Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
12 ژانويه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 12 ژانويه
ايران
اردشیر پاپکان در جستجوی یک شهر برای پایتختی
اردشیر پاپکان ناسیونالیست بزرگ ایرانی پس از پایان دادن به حکومت اشکانیان که به ضعف و فساد گراییده بودند 12 ژانویه سال 225 میلادی تصمیم گرفت که شهر غور پارسGor (فیروز آباد امروز)را پایتخت ایران کند، به این شهر رفت و دستور ساختن یک کاخ سلطنتی، یک دژ نظامی و تاسیسات اداری را صادر کرد. [بقایای این ساختمانها تا به امروز باقی مانده اند]. وی قبلا در نظر داشت که کرمان را پایتخت کند که زادگاه کیانیان بود که پیش از هخامنشیان بر شرق ایران (از کرمان تا پنجاب ازجمله پاکستان و افغانستان امروز) حکومت داشتند. بعد که تغییر نظر داد، اصفهان (سپاهان) را که یک شهر مرکزی است برای پایتختی مدّ نظر قرار داد که پس از دیدار از این شهر، انصراف داد و در بازگشت به شهر استخر (شیراز) اعلام کرد که غور را پایتخت می کند که پس از تاجگذاری در معبد آناهید (آناهیتا) در شهر استخر در سال 226 و سرکوب کردن شورشیان در غرب خلیج فارس (شرق کشور سعودی امروز، کویت امروز و جزیره بحرین) و رفتن به تیسفون (36 کیلومتری جنوب بغداد) اعلام کرد که تا امپراتوری روم از هدف خود که تصرف مناطق واقع در شرق مدیترانه است دست بر ندارد مصلحت در این است که پایتخت تغییر داده نشود و تیسفون کماکان شاه نشین ایران باشد.
بقاياي کاخ اردشير يکم در فيروزآباد فارس

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالروز درگذشت مروج دوستي؛ ابوسعيد ابوالخير
تاريخ ادبيات جهان درگذشت صوفي و سخنور پارسي گوي خراساني؛ ابو سعيد ابوالخير را در 81 سالگي در 12 ژانويه سال 1049 ذكر كرده است كه اشعار، گفته ها و عقايد او در «اسرار التوحيد» گرد آوري شده است. وي از مروجان دوستي و مهرباني كردن و از نهي كنندگان كينه جويي و عناد بود. ابوسعيد در «ميهنه» خاوران به دنيا آمده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
عبور از گذرگاه خيبر: روزي که امير تيمور با عبور از تنگه خيبر وارد هند شد
12ژانويه سال 1397 ميلادي اميرتيمور گوركان با نیروهایش به منظور تصرف هندوستان از گذرگاه خيبر گذشت. 341 سال بعد در همين ماه نادرشاه افشار ارتش ايران را از اين گذرگاه وارد شبه قاره هند كرد و هر دو موفق به تصرف دهلي شدند. تيموريان كه بعدا با كمك صفويه ايران بر هند شمالي و غربي مسلط شدند مدتها براين سرزمين حكومت كردند كه در تاريخ به امپراتوران مغولي هند معروفند و نادرشاه با تصرف دهلي با اين كه پادشاه تيموري وقت را ابقاء كرد باعث تضعيف اين امپراتوري شد و راه برتصرف و استعمار و سپس تجزيه اين شبه قاره توسط انگليسي ها هموار گرديد. انگليسي ها كه يك قرن و نيم پس از عبور نادر از تنگه خيبر، در همين منطقه به دست افغانها قتل عام شدند هنوز سياست قديمي خود در قبال افغانستان و دره سند را تغيير نداده و آمريكا را هم در آن شريك و بار ديگر در افغانستان نيروي نظامي مستقرکرده اند.
     تنگه خيبر که از دومين سال قرن 21 به راه انتقال جنگ افزار و سوخت براي نيروهاي غرب در افغانستان مبدل شده است، ديگر امن نيست و روزي نيست که در آن و مناطق اطراف آن زد و خورد و خرابکاری روي ندهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که انگليسي ها قصر شيرين را تصرف كردند ـ هدف هاي وقت دولت لندن در آسياي غربي
22 دیماه 1296 (12ژانويه 1918) باراتف ژنرال روس و افرادش [به تصمیم لنین] خاك ايران را ترك گفتند و در پي خروج آخرين نظامی روس از ايران، نيروهاي انگليسي كه از طريق عراق هم وارد غرب وطن ما شده بودند قصر شيرين و نيمي از استان كرمانشاه را تصرف كردند. انگليسي ها در جریان جنگ جهاني اول به بهانه درآويختن با عثماني (متحد آلمان) كه از قرنها پيش بين النهرين (عراق امروز) را در كنترل داشت وارد خاك اين سرزمين شده بودند. انگلیسی ها حتی پیش از پیدایش نفت در منطقه، درصدد سلطه بر آسیای غربی ـ مهمترین منطقه استراتژیک جهان برآمده بودند که ورود عثمانی به جنگ جهانی اول فرصتي را که درانتظارش بودند به دست آنان داد.
     در جریان جنگ جهانی اول و برغم اعلام بي طرفي قبلی ایران، نظاميان دولتهاي متحارب (روسیه و انگلستان از یک سوی و عثمانی از سوی دیگر) به وطن ما وارد شده و ایران بیطرف را به میدان جنگ، تحریک و جاسوسی تبدیل کرده بودند. پس از پيروزي انقلاب بلشويكي روسيه، لنين به تروتسكي كميسر نيروهاي مسلح روسيه توصيه اكيد كرده بود كه نظاميان روسيه را از ايران خارج سازد و گفته بود كه نظاميان يك دولت انقلابي نبايد اشغالگر بشمارآيند و با خروج روسها بود که انگلیسی ها یکه تاز میدان ایران شدند و قصر شیرین را هم تصرف کردند ـ زمانی که قاعدتا ضرورت نداشت. ورود انگلیسی ها به غرب ایران، فراهم ساختن زمینه تحت الحمایه ساختن وطن ما بود زیرا که در ژانویه 1918 عثمانی در همه جبهه ها دست به عقب نشینی زده بود و نیروی نظامی در ایران نداشت. سال بعد، انگلیسی ها قراردادی با وثوق الدوله [رئیس الوزراء وقت] امضا کردند که اگر مجلس آن را تصویب کرده بود؛ ایران تحت الحمایه دولت لندن می شد. انگلیسی ها بعدا و پس از پیروزی بلشویکهای روس در جنگ داخلی این امپراتوری نگران گسترش کمونیسم به ایران و از اینجا به مناطق عربی شدند و چون سلطان احمدشاه را مردی نسبتا روشنفکر و دمکراسی دوست یافتند به فکر کودتا و روی کارآوردن یک نظامی در تهران افتادند و ....
     در آن زمان هدف عمده انگلستان از حضور نظامي در آسیای غربی سلطه براین منطقه صاحب نفت و چهارراه جهان بود. نفت بين النهرين حواس انگلیسی ها متوجه این سرزمین کرده بود زيرا كه با افزايش وسائط نقليه موتوري، نياز جهان را در آينده به اين ماده حياتي برآورد كرده بودند و مي دانستند كه آقاي جهان دولتي است كه كليد جريان نفت را به دست داشته باشد. در آن زمان هنوز نفت در سعودی و شیخ نشینها کشف نشده بود و در منطقه، این ماده تنها در ایران، عراق و قفقاز جنوبی استخراج می شد.
    بعدا معاملات نفتي آمريكاييان با دولت سعودي، انگلستان را در وضعيت رقابت توام با سازش قرار داد. هيتلر با هدف دست اندازي به نفت خاورميانه و كوتاه كردن دست انگلستان بود که «رومل» را مامور پيشروي از شمال آفريقا به سوي شرق سوئز كرده بود و نيروهايش در شوروي را به سمت قفقاز و سرازير شدن از اين ناحيه به ميدانهاي نفت اعراب به حركت درآورده بود. اين وضعيت بيش از پيش بر سماجت انگليسي ها در كنترل نفت افزود و ديديم كه چگونه در برابر ملي شدن نفت ايران ايستادگي كردند ولي روند اين رويداد سرانجام آن دولت را مجبور به ورود به جريان سازش با رقيبان غربي كرد و ....
    مشاركت انگلستان در اشغال نظامي عراق در سال2003 با همان هدف و حفظ نفوذ قديمي خود در خاورميانه صورت گرفت. انگلستان اينك بيش از نياز داخلي خود داراي ذخاير نفتي در درياي شمال است ولي دست داشتن در معاملات جهاني نفت را وراي نياز داخلي و كار تجارت مي داند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
پايان بازي نفتكش «رزماري» با راي دادگاه مستعمراتي عدن
12 ژانویه 1952 (دی ماه 1330) يك دادگاه مستعمراتي انگليسي در عدن (یمن جنوبی مستعمره دولت لندن) راي داد كه محموله نفت كشتي «رزماري» متعلق به انگلستان است و اين كشتي بدون كسب اجازه از دولت انگلستان در بنادر ايران «نفت متعلق به انگلستان!» را به مقصد اروپا بارگيري كرده؛ بايد محموله آن ضبط و تخليه شود و صاحبان کشتی (که با پرچم «هندوراس» حرکت می کرد) هزينه دادرسي، توقيف و تخليه را بپردازند تا آزاد شود. دولت انگلستان (مالك شركت نفت اين كشور؛ بی. پی.) ملي شدن صنعت نفت ايران را برسميت نمي شناخت. كشتي رزماري (رزمری) كه برغم محاصره دريايي ايران از سوي انگلستان، به حمل نفت ملي شده ایران به مقصد اروپا دست زده بود در باب المندب توسط يك ناوچه انگليسي رهگيري و توقيف و به بندرگاه عدن منتقل و ناخدايش به دادگاه تسليم شده بود.
     مسیر رویدادهای بعدی نشان داد که بازي فرستادن رزماري به ايران و سپس توقيف آن و تخليه محموله اش در عدن و انعكاس وسيع اخبار مربوط به اين عمليات؛ تنها به منظور نااميد كردن ملت ايران و كاهش محبوبيت ملي دكتر مصدق و تقويت مخالفان داخلي او صورت گرفته بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
درخواست دبیران تاریخ از مصدق ـ تبیین و تعمیم تعریف خیانت ـ اشاره یک استاد به فتنه گری تازه دولت لندن با تاسيس تلويزيون فارسي
مصدق
بیست و چهارم دی ماه 1331 دکتر مصدق رئیس دولت وقت در خانه خود ـ خیابان فلسطین امروز ـ نامه طومار مانند دبیران تاریخ (در آن زمان؛ تاریخ و جغرافیا و تعلیمات مدنی) دبیرستانهای تهران را دریافت کرد که در آن درخواست کرده بودند از مولفان کتابهای درسی تاریخ ویژه دوره دوم دبیرستانها تحقیق شود که چه مقام و نیرویی آنان را وادار کرده بود که در این کتابها تصویر بزرگی از اجتماع کشتی های نظامی انگلستان را چاپ کنند و این مقام و یا مقامات ـ هرکس که باشد ـ به دادگستری تسلیم شوند تا به اتهام خیانت به وطن محاکمه و مجازات شوند. این دبیران استدلال کرده بودند که اتهام خیانت به وطن می تواند به چنین مقاماتی اطلاق شود زیرا که که تصویر مندرج در کتاب در ذهن هر نوجوان نقش می بندد و تا سالهای سال گمان می کند که با چنین ناوگانی، دولت لندن حق دارد که آقای ایران هم باشد. این طومار که دارای صدها امضاء بود توسط نمایندگان دبیران به دکتر مصدق تسلیم شده بود. این دبیران بعدا به روزنامه های چپ و ملی گرا گفته بودند که عکس مندرج در کتاب، مربوط به دهه دوم قرن (قرن 20) بوده و احتمالا کشتی های انگلیسی برای برداشتن همین یک عکس و انتشار آن برای مرعوب کردن ملل ضعیف و نیز تقویت روحیه انگلیسیها اجتماع کرده بودند و ....
    در پی خواندن طومار و شنیدن اظهارات نمایندگان دبیران، دکتر مصدق تصمیم به تبیین تعریف خیانت به وطن، افزایش شمول آن و دوباره نویسی قوانین مربوط و تشدید مجازات مرتکبین گرفت و سفارش لازم را به همکاران خود کرد تا در آن باره مطالعه شود. همچنین قرار براین شده بود که کتاب مورد اعتراض برای سال تحصیلی بعد مورد تجدید نظر قرارگیرد و همچنانکه نمایندگان دبیران خواسته بودند واکنش افغانها به مداخلات لندن و جریان قتل عام انگلیسی ها در ژانویه 1842 و موارد دیگری از این دست برآن اضافه شود و ....
    با اینکه «لطفی» وزیر دادگستری کابینه دکتر مصدق قضیه تبیین و تعمیم خیانت به ملت را دنبال کرده بود، با براندازی سال بعد (28 امرداد 1332) همه تلاش ها در این زمینه که ضروری تشخیص داده شده بود متوقف شد و تا سالهای سال، آن عکس مورد اعتراض از کتابهای درسی حذف نشد!.
    موضوع تبیین و تعمیم تعریف خیانت به وطن مخصوصا از نیمه دوم قرن 20 مورد توجه ملل قرارگرفت زیرا که ثابت شده است بسیاری از مشکلات ملی نتیجه اعمال خیانت آمیز معدودی افراد بوده است.در چند سال اخیر دولتهای تازه در آمریکای لاتین به تکمیل قوانین خیابت به وطن اقدام کردند و همین چند روز پیش دولت روسیه نیز تصمیم گرفت که موارد تازه بر آن اضافه کند.
    سالروز تسلیم نامه دبیران دبیرستانهای تهران به مصدق، این فرصت را داده است تا پیامی را که 21 دیماه 1387 دریافت شده بود درج کنیم که فرستنده اش خودرا مدرس دانشگاه معرفی و اصرار به انتشار آن از باب آگاهی عموم هموطنان کرده بود:
    ... از آغاز بکار رادیو به عنوان یک رسانه عمومی در دهه 1920 و از زمان انتقال امواج تلویزیونی توسط ماهواره در دهه 1960 اجرای سیاست و مداخله از طریق رسانه های صوتی ـ تصویری و موضوع تلقین و شستشوی مغزی یک مسئله جهانی شده است که تنها چند دولت مشخص از این حربه استفاده می کنند. زبان انگلیسی یک وسیله ارتباط جهانی شده است و اگر فرضا دولت یک کشور کوچک یک برنامه به زبان انگلیسی بر برنامه های رادیو تلویزیون خود اضافه کند، به معنای شستشوی مغزی و ساخت مخالف داخلی و ... نیست زیرا که ملل انگلیسی زبان به رشد و بلوغ متعارفی رسیده اند که گوش نکنند، ولی کار دولت هایی را که با تحمل هزینه سنگین برنامه گسترده رادیو تلویزیونی به زبان ملل دوردست و مورد نظر دایر می کنند و یا اینکه برای این کار به تاسیس رادیو ـ تلویزیون مستقل می پردازند به چیزی جز مداخله، دشمنی، تحریک، و دست کم القاء رفتار، روش و تفکری مغایر فرهنگ ملی نمی توان تعبیر کرد. این، یک کار امپریالیستی است و به نوعی اعلان جنگ. تا زمانی که همه اتباع جوامع قبلا مستعمره و یا عقب مانده به آن حد از رشد و بلوغ نرسند که بدانند برنامه های این رادیو ـ تلویزیونهای دولتی به زبان ملی آنان دام است و تخریب؛ برعهده دولت هاست که با وضع قانون و تدابیر دیگر مانع این تلقینات عمدتا زیان آور شوند. این، یک تکلیف دولتها است. این، سانسور و عمل خلاف آزادی نیست. همان دولتهای صاحب این رادیو تلویزیونها انواع قانون ضد قمار، ضد مواد مخدر، ضد فروش سکس، ضد تروریسم دارند و ... که مرتکبین آن اعمال، این کار خودرا استفاده از آزادی تعبیر می کنند!. هرکار خواست دل که آزادی نیست.
    این مطلب را برایتان از این جهت نوشتم که شنیدم دولت انگلستان از 14 ژانویه 2008 تلویزیون فارسی راه اندازی می کند، هر شب هشت ساعت. چرا؟. مگر ما خودمان رادیو ـ تلویزیون نداریم. این همه روزنامه در تهران منتشر می شود. درصد ارباب رجوع ایرانی اینترنت در میان ملتها در ردیف خیلی بالا است. مگر خبر دیگری هم "جز فتنه گری" در این دنیا وجود دارد که به آن دسترسی نباشد. اگر ریگی به کفش دولت لندن نیست برود این پول را صرف خانه به دوش های خیابانهای لندن کند. دولت لندن باید بداند که عصر غرب که 500 و اندی سال طول کشید به پایان رسیده است. با وجود این، دولت ما نباید دست روی دست بگذارد و اجازه چنین مداخله سیاسی ـ فرهنگی را بدهد. تا رسیدن به آن سطح که آحاد ملت بتواند دشمن را تشخیص بدهد لازم است با وضع قانون از شستشوی مغزی ملت توسط یک دولت بیگانه جلوگیری بعمل آید. باز برایم شنیدن این خبر رنج آور بود که دولت لندن به دست 20 روزنامه نگار و عمدتا ایرانی و نسبتا جوان که در تهران فعالیت روزنامه نگاری داشتند و با جزئیات آشنا هستند می خواهد توطئه تازه خود را به انجام برساند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که شاپور بختيار برنامه دولت خودرا از جمله انحلال ساواک اعلام داشت ـ اشاره اي به اين برنامه


شاپور بختيار آخرين نخست وزير نظام سلطنتي ايران در اين روز در سال 1357 (ژانويه 1979) در حالي كه در كنار قاب عكس بسيار بزرگي از دكتر مصدق نشسته بود برنامه هاي دولت خود را اعلام داشت [تصوير بالا] كه برخي از موارد اين برنامه از اين قرار بود:
    انحلال ساواك، قطع صدور نفت به اسرائيل، محدود كردن اختيارات سازمان برنامه [كه دولتي در دولت شده بود]، محاكمه غارتگران (از هر قماش)، اعلام مقتولان تظاهرات سياسي به عنوان «شهيد»، ممنوع الخرج كردن عوامل فساد اداري ـ اقتصادي و متهمان به سوء استفاده از قدرت و نفوذ، آزادي زندانيان سياسي، پرداخت غرامت به زندانيان و محكوم شدگان به اتهامات سياسي، شكنجه شدگان و بازماندگان اعدام شدگان مربوط و نيز اعاده حيثيت ازايشان، ايجاد دادگاههاي ويژه دريافت و رسيدگي به شكايات از سازمانهاي دولتي و اشخاص در زمينه ظلم و اجحاف و نقض حق و تبعيض ( از 28 امُرداد 1332 تا آن زمان) و ....
    وي همچنين اطمينان داده بود كه مقامات زنداني در پادگانهاي لويزان و جمشيد آباد (هويدا، سپهبد نصيري، نيك پي، منوچهر آزمون، داريوش همايون، روحاني و ...) محاكمه و در صورت ثبوت جرم مجازات خواهند شد.
    اين مقامات در طول ماههاي مهر تا دي ماه 1357 به خاطر آرام كردن مردم (كه نمايشي خوانده شده است) دستگير و توسط دژبان تهران نگهداري مي شدند كه بعدا آن دسته از آنان كه در روزهاي 21 و 22 بهمن موفق به فرار نشدند به دست انقلابيون افتادند و بيشترشان با احکام صادره به امضاي صادق خلخالي قاضي شرع دادگاه انقلاب اعدام شدند. شاه (طبق كتاب خاطراتش) پيش از خروج از كشور به هويدا پيغام داده بود كه از ايران خارج شود و قول داده بود که وسائل خروج اورا فراهم خواهد ساخت، ولي (به نوشته شاه) هويدا جواب داده بود كه كاري نكرده است كه از محاكمه بترسد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انتقاد فرانسه و آمريکا از مقوله رد صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي در جمهوري اسلامي و اشاره به بست نشيني مجلسيان در ژانويه 2004
«دومينيك دو ويلپن» وزير امور خارجه وقت فرانسه و همچنين دو سخنگوي رسمي دولت آمريكا در سه روز منتهي به 15 ژانويه 2004 (25 ديماه 1382) از ردّ صلاحيت دهها نماينده آن دوره مجلس شوراي اسلامي و شماري ديگر از متقاضيان نامزدي براي انتخابات دور بعدي اين مجلس از سوي شوراي نگهبان، كه به بست نشيني نمايندگان رد صلاحيت شده انجاميده بود انتقاد كرده بودند. لحن اظهارات «دومينيك دو ويلپن» در اين باره، در ادبيات ديپلماسي «بي سابقه» توصيف شده و مفسران رسانه ها آن را نوعي ابراز ترديد وي به منصفانه برگزار شدن انتخابات 20 فوريه 2004 ايران تلقي کرده بودند که به مثابه دخالت در امور يک دولت ديگر بود. «دو ويلپن» اين نظر خودرا به عنوان يک مقام دولتي (نه، شخصي) پس از ملاقات با حسن روحاني دبير وقت شوراي امنيت ملي جمهوري اسلامي بيان کرده بود و اين ملاقات در پاريس صورت گرفته بود.
     در همان زمان اين شايعه در افواه شنيده مي شد که برخي از نمايندگان ردّ صلاحيت شده آن دوره تقنينيه [که خبرگزاري هاي غرب در گزارشهايشان آنان را «اصلاح طلبان» مي نوشتند] نسبت به شرکتهاي کشورهاي عضو اتحاديه اروپا مخصوصا کمپاني هاي فرانسوي در عقد قراردادهاي پر منفعت نظر مساعد نشان داده بودند!.
    در نيمه ژانويه 2004 «ارلي»، يک سخنگوي وزارت امورخارجه آمريکا هم گفته بود که انتظار دارد دولت ايران (قوه مجريه) تلاش محافظه کاران (اصولگرايان) اين کشور براي شکل دادن نتيجه انتخابات فوريه 2004 را خنثي کند.
    در سه روز مورد بحث، در رسانه هاي ساير كشورها، بر اخبار (مطلق) بست نشيني 83 نماينده آن دوره مجلس شوراي اسلامي كه صلاحيت آنان همانند شماري متقاضي ديگر نامزدي براي انتخابات دور بعدي اين مجلس ردّ شده بود؛ تفسير و تحليل هم اضافه شده بود. برخي از تحليلگران رسانه ها، اين بست نشيني را عملي «كم سابقه» خوانده و افزوده بودند که كمتر ديده شده است كه نمايندگان يك پارلمان به خاطر «منافع خود» به چنين اقدامي دست زده باشند و پاره اي از مقامات اجرايي (وابسته به قوه ديگر حكومتي) از جمله برخي از روساي انتصابي ايالات (استانداران) و حتي بعضي از اعضاي كابينه هم از اقدام آنان جانبداري و اشاره به كناره گيري كرده باشند.
    در بيشتر تفسير ها، اين بست نشيني را بويژه که در آستانه بيست و پنجمين سالروز سقوط سلطنت 2500 ساله ايران [11 فوريه 2004] صورت گرفته بود «نبرد سياسي فرزندان انقلاب بر سر قدرت» عنوان داده و به تشريح قوانين و ضوابط انتخاباتي در جمهوري اسلامي و مقايسه آنها با قوانين مربوط در ساير كشورها پرداخته بودند و اين سئوال را مطرح کرده بودند كه که اگر ايرادي به ضوابط وجود داشته، چرا همين دسته از نمايندگان، قبلا در صدد اصلاح ضوابط از طريق اصلاح و يا وضع قانون بر نيامده بودند؟ و اين تحصن را مي توانستند در صورت ردّ اصلاحيه هاي ضوابط انتخاباتي انجام دهند كه خريدار بيشتري داشت.
    در اين تفسيرها ضمن تشريح شرايط نامزدشدن و تاييد صلاحيت نامزدها از سوي شوراي نگهبان، تفسيرنگاران با مقايسه شرايط با ضوابط کشور متبوع، اشاره به سخت بودن شرايط در جمهوري اسلامي براي تاييد نامزدي کرده بودند.
دو ويلپن (سمت راست عکس) و حسن روحاني - پاريس، 15 ژانويه 2004

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
زادروز «جك لندن» نويسنده سوسياليست آمريكايي که صداي مردم فقير بود، برضد طبقاتي شدن جوامع و استثمار مي نوشت




««جك لندن» نويسنده و روزنامه نگار سوسياليست آمريكايي 12 ژانويه 1876 ميلادي (روزی چون امروز) در سانفرانسيسكو به دنيا آمد و 40 سال عمر كرد. وي در طول عمر كوتاه خود بیش از 50 كتاب نوشت كه به 70 زبان ترجمه شده و برخي به صورت فيلم سينمايي درآمده اند. شمار خوانندگان جک درخارج از آمريكا بيش از اين كشور بوده است. «جک لندن» محبوب چپگرایان جهان بوده است.
    کارهای چشمگیر او در حرفه روزنامه نگاری پوشش جنگ ژاپن با روسیه در خاور دور در سال 1904، انقلاب مکزیک و حریق بزرگ سانفرانسییسکو بود که این گزارش ها در روزنامه های آمریکا و بویژه روزنامه «سانفرانسیسکو اگزامینر» به چاپ رسیدند. در زمينه تفسیرنگاري، نظر جک بر اين است كه به جاي مقاله سياسي و محدود به یک ستون، رساله سياسي نوشته شود، زيرا كه ستون روزنامه جاي كافي براي گفتن همه مطلب را ندارد و كوتاه نوشتن يك تحليل سياسي، مخاطب را به جايي نمي برد و احيانا اورا گيج و گمراه مي كند. یک تفسیرنگار باید خودرا اندرزگوی جامعه ـ مردم و دولت ـ بپندارد و امین باشد و گمراه نکند.
     داستانهای جک زمینه واقعی دارند. برای نوشتن هر داستان دست به مسافرت زده و آنچه را که در نظر داشته بنویسد مشاهده عینی و تجربه کرده است. او برای نوشتن داستان افسانه دریای جنوب، به منطقه استرالیا سفر کرد. جک هر وقت که فرصت می یافت در شهر اوکلند (به فاصله ای کوتاه از سانفرانسیسکو) در خیابانی که به دانشگاه کالیفرنیا منتهی می شود برای مردم سخنرانی انتقادی ـ پیرامون یک موضوع روز ـ می کرد. همین کار او، این شهر و شهر مجاور آن ـ برکلی را به صورت کانون روشنفکران در آورده و هر اعتراض سیاسی ازجمله اعتراض به ادامه جنگ ویتنام و آزمندی کمپانی ها از این دو شهر آغاز شده است.
     داستانهاي جک لندن آكنده از انتقادهاي اجتماعي هستند كه در هر كدام كوشيده است يك مشكل جامعه را نقد كند. بر ضد استثمار و جوامع طبقاتی نوشته، صدای فقیران و ستمدیدگان شده و راه ریشه کنی علل فقر را به دست داده است. جک دلايل مسائل اجتماعی را در قالب داستان برنگاشته و از طبقه زحمتكش به دفاع برخاسته است. وي می گوید که علت و علل هر مسئله باید شناخته، اعلام و از میان برداشته شود. از به جان معلول افتادن نتیجه ای حاصل نخواهد شد.
    کتابهای معروف او عبارتند از: سرنوشت بشر، پیش از آدم (خلقت)، جنگ طبقات، عشق به زنده ماندن، گرگ دریایی، انقلاب، توانایی و توانا، پسر خورشید و ....
    جک 22 نوامبر سال 1916 براثر ازكار افتادگي كليه هايش فوت شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
نخستین زنی که در آمریکا سناتور شد
H. Caraway
12 ژانویه 1932 برای نخستین بار سنای آمریکا دارای یک سناتور زن شد. وی بانو «هاتی کاراوی Hattie W. Caraway» دبیر دبیرستان و در آن زمان 54 ساله بود. شوهر بانو «هاتی» که سناتور ایالت آرکانزا بود در دسامبر 1931 درگذشته بود و تا انجام انتخابات فرعی (در آمریکا؛ انتخابات ویژه) که 12 ژانویه 1932 برگزار شد فرماندار ایالت بیوه او بانو «هاتی» را به عنوان سناتور موقت معرفی کرد. رفتار بانو «هاتی» در این یک ماه بگونه ای بود که در انتخابات فرعی و دو انتخابات سراسری بعد از آن بر رقیبان پیروز شد و 12 سال و چند ماه سناتور بود. انتخاب وی به سناتوری بود که سبب شد پای بانوان به سنای آمریکا باز شود که در آن هر ایالت ـ صرفنظر از جمعیت آن ـ دارای دو سناتور است؛ جمعا 100 نفر. معاون رئیس جمهور آمریکا رئیس سنای این کشور است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
"فرهنك سياسي" یک جامعه و تاکید بر رعایت کامل اصول قانون اساسی
«فرهنگ سياسي Political Culture» «فرهنگ سياسي» كه در گردهمايي سال 1973 برخي انديشمندان كشورهاي صنعتي در بروکسل به ميان آمد و قرارشد که نظر استادان علوم سیاسی و حکومت و نیز اصحاب نظر و تجربه استعلام و در نشست بعدی (سال 1975) بررسی و نتیجه گیری شود موضوعي است که از دو قرن پيش مطرح بوده است .«سيدني وربا» نيز در كتاب خود آن را توصيف و تفسير كرده است.
    در اجرای تصمیم نشست سال 1973 اندیشمندان، کسب نظر و بررسی هایی در سراسر سال 1974 در جوامع مختلف پیرامون «فرهنگ سياسي دررابطه با دمكراسي» بعمل آمد که ماحصل نظرات در نشست ماه ژانويه سال 1975 بررسی و نتیجه گیری شد و نتیجه به صورت یک اعلامیه ده صفحه ای انتشار یافت که خلاصه آن از این قرار است:
     "فرهنگ سياسي با فرهنگ عمومي متفاوت است، اما نمي تواند از آن جدا باشد. در يك جامعه، نخبگان بدون احترام و رعايت فرهنگ سياسي توده ها که همانا ذهنیات و انتظارات ایشان از دولت (قوای سه گانه دمکراسی بعلاوه رسانه ها) و هرگونه تغییر است نخواهند توانست براي مدتي طولاني به حاكميت سياسي و فكري خود برآن جامعه ادامه دهند. براي ثبات و استواري يك دمكراسي و خلل ناپذير بودن آن، رعايت فرهنگ سياسي توده مردم (اكثريت جامعه) لازم و ضروري است و فرهنگ سياسي یک جامعه برگرفته از همه ارزشهاي بنيادي، باورها، عواطف، حساسيت ها و سطح دانش و آگاهي هاي آن جامعه است و هر اقدام دولت ـ دولت منتخب (دمکراتیک) ـ بدون عنايت به فرهنگ سياسي اكثريت جامعه با شكست رو به رو مي شود و اين شكست به خاطر مقاومت مردم به پذيرفتن آن است كه با ذهنياتشان همخواني ندارد. مردم هر جامعه هر فرضيه مغاير ذهنيات خود را ايدئولوژي وارداتي تلقي مي كنند و در پذيرفتن آن اكراه خواهند كرد. تغيير فرهنگ سياسي يك جامعه، يكشبه صورت نخواهد گرفت و گاهی يكي ــ دو نسل طول مي كشد تا ذهنيات و انتظارات و عادات مردم با وضعيت تازه خوي بگيرد. بنابراين، در كشورهاي تازه به دمكراسي رسيده، كيفيت رئيس دولت در حفظ ثبات و اصول دمكراسي و رعايت قانون اساسي نقش حياتي دارد و كاري است كه از دست هركس بر نمي آيد. بررسي تاريخچه روند دمكراسي در دو قرن اخير ثابت كرده است که اگر سیاست های رئیس یک دولت پس از انتخاب شدن خلاف آن باشد که مردم انتظار داشته اند و قبلا به آنان وعده داده شده بود بي نظمي، و ناآرامی به دنبال خواهد داشت و ناآرامی ممکن است مسبب ناهنجاری های متعدد شود که شكست دولت و درنتیجه کشور خواهد بود. مطالعات دو قرن گذشته همچنین ثابت کرده است که اگر در جایی حتی یک اصل از قانون اساسی کشور نقض و یا نادیده گرفته شده بی اعتنایی و نقض سایر قوانین (قوانین موضعه پارلمان) و ضوابط دیگررا به دنبال داشته و نقض قانون در یک جامعه باعث رواج فساد و تباهی و نهایتا زوال جامعه و پای به قهقهرا گذاردن خواهد بود.
     براي شناخت فرهنگ سياسي يك ملت بايد انسان شناسي (آنتروپولوژي)، روانشناسي و تاريخ آن ملت را دقيقا مطالعه، تحلیل و بررسي كرد و ديد كه چگونه و با اتخاذ چه تدابير مي شود در مدت كوتاه تري فرهنگ سياسي مردم آن جامعه را تغييرداد و اصطلاحا به «روز» کرد. برای اجرای هر تغییر، نخست بايد ديد كه آيا آن جامعه آماده قبول یک ايدئولوژي تازه و یا تغییر مورد نظر است؟. به عبارت ديگر براي اين كار به حد كافي «رسيده» است و گرنه، ميزان خام بودن آن چقدر است.".
     در قرن 20 سياستهاي خارجي قدرتهای وقت بدون توجه به اين اصول دست به تغيير ساختار حكومتي و نظام سياسي ــ اقتصادي بعضي كشورها زدند كه اين جوامع هنوز از مشكلات ناشي از آن و ناآرامي ها و بي نظمي ها خارج نشده اند. فرهنگ سياسي يك جامعه به همان استحكام آداب و رسوم و مدنيت (فرهنگ ملي) آن جامعه است و تغيير آن به زمان، آموزش و تدبير فراوان نيازمند است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
نقشه روزولت برای ابرقدرت کردن آمریکا و جهانی شدن دلار ـ تاريخنگاري که دست «روزولت» را رو کرده است
John Toland

«جان تالند John Willard Toland» نمايشنامه و داستان نگاري كه از اواسط عمر تفسيرنويس و تاريخ نگار شد و در عداد انديشمندان قرارگرفت و تاليفات متعدد برجاي گذارده است چهارم ژانويه 2004 در 91 سالگي درگذشت. تالند 29 ژوئن 1912 درشهر لاكراس La Crosse ايالت ويسكانسين آمريكا به دنيا آمده بود. وي پس از نوشتن 26 نمايشنامه و شش داستان بکار نوشتن داستان کوتاه براي مجلات دست زد، سپس تفسيرنويس روزنامه ها شد و آنگاه با روشي تازه وارد کار تاريخ نگاري گرديد که در اين رشته تحصيل کرده بود. مهمترين تاليفات او در زمينه تاريخ عبارتند از: خورشيد بالا مي آيد The Rising Sun (تاريخ معاصر ژاپن از 1936 تا 1945)، آدولف هيتلر (يک بيوگرافي تاريخي)، پرل هاربر و پس ازآن (علل و نتايج شبيخون ژاپن به هاوايي و ورود آمريکا به جنگ جهاني دوم)، نبرد مرگ (درباره جنگ کره)، صد روز آخر (رويدادهاي پایانی جنگ جهاني دوم)، ماجراي بالژ The Story of Bulge (درباره نبرد بالژ) و ....
    «تالند» روش تازه ای در نوشتن تاریخ معاصر و «تاریخ جاری» ابتکار کرده و در تالیفاتش به جاي صرفا رونويسي از اسناد و اخبار، از مصاحبه با افراد نیز استفاده كرده و كتاب «خورشيد بالا مي آيد» حاوي صدها مصاحبه با مقامات پیشین، ژنرالهای بازنشسته، روزنامه نگاران، معلمان و حتي بانوان خانه دار ژاپني است. اين مصاحبه ها که ديدگاه ژاپنی هارا از جنگ جهانی دوم نشان می دهد خلاف تالیفات مشابه است که عمدتا نظرات آمریکا و غرب را در آن زمينه منعکس ساخته اند. تالند در اين تاليف، خودکشي فرماندهان ژاپني جبهه ها پس از هرشکست را پديده اي تازه خوانده و يک دليل فداکاري ژاپني هارا در جنگ، افزايش ساعات درس تاريخ دبيرستانهاي اين کشور و وطن شناسي هرچه بيشتر ژاپني ها از اين راه دانسته و نوشته است که وطن شناسي «وطندوسي» به بار مي آورد.
    تالند در كتاب «پرل هاربر = پرل هاريور» ضمن ارائه اسناد ثابت كرده است كه روزولت از قبل، از تصميم ژاپني ها در حمله به پرل هاربور آگاه بود و چون درصدد بود كه آمريكارا از رکود اقتصادي و انزوا خارج و ابرقدرت سازد، بهترين فرصت را براي اين كار حمله غافلگيرانه ژاپني ها به پرل هابور Pear Harbor مي دانست و لذا تا انجام حمله چيزي نگفت و اقدامي نكرد و پس از آن بود كه بدون مخالفت داخلي، آمريكا را وارد جنگ جهاني دوم كرد و چون به دور از صحنه هاي نبرد بود و میان دو اقیانوس قراردارد آسيب نديد و از ميان ويرانه هاي جنگ به صورت يك ابرقدرت سر برافراشت. همه تلاش روساي جمهور بعدي آمريکا اين بوده است که «دلار آمريکا» به صورت پول جهاني باقی بماند و از اين طريق، این دولت نبض اقتصاد جهان را به دست داشته [و به قول منتقدین، کدخدای گیتی] باشد. جهانی شدن دلار آمریکا [که از آغاز قرن 21 رقیبان تازه یافته و دارد تهدید می شود] از سال 1946 و با اجرای «طرح مارشال» برای نوسازی کشورهای جنگزده اروپایی [با کمک مالی آمریکا] آغاز شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
روزی که معيار و ضابطه تعيين اهميت نشریات تغییر یافت
12 ژانويه سال 1971 [22 دیماه 1350 و پیش از عصر اینترنت؛ وبسایت ها و آنلاین ها] برگزيدگان ناشران و سردبيران روزنامه ها و مجله هاي كشورهاي صنعتي [اصطلاحا پيشرفته] و نمايندگان مديران آژانسهاي آگهي هاي تجاري در پايان نشست سه روزه خود در نیویورک اعلام كردند كه به اين نتيجه رسيده اند كه اهميت يك نشریه اعم از روزنامه و مجله را نبايد بر پايه میزان فروش (تيراژ) قرار داد، بلكه اين اهميت از اين پس بر اين اساس تعيين خواهد شد كه چه كساني نشریات را مي خرند و مي خوانند و روزنامه و مجله اي مهمتر بشمار خواهد رفت كه شمار خوانندگانش در ميان سياستمداران، دولتمردان، روشنفكران و طبقه متوسط جامعه بيشتر باشد. بنابراين داشتن تيراژ چند ميليوني از راه انتشار مطالب و تصاوير جنجال برانگيز عامه پسند (اخبار جنائي، خانوادگي و ...) و يا چاپ آگهي هاي دو سه سطري كلاسه شده (نيازمندي ها) عامل به دست آوردن اهميت نبايد به حساب آورده شود. طبقه ثروتمند روزنامه را مي خرد و پس از نگاهي كوتاه، آن را كنار مي گذارد و توجهي هم به آگهي هايش ندارد و طبقه كم درآمد جامعه روزنامه را براي اعلانات كلاسه شده (نيازمنديها)، کوپن تخفيف فروشگاهها و خبرهاي جنايي و گهگاه ورزشي و هنري و يا به «دليل جنجال روز» مي خرد و به اعلانات تجاري و خبرهاي ديگر توجه نمي كند، زيرا كه در آنها براي خود نفعي نمي بيند. ولی طبقه متوسط، روشنفکران، اصحاب مقام و نیز سالخوردگان و بازنشستگان نشریه را به دقت می خوانند و مورد توجه قرار می دهند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که دولت سعودي هم تلويزيون "تماما خبر" راه اندازي کرد
دولت سعودي هم وارد ميدان رقابت تلويزيونهاي خبري شد و از بعد از ظهر يكشنبه 11 ژانويه 2004 شبكه «تماما خبر» خود را كه گفته شده بود تنها خبر و نظر پخش مي كند و كانال 4 نام گرفته است به راه انداخت كه 95 خبرنويس در داخل و 45 خبرنگار در خارج از كشور دارد. عبدالسلام فارسي وزير فرهنگ و اطلاع رساني دولت سعودي در اين باره گفته بود كه كانال تازه نهايت دقت را بكار خواهد برد كه اخبار درست و دقيق را سريعا پخش كند كه نياز به ديدن كانالهاي خارجي نباشد. كشور سعودي سه كانال 24 ساعته عمومي ديگر از جمله يك كانال به زبان انگليسي دارد.
    نخستين شبكه «تمام خبر» به نام سي ان ان به صورت كابلي بسال 1980 در اتلانتاي امريكا داير شد كه به دليل ارزان بودن كار، اينك هر كشوري داراي يك يا چند كانال از اين دست شده است. تهيه خبر و پخش آن با اين همه خبرگزاري، بويژه اگر کابلي و يا ماهواره اي باشد نياز به سرمايه سنگين و نيروي انساني فراوان ندارد اما اگر بخواهد روش مستقل داشته و مصرف كننده اخبار غرض آلود نباشد دست كم نياز به چهار سردبير مجرب و بسيار ماهر، دهها خبرنگار و تصويربردار، شماري دبير خبر،تفسيرگو، تحليلگر و مصاحبه گر خواهد داشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
دریاسار آلبوکرکی جزیره یمنی سکوترا را بهترین نقطه برای استقرار و راه بندی تشخیص داد
دریاسالار پرتغالی آلفونس دا آلبوکرکی (آلبوکرک) در ژانویه 1507 جزیره سکوترا (سقطرا) واقع در اقیانوس هند و متعلق به یمنی ها را بهترین منطقه استراتزیک برای راه بندی و جلوگیری از رخنه سایر قدرتهای اروپایی به آبهای آسیا و ایجاد مستعمره تشخیص داد و دستور ساختن یک پایگاه نظامی را در آنجا صادرکرد و بعدا از همین پایگاه بود که با هفت کشتی توپدار و 500 تفنگدار دریایی وارد خلیج فارس شد و جزایر ایرانی هرمز، قشم و ... را تصرف کرد. ایرانیان در آن زمان سلاح آتشین نداشتند زیرا که پادشاه وقت ـ شاه اسماعیل صفوی ـ بکاربردن توپ و تفنگ را خلاف مروت و مردانگی می پنداشت.
    سکوتره که بعدا توسط انگلستان تصرف و پایگاه نظامی این کشور قرار گرفت وسعت کافی و بیش از سی هزار جمعیت دارد. روسها از دهه 1960 متوجه اهمیت استراتژیک سکوترا شدند ولی فروپاشی شوروی مانع انجام برنامه های آنان شد. یمن جنوبی که به صورت فدراسیون قبایل اداره می شد از زمان کسب استقلال متحد روسیه بود. اینک آمریکا چشم به سکوترا بسته و بزرگ کردن قضیه هواداران القاعده در یمن (به دنبال دستگیر کردن عمر فاروق عبدالمطلب ـ جوان نیجریه ای) احتمالا به همین منظور است.
    یمن 24 میلیونی تا 22 ماه مه 1990 به صورت دو کشور بود که در این تاریخ و در پی یک خصومت طولانی و چند نبرد خونین با هم یکی شدند. یمن شمالی که اکثریت جمعیت آن شیعه بودند تا یکم نوامبر 1918 (ده روز مانده به پایان جنگ جهانی اول) تحت الحمایه عثمانی بود و تا سال 1962 توسط امام شیعیان زیدیه اداره می شد و یمن جنوبی که از سال 1839 تحت الحمایه انگلستان بود و اکثریت نفوس آن سنی شافعی هستند سی ام نوامبر 1967 استقلال یافت و دارای یک حکومت کمونیستی و از دوستان دولت مسکو شد. پس از تامین وحدت بوده است که درصد کل سنی های یمن 53 و شیعیان 47 درصد برآورد شده است. یمن 530 هزار کیلومتری که هنوز با دولت سعودی اختلاف ارضی دارد با داشتن دویست جزیره از جمله سکوترا و ناظر بر باب المندب بودن یک منطقه استراتژیک جهان است. القربی وزیر امور خارجه جمهوری یمن اعلام کرده است که این دولت با ورود واحدهای رزمی خارجی ازجمله نظامیان آمریکا به یمن بنام مبارزه با القاعده مخالف است و چنین اجازه ای را نخواهد داد. دولت یمن نمی خواهد که به صورت افغانستان درآید ولی با آموزش نظامیان و پلیس یمن توسط مستشاران غرب مخالفت ندارد!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انقلاب زنگبار ـ انقلاب بر ضد سلطان عرب ـ در این انقلاب به ایرانی تبارهای آسیب نرسید
انقلاب زنگبارZanzibar از بامداد 12 ژانویه 1964 آغاز شد و انقلابیون با کشتن هزاران عرب تبار و هندی به حکومت خارجی تبارها بر این مجمع الجزایر پایان دادند. در این انقلاب حتی به یک ایرانی تبار که در زنگبار «شیرازی» خوانده می شوند آسیب وارد نیامد و حزب سیاسی آنان به فعالیت خود ادامه داده است.
    دولت انگلستان که از قرن نوزدهم بر زنگبار مسلط شده بود در دسامبر 1963 به این جزایر یک میلیون و سیصدهزار نفری که تا ساحل آفریقای شرقی 25 تا 50 کیلومتر فاصله دارد استقلال داده بود و یک عرب تباررا سلطان آنجا کرده بود که ماه بعد (ژانویه) انقلاب آغاز شد. قبل از انگلیسی ها پرتغالی ها بر این جزایر سلطه داشتند که در پایان سلطه آنان، برای مدتی زنگبار دارای حاکم عُمّانی (عربِ عُمّانی تبار) شده بود. در آن زمان عُمّانی ها در زنگبار عمدتا تجارت بَرده (غلام و کنیز) می کردند. زنگبار صدها سال از مراکز تجاری ایران با قاره آفریقا بود و استقرار هزاران ایرانی در آنجا مربوط به همان دوران است. ایرانیان در زنگبار شهری سنگی ساخته اند که از آثار باستانی است. زنگبار پس از انقلاب، ضمن حفظ استقلال و حاکمیت خود، با تانگانیکا متحد شد و فدراسیون تانزانیا را به وجود آورده اند. صادرات عمده زنگبار از قدیم الایام «ادویه» بویژه دارچین، جوز، فلفل و «کلو Clove» بوده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که توليد نفت روزانه روسيه به 8 ميليون و 400 هزار بشکه رسيد
12 ژانويه 2004 اعلام شد که روسيه توليد نفت خود را 11 درصد افزايش داده و به 8 ميليون و 400 هزار بشكه در روز رسانيده بود. برخي از جامعه شناسان روس در واکنش به انتشار اين خبر رسمي اين نگراني را ابراز کرده بودند كه ممکن است اين درآمد مفت، روسها را تنبل كند و درصدد توليد كالاهاي ديگر براي صدور بر نيايند. اين جامعه شناسان اندرز داده بودند که سعي شود اين درآمد ذخيره و يا صرف توسعه شود تا تامين هزينه هاي جاري. طبق يک اعلاميه ديگر، روسيه توليد گاز طبيعي خود را هم از آغاز ژانويه 2004 به ميزان 3 و 4 در هم در صد افزايش داده و به 616 ميليون و 540 هزار متر مكعب رسانيده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انتخاب محمود عباس به جانشيني عرفات و تبريك بوش و شارون به او
محمود عباس

محمود عباس(ابو مازن) در انتخابات نهم ژانويه 2005 تعيين جانشين براي ياسر عرفات (ابو عمار) كه در نوامبر2004 در گذشت با كسب 62 و 3 دهم درصد آراء ريخته شده به صندوقها برنده اعلام شد.
     برخي جناحهاي فلسطيني اين انتخابات را كه در غرب رود اردن و نوار غزه انجام شده بود تحريم كرده بودند و مفهوم اين تحريم اين بوده است كه ممكن است تلاشهاي آتي او براي سازش با اسرائيل را نپذيرند و مبارزه مسلحانه ادامه يابد. جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا بر اين انتخابات نظارت داشت.
    
عرفات در آخرين روز اقامت درفلسطين

در پي اعلام پيروزي محمود عباس، جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا تلفني به او تبريك گفت و وي را براي مذاكره به واشنگتن دعوت كرد. آريل شارون نخست وزير وقت اسرائيل نيز در يك مكالمه تلفني ده دقيقه با عباس، انتخاب او را به رياست دولت خودگردان فلسطيني ها تبريك گفت و پيشنهاد همكاري به او داد. تلفنهاي تبريك در حالي صورت مي گرفت كه شليك گلوله و پرتاب موشك ادامه داشت. شارون از سال 2001 با عرفات تماس حضوري و تلفني نگرفته بود.
    عرفات پس از مدتها عملا بازداشت خانگي، به نوعي بيماري كه چگونگي آن هنوز افشاء نشده است مبتلا شد و پس از انتقال به يك بيمارستان نظامي در فرانسه 11 نوامبر 2004 در اينجا درگذشت. وي 29 اکتبر 2004 از رام الله واقع در غرب رود اردن به کشور اردن و از آنجا به پاريس منتقل شده بود.
    مطبوعات آمريكا در خبرهاي خود محمود عباس را يك «ميانه رو» مي نامند، به همان گونه كه بر حسب منافع خود، محمد خاتمي را هم رئيس جمهور اصلاح طلب ايران مي خواندند.
29 اکتبر 2004 عرفات را به اين صورت با هليکوپتر به اردن و از آنجا براي درمان بيماري اش به پاريس منتقل کردند که 11 نوامبر 2004 در اينجا درگذشت

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 12 ژانويه
  • 1879:   نيروهاي استعمارگر انگليسي در افريقاي جنوبي تعرّض نظامي به سرزمين زولوها را آغاز كردند تا آنجا را هم تصاحب كنند.
  • 1950:   پارلمان همه شوروي بار ديگر مجازات اعدام را براي خائنان به وطن، جاسوسان و خرابكاران ضد سوسياليسم برقرار كرد.
  • 1970:   با فرار سرهنگ «اوجوك وو» و شكست نيروهاي تجزيه طلب نيجريه، ماجراي بيافرا كه باعث مرگ يك ميليون تن شده بود پايان يافت. كشف نفت و تحريك شركتهاي نفتي اين مسئله را به وجود آورده بود. نفت با خود درد سر براي فدراسيون نيجريه آورده است.
  • 1974:   ليبي و تونس با هم جمهوري اسلامي عرب شمال آفريقارا به وجود آوردند.
  • 1976:   شوراي امنيت سازمان ملل با اکثريت آراء و بدون مخالفت 5 عضو دائمي (دارندگان حق رد = وتو) اجازه داد که سازمان آزادي فلسطين در جلسات آن شورا بدون داشتن حق راي شرکت کند.
  • 1991:   کنگره ايالات متحده (قوه مقننه) به رئيس جمهور اين کشور اختيار داد که با بکار بردن نيروي مسلح، ارتش صدام حسين (عراق) را از کويت اخراج و استقلال و حاکميت اين کشور را تامين کند [که اين مصوبه اجرا شد].
  • 2002:  


    سايرس ونس Cyrus Vance وزير امور خارجه آمريکا در زمان انقلاب ايران درگذشت. وي 27 مارس 1917 به دنيا آمده بود. ونس که از دمکراتهاي ايالات متحده بود در دهه 1960 وزير ارتش (نيروي زميني) و نيز معاون وزارت دفاع اين کشور بود. ونس که از مخالفان ادامه جنگ ويتنام بود در مذاکرات مربوط به خروج آمريکا از اين جنگ شرکت کرد. او از هواداران کاهش تسليحات کشورها بود. در جريان انقلاب ايران و کمونيستي شدن نظام افغانستان، ونس نظراتي متفاوت از زبيگنو برژينسکي Zbigniew Brzezinski لهستاني تبار (مشاور امنيت ملي کارتر) داشت و نتايج همين اختلاف نظر و توجه جيمي کارتر به نظرات برژينسکي براي آمريکا مسئله ساز شده است. ونس به صلح مصر و اسرائيل کمک کرد. وي مخالف طرح خارج ساختن گروگانهاي آمريکايي از ايران با توسل به نيروي نظامي بود و به حالت اعتراض، چهار روز پس از اينکه نيروي اعزامي آمريکا در صحراي طبس با توفان شن رو به رو شد و شکست يافت از سمت وزارت آمور خارجه آمريکا (در 28 اپريل 1980) کناره گيري کرد. در دهه 1990 از سايرس ونس دعوت شد که براي حل مسائل يوگوسلاوي پيشين و سازش ملل استقلال يافته آن مشارکت کند.
  • 2006:   در آخرين روز مناسک حج، در منا، و در جريان رمي الجمرات بر اثر هجوم زائران، 362 تن جان خودرا از دست دادند. دولت سعودي براي جلوگيري از تکرار حادثه ديوارها را که قبلا سه ستون بود تعريض کرد.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com