Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
11 اوت
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 11 اوت
ایران
جنگ دریایی ایران و یونانیان در دماغه آرتمیسیوم در دریای اژه


یازدهم آگوست سال 480 پیش از میلاد، «اوریبیادسEurybiades» فرمانده اسپارتی بخشی از ناوگان اتحادیه یونانیان كه از نتیجه جنگ ترموپیل و كشته شدن لئونیداس پادشاه اسپارت با همه نیروهایش در این تنگه، آگاه نبود تصمیم گرفت كه با 127 كشتی سه ردیف پاروزن (تریرمTrireme) به ناوگان ایران كه به موازات نیروی زمینی خود در حركت بود و آذوقه رسانی می كرد شبیخون بزند. هدف از این حمله آسیب رسانی به كشتی های حامل خواربار بود كه زیر حمایت كشتی های جنگی قرار داشتند. اوریبیادس گمان كرده بود كه با از دست رفتن كشتی های حامل خواربار، ارتش عظیم ایران ناچار به بازگشت خواهد شد.
     فرماندهی ناوگان ایران که فعالیّت ناوگان اتحادیه را زیر نظر داشت با مشاهده برخی تحرّكات در میان كشتی های یونانی، متوجه نقشه حمله شده بود و برای خنثی كردن آن، شماری از كشتی های خود را مامور كرده بود كه جزیره «اوویا» را دور بزنند و 127 كشتی یونانی را محاصره كنند كه اوریبیادس از طریق یك یونانی زبان فراری از ناوگان ایران (از مردم ایونی ـ غرب تركیه امروز که در آن زمان بخشی از قلمرو ایران بود) متوجه قضیه شد و بی درنگ (همان روز) دست به حمله زد.
    اوریبیادس در جریان زد و خورد كه دریا هم توفانی شده بود اطلاع یافت كه لئونیداس كشته شده و جنگ ترموپیل پایان یافته و نیروی زمینی ایران حركت به سوی آتن را آغاز كرده است كه از ادامه جنگ دست كشید و با كشتی هایش كه تعدادی از آنها هم از دست رفته بودند با عجله عازم سالامیس شد تا در انتقال خانواده های آتنی از شهر و انتقال آنان به جزایر دوردست كمك كند. چون جنگ دریایی یازدهم آگوست در دماغه آرتمیسیوم واقع در شمال جزیره «اوویا» روی داده بود این جنگ در «تاریخ» به نبرد دریایی آرتمیسیوم Artemisium معروف شده است.
    شرح این نبرد را هرودوت نوشته و تعداد كشتی های ایران را چند برابر شمار واقعی گزارش كرده است. عكس بالا محلی را که 25 قرن پیش، نبرد آرتمیسیوم در آنجا صورت گرفت نشان می دهد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و هادریان (هادریانوس) امپراتور روم آشتی كردن با ایرانِ اَبَرقدرت را برگزید
Hadrian
هادریان (هادریانوس) امپراتور روم یازدهم آگوست سال 117 میلادی با دولت ایران صلح كرد. وی سه روز پیش از این تاریخ (هشتم آگوست) بر جای تراژان نشسته بود كه در جریان جنگ با ایران درگذشته بود. برخلاف تراژان كه از طریق جنگ امپراتوری روم را حفظ می کرد و وسعت می داد، هادریان با مخالفان حكومت رومیان سازش می کرد و یا به راههای دیگری جز جنگ متوسل می شد. برای مثال: برای احتراز از جنگ با مخالفان سلطه روم بر انگلستان كه در شمال این جزیره سكونت داشتند، در آن جزیره دیواری نظیر دیوار چین میان قسمت متصرفی روم و اراضی غیرمتصرفی كشید. هادریان پس از امضای قرارداد صلح با ایران و صرفنظر كردن از دعاوی تراژان، در 9 ژوئیه سال بعد (118 میلادی) از شرق مدیترانه به شهر رم بازگشت و از سنای امپراتوری درخواست رای اعتماد كرد و موفق به دریافت آن شد. وی پیش از دریافت رای اكثریت سنا، امپراتور برگزیده ژنرالهای رومی بود زیرا كه تراژان درگذشته بود و طبق قانون روم، حتی برای یك روز هم نمی شد كشور را بدون رئیس گذارد و «سنا» كه مقر آن در شهر رم بود در دسترس نبود كه در روز درگذشت تراژان، جانشین او را برگزیند. به علاوه، بدون حضور نامزد امپراتوری در جلسه سنا و گفتن برنامه های خود و قانع شدن سناتورها، رای گیری امكان نداشت.
     خسرو، شاه اشكانی ایرانیان كه در سال 107 میلادی از سوی مِهِستان (سنای ایران) به آن مقام انتخاب شده بود تا لحظه روی كارآمدن هادریان، بیشتر وقت خود را صرف جنگ با تراژان كرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تصرف قلعه چَهریق و فرار اسماعیل آقا سمیتقو به ترکیه
11 آگوست 1922 (اَمُرداد 1301) تیپ آذربایجان به فرماندهی سرتیپ امان الله میرزا (جهانبانی و بعدا سپهبد)، قلعه چَهریق (واقع در شهرستان سَلماس ـ آذربایجان غربی) را تصرف و اسماعیل آقا سمیتقو را با وارد آوردن تلفات سنگین به تركیه فراری داد و اسلحه و مهمات موجود در قلعه را به دست آورد. قلعه چَهریق قرارگاه افراد مسلح اسماعیل سمیتقو بود. به این مناسبت در تهران و چند شهر دیگر جشن گرفته شد و به سرتیپ امان الله میرزا مدال ذوالفقار داده شد وسلطان احمدشاه قاجار که در پاریس بود، این پیروزی را تلگرافا به سردارِ سپه (رضاخان پهلوی) تبریک گفت.
    اسماعیل سمیتقو (سیمیتقو) که در دیاربکر (منطقه کُردنشین ترکیه و در آن زمان عثمانی) به دنیا آمده بود در پی انقلاب بلشویکی روسیه و خروج نیروهای روسی از شمال غربی ایران بر مقداری از سلاح های سبک و سنگین آنها دستیافته و دست به سرکشی زده بود. وی قبلا درگیری هایی هم با آسوریان منطقه داشت.
    وی در پی شکست از تیپ آذربایجان در اَمُرداد 1301 و رفتن به مناطق کُردنشین ترکیه خودرا سلطان کردستان خواند و عملیات نظامی را از سرگرفت و 8 سال ادامه داد تا اینکه در 54 سالگی (تیرماه 1309) در نبرد اشنویه به دست لشکر آذربایجان کشته شد. رضاشاه پهلوی قبلا کوشیده بود که مسئله اسماعیل سمیتقو را از راه مسالمت آمیز و مذاكره حل کند و اورا به رعایت نظم و اطاعت از دولت وادار سازد که به نتیجه نرسید و سمیتقو زیر قولی زده بود که به رضاشاه داده بود.
جسد اسماعیل سمیتقو پس از کشته شدن در زد و خورد با لشکر آذربایجان در تیرماه 1309

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
رفراندوم انحلال مجلس ـ اخطار سفیر آمریکا به مصدق که اگر تظاهرات هواداران او ادامه یابد کارکنان سفارت را از ایران بیرون خواهد بُرد و ...
بیستم اَمُرداد 1332 (11 آگوست 1953) نتایج رفراندوم انحلال دوره هفدهم مجلس شورای ملی اعلام شد و نشان داد که مردم رای موافق به پیشنهاد انحلال داده بودند. این رفراندُم در تهران 12 اَمُرداد برگزار شده بود و انجام آن و کار شمارش آراء در شهرستانها تا 19امُرداد ادامه داشت.
     دربارِ سلطنت این رفراندوم را قبول نداشت و مدعی بود که طبق اصلاحیه سال 1328 قانون اساسی، تنها شخص شاه است که می تواند یک دوره پارلمانی را منحل کند و نه مردم!.
     در آن روزها، مطبوعات چپگرای اروپا که مقالاتشان توسط خبرگزاری های چهارگانهِ بزرگتر مخابره می شد اشاره به احتمال وقوع یک توطئه براندازی دولت مصدق با کمک دو دولت خارجی (با ذکر نام این دو کشورـ انگلستان و آمریکا) داشتند و نظر می دادند که این دو دولت بیم از آن دارند که در انتخابات پارلمانی بعدی ایران، شماری چشمگیر ازچپگرایان ازجمله کمونیست ها وارد پارلمان شوند و وضعیت در خلاف جهت آن دو تغییر کند.
    مصدق که تا حدی از این نظرات آگاه بود به توصیه مشاوران خود که آنان نیز بیم از کودتا داشتند توجه کرد و بیستم اَمُرداد 1332 شش ژنرال و سه سرهنگ دیگررا بازنشسته كرد كه برای پیشگیری از كودتا ـ کودتای 28 اَمُرداد ـ خیلی دیر بود.
     مشاوران مصدق ادامه حضور مردم در صحنه (تداوم تظاهرات خیابانی) را در آن شرایط توصیه کرده بودند که «لوی هِندرسون» سفیر وقت آمریكا كه از خارج به تهران بازگشته بود دو شب پیش از کودتا به دیدار دكتر مصدق ـ در خانه اش ـ شتافته بود و به او متذكر شده بود كه تظاهر كنندگان، اتباع آمریكا را آشگارا تهدید می كنند و اگر تظاهرات ادامه یابد، دولت آمریكا ایران را «منطقه ناامن» اعلام خواهد كرد و اتباع خود را از اینجا خارج خواهد ساخت.
     مصدّق در پی دریافت این تذّکُر، با این كه متوجه طرح نقشه بر ضد خود بود ولی نمی خواست که ایران ـ کشوری ناامن اعلام شود و چهره ای کِدِر به خود گیرد، از مردم خواست كه از تظاهرات خیابانی دست بردارند و به مأموران انتظامی هم دستور داد كه مانع ادامه تظاهرات و راهپیمایی ها شوند و این همان وضعیتی بود كه طرّاحان نقشه براندازی آرزوی آن را داشتند.
     برخی از تاریخ نگاران پذیرش تذکّر هِندرسون از سوی مصدق را نوعی فریب خوردگی او تلقی کرده اند زیراکه وی همان شب خواسته بود که تظاهرات پایان یابد و هوادارانش از خیابان ها بیرون روند و با این کار، عوامل مخالف جای هواداران اورا در خیابانها گرفتند و ....
    به این ترتیب، 18 آگوست 1953 (27 اَمُرداد 1332) خیابانهای تهران پس از چند روز تظاهرات و راهپیمایی های صدهاهزار نفری ضد انگلیسی و ضد هرگونه سُلطه نسبتا خلوت بود.
     مؤلفان کتاب های مربوط به رویداد 28 اَمُرداد نوشته اند كه اگر مصدق دستور منع راهپیمایی ها را نداده بود و چنانچه كارگرانِ حتی دو كارخانه از کارخانه های تهران هم در خیابانها بودند، توطئه 28 اَمُرداد نمی توانست به آن آسانی به نتیجه برسد.
    دكتر مصدق در صفحه 182 خاطرات خود نوشته است كه هِندرسون بمانند «گریدی ـ سفیر پیشین آمریكا در تهران» یک دیپلمات بی نظر نبود و به همین سبب هم «ایدِن» مقام انگلیسی در كتابش از او سپاسگزاری كرده است ـ همان ایدنی كه در کتاب خاطرات و تجربه خود نوشته است: "جنبش مصدق نفوذ ما را در خاورمیانه متزلزل كرده بود و ادامه حكومت او بر ایران برای انگلستان بسیار ناگوار بود، او فردی به غایت میهندوست و انعطاف ناپذیر بود و باید می رفت [حذف می شد].".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تبعید غیرقانونی ده ساله مصدق در احمدآباد کرج که ایرانیان هرگز آن را فراموش نخواهند کرد
20 اَمُرداد 1335 (11 آگوست 1965) معلوم شد كه اقامت دكتر محمد مصدق در روستای احمد آباد كرج (ناحیه ساوجبلاغ)، تبعید ـ تبعید غیرقانونی ـ خواهد بود و وی در آنجا تحت نظر ماموران انتظامی (ژاندارمری) خواهد بود و بدون اجازه مقامات دولتی حق خروج از این روستا را نخواهد داشت.
    دكتر مصدق سیزدهم امرداد (7 روز پیش از این) در آستانه سپری شدن دوران سه ساله محكومیتش به زندان، كه وی و سایر روشنفكران و وطندوستان آن را یک ظلم عِیان خوانده اند از زندان به روستای احمد آباد منتقل شده بود. دکتر مصدق 16 روز پیش از اتمام سه سال زندان به احمد آباد منتقل شده بود، زیراکه مقامات وقت نمی خواستند که پس از پایان دوران محکومیت و آزادشدن از زندان، دوباره اورا بگیرند و تبعید کنند که واکنش داخلی و جهانی داشت، زندانی را می شود به هر نقطه منتقل کرد ولی تبعید یک فرد آزاد نیاز به محاکمه و حکم قاضی دارد.
    مصدق بدون این كه از سوی یك مرجع قضایی محكوم به تبعید شده باشد تا پایان عُمر (اسفند ماه 1345) به مدت ده سال و هفت ماه در این روستا درتبعید غیرقانونی و حَصر بود كه ایرانیان هرگز آن را فراموش نخواهند كرد. آرامگاه مصدق در احمدآباد قرار دارد.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
موج سراسری اعتراض و تظاهرات «ضد حکومت» در ایران در اَمُرداد 1357 ـ شعار: «وعدهِ فضایِ بازِ سیاسی، یک فریب است»
20 اَمُرداد 1357 (11 آگوست 1978 ـ سال انقلاب) موج اعتراض و تظاهرات ضدِ حكومت، ایران را فراگرفته بود كه صحنه های گسترده و خشن آن در اصفهان، شیراز، قزوین و تبریز به چشم خورد. متعاقب این تظاهرات، در اصفهان حكومت نظامی برقرار و فرودگاه این شهر بسته و رفت و آمد در معابر عمومی از ساعت هشت شب تا شش بامداد و اجتماع بیش از سه نفر ممنوع شده بود. دولت تلفات رویدادهای 20 اَمُرداد اصفهان را 4 كشته و 66 مجروح اعلام و اضافه کرده بود كه در تظاهرات اصفهان به هتل شاه عباس، و ساختمانهای دیگر از جمله چندین بانك آسیب وارد آمده است. اعلامیه آن روز دولت برخشم اصفهانی ها افزود زیرا که شمار تلفات را به مراتب بیش از آنچه که در اعلامیه آمده بود می دانستند. تظاهرکنندگان شعار می دادند: "وعده های مبهم شاه [فضای باز سیاسی] همه اش فریب است و عمل نخواهد داشت؛ حرف زدن ارزان است، فساد و تباهی با نطق و سخن پایان نخواهد یافت، وطن به دست شماری کم، دارد غارت می شود و ....".
    داریوش همایون [متوفی در سویس] وزیر و سخنگوی دولت وقت در این زمینه گفته بود كه در هر شهری كه از این حوادث روی دهد در آنجا حكومت نظامی بر قرار خواهد شد. وی در عین حال تاكید كرده بود كه سیاست دولت مبنی بر «فضای باز سیاسی» تغییر نخواهد كرد و ادامه خواهد یافت.
    اعتراضات 20 امُرداد چند روز پس از اعلام سیاست فضای باز سیاسی و اشاره دولت به انجام انتخابات آزاد (بدون ذکر تاریخ برگزاری) با مشارکت هرکس که بخواهد (نامزد شود) از جمله مخالفان صورت گرفته بود.
    روزنامه های تهران صفحات اول و بسیاری از صفحات دیگر خود را به انتشار عكس ها و گزارشهای مربوط اختصاص داده بودند كه کُپی قسمت بالای صفحه اول روزنامه اطلاعات، شماره 21 اَمُرداد 1357در زیر آمده است (بیستم امرداد جمعه و تعطیل بود):
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
احمدی نژاد در 18 اَمُرداد 1397 در یک پیام ویدئویی با اشاره به حسن روحانی: شاید بهترین راهش این باشد که دیگر ادامه ندهید
یک پیام ویدئویی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین که 18 اَمُرداد 1397 انتشار یافت انعکاس نسبتا گسترده داشته و تفسیر و تحلیل شده است.
    درباره این پیام؛ دویچه وله (صدای آلمان ـ برنامه فارسی) نهم آگوست 2018 (18 اَمُردادماه 1397) در وبسایت فارسی خود و با تیترِ «محمود احمدی‌نژاد خواستار کناره‌گیری حسن روحانی شد» چنین آورده بود:
    کانال تلگرامی دولت بهار، پیام رسان حامیان [محمود احمدی نژاد] رئیس دولت‌های نهم و دهم پنجشنبه، 18 اَمُرداد 1397 بخش‌هایی از یک پیام ویدئویی وی را منتشر کرده و وعده داده است که فیلم کامل این پیام را به زودی منتشر خواهد کرد.
     این پیام، انعکاس جهانی داشت.
    طبق گزارش دویچه وله (صدای جهانی آلمان) در وبسایت خود www.dw.com/fa-ir ، احمدی‌نژاد در این پیام می‌گوید که قصد دارد به طور مشخّص درباره «دولت فعلی یعنی دولت یازدهم و دوازدهم ـ دولت حسن روحانی» با مردم صحبت کند.
    احمدی نژاد در این پیام می گوید در طول پنج سالی که حسن روحانی رئیس جمهور کنونی دولت را در اختیار داشته یک رکود اقتصادی ادامه‌دار به کشور تحمیل شده است. حال آنکه سخنان حسن روحانی در مبارزات انتخاباتی اش مبنی بر این بود که "انبارها خالی است، خزانه خالی است، دولت هم بدهکار است"، که چنین نبود. حسن روحانی و حامیان او بعدا (پس از انتخابات) هم گفته بودند که دولت یازدهم در حالی کار خود را آغاز کرد که تورّم بالای 40 درصد، و رشد اقتصادی منفی بود.
    به گزارش دویچه وله، احمدی‌نژاد در این پیام همچنین خاطر نشان کرده است که پنج سال پس از بر سر کار آمدن دولت حسن روحانی، اقتصاد ایران "در آستانه بحران" است و "اعتماد عمومی به کل سیستم به صفر نزدیک شده است"، اما مسئولان دولتی کماکان مطالب "خلاف واقع تحویل ملّت می‌دهند.".
    احمدی‌نژاد سپس خطاب به حسن روحانی گفته است: "بنابراین، ادامه حضور شما، هم به زیان ملّت است و هم به ضرر خود شما.". "باید رضایت ملّت را جلب کنید و شاید بهترین راهش این باشد که دیگر ادامه ندهید.".
    دویچه وله در وبسایت خود نوشته است: پیام ویدئویی احمدی‌نژاد و اندرز کناره‌گیری به حسن روحانی، در روزهایی منتشر می‌شود که طرح سؤال از رئیس دولت دوازدهم در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار دارد و مدتی پیش نیز شماری از اصول‌گرایان تندرو زمزمه طرح عدم کفایت رئیس جمهور را مطرح کرده‌ بودند.
    دویچه وله اضافه کرده است: احمدی‌نژاد 22 آبان 1396 در نامه‌ای به آیت الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی خواستار برکناری رئیس قوه قضائیه شده بود.
    به نوشتهِ دویچه وله، رئیس دولت‌های نهم و دهم [احمدی نژاد] در این نامه همچنین نوشته بود: "شرایط جاری کشور، امید به تحقق آینده ای بهتر را، از رهگذر ساز و کارهای موجود، به حداقل رسانده است.".
    دویچه وله در این گزارش خود اظهار نظر کرده است که افزایش تورّم [حجم بیش از حد و روزافزون نقدینگی] و کاهش شدید ارزش پول ملّی (کاهش قدرت ریال) سبب شده است که حتی برخی از حامیان حسن روحانی از روش کار دولت او انتقاد کنند.
    بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا و ... در باره پیام احمدی نژاد گزارش های مشابهی منتشر کرده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
عزت‌الله یوسفیان ملّا در اَمُرداد 1397: 9 میلیارد دلار ارز دولتی چه شده است؟
به گزارش خبرگزاری تسنیم در 18 اَمُرداد 1397، عزت‌الله یوسفیان ملّا از اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی [دوره دهم تقنینیه]درباره اختصاص ارز دولتی، بر شفّافیت تاکید کرده و گفته بود: "هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی ارزی را برای واردات مثلا گندم یا کالاهای ضروری مانند دارو گرفته باشد و این عمل و مراحل آن محرمانه بماند.".
    طبق این گزارش تسنیم، یوسفیان ملّا به اختصاص 11 میلیارد دلار ارز دولتی اشاره کرده و گفته بودت: "BLUE>از این مبلغ تنها جزئیات دو و نیم میلیارد دلار آن اعلام و افشاء شده و مشخص نیست که نزدیک به 9 میلیارد دلار دیگر چه شده است.".
    در پاسخ به اظهارات یوسفیان ملّا٬ روز بعد (19 اَمُرداد) بانک مرکزی در اطلاعیه‌ای اشاره کرد که سرنوشت 9 میلیارد دلار دیگر از 11 میلیارد دلار مورد اشاره، مشخّص است. ثبت سفارش٬ دریافت ارز دولتی و نهایتا واردات کالا یک فرآیند چند ماهه است٬ این که تا این تاریخ ارزی داده شده ولی کالایی وارد نشده٬ به معنای آن نیست که این کالا وارد نخواهد شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
چند اظهارنظر در اَمُرداد 1397درباره وضعیت اقتصادی: تورّم مسئله اصلی اقتصاد ایران ـ سود سپرده های بانکی وسیله کنترل ـ مافیا و اُلیگارشی
به گزارش ایسنا در اَمُرداد 1397، دکتراحمد توکلی اقتصاددان در توییتر خود نوشته است:
    از بسته ارزی دولت"چنین به نظر می‌رسد که دولت چندان هم از دلار هفت ـ هشت هزار تومانی بدش نیامده است. ولی باید بدانند که گشایش در پرداخت های دولت خیلی کوتاه خواهد بود؛ چراکه خیلی زود تورم ناشی از ارز دو برابر شده، دولت و ملت را دچار مخمصه خواهد کرد.".
    
    ـ سجاد برخورداری استاد دانشگاه تهران چنین اظهار نظر کرده است: در صورتی که بانک مرکزی راهکار مناسبی برای نرخ سود بانکی در شهریور ماه ارایه ندهد قطعا تاثیرات منفی بر تورّم خواهد داشت. به نظر من، بانک مرکزی اگر به طور موقت و مناسب، درصد سود سپرده های بانکی را برای 6 ماه دوم سال افزایش دهد از تشدید بحران ناشی از تورّم و در نتیجه گرانی ها جلوگیری خواهد کرد و فرصت لازم برای عادی سازی شرایط را به دست خواهد آورد. سود سپرده های بانکی یک وسیله کنترل وضعیت اقتصاد و یک دریچه اطمینان است. باید از آن به موقع و مطابق منطق بازار استفاده کرد.
    
    ـ شماری از اقتصاددان ایران در نامه‌ای سرگشاده که 15 اَمُرداد 1397 انتشار یافت خطاب به حسن روحانی رئیس جمهور، جمع‌بستی از مشکلات اقتصادی کشور را ارائه داده اند. در این نامه به فساد، رانت‌خواری، استقرار اقتصاد رفاقتی به جای اقتصاد رقابتی و بی‌اعتمادی مردم اشاره شده است.
    این اقتصاددانان در نامه‌ی خود به فاصله گرفتن دولت از اقتصاد «تولید محور» اشاره کرده‌اند ـ کاری که درست نبوده است.
    نویسندگان نامه از تولّد یک اُلیگارشی در جمهوری اسلامی نام برده اند که از طریق بهره‌گرفتن از فرصت‌ها، رانت‌ها و درآمدهای حاصل از توزیع منابع طبیعی شکل گرفته است.
    به باور این اقتصاددانان دولت با وضع مقررات ناپخته و فاقد کارشناسی کافی فرصت برای رانت‌های گسترده از صنایع نفت و گاز و همچنین دسترسی به منابع مالی و اعتبارات بانکی را فراهم آورده است.
    این اقتصاددانان گفته اند که به جای استقرار یک اقتصاد رقابتی که زمینه‌های حضور همگان در تولید را فراهم می سازد، اقتصادی رفاقتی در کشور شکل گرفته که از طریق نزدیکی به قدرت سیاسی (رانت)، شماری معدود و مشخّص، پول و ثروت کلان کسب کرده اند.
    
    ـ نیمه اَمُرداد 1397 پروفسور استیو هانکه، استاد اقتصادکاربُردی دانشگاه جانز هاپکینزگفته است که تورّم موجود در ایران را خیلی بالاتر از آن می داند که دولت اعلام می کند. دولت نرخ تورم را اندکی بیش از ده درصد اعلام کرده است. او می گوید که هزینه های دولتی ایران رو به افزایش است و به تصور دولت، آسان ترین راهی که می تواند آنرا جبران کند، چاپ اسکناس و شبه اسکناس است که تورم را بالا و بالاتر می برَد و به همین نسبت همه چیز گران می شود. ببینید، اخیرا ظرف مدتی کوتاه، نرخ ارزها در ایران دو برابر شد و این دو برابر شدن یعنی نصف شدن ارزش ریال و قدرت خرید آن و نتیجتا گرانی. قاعده بر این است؛ دولتی که با تحریم اقتصادی رو به رو می شود از هزینه های خود می کاهد، ولی در ایران خلاف این قاعده را می بینیم؛ هزینه های دولتی رو به افزایش است.
    پروفسور هانکه گفته است: مردم وقتی که ببینند تورّم نقدینگی رو به افزایش است و موجودی پولشان ارزش خودرا از دست می دهد به خرید طلا، مستغلات و حتی خودرو، شکر، آرد و ... روی می آورند و همه چیز گران می شود و وضعیتی خاص در جامعه پدید می آید. مسئله بزرگ ایران، تورم پول است که از 1990 [1369 و دوره اول دولت هاشمی رفسنجانی] آغاز شده و دولت ها ندانسته برای تأمین هزینه ها و بعضا غیر ضروری به چاپ کردن اسکناس متوسل شدند. تورم پول اگر در یک جامعه نهادینه شود محیط را برای رشد تبه کاری هایی اقتصادی از نوع مافیا آماده می کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
موضوعات روز و تیترهای بیستم اَمُرداد 1397 چند روزنامه سراسری ایران:

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در 18 اَمُرداد 1397 بهای سکه طلا از خط 4 میلیون تومان گذشت ـ دو سال بعد در همین روز: ده میلیون و 700 هزار تومان و در 1402 بیش از 25 میلیون
18 اَمُرداد 1397 محمد کشتی‌آرای رئیس اتحادیه سازندگان و فروشندگان طلا، جواهر، نقره و سکه به خبرنگار اقتصادی ایلنا در خصوص قیمت سکه و طلا در این روز گفت: روند قیمت طلا و سکه از روز گذشته (چهارشنبه) با توجه به افزایش قیمت ارزها، حدود یک میلیون تومان افزایش داشته است!.
    وی گفت: امروز (18 اَمُرداد1397) قیمت سکه 4میلیون و 200هزار تومان، نیم سکه یک میلیون و 950 هزار تومان و ربع سکه 950 هزار تومان بود. این افزایش ناشی از افزایش قیمت ارز است.
    طبق گزارش های رسانه ای، دو سال بعد از آن زمان (18 امُرداد 1399) بهای هر سکه طلا در بازار تهران حدود ده میلیون تومان بود و در 18 اَمُرداد 1402 بیش از 25 میلیون تومان.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
Alex Haley ـ نویسنده ای که ریشه بردگی و تبار بردگان را به دست آورده است
Alex Haley

یازدهم آگوست زادروز الكس هیلی Alex Haley نویسنده سیاهپوست آمریكایی است كه بسال 1921 در نیویورك به دنیا آمد. وی عمدتا یك بیوگرافر و نمایشنامه نگار بود كه به صف نویسندگان داستان پیوست و داستان بسیار معروف و نافذ «ریشه ها Roots» را نوشت که به 37 زبان ترجمه شده است. این کتاب درباره تبار آمریکاییان بویژه سیاهپوستان است که از کجا و چگونه آمده و یا آورده شده اند و چه بر سرشان آمده است. طبق تحقیق وی، جد پدری اش را در سال 1767 از گامبیا به آمریکا منتقل و فروخته بودند. وی حتی درباره کشتی که جد اورا از گامبیا به آمریکای شمالی منتقل کرده بود تحقیق کرده، آن را یافته و مالکیت و برده فروشان را به دست داده است و پس از آن به سراغ تبار جد مادری اش رفته و همه چیز را برنگاشته و نگذاشته که چیزی در تاریکی باقی بماند. در این داستان، وی تا شش نسل خودرا كه به افریقا و سپس به بردگی گرفته شدن ختم می شد به رشته تحریر كشید و باعث شد كه مهاجران آمریكا به ویژه سیاهان در صدد شناختن نیاكان خود بر آیند و به ریشه خود توجه كنند و ....
    از تالیفات دیگر او نوشتن بیوگرافی ملکم ایکس است که پس از 50 جلسه مصاحبه با وی، آن را نوشته است. در این کتاب وی افکار ملکم و فرضیه او درباره «پان افریکانیسم» و ملت سیاه و ... شرح داده است.
    الکس هیلی که روزنامه نگاری خوانده و ژورنالیست شده بود دهم فوریه 1992 در 71 سالگی درگذشت. وی 43 سال روزنامه نگار بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر ایرانیِِ بنام درگذشت و سران دولت اعلام تأسف کردند
امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر ایرانیِ نامدار دهم آگوست 2022 (19 اَمُردادماه 1401) در 95 سالگی فوت شد. وی ششم اسفندماه 1306 در رشت بدنیا آمده بود. بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی ایران ازجمله رئیس جمهور، رئیس مجلس و وزیران امورخارجه و ارشاد و نیز ادیبان و بزرگان هنر و دانش از درگذشت امیرهوشنگ ابراز تأسف کرده و تسلیت گفتند و وزارت ارشاد و وزارت امور خارجه اعلام کردند که ترتیب انتقال پیکر آن غزلسرای بزرگ و پژوهشگر ادبی را از آلمان به وطن و تکریم و تدفین او را خواهند داد.
     امیرهوشنگ تیرماه 1401به سبب نارسایی کُلیه ها، در بیمارستانی در شهر کُلنِ آلمان بستری و تحت درمان قرار گرفته بود. یک مقام دفتر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت که این وزارت از زمان بستری شدن استاد سایه (امیرهوشنگ ابتهاج) در بیمارستان، با خانم یلدا ابتهاج دختر امیرهوشنگ همواره در تماس بود و جویای وضعیت سلامتی شاعر و ادیب بزرگ وطن.
    استاد ابتهاج که در 31 سالگی ازدواج کرد داری 4 فرزند شد. «نخستین نغمه ها»، «سراب»، «سیاه مشق»، «شبگیر»، «زمین»، «چند برگ از یلدا»، «یادنامه»، «تا صبح شب یلدا»، «یادگار خون سرو»، «حافظ به سعی سایه»، «تاسیان» و .... از جمله آثار او هستند. تصحیح غزل‌های حافظ از کارهای مهم ادبی اوست. وی در نقاشی و مجسمه‌سازی نیز تجربه داشت و همچنین موسیقی و حدود شش سال (از 1350 تا 1356) مسئول برنامهِ گُلها در رادیوی ایران بود.
    نقل کرده اند که ابتهاج درباره اقامت در آلمان گفته بود: "رفتن من به آلمان اجبار نبود، یکی از بچه‌هایم رفته بود آلمان، متعاقب وی، زنم رفت که بچه مان تنها نباشد، بعد بچه‌های دیگر رفتند، یک مدتی ـ من [طبق نوشته ها، در زمان درگیری دولت با حزب توده] ممنوع الخروج بودم، بالاخره در سال 1364 قضیه برطرف شد. من مهاجرت نکردم، نزد زن و فرزندانم بودم و گاهی هم به تهران می آمدم و در اینجا بودم و مشکلی نبود، ویروس شعر گفتن و در اندیشه مردم بودن هیچگاه مرا تَرک نمی کند. آنچه را که احساس می کنم، به شعر می گویم، همه جا می شود احساس کرد و آن را به شعر بیان داشت؛ ایران، آلمان و ژاپن ندارد". ابتهاج همچنین از بنیادگذاران «شورای نویسندگان و هنرمندان ایران» بود.
    روزنامه ها و خبرگزاری های ایران و بسیاری از رسانه ها در کشورهای دیگر، خبر وفات امیرهوشنگ ابتهاج را وسیعا منعکس کردند که به گفته برخی، مایه امید است و به گسترش تلاش و خدمت فرهنگی کمک می کند. در زیر کُپی تیترهای صفحات اول چند روزنامهِ تهران منتشره در بیستم اَمُرداد 1401 را به عنوان نمونه درج کرده ایم که برخی از آنها تقریبا تمامی صفحه اول خود را به آن اختصاص داده بودند:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
نظرات تاریخدان بزرگ ویتنامی درباره انسانِ اسیر نَفس، خواهر ـ برادر بودن اتباع یک کشور ـ اهمیت مرور بر سرگذشت هر فرد و ...
پروفسور Tran Quoc Vuong

پروفسور «تران كواك وونگTran Quoc Vuong» مورّخ، نویسنده و صاحبنظر بزرگ ویتنامی ششم آگوست 2005 (15 امرداد 1984) در 71 سالگی از بیماری سرطان مری درگذشت. «تران» استاد دانشگاه هانوی و صاحب روشهای تازه در پژوهش و نیز تالیفات متعدد بود.
     تهیه و نشر سرگذشت زندگی هر فرد معمولی (عمدتا سالخورده) و نتیجه گیری از آن برای انعكاس وضعیت جامعه (كشور) در بُرهه ها و مقاطع زمانی (در طول عمر فرد مورد نظر) و یافتن ضعف ها و قوّت ها جهت یافتن راه حل از ابتكارهای پروفسور تران است كه جهانی شده است. تران کواک وونگ گفته است كه سرگذشت هر فرد ـ هم تاریخ، هم داستان و هم مقاله است، جالب و پند آموز به این شرط که تهیه کننده آن مهارت کافی و معلومات عمومی لازم را داشته باشد. بررسی و كنكاش در زندگی یك فرد همچنین تاثیر اقتصاد، روش دولت، رفتار پلیس و ... را در آن بُرهه ها بر زندگی فرد و جامعه او به دست می دهد زیراكه این تاثیرات، رفتار و روحیه فرد و جامعه را تغییر می دهد كه فساد، جرم، مهربانی، خشم، تعاون و ... نتیجه آن است.
    پروفسور «تران» كه زمانی رئیس انجمن تاریخ بود در یک رساله تحت عنوان «سكوتی كه مادر فریادهاست» نوشته است كه بی اعتنایی یك مدیر جامعه ـ از جامعه ملی (کشور) تا جامعه كوچك (خانواده) ـ به خواست ها و نیازها، اعضای جامعه را آماده نشان دادن واكنش ناگهانی و شدید می كند که از هرفرصت برای انعکاس این واكنش كه گاهی انفجارآمیز و مخرّب است استفاده خواهند كرد.
     تران گفته است: "مطالعه تاریخ به من آموخته است که انسانِ گروگان و اسیرِ خود (اسیر خودخواهی، خوشگذرانی، مال اندوزی، قدرت طلبی و ...) حلاوت زندگی نخواهد داشت. «عادت» که اکتسابی است باعث اسارت می شود؛ عادت به مقام، به زر، به شهرت، ... و ازجمله عادت به دخانیات و .... این اعتیاد، انسان آزادرا گروگان می کند و یک گروگان همیشه در قفسِ خواستهای خودش است (قفسِ نَفس). بنابراین، برای خوشبخت زیستن و دغدغه نداشتن باید که از گروگان شدن دوری جست.".
     تران که این نظریه «اصل مانند» را در یک رساله نوشته است، درپایان رساله اش نتیجه گیری كرده است كه بهتر است مدیریت جامعه ملی در دست گروه (حزب) باشد زیرا كه گروه كمتر از فرد اشتباه می كند ـ فرد، کم و یا زیاد، تحت تاثیر خواست ها و اندیشه های خودش است.
     مطالعات پروفسور تران درباره فرهنگ و رسوم ویتنامی ها كامل و وسیع است كه در كتاب او «بهار و رسوم ویتنامی ها» آورده شده است. دو تالیف دیگر از كارهای او «هزار سال Ha - Noi» و «شخصیت های تاریخی» عنوان دارند. «تران» كه مطالعات وسیع باستان شناسی هم داشت در كتابهایش كوشیده است كه به ویتنامی ها بفهماند كه ملتی بزرگ هستند و باید میراث و فرهنگ خودرا دوست بدارند و چون نیاكان، فرهنگ و رسوم شان مشترك و صدها سال عضو جامعه واحدی بوده اند باید نسبت به یكدیگر علاقه و محبت داشته و خودرا از آن هم ـ بمانند برادر و خواهر ـ بدانند و درغم و شادی یكدیگر شریك شوند تا به صورت یك پیكر واحد در آیند و وطن را پیشرفت دهند که پیشرفت و تعالی کشور، پیشرفت، رفاه و سربلندی همگان را تأمین و موجب می شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز احمد خادم الملّه مدیرعامل پیشین ایرنا و 5 سال رئیس دفتر این خبرگزاری در نیویورک ـ فعالیت های ژورنالیستی خادم در یک نگاه
احمد خادم المله
احمد خادم المله مدیرعامل پیشین خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ـ آژانس پارس پیشین در روزی چون امروز (بیستم اَمُرداد) در سال 1338 به دنیا آمده است. وی در طول تجربه روزنامه نگاری خود که از سال 1359 آغاز شده است پنج سال نمایندگی خبرگزاری دولت را در نیویورک برعهده داشت.
    خادم فنون و اصول خبرگیری، خبرنویسی و اِدیت كردن را در مدارس عالی روزنامه نگاری ایران تدریس کرده است و از علاقه مندان روزنامه نگاری اینوستیگیتیو و In-Depth است. خادم كه در دانشگاه علامه طباطبایی رشته روزنامه نگاری را تحصیل كرده بعدا به تحصیلات خود (ضمن كار خبر) در رشته مدیریت و به ویژه مدیریت رسانه ها ادامه داده بود.
     «خادم» پیشه روزنامه نگاری را با خبرنگاری آغاز و سپس مراحل ترقی در این كار، یعنی دبیری و سردبیری خبر را طی كرده است. خادم المله كه به نظر می رسد توان تحمل استرس را داشته باشد به عنوان مدیریت مطلوب برای دستگاه خبرگیری و خبر نویسی در لحظات بحرانی (اخبار غیر مترقبه) شناخته شده است كه هنر بزرگی است و می تواند تیم های خبری را بمانند و مثابه ژنرال میدان جنگ هدایت، و محصول كار آنان با حوصله تمام تنظیم و منتشر سازد. خادم حتی در زمان ریاست اطاق خبر در ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران)، خود شخصا به تهیه اخبار مهم و حساس می پرداخت كه كاری سخت، دقیق و استرس زا است. وی در طول ریاست دفتر ایرنا در مقرّ سازمان ملل موفق شد كه یك شبكه خبری در قاره آمریكا از كانادا تا آرژانتین ایجاد كند و گزارش های دست اول این دیار را به رسانه های ایران برساند و آنان را از ترجمه اخبار خبرگزاری های كشورهای بیگانه بی نیاز سازد.
    خادم المله در آغاز كار روزنامه ایران (روزنامه دولت ـ وابسته به ایرنا) با آن همكاری داشت.
    روزنامه نگاران ایران خادم را به دلیل كار خبر در طول سه دهه در داخل و خارج و تدریس حرفه خبر در مدارس عالی از جمله دانشكده خبر، مردِ خبر می خوانند. در زمان ریاست او بر ایرنا، بر اخبار، سابقه نوشته می شد تا از لحاظ اطلاع رسانی كامل باشند و برای مخاطب جای سئوال باقی نگذارند. خادم در طول مدیریت بر ایرنا ـ خبرگزارس پارس پیشین ـ همچنین به ایجاد خبرگزاری های تازه كمك می کرد. وی همچنین از كارشناسان روزنامه نگاری الكترونیك ( آنلاین) و خبرنویسی پیشرفته است. خادم به موازات کار ژورنالیستی، فعالیت ها و مدیریت های اقتصادی داشته است.
    راه اندازی روزنامه گسترش صنعت و چند نشریه دیگر و نیز ایجاد شبکه اطلاع رسانی رایانه ای دفتر ریاست جمهور در کارنامه ژورنالیسیتی احمد خادم المله قرار دارد. وی به موازات کار ژورنالیستی به گسترش صنایع کشور کمک کرده و در این زمینه نیز دارای مقام بالا و منزلت بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دشواری بزرگ و جهانی روزنامه ها ـ مقاله نهم آگوست 2005 مانیتور در این باره ـ نظرات و راه حلها


در پی انتشار مقاله هشدار دهنده نشریه «كریسچن ساینس مانیتور» كه در شماره نهم آگوست 2005 این نشریه انتشار یافته بود، اصحاب نظر مركب از جامعه شناس، روانشناس، روزنامه نگار و دست اندر كاران فنون كامپیوتر و اینترنت در باره كاهش فروش رسانه های چاپی به ذكر عوامل و راه حل ها پرداخته بودند. مانیتور نوشته بود كه ناشران روزنامه ها این روزها [سال 2005] سخت نگرانند زیرا كه شمار مخاطبان آنها هر روز كم می شود، اعتماد مردم نسبت به مطالب روزنامه ها رو به كاهش است و ناشران نمی دانند كه مشكل از عرضه مطالب است كه مطابق خواست و سلیقه مخاطبِ كنونیِ ـ قرن 21 ـ آگاهتر از گذشته نیست و یا این كه عوامل دیگری دارد ازجمله گسترش آنلاین نگاری.
    جامعه شناسانی كه در این باره اظهار نظركرده بودند متفقا گفته بودند كه سردبیر روزنامه باید مانند هر عرضه كننده كالا، جنس خود را مطابق سلیقه و تمایل مشتری تهیه كند و این میل و سلیقه عاملی متغیّر است. یك زمان مردم علاقه داشتند مطابق اشراف فرانسوی و با تشریفات و اتیكت غذا بخورند، ولی حالا خوردن ساندویچ به صورت سرپایی و یا در داخل اتومبیل را می پسندند. صاحبان رستوران هایی كه خود را با این سلیقه تطبیق داده و ساندویچ ساز شده اند پیروز بوده اند، ولی سردبیران روزنامه ها هنوز می خواهند خواست و سلیقه و سیاست خود را به مخاطب تحمیل كنند. تا پیش از پیدایش اینترنت و وب سایت ها (آنلاین ها)، مخاطبان چاره ای جز خواندن روزنامه ها نداشتند، ولی اینك وبلاگ ها شده اند رقیب روزنامه ها و هر مخاطب می داند كه در كدام وبلاگ مطلب مورد علاقه اش را می تواند به دست آورد و آن را برای دوستان نیز «ای میل» می كند [اینک ـ در سال 2020 از طریق شبکه های اجتماعی] و دیگر نیازی به خرید روزنامه، مگر خواندن اظهارنظرها، تفسیر ها، افشاگری ها، طرح مسائل روز و فیچرها ندارد. یكی از دلایل توجه مخاطبان سابق روزنامه ها به وبلاگ ها این است كه صاحب هر وبلاگ روی تخصص و علاقه خود كار می كند و رویدادها را با اظهار نظر خود و به صورت خلاصه و روشن (زبان مردم معمولی) منعكس می سازد و محدودیت و واهمه و ملاحظه روزنامه را ندارد. چرا مردم دوباره به خواندن روزنامه های حزبی كشش پیدا كرده اند زیرا كه می دانند هركدام از آنها برپایه ایدئولوژی و سیاست حزب درباره چه موضوع هایی می نویسد. نشریات حزبی مقیّد به انتشار خبر مطلق و یا همه خبرهای روز نیستند و رویدادها را از دیدگاه حزب بررسی و با اظهار نظر منعكس می كنند و مخاطب مایل است از همه نظرها درباره یك تصمیم آگاه شود و سردبیران روزنامه های عمومی (حرفه ای) با این كه به این واقعیت پی برده اند، هنوز حاضر به نقل از مطالب روزنامه های حزبی نیستند، چرا؟. و به دلیلِ این بی اعتنایی (و شاید خودخواهی و غرور) است كه دارند تیراژ خود را به وبلاگ ها می بازند. در سابق، مخاطبان؛ اخبار و آگهی های رسمی را در روزنامه می خواندند، ولی اینك در وب سایت هر سازمان و هر مقام، از رئیس کشور و رئیس دولت گرفته تا مدیر مدرسه ابتدایی. آگهی های موسسات هم كوتاه شده است. تنها عنوان آگهی را به روزنامه می دهند و در زیرش می نویسند كه مشروح آن در «وب سایت» به نشانی ....
    روانشناسانی كه در این زمینه نظر داده بودند به نوبه خود گفته بودند كه طبق بررسی های آنان، اگر روزنامه های حرفه ای (مستقل) خود را با سلیقه مخاطب امروز كه به مراتب آگاهتر از والدینش است و شكیبایی كمتری دارد تطبیق ندهند و متاعی مطابق خواست او تولید نكنند بازهم تیراژ از دست خواهند داد و در نتیجه آگهی و درآمد. نسل تازه، ساده زندگی می كند و ساده نویسی، واضح نویسی و كامل نویسی را دوست دارد و اگر سردبیران به این روحیه و روانشناسی مخاطبان تازه توجه نكنند باید خود را برای برگزاری مجلس ترحیم روزنامه آماده سازند. ادامه بی اعتنایی در این امر نوعی خودكشی است.
    كارشناسان رایانه و اینترنت اظهار داشته بودند: روزگاری، عشق مردم داشتن اتومبیل بود و اینك اینترنت جای آن را گرفته است و استفاده از آن هر روز آسانتر می شود و تهیه «وب سایت» و نگهداری از آن به آسانی نوشیدن آب است و هر ماه حدود ده دلار هزینه دارد كه دهها و بلكه صدها هزار بار كمتر از انتشار یك روزنامه فقط در یك روز است. لینك ها مبادله سریع معلومات و ارتباط وب سایت ها را آسان ساخته اند. لپ تاپ های بدون سیم در هر جا كه دارنده آن باشد وی را با جهان و هرچه كه در آن است مرتبط می كنند و سردبیران روزنامه ها با توجه به این وضعیت باید راهی در پیش گیرند كه مخاطب پس از همه جستجوهایش در اینترنت، بازهم احساس نیاز به روزنامه كند و آن را با اشتیاق خریداری و مطالعه كند. ذخیره (سِیو) و استفاده بعدی بدون نیاز به تایپ كردن مطالب، از امتیازات دیگر رایانه و اینترنت است.
    از میان روزنامه نگاران، ریچارد پوسنر Richard Posner از نیویورك تایمز با صراحت گفته بود كه روزنامه ها راهی جز تغییر روش سُنتی ندارند. به همان گونه كه پس از پیدایش رادیو تلویزیون دست به رقابت زدند و خود را با آن وضعیت مطابقت دادند باید یك بار دیگر در كل روشهای خود تجدید نظر كنند. در جهان امروز با گسترش وبلاگ نویسی، همه مردم هر آن كه بخواهند می توانند روزنامه نگار شوند كه ما عنوان «سیتیزن ژورنالیست» به آنان داده ایم. این بار، روزنامه ها و ژورنالیست های حرفه ای باید با این طبقه رقابت كنند كه كار آسانی هم نیست، ولی شدنی است.
    [این ابرازنظرها مربوط به سال 2005 است که هنوز از عمومیّت یافتن سوشل میدیا ـ شبکه های اجتماعی و ... خبری نبود]
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
تشكیل شورای انقلاب در فرانسه یازدهم آگوست 1792 پس از بازداشت پادشاه این کشور
یازدهم آگوست 1792، پس از اشغال كاخ سلطنتی و زندانی كردن لوئی 16 پادشاه فرانسه، انقلابیون این كشور یك شورای شش نفری برای اداره امور فرانسه به نام «شورای انقلاب فرانسه» ایجاد كردند كه در آن ژرژ دانتون و ژان ماری رولن عضویت داشتند. نخستین اقدام این شورا، انتخاب «آنتوان سانتر» به ریاست گارد ملی انقلاب فرانسه بود. انقلابیون كه از 20 ژوئن (هفت هفته پیش از این) حاضر به ترك خیابانها نشده بودند كاخ سلطنتی فرانسه را كه از آن دو هنگ نظامی اجیر شده سویسی محافظت می كردند تصرف كرده بودند. در حمله انقلابیون به کاخ بیش از یك هزار تن از افراد گارد سویسی شاه فرانسه كشته شدند. لوئی 16 كه در اطاق نوكرانش پنهان شده بود دستگیر شد.
    انقلابیون فرانسه از 11 آگوست كه دارای گاردملی انقلاب شدند عنوان خود را هم به «جامعه انقلابی» تغییر دادند و اعلام كردند كه گارد انقلاب كه رئیس آن آنتوان سانتر خواهد بود وظیفه دارد كه از دستاوردهای انقلاب حراست كند و نگذارد كه انقلاب فرانسه از مسیر تعیین شده خارج گردد (جزئیات، برحسب روز وقوع، به موقع خود در این تاریخ آنلاین آمده است ).
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
چرا «سَعدی كارنو» رئیس جمهوری فرانسه ترور شد؟
Sadi Carnot

«سعدی كارنو M. F. Sadi Carnot» رئیس جمهوری وقت فرانسه كه 24 ژوئن سال1894 به دست «سانتو سازریو S. G. Caserio» آنارشیست 21 ساله ایتالیایی كشته شد یازده آگوست 1837 به دنیا آمده بود و نام «سعدی» شاعر و نویسنده بنام ایران بر وی گذارده شده بود. چون كارنو که 7 سال رئیس جمهوری فرانسه بود حاضر نشده بود به خواست آنارشیست ها، «وایلان» مردی را كه به جرم شروع به انفجار پارلمان فرانسه زندانی شده بود عفو كند جان خود را از دست داد.
Caserio


     آنارشیست ها حكومت فرد و افراد معدود را ردّ و خواستار حکومت شوراها و انجمن ها (گروه) بوده اند و حاكمان را (به صورتی که تعیین و یا انتخاب می شده اند) مردمی جاه طلب و خودخواه كه در فكر مردم و وطن نیستند می پنداشته اند. در دهه های آخر قرن 19 و اوایل قرن 20، آنارشیست ها شماری از سران کشورها و دولتمردان ازجمله روسای جمهوری آمریکا و فرانسه و پادشاه ایتالیا را کشتند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آخرین نبرد بزرگ جنگ جهانی اول



    11 آگوست 1918 درمیان نیروهای آلمان در نبرد آمینز Amiens (منطقه ای است در فرانسه، نزدیک Somme) آثار شكست آشكار شد و این وضعیت شكست های دیگری را در پی داشت كه به عقب نشینی نیروهای آلمانی در همه جبهه ها و ورود نیروهای متحدین به خاك آلمان و تسلیم این كشور ظرف درست 3 ماه منجر شد و جنگ جهانی اول ساعت 11 روز 11 ماه یازدهم سال میلادی 1918 پایان یافت. دلایل عمده عقب نشینی آلمان در آگوست 1918 ورود تعداد بسیار زیادی تانک از سوی متحدین به جبهه و تبدیل جنگ از خندقی به زرهی و پشتیبانی هوایی، پایان یافتن نیروی ذخیره آلمان، تسلیم پی در پی یکانهای خسته و ناامید آلمانی و نیز تظاهرات چپها در برلین بود. 11 آگوست 1918، برای آلمان تنها 600 هزار نظامی باقی مانده بود. عكس، زرهی شدن جنگ و پیشروی تانکها به سوی خاك اصلی آلمان را نشان می دهد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که مك آرتور مأمور تحویل گرفتن ژاپن شد
11 آگوست 1945، یك روز پس از این كه ژاپن اعلام داشت كه حاضر است تسلیم شود تا حملات اتمی آمریکا ادامه نیابد، ژنرال مك آرتور از سوی هَری ترومن رئیس جمهوری وقت آمریكا مأمور تحویل گرفتن امور ژاپن و امضای قرارداد تسلیم این كشور شد. در آن زمان هنوز نیروهای نظامی امپراتوری ژاپن در مناطق تحت اشغال در سراسر آسیای شرقی و جنوب شرقی بودند.
    با وجود اعلام دولت ژاپن به تسلیم شدن، حملات هوایی آمریكا به خاك ژاپن به صورت محدود و به قول مقامات آمریکایی؛ از باب احتیاط ادامه داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که مسکو صاحب بمب هیدرژنی شد
11 آگوست 1953، دولت مسکو نخستین بمب هیدروژنی را آزمایش كرد و بر قدرت نظامی خود افزود. طبق برخی گزارش ها، دولت مسکو ـ پیش از فروپاشی شوروی بیش از كشورهای دیگر سلاح هسته ای و انواع موشک در زرادخانه خود داشت که توافق سال 2010 با هدف کاهش این شمار امضاء شده است.
     از زمان ساخت و آزمایش سلاح اتمی در سال 1945، این سلاح تنها دو بار و آن هم بر ضد امپراتوری ژاپن بكار رفت ولی بازدارندگی آن از یک جنگ جهانی دیگر (جنگ قدرت ها) به ثبوت رسیده و به علاوه، از ابزار قدرت و اقتدار ملّی است. هنوز هیچیک از کشورهای دارنده سلاح اتمی، هدف تعرّض نظامی قرار نگرفته است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 11 اوت
  • 1795:   مجلس ملّی فرانسه نظام پولی «فرانك» را به وجود آورد كه از 15 آگوست (4 روز بعد) قدرت اجرایی یافت. از دهه یکم قرن 21 سیستم پول واحد اروپایی (یورو) جای آن را گرفته است.
        
        
  • 1813:   روسیه، سوئد و پروس (آلمان) بر ضد ناپلئون متحد شدند كه یك اتحادیه ضد ناپلئونی دیگر تلقی شده است.
        
        
  • 1860:   نیروهای نظامی فرانسه و انگلستان عملیات تازه نظامی خود را در چین آغاز كردند و چهار روز بعد شانگهای و نزدیك به دو ماه پس از آن پكن را تصرف و كاخ سلطنتی چین را غارت كردند.
        
        
  • 1898:   دولت واشنگتن مجمع الجزایر هاوایی را كه قبلا كشوری مستقل در اقیانوس آرام و دارای یک پادشاه بومی بود ضمیمه قلمرو خود كرد. مقدمات کار، مدت ها بود جریان داشت.
        
        
  • 1906:   (1285 هجری خورشیدی) شش روز پس از صدور فرمان مشروطیت، دیگر متحصّن در ساختمان سفارت انگلستان در تهران باقی نمانده بود. تحصّن در سفارت انگلستان بعدا یك نمره منفی در کارنامه متحصّنین و لكه ننگی بر پیشانی آنان شد و صفحه ای در تاریخ.
        
        
  • 1916:   در جریان جنگ جهانی اول، نیروهای عثمانی كه از طریق بین النهرین (عراق امروز ـ از مستملکات دولت دولت عثمانی) وارد ایران شده بودند شهر همدان را متصرف شدند و از طریق قزوین عازم تهران گردیدند.
        
        
  • 1925:  
    دال در سال 2016

    بازیگر فیلم سینمایی، Arlene Dahl به دنیا آمد و در آگوست 2021 نود و شش ساله شد و 29 نوامبر همین سال درگذشت. وی یکی از آخرین هنرپیشگان دوران کلاسیک هالیوود بود. آرلین تا سال 2012 هنرنمایی می کرد و در دهها فیلم سینمایی و صدها نمایش تلویزیونی و عمدتا در چارچوب سازمان «گلد وین مایر» بازی کرده بود. وی شش بار ازدواج کرد، اما تنها 3 فرزند بدنیا آورد.
        
        
  • 1932:   هیتلر نپذیرفت كه معاون «پاپن» صدر اعظم آلمان شود.
        
        
  • 1979:   در این روز دو هواپیمای مسافربر شوروی وابسته به آئِروفلوت در ارتفاع 8 هزار و 400 متری، درآسمان اوکراین به هم برخورد کردند و به زمین افتادند و تمامی سرنشینان این دو هواپیما که 178 تن بودند کشته شدند. علت برخورد دو هواپیما به یکدیگر در آسمان، خطای برج مراقبت فرودگاه گزارش شد.
        
        
  • 1990:   اوضاع پاكستان در سومین روز پس از بركناری بی نظیر بوتو و كابینه او به تصمیم رئیس جمهوری این كشور همچنان بحرانی بود.
        
        
  • 2003:   دو سال پس از ورود نظامی آمریکا به افغانستان به بهانه مبارزه با القاعدهِ مورد حمایت طالبان که طالبان حکومت را بدست داشتند، دولت واشینگتن پای «ناتو» را هم به افغانستان بازکرد. تفسیرنگاران رسانه ها با تعجب نوشتند که «ناتو» یک پیمان دفاعی غرب است (اتحادیه نظامی منطقه آتلانتیک شمالی، یعنی آمریکای شمالی و اروپای غربی) و با آمدن به افغانستان، حوزه عملیات خودرا جهانی کرده است که پاسخ داده شد؛ مبارزه با تروریسم، سراسری است.
        
        
  • 2012:   در این روز و حدود ساعت 5 بعد از ظهر، دو زمین لرزه متوالی به فاصله 11 دقیقه از هم و هر دو به شدت کمی بیشتر از شش در مقیاس ریشتِر در آذربایجان شرقی و در منطقه ای میان تبریز و اَهَر و ورزقان (به فاصله 60 کیلومتری از تبریز) روی داد که ضمن آن 306 تَن کشته و هزاران نفر دیگر مجروح شدند. لرزش زمین تا ارمستان و جمهوری آذربایجان احساس شد. این منطقه روی کمربند زلزله قرار دارد و در طول تاریخ شاهد زمین لرزه های متعدد بوده است.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    سازنده شعر آهنگ «مرا ببوس» ـ داستان سرودن این شعر و ساخت آهنگ آن ـ احضار علی مسعودی به ساواک و ...
    علی مسعودی
    نیمه دوم اَمُرداد 1349 بود و اطاق خبر روزنامه اطلاعات [در آن زمان، یک روزنامه عصر] در هیجان نزدیک شدن د ِد لاین و مُهلت ارسال آخرین خبر به حروف چینی، که خبر رسید از ساواک آمده اند علی مسعودی مدیر امور هنری روزنامه را توقیف کنند و ببرند. همه گیج شده بودیم و دلواپس، که اگر اورا ببرند تکلیف تَمشیّت صفحات ـ به لحاظ زیبا بودن و جلب توجه کردن و اندازه و محل قرارداده شدن عکس ها در صفحات، اندازه تیترها، کادربندی مطالب و ادیت کاریکاتورها را چه خواهد شد، و روزنامه و دیگر نشریات موسسه بدون او، قیافه ای زیبا و دلپسند نخواهند داشت، و هیچکدام نمی دانستیم چه شده که سراغ علی آمده بودند ـ علی که یک ناسیونالیست ضد کمونیست است.
        این نگرانی سبب شد که سناتور مسعودی (ناشر وقت نشریات موسسه اطلاعات) و دیگران به چاره جویی افتند و ساواک راضی شود که به جای انتقال تحت الحفظِ علی به محل مربوط در همان روز، او روز بعد در ساعتی که کار روزنامه سبک است شخصا به یکی از دفاتر ساواک [که نشانی اش به او داده شده بود] برود.
        علی مسعودی روز بعد و آخر وقت که صفحات روزنامه زیر چاپ رفته بود به ساواک رفت. همه منتظر بازگشت او بودیم. در پایان کار، کسی به خانه نرفت که علی چند ساعت بعد آمد و گفت که محل تحقیق از او ساختمان شماره 44 کوچه عابدینی خیابان ایرانشهر بود و پس از تحقیق، به قید تعهد شخصی آزاد شده است.
        دهها نویسنده و خبرنگار که گِرد علی مسعودی جمع شده بودند، بی صبرانه می خواستند بدانند که چرا به ساواک احضار شده بود. علی گفت که قضیه به سال 1333 (16 سال پیش از آن) باز می گردد و از این قرار بوده است:
        "داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیست که پس از براندازی 28 اَمُرداد 1332 دستگیر و در پادگان تیپ دوم زرهی زندانی بود، سال بعد (سال 1333) پیغام فرستاده بود که 29 خرداد این سال و به مناسبت سالروز خلع یَد از دولت لندن در صنعت نفت ایران باید به کوه البرز برویم و در قُلّه توچال آتش روشن کنیم بگونه ای که در تهران ـ همه آنرا ببینند و قضیه ملی شدن صنعت نفت فراموش نشود. در آن زمان، ادامه قلع و قمع مبارزان راه مصدق (حقوق انسان، لیبرالیسم و دمکراسی) در تهران در دست فرمانداری نظامی شهر بود و ساواک هنوز تاسیس نشده بود. ما ـ ناسیونالیست های ایرانی ـ برای اینکه ایجاد سوء ظن نکنیم قرارگذاشتیم که به دسته های چهار ـ پنج نفری روانه کوه شویم. قبلا وظیفه هر فرد در مراسم آتش افروزی در توچال معیّن شده بود. دسته ای که من در آن بودم عبارت بودند از حیدر رِقابی (شاعر)، دکتر ایرج برومند، فاتح و هوشنگ حق نویس. می دانستیم که دست کم نیمی از مارا که دهها تن بودیم خواهند گرفت. افراد دسته ما باهم قرار گذاشته بودیم که یک روز زودتر برویم و شب را در کوه و در «بند ِ اُسون» بخوانیم و روز بعد در توچال باشیم. حید رقابی به من گفت که چون ممکن است دستگیر شویم و حتی گلوله بخوریم، بهتر است که پیش از خروج از تهران به خیابان بهار کوچه بهشت ـ خانه دختر مورد علاقه اش برود و با او خداحافظی کند.
        این خداحافظی عاطفی که احتمال داشت آخرین دیدار باشد، حیدر را سخت به خود مشغول و برانگیخته کرده بود بگونه ای که همان شب در کوه، شعر «مرا ببوس، برای آخرین بار، خدا تورا نگهدار و ...» را سرود که بعدا خالدی بر روی آن آهنگ ساخت و گُلنراقی خواننده اش شد و روزگاری نه تنها معروف ترین ترانه ایران بود بلکه رنگ سیاسی هم به آن دادند و چپگراها استفاده فراوان از آن کردند.
        
    heidar Reghabi

    به هر حال ما، طبق برنامه شب را در «بند ِ اُسون» خوابیدیم و روز بعد خودرا به قوچال رسانیدیم و مراسم آتش افروزی به خوبی انجام شد و در تهران صدا کرد. ما می دانستیم که ماموران فرمانداری نظامی در دربند و پایین کوه درانتظارمان هستند تا دستگرمان کنند و لذا، هر دسته از نقطه دیگری از کوه فرودآمد.
         پس از آهنگ و ترانه شدن شعر رقابی که آن شب آن را در کوه البرز ساخته بود، چون گُلنراقی نمی خواست شناخته شود، همه چیز ترانه در ابهام بود و کمونیست ها از این وضعیت استفاده تبلیغاتی کردند و شایع کردند که شعر ترانه را سرهنگ مُبشّر (افسر کمونیست و عضو سازمان نظامی حزب توده) در شب پیش از اعدام شدن برای دخترش سروده بود و این شایعه، احساسات مردم را به حمایت از این افسران برانگیخته بود و تنفر ایرانیان از حزب توده که چرا با آن سازمان نظامی، براندازی 28 امُرداد را خنثی نکرد کاهش داد. تلاش ما ایراندوستان برای آگاهانیدن ایرانیان که شعر از سرهنگ مبشّر نیست کافی نبود تااینکه حیدر رقابی کتابی در این زمینه نوشت، ولی دولت ـ با اینکه انتشار کتاب تبلیغ کمونیست هارا خنثی می کرد ـ مانع چاپ آن شده بود، و ماجرای چاپ کردن کتاب از این قرار بود که اوایل سال 1970 (زمستان 1348) که به آمریکا رفته بودم، حیدر رقابی را در آنجا دیدم که برای چاپ و انتشار کتابش از من کمک خواست. رقابی از فعالان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی برون مرز بود و ساواک دشمن او. در بازگشت، تلاش من برای چاپ کردن کتاب که نقاشی پشت جلد آن را هم کشیده بودم به جایی نرسید. تا اینکه به ذهن من رسید که آن را در چاپخانه دولت چاپ کنم که با مدیر آن (حسینی انور) دوستی داشتم. کتاب در این چاپخانه دولتی! چاپ شد ولی به محض دادن آن به توزیع، ساواک متوجه قضیه شد و احضار و تحقیق من به همین جهت بود که به آنها گفتم که بزرگترین عامل بقای ایران ـ ناسیونالیسم ایرانی بوده است، باید مشوّق ناسیونالیست ها باشید نه سرکوب کننده آنان و ایجاد ارعاب. یک ناسیونالیست خوشبختی هم میهن و سربلندی میهن را می خواهد و بنابراین فسادستیز و ترقی خواه است.".
        نویسندگان موسسه اطلاعات پس از ساعت ها انتظار، با شنیدن اظهارات علی مسعودی به خانه رفتند.
        علی مسعودی پس از 27 سال کار در موسسه مطبوعاتی اطلاعات و چهار ماه و چند روز پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی که اصل 22 آن حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون داشته ـ بدون ذکر دلیل و دریافت غرامت اخراج، برکنار شد و به آمریکا رفت و پس از مدتی اشتغال در نشریه ایران تایمز بین المللی (دو زبانه) چاپ واشنگتن، مقیم کالیفرنیا شده است و همچنان یک ایراندوست، یک ناسیونالیست و یک ژورنالیست ایرانی است.
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    پیام‌های تازه
    ابهام بخشنامه ها ـ با داشتن گذرنامه، شناسنامه، کارت بازنشستگي و ...، فقط کارت ملّي بايد معتبر باشد، يعني چي؟
  •   این پیام حاوی چند نکته اساسی 20 اَمُرداد 1397 – 11 آگوست 2018 از یک مخاطب ساکن آمریکا ـ منطقه شهر واشنگتن واصل شد:
        
        "مادر 73 ساله ام که به اصرار من، پنج سال پیش به آمریکا آمده و هر سال برای تجدید وکالتِ دریافت حقوق بازنشستگی و سود سپرده بانکی اش به ایران می رود، دیروز (19 مرداد 1397) از تهران به من تلفن کرد و با ناله و شیون گفت:
        من که از غم و اندوه و با این پای چلاق دارم جان می سپارم و گمان نکنم که مرا دوباره ببینید.
        گفتم چه شده؟، شما که تا چند روز پیش سالم بودی و تندرست.
        گفت: مانند سال های پیش برای خرید بلیت رفت و برگشت به آژانس هوایی همیشگی مراجعه کردم گفت که مقام مربوط هواپیمایی کشوری با جملات مبهم و غیر واضح گفته که بلیت پروازهای خارجی باید به نرخ ارز رسمی باشد و ما و نمایندگی های شرکت های هواپیمایی نمی دانیم کدام نرخ رسمی، دو تا نرخ رسمی اعلام شده است نرخ بازار اولیه (4200 تومان) و نرخ بازار ثانویه (8 ـ 9 هزار تومان، هر دلار). آژانس مرا به دفتر نمایندگی شرکت هواپیمایی فرستاد و کرایه تاکسی تا آنجا شد 30 هزار تومان. این نمایندگی گفت که چون به ما ابلاغیه رسمی نداده اند ما بلیت را به دلار می فروشیم نه ریال!. گفتم که دلار ندارم. گفت برو تهیه کن. گفتم که تا بلیت نداشته باشم نمی دهند. گفت، این دیگر به ما مربوط نیست. [طبق ضوابط بین المللی، فروش بلیت مسافرت هوایی در پرواز خارجی و داخلی در هر کشور باید به پول همان کشور باشد.]
        از دفتر شرکت هواپیمایی سراغ صرّافی ها رفتم تا از قیمت ارز با خبر شوم. نیمی از آنها هنوز باز نکرده بودند و چند تا یی که باز بودند گفتند هنوز دقیقا نمی دانند که ارز به مسافر مقیم آمریکا (کارت سبزی و تبعه) باید بفروشند یا خیر. گفتم اتباع ایران و گذرنامه ایرانی که با هم فرق ندارند. گفتند در بخشنامه که به صورت جدول است نوشته اند به مسافر دارای بلیت و گذرنامه و ویزا معادل 5 هزار یورو به نرخ آزاد فروخته شود. خیلی مبهم است ما هم به خودمان درد سر نمی دهیم، وقت صرف کنیم و از بانک مرکزی بپرسیم، برو کنار خیابان از دستفروش ها پانصد تومان گران تر بخر و بیا، ما با دریافت اندکی کارمزد اسکناس ها را چک می کنیم که جعلی نباشند.
        من به علت پیری و درد پا از کارت به کارت کردن و گرفتن پول از ماشین بانک اطلاع ندارم. به بانک رفتم گفتند کارت ملی؟، گفتم با خودم نیست، گذرنامه با خود دارم، گفتند: نه، باید کارت بیاوری. گفتم گذرنامه که اعتبار بیشتری دارد، شماره کارت ملی و شناسنامه هم در آن درج شده است. گفتند: نه!. تازه، کارت ملی هم باید تجدید شود. گفتم من چند سال پیش گرفتم. گفتند که این شرکت ها دانش بنیان هم باید نان بخورند، هی باید تجدید کنی و همه چیز دیجیتالی می شود. گفتم در کشوری که تقریبا 10 میلیون بی سواد و حدود 30 میلیون کم سواد دارد؟!.
        در همین موقع یکی از همکاران سابق عصازنان وارد بانک شد گفت چقدر توی بانک داری گفتم 210 میلیون گفت بگیر و برو طلا و یا یک آپارتمان بخر، تا چند ماه دیگر ارزش این پول نصف می شود.
        سراغ همان بنگاهی که 5 سال پیش آپارتمان 80 متری مرا 240 میلیون فروخته بود که 210 میلیون آن را سپرده کرده بودم رفتم گفت: خانم، خواب هستی! همان آپارتمان شما شده 480 میلیون ظرف همین یک سال اخیر. با شنیدن این سخن سرم گیج رفت و از هوش رفتم که گویا بنگاهی خانم همسایه اش را صدا کرده و این زن مرا بر کف دفتر بنگاه خوابانده و آب یخ به صورتم زده بود تا به هوش آمدم.
        مادر، چرا مرا به آمریکا بُردی. اگر اینجا بودم خانه ام را نمی فروختم و این قدر سرگردان ارز و بلیت و ... نمی شدم.".
        
        مخاطب در پیام خود اضافه کرده است:
        
        "این است مشکلات امروز ایران. بخشنامه ها مبهم، بوروکراسی تجدید کارت ملی!، تورّم و .... درآمد سالانه مادرم 22 میلیون از بازنشستگی است که 30 سال کار کرده و 30 میلیون هم از سود پس انداز در بانک. چرا بخشنامه ها مبهم تنظیم می شوند و درد سر آفرین. می گویند ایران روز خبرنگار دارد، این خبرنگاران باید بروند و بپرسند و بنویسند تا ابهام بخشنامه ها بر طرف شود. با داشتن گذرنامه، شناسنامه، کارت بازنشستگی و ...، فقط کارت ملی باید معتبر باشد، یعنی چی؟. این یعنی اشکالتراشی.".
        
        مخاطب نوشته است:
        
        "این را برای شما فرستادم که در تاریخ بماند و دولت بخشنامه ها و تصمیمات را روشن و واضح ابلاغ کند و تصمیمات؛ منطقی باشد و بدور از اشکالتراشی و ناراضی سازی.".




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com