Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
13 اكتبر
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 13 اكتبر
ايران
نظر متفاوت مورخان درباره سالروز اعلام تاسيس دولت ايران که 12 اکتبر بود و يا 13 اکتبر ـ چگونگي تصرف بابل ـ موارد اعلاميه حقوق انسان ـ اخلاقيات
سفالنبشته منشور ملل و حقوق بشر كه كوروش در اكتبر 539 پيش از ميلاد آن را اعلام كرده بود و در جهان به «استوانه كوروش = سايرس سيلندر » معروف است


    
کوروش بزرگ


    برخی از مورخان قرون قدیم سيزدهم اكتبرسال 539 پيش از ميلاد را روزی به دست داده اند که کوروش بزرگ وارد شهر بابل شد و تصمیمات و نظرات خود (تشکیل دولت واحد سراسری ایران و ایجاد جامعه جهانی ملل مشترک المنافع به رهبري ایران) را اعلام داشت. بیشتر مورخان برپایه بررسی های تقویمی و انطباق با تقویم میلادی گریگوری، روز ورود کوروش به شهر بابل و اعلام ایجاد دولت واحد ایران و تشکيل جامعه مشترک المنافع جهانی به رهبری ایران را 12 اکتبر آن سال نوشته اند. «پروفسور بليك» یکی از مورخانی است که روی 13 اکتبر آن سال تاکید کرده است. وی «13 اكتبر به افق بابل ـ نصف النهار این شهر» را به استناد كتب ديني در دايره المعارف كليساي مسيح درج كرده است و آن را كاملا دقيق مي داند که در نیمکره غربی می شود همان 12 اکتبر.
     وی نوشته است که در آن روز كوروش بزرگ بنيادگذار كشور ايران و نخستين شاه سراسري آن، شهر بابل (بابيلونBabylon) را متصرف و در اين شهر مستقر شد ـ شهري که پايتخت يک امپراتوري بود و دولت آن از زمان نبوكدنزر دومNebuchadnezzar (بخت النصر) راه ستمگري نسبت به مردم خود و ملل ديگر در پيش گرفته بود. تصرف قلمرو امپراتوري بابل که تا مديترانه امتداد داشت به دست ارتش ايران، 29 اکتبر همين سال (16 روز بعد) و پس از آزاد کردن فنيقيه (لبنان و سوريه) تکميل شد. به نوشته بيشتر مورخان تاريخ قرون قديم در همين روز (29 اكتبر 539 پيش از ميلاد و روز تکميل تصرف امپراتوري بابل) نيز اعلاميه تاريخي کوروش كه از آن به عنوان نخستين «منشور ملل و حقوق انسان» نام برده مي شود صادر شد که سفالنبشته اش معروف به استوانه کوروش (عكس بالا) موجود است.
    [مورخان اروپايي برپايه محاسبات تقويم نگاران اين قاره، 12 اکتبر 539 پيش از ميلاد را روزي نوشته اند که کوروش بزرگ وارد شهر بابل شده بود. این مورخان صدور اعلامیه کوروش درباره حقوق انسان را هم در همين روز (12 اکتبر سال 539 پيش از ميلاد) نوشته اند، نه 29 اکتبر. بر همين اساس سالروز ایجاد دولت سراسري ايران و اعلام تشکيل امپراتوری مشترک المنافع ایران 12 اکتبر قرار داده شده است که در اکتبر 1971 مراسم دو هزار و پانصد و دهمين سالروز آن با شکوه هرچه تمامتر و به مدت چهار روز (12 تا 16 اکتبر) در پاسارگاد و تخت جمشید برگزار شد و بسیاری از سران کشورها درآن شرکت کردند.].
     به نظر بسياري از مورخان، ساختار کنفدراسیون کانادا مشابهت زیاد به جامعه مشترک المنافع کوروش دارد. داریوش بزرگ جامعه مشترک المنافع کوروش را یکپارچه و تبدیل به یک دولت نیرومند مرکزی کرد. امپراتوری ايران (به نوشته مورخان يوناني؛ امپراتوري پارسیان) از زمان ایجاد آن تا پیروزی اسکندر مقدونی، تنها ابرقدرت جهان و از آن پس تا نیمه قرن هفتم (سلطه عرب) یکی از دو ابر قدرت بر سطح کره زمین بود. [در اين زمينه به مطالب 12 اکتبر اين سايت مراجعه شود].
    تصرف شهر بابل (در 12 و 13 اکتبر 539 پیش از میلاد) از این قرار بود:
    يکانهاي ارتش کوروش پس از محاصره بسبتا طولاني بابل و انحراف مسير رود فرات، از محل مجراي خروجي اين رود از شهر، وارد آنجا شده بودند زيرا باروي شهر (ديوارهاي آن) بسيار قطور و غير قابل رخنه بود. بابل شهري در جنوب عراق امروز (تقريبا 90 کيلومتري جنوب بغداد امروز) و پايتخت دولتي بود كه قلمرو آن تا ساحل مديترانه از جمله فلسطين امروز (جودا Judah) امتداد داشت. شهر بابل بارويي بسيار مستحكم داشت و طبق برخي نوشته ها، محاصره شهر توسط ارتش ايران، 16 روز طول كشيده بود. شهر «حِله» حاکم نشين ايالت بابل عراق در نزديکي خرابه هاي شهر بابل ساخته شده است.
     تصرف بابل در بيستمين سال پادشاهی کوروش (که از سال 559 پيش از ميلاد آغاز شده بود و مبدأ تاريخ نيز قرار گرفته بود) صورت گرفت. کوروش در روز ورود به بابل ايجاد امپراتوري ايرانيان مركب از مناطق مسكوني سه طايفه پارس و ماد و پارت (ايران واحد ـ ايرانزمين) و سرزمين هاي متصرفي (در طول 20 سال پس از تاسيس دولت مرکزي ايران) را که قبلا دولت هايشان دشمنان ايرانيان بودند و صدمه مي زدند اعلام داشت. سه طايفه ايراني از قبيله بزرگ آرين ها (آريايي ها) بوده كه به فلات ايران مهاجرت كرده بودند و براي خود دولتهاي محلي تشكيل داده بودند. پدر كوروش از پارس ها و مادرش از مادها بود. به اين ترتيب 12 و يا 13 اکتبر سال 539 پيش از ميلاد را سالروز اعلام تصميم کوروش به تاسيس امپراتوري پارسيان مي دانند. (دولت واحد ايران مرکب از مناطق محل سکونت سه طايفه آرين 20 سال پيش از اين روز و در سال 559 ژيش از ميلاد بوجود آمده بود).
     مراسم دو هزار و پانصدمين سالروز تاسيس امپراتوری ايران با ده سال تاخير در اکتبر 1971 در استان فارس (تخت جمشيد و پاسارگاد) برگزار شد. علت تاخير، نداشتن پول بود زيرا در آن زمان درآمد ايران از صدور نفت رقمي نسبتا کم بود.
     بايد توجه داشت كه آرين ها تنها گروه انساني بودند كه در عهد باستان، بمانند ساير ملل معاصر خود، بت پرست نبودند، پايبند رعايت اخلاقيات بودند و برخوردار از يك مدنيّت پيشرفته و نسبت به يكديگر مهر و محبت فراوان داشتند و رعايت قانون از خصوصيات بارز آنان بود.
     مضمون چند اصل از منشور 12 و يا 29 اكتبر كوروش بزرگ (سايرس ذا گريت) از اين قرار است:
    مردم در رعايت آداب، رسوم و مذهب خود آزادند و قوانين محلي [مناطق تابعه ـ متصرفي] به همان صورت سابق اجرا خواهند شد. استقلال داخلي سرزمين ها محترم و محفوظ خواهد بود. تنها تغييري كه به وجود خواهد آمد اين است كه مناطق كه قبلا كشورهاي كوچك و ضعيفي بودند و هميشه دغدغه تعرض ديگران و زورگويي حاكمان خود را داشتند از اين پس بخشي از يك امپراتوري بزرگ مشترك المنافع (اتحاديه ملل) خواهند بود كه ضامن صلح، ثبات و آرامش آنها است كه در سايه آن هرگونه پيشرفت، به ويژه تجارت ميسر و «حكومت قانون» تضمين خواهد بود و خودسري مشاهده نخواهد شد. اسيران جنگي پس از اتمام جنگ بايد آزاد و به اوطان خود بازگردانده شوند و فروش آنان و مصادره اموال اكيدا ممنوع خواهد بود. شهربان (ساتراپ) هر منطقه مسئول حفظ جان، مال، آزادي و حيثيت هر يك از اتباع در آن منطقه است و ....
     مضمون آن قسمت از منشور كوروش كه در آن اختصاصا مردم بابل مورد خطاب قرار گرفته اند به اين شرح است: بابليان نبايد نگران باشند، احدي به اسارت گرفته نمي شود، اموال كسي مصادره نخواهد شد مگر پس از رسيدگي كامل به جرمي كه مرتكب شده و پس از تاييد شخص او (كوروش)، نظاميان فاتح حق خريد بدون پرداخت عوض و نيز چشمداشتي به مال ديگران نخواهند داشت و بدرفتاري نخواهند كرد و اگر تخلفي ديده شود شخصا رسيدگي خواهد كرد و ....
     كوروش سپس اسيران بني اسرائيل را كه پاره اي از آنان از سال 586 پيش ازميلاد در بابل بازداشت بودند آزاد كرد و به هزينه ايران به اوطان خود بازگردانيد و هزينه تجديد بناي مساكنشان را از خزانه دولت ايران پرداخت كرد. وي همچنين دستور داد بنادر صور و صيدا در فنيقيه (لبنان امروز) كه توسط بابلي ها ويران شده بودند با هزينه ايران بازسازي شوند. [نبوكدنزر دوم امپراتور بابل در حمله سال 586 ميلادي به مناطق ساحلي مديترانه خرابي هاي فراوان به بار آورده بود و اسراييلي هايي را كه در برابر او مقاومت كرده بودند به بابل منتقل و به عنوان اسير در اين شهر بازداشت كرده بود.].
     كوروش از بابل به فرعون مصر كه قدرت بزرگي در جهان آن روز بود پيام فرستاد كه اگر بر ضد ايران توطئه نكند و در صدد تعرض بر نيايد اطمينان داشته باشد كه سرزمين او مورد حمله ارتش ايران قرار نخواهد گرفت. كوروش اين پيام را پس از آن فرستاد كه شنيد فرعون نگران حمله ارتش ايران است و به اين ترتيب از او رفع نگراني کرد.
     كوروش هنوز در بابل بود که اعلام داشت که از آن پس شهرهاي همدان، شوش و بابل پايتخت نوبتي ايرانزمين خواهند بود تا تبعيضي ميان شهرها نباشد. از نظر او همه شهرهاي ايرانزمين هم ارز خواهندبود، ولي پس از مرگ، مايل است اورا در «پاسارگاد» دفن كنند و در هر جا كه بميرد كالبدش بايد به پاسارگاد پارس منتقل شود. «تاريخ» نشان داد كه اين وصيت دقيقا به اجرا در آمد و آرامگاه او ــ مردي كه مورد احترام جهانيان است و در کتب ديني از او به نيکي ياد شده است ــ در پاسارگاد قرار دارد و گذشت زمان هنوز به آن گزند وارد نساخته است.
    به اين ترتيب، مهرماه (اکتبر) براي ايرانيان ميهندوست به اين مناسبت ها هم ماهي بزرگ است.
    کوروش در رعایت اخلاقیات تعصب ویژه داشت و افرادی را که رعایت اخلاقیات و شئون را نداشتند انسان نمی دانست و هدف از لشکرکشی او به سُغدیانا و کناره رود جیحون (سیردریا) پس زدن طوایفی بود که قصد مهاجرت به قلمرو ایران (تاجیکستان امروز) را داشتند و افراد این طوایف اخلاقیات را رعایت نمی کردند و نه تنها به جان و مال و حقوق دیگران تجاوز می کردند بلکه دروغ می گفتند، تقلب می کردند، قدرشناس سالخوردگان نبودند و با زنان خود در حضور دیگران (ملأ عام) همبستر می شدند.
    کوروش که در میدان جنگ در میان سربازان بود، در نبرد با آن طوایف عقب مانده و دارای مدنیّت ضعیف تیر خورد و درگذشت ولی ارتش ایران به هدف رسید و آن طوایف را به آن سوی جیحون و صدها کیلومتر دورتر عقب راند و مدنیّت اتباع ایران محفوظ ماند.
    .......
    * در سال 1391 ایمیلی از ایران دریافت شد که در آن ابراز تعجب کرده بود که جسد کوروش چگونه از منطقه فرارود به پاسارگاد حمل شد و در طول مسیر ازهم نپاشید و از میان نرفت!.
    راههای متعدد وجود داشت. در قدیم اجساد بسیاری از سران کشورها از مناطق دوردست به همان گورستانی که وصیت کرده بودند منتقل شده است. برای مثال؛ جسد آغامحمدخان قاجار که در باکو کشته شده بود به عراق منتقل و دفن شد و صدها رئیس کشور در سراسر جهان. دانش بشر مربوط به امروز و دیروز نیست.
    
گور بزرگ مردي كه مورد احترام جهانيان است و در طول 25 قرن به آن گزند وارد نشده، اما چند سال پيش شنيده ش که سدسازي ممکن است به آن آسيب وارد آورد!

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ورود ژنرال آيرونسايد به تهران برای کودتا
ايرونسايد
21 مهر سال 1299 (13 اکتبر 1920) ژنرال آيرونسايد فرمانده تازه نظاميان تحت فرمان دولت انگلستان در ايران! وارد تهران شد. با ورود ژنرال آيرنسايد به ايران مطالعه براي انجام كودتا و ... آغاز شد كه بعدا توسط ژنرال رضا خان فرمانده تيپ قزاق مستقر در قزوين انجام گرفت و .... طبق سازشنامه 1907 سن پترز بورگ، انگلستان و روسيه ايران را ميان خود تقسيم كرده بودند و به خود! حق داده بودند كه در منطقه نفود نيروي نظامي داشته باشند. پس از انقلاب بلشويكي روسيه، دولت انقلاب از دعاوي خود درقبال ايران صرفنظر كرد كه دولت استعماري انگلستان با دادن رشوه نقدي به وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت و دوتن از وزيرانش امضاي قرار دادي را به ايران تحميل كرد كه به قرارداد 9 اوت 1919 معروف است كه اگر اجرا می شد دولت انگلستان عملا امور ماليه و ارتش ايران را هم به دست می گرفت و ایران به صورت یک کشور تحت الحمایه انگلستان در می آمد. اما، مجلس و ملت مخالفت کرد و لذا انگلستان بفکر کودتا افتاد و آیرونساید به تهران فرستاده شد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سوء استفاده عشاير فارس از ضعف دولتها
21 مهر ماه در سال 1325 استان فارس بارديگر توسط عشاير منطقه نا امن شد. ناامني اين بار به دليل گرفتاري دولت در قضيه آذربايجان و كردستان بود.
    تاريخ معاصر ايران نشان مي دهد که تا اواسط دهه 1340، عشاير فارس از هر مشكل دولت و ضعف آن سوء استفاده مي كردند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در شوراي امنيت، مصدق نفت را يک کالا و امري داخلي و آن شورا را دست ساز فاتحان جنگ جهانی دوم و حافظ منافع آنها خواند
مصدق در حال دفاع از حقوق ايران در جلسه شوراي امنيت سازمان ملل

سيزدهم اكتبر 1951 جلسه شوراي امنيت براي رسيدگي به شكايت انگلستان از ايران تشكيل جلسه داد و نماينده انگلستان در نطق خود گفت كه مسئله نفت تنها مربوط به ايران نيست و نفت به دليل نياز عمومي به آن، يك مسئله جهاني است زيرا كه تنها در چند كشور وجود دارد و برهم خوردن نظم استخراج و توزيع آن، صلح جهان را به مخاطره مي افكند و به همين لحاظ است كه دولت انگلستان موضوع ملي شدن نفت ايران را كه تحت تاثير تعصبات ملي و احساسات ناسيوناليستي ايرانيان صورت گرفته به اين مرجع حافظ صلح (شوراي امنيت) ارجاع داده است و براي آسان شدن حل مسئله در پيشنهاد قبلي خود به شورا تجديد نظر كرده است.
    
Mosaddegh

دكتر مصدق رئيس دولت وقت كه شخصا براي دفاع از حقوق ايران در اين جلسه حضور يافته بود در پاسخ به نماينده انگلستان در نطقي به زبان فرانسه گفت:
    نفت یک کالا و امري داخلي است و به شوراي امنيت ارتباط ندارد. در مورد نفت، ايران مطالبه حقوق خودرا كرده و نفتش را كه يك ثروت و ميراث ملي است از چنگ استثمارگر خارج ساخته تا از درآمد آن صنايع و کشاورزي خودرا توسعه دهد، ترقي كند و در رفاه بسربرد كه مستحق آن است. 50 سال بود كه انگلستان اين نفت را مي بُرد. براي مثال: در سال 1948 (1327 و دو سال پیش از ملی شدن) تنها يك شصت و يكم از درآمد نفت نصيب ايران شده بود كه يك ظلم است. انگليسي ها حتي اجازه ندادند كه ايرانيان در رشته نفت كارشناس شوند و نفت خودرا اداره كنند و اينك ما از اين بابت دچار مشكل هستيم. در خوزستان، مردم ما با شكم گرسنه روي ذخاير نفت مي خوابند. اين يك بي انصافي تاريخي بود که به آن پایان دادیم. نقض حقوق ملل كوچكتر و استثمار توسط دول بزرگ است كه باعث برهم خوردن صلح و امنيت جهان و انواع عصیان مي شود و اگر شوراي امنيت همچنان در دست اين دول فاتح جنگ جهانی دوم قرار داشته باشد، معلوم نيست كه بتواند صلح را كه همانا احقاق حقوق ملل ضعيف است برقرار و حفظ كند. این دولتها این سازمان را بوجود آوردند تا از طریق بازوی اجرایی اش ـ شورای امنیت ـ منافع شان را حفظ کند. اگر يك دولت بزرگ عضو شوراي امنيت كه از امتياز (حق وتو) برخوردار است بخواهد موضوعي را كه در صلاحيت اين شورا نيست، براي رسيدگي به آن قبولاند نظير مورد مسئله جاري نفت ايران، در اين صورت شورا چيزي جز یک آلت دست و یک ابزار برای مداخله در كشوري ضعيف و بپاخاسته و بی حق ساختن آن نخواهد بود و نخواهد توانست ماموريت حفظ صلح و امنيت درجهان را به انجام برساند. اگر اعمال نفوذ دولت های دارنده حق امتیاز (وتو) که این امتیاز را خودشان برای خود قائل شده اند ادامه يابد، اعتماد ملل بتدریج از شوراي امنيت سلب خواهد شد، نسبت به آراء آن بی اعتناء خواهند شد و نظم در جهان پایدار نخواهد بود و .... دولت انگلستان اخيرا برخي صنايع داخلي خودرا ملي كرد. چرا به شكايت معترضين به اين عمل در شوراي امنيت رسيدگي نمي شود؟،براي اينکه از امور داخلي هستند و نفت ما هم به همينگونه.
     دكتر مصدق آنگاه به سابقه تاريخي مداخلات و ظلم دولت لندن نسبت به ايران که از دهه هاي يکم و دوم قرن 19 آغاز شده بود اشاره کرد و در يک مورد گفت: دولت مسكو که مدتها رقيب استعماري انگلستان در ايران بود پس از انقلاب اكتبر 1917، همه امتيازات خود در ايران را لغو كرد ولي دولت انگلستان بيش از پيش به فشردن گلوي ما ادامه داده است، چرا؟. مارا كه بپاخاسته ايم تا با چنگ و دندان از منافع، آزادي، استقلال و حاكميت ملي مان دفاع كنيم با كشتي جنگي و چترباز تهديد مي كند و ....
    دکتر مصدق در نطق خود پيش بيني کرد که وضعيت جهان از سال 1945 به اين سوي تغيير کرده و دوره تاريخي تازه اي آغاز شده و در اين دوره، ملل حقوقشان را مطالبه خواهند کرد.
     دكتر مصدق از نطق طولاني خود نتيجه گرفت كه شوراي امنيت صلاحيت مداخله در امور داخلي يك كشور را ندارد و مسئله نفت يك موضوع داخلي ايران است. با وجود اين، ايران آماده هرگونه مذاكره منطقي و منصفانه و بر پايه حيثت و شئون برابر با دولت انگلستان در خارج از شوراي امنيت است.
Trygve Lie دبيرکل وقت سازمان ملل شخصا دکتر مصدق را به صندلي اش در شوراي امنيت راهنمايي مي کند. شايد اين، تنها مورد از اين دست باشد که دبير کل سازمان ملل با چنين رعايت احترام، يک رئيس دولت را به صندلي شوراي امنيت راهنمايي کرده باشد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
محاكمه دسته دوم افسران كمونيست
21 مهرماه سال 1333 محاكمه دومين دسته افسران كمونيست وابسته به حزب توده در دادگاه نظامي تهران آغاز شد.
    محاكمه دسته اول كه همه آنها به اعدام محكوم شده بودند چند روز پيش از اين پايان يافته بود و مرحله تجديد نظررا طي مي كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
معافيت مستشاران نظامي امريكا
21 مهر 1343 پارلمان ايران با تصويب ماده واحده اي مستشاران نظامي امريكا در ايران را مشمول مصونيت ها و معافيت هاي ميثاق وين كرد.
    اين اقدام توليد مخالفت داخلي و سر و صداي زياد كرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعتراض و انتقاد از واردات کامیونهای بی کیفیت ساخت چین به ایران ـ «کامیون ملی، چینی از آب در آمد»!
حسين احمدي زاده
حسین احمدی‌زاده رئیس کانون انجمن صنفی شرکت‌های حمل‌ و‌ نقل کالا از واردات کامیون‌های بی‌کیفیت ساخت چین به ایران خبر داده و گفته بود که کارخانه‌های شبه ‌دولتی [خودروسازان] به ‌طور انحصاری کامیون چینی وارد می‌کنند و کامیونداران مجبورند که همین کامیون‌ها را بخرند زیراکه کامیون دیگری در دسترس آنان نیست.
    خبرگزاری فارس این اظهارات احمدی زاده را 21 مهرماه 1391 (12 اکتبر 2012) منتشر ساخته بود تا در رسانه ها نقل شود.
     احمدی زاده گفته بود که کارخانه‌های شبه‌ دولتی علاوه بر دریافت تمامی مزایا، به‌ طور انحصاری چند نوع کامیون چینی را وارد کشور می‌کنند و تاکید دارند که باید همین کامیون‌ها خریداری شود و کامیونداران و افراد و موسسات که دستشان به جایی بند نیست، مجبورند همین کامیون‌های بی‌کیفیت را خریداری کنند!. این کامیون‌ها به دلیل غیراستاندارد بودن مدام خراب هستند و فعالیت ندارند و خریدار بیکار و امور حمل و نقل سرعت لازم را از دست می دهد و همه چیز راکد می شود. کامیون چینی «هوو» از جمله این کامیون‌های بی‌کیفیت ساخت چین است که در جاده‌های ایران حادثه آفرینی هم می کند. [پیش از این «خبرآنلاین» ـ نزدیک به رئیس مجلس، در گزارشی پیرامون کیفیت پائین کامیون چینی «هوو» نوشته بود این نوع کامیون‌، در ایران بدنام شده است و .... یک رسانه دیگر در گزارشی کامیون چینی را چنین معرفی می‌کند: « تریلر هوو کامیونی است «بی ترمز» که بار می‌کشد، سرعت می‌گیرد اما ترمز نمی‌گیرد، تصادف می کند و آدم می کشد و ....]
    بخش فارسی دویچه وله (صدای آلمان) ضمن نقل این گزارش افزوده است که کارشناسان راهنمایی و رانندگی در صحنه تصادفات منجر به مرگ جاده‌ای در ایران گفته‌اند، «نقص در سیستم‌ ترمز» از جمله معایب اصلی کامیون‌های چینی است. آنان افزوده اند که انحراف این تریلرها هنگام ترمز کردن به طرفين جاده، عامل اصلی واژگونی آن‌ها بوده است. به گفته رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کشور، کامیون‌های وارداتی از چین دارای اشکالات اساسی در ساختار هستند.
    به گزارش دویچه وله، در همین رابطه مدیر شرکت «ايران خودرو ديزل» که کامیون‌های چینی به ایران وارد می‌کند به روزنامه "دنیای اقتصاد" گفته بود: «مگر موسسه استاندارد، روز اول، كاميون هوو را بررسی و از لحاظ فنی تاييد نكرده است که این ایرادها را می گیرند؟. روزنامه "جام‌جم" در گزارشی خبر داد که نام کامیون «هوو» را تغییر داده و «فراز» گذارده اند. فرمانده نیروی انتظامی نیز در انتقاد از شرکت وارد‌کننده کامیون «هوو» گفته بود: گفتیم وارد نکنند که آقایان آن را با اسم دیگری (فراز) ‌آورند.
    روزنامه همشهری سه شنبه ۸ آذر ۱۳۹۰ در گزارشی با تیتر «کامیون ملی، چینی از آب در آمد» نوشت: «مدیران شرکت سایپا مجبور به اعتراف به این واقعیت تلخ شده‌اند که کامیونی که سال گذشته به‌ نام محصول ملی و با نام کاوه رونمایی شد یک محصول کاملا چینی است و قطعات آن از چین وارد شده است.»
    دویچه وله افزوده است: بر اساس معدود آمارهای منجر به جرح و فوت در تصادفات کامیون‌های چینی در ایران، تنها در سال ۸۹ در ۴۰۰ مورد تصادف، ۴۰۰ نفر کشته و ۸۰۰ نفر مجروح شدند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
دنياي هنر
زادروز آهنگساز بزرگ سده بيستم که پرويز ياحقي را مرد بي جانشين دنياي موسيقي اعلام داشت
Rebecca Clarke

امروز، 13 اكتبر، سالگشت درگذشت «ربكا كلارك Rebecca Clarke» آهنگساز بزرگ قرن بيستم است كه در سال 1979 و در 93 سالگي در نيويورک فوت شد. پدر ربکا آمريکايي و مادرش آلماني و خود او در انگلستان به دنيا آمده بود و تابعيت مضاعف داشت. وي که از نوجواني به تحصيل موسيقي و نواختن ويولا Viola در انگلستان سرگرم شده بود در آستانه جنگ جهاني دوم به دو برادرش در آمريکا پيوست و در اين کشور ماندگار و با يک موسيقدان معروف و مدرس موسيقي ازدواج کرد. درگذشت شوهر در سال 1967 ربکارا دچار افسردگي ساخت و موقتا در فعاليت هنري خلل وارد ساخت که پس از مدتي از سر گرفته شد و تا 90 سالگي آهنگ ساخت، موسيقي تدريس كرد و ويولن و ويول (ويولن بزرگتر) نواخت.
    ربكا در سال 1976 (1355 خورشيدي) فهرست بهترين ويولنيست هاي قرن بيستم جهان را (به قضاوت خودش) اعلام كرد كه در اين فهرست، نام موسيقيدان هايي چون پرويز ياحقي از ايران و مناهيم از آمريكا وجود داشت. وي گفته بود كه نمي داند پرويز چه مي كند و چه قريحه خاصي دارد كه نواي سازش شيرين و گوش نواز و آرام بخش مغز است. او جانشين نخواهد داشت. اين نوع هنر تنها اكتسابي نيست و با تمرين زياد و تحصيل عايد هر فرد نمي شود.
    از سال 2000 جمعي از موسيقي دوستان آمريکا يک انجمن به نام «ربکا کلارک» تاسيس کرده اند که هدف از آن گسترش و تکامل علم موسيقي و هنر نوازندگي است.
ربکا در جواني

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو انديشه
زادروز و سالروز درگذشت «کنت دو گوبينو» فيلسوف فرانسوي معتقد به برتري نژاد آرين و صاحب فرضيه «نسبت مستقيم نژاد با تمدن»
Comte de Gobineau

سيزدهم اكتبر سالروز درگذشت «ژوزف آرتور كنت دو گوبينو Joseph Arthur Comte de Gobineau» فيلسوف، نويسنده و نژاد شناس فرانسوي است كه در سال 1882 فوت شد. وي در نخستين دقايق بامداد 14 اكتبر (درحقيقت 13 اكتبر) 1816 به دنيا آمده و 66 سال عمر كرده بود. به اين ترتيب، گوبينو در همان روز از ماه اکتبر که به دنيا آمده بود 66 سال بعد از اين دنيا رفت. وي مدتي سفير فرانسه در تهران بود و مطالعات عملي درباره نژادها را در ايران به عمل آورد. گوبينو مي دانست كه ايران در طول تاريخ خود بارها در معرض هجوم اقوام مختلف قرارداشته، از عرب تا مغول، و منطقه مناسبي براي ادامه مطالعات نژادشناسي اوست.
     گوبينو معتقد بود كه «نژاد» فرهنگ و تمدن را مي سازد و پيشرفت ملل را باعث مي شود. به باور او، نژاد آرين نسبت به نژادهاي ديگر برتري هايي دارد و نمونه اش مدنيّت ملل آرین نژاد اروپا از جمله آلمان و اسکاندیناوی است. [انگليسي ها هم عمدتا آرين و از اعقاب مهاجران آلماني هستند و واژه نام اينگلند از نام يکي از دو طايفه آلماني که به بريتانيا مهاجرت کردند گرفته شده است.]. هیتلر از این تفکر گوبینو بعدا استفاده و به آن استناد کرد.
     گوبينو در مورد دولتها چنين ابراز عقيده كرده است: هر امپراتوري توسط يك فرد نيرومند و قاطع ساخته مي شود ولي امپراتوري ها پس از مدتي به خودتخريبي مي گرايند و عمرشان پايدار نيست زيرا كه در طول زمان به خودخواهي، نخوت، زورگويي و سلطه گري روي مي آورند، فاسد مي شوند [فساد دولتي] و .... وي گفته است كه وجود امپراتوري ها در جهان باعث عقب ماندگي ملل ضعيف تر و تحت سلطه مي شود. از زمان انتشار نظرات کنت دو گوبينو توجه نژادي بيشتر شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
... و به اين سان در ايتاليا مسئله «تشابه فكر» حل شد - صاحب عقيده «حكمراني نوابغ و نخبگان»
«هاگارد پوند» انديشمند، خطيب، نويسنده و شاعر معروف قرن 20 ايتاليا كه به حكومت نخبگان و نوابغ يك جامعه بر آن و محدود بودن مرزهاي آزادي فردي معتقد بود 13 اكتبر سال 1945 پس از اين كه شنيد دولت ايتاليا [دولت پس از جنگ] مي خواهد بر اثر اصرار دولتهاي فاتح اورا دستگير و به جرم حمايت از نظرات موسوليني محاكمه كند و در جوّ آن زمان محكوميت او قطعي خواهد بود از وطن خود گريخت.
    وي 13 سال از كشوري به كشور ديگر رفت و با برپاكردن مصاحبه هاي مطبوعاتي و ايراد نطق و دادن مقاله به روزنامه ها تلاش كرد تا ثابت كند كه اگر نظرات فلسفي او با عقايد موسوليني و حزب فاشيسم حاكم بر ايتالياي آن زمان مطابقت داشته، گناه از او نبوده است. وي با دولت اين حزب همكاري عملي نداشته بلكه مشابهت فكري بوده و داشتن يك فكر بخصوص و طرح آن نبايد جرم محسوب شود. اگر كسي و يا دولتي مخالف يك فكر است بايد آن را رد كند نه اين كه صاحب فكر را پيش از دست زدن به عمل بگيرد و مجازات كند.
     اين تلاشها، به علاوه ارسال چند نامه از سوي «هاگارد» به پارلمان ايتاليا سبب شد كه كميسيون امور قضايي اين پارلمان بر يك لايحه قضايي كه در جريان رسيدگي بود تبصره اي اضافه كند كه عمل به يك فكر و فرضيه غير قابل قبول جرم است، نه خود فكر و دارنده آن و با قانون شدن اين تبصره، «هاگارد» به وطن بازگشت. وي در لحظه بازگشت به وطن پس از آن كه خودرا در حلقه محاصره خبرنگاران ديد باز به دفاع از عقيده اش كه آزادي فردي بايد محدود باشد و اگر نوابغ و نخبگان حكومت كنند مشكلات از ميان برداشته خواهد شد پرداخت و زدن اين حرفها را تا پايان عمر، به رغم اينكه بعضي ها عقايد وي را به عقايد هيتلر تشبيه مي كردند و پاره اي از كشورها اورا به خاك خود ممنوع الورود كرده بودند ادامه داد.
     هاگارد در آخرين ميزگردي كه شركت كرده بود گفت: اگر نوابغ و نخبگان بد هستند چرا مردم اين همه تلاش مي كنند كه بهترين جرّاح شهر را براي عمل خود بيابند؟. سرنوشت فرد و كشور با هم فرق ندارد؛ بايد بهترين هاي جامعه براي نمايندگي انتخاب شوند و ....
    وي تمرين دمکراسي به صورتي در قرن 20 رايج شده است قبول نداشت و آن را توطئه شماري معدود براي حفظ قدرت خود مي دانست و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
21 مهرماه 1351 تهرانی ها چهارصد و پنجاه و شش هزار و 751 رای به مولف این تاریخ آنلاین دادند
در این روز از سال 1351 (اکتبر 1972) انجمن نظارت برانتخابات شورای شهر و شورای آموزش و پرورش تهران نام برندگان انتخابات پایتخت را که 21 مهرماه (13 اکتبر 1972) برگزار شده بود اعلام کرد تا اگر فرد و یا افرادی باشند که به نتایج رای گیری و چگونگی آن اعتراض داشته باشند ظرف یک هفته از آن تاریخ شکایت خودرا تسلیم دارند تا رسیدگی شود. طبق این اعلامیه، نوشیروان کیهانی زاده مولف این تاریخ آنلاین و در آن سال 36 ساله با 456 هزار و 751 رای برای دومین بار به عضویت شورای آموزش و پرورش تهران برگزیده شده بود. در آن زمان آموزش و پرورش ایران منطقه ای بود و هر منطقه از لحاظ مالی و اداری استقلال داشت. دوره های شورا 4 ساله بود، به اعضاي شورا بابت حضور در جلسات آن مطلقا دستمزد و حق الحضور پرداخت نمي شد و عضويت در آن شوراها خدمت ميهني بشمار مي آمد.
    انتخاب این روزنامه نگار و مورّخ در آن زمان در برخی محافل ایجاد تعجب کرده زیراکه عضو هیچیک از دو حزب وقت (ایران نوین و مردم) نبود که برایش تبلیغ کنند. در نظرسنجی پس از انتخابات، رای دهندگان گفته بودند که مطالعه مقالات او در روزنامه اطلاعات و وسعت معلومات وی و نیز اظهاراتش در طول جلسات دوره قبلی شورا سبب دادن رای به او شده بود زیراکه وی را شایسته این سمت تشخیص داده بودند.
    این مولف در آن زمان دبیر اخبار روزنامه اطلاعات، مفسر فرهنگی ـ آموزشی این روزنامه و سردبیر اخبار خبرگزاری پارس و رادیو ـ تلویزیون دولتی و نیز مدرّس تاریخ در مراکز تربیت معلم بود. کیهانی زاده در دور نخست عضویت در شورای آموزش و پرورش تهران، درعین حال سخنگوی این شورا بود.
    در زیر اعتبارنامه انتخاب او که به امضای اعضای نظارت بر انتخابات وقت رسیده آمده است. چون رقم جمع آراء در کپی اعتبارنامه چندان خوانا نبود؛ این رقم از اعلان انجمن نظارت که در روزنامه چاپ شده بود کپی (کاپی) و در بالای اعتبارنامه قرار داده شده است.



    
مطلب روزنامه آیندگان درباره انتخاب کیهانی زاده که با عکس او در صفحه 12 این روزنامه در تاریخ 16 اکتبر 1972 (24 مهرماه 1351) درج شده است.

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
نويسنده داستان هاي تاريخي و زندگي سخت مهاجران قديمي آمريکا
Conrad Richter
«كنراد ريكتر Conrad Richter» داستان نگار آمريكايي و نويسنده ناول هاي تاريخي و بويژه درباره زندگي بسيار سخت مهاجران قديمي آمريکا، 13 اكتبر 1890 به دنيا آمد و 78 سال عمر کرد.
     درباره داستان نويسي او گفته اند: كنراد چنان مي نويسد كه خواننده گمان مي كند كه او خودش شاهد ماجرا و ناظر صحنه ها بوده است. وي در نوشتن داستانهايش حتي لهجه هاي محلي را عينا بكار مي برد.
     كنراد پيش از نوشتن، درباره رسوم؛ عادات؛ فرهنگ و طرز زندگاني مردمي كه داستان در ميان ايشان اتفاق افتاده بود با توجه به زمان آن وسيعا مطالعه و تحقيق مي كرد. او به همين جهت برنده جايزه پوليتزر و نيز ادبيات ملي شده بود. داستانهاي معروف او «روشني در جنگل»، «تريسي كرمول»، «دريايي از چمن»، «آبهاي رنوس»، آزاده مرد، شهرک و ... هستند. داستان شهرک برنده جايزه پوليتزر شد.
    کساني که داستانهاي کنراد را خوانده باشند درک مي کنند که ايالات متحده آمريکا با چه مشقتي ساخته شده است و مهاجران آمده از اروپا چگونه با سختي ها، کمبودها و خطرات روزگار مي گذراندند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خاور ميانه و يك برنده نوبل ادبيات! ـ دو تلاش عليه انحصاري بودن جوائز نوبل
محفوظ
13 اكتبر 1988 نجيب محفوظ Naguib Mahfouz داستان نگار مصري برنده جايزه ادبي نوبل آن سال اعلام شد. وي نخستين نويسنده از منطقه خاور ميانه بود كه در طول قرن 20 برنده اين جايزه شده بود. خاورميانه در قرون وسطا مهد ادبيات بود. محفوظ که يازدهم دسامبر 1911 در قاهره به دنيا آمده بود 95 سال عمر کرد و سي ام آگوست 2006 درگذشت. وي که از 28 سالگي كار نوشتن داستان را آغاز كرده بود در طول هفت دهه پنجاه داستان و فيلمنامه و چند مجموعه داستان کوتاه مرکب از 350 موضوع را تاليف کرده بود. محفوظ مخالف ازدواج (به لحاظ درد سرهايش) بود ولي در 43 سالگي به اصرار بستگانش زن گرفت و داراي دو دختر شد.
     بي توجهي كميسيون نروژي تعيين برندگان جوائر به خاور ميانه تاييدي ديگر بر رخنه سياست و گروهاي فشار بين المللي در اين مسابقه هاست كه نقض غرض باني سوئدي آنهاست.
     توزيع اين جوايز هنوز بر پايه ضوابطي قراردارد كه جهان «كم آلوده» اواخر قرن 19 در آن قرار داشت كه يا از اين همه هياهو درباره آن بايد كاسته شود و يا اين كه معياري در نظر گرفته شود كه عدالت و بي طرفي در انتخاب تامين گردد. در نيمه دهه 1960 به سازمان كشورهاي نامتعهد پيشنهاد شده بود كه تلاش كند در اين ممالك يك و يا چند «آلفرد نوبل» اموال خودرا وقف چنين جوائزي كنند تا كار از انحصار متوليان جوائز نوبل كه به چنگال سياست افتاده اند خارج شود كه پس از چندي صداي چنين تلاشي خاموش شد!.
    در اكتبر 1973 پس از اين كه «له دوك تو Le Duc Tho» ويتنامي جائزه صلح نوبل را كه مشتركا به او و هنري كيسينجر داده شده بود رد كرد تلاش هاي ديگري براي از انحصار خارج ساختن چنين جوائزي مشاهده شد كه اين تلاش ها هم به نتيجه نرسيد!. «له دوك تو» گفته بود: در اين جهان هزاران تن هستند كه بيشتر از او به صلح خدمت كرده اند و انتخاب او صرفا سياسي و يا به خاطر تعدد گزارش هاي رسانه اي با ذكر نام وي بوده است و هنوز هم صلحي در ويتنام برقرار نشده است. به علاوه، چرا جايزه صلح بايد «پول» باشد!. پيش از «له»، ژان پل سارتر فيلسوف فرانسوي به همان دلايل جائزه نوبل را نپذيرفته بود.
    
Le Duc Tho

«له دوک تو» كه در 1990 و در 79 سالگي درگذشت در دهه 1930 از موسسان حزب كمونيست متحده شبه جزيره هندوچين بود و به همين سبب جمعا 11 سال از عمر خودرا در زندان فرانسويان از دست داد. وي بعدا به جنبش «ويت مين» براي جنگ با استعمار فرانسه پيوست و سپس مبارزه برضد آمريکا در جنوب ويتنام را آغاز كرد ولي از 1969 تا 1973 درمذاكرات آشگار و سرّي با كيسينجر مشاور وقت كاخ سفيد واشنگتن كه در پاريس انجام مي شد شركت كرد كه سرانجام (در سال 1975) به حل مسئله ويتنام انجاميد.
    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
پيوند هر دو دست
اعلام پيروزي دو جرّاح آلماني (Dr.Christoph Hoehnke و Dr. Edgar Biemer) در هشتم اكتبر 2008 در پيوند دست، چهار دهه پس از پيوند قلب، صفحه ديگري بر تاريخ دانش پزشكي افزود. اين دو جراح در ژوئيه 2008 با 15 ساعت عمل، دو دست تازه در بدن يك كشاورز 54 ساله آلماني پيوند زدند كه پس از دو ماه و 13 روز، هشتم اكتبر 2008 در مصاحبه مطبوعاتي آنان حضور يافته و هر دو دست پيوندي خود را بكار انداخت. وي كه «كارل مركKarl Merk» نام دارد گفت كه شش سال پيش هنگام برداشت محصول در منطقه «باواريا» با ماشين كومباين، هر دو دستش از شانه قطع شد.
    دو جراح كه دست هاي فردي ديگر را در بدن كارل پيوند زده اند گفتند كه دو سال طول خواهد كشيد تا دست هاي تازه كارل بمانند دستهاي خودش هركاري را انجام دهند. اين نخستين بار در جهان بوده است كه هر دو دست يك فرد پيوند زده شده اند. در عکس زير کارل مرک با دستهاي پيوندي اش ديده مي شود. در يکي از تصاوير، وي ميان دو جراح (دکترکريستوف در سمت راست و دکتر ادگار در سمت چپ) نشسته است:


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
ايجاد رشته روزنامه نگاري در دانشگاه تهران و به اين مناسبت نگاهي به آموزش روزنامه نگاري در ايران
21 مهر ماه 1335 شوراي دانشگاه تهران با ايجاد رشته روزنامه نگاري در اين دانشگاه موافقت كرد. اين نخستين بار بود كه چنين تصميمي گرفته مي شد. اين رشته چند سال بعد براي دوره چهار ساله خود دانشجو پذيرفت و چند سال بعد از آن هم تعطيل شد، زيرا عذر آورده شده بود که براي استخدام فارغ التحصيلان اين رشته، به حد کافي نشريه وجود ندارد! و دانشگاه نمي خواهد که داوطلبان صرفا به خاطر دريافت مدرک ليسانس وارد آن شوند و پس از فراغت از تحصيل به شغل و پيشه ديگري بپردازند و در نتيجه هرچه را که درباره روزنامه نگاري آموخته اند بفراموشي بسپارند و نقض غرض شود.
     نگاهي به تاريخ ايران در قرن جاري هجري خورشيدي نشان مي دهد که دولتها از اينکه اهل حرفه روزنامه نگاري بخواهد نشريه منتشر کند بيمناک بوده اند و با راههاي مختلف سد ايجاد کرده اند و ....
    بااينكه ايران دهها سال پيش از اين داراي روزنامه شده بود، تا سال 1335 (1955) برنامه آموزش روزنامه نگاري نداشت. نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري را موسسه اطلاعات در خرداد 1335 هجري خورشيدي داير كرد. سپس دانشگاه تهران به تاسيس دو دوره آموزش روزنامه نگاري كوتاه مدت براي روزنامه نگاران شاغل وقت دست زد كه در آنها منحصرا دو استاد امريكايي تدريس مي كردند. سپس دانشكده وابسته به موسسه كيهان دوره روزنامه نگاري داير كرد و ....
    آموزش روزنامه نگاري در ايران به دليل کمبود مدرسان واجد شرايط لازم، نداشتن برنامه هاي درسي مدرن، عدم انتخاب دانشجو بر پايه درست (عدم توجه به استعداد حرفه اي و ...)، فقد پركتيكوم در طول تحصيلات روزنامه نگاري و نبودن نشريه كافي جهت اشتغال پس از فراغت از تحصيل، پيشرفت چشمگير نداشته است و بسياري از دانشجويان اين رشته به دليل اينکه در امتحان ورودي دانشگاهها موفق به ورود به رشته ديگر نشده اند، آن را برگزيده اند. از آنجا که روزنامه نگاري، يک رشته تجربي است ( نه کاملا آکادميک) در کشورهاي پيشرفته، مدرسان اين رشته از ميان کساني انتخاب مي شوند که ضمن احراز شرايط تدريس، سالها عملا کار روزنامه نگاري کرده باشند و دانشجويان رشته روزنامه نگاري صرفا از ميان داوطلباني انتخاب مي شوند که استعداد اين کار را داشته و از هوش و روانشناسي خاص برخوردار باشند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
كلاديوس هنگامي كه براي جنگ با ايران آماده مي شد به دست همسرش مسموم شد
کلاديوس

كلاديوس claudius امپراتور روم كه جزايرغرب اروپا را به نام پسرش بريتانيكوس «بريتانيا» نام نهاد 13 اكتبر سال 54 ميلادي پس از خوردن غذاي قارچ درگذشت و ناپسري او «نرون» بر جايش تكيه زد. تعمدي بودن مرگ كلاديوس كه بريتانيا را به طور كامل ضميمه قلمرو روم كرده بود به درستي روشن نيست. به احتمال زياد زنش «آگريپينا agrippina» كه مادر نرون از شوهري ديگر بود او را پيش از اين كه بريتانيكوس را به عنوان جانشين خود به سناي روم معرفي كند با خوراندن قارچ سمي مسموم كرده بود. نرون پس از امپراتور شدن مادرش را اعدام كرد تا اين معامله را با او نكند!.
    
اگريپينا

كلاديوس دوسال پيش از مردن در صدد تصرف ارمنستان كه مي دانست ايران از آن دفاع خواهد كرد بر آمده بود. پس از رسيدن اين خبر به تيسفون، مهستان (سناي ايران) بلاش را كه فردي شايسته بود به شاهي ايران برگزيد و بلاش چند روز بعد برادر خود تيرداد را به عنوان شاه ارمنستان تعيين كرد و آماده جنگ با كلاديوس شد. كلاديوس خود را براي جنگ با ايران آماده مي كرد كه مسموم شد و در گذشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اعلام حمايت قيصر آلمان از دولت عثماني
ويلهلم دوم قيصر آلمان 13 اكتبر 1898 حمايت كامل خود را از دولت عثماني اعلام داشت. قيصر در اكتبر اين سال به دعوت عبدالحميد دوم سلطان وقت عثماني وارد خاور ميانه شده و از سوريه و فلسطين ديدن كرده بود. اين دو سرزمين تا آخرين سال جنگ جهاني اول از مستملكات عثماني بودند كه بعدا ميان انگلستان و فرانسه قسمت شدند. دولت عثماني از متحدان آلمان در جنگ جهاني اول بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
47 ميليون آمريکايي به زبانهاي ديگر تکلم مي کنند - بازگشت روسهاي مهاجر از آمريکا
طبق يك آمار رسمي منتشره در 12 اكتبر 2003 در واشنگتن، در آن سال 47 ميليون تن از اتباع بالاي 5 سال تمام آمريكا در خانه و ميان خانواده به زباني غير از انگليسي سخن مي گفتند كه بالاترين رقم آن، مربوط به اسپانيايي زبانها بود كه بالاي 5 ساله هايشان 28 ميليون و 101 هزار نفر بودند و پس از ايشان چيني ها با 2 ميليون و 22 هزار، فرانسويان يك ميليون و ششصد و 44 هزار، آلمانيان تازه وارد به آمريکا يك ميليون و 400 هزار ، فيليپيني ها يك ميليون و 225 هزار، ايتالياييها و ويتنامي ها هر كدام بيش از يك ميليون، كره اي ها نزديك به يك ميليون، روسها (كه عمدتا در دهه 1990 مهاجرت كرده بودند) 707 هزار، لهستاني هاي تازه وارد 670 هزار، و متكلمين 31 زبان ديگر. در توضيح اين آمار آمده بود که جز چيني ها و لاتين ها (اسپانيايي زبانها) مابقي اين افراد در سه دهه آخر قرن 20 به ايالات متحده مهاجرت کرده بودند.
    آمار مربوط به سال 2007 نشان مي دهد که بسياري از روسهاي مهاجر به ايالات متحده به کشور خود بازگشته و يا تصميم به بازگشتن گرفته اند زيرا وضعيت اقتصاد روسيه بهبود يافته و شرايط زندگي بهتر شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که سوارکار افسانه اي قرن 20 درگذشت
بيل شوميكر shoemaker ـ مردي به طول 150 سانتيمتر ـ كه عنوان سواركار افسانه اي قرن 20 به دست آورده بود12 اكتبر 2003 در 72 سالگي درگذشت.
    او كه در تكزاس به دنيا آمده بود از 18 سالگي وارد دنياي اسبدواني شده بود و در طول چهار دهه در هشت هزار و 833 مسابقه در سراسر جهان شركت كرده بود. او در بيشتر مسابقه هاي مهم، اول و يا دوم مي شد و جمع جوايز نقدي را كه دريافت داشته بود بيش از يكصد ميليون دلار بود كه قبلا سابقه نداشت.
     شوميكر در پايان چهلمين سال سواركاري، خودرا بازنشسته كرده بود تا از آن پس كار آموزش سواركاران و نيز تربيت اسب براي مسابقه را برعهده گيرد كه در سال 1991 در كاليفرنيا در يك حادثه رانندگي مجروح و فلج شد. با وجود اين، با ويلچر به محل كار مي رفت و به آموزش مي پرداخت.
    او شايد نخستين فرد باشد كه گفت: اين كه مي گوييد «اسب عربي» درست نيست، عربها هم اين اسب شكيل و پرطاقت را از ايرانيان به دست آورده اند. او در آخرين مصاحبه خود گفته بود كه اسب خيلي زود سوار خود و مقصود اورا درك و به وي در رسيدن به مقصود كمك مي كند. اسب حيواني است دلاور و مستحق احترام.
    ايرانيان تنها مردمي بودند كه اسبان جنگي پير را رها نمي ساختند بلكه آنها را بازنشسته و هزينه نگهداريشان را كه در دفاع از کشور شريك آنان بودند تامين مي كردند و املاك فراواني براي تامين اين هزينه وقف شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جايزه انساندوستي ـ بازيگر فيلمهاي سينمايي که «سفير حسن نيّت سازمان ملل» شد
Angelina Jolie

دهم اكتبر 2005 در مراسمي در شهر نيويورك با حضور 700 مقام و شخصيت به بانو «انجلينا جولي Angelina Jolie» بازيگر فيلم هاي سينمايي كه از چند سال پيش قسمتي از وقت خودرا صرف كمك به انسانهاي نيازمند و آوارگان آفريقايي و آسياي جنوب شرقي كرده است جايزه انساندوستي داده شد. وي قبلا عنوان «سفير حسن نيت سازمان ملل» را به خاطر كمك به آوارگان و نيازمندان كامبوجي، اتيوپيايي و ساير مناطق نيازمند به دست آورده بود. انجلينا كه براي نيازمندان كمك جمع آوري و به آنان مي رساند دو كودك رهاشده كامبوجي و اتيوپيايي را به فرزند خواندگي پذيرفته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 13 اكتبر
  • 1792:   جورج واشنگتن کلنگ ساختن کاخ سفيد را در محل فعلي آن بر زمين زد. اين کاخ پس از تکميل ساختمان، از سال 1818 مورد استفاده سران فدراسيون آمريکا (ايالات متحده) قرار گرفت. تا سال 1901، اين کاخ «ساختمان قوه مجريه» نام داشت که از 12 اکتبر اين سال طبق بخشنامه تئودور روزولت به «کاخ سفيد» تغيير نام يافت.
  • 1843:   سازمان يهوديان B’nai B’rith در نيويورک تاسيس شد.
  • 1860:   نخستين عکس هوائي گرفته شد. اين عکس از داخل يک بالن با دوربين دستي برداشته شد.
  • 1918:   در پي كناره گيري طلعت پاشا، عثماني از جنگ جهاني اول خارج شد. اين جنگ كه در عين حال به عمر امپراتوري هاي عثماني و اتريش پايان داد و به بلشويكهاي روسيه كمك كرد تا انقلاب كنند، يك ماه بعد در يازدهم نوامبر 1918 پايان يافت.
  • 1922:   دولت يونان که به دلايل تاريخي در صدد ضميمه ساختن مناطق اطراف درياي مرمره به خاک خود برآمده بود و با استفاده از شکست عثماني در جنگ جهاني اول و نبود يک دولت حاکم در استانبول ،به اين مناطق نيرو فرستاده بود چون قدرتهاي بزرگ اروپايي (فاتحان جنگ) را در کنار خود نديد و به علاوه در برابر خود ژنرال مصطفي کمال پاشا را که براي نجات باقيمانده عثماني قدم به ميدان نهاده بود مشاهده کرد اعلام داشت که آماده مصالحه است و اندکي بعد جنگ طرفين يايان يافت.
  • 1923:   شهر آنكارا واقع در آناتولي پايتخت جمهوري تازه تاسيس تركيه اعلام شد. به اين ترتيب شهر استانبول (قسطنطنيه) پس از 16 قرن، مقام خود به عنوان پايتخت و صحنه قدرت را ازدست داد.
  • 1931:   دولت اسپانيا سياست جدائي کليسا از دولت را اعلام داشت و براي نخستين بار پس از مسيحي شدن اسپانيايي ها، همان راهي را در پيش گرفت که 14 دهه پيش از آن، اصلي از قانون اساسي ايالات متحده شده بود.
  • 1936:   استالين 15 هواپيماي نظامي به کمک جمهوري خواهان اسپانيا که با فرانکوي سلطنت طلب مي جنگيدند فرستاد.
  • 1967:   دولت مصر دولت واشنگتن را متهم کرد که در جريان جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل به اسرائيلي ها اطلاعات نظامي داده بود تا بتوانند نيروي هوايي مصر را شکست دهند و براي اين منظور در آبهاي مديترانه و در نزديکي ساحل مصر کشتي جاسوسي مستقر ساخته بود.
  • 1972:   يك هواپيماي مسافربر حامل اعضاي يك تيم ورزشي در كوههاي آند سقوط كرد، بيشتر سرنشينان آن زنده ماندند ولي به علت تاخير در رسيدن كمك، از گرسنگي مجبور شدند گوشت مردگان را بخورند و اين ماجرا سوژه چند كتاب و فيلم سينمايي شده و روانشناسان برپايه آن نظرات خود را تكميل كرده اند.
  • 1981:   حسني مبارک رئيس جمهوري مصر شد که اين مقام را تا فوريه سال 2011 به مدت سي سال حفظ کرده بود. با توجه به اين وضعيت، پاره اي از تحليلگران گفته بودند که چه فرقي است ميان رياست جمهوري طولاني با سلطنت موروثي؟!. مبارک از سال 1975 معاون رئيس جمهور مصر بود و قبلا يک ژنرال نيروي هوايي که آموزش خلباني با جنگنده را در روسيه ديده بود. مبارک متولد سال 1928 از آغاز سال 2011 با تظاهرات عمومي مصريان رو به رو و در هجدهمين روز تظاهرات کناره گيري کرده بود. در پي کناره گيري و خروج از قدرت، به خواست مخالفان و شعار تظاهرکنندگان متهم به فساد دولتي و سوء استفاده از قدرت شد و بازداشت گرديد. پسران او و برخي از بستگان و همکارانش نيز به اتهام شرکاء جرائم او تحت تعقيب قضايي قرار گرفتند. محاکمه او پس از صدور کيفرخواست آغاز شد و با اينکه بيمار بود با برانکار به جلسات محکمه آورده مي شد (عکس پايين). دادگاه دوم ژوئن 2012 حسني مبارک را به زندان دائم محکوم کرد.
        مفسران رسانه ها با توجه به اين وضعيت نوشته بودند که سرنوشت حسني مبارک بايد درس عبرت براي هر مقام دولتي و بستگان او باشد.


  • 1983:   نخستين كمپاني سلفون (موبايل) در آمريكا آغاز بكار كرد. برخلاف ايران، دريافت سلفون در آمريکا و بسياري از كشورهاي ديگر نياز به خريد امتياز و وديعه و ... ندارد و براي داشتن آن، كمپاني ها جايزه هم مي دهند و در روزهاي ملي و تعطيلات آخر هفته استفاده از آنها براي تماس با نقاط دور دست (لانگ ديستنس) رايگان است.
  • 1988:   گورباچف که سياست هاي او به انهدام شوروي و بلوک شرق و عقب نشيني کمونيسم انجاميد اعلام داشت که به جاي مزارع اشتراکي، اراضي زراعي را بايد به کشاورزان اجاره داد که تنها تصميم منطقي او تلقي شده است.
  • 1999:   سناي آمريكا پيشنهاد پيوستن اين كشور به پيمان منع كامل آزمايش هاي اتمي (C.T.B.T) را كه در سپتامبر 1996 در مقر سازمان ملل توسط 71 كشور امضاء شده بود رد كرد.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com