگرد باندونگ آورده بودند و دو ماه بعد هم درگذشت

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
640 سال زندان براي «آدولفو سيلينگو» - سيلينگو مخالفان دولت نظاميان آرژانتين را از هواپيما به دريا مي افکَند!
آدولفو

يك دادگاه جنايي اسپانيا بيستم اپريل 2005 «آدولفو سيلينگو» افسر نيروي دريايي پيشين آرژانتين را به جرم اِرعاب، شكنجه و قتل مخالفان دولت وقت (آرژانتين) با فرو انداختن آنان از هواپيما به داخل دريا و رودخانه به تحمل 640 سال زندان محكوم كرد. در اسپانيا مجازات اعدام لغو شده و رعايت تخفيف براي او به اين جهت بوده است كه خود را به آن دولت معرفي و اعتراف به اِعمال شكنجه و قتل كرده بود.
    محاكمه سيلينگو در مادريد به اين علت بود كه چند تبعه اسپانيا هم از او شاكي بودند. وي در زمان محاکمه 58 ساله بود. جرائم سيلينگو مربوط به سالهاي 1976 تا 1983 و در دوران حكومت نظامي ها بر آرژانتين بوده است که در آن دوران 30 هزار مخالف دولت مقتول شده بودند.
    در جريان محاکمه سيلينگو، روزنامه ها در سراسر جهان عكس و اظهارات او را در صفحات اول خود قرار داده و اظهار اميدواري كرده بودند که ساير كساني كه در گذشته، همين اعمال را انجام داده اند تحت فشار نيروي وجدان قرار گيرند و خود را تسليم كنند تا عمل و اظهاراتشان درس عبرت قرار گيرد و ارعاب، شكنجه و قتل از جهان رخت بر بندد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 21 آوريل
  • 1898:   در پی آزاد شدن استقرار مهاجران اروپایی در اُکلاهما (بعدا یک استيتِ فدراسیون آمریکا) و تصاحب اراضی این منطقه (معروف به هجوم برای تصرف زمینLand Rush)، در این روز و ظرف چند ساعت اراضی ناحیه ای که اکلاهماسیتی در آن واقع است به تصرف بیش از ده هزار مهاجر درآمد و تا ظهر آن روز تاسیس «اکلاهما سیتی» اعلام شد.
        قبلا این اراضی به بومیانِ منتقل شده از شرق آمریکا اختصاص داده شده بود که به این ترتیب اینجا را هم از دست دادند. این بومیان (اصطلاحا؛ سرخپوستان) و ازجمله چروکی ها از ایالت های کارولینای شمالی و جنوبی و جورجیا با پای پیاده به اکلاهما منتقل شده بودند و اراضی پیشین آنان میان مهاجران و عمدتا انگليسي ها قسمت شده بود.
        
        
  • 1912:   «پراودا» با عنوان صدای بُلشِویک های روسیه (کمونیست ها ـ پیروان عقاید مارکس) در سن پترزبورگ انتشار یافت.
        
        
  • 1946:   در شرق آلمان (منطقه استقرار نیروهای نظامی شوروی) نظام سوسياليستي برقرار شد که 43 سال دوام داشت.
        
        
  • 1954:   گرگوري مالِنكوف نخست وزير شوروي شد.
        
        
  • 1961:   نظاميان فرانسوي در الجزاير بر ضد سياست پاريس سر به شورش برداشتند.
        
        
  • 1967:   يك كودتاي نظامي در يونان دولت منتخب را بركنار كرد.
        
        
  • 1984:   انسل آدامسAnsel Adams عکاس معروف و مبتکر آمریکایی که ضمن گرفتن عکس، فن عکاسی را نیز تکمیل کرد و قواعد فنی ـ هنری متعدد برای این کار به وجود آورد و کتاب ها و مقالات متعدد در این زمینه نوشت در 82 سالگی درگذشت.
    Ansel Adams

  • پيام‌هاي تازه
    ابرازنظرهای واصله تا 30 فروردین 1400درباره طرح مصوّب مجلس یازدهم مبنی بر دریافت مالیات تصاعدی از خانه های خالی وثبت سکونت و مالکیّت
  •  
        شماری دیگر از ابرازنظرهای مخاطبان این تاریخ آنلاین [متفاوت از ابرازنظرهای درج شده قبلی] که تا نوزدهم اپریل 2021 (30 فروردین 1400) درباره طرح مصوّب مجلس یازدهم مبنی بر دریافت مالیات تصاعدی از خانه های خالی که پس از تأیید شورای نگهبان قانون شده و با امضای رئیس دولت که دوران ریاست او بر قوه اجرایی در مردادماه 1400 پایان می یابد اجرایی شده است:
        
        ـ چهار مخاطب خواسته اند ابراز نظری که در سایت دیروز این تاریخ آنلاین درج شد و فرستنده آن تصمیم به کتاب نویسی در زمینه آن مصوبه، ایرادها، پیامدها ونتایج اجرای آن دارد تجدید درج شود و سپس در ردیف رویدادهای ایران قرارداده شود زیراکه فصلی از تاریخ معاصر ایران خواهد شد. به باور این چهار مخاطب، آن ابراز نظر ـ واقعیت های متعدد را بدست داده است ازجمله «عطف به ماسبق نشدن»، اشاره نشدن به خانه های ساخت دهها سال پیش و بعضا کلنگی و دفاتر افراد، مثلا دفتر کار یک وکیل دعاوی بازنشسته که برای دیدار و یا دادن مشورت دوستانهِ رایگان به مشتریان سابق دایر نگهداشته شده و حضور در آن، عادت او شده است. همچنین این اخطار بی سابقه که در صورت عدم ثبت اطلاعات ملکی؛ افراد از یارانه، پلاک خودرو، خدمات بانکی، انشعابات خانگی، گذرنامه و ... محروم خواهند شد. پس، سند منگله دار ثبتی چیست؟. مگر می شود اّب و برق و خدمات دیگر را نداد، اینها «حق» یک شهروند است و دولت ها برای مراقبت و محافظت از حقوق شهروندان به وجود می آیند.
         [به خواست این مخاطبان، ابراز نظر درج شده در سایت دیروز ـ 19 اپريل ـ در زیر تجدید درج شده است و بعدا در ردیف رویدادهای ایران قرار خواهد گرفت تا هر سال مرور و با وضعیت پس از اجرای مصوبه مقایسه شود]:
        
        
    کُپی پیامی که در سایت 19 اپریل این تاریخ آنلاین درج شد و مخاطبان خواسته اند که دوباره درج شود:

        ـ تاریخ نگاران قرن 21 با مورّخانِ هزاره گذشته که تنها شرح کارهای سران کشورها و جنگ ها را می نوشتند و از وضعیت مردم، نتیجهِ منفی اقدامات دولتی و ... عبور می کردند فرق دارند. مورخان قرن 21 در نقش «جُرنالیست [ژورنالیست] ـ تاریخ نگار» کار می کنند و به عبارت دیگر، کار ناقص و ملاحظه کاری احتمالی جُرنالیست ها را سرنخ قرار می دهند [سوژه می گیرند] و با دستی بازتر، هربار یک مورد ـ فقط یک مورد را کتاب می کنند تا بر پایه آن فیلم و مستند ساخته شود و سی دی هایش در دست مردم. هدف این است که از ضعف ها درس گرفته شود و اشتباهات تکرار نشود و همچنین کارهای خوب، سرمشق.
        من [مخاطب] در ایران و در دانشگاه تا کارشناسی [لیسانس] الهیات درس خواندم و پس از آمدن به اروپا، تحصیل در این رشته را ـ تئولوژی theology را در ایتالیا و اسپانیا ادامه دادم ـ گرچه بعدا در رشته دیگری استخدام شدم و بکار پرداختم.
        تصمیم من این بود که سه سال دیگر و پس از بازنشسته شدن، دست به پژوهش و تألیف بزنم تا به بشریت خدمت کرده باشم. ناگفته نگذارم که از 19 سال پیش از خوانندگان این تاریخ آنلاین هستم و قبلا با نام مؤلف آن، از مقالات وی در روزنامه اطلاعات در سال های پیش از انقلاب آشنا شده بودم.
        قانون تازه اخذ مالیات از صاحبان خانه های خالی که متن کامل و چگونگی اجرا شدن آن را در همین تاریخ آنلاین خواندم و کُپی گرفتم مرا بر آن داشته که نخست در همین زمینه تحقیق کنم و کتاب بنویسم ـ اولین کتاب من.
        عنوان این قانون: «مالیات از خانه های خالی» مرا جلب کرد. مگر خانهِ خالی درآمد دارد که صاحب آن مالیات بدهد؟. مگر یک فرد از قبل می دانست که نباید خانه خالی داشته باشد؟، بنابراین طبق استانداردِ وضع قانون، این ضابطه نمی تواند عطف بماسبق شود. اگر هدف مبارزه با احتکار خانه است یعنی یک فرد چندین خانه بخرد و خالی بگذارد تا گران بفروشد باید در قانون ذکر می شد: خریدارانِ 2 سال و یا 3 سال اخیر. این گرانی ها مربوط به همین دو ـ سه سال گذشته است و آن نیز به علت افزایش حجم نقدینگی است ـ این ریال ایران است که ارزان شده و قیمت ها و مزد خدمات را بالا برده است. راهِ بالا بردن ارزش ریال را پیدا کنید تا به موازات آن، قیمت ها پایین آیند. کسی که مثلا از 20 سال 30 سال پیش خانه قبلی خودرا حفظ کرده نیّت احتکار نداشته، برای فرزندانش و یا اجاره دادن و یا حفظ خاطرات گذشته و یا استفاده انباری نگهداشته است. به سازنده خانه انبوه هم نمی توان گفت محتکر. ساخته که بفروشد ولی نگران تورّم پول است. با این قانون که به او 12 ماه و 18 ماه پس از گرفتن گواهی پایان کار مهلت داده، نمی رود گواهی پایان کار بگیرد و یا اینکه کار را تمام کند، برای او یک فرصت فراهم شده است. یک فرد معمولی اگر خانه اش را بفروشد، راهی ندارد جز اینکه پولش را در بانک بگذارد که با این تورم 30 ـ 40 درصدی، ظرف چند سال از دست می رود و یا برود جنس و کالای غیر مصرفی بخرد و نگهدارد که این کار، احتکار واقعی است. اگر خانه را اجاره دهد که در ایران دعوای موجر و مستاجر بحث قدیمی بوده و علل بسیاری از درگیری های افراد. از سوی دیگر، ثبت سامانه ای تقلبی ـ خود یک مسئله ساز دیگر است. در آمریکا ثبت الکترونیک مسئله ساخته و همین مسئله جاری انتخابات چه رسد به ایران که یک رقم بزرگ، بی سواد ـ بی سواد الکترونیک دارد. با این تفاصیل، به نظر من [مخاطب] این ضابطه یک قانون جامع و کامل نیست.
        من [مخاطب] از همین حالا تمامی اظهارات و اقدامات و مرافعات بعدی مربوط به موضوع را جمع آوری می کنم. به یکی از بستگان در ایران گفته ام که به هزینه من همه را جمع آوری کند. سپس نظرات 20 کارشناس و حقوقدان و جامعه شناس واقف بر حقوق بشر را در سراسر جهان استعلام می کنم و آنگاه شخصا به چند کشور اسلامی می روم و از 20 مجتهد جامع الشرایط بویژه شیعه درخواست فتوا می کنم که آیا چنین ضابطه ای، بلحاظ اسلامی درست تنظیم شده است و شروع به نوشتن کتاب می کنم و آن را چاپی و ای بوکی ـ انتشار الکترونیک منتشر می سازم. این روزها ترجمه سریع اینترنتی کار آسانی است و قضیه به هر زبان اصلی که نوشته شود فرق ندارد. هدف؛ انتقاد و بدگویی نیست، منظور؛ اصلاح کار است. در یک نظام اسلامی که خود من [مخاطب] در انقلاب سال 1357 شب و روز شرکت کردم، دویدم و شعار دادم، تصمیمات و اقدامات نباید مطلقا از احکام اسلام و آیات قران و حقوق اسلامی افراد به دور باشد.
        
        _ _ _ _ _
        
        ـ مخاطب از تهران: یک مقام دولتی [با ذکر نام و سمت] گفته است که با اجرای مصوّبه تازه، به احتکار خانه که بعضی از محتکران بیش از هزار خانه در اختیار دارند پایان داده می شود. من [مخاطب] که در ساعات فراغت در یک بنگاه معاملات املاک، شاگردی می کنم رقم هزار و حتی 100 و دویست را نمی توانم باور کنم. اگر درست است یک محتکر هزارتایی را معرفی کنند، اینکه اتهام زنی و بدنام کردن نیست، قانونا خریداری کرده و کاسبی همین است. مگر کسبه دیگر این کار را نمی کنند. یک فرد نمی تواند هزار خانه از افراد بخرد، می تواند از «یک سازنده انبوه» بخرد که اولا سازندگان کمتر از صد دستگاه می سازند، زیرا کلنگی و زمین شهری نسبتا کمیاب است و ثانیا خرید آنهمه خانه و یا آپارتمان صدایش همه جا می پیچد و روزنامه ها باخبر می شوند و .... این گرانی روزافزونِ خانه، اتومبیل و ... مربوط به 20 و چند ماه گذشته است و در این فاصله، فرصت خرید 1000 خانه وجود نداشته و کسی هم در چندماه اخیر احتمال نمی داده که گرانتر شود، همه چشم به دولت بعدی دوخته اند که استقراض از بانک مرکزی و برداشت از هر صندوق دیگر را متوقف و اقتصاد مقاومتی اجرا کند. من در بنگاه هر روز شاهد هستم که خریداران دست نگهداشته اند و به امید بعد از مرداد [مرداد 1400] نشسته اند تا ببینند دولت بعدی چه خواهد کرد. فردی نیست که نداند برطرف شدن تحریم ها نقش موثر در بازار مسکن ندارد، دلار دوباره نمی شود چهارـ پنج هزار تومان. باید راهی برای جمع کردن اسکناس های اضافی و مثلا از طریق بالابردن موقت سود سپرده بانکی پیدا شود. سود بانکی فعلی با توجه به تورم، زیان آور است. ثبت املاک و اسکان در سامانه که هر روز مشتریان درباره چگونگی کار و یادگیری از ما سئوال می کنند بعدا درد سرهای زیاد خواهد داشت و در هر شهر دهها کمیسیون حل اختلاف لازم دارد با هزینه سنگین و همچنین بازرسی دنباله آن کارمند پاکدست بسیار می خواهد.
        
        _ _ _ _ _
        
        ـ مخاطب از سوئد: مجلس بجای این مصوّبه که قانون اصلی اش چند سال پیش تصویب ولی اجرا نشده بود باید کاری به قطع حجم نقدینگی می کرد. همین ماده از قانون مالیات ها که چند سال پیش تصویب شد مرا بر آن داشت که از سوئد که در آنجا نزد فرزندانم هستم به تبریز بازگردم و خانه ام را که اتفاقا مستاجرش دبّه درآورده بود، با پرداخت پول و گذشت از اجاره عقب افتاده بیرون کنم، بفروشم و پولش را در بانک (بانک ملی که کمتر از سایر بانک ها سود سپرده می دهد) بگذارم و به سوئد بروم.
        به تقاضای بستگان، نوروز امسال را به تبریز آمدم و وقتی که شنیدم قیمت خانه ای را که فروخته بودم هفت برابر شده و با سپرده ام در بانک می توانم فقط دوتا اتومبیل بخرم از غصه مریض شدم و نوروز بدی داشتم. همه می دانند که گرانی کنونی از کثرت پول است، دولت کسری بودجه دارد و دست به صندوق بانک مرکزی دراز می کند. رئیس بانک مرکزی چند روز پیش به طور ضمنی در این زمینه اشاره کرد. مصوبه اصلاحی مجلس و به عبارتی تکمیلی ماده سابق و افزودن آن همه تبصره بر آن، مسئله گرانی ها و کسری بودجه را حل نخواهد کرد. من متن اصلاحیه مصوب مجلس را در این تاریخ آنلاین خواندم و در اینجا [سوئد] با هر ایرانی که صحبت کردم، دیدم که او هم خوانده و از قضیه اطلاع دارد.
        
        _ _ _ _ _
        
        ـ مخاطب از کانادا: یک حقوقدان بازنشسته هستم و قبلا چند سالی دادیار و بازپرس بودم و چند سالی هم وکیل و مشاور قضایی. مقیم کانادا نیستم. برای دیداری به اینجا آمده ام. هرجا که باشم اخبار وطن ـ وطن از جان عزیزتر را دنبال می کنم. به نظر من، انشاء این اصلاحیه باید دوباره در جلساتی با حضور چند مرجع تقلید و حقوقدان متخصّص حقوق انسان اصلاح و به مجلس داده شود. مالکیت حق انسان است و این حق را دارد که با ملک خود به هرگونه که بخواهد رفتار کند به این شرط که به دیگری ضرر وارد نشود و این حق در قرآن کریم و کتب آسمانی دیگر و قانون اساسی همه کشورها شناخته شده و مورد حمایت است و سازمان ملل کمیسر ناظر بر حقوق بشر دارد. اگر بخواهند که در حق مالکیت نوعی محدودیت مشروع اِعمال شود، همان کاری را که کشورهای سوسیالیستی سابق کردند، باید آینده شمول باشد (از زمان تصویب قانون) نه شامل گذشته. کدام قانون و در کدام کشور گفته که خانه ات را باید اجاره دهی یا جریمه شوی (چند برابر مالیات مربوط). یک فرد ممکن است که دو ماه پس از اجاره دادن نیاز به پول پیدا کند و بخواهد که خانه اش را بفروشد، چگونه می تواند مستاجر را بیرون کند. از سوی دیگر، جریمه که مجازات نقدی است باید با حکم دادگاه و پس از رسیدگی باشد. گزارش اداری (نه حکم قضایی) وقتی می تواند اجرا شود که طرف مقابل آن را بپذیرد و گردن نهد و اگر اعتراض داشته باشد، این دادگاه است که باید رسیدگی کند، کمیسیون حل اختلاف یک مرجع اداری است نه قضایی. دستگاه قضاء جای رسیدگی به اعتراضات و تظلمات است. از دیدگاه من [مخاطب] همچنانکه نمی شود دستور داد که هر دختر پس از رسیدن به 18 سالگی باید شوهر کند و گرنه حق راندن اتومبیل، رفتن به دانشگاه و بیمارستان از او سلب می شود و هر سال هم باید مبلغی پول بدهد، نمی توان به یک صاحبِ خانه هم گفت که اگر خانه اضافی ات را اجاره ندهی باید تصاعدی هر سال مبلغی بدهی. این، یعنی جریمه که جریمه همان مجازات است. درست مثل این است که بگویند افراد نمی توانند بیش از حدی پول داشته باشند باید مثلا در فلان کار سرمایه گذاری کنند. اگر این را بگویند، دیگر کسی تلاش و کار اضافه بر هزینه هایش نمی کند و اقتصاد و جامعه پیشرفت نخواهد داشت. مجموعه سه قوه که دولت هر کشور را تشکیل می دهد باید پیش از هر اقدام دقت کند که به حقوق افراد ـ حقوقی که خدا به آنان اعطاء کرده و هزاران سال داشته اند آسیب وارد نشود. انسان معاصر چند بار بیش از انسان گذشته از حقوق خود شناخت دارد و مالکیّت مشروع یک حق است.
        
        _ _ _ _ _
        
        
        
    دو نظر واصله در 31 فروردین 1400 (20 اپریل 2021) در همین زمینه (خانه های خالی):

        
        ـ 20 اپریل 2021 ـ مخاطب از لندن: یکی از هدف های دولتمردان در قرن 21 کاهش جمعیت شهرهای بزرگ است که کثرت جمعیت و تمرکز آن در یک نقطه، زیانهای اقتصادی ـ اجتماعی و حتی سیاسی بسیار دارد. یکی از مسائل اقتصادی ایران نتیجه لغو محدوده تهران و چند شهر بزرگ ایران بوده است که جمعیت تهرانِ واقع شده در دامنه کوه و روی گسل های زلزله خیز را در 42 گذشته بیش از 4 برابر کرده است. قانون تازهِ برقرار کردن مالیات تصاعدی بر خانه های خالی و محدود کردن محل سکونت یک خانوار، اجاره نشین شدن و مالک خانه شدن را آسانتر و جمعیت شهرهای بزرگ را بیشتر خواهد کرد و مسائل اجتماعی از قبیل مشاجره و زدوخورد خانگی و بیرون خانه، دزدی، انواع فساد، بیکاری و ... را بیشتر و تولید را به خدمات تبدیل می کند. طبق مطالعات من [مخاطب]، نتایج منفی اجرای چنین ضوابطی بیشتر از نتایج مثبت آن خواهد بود. به علاوه، این مصوبه مجلس آن طور که من [مخاطب] پس از مطالعه آن، استنباط کرده ام نیاز به اصلاحات عبارتی متعدد دارد و آیین نامه تکمیلی و کاملا روشن برای اجرا می خواهد تا به یک بروکراسی ناراضی ساز بدل نشود.
        
        ـ 31 فروردین 1400 ـ رشت: دولت بعدی صد روز دیگر کار خود را آغاز می کند. به نظر من [مخاطب] بهتر بود که اجرای آن و شروع کار را می گذاشتند برای آن دولت که با فرصت بیشتر بداند که چه باید بکند و احیانا اصلاحیه و مهلت خواهی بیشتر به مجلس بفرستد. درست است که در مصوبه مجلس شورای اسلامی تاریخ اجرا معین شده است، ولی قوه مجریه می تواند بر حسب وضعیت آمادگی خود، کار اجرا را شروع کند. در همه کشورها این کار رسم است. اجرای چنین قانونی نیاز به ماهها فراهم ساختن وسائل و مقدمات دارد. مثلا به صرف گزارش سازمان آب که نمی شود خالی بودن یک خانه را تآیید کرد. خانه خالی یعنی خانه کامل و آماده برای سکونت بدون اثاثه. تازه مالک ممکن است برنامه های دیگری و شروع آنها از سال های دیگر در سر داشته باشد و این حق طبیعی مالک است که با دارایی خود چه بکند، این یک امر خصوصی و داخلی افراد است. عوارض شهرداری از خانه ها در همه کشورها مرسوم است و مالیات تعریف دیگری دارد و رسیدگی به اختلاف برسر موضوع حقوقی و جزایی، وظیفه دادگستری است. من یک فامیل را می شناسم که 33 سال است خانه پدربزرگ متوفی و اثاثه او را در همان خانه حفظ کرده اند و طبق وصیت او فقط سالی چندبار در آنجا جمع می شوند و مهمانی می دهند و عکس می گیرند. سند خانه همچنان به نام پدربزرگ است که دیگر زنده نیست. این کار خلاف قانون و شرع و فرهنگ ملت نبوده است. چطور و کدام یک از اعضای فامیل می تواند برود و ثبت در سامانه را انجام دهد و اگر نروند باید مالیات بدهند و اگر ندهند معلوم نیست که سرانجام خانه، مهمانی ها و وصیت آن مرد که عمری را خدمت کرده بود و زحمت کشیده بود چه خواهد شد. این ها همه باید کاملا بررسی شود.
        
        
    [پیام های بعدی درصورت دریافت، در سایت چهارم فروردین = 24 اپریل درج خواهند شد]


  • براي اطلاع



     

    روزنامک


    اِدیشن(نسخه) آنلاین مجله جهانی «روزنامک» که به شماره ثبت 25178/92 ثبت شده است حاوی «دستچینِ رویدادهای روز و گذشته - تاريخ» و چشم انداز فردا از دیدگاه اصحاب نظر و شخص ناشراست.
     همچنین نظرات، تجربه، مشاهدات و خاطرات (کارنامک) نوشیروان کیهانی زاده ـ روزنامه نگار و تاریخ نویس 78 ساله ـ با هدف ارتقاء دانش مخاطبان، سطح آگاهی ها و مدنیّت برای داشتن دنیایی بهتر و کمک فرهنگی به کاهش مسائل جوامع، بشریّت و پیشگیری از اشتباه با این شعار: توانایی محصول دانایی است و «دانستن» حق انسان.
    «روزنامک» که از نوامبر 2003 (21 آبان 1982) به صورت یک وبسایت، با هدف آموزش عمومی و خبر و نظررسانی ایجاد شده بود. شماره یکم نسخه چاپی روزنامک نيز در اپريل 2014 (ارديبهشت 1393) در تهران منتشر شد و انتشار آن ادامه يافته است.

    نسخه آنلاين: www.rooznamak.com

    نسخه چاپی: www.rooznamak-magazine.com


     




     

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com