Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
23 جولای
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 23 جولای
ایران
روزی که «پوریای ولی» درگذشت
طبق محاسبه مورخان روس، پوریای ولی (محمود خوارزمی) ـ پهلوان، جوانمرد، عارف و شاعر بنام ایران 23 جولای سال 1322 میلادی (یكم امرداد) درگذشت كه این اندرز را به او نسبت می دهند:
     افتادگی آموز اگر طالب فیضی ـــ هرگز نخورد آب، زمینی كه بلند است
     از «پوریا» یك مثنوی هم باقی مانده است.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
انتقال سلطان احمدشاهِ خُردسال از سفارت روسیه به کاخ گلستان
شاه كوچولوی كشوری كهن با شمشیری مرصّع و بلند!
یكم اَمُرداد 1288 سلطان احمدشاه كه كودكی بیش نبود از ساختمان تابستانی سفارت روسیه در زَرگندهِ قلهك به كاخ گلستان انتقال یافت. پدرش، شاه مخلوع، تا این روز حاضر نمی شد او را از خود دور سازد كه ایلخان قاجار (پس از تبانی با دولت روسیه) با یك واحد قزاق به سفارت روسیه رفت و احمد شاه را كه با پدر و اعضای خانواده در آنجا متحصن بودند بیرون آورد.
    احمدشاه سی ام تیرماه 1293 پس از رسیدن به سن قانونی، تاجگذاری كرد و دولت وقت یكصد هزار تومان هزینه مراسم تاجگذاری او را از بانك انگلستان در تهران (بانك شاهی، و در آن زمان واقع در ضلع شرقی میدان توپخانه ـ ساختمان فعلی بانك تجارت) وام گرفته بود.
    
سلطان احمدشاه در زمان سلطنت

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اظهارات مصدّق درباره جان باختگان تظاهرات 30 تیر ـ وصیّت مصدق (مدفون شدن در گورستان مقتولان سی ام تیر) که دولت وقت مانع از رعایت آن شد!
یکم اَمُرداد ماه 1331 دکتر مصدق كه با پشتیبانی و جانبازی مردم بر شاه و هوادارانش پیروز شده بود اعلام كرد كه به احترام مقتولان تظاهرات سیاسی سی ام تیرماه، فردا - دوم اَمُرداد سازمانهای دولتی تعطیل و پرچمها به حالت نیم افراشته در خواهند آمد. وی همچنین قول داد كه ترتیبی خواهد داد كه از آن پس نشود هیچیك از اصول قانون اساسی را نادیده گرفت و جهت تامین منافع فرد و یا افراد معیّن از آن عبور كرد. وی گفت كه وصیت كرده است كه پس از مردن، او را در كنار گور مقتولان سی ام تیر به خاك بسپارند.
     مصدق از این مقتولان به نام كسانی نام بُرد كه جان بركف نهاده بودند تا از حقوق ملت، آزادی و دمكراسی، قوانین وطن، حاكمیّت ملی و استقلال كشور دفاع كنند. وی گفت: آنان جان دادند و در خون غلتیدند تا اراده ملّت استوار و حاكم باقی بماند.
    پس از فوت دكتر مصدق در اسفند 1345 و در حال تبعید غیرقانونی در احمدآباد، دولت وقت مداخله كرد و اجازه نداد كه در گورستان مقتولان سی ام تیرماه دفن شود و به این ترتیب مانع از انجام وصیّت یك متوفی شد كه عملی مغایر منش ایرانی است. دولت وقت همچنین اجازه نداد كه مجلس ختم عمومی برای دكتر مصدق برگزار شود، اما نتوانست مانع شود كه میلیون ها ایرانی در اسفند 1345 به علامت عزاداری، لباس سیاه برتَن نكنند، به یکدیگر تسلیت نگویند و برخی اشک نریزند.
    
دكتر مصدق 25 تيرماه 1331 پس از كناره گيري از نخست وزيري، از دفتر شاه به خانه اش مي رود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعتراف شاه به برسمیت شناختن اسرائیل و واکنش تند دنیای عرب
یكم امُرداد 1339 (23 جولای 1960)، محمدرضاشاه پهلوی درمصاحبه ای، در پرسش به سئوالی كه از پیش آماده شده بود به صراحت گفت كه ایران اسرائیل را ده سال پیش به رسمیت شناخته و این، یک موضوع تازه نیست.
     انتشار این مطلب با واکنش تند و دامنه دار دولت های عربی رو به رو شد و جمال عبدالناصر رهبر وقت مصر ضمن یک حمله لفظی تُند به شاه، روابط مصر با ایران را قطع كرد و جنگ رادیویی دو كشور آغاز شد كه چندی بعد با یک اشتباه تایپیِ تایپیست اخبار رادیو ایران (کارمند خبرگزاری پارس که «اردن» را اشتباها «ایران» تایپ کرده و به همین صورت از رادیو پخش شده بود) وارد مرحله شدیدتری شد و سالها طول كشید.
    در پی انتشار مصاحبه شاه، رادیو ایران و تلویزیون غیر دولتی وقت مطالبی درباره تاریخچه روابط ایرانیان با یهودیان از زمان کوروش بزرگ و آزاد کردن اسیران یهود از زندان بابـِل و بازگردانیدن آنان به زادگاهشان و ترمیم ویرانی شهرهایشان به هزینه ایران تا به آن روز از جمله نخست وزیر یهودی داشتن ایران، کلانتر شیراز شدن یک یهودی و ... پخش کردند. باوجود این، دولت اسرائیل در جریان انقلاب سال 1357 (1978 میلادی) به شاه کمک نکرد و ثروتمندان یهودی ایرانی در تابستان آن سال ثروت خودرا به آمریکا و عمدتا کالیفرنیا منتقل کردند.
    دولت اسرائیل تا زمان سقوط شاه، در تهران دفتر نمایندگی سیاسی داشت که به فلسطینی ها واگذار شده است. خیابان کاخ که این دفتر در آنجا قرارداشت نیز به خیابان فلسطین تغییر نام داده شده است. یاسر عرفات چند روز پس از پیروزی انقلابیون به تهران آمد و با آیت الله خمینی دیدار کرد. پس از انقلاب، اتهامات متعدد به یهودیان ایرانی زده شد و القانیان از ثروتمندان یهودی ایران و نیز دکتر سیمون فرزامی ژورنالیست یهودی ایرانی اعدام شدند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
با تهدید و خط و نشان کشیدن های جولای 2018، صف آرایی آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بیش از هر زمان دیگر در برابر هم
مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا [وزیر امور خارجه وقت]، بعد از ظهر یکشنبه 22 جولای 2018 (در آن سال مصادف با 31 تیرماه 1397)، در جمع صدها ایرانی در کتابخانه رونالد ریگان در سیمی وَلیِ لُس آنجلس با نام بردن از شماری از مقامات و معاریف جمهوری اسلامی آنان را به ثروت اندوزی با اِعمال نفوذ متهم کرد و گفت که مردم ایران در برابر این وضعیت، ساکت نخواهند ماند.
    وی گفت که پیامی برای مردم ایران دارد و آن، این است که دولت آمریکا صدای شما ـ ایرانیان را می شنود و از شما حمایت می کند، دولت آمریکا با شماست.
    پمپئو (و قبلا رئیس سی آی اِ) گفت که بر عهده مردم ایران است که سرنوشت خود را تعیین کنند و بدانند که دولت آمریکا از خواست آنان حمایت می‌کند.
    وی همچنین گفت که ما ـ آمریکا با هدف اینکه ایرانیان از مقامات جمهوری اسلامی خبر دروغ نشنوند و به واقعیت ها دسترسی داشته باشند در نظر داریم که یک تلویزیون و رادیوی 24 ساعته به زبان فارسی راه اندازی شود.
    مایک پمپئو قبلا و پس از انتشار اعلامیهِ ترامپ، مبنی بر خروج آمریکا از توافق هسته ایِ قدرت های 6 گانه با جمهوری اسلامی، ۱۲ شرط التیماتوم شکل خطاب به تهران اعلام کرده بود.
    در همین روز (22 جولای 2018) دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا [دور اول ریاست او] در واکنش به اظهارات حسن روحانی، رئیس جمهور ایران [رئیس جمهور وقت] در توئیتی به او هشدار داد که تهدید کردن آمریکا عواقب ناگواری به دنبال خواهد داشت.
    کُپی توئیت ترامپ برای ماندن در تاریخ:
    
    
Donald J. Trump
    ✔ @realDonaldTrump
    
    
    To Iranian President Rouhani: NEVER, EVER THREATEN THE UNITED STATES AGAIN OR YOU WILL SUFFER CONSEQUENCES THE LIKES OF WHICH FEW THROUGHOUT HISTORY HAVE EVER SUFFERED BEFORE. WE ARE NO LONGER A COUNTRY THAT WILL STAND FOR YOUR DEMENTED WORDS OF VIOLENCE & DEATH. BE CAUTIOUS!
    11:24 PM - Jul 22, 2018

    ترامپ در توئیت خود که تماما با حروف بزرگ و به نشانه تاکید نوشته شده بود، خطاب به حسن روحانی گفته بود: هیپچگاه، هرگز و باردیگر آمریکا را تهدید نکن؛ و گرنه عواقب آن را باید تحمّل کنی ـ عواقبی که نظیر آن کمتر در طول تاریخ تجربه شده است. ما دیگر آن کشور نیستیم که حرف‌های شما از خشونت و مرگ را تحمّل کند. احتیاط کن.
    پاسخ حجت الاسلام حسن روحانی به توئیت ترامپ و سخنان پمپئو، نسبتا تُند بود که تیتر صفحات اول شماره های دوشنبه 23 جولای 2018 چند روزنامه ایران قرار گرفته که چهار نمونهِ آنها در زیر آمده است:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
سالمرگ احمد شاملو
شاملو
احمد شاملو شاعر، داستان نگار، نمایشنامه نویس و روزنامه نگار معاصر 23 جولای سال 2000 (دوم اَمُرداد 1379) بر اثر عوارض ناشی از بیماری قند و در 75 سالگی درگذشت که در کرج و در محوطه امامزاده طاهر به خاک سپرده شده است. او در فَردیسِ کرج فوت شده بود. شاملو كه در عین حال یك مبارز سیاسی بود در طول عُمر چند بار به زندان افتاده بود و نخستین بار در 1322 ه. ش. انتقادهای او مخصوصا در سه سال آخر عُمرِ نظام سلطنتی معروفند. وی مبارزه سیاسی خودرا پس از سفر آمریكا در سال 1976 شدت و گسترش داده بود.
     از شاملو دهها مجموعه شعر، داستان، داستان كوتاه، كتاب كودكان و مقالات متعدد باقی مانده است. وی در عین حال یك مترجم كتاب و مقاله از زبانهای فرانسه و آلمانی به پارسی بود. شاملو در طول عُمر چند نشریه عمومی تهران را نیز سردبیری كرده بود. شاملو در تهران و در یك خانواده نظامی به دنیا آمده بود. او می كوشید كه در اشعار خود ذائقه ایرانی را كه با سبك حافظ و ... آشناست رعایت كند.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
ساخت نخستین ماشین تحریر (تایپ رایتِر) در سال 1829
23 جولای سال 1829 ویلیام برت آمریكایی ماشین تحریری را كه ساخته بود و گفته می شود نخستین «تایپ رایتِر» بود در استیت میشیگان به ثبت رسانید، ولی از آن پس اشاره دیگری به ماشین ساخت ویلیام برت نشده است تا این كه 31 سال بعد (سال 1867) سه آمریكایی دیگر به نام های كریستوفر شول، كارلوس گلیدن و سمیوئل در شهر میلواكیِ استیت ویسكانسینِ آمریكا ماشین تحریری را ساختند كه استفاده از آن آسان و عملی بود و كارخانه رمینگتون كه در آن زمان تفنگ و چرخ خیاطی تولید می كرد امتیاز انبوه سازی این تایپ رایتِر را به مبلغ 12 هزار دلار از آنان خرید و تحت نام«شول ـ گلیدنShole - Glidden» به تولید صنعتی آن پرداخت كه رو به تكامل گذارد و در سراسر جهان وسیله ای عمومی و ضروری شد. باید دانست كه تلاش برای ساختن ماشین تحریر تحت نام «تایپو گرافر» از قرن چهاردهم میلادی آغاز شده بود كه تا قرن هجدهم حاصل عملی نداشت.
    عكس مقابل، از یك ماشین تحریر «شول ـ گلیدن» كه در سال 1873 ساخته شده و در موزه اسمیتسونین شهر واشنگتن نگهداری می شود برداشته شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
تاریخدانی كه كشتار یهودیان را «افسانه» و نادرست خوانده است به شش كشور ممنوع الورود شد
David Irving

دكتر دیوید اروینگ David John Cawdell Irving تاریخدان انگلیسی كه در كتاب خود ـ «جنگ هیتلر» و سخنرانی هایش، كشتار یهودیان اروپا به دستور هیتلر موسوم به «هالوكاست» را یك افسانه و ادعایی نادرست خوانده است از 22 جولای 2004 به كشور نیوزیلاند هم ممنوع الورود شد. وی قبلا به درخواست شورای جهانی یهودیان به كانادا، استرالیا، آلمان، ایتالیا و جمهوری فدرال آفریقای جنوبی ممنوع الورود شده بود. این شورا در درخواست خود خطاب به این دولت ها نوشته است: هرجا كه دیوید اروینگ حضور یابد و سخنرانی كند؛ احساسات ضد یهود دامن زده می شود.
    بااینكه دولت نیوزیلاند در همان سال با دستگیری دو تبعه اسرائیل، این دولت را متهم به سوء استفاده از خاك آن كشور و جعل گذرنامه های نیوزیلاند كرده بود، درخواست شورای جهانی یهود را پذیرفت.
     دكتر اروینگ كتابهای تاریخی متعدد منتشر ساخته كه از میان آنها دو كتاب او «مسیر روباه صحرا» و «جنگ هیتلر» درباره آلمان نازی است.
    وی در یك سخنرانی گفته بود كه طبق یك توافق ضمنی و محرمانه با رضاشاه پهلوی كه از سال 1935 (1314 هجری خورشیدی) خودرا تاحدّی زیاد از سلطه و نفوذ انگلستان خارج ساخته بود، هیتلر قصد داشت با كمك ارتش ایران کشورهای عربی را که تحت الحمایه انگلستان بودند تصرف و هند را از دست انگلستان خارج و اراضی ازدست رفته ایران در قرن نوزدهم را به این کشور بازگرداند تا امپراتوری پارسیان احیاء شود و شاید یکی از هدف های او (هیتلر) از تعرض نظامی به شوروی در تابستان 1941 همین بود. هیتلر رومل؛ بهترین افسر آلمان را به شمال آفریقا فرستاد تا پس از تصرف مصر گام به سرزمین های عربی غرب آسیا بگذارد و رومل تا العلمین مصر پیش رفته بود. به اظهار دكتر اروین، قرار بود ارتشهای آلمانی از طریق قفقاز و مصر خودرا به منطقه نفتخیز خاور میانه برسانند و دست انگلستان را از این مناطق کوتاه کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
محمود صدری روزنامه نگار و اندیشمند
Iranian Journalist; Mahmmod Sadri

یکم اَمُرداد (23 جولای) زادروز محمود صدری روزنامه نگار ـ اندیشمند ایران است که در سال 1340 (1961 میلادی) در اقلیدِ فارس به دنیا آمده است. وی که در رشته علوم سیاسی در دانشگاه تهران تحصیل کرده بود به این تحصیلات در دانشگاه علامه طباطبایی در رشته اندیشه سیاسی در اسلام ادامه داد.
    صدری که هیچگاه از تحقیق و پژوهش دست نکشیده است با کسب تجربه در نشریات آرمان و فرجاد، روزنامه نگاری تمام وقت را از کار در «همشهری» آغاز کرده است. «همشهری» از 24 آذر 1371 انتشار خودرا آغازکرد ولی صدری از 27 آبان آن سال برای راه اندازی آن دعوت شده بود و ازجمله نویسندگانی است که نخستین سنگ بنای این را روزنامه را گذاشتند.
    صدری که با بسیاری افراد مشابهت اسمی دارد از آغاز انتشار همشهری در میز گزارش های بین الملل سرگرم بکار شد. وی که مردی وارسته و بی اعتناء به مال و مقام است نمی خواست وارد کار اخبار داخلی شود. در انتخاب، ترجمه و تنظیم اخبار بین الملل دست روزنامه نگار بازتر است. صدری که تفسیرنگار زبردستی است پس از مدتی نسبتا کوتاه دبیر میز اخبار بین الملل همشهری شد و سردبیر وقت که به صداقت و بی نظری او اعتقاد داشت میز اخبار سیاسی را هم به وی سپرد و دبیر دو میز شد که سمتی برخوردار از اهمیت است. در یک روزنامه غیر سیاسی، دبیر میز اخبار سیاسی ـ بین المللی بودن کاری حساس است که نیاز به مهارت فراوان دارد.
    پخش عکس صدری در سمت دبیری میز سیاسی ـ بین الملل همشهری با تصاویر مصدق، احمدشاه مسعود و چه گوارا بر دیوار پشت سر او از تلویزیونهای آمریکا تفسیرهای متعدد به دنبال داشت. تفسیرنگاران آمریکایی به استناد این تصاویر آن هم بر دیوار اطاق میزهای سیاسی ـ بین الملل یک روزنامه دولتی تهران نوشتند که روشنفکران ایران بوی چپگرایی می دهند.
    محمود صدری که هیچگاه از نوشتن تفسیر بر تحولات جهانی و تحقیقات سیاسی ـ اقتصادی دست نکشیده است بعدا میز اقتصادی را هم بر میزهای سیاسی و بین الملل همشهری اضافه کرد و در آن واحد دبیر سه میز خبری مهم روزنامه شد.
    وی همانند تقریبا همه روزنامه نگاران قدیمی و حرفه ای ازجمله «فرهت فردنیا» به سبب بوروکراتیک و غیر حرفه ای شدن سازمان، مدیریت و سردبیری همشهری، این روزنامه را در پاییز سال 1386 ترک کرد. ترک یک موسسه برای فردی که در نهادن نخستین سنگ بنای آن سهیم بوده، بسیار دردناک است ولی ماهیت کار روزنامه نگاری از بوروکراسی جداست و روزنامه نگار نمی تواند مدیریت منصوب از سوی یک سازمان خارج از این حرفه را به آسانی تحمل کند زیراکه زبان یکدیگر را نمی فهمند و کارکردن در چنین محیطی دشوار است. قبلا انتخاب مدیران همشهری از میان افرادی بود که دست کم با این حرفه آشنا بودند. نمی شود به دلخواه، برای یک روزانه مدیر و مقام غیر حرفه ای انتخاب کرد. نباید به ادامه درآمد آگهی های معروف به نیازمندی ها اطمینان داشت باید به محتوا توجه کرد. از زمان تعمیم اینترنت و گسترش شاپرهای آنلاین، حجم آگهی های کلاسه شده (نیازمندی ها) کاسته شده و چندین روزنامه آمریکایی به همین سبب تعطیل، یا آنلاین شده و یا از صفحات خود کاسته اند. این، شتری است که دیر و یا زود بر ورودی روزنامه های ایران هم زانو خواهد زد. اهمیت روزنامه به مخاطبان مطالب آن است نه حجم آگهی های کلاسه شده. صدری همزمان با کار در همشهری، ستون نویس روزنامه جامعه هم بود که این روزنامه بعدا توقیف شد.
    صدری پس از ترک همشهری که آن همه برایش زحمت کشیده بود و با فشار او و یارانش برای اعضای تحریری این روزنامه خانه سازی شده بود و وی بر کار توزیع خانه ها نظارت داشت سردبیر روزنامه هم میهن (در دور اول انتشار) شد. پس از توقیف هم میهن به سردبیری روزنامه کارگزاران منصوب شد و این روزنامه حزبی را به شکل حرفه ای عرضه کرد و جا افتاد. صدری از آنجا به جایگاهی که طالب آن بود رفته است: روزنامه دنیای اقتصاد. صدری در این روزنامه سرمقاله و تفسیرنگار است ولی اورا به چشم مقامی در سطح بالاتر می نگرند و درباره مطالب و تیترها با او مشورت می شود. دنیای اقتصاد جای بسیار مناسبی برای صدری است که به تحقیقات اقتصادی ـ سیاسی خود ادامه دهد و محصول آن را به صورت مقاله منعکس سازد. دنیای اقتصاد همه گونه ابزار تحقیق و پژوهش را برایش فراهم کرده است.
    صدری با این تجربه، خود یک نظریه پرداز در حرفه روزنامه نگاری است. او می گوید که یک خبرنگار باید خودرا یک مورخ کوچک بداند و هنگام تهیه و پوشش یک رویداد و درجریان کار نوشتن آن به منزله یک مورخ عمل کند. تاریخنگاری دنباله کار روزنامه نگاری است و اگر خبرنگار همه عناصر رویداد را در خبر خود به دست ندهد تاریخنگار نمی تواند به اهمیت قضیه پی ببرد و اگر پی ببرد دنبال کردن قضیه برایش دشوار و پُرهزینه خواهد بود. صدری همچنین معتقد به تخصصی شدن کار خبرنگاری است و می گوید که خبرنگار هر حوزه باید مقدمات و تخصّص کار حوزه را بداند. برای مثال: خبرنگار اقتصادی باید اقتصاد و یا دست کم مقدمات این علم را بداند و خبرنگار حوادث شهری جامعه شناسی و خبرنگار قضایی علم حقوق را.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
... و به این سان دمکراسی تقویت شد ـ ژنرال تیبریوس زخمِ شمشیرِ ایرانیان بر چهره خود را نشان داد و امپراتور شد
تیبریوس و آثار زخمهای چانه و صورت
تیبریوس، ژنرال رومی كه بیشتر عُمر خود را در جنگ با ایرانیان سپری كرده بود و آثار زخمهای متعدد شمشیر دلاوران ایران را بر صورت و چانه اش داشت در این روز در سال 14 میلادی با رای سنای روم امپراتور روم شد. شورای عالی قوه مجریه روم قبلا او را برای احراز این سمت به «سنا» پیشنهاد كرده بود، ولی سناتورها در انتخاب وی دو دل بودند كه تیبریوس 23 جولای سال 14 میلادی به جلسه سنا رفت و با نشان دادن جای زخمهای خود و شرح جنگهایش در سوریه و فلسطین با ایرانیان، موفق به گرفتن رای شد. سناتور های مخالف در این كه تیبریوس، نظامی حرفه ای خوبی بود تردید نداشتند، ولی باور نداشتند كه بتواند امپراتور شایسته ای باشد، قواعد دمكراسی را رعایت، و قوانین مصوّب سنا را عینا اجرا كند و به افكار عمومی احترام بگذارد.
     تیبریوس كه از آن پس در برابر سنای روم خود را مدیون و ضعیف می دید با هر پیشنهاد سنا موافقت می كرد ازجمله در سال 27 میلادی (و باز در 23 جولای) با طرح چند سناتور مقتدر كه قضات روم از آن پس به پیشنهاد امپراتور و تصویب سنا منصوب شوند، موافقت كرد. این قانون در حال حاضر به همین صورت در آمریكا اجرا می شود. سنای روم در زمان تیبریوس به آن چنان قدرتی دست یافته بود كه بدون اجازه امپراتور به بازجوئی و تعقیب ژنرال «پیسو» به اتهام سازش محرمانه با ایران و نافرمانی نظامی و نیز مسموم كردن ژرمانیكوس مافوق خود دست زده بود كه به خودكشی ژنرال پیسو منجر شده بود و .... (رسم احضار مقامات و ژنرالها به سنای آمریكا و تحقیقِ «بازجویی مانند» از آنان، از سنای روم به ارث باقی مانده است)
     تیبریوس بعد از امتیازهای متعدد كه به سنا و ژنرال های روم داده بود به هراس افتاد و دفتر كار خود را از شهر «رم» به جزیره كاپری در جنوب ایتالیا منتقل كرد تا بر ضد او كودتا نشود و به این ترتیب امپراتوری روم تا مدت ها دارای دو پایتخت بود: پایتخت مقننه ـ شهر رم و پایتخت مجریه؛ جزیره كاپری.
    در «تاریخ تحولات دمکراسی» آمده است که ترس تیبریوس از سنا باعث تقویت دمکراسی روم شد. همین کتاب در چند مورد با ذکر مثال، ثابت کرده است که کشورهای شبهِ دمکراتیک پس از روی کار آمدن یک سلطان خُردسال و یا ضعیف به دمکراسی کامل تری مبدل شده اند. دمکراسی انگلستان هنگامی تکمیل شد که برای این کشور از هانورِ آلمان پادشاه تعیین کردند و این پادشاه که زبان انگلیسی را به خوبی نمی دانست و به ایالت خود در آلمان اُنس بیشتری داشت امور را دردست نخست وزیر انگلستان و پارلمان این کشور قرار داد که به صورت همیشگی در آمده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شاعر چپگرای بلغارستان که برضد جنگ، تومار تهیه می کرد اعدام شد
23 جولای 1942 دولت بلغارستان که متحد آلمان بود به اشاره برلین (دولت هیتلر و یا شخص او) نیکلا واپ تساروف Nikola Vaptsarov شاعر بنام آن کشور را اعدام کرد. نیکلا که تفکّر سوسیالیستی داشت دست به تهیه تومار و جمع آوری امضاء زده بود که در آن درخواست اتحادِ بلغارستان با روسیه شده بود. این عمل او و سرودن اشعاری در این زمینه و برضد جنگ و خونریزی، تبدیل به اتهام «خیانت به وطن» شد؛ در مارس 1942 دستگیر، و 4 ماه بعد اعدام گردید. یازده بلغاری دیگر که در جمع آوری امضاء به نیکلا کمک کرده بودند نیز اعدام شدند.
    نیکلا که مقدونی تبار بود تحصیلات مهندسی ماشین داشت. او پس از دیداری از ترکیه، فلسطین و مصر و مشاهده مشکلات انسان ها، از کار فنی دست کشید و به اندیشه کردن و نوشتن پرداخت. وی از جوانی قریحه سرودن شعر داشت. نیکلا عقیده داشت که با قلم بهتر از هر وسیله دیگر می توان «تغییر» ایجاد کرد.
    مجموعه اشعار نیکلا که زمینه انساندوستی دارد به 98 زبان ترجمه شده و انتشار یافته است. در کشورهای مختلف نامش را بر مدارس گذارده اند و یک قله کوه در قطب جنوب به نام اوست.
    نیکلا 17 دسامبر 1909 به دنیا آمده بود و هنگام مرگ 33 ساله بود.
Nikola Vaptsarov

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که ژنرال نجیب پیروزی کودتا در مصر و برکناری ملک فاروق را اعلام کرد ـ جنبش افسران آزادیخواه
فاروق پس از اخراج از مصر در جزیره كاپری ایتالیا به استفاده از دریا پرداخت و این عكس در كنار آب از او گرفته شده و اندوهگین هم به نظر نمی رسد
ژنرال نجیب رئیس گروه «افسران آزادیخواه مصر = الضباط الاحرار» كه با یك كودتای نظامی، قدرت را به دست آورده بود 23 جولای1952 اعلام كرد كه بر امور كشور کاملا مسلط است و فاروق، پادشاهِ بركنار شده مصر، باید كشور را تَرك كند. از آن پس این روز، روز انقلاب مصر نامگذاری شده است. اندیشه جنبش افسران آزادیخواه مصر از جمال عبدالناصر بود که بعدا سرلشکر محمد نجیب را رئیس جنبش کردند. جنبش از 15 افسر با درجه سروانی تا سرهنگی و دو ژنرال ـ یک سرلشکر و یک سرتیپ تشکیل شده بود. وخامت بحران اقتصادی مصر، فساد دولتی، خوشگذارانی های پُر سر و صدای فاروق و شکست ارتش های عرب از اسرائیل در جنگ سال 1848 و تحقیر ناشی از آن انگیزه ایجاد این جنبش با هدف انقلاب نظامیان (کودتا) برای تغییر نظام حکومتی و اصلاح امور بود.
     ژنرال نجیب در اعلامیه 23 جولای 1952 خود فاروق را فردی خوشگذران و خودخواه که به آسانی آلت دست بیگانه می شود توصیف و اعلام داشت که لازم بود برکنار و از کشور دور شود. با وجود این، ژنرال نجیب در آن روز اشاره به الغای نظام سلطنتی مصر نکرد. معنای آن این بود که پس از فاروق، پسر او که طفلی شیرخوار بود جانشین پدر خواهد بود. فاروق چند روز بعد مصر را ترک کرد و به ایتالیا رفت و خوشگذرانی را با پولی که ذخیره داشت دنبال کرد.
    فاروق از خانواده محمدعلی پاشای مقدونی تبار است که این فرد به عثمانی در تصرف مجدد مصر کمک کرده بود و بعدا خدیو (پادشاه) مصر شده بود و سلطنت مصر را درخانواده اش موروثی کرده بود. محمد علی پاشا یک مقدونیایی غیر یونایی بود که به ارتش عثمانی پیوسته و حکمران مقدونیه و قسمتی از یونان شده بود. فوزیه زن اول محمدرضاشاه پهلوی خواهر فاروق بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
یك روز قهرمان ملّی بود و روز دیگر متهم به خیانت به وطن و سزاوار مجازات مرگ! - سرانجامِ قهرمان نبرد «وِردن»، مردی كه نیّت خدمت به فرانسه داشت
فیلد مارشال هانری پتن
محاكمه فیلد مارشال هانری فیلیپ پتن Henri Philippe Petain به اتهام خیانت به وطن ـ فرانسه، از 23 جولای سال 1945 آغاز شد و تا ماه بعد از آن ادامه یافت و در پایان كار به مرگ محكوم گردید.
     «پتن» در جریان جنگ جهانی اول یك ژنرال فرانسوی بود كه در شكست دادن آلمان در نبردِ ده ماهه وِردن Battle of Verdun نقشی موثر داشت. او در 1916 در «وردن» تهاجم بزرگ آلمان را متوقف ساخت و عنوان قهرمان فرانسه به دست آورد. اگر این حمله متوقف نشده بود، آلمان برنده جنگ جهانی اول بود و جهان اینک چهره دیگری داشت. پتن كه فرضیه «دفاع به جای حمله تا پیروزی نهایی» از اوست اواخر جنگ جهانی اول فرمانده كل نیروهای فرانسه و «فیلد مارشال» این كشور شد. شارل دوگل یكی از افسران زیردست او در نخستین مراحل جنگ جهانی اول بود.
     پتن پس از جنگ جهانی اول، با كمك اسپانیا، مراكش را كه برضد فرانسه بپاخاسته بود به تحت الحمایگی فرانسه بازگردانید. در این عملیات، فرانكو افسر اسپانیایی و دیكتاتور بعدی این كشور زیر دست او می جنگید. پتن مدتی هم وزیر دفاع ملی فرانسه بود. پس از روی كار آمدن فرانكو در اسپانیا، پتن ابراز تمایل كرد كه اورا به سمت سفیر فرانسه در اسپانیا منصوب كنند كه چنین شد.
     اوایل جولای سال 1940 پس از رسیدن نیروهای آلمان به پاریس، مقامات وقت فرانسه از پتن 83 ساله خواستند كه به فرانسه باز گردد و ریاست دولت را بر عهده گیرد. تا بازگشت پتن، نیمی از فرانسه به اشغال آلمان درآمده بود. پایتخت به «ویشی» كه در اشغال نبود منتقل شد. پتن سالخورده ریاست دولت را در حالی برعهده گرفته بود كه ارتش فرانسه، دیگر توان دفاع موثر نداشت و در این شرایط برای پتن راهی برای نجات بقیه فرانسه و جلوگیری از ویرانی بیشتر جز این كه با آلمان از در سازش درآید باقی نمانده بود كه این كاررا كرد. برخی از نظامیان فرانسوی که در آن زمان در خارج از این کشور بودند با سازش و انتقال مقر دولت فرانسه به ویشی مخالفت کردند و به ریاست دوگل تشکیل دولت«فرانسه آزاد» را اعلام داشتند که مقرّ آن در لندن بود.
    
Petain هنگامي كه يك افسر جوان بود

پتن تا 20 آگوست 1944 كه پاریس توسط متفقین از دست آلمان خارج شد همچنان رئیس كشور بود، ولی كارها از دو سال پیش از آن در دست نخست وزیر قرار گرفته بود. دولت آلمان در آستانه سقوط دولتِ «ویشی»، پتن را برخلاف میل باطنی اش به آلمان بُرد تا گزند نبیند كه در سال 1945 داوطلبانه به فرانسه باز گشت، دستگیر و به دادگاه تسلیم شد.
     یكی از اتهامات او این بود كه هنگام دستگیری و انتقال یهودیان فرانسه به آلمان، درقبال این رویداد بی تفاوت مانده بود.
     شارل دوگل اعدام پتن را به دلیل كهولت به حبس ابد تخفیف داد كه تا پایان عُمر در یک دژ نظامی محبوس بود و در سال 1951 در 95 سالگی در حبس درگذشت. پتن 24 اپریل 1856 به دنیا آمده بود.
     با درگذشت پتن قضیه او پایان نیافته و این بار، بحث درباره آن به كلاس های درس تاریخِ دبیرستانها و دانشكده ها كشانده شده است كه آیا پتن واقعا به فرانسه خیانت كرده بود یا نه؟ و این بحث و تفسیر همچنان داغ است و تاپیك بسیاری از رساله های كوتاه و بلند دانشجویان دانشگاههاست و ....
ملاقات پتن با هيتلر

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی كه قابوس بن سعید بر ضد پدر در عُمان كودتا كرد و سلطان شد ـ عُمان بیش از 1200 سال وابسته به ایران بود
سلطان قابوس
23 جولای 1970 قابوس بن سعید متولد 18 نوامبر 1940 (و در آن زمان 30 ساله) برضد پدرش سعید بن تیمور (1910 ـ 1972) كودتا كرد و سلطان عُمان Oman شد که 309 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیت آن در آغاز سال 2020 پنج میلیون تَن بود. بیش از هشتصد هزار خارجی در عُمانِ نفتدار و استراتژیک زندگی و کار می کنند. این كشور هنوز فاقد یك قانون اساسی مدون و مجلس مقننه به صورت معمول آن است. عمان از زمان کوروش بزرگ تا پایان دوران ساسانیان وابسته به ایران بود، مرکز حکومت آن «صحار» و عنوان رئیس حکومت محلی «بُلند» بود که واژه ای است پارسی و یک مفهوم آن «عالی مقام» است. به یک تعبیر، واژه عُمان نیز پارسی (اُومان = اُ ـ مان) به مفهوم مردم «درگیر با آب»، دریا نورد و از این قبیل [اُوَ ow یعنی آب و هنوز در روستاهای جنوب و جنوب شرقی ایران، آب را عامیانه «اُوّ» تلفظ می کنند]. بعد از اسلام نیز عُمان چند بار در کنترل ایران قرار گرفت ازجمله در زمان بوئیان، سلجوقیان و نادرشاه. در زمان سلجوقیان، عمان در قلمرو کرمان بود. ورود پرتغالی ها و سپس انگلیسی ها و هلندی ها، روابط ایرانیان و عمانی ها را تضعیف و دچار اختلال کرد. عمان هیچگاه مستعمره اروپاییان نبود تنها برای مدتی طولانی متحد دولت لندن بود. سلاطین عمان از قرن هجدهم از طایفه عضد Azd هستند و از اعراب قحطانی.
سعيد بن تيمور پدر قابوس


    قابوس (1940 ـ دهم ژانویه 2020) و پانزدهمین پادشاه دودمان عَضد در انگلستان تحصیلات متوسطه و فنون نظامی را به پایان برده و مدتی نیز در ارتش دولت لندن تجربه نظامی کسب کرده بود كه به عمّان احضار شد و به دستور پدرش در اینجا تحت نظر قرار گرفت، اما دوستان انگلیسی اش می توانستند با او ملاقات كنند. این سرزمین كه در سوی جنوبی تنگه هرمز قرار دارد و یایتخت آن شهر یک میلیون و پانصد هزار نفری مَسقَط است از موقعیت سوق الجیشی ویژه برخوردار است. رفاه مردم عمان نتیجه نفت آن است. قابوس که دهم ژانویه 2020 و در 79 سالگی وفات یافت پس از نشستن برجای پدر موفق شد با كمك نظامی انگلستان و شاه وقت ایران به ماجرای ظفار پایان بدهد. ظفاری ها دعوی استقلال داشتند و با حمایت دولت یمن جنوبی (عدن) و کمک تسلیحاتی مسکو دست به جنگ زده بودند. در آن زمان حکومت یمن جنوبی در دست کمونیست ها بود. قابوس فرزند نداشت و وصیت کرده بود که پسر عَم اَش هیثم بن طارق ال سعید بر جای او بنشیند که هیثم (متولد 13 اکتبر 1954) با تأیید بزرگان خاندان ال سعید از 11 ژانویه 2020 سلطان عمان شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
هیثم بن طارق

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ترور عبدالاحد كرزای پدر حامد کرزای در كویته (بلوچستانِ پاکستان) ـ اشاره ای به فعالیت های حامد در آن زمان
عبدالاحد كرزای (كرزایی) از بزرگان یك طایفه ساكن منطقه قندهار وابسته به قبیله پشتون دُرّانی (تا قرن هجدهم موسوم به قبیله ابدالی) در جولای 1999 در كویتهِ بلوچستانِ پاکستان ترور شد. عبدالاحد ـ زمانی نایب رئیس پارلمان افغانستان با پسرش حامد (متولد 24 دسامبر 1957 و از 22 دسامبر 2001 تا 29 سپتامبر 2014 رئیس کشور افغانستان) و برخی از افراد خانواده اش از دست حكومت طالبان جلای وطن كرده و به شهر كویته رفته بود.
     22 جولای و یك هفته پس از قتل او اعلام شد كه ترور عبدالاحد كار طالبان بوده است (كه عمدتا غلیزایی = غلزایی هستند، قبیله دیگر پشتون كه میرویس هوتكی پدر میرمحمود فاتح اصفهان از میان آن قبیله برخاست. قبایل ابدالی و غلزایی از قدیم با هم اختلاف داشتند. ابدالی ها نسبت به دولت مرکزی ـ دولت ایران وفاداری بیشتری ابراز می کردند).
    در جولای 1999 همچنین گفته شد كه طالبان احتمالا ترور حامد را هم در برنامه كار خود دارند. دیگر پسران عبدالاحد به آمریكا رفته بودند و در آن كشور اقامت داشتند. در آن زمان همچنین گفته شده بود كه حامد از دولت پیشین آمریكا انتقاد كرده بود كه چرا بدون بررسی و برآورد نتیجه، كمك كرده است كه طالبان بر افغانستان مسلط شوند(حکومت کمونیستی افغانستان را براندازند و خودشان حکومت را بدست گیرند). حامد به همین دلیل حاضر به قبول نمایندگی طالبان در سازمان ملل نشده بود و بنابراین طالبان دشمن او شده بودند.
    طبق گزارش های رسانه ای، حامد در طول اقامت در كویته تلاش می كرد تا محمدظاهرشاه به قدرت بازگردد. حامد در اواخر حكومت طالبان، از احمدشاه مسعود (از تاجیكان = پارسیوانان) كه با طالبان در مبارزه بود هواداری می كرد. مسعود در عین حال از مخالفان كنترل افغانستان توسط آمریكا بود و می گفت كه سیاست واشنگتن به دلایل متعدد بر مدار كنترل دائمی افغانستان قراردارد و تا چنین باشد، در منطقه آرامش برقرار و پیشرفت میسر نخواهد شد. در پی قتل مسعود و ماجرای 11 سپتامبر 2001 و لشكركشی آمریكا، حامد كرزای به تشویق این دولت به افغانستان رفت و پس از طی مراحلی ریاست این كشور را به دست گرفت، ولی مسئله افغانستان با درگیرشدن ناتو در این قضیه توسط واشنگتن، پیچیده تر شده و آینده اش قابل پیش بینی نیست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز درگذشت محمدظاهر شاه ـ موضوع ایجاد جامعه مشترک المنافع ایرانی تبارها، اندیشه ای که به رغم ترور احمدشاه مسعود و ربّانی هنوز زنده است
23 جولای 2007 «محمدظاهر شاه» پادشاه پیشین افغانستان در 92 سالگی در شهر كابل درگذشت. درگذشت او در پی یك بیماری طولانی دستگاه گوارش اعلام شده بود. محمدظاهر كه در نیمه اكتبر 1914 به دنیا آمده بود در سال 1933 پس از ترور پدرش، پادشاه شده بود و تا سال 1973 به مدت 40 سال بر افغانستان سلطنت كرده بود. در این سال، سردار محمدداوود عموزاده و شوهر خواهرش كه نخست وزیر افغانستان بود از غیبت كوتاه او كه به ایتالیا رفته بود استفاده كرد و با یك كودتای بدون خونریزی نظام حكومتی افغانستان را از سلطنت به جمهوری تغییر داد و خود رئیس جمهوری شد. با این كودتا، آرامش از افغانستان رخت بربست. محمدظاهر ـ پدر چهار پسر و دو دختر ـ در سال 2002 و پس از سقوط حكومت طالبان، از ایتالیا به كابل بازگشت ولی ادعای سلطنت نكرد. او كه برای تحكیم حكومت حامد كرزای (كه از بستگان دور او است) تلاش كرد از مجلس افغانستان لقب «پدر افغان» گرفت و اجازه یافت كه تا پایان عُمر در كاخ سلطنتی زندگی كند. محمدظاهر در طول تبعید در ایتالیا، از كمك مالی شاه وقت ایران برخوردار بود.
     محمدظاهر كه در طول سلطنت خود بر بی طرفی و عدم تعهد افغانستان پای می فشرد یك بار تلاش كرد تا سرزمین هایی را كه انگلستان در دوران سلطه خود بر هندوستان از افغانستان جدا ساخته و اینك ضمیمه پاكستان و پاتان نشین (پشتون نشین) هستند بازگرداند و یا اینکه استقلال کامل داشته باشند از جمله منطقه خودمختار «وزیرستان» که حتی گفته شده بود نام پختونستان بر آن بگذارند. این تلاش، در دهه 1960 افغانستان و پاكستان را در آستانه یك جنگ قرارداده بود كه اگر آغاز شده بود؛ گسترش می یافت زیرا كه مسكو از افغانستان و واشنگتن از پاكستان حمایت می كرد و دولت وقت ایران دچار سردرگمی عجیبی شده بود زیرا كه از یك طرف با پاكستان قرارداد دفاعی داشت و از سوی دیگر، افغانان را ایرانی تبار می دانست، لذا دست به میانجیگری زد و موفق شد. در جریان همین میانجیگری، باردیگر از ایجاد جامعه مشترک المنافع ایران و افغانستان مركب از دو كشور كاملا مستقل (و به نوشته رسانه های غرب؛ كنفدراسیون ایران و افغانستان) سخن به میان آمد كه ایران به اشاره غرب، قضیه درآمد نفت و مسئله تقسیم این پول را که ایران به همه آن نیاز دارد پیش كشید و مسکو به دلیل اینکه موضوع تشکیل کنفدراسیون، تاجیکانِ (پارس هایِ) منطقه فرارود را تحریک خواهد کرد و مسئله نیمه اول قرن 20 زنده خواهد شد دولت کابل را ساکت کرد و در نتیجه موضوع، به رغم حمایت پان ایرانیست ها که خواهان ایجاد یک جامعه مشترک المنافع از قطعات امپراتوری قدیم ایران هستند، به تدریج منتفی شد. در آن زمان، غرب نیز از آن بیم داشت كه پس از ایجاد كنفدراسیون، ایران مدعی بلوچستان شرقی و افغانستان مدعی مناطق پاتان نشین پاكستان شود و این كشور (پاکستان) كه تنها به دلیل مسلمان بودن مردم آن از هندوستان (اصطلاحا؛ شبه قاره هند) جدا شده و استقلال یافته فروبپاشد. احمدشاه مسعود در دهه 1990 (همانند پدرش در نیمه اول قرن بیستم) و بر پایه اقدام کوروش بزرگ به ایجاد یک جامعه مشترک المنافع ایرانی تبار تلاشهایی در این زمینه به عمل آورد كه با قتل معمّاگونه او در سپتامبر سال 2001 قضیه مسكوت ماند. برهان الدین ربّانی نیز زمزمه اتحاد مشترک المنافع پارسی زبانان (ایرانی تبارها) را مطرح کرد که او نیز ترور شد! و .... با وجود این، به نظر می رسد که اندیشه ایجاد جامعه مشترک المنافع ایرانی تباران که استعمار اروپایی و عمدتا در قرن 19 آنان را از هم جدا ساخته و تضعیف کرده است بویژه در میان تاجیكان (پارسیان) از میان نرفته و با تشكیل جبهه ملی افغانستان كه برادر احمدشاه و پسر محمدظاهر شاه و بسیاری از تاجیكیان در آن شركت دارند زنده مانده و اسماعیل خان ـ امیر هرات و مرد مورد علاقه تاجیکان ـ نیز چند بار به موضوع اشاره کرده است.
محمدظاهر شاه از جواني تا سالخوردگي

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اشاره ای به مردم هزاره به مناسبت درگیری جولای 2008 آنان با كوچی ها در افغانستان
تظاهرات 22 جولای 2008 مردمِ هزاره در بامیان و سایر نقاط هزاره نشینِ افغانستان و نیز در شهر کابل عامل منفی تازه ای در این سرزمینِ گرفتار تلقی شده بود. این تظاهرات در پی تشدید دست اندازی كوچی های افغانی [چادرنشینان كه برای چرانیدن گله های خود، زمستان و تابستان میان جنوب و مركز شرقی افغانستان كوچ می کنند] به اراضی هزاره ای ها و زد وخوردهای خونین و مرگبار دو طرف برپا شده بود و تظاهركنندگان هزاره در «پارچه نوشته» های خود مدعی شده بودند كه دولت مانع از تجاوز كوچی ها به اراضی و مزارع آنان نمی شود و گلّه های كوچی ها آزادانه در كشتزارهای آنان چرا می كنند و دسترنج آنان را ازمیان می برند. به گفته برخی از اصحاب نظر، اگر این مسئله حل نشود ابعادی از نوع یک برخورد داخلی تازه خواهد یافت.
     كوچی ها عمدتا از طوایف قبیله پشتون هستند. در قدیم، كولی هایِ آمده از هند نیز با آنان همراه می شدند. كولی ها (و در استان کرمان، معرف به لولی ها) با دریافت مجوّز از بهرام پنجم (بهرام گور)، شاه وقت از هند وارد قلمرو ایران شده بودند تا با كارهای هنری خود كه بطور سیّار انجام می گرفت ایرانیان را سرگرم و شادمان كنند. دسته ای از همین كولی ها از ایران به اروپا رفتند و جیپسی های اروپا كه عمدتا در شرق این قاره و بسیاری از آنان در رومانی زندگی می كنند از اعقاب آنان هستند.
    مسئله اراضی هزاره ها ریشه 250 ساله دارد و با به قدرت رسیدن احمدشاه دُرّانی (كه از ژنرالهای ارتش ایران در زمان نادرشاه افشار بود) پدیدآمده است. احمدشاه (احمد خان) که یك ابدالی (پشتون) بود دست پشتون ها را باز گذارده بود و حُكّام پس از وی تا زمان به قدرت رسیدن كمونیست ها (كه از پشتون های قبیله غلیزایی بودند) به آن روش ادامه دادند و هزاره ای ها كه مخلوطی مغول تبار هستند قسمتی از اراضی خودرا كه از قرن سیزدهم میلادی در اختیار داشتند به تدریج از دست دادند و به این ترتیب مناطق محل سكونت آنان تا حدّی از هم جدا افتاد. [ابدالی ها از زمان احمدشاه، معروف به درّانی شده اند که دُر = جواهر، لقب او بود].
    هزاره ها كه آزمایش های اخیر «دی. ان. اِ DNA» و قیافه ظاهری شان نشان داده است مغول تبار و اویغور تبار هستند به پارسی سخن می گویند و شیعه مذهب هستند. طبق تاریخ مغول، چنگیزخان در پی كشته شدن نوه اش در جنگ بامیان، این شهر را ویران و مردم آن را قتل عام كرد و سپس چند واحد هزارنفری از نیروهای احتیاط خود (موسوم به حَشَر) را كه از مردم کاشغر و مغول های غربی و اویغور بودند در آنجا سكنی داد كه در طول زمان با باقیمانده محلی ها مخلوط شدند. حَشَرهایِ ارتش چنگیز با خانواده خود حركت می كردند. شاه عباس یكم ـ شاه صفوی ایران كه در دوران ولیعهدی در هرات می زیست، بسیاری از هزاره ای ها را وارد دستگاه دولتی خود و ارتش كرد كه شیعه اثنی عشری شدند. هزاره ای ها از آن زمان به ایران و تاجیكان (پارسیوانها) وفادار و علاقه مند مانده اند. جمعیت هزاره افغانستان حدود سه میلیون برآورد شده است (نزدیك به ده درصد كل جمعیت آن كشور). علاوه بر افغانستان، جوامع متعدد هزاره ای در پاكستان، ایران و حتی هند زندگی می كنند.
    برخی از مورخان دوردست كه اطلاعاتشان كتابی و برپایه تفسیر خود از كتاب ها (حدسی) است هزاره ها را از اعقاب كوشان ها می دانند كه درست نیست. كوشان ها آریایی های ایرانی تباری بودند كه در تاجیكستان امروز، شمال و شمال شرقی افغانستان فعلی، كشمیر و پنجاب سكونت داشتند، پیشاور یكی از شهرهای بزرگ آنان بود و اوایل هزاره اول میلادی (اواخر دوران اشكانیان و به ضعف گراییدن این دودمان) در منطقه خود دولتی مستقل تشكیل داده بودند كه به دست شاپور یكم، شاه ساسانی ایران منحل و همانند سابق تبدیل به حكومت محلی و دست نشانده شد. اعقاب كوشان های باستان اینك عمدتا در دو پنجاب (هند و پاكستان)، كشمیر، دره پنجشیر، نورستان، بدخشان و جمهوری تاجیكستان بسر می برند. در قدیم، اشكانیان كه از میان مردم خراسان بزرگتر برخاسته بودند كوشانها را «تخارها» می نامیدند كه ایالت تخارستان افغانستان از نام آنان گرفته شده است. تاجیكان منطقه، خودرا از اعقاب اشكانیان (پارتی = پلهوی = پهلوی) و حتی تخارها (كوشانها) می دانند.
مجموعه اي از تصاوير تظاهرات هزاره اي ها در بيست و دوم ژوئيه 2008 در يك ميدان شهر كابل كه در رسانه ها انتشار يافته بود ـ «پارچه نوشته» هزاره اي ها كه در عكس ديده مي شود به پارسي است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ازدواج دو آشنا پس از 90 سالگی!
ازدواج یک زن و مرد در دهه دهم عُمر خود در هفته آخر ژوئن 2017 از اخبار پُرمخاطب رسانه ها شده بود. این رویداد، ازدواج برنارد برایس 93 ساله با مارگارت هزبند 95 ساله ـ هر دو تبعه انگلستان ـ بود. این دو از جوانی با هم آشنا بودند. مارگارت 7 دهه پیش در نخستین ازدواج برنارد، ساقدوش زن او بود که چند سال پیش فوت کرد. برنارد و مارگارت گفته بودند که احساس کرده بودند بدون در کنار هم و هَمدَم یکدیگر بودن نمی توانند زندگانی راحت داشته باشند، درست بمانند ماهی و آب.
    
برنارد و مارگارت در جوانی و در دهه دهم عُمر

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
کُپی دو تیتر از تیترهای صفحه اول شماره 14 خرداد 1358 روزنامه اطلاعات برای ماندن در تاریخ

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و کپی نیمه بالای صفحه اول روزنامه اطلاعات، شماره یکم مرداد 1358
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و کپی نیمه بالای صفحه اول روزنامه اطلاعات، شماره یکم مرداد 1358
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 23 جولای
  • 636:   مسلمانان عرب تصرّف سرزمین فلسطین را كه پس از حكومت خسروپرویز به دست روم شرقی (دولت قسطنطنیه ـ استانبول) افتاده بود تكمیل كردند.
        
        
  • 1631:   ارتش سوئد به فرماندهی گوستاو دوم Gustav II Adolph پادشاه این كشور بر دشمنان خود پیروز شد. «گوستاو» سوئد را با برقرار كردن نظام وظیفه اجباری و جنگ با كشورهایی كه سوئد را دست كم گرفته بودند به عنوان یك دولت مقتدر وارد صحنه اروپا ساخت. گوستاو در 37 سالگی در ششم نوامبر 1631 در جنگ با آلمانی ها كشته شد.
        
        
  • 1759:   ارتش روسیه در جنگ بر آلمان پیروز شد و در این جنگ هفت هزار سرباز آلمانی كشته شدند.
        
        
  • 1974:   حكومت سرهنگ ها در یونان سقوط كرد. لشكركشی تركیه به قبرس و تصرف منطقهِ تُرك نشین این جزیرهِ عمدتا یونانی زبان، آخرین میخی بود كه بر تابوت حكومت سرهنگ ها در یونان كوبیده شد.
        
        
  • 1954:   پارلمان فرانسه قرارداد ژنو در باره سرنوشت ویتنام را تصویب كرد. این قرارداد در پی شكست نظامی فرانسه در «دیِن بیِن فو» امضاء شده بود.
        
        
  • 1991:   حزب كمونیست شوروی در اصل پذیرفت كه در نظام اقتصادی این كشور تجدید نظر شود و طولی نکشید که قدرت حکومتی آن پس از 74 سال پایان یافت.
        
        



  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com