Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
11 مارس
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 11 مارس
ایران
فراری داده شدن پارسی زبانان از منطقه کاشغر به بدَخشان و استقرار آلتائی ها که اینک یک مسئله دولت پکن شده است
76 سال پیش از میلاد ـ اواخر زمستان، طوایفی كه در منطقه گُبی ـ آلتای (غرب مغولستان) می زیستند با استفاده از فرصت احضار واحدهای ایرانی مستقر در مرز منطقه ای كه امروزه در آنجا اویغورها زندگی می کنند و در آن زمان محل سكونت پارسی زبانان بود به این منطقه هجوم آوردند و پارسی زبانان را به بدَخشان (شمال شرقی افغانستان امروز ـ تاجیكستان) فراری دادند و برجایشان نشستند. با وجود این، آثار فرهنگ ایرانی و بسیاری از واژه های فارسی برای مثال؛ كاریز (قنات) در آنجا تا به امروز باقی مانده است. این منطقه که روس ها عنوان «ترکستان شرقی» بر آن نهادند در سازش روسیه و انگلیس در آگوست 1907 به چین داده شد که اینک برای این دولت مشکل زا شده است.
     مِهرداد، شاه اشكانی ایران در سال 82 پیش از میلاد همه نیروهای رزمی ایران حتی ار دورترین نقاط امپراتوری را احضار كرده بود تا قدرت روم را بشكند كه رومیان كه چنین دیدند حاضر به صلح شدند و شكستن قدرت روم در شرق به بعد موكول شد و در سال 53 پیش از میلاد به دست ژنرال سورِنا انجام گرفت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
پادشاهی «بهرام کرمانشاه» و استقرار سپاه سوم امپراتوری ایران در کابُل
درپی درگذشت شاپور سوم، یازدهم مارس سال 388 میلادی‌ (بیستم اسفند) بهرام برادر او و حكمران خطهِ كرمان، شاه ایرانزمین شد و به دلیل علاقه ای كه به كرمان داشت در همه عُمر لقب «كرمانشاه» را برای خود حفظ كرد. مورّخان رومی نیز در كتاب های خود اورا «بهرام كرمانشاه» نوشته اند.
    از كارهای مهم بهرام کرمانشاه امضای یك معاهده صلح با امپراتوری روم است. این شاهِ ساسانی ایران به دلیل آگاهی های فراوان از وضعیت مناطق آن سوی مرزهای شرقی ایران، استانداران استانهای خاوری را از میان ژنرالهای ارتش انتخاب كرد و كابُل را پایگاه سپاه سوم ایران قرارداد.
     این اقدام بهرام كرمانشاه بدعتی شد كه تا زمامداری خسروانوشیروان ادامه داشت. توسعه و به صورت شهر در آوردن کرمانشاه نیز در زمان این پادشاه (بهرام کرمانشاه) انجام شد که شهر به نام وی خوانده می شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاجگذاری شاه اسماعیل صفوی، اعلام شیعه اثنی عشری به عنوان مذهب رسمی ایران و ...
تصویر شاه اسماعیل یکم
اسماعیل صفوی از خانواده درویش تبار شیخ صفی الدین (اردبیل) 11 مارس سال 1502 (مصادف با بیستم اسفند) درتبریز تاجگذاری کرد، شاه شد و شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی ایران اعلام داشت. وی در خطبه ای كه ایراد كرد اعلام داشت که خودرا مكلّف به ترویج مذهب شیعه و ایجاد یک حکومت مرکزی در ایرانزمین [که برهرمنطقه آن، گردنکشی حکومت می کرد] و نجات مردم این سرزمین از وضعیت نابسامانی كه از زمان حمله مغول داشتنند می داند.
    شاه اسماعیل با این خطبه، فصل جنگ های سیصد ساله ایران و عثمانی را در تاریخ بازکرد و صفحه نخست آن را نوشت. همین جنگها پای اروپاییان را به ایران و ترغیب صفویان به جنگ با عثمانی بازکرد که می خواستند عثمانی یک دشمن محلی داشته باشد و از پشت خنجر بخورد تا اروپا آسوده بماند. به علاوه، اروپا از این درگیری لاینقطع استفاده کند و به استعمار مشرق زمین ادامه دهد.
    برخی از مورخان، اظهارات شاه اسماعیل صفوی در مارس 1502 را با گفته های اردشیر یکم ـ سردودمان ساسانیان ـ پس از شاه ایران شدن مقایسه کرده و وجوه تشابه آنهارا به دست داده اند. اردشیر پاپکان در سال 225 میلادی در تیسفون با نطقی در برابر موبدان و بزرگان ایران، آیین زرتشت را دین رسمی [دولتی] اعلام کرده و ضمن تاکید بر لزوم تمرکز امور در پایتخت گفته بود که ایرانیان را به دوران ارزش های انسانی و اخلاقی بازگشت خواهد داد و قدرت اول جهان خواهد کرد و به این ترتیب؛ ناسیونالیسم ایرانی برگرد آموزش های زرتشت سر برافراشت. در دوران حکومت دودمان اشکانیان (خراسانیان و به قول اروپاییان؛ پارت ها)، ایران به نوعی حکومت فدرالیته داشت. مورخانِ دیگر نوشته اند که شاه اسماعیل که برای توجیه پادشاهی اش و کاستن از مخالفان، خودرا مخلوطی از نسل ایرانیان، ترکمانان و حتی رومیان معرفی می کرد راهی را در طول حکومت پیمود که با راه اردشیر پاپکان تا حدّی مشابهت داشت ـ احتمالا برحسب اتفاق، نه برنامه ریزی شده.
    برادران دیلمی (بوئیان) هم در دهه های 940 و 950 میلادی ناسیونالیسم ایرانی را با پرچم شیعه، زبان پارسی و فرهنگ ایرانی پیش بردند و هِگِل آلمانی «فلسفه تاریخ» را با آوردن چنین مثال ها از تاریخ طولانی ایران اثبات کرده است که شرایط آمادگی برای تکرار رویدادها باید درس بزرگی برای هر دولتمرد و سیاستمدار در گوشه و کنار جهان باشد. بوئیان بغداد را تصرف و قدرت را از خلیفه سُنّی سلب کردند که طغرل سلجوقی که ایران را با تهاجم گرفته بود و یک سُنی متعصب بود بغداد را تصرّف، قدرت را از شیعیان گرفت و به خلیفه سُنّی بازگردانید. طبق پیام یک مخاطب این تاریخ آنلاین ـ واصله در ماه مارس 2013؛ تعجب در این است که در ایران شیعه مذهب که قدرت در دست روحانیون شیعه است، اخیرا یکی از برج های نوساز تهران را برج طغرل می خوانند ـ طغرلی که با تعرّض و خونریزی، ایران را تصرف و شیعیان را سرکوب و سُنی ها را دوباره حاکم بر بغداد کرد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قتل احمد كَسروی در کاخ دادگستری و در اطاق بازپرس
احمد كَسرَوی حقوقدان 55 ساله، مؤلف و پژوهشگر بیستم اسفند 1324 و در آن سال مصادف با 11 مارس 1946 در كاخ دادگستری و در اطاق بازپرس (شعبه 7 بازپرسی دادسرای تهران) در حالی كه روی صندلی نشسته بود و به پرسش ها پاسخ می داد با گلوله و ضربات چاقو مورد حمله قرار گرفت و كشته شد. گفته شده است که 27 ضربه چاقو به او زده شده بود. وی با منشی اش محمدتقی حدّادپور به اطاق بازپرس رفته بود که منشی او نیز کشته شد.
     به گزارش روزنامه های وقت تهران، قتل وی به دست هفت عضو از اعضای جمعیت فدائیان اسلام ازجمله حسین و علیمحمد امامی صورت گرفت. کسروی قبلا و در بهار آن سال (سال 1324 هجری خورشیدی) در خیابان مورد حمله قرار گرفته و مجروح شده بود. به گزارش رسانه های وقت، نوّاب صفوی طرح از میان بردن کسروی را که موضعگیری مذهبی داشت تهیه کرده بود. احمد کسروی که در یک خاندان مذهبی در حکم آباد تبریز به دنیا آمده بود در جوانی فقه و شرعیات خوانده بود و لباس طلبگی بر تن داشت و خانواده اش اصرار به روحانی بودن او داشتند. پدر بزرگ های او از روحانیون بودند.
     کسروی که بر چند زبان مسلط بود و سفر خارجی کرده بود دهها کتاب نوشته که معروف ترین آنها «تاریخ مشروطه ایران» است و نیز تاریخ 18 ساله آذربایجان و ریشه زبان آذری ها. کسروی در دوران پهلوی یکم مدتی هم در دستگاه قضاء کار می کرد که بعدا وکیل دادگستری شد و وکالت دکتر ارانی بنیادگذار حزب کمونیست ایران و یکی از اعضای گروه 53 نفری از کارهای قضایی معروف اوست. كسروی کار مطبوعاتی هم کرده بود ازجمله ناشر مجله پیمان بود که چند سال انتشار می یافت و سپس ناشر روزنامه پرچم که این روزنامه بعدا مجله شد. کسروی در نگارش تالیفات خود از جمله تاریخ مشروطیت، سبك خاصی بكار برده است.
     مصاحبه های خبرگزاری فارس با چند آگاه از موضوع قتل کسروی که اواخر پاییز 1388 در وبسایت این خبرگزاری قرارگرفته بود جزئیات بیشتری از این رویداد را به دست می دهد. خبرگزاری تَسنیم نیز بیستم اسفند 1398 مطلب مفصلی درباره کسروی با عکس دوران طلبگی او و چگونگی ازمیان بردن وی منتشر کرده است.
احمد کسروی در کسوت طلبه ـ عکس از خبرگزارس تَسنیم

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
شهردار ورزشدوست تهران
حسنعلی منصور نخست وزیر وقت در این روز در سال 1342 هجری خورشیدی دكتر ضیاء الدین شادمان یكی از ورزشدوستان كشور را كه گاهی هم برای رادیو و نشریات مؤسسه اطلاعات تفسیر ورزشی می گفت و می نوشت و قبلا رئیس یكی ار فدراسیونهای ورزشی بود به عنوان شهردار تهران تعیین كرد.
    همچنین در همین روز نخست وزیر وقت تصمیم گرفت كه وزیران و مقامات دولتی باید کارت عضویت حزب ایران نوین را داشته باشند كه حسنعلی منصور ـ خود مؤسس اصلی آن حزب بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلامیه میرحسین موسوی برای ورود به مسابقه های انتخاباتی خرداد 1388 به عنوان یک نامزد ریاست جمهور
میرحسین موسوی
طبق گزارش های منابع خبری وقت، میرحسین موسوی پس از چندماه و به اظهار خودش؛ «بررسی شرایط»، 20 اسفند 1387 (مارس 2009) ورود به صحنه مسابقه های انتخاباتی ریاست جمهور را که سه ماه بعد از آن برگزار می شد اعلام کرد.
    میرحسین موسوی نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال 1981 تا سال 1989، در اعلامیه نامزدشدن در انتخابات گفته بود که شرایط و وضعیت، بازگشت او را به صحنه سیاسی کشور ایجاب کرده است.
     با اینکه در موسم هر انتخابات نام موسوی ـ آخرین نخست وزیر ایران ـ به عنوان یک نامزد احتمالی به میان آمده بود در 20 سال قبل از آن از ورود به صحنه خودداری کرده بود.
    وی در اعلامیه بازگشت به سیاست نوشته بود که همان دلایل و عواملی که در گذشته مانع از ورود به انتخابات می شد اینک او را متقاعد کرده است که این زمان، زمانی دیگر است و حضورش را ایجاب می کند. وی در اعلامیه اش نوشته بود که برای این تصمیم گیری، "حوادث ممكن، ظرفیت‌های موجود و بسیاری نكات خرد و كلان دیگر را مورد دقت و مدّ نظر قرارداده است".
    میرحسین و در آن وقت؛ 67 ساله که پیش از نخست وزیر شدن، مدتی هم وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بود در اعلامیه خود همچنین تاکید کرده بود که به امید ادای وظیفه، قصد خویش را برای نامزد شدن در دوره دهم از انتخابات ریاست جمهور (خرداد 1388) اعلام می دارد. موسوی که در 20 سال پیش از آن، به اموری چون هنر معماری پرداخته بود در زمانی نخست وزیر بود که آیت الله خامنه ای مقام ریاست جمهوری را برعهده داشت و ایران درگیر یک جنگ دفاعی با عراق بود ـ جنگی که صدام حسین با محاسبات نادقیق خود و نیز به اشاره غرب آن آغاز کرد و در طول نبرد هم مورد حمایت قدرت های جهانی وقت بود.
    در اعلامیه بازگشت میرحسین به صحنه سیاست، چنین آمده بود: "حل مسائل بزرگ نه فقط به همفكری، تبادل همه اندیشه‌ها و گفتمان‌ها، كه به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند كشور نیازمند است.".
    موسوی در اعلامیه اش همچنین آورده بود: "كسی نیست كه نداند در سفره‌های كوچك هموطنان، اُولی‌تر از نان؛ اعتنای صادقانه به ارزش‌هایی است كه جان جوانانشان را خرج آن كرده‌اند. این اولویّتی است كه چشمه‌های بركت را از زمین می‌جوشاند. یک نمونه‌ از این جوشش، دست‌آوردهای برگشت‌ناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هسته‌ای است ـ جوانانی که سرهای شان در برابر اجنبی خم نیست، آزاد هستند و سرفراز. ما این كامیابی‌ها را با هزینه‌ كردن بودجه‌های نجومی به دست نیاورده‌ایم، بلكه ارزش‌ها هستند كه چنین میوه داده‌اند و بركت آفریده‌اند. به‌ویژه جا دارد كه ارزش آزادی، در این عصر مورد توجه چندین‌باره قرار گیرد. این آرمانی است که اگر ایستادگی و جانفشانی نمی کردیم از ما سلب می‌شد. باید بدانیم كه بازگشت به ارزشها راهی است كه به نیرومند شدن اقتصاد كشور می انجامد، فضای كسب و كار را رونق می دهد و از نیروهای مولّد و تولید ملّی حمایت همه جانبه می كند. قانون اساسی ما برای رسیدن به اهداف، دارای ظرفیت‌های عظیمی است كه همچنان می‌توانند به فعلیّت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی كه اصل‌های 43 و 44 از این میثاق ملی را شكل داده‌اند نیاز به توجه بیش از پیش دارند و ما موظف هستیم منابع كمیاب موجود را با تخصیص حداكثری در جهت تحقق هرچه كامل تر آنها به كار بندیم و از هدر دادن این منابع جلوگیری كنیم.".
    میرحسین موسوی سپس در اعلامیه خود چنین آورده بود: "اینجانب ادعا نمی‌كنم كه اهداف پیش رو به صِرف انتخاب یك فرد قابل دستیابی است، بلكه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاست‌ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تكیه بر ارزش‌های بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است كه می‌تواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود.".
    وی در این اعلامیه همچنین تصریح کرده بود: "در جریان فعالیت‌های انتخاباتی، ستاد این جانب حق چاپ و تكثیر عكس مرا نخواهد داشت و از علاقه مندانی كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنه تبلیغات شوند نیز انتظار دارم كه به این خواست خدمتگزار خود توجه كنند. از نظر من، نوشته ساده یك شهروندِ علاقه مند به سرنوشت كشور در پشت شیشه مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغ است. این نه بدان معناست كه استفاده از تصویر را الزاما مسرفانه و یا فریبكارانه بدانم، بلكه می‌خواهم از كارهایی كه شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیده‌ام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اكیدترین وجهی پیشگیری كنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق، حضور و نشاط مردم را در صحنه انتخابات خدشه‌دار می‌كند. چنانچه نام این جانب در معرض اسائه قرار گیرد انتظارم از علاقه مندان و حامیان؛ سكوت است، چه رسد به آن كه خدای‌ناكرده خود مرتكب هتك حرمت و بی‌ادبی نسبت به كسی شوند و نوشته یا گفته ناحقی را اشاعه دهند. همچنین از همه عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچ‌وجه از امكانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نكنند. به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر می‌شود که در عین حال لازم است كه احترام دولت به دقّت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزینشی از تیترهای صفحات اول شماره بیستم اسفند 1397 چند روزنامه تهران ـ سوژه برای تاریخ نگاران:


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
نگاهی به چند مورد کمپین انتخاباتی مارس 2008 آمریکا ـ سازش و مقام


از آغاز مارس 2008، نامزدی سناتور «جان مك كین» و در آن زمان 71 ساله از جانب حزب جمهوریخواه آمریكا در انتخابات نوامبر 2008ریاست جمهوری این كشور قطعی به نظر می رسید. در پی درک و حدس این قطعیت، برخی رسانه ها اشاره به بعضی رفتارهای «مك كین» ـ سالخورده ترین نامزد ریاست جمهوری در طول تاریخ ایالات متحده کرده بودند ازجمله تند مزاج، خشن و عصبی بودن و نیز سابقه ابتلاء به بیماری سرطان داشتن و گاهی بدون تأمل حرف زدن؛ و برای مثال: این كلام او «بُمب ـ بُمب، ایران» كه تا آن زمان چند بارهم این عبارت بمباران كردن ایران را به شوخی و یا جدّی تكرار كرده بود.
    ازكوره در رفتن او، هفتم مارس 2008 علنی تر از همیشه منعکس شد و رای دهندگان در شبکه های تلویزیونی آن را مشاهده كردند (عكس بالا). جریان از این قرار بود: در هواپیمایی كه مك كین و همراهان و از جمله چند خبرنگار را از اتلانتا به نیوارلیان می بُرد؛ الیزابت بومیلر خبرنگار نیویورك تایمز از او درباره ملاقاتش در سال 2004 با «جان كری» نامزد وقت حزب دمكرات در انتخابات آن دوره ریاست جمهوری سئوال كرده و چنین افزوده بود: گفته شده است كه در آن ملاقات شما (مك كین) با اینكه سناتور حزب جمهوریخواه بودید حاضر شده بودید كه معاون جان كری (نامزد حزب دمکرات و از سال 2013 وزیر امور خارجه ایالات متحده) شوید و نامتان در یك تیكت باشد!، آیا درست است؟. مك كین به جای دادن پاسخ با جملاتی واضح كه درخور یك نامزد ریاست جمهوری نبود، با پرخاش و ناراحتی تمام گفت: آدم زنده ای نیست كه ملاقات آن زمان مارا نداند، ارتباط به امروز ندارد، چرا این سئوال را حالا می كنی؟ و ....
    همان شب شبكه های تلویزیونی آمریكا جریان این گفت و شنود و پرخاش را كه روی نوار ضبط شده بود پخش و اشاره كردند. به رغم انتشار آن خشونت، نامزدی مك كین مورد تایید و حمایت جورج دبلیو بوش (رئیس جمهور وقت) قرارگرفت!. (مک کین 25 آگوست 2018 بر اثر بیماری سرطان درگذشت).
    پخش این مطلب سوژه تفسیرهای دیگری شد كه در آن ـ به صورت یك هشدار ـ اشاره به انتصاب گورباچف به رهبری شوروی در 11 مارس 1985 شده بود كه چگونه یك انتصاب و یا انتخاب غلط می تواند یك امپراتوری را متلاشی و مسیر جهان را تغییر دهد.
    در این تفسیرها همچنین ضمن اشاره به پیروزی یك سیاهپوست دو رگه (بارَک حسین اوباما) در انتخابات داخلی حزب دمکرات (انتخابات مقدماتی) حتی در استیت های عضو كنفدراسیون سابق كه به خاطر مخالفت با آزادی بردگان سیاه وارد جنگ داخلی شده بودند ازجمله ویرجینیا، جورجیا، لوئیزیانا و ... و یا ویومینگ (ایالت كابوها) و ورمانت (ایالت سفیدها) گفته شده بود كه وضعیت تغییر كرده و مردم قرن 21 از خشونت و جنگ و كارهای خلاف منطق، اصول و قانون رویگردان هستند.
    
Samantha Power

در آن زمان اصحاب نظر دیگری هم بودند كه می گفتند اگر انتقادهای كنونی بانو هیلری كلینتون از اوباما، و اوباما از هیلری گسترش یابد و كار این دو متقاضی شانه به شانه برای نامزدی حزب دمكرات به برخورد بكشد و احیانا در حزب دمكرات آمریكا انشعاب صورت گیرد، پیروزی مك كین در انتخابات نوامبر 2008 قطعی خواهد بود (که چنین نشد).
     این اصحاب نظر سپس سئوال کرده بودند: چه كسانی و عواملی می توانند در جریان انتخابات، برخورد ایجاد كنند؟. پاسخ: اصحاب رسانه ها.
     از سوی دیگر، در مارس 2008 انتقاد تند دو متقاضی نامزدی حزب دمكرات و مشاورانشان از یكدیگر تا آستانه تخریب پیش رفته بود. یك نمونه از این انتقادها اظهارات بانو «سامانتا پاور» مشاور اوباما بود كه سوم مارس 2008 بانو هیلری كلینتون سناتور نیویورك را «عفریته» خطاب كرد. سامانتا 37 ساله درعین حال از فعالان «كار سنترCarr Center» هاروارد در دفاع از حقوق بشر است.
    مرور زمان نشان داد که پس از انتخابات و پیروزی اوباما، وی هیلری کلینتون را به رغم آن انتقادهای متقابل و عفریته خوانده شدن بانو کلینتون از سوی سامانتا پاور، وزیر امورخارجه کابینه خود کرد که به مدت 4 سال در این مقام بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اندازه گیری دمكراسی
Saymour Martin Lipset
پاره ای از رسانه ها در راستای وظایف آموزشی خود از جمله به یاد آوردن گذشته، هر سال معمولا به مناسبت سالروز درگذشت ارسطو به انتشار اندیشه ها و كارهای این اندیشمند بزرگ از جمله توجه او به «اندازه گیری دمكراسی» می پردازند.
    رسانه ها در باره نظر ارسطو به اندازه گیری دمكراسی در یك جامعه از نوشته های «سیمور مارتین لیپسِت» استفاده و نقل می كنند.
    ارسطو نخستین اندیشمند در جهان بود كه به اندازه گیری دمكراسی در یك جامعه توجه كرد كه در دوران معاصر «جیمز پرایس»،
    «دانیل لرنرDaniel Lerner» و «راسل فیتزگیبون» به تكمیل كار او و بر پایه شرایط تازه دست زده اند.
    «لیپسِت» در این زمینه نوشته است: ارسطو در قرن چهارم پیش از میلاد «اندازه گیری دمكراسی» را برحسب اصالت، پیشرفت و پسرفت دوره ای (مثلا؛ سالانه) آن توصیه كرده و آموزش داده است.
    برپایه نطرات ارسطو، اتدیشمندان متاخر دمكراسی هارا به پنچ نوع تقسیم كرده اند از این قرار:
    دمكراسی یكشبه؛ دمكراسی كه دنباله یك استبداد مطلق باشد؛ دمكراسی ضعیف؛ دمكراسی رو به كمال و دمكراسی كامل. اینان پیشنهاد كرده اند كه جداولی تهیه شود و سنجش به صورت سالانه و باتوجه به این موارد انجام شود:
    میزان مشاركت مردم، كارهای مثبت و منفی نمایندگان منتخب مردم در دوره قبل و یا جاری، میزان آگاهی مردم از كارهای مثبت و منفی نمایندگانشان، درصد رضایت و عدم رضایت از كارهای انجام شده توسط نمایندگان، میزان پیشرفت و یا پسرفت معلومات عوام الناس از جزئیات دمكراسی، درصد تمایل عوام الناس پس از تجربه دمكراسی نسبت به بازگشت به دوران سابق (پیش از دوران انتخابات)، میزان امیدواری و ناامیدی مردم به آینده دمكراسی خود و بالاخره نظر آنها نسبت به تجدید انتخاب همان نمایندگان و یا تغییر همه و یا بعضی از آنان.
    بررسی این جداول نشان خواهد داد كه یك جامعه در چه مرحله از دمكراسی است.
    دانیل لرنر و فیتزگیبون متفقا می گویند كه در این سنجش نمی توان به همه جوامع به یك چشم نگاه كرد و به ستون های جداول بر پایه یك ضابطه نمره داد. برای مثال: جامعه انگلستان با هشت قرن سابقه حكومت پارلمانی را با كشوری كه یك و یا چند دهه است حكومت انتخابی به دست آورده و سطح معلومات مردم پایین و مشغله معیشتی ایشان و تاثیر پذیری آنان در قبال تبلیغات و تلقینات داخلی و خارجی زیاد است در یك سطح قرار داد. این دو اندیشمند پیشنهاد می كنند كه سازمانهای حرفه ای و بی طرف تشكیل شوند و هرساله كار این سنجش را انجام دهند و نتیجه را اعلام دارند تا جهانیان بدانند كه هر جامعه (كشور) در چه مرحله ای از دمكراسی است و با چگونه مردمی رو به رو هستند.
    در دو دهه آخر قرن 20، كارشناسان علم حكومت ملاك نمره دادن به جداولی را كه قبلا ذكر آنها رفت مورد تجدید نظر قرارداده و توصیه كرده اند كه چند ستون تازه بر جداول اضافه شود از جمله وضعیت مطبوعات مستقل (حرفه ای) با روزنامه نگاران واجد شرایط، آزادی تالیف و میزان كتابخوابی برپایه تیراژ كتابهایی كه درقلمرو علوم سیاسی، اجتماعی و انسانی منتشر می شوند، وضعیت احزاب، اتحادیه ها، انجمن ها و بالاخره آمار دانشجویان و فارغ التحصیلان مدارس تعلیمات عالیه (مدارس معتبر در استاندارد جهانی، نه کارخانه های دیپلم سازی) در هر جامعه كه هركدام از این موارد نقشی بزرگ در پرورش و تكامل دمكراسی ایفاء می كنند. این كارشناسان بر پایه این نمره گذاری (معدل نمرات) جوامع را در جهان به دمكراتیك، نیمه دمكراتیك و غیر دمكراتیك تقسیم بندی كرده اند. به نظر گروه افراطی (رادیكال) این كارشناسان، مطلقا نباید سراغ تهیه جداول سنجش دمكراسی در جوامعی كه دمكراسی ساختگی و اسمی (ظاهری) دارند رفت كه به منزله خیانت به اصل «دمكراسی» است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
گزینشِ نادرستِ گورباچف به جانشینی چرنِنكو ـ آغاز یک عصر تازه در تاریج جهان
چرنِنكو
یك روز پس از درگذشت «كنستانتین چرنِنكو» رهبر 73 ساله شوروی، گردانندگان حزب كمونیست این كشور یازدهم مارس 1985 «میخائیل گورباچف» 54 ساله دستیار یوری آندروپوف رهبر اسبق را در جای او قراردادند و رهبر شوروی ـ یکی از دو اَبَرقدرت وقت کردند. درگذشت سه رهبر سالخورده شوروی ــ برژنف، آندروپوف و چرننكو ـ به فاصله دو سال و نیم، در انتخاب گورباچف كه مردی میانسال بود موثر بود، زیرا حزب نمی خواست كه چند ماه بعد باز هم یك مراسم تدفین دیگر برگزار كند، ولی انتخاب گورباچف آغاز پایان عمر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، حاكمیت حزب كمونیست، فروپاشی بلوك شرق بود (كه ایجاد این بلوك به بهای خون 27 میلیون تن از مردم شوروی تمام شده بود) و نیز عقب نشینی مارکسیسم و سوسیالیسم مطلق، و طولی نکشید که به آرامی و تقریبا بدون درگیری و سر و صدا، نظام و وضعیتی تازه بر جهان حاكم شد كه جز برای برخی در اروپای غربی، اِلیت های چینی، كورپوریشن های بزرگ آمریكا و سرمایه داران کشورها، برای میلیاردها انسان (توده ها) بهتر از گذشته نبوده است و بنابراین، تاریخدانان متفقا انتخاب گورباچف در 11 مارس 1985 را عامل عصری نو در تاریخ جهان به شمار آورده اند ـ عصری که با فروپاشی بلوک شرق در 1989 و جماهیر شوروی در دسامبر 1991 آغاز شده و رویدادهای اوکراین در زمستان 2014 دارد نقطه پایان بر آن می گذارد که عصر دیگری را در تاریخ به دنبال خواهد داشت..
     «تاریخدانان» فروپاشانیدن كنفدراسیون یوگوسلاوی، رویدادهای افغانستان و پاكستان، تغییر وضعیت عراق با تعرّض و اشغال نظامی، استقرار نظامی آمریكا در منطقه خلیج فارس، بی خاصیت و ابزاری شدن اتحادیه عرب، ساکت شدن جنبش غیرمتعهدها، گسترش اتحادیه اروپا با هدف بستن راه اروپا به روی مسكو، گسترش ناتو و حضور آن در نقاطی در آن سوی اروپا و آمریكای شمالی و نوعی ژاندارم جهان شدن آن، تغییر نظام و دولت لیبی با نوعی جنگ داخلی با کمک غرب (ایجاد نو فلای زُن)، مسئله یمن، سنگ اندازی برسر راه سایر ملل كه می خواهند «قدرت» شوند، گلوبالیزاسیون اقتصاد و استثمار مللی كه به فقر كشانده می شوند و ... را نتیجه همین یك انتصاب نادرست (انتصاب گورباچف) می دانند و می گویند كه گورباچف احتمالا تعمّد نداشت، اشتباه و سادگی كرد و فرد شایسته و متناسب با مقام، كمتر مرتكب اشتباه می شود كه توجه به این نكته درسی است بزرگ برای همه ملل.
     به باور تاریخدانان، گورباچف تصور می كرد كه اگر كمی دریچه را به روی باد ـ آنچه را كه در غرب وزش آزادی سیاسی گویند ـ باز كند و طبق توصیه مستشارانی که غرب به او معرفی کرده بود ـ ظاهرا مستشاران اقتصاد ی ـ بدهد مسائل شوروی ـ بدون تغییر نظام ـ سریعا حل خواهد شد!. با همین تصور، گورباچف در نخستین نطق خود از «تغییر؟!» سخن به میان آورد.
     دو روز بعد از انتصاب، گورباچف پس از شركت در مراسم تدفین چرنِنكو، با جورج بوش (پدر) معاون رونالد ریگن رئیس جمهوری وقت آمریكا كه در ظاهر امر برای شرکت در آن مراسم به مسكو رفته بود ملاقات كرد و ضمن مذاكره ای طولانی با او، پیام ریگن را كه پیشنهاد ملاقات داده بود دریافت كرد. در پایان این دیدار اعلام شد كه طرفین خواهان تشنج زدایی و قطع مسابقات تسلیحاتی هستند.
     گورباچف به نظر قریب به اتفاق مفسران ـ مردی زودباور و فاقد دورنگری و معلومات عمومی لازم بود، شایستگی رهبری جماهیریه ای پهناور همچون شوروی (وارث امپراتوری روسیه ـ روسیه تزاری) را نداشت و در كار سیاست سادگی می كرد. وی بعدا در ملاقات های متعدد با سران آمریكا و انگلستان (که برنامه کار با دقت تمام در واشنگتن و لندن تهیه شده بود) حضوریافت، وعده های فراوان شنید و به راهی گام گذارد که سرانجام آن برباد رفتن دستاوردهای تزارهای روسیه و انقلاب این کشور بود و در سطح جهان نیز بربادرفتن آرزوهای مردمی بود که به سوسیالیسمِ سَبکِ مسکو (مارکسیسم) و تامین برابری و شادمانی بشر چشم امید دوخته بودند.
يكي از ديدار هاي گورباچف و ريگن

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ازدواج وكالتی ناپلئون با شاهزاده خانم اتریشی



    ناپلئون بناپارت امپراتور انتخابی فرانسه پس از طلاق گفتن ژوزفین در سنای این كشور و به رغم مخالفت پاپ، از شاهزاده خانم اتریشی «ماری لوئیز» خواستگاری كرد ولی به پدر او امپراتور اتریش اطلاع داد كه برای آمدن به وین وقت ندارد و عقد نكاج به صورت وكالت باید انجام شود و عروس به فرانسه اعزام گردد و دراینجا مراسم كلیسایی آن بر گزار گردد.
    امپراتور اتریش چاره ای جز قبول پیشنهاد نداشت و عقد نكاح وكالتی 11 مارس سال 1810 در كاخ سلطنتی وین انجام گرفت و عروس و همراهان روانه پاریس شدند و روز یکم اپریل به محض ورود آنان به پاریس مراسم مذهبی عقد انجام گرفت، ولی از ترس پاپ هر كشیشی حاضر به اجرای مراسم نبود. بسیاری از كشیشها تمارض كرده بودند و یا به مرخصی رفته بودند.
    ماری لوئیز مادر تنها فرزند ناپلئون است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
زمین لرزه و سونامی مارس 2011 ژاپن با 19 هزار کشته
یازدهم مارس 2011 زمین لرزه ای به شدت 9 در مقیاس ریشتر شمال شرقی کشور ژاپن را در هم کوبید. این زمین لرزه کم سابقه با سونامی ناشی از آن باعث مرگ 19 هزار تن از ساکنان منطقه شد و ویرانی بسیار ببار آورد بگونه ای که پس از گذشت یک سال از آن رویداد، هنوز 325 هزار تن بدون خانه هستند. این زمین لرزه به نیروگاه اتمی «فوکوشیما دای ایچیFukushima Dai Ichi» آسیب وارد ساخت و هوای بخشی از منطقه را به مواد رادیواکتیو آلوده ساخت که یک هشدار جهانی بود.
    این زمین لرزه و سونامی ناشی از آن کشتی ها را از دریا خارج و به روی خشکی و ساختمانها افکند و خودروها در خیابانها و هواپیماها در فرودگاههارا بمانند «کاه» به این و گوشه افکند ( که چند منظره از این وضعیت در عکس های ادغام شده زیر مشاهده می شود):


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نوزادی به وزن 7 کیلو گرم!
نهم مارس 2012 در منطقه ویستا Vista در کالیفرنیای آمریکا یک نوزاد پسر به وزن 7 کیلوگرم به دنیا آمد. پزشکان قبلا به بانو «سینتیا سیگلرCynthia Sigler» مادر نوزاد گفته بودند که نوزاد او بیش از اندازه بزرگ خواهد بود.
    «تاریخ» از یک نوزاد 23 کیلو و 12 گرمی نام برده است که 19 ژانویه 1879 به دنیا آمده بود ولی بیش از 11 ساعت زنده نماند. سنگین ترین نوزاد قرن بیستم که زنده مانده در 1955 به دنیا آمد و 22 کیلو و هشت گرم وزن داشت.
    عکس زیر سینتیا و پسر هفت کیلویی اش را در بیمارستان نشان می دهد:



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قتل 4 خانه بدوش آمریکایی و یک مادر و پسر در کالیفرنیا به دست یک تفنگدار پیشین
یک نظامی دریابُرد پیشین آمریکایی که در عملیات نظامی عراق شرکت کرده بود به اتهام قتل چهار خانه بدوش آمریکایی و نیز یک همکلاسی سابق خود و مادر او بازداشت شد. این قتلها در «اورنج کاونتی» کالیفرنیا ـ یکی از مناطق اعیان نشین آمریکا و محل سکونت هزاران مهاجر ایرانی روی داد.
    متهم که ایسکوتی اوکامپو tzacoat Ocampo نام دارد از سال 2006 تا 2010 به عنوان یک نظامی پیمانی در سپاه دریابُرد (مورین کُر و اصطلاحا؛ سپاه تفنگداران) عضویت داشت. وی در ژانویه 2012 و هنگام حمله به یک خانه بدوش دیگر با مقاومت او رو به رو و دستگیر شده بود.
    رسانه های آمریکا که این رویدادرا گزارش کرده بودند، انگیزه «اوکاپو» از قتل خانه بدوشان را ذکر نکرده بودند که یک ضعف خبرنویسی (ژورنالیسم) توصیف شده است که به عنصر «چرا؟» در خبر اشاره نکرده بودند که مخاطب رسانه می خواهد آن را بداند و تهیه اخبار به صورت ناقص است که موجب ریزش جهانی مخاطبان رسانه ها شده است.
    راندال لانگویت Randall Longwitt مشاور قضایی و وکیل مدافع «اوکامپو» بدون اشاره به انگیزه قتلها گفته بود که محاکمه «اوکامپو» در سپتامبر 2012 برگزار خواهد شد. او افزوده بود که «اوکامپو» در سال 2008 ـ و در اوج انفجارهای انتحاری ـ در عراق بود. مقتولین خانه بدوش 42 ساله، 53 ساله و 57 ساله بودند و عموما شبها در کارتون و زیر پُلهای بزرگراهها می خوابیدند.
    در دفاع قضایی از این دست متهمان به قتل، وکیلان قضایی عموما موضوع «بیمار روانی بودن، مشکل عاطفی داشتن و ضعف اعصاب» را پیش می کشند و ....
Randall Longwitt وکیل قضایی در حال گفت و گو با Ocampo پشت میله های زندان


    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سرانجامِ مردی که خودرا بی گناه می پنداشت ...
Steven Kravetz
Steven Kravetzاستیون کراوتس 34 ساله که در واشنگتن ـ استیتِ شمال غربی آمریکا سکونت دارد محکومیت خود به 102 روز زندان در سال 2008 را با وجود گذشت 4 سال از آن زمان نتوانست فراموش کند. وی خودرا بی گناه و این محکومیت را ناعادلانه می پنداشت. ماموران دولت محلی در سال 2008 استیون را متهم کرده بودند که به آنان پاسخ دروغ داده بود که جرم است ولی او می گفت که چنین حرفی نزده و شاهدی در میان نیست و دلیلی وجود ندارد، که ادعای او پذیرفته نشد.
    استیون سرانجام نهم مارس 2012 با کاردی که در کیف دستی اش پنهان کرده بود به مجتمع قضایی محل رفت، یک پلیس قضایی زن را با کارد مجروح و تپانچه اورا ربود و یک گلوله هم به این زن شلیک و سپس «دیوید ادواردز» قاضی مجتمع را هم با ضربه کارد مجروح کرد، از آنجا گریخت و به خانه مادرش در شهر مجاور پناه بُرد. ولی، دوربین مدار بسته ورودی (انترانس) مجتمع قضایی فیلم ورود و خروج اورا تهیه کرده بود. این فیلم از تلویزیون محلی پخش شد، مادر استیون فیلم را دید، از خانه خارج شد و با سلفون خود (موبایل) جریان را به پلیس اطلاع داد و استیون دستگیر و بازداشت شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
وضعیتِ طاقِ کَسری (ایوان مدائن) تیتر صفحه اول یک روزنامه دیگر تهران در 19 اسفند 1397


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 11 مارس
  • 222:   «واریوس باسیانوس» پس از چهار سال ریاست بر امپراتوری روم درگذشت. وی در سوریه به دنیا آمده بود.
        
  • 1302:   به نوشته شكسپیر، رومئو و ژولیت در این روز با هم ازدواج كردند.
        
  • 1918:   لنین پایتخت روسیه را از سن پترزبورگ به مسكو انتقال داد.
        
  • 1924:   (1302 هجری خورشیدی): نیروی هوایی ایران با هفت هواپیما آغاز بكار كرد. سه فروند از این هواپیماها ساخت آلمان و چهار فروند دیگر ساخت روسیه بود.
        
  • 1966:   ژنرال سوهارتو در اندنزی كودتا كرد.
        
  • 1970:   حزب سوسیالیست بعث عراق ملت كُرد این كشور و اقلیم کردستان را به رسمیت شناخت.
        
  • 1977:   چند مسلمان حَنَفی آمریکایی که در شهر واشنگتن با تصرف سه ساختمان ازجمله تالار شهرداری عده ای را به گروگان گرفته بودند هنوز مقاومت می کردند.
        



  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com