Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
26 ژوئن
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 26 ژوئن
ایران
امپراتور روم که طمع ایران کرده بود در جنگ به دست یك سرباز ایرانی كشته شد و رومیان با نوشتن دیکته های ایران تحقیر شدند
Flavius Claudius Julianus
26 ژوئن سال 363 میلادی (روزی چون امروز) و در جریان جنگ دو امپراتوری روم و ایران، ژولیانFlavius Claudius Julianus (فلاویوس كلاودیوس ژولیانوس) امپراتور روم از دودمان كنستانتینیان كه در حال فرار از برابر ارتش توانمند ایران بود در منطقه سامرا (شمال عراق امروز) هدف زوبین یك سرباز ایرانی قرار گرفت، شدیدا زخمی شد و چند ساعت بعد (27 ژوئن) درگذشت. وی آخرین امپراتور غیر مسیحی روم بود و مسیحیان او را به لحاظ سختگیری نسبت به پیروان این دین، «خدانشناس» می خواندند. ژولیان كه در تاریخ به ژولیان دوم معروف است [دوم، برای اشتباه نشدن با دیدیوس ژولیانوس] در عین حال، خود از فلاسفهِ «نیوپلیتونیسمNeoplatonism ـ نو افلاتونی» بود و در «نوشتن» به ویژه داستان نگاری دارای مهارت و استعداد چشمگیر.
    ژولیانوس می خواست كه از فرصت دور بودن شاپور دوم ـ شاه وقت ایران، از پایتخت استفاده كند و اراضی را كه كنستانتینوس دوم به ایران باخته بود پس بگیرد و برای خود تاریخ بسازد كه جان خویش را هم بر سر این كار گذارد. ژولیان از اقامت شاپور دوم (ذوالاكتاف) شاه وقت در آسیای میانه كه سرگرم فراری دادن «هون» ها به سمت اروپا بود سوء استفاده كرده و وارد قلمرو ایران شده بود. هون های فراری در اروپا ماندنی شدند و کشور هونگری (هنگری = مجارستان) به نام آنان است.
     مورخ ارتش روم نوشته است: ژولیانوس در رسانیدن خود به پایتخت ایران (شهر تیسفون Ctesiphon ـ 20 مایلی جنوب بغداد امروز) به قدری شتاب داشت كه منتظر 30 هزار نظامی كمكی خود نشد. او با شصت هزار تَن لژیونر در مسیر حركت و به فاصله ای نسبتا كم از تیسفون، با نیروهای یك ژنرال ایرانی (اسپهبد) به همین شمار وارد جنگ شد و متوقف گردید. در اینجا، امپراتور هنگامی كه شنید شاپور دوم (ذوالاكتاف) در راه بازگشت به تیسفون است با عجله عقب گرد كرد تا در منطقه كوهستانی (كوههای كُردستان عراق امروز) منتظر نیروی كمكی شود كه یگانهای ایران او را دنبال كردند و پیش از رسیدن به كوهستان، از دو سوی مورد حمله قرار دادند كه زوبین خورد و تلاش اوریباسیوس Oribasius جرّاح ارتش برای نجاتش به جایی نرسید و سپیده دم درگذشت.
     در پی كشته شدن ژولیان، ژنرالهای رومی فی المجلس «ژوویان» را به سمت امپراتور موقت انتخاب كردند كه وی چون توان و استعداد جنگیدن در نیروهای رومی ندید به شاپور دوم پیشنهاد ترك مخاصمه و صلح داد كه به شرط پذیرفتن همه شرایط ایران قبول شد. ژوویان در قرارداد صلح، تعهدات بسیار سنگین بر عهده گرفت، یعنی هرچه را كه فاتح (ایران) دیكته كرد نوشت و امضاء كرد و مابقی ارتش روم را نجات داد. طبق قرارداد صلح، ژوویان از پنج منطقه بزرگ در شرق مدیترانه و هرگونه ادعای روم در ارمنستان صرف نظر كرد و متعهد شد كه شخصا به مناطق پنجگانه مراجعه كند و به دست خود پرچم ایران را در آنجا برافرازد كه چنین كرد و این عمل در تاریخ امپراتوری روم، قبول یك تحقیر خوانده شده است.
     شاپور دوم بنا بر منش ایرانیان (رعایت احترام متوفی و وصیت او)، اجازه داد كه جسد ژولیانوس را بدون كوچكترین بی احترامی از قلمرو ایران خارج سازند.
    سه داستان جالب از ژولیانوس دوم بجا مانده است كه «ویلمر كیو رایتWilmer Cave Wright» آنها را به انگلیسی ترجمه و در سه جلد تحت عنوان كارهای قلمی امپراتور ژولیان در سال 1923 در لندن به چاپ رسانده و به توزیع داده است كه تا كنون چند بار تجدید چاپ شده اند. ژولیان برای اینکه بتواند افكار اندیشمندان یونان قدیم را از دست اول (نه ترجمه آنها) مطالعه كند، زبان یونانی فرا گرفته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نخستین ورود روس ها به باكو ـ روس ها با شنیدن کارهای قهرمانی نادرشاه از باكو (بَغ کوی) فرار كردند ـ منطقه باکو در گذشت زمان
عناصر دو هنگ ارتش روسیه 26 ژوئن سال 1723 شهر باكو [پایتخت جمهوری آذربایجانِ کنونی] را تصرف كردند. تصرف باكو با استفاده از فرصتی كه جنگ داخلی ایرانیان و محاصره اصفهان توسط امیرمحمود قندهاری به دست داده بود صورت گرفت. روس ها هفت سال بعد، از ترس نادرشاه، بدون جنگ باكو را تَرك و سپس طبق قرارداد گَنجه (منعقد در دهم مارس 1735) از همه قفقازـ قفقازِ ایران خارج شدند. روس ها تا دوران جنگ اولِ ایران و روسیه (سالهای 1808 ـ 1813) به مدت هفتاد و چند سال قدم به قفقاز ایران (از داغستان تا ارس) نگذاشتند.
     باكو در عهد باستان بَغ كوی (کوی و برزن خدا) نام داشت كه به تدریج به باكو تبدیل شد (مشابه نام «بَغ داد = هدیه خدا» ـ بغداد امروز). برخی هم در قرون وسطی (وُسطا) آن را «بادكوب ـ شهر پُرباد» می خواندند. نخستین آتشكده زرتشتیان باكو قدمتی برابر با آغاز ترویج آیین زرتشت در شمال غربی ایران دارد (شش تا هشت قرن پیش از میلاد مسیح). كاخ شروانشاه (شیروان شاهان و از بازماندگان زمامداران ایرانی عصر ساسانیان ـ منصوب خسروانوشیروان) از بناهای تاریخی آن شهر نفت است كه این شهر نزدیك به سه میلیون نفر را در خود جای داده است. به باور بیشتر مورخان، انسان در ساحل باکو با نفت خام که از کَفِ دریای مازندران بالا می آمد آشنا شد. مسلمانِ شیعه شدن مردم باکو مربوط به دوران پادشاهان صفوی (قرن شانزدهم) است که شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی ایرانیان اعلام کردند، بمانند اردشیر ساسانی که آیین زرتشت را دین رسمی ایرانیان اعلام کرده بود.
    استالین نام مناطق جنوبی قفقاز را آذربایجان گذارد تا آذربایجان ایران را به بلعد که در زمان پهلوی یکم از رضاشاه بیم داشت که ارتشی توانمند و منضبط ایجاد کرده بود و در دوران پهلوی دوم، ایران از متحدان نظامی غرب بود. روس ها با همان هدف، از قرن نوزدهم تلاش کردند که دریای کَسپیَن (قزوین) دریای خزر (خزرهای مهاجران موقّت به شمال قفقاز که بعدا هم در اروپا پراکنده شدند) گفته شود. دریای کَسپیَن نامی است که یونانیان باستان و جغرافیون آنان بر این دریا گذارده بودند زیرا در جنوب آن طایفه کَسپیَن (قزوینی ـ گیلانی) زندگی می کردند. پارت ها (خراسانیان) و مردم محل آن را دریای گرگان (هیرکانستان ـ تپورستان، تبرستان = مازندران) می خواندند که این نام (دریای مازندران) رایج است. باکو که دارای آثار تاریخی متعدد است از سطح دریا کمی پایین تر است. بیشتر مردم قفقاز از ایرانیانی بوده اند که به آنان «تات» گفته می شد ـ از طایفه ایرانی تات Tat.
کاخ شروانشاهان در باکو مربوط به قرون وسطا

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
با وجود کناره گیری وثوق الدوله، نفوذ لندن در تهران ادامه یافت!
وثوق الدوله
وثوق الدوله (میرزا حسن خان) كه با امضای قرار داد نهم آگوست 1919 (اَمُرداد 1298) با سرپرستی كامل انگلستان بر ایران موافقت كرده بود 26 ژوئن 1920 (تیر 1299) استعفای خود را از رئیس الوزرایی تسلیم داشت. اگر قرارداد آگوست 1919 به اجرا درآمده بود، ایران یکی از سرزمین های تحت الحمایه انگلستان بمانند کویت و قَطَر وقت و شیخ نشین های دیگر منطقه خلیج فارس می شد.
     این كناره گیری به معنای پایان كار او نبود بلكه بعدا هم به مقام رسید و حتی از تهران نماینده مجلس شد!. همین انتخاب وثوق الدوله مثالی شده است كه در سطح جهان، اصحاب نظر در گفتار و نوشتار خود به اجرای دقیق دمكراسی در مناطقی كه مردم آن با جزئیات دمكراسی آشنا نباشند و ارزش و قدر آن را ندانند ابراز تردید كنند و آموزش و توجیه دمكراسی را مقدّم بر اجرای آن بدانند و توصیه کنند که هزینه تبلیغات در کمپین های انتخاباتی محدود باشد و نه بمانند آمریکا سر به میلیارد دلار و بیش از این مبلغ بزند.
     مورخان، مقامات بعدی وثوق الدوله از جمله رئیس فرهنگستان ایران! شدنش را دلیلی بر ادامه نفوذ انگلستان در ایران دانسته اند که رضاشاه کوشید پس از قدرت گرفتن هیتلر در آلمان، با کمک او، ایران را از نفوذ انگلستان برهاند که ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برکناری دکتر احمد متین دفتریِ ناسیونالیست از نخست وزیری و بازداشت او ـ نگاهی کوتاه به نظرات و خواست های او
24 ساعت پس از بركناری دكتر احمد متین دفتری ـ ناسیونالیست ـ از نخست وزیری ایران و بازداشت او، 26 ژوئن 1940 (پنجم تیرماه 1319) به دستور رضاشاه، دكتر محمد مصدق پدر زن او نیز بازداشت و بعدا به زندان بیرجند انتقال یافت. در آن زمان اتهامی برای دكتر مصدق جز این كه پدر زن نخست وزیرِ بركنار شده بود عنوان نشده بود.
    
Ahmad Matin Daftari

دكتر متین دفتری كه از سال 1318 (1939 و سال آغاز جنگ جهانی دوم) نخست وزیر بود متهم به بی خبر گذاشتن رضاشاه از واقعیت تحولات جهان شده بود. پس از اشغال نظامی ایران از سوی متفقین، دكتر متین دفتری باردیگر زندانی شد و این بار به اتهام هواداری از ناسیونالیسم آلمانی. دکتر متین دفتری متولّد 1896 در تهران در مدرسه آلمانی ها تحصیل کرده و سپس برای ادامه تحصیلات تا دکترا به فرانسه رفته بود و بر زبانهای آلمانی و فرانسه مسلّط.
     وی كه استاد دانشگاه بود بعدا سناتور شد و پنجم تیر 1350 (26 ژوئن 1971) ـ درست 31 سال پس از روز بركناری اش از نخست وزیری ـ در 76 سالگی درگذشت. دکتر متین دفتری از پشتیبانان برگزاری مراسم دوهزار و پانصدمین سالگشت ایجاد دولت واحد ایران و اعلامیه کوروش بزرگ درباره لزوم ایجاد یک دولت جهانی مرکب از کشورهای مشترک المنافع بود و در یک میز گرد روزنامه اطلاعات گفته بود که آشناشدن ایرانیان با گذشته این کشور که در قرون قدیم ابرقدرت نظامی ـ سیاسی و در قرون وسطی ابرقدرت دانش، اندیشه و ادبیات بود آنان را به خود خواهد آورد، بر خود خواهند بالید و احساس و رفتار بزرگی و بزرگواری بر آنان مستولی خواهد شد و پیشرفت خواهند کرد.
     آخرین تلاش های او ایجاد جمعیتی به منظور مبارزه با آلودگی هوای تهران بود. وی بارها نگرانی خودرا از افزایش سریع جمعیت تهران که در دامنه کوه قرار گرفته ابراز داشته بود که در تصمیم دولت وقت به ایجاد محدوده 25 ساله مؤثر واقع شده بود. وی گفته بود که توجه به شهرها باعث مهاجرت از روستاها و بخش ها و تبدیل کشور از تولیدی به خدماتی خواهد شد و پدیدآمدن مشکلات متعدد اقتصادی، اجتماعی و در نتیجه سیاسی.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اُبستراکسیون دکتر مصدق ـ اظهارات او برضد تورّم پول و انتشار اسکناس های درشت
دكتر مصدق نماینده وقت تهران در مجلس در جلسه پنجم تیرماه 1324 با نخست وزیر شدن صدر الاشراف (محسن صدر) مخالفت كرد و وی را در شرایطی كه كشور در آن قرار داشت و با تورّم پول، حضور نیروهای بیگانه و ناامنی در نقاط دوردست رو به رو بود شایسته این مقام ندانست. مصدق گفته بود که دولت نباید تسلیم نظر اشغالگران به انتشار اسکناس اضافی و اسکناس های پنجاه و صدتومانی می شد. دولت به استناد اینکه ایران به استاندارد طلا [چاپ اسکناس ـ پول کاغذی ـ نه بیشتر از ذخیره طلای خود] وفادار است نباید زیر فشار اشغالگران می رفت. آنان این پول اضافی را برای خرید غلاّت ایران و انتقال به شوروی می خواستند به بهای گرسنه ماندن ایرانیان. مصدق این اظهارات را چند هفته پس از پایان جنگ جهانی دوم در جبهه های اروپا بیان داشت که متفقین قول داده بودند که در پایان جنگ، نیروهای خودرا بدون چون و چرا از ایران خارج سازند. مصدق شش سال بعد پس از اینکه نخست وزیر شد اسکناس های پنجاه و صدتومانی چاپ شده در دوران اشغال نظامی را برچید و بزرگترین اسکناس ایران شد بیست تومانی.
     در جلسه پنجم تیرماه 1324، دکتر مصدق هنگام اعلام اخذ رای برای تأیید سمت محسن صدر، به حالت اعتراض جلسه را تَرك كرد كه سی تَن دیگر از نمایندگان در پی او از جلسه خارج شدند (اصطلاحا اُبستراکسیون کردند ).
مصدق

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که در تیرماه 1384 محمود احمدی نژاد به ریاست جمهور انتخاب شد و از رادیو اعلام داشت که دست مافیای قدرت را از نفت ایران قطع می کند
احمدي نژاد

سیزده ساعت پس از پایان رای گیری، چهارم تیرماه 1384 نتیجه انتخابات دور دوم ریاست جمهور ایران به این شرح اعلام شده بود:
    محمود احمدی نژاد 17 میلیون و 348 هزار و 783 رای ( 95/61 درصد ) و اكبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی) ده میلیون و 46 هزار و 701 رای(نزدیك به 36 درصد).
    طبق اعلامیه رسمی، 663 هزار و 770 رای نیز باطله تشخیص داده شد. در این اعلامیه افزوده شده بود که محمود احمدی نژاد (شهردار وقت تهران) كه در دور دوم رای گیری برای مدت چهار سال به ریاست جمهور ایران (قوه مجریه) انتخاب شده است پس از تنفیذ مقام از سوی رهبری و ادای سوگند در مجلس، از 12 مرداد 1384 (سوم آگوست 2005) كار خود را آغاز خواهد كرد.
     خبرگزاری های داخلی ایران در این روز ضمن انتشار شرح حال، تحصیلات و تجربه های رئیس جمور منتخب، گزارش کرده بودند: احمدی نژاد در سال 1335 خورشیدی در خانواده یك آهنگر در شهرستان گرمسار به دنیا آمده، تنگدستی را با تمام وجود خود لمس كرده، در مدرسه دولتی درس خوانده، در دوران نظام سابق وارد دانشگاه علم و صنعت تهران شده و تحصیلات خود را تا دكترای مهندسی عمران شهری ادامه داده و استاد همین دانشگاه است. طبق این گزارش ها، وی از انقلابیون سال 1357 بوده و بارها تعهد خود را به اصول و شعارهای انقلاب مورد تاكید قرارداده و یك مؤمن اسلامی است. این گزارش ها چنین ادامه یافته بود: دكتر احمدی نژاد بیش از این كه در سال 2003 از سوی شورای شهر به سمت شهردار تهران انتخاب شود استاندار اردبیل بود. وی در جنگ 8 ساله عراق و ایران به عنوان یك داوطلب شركت كرد. او دو سال نیز به مناسبت مقام خود در شهرداری تهران، مدیریت روزنامه همشهری متعلق به این شهرداری را عهده دار بود.
    احمدی نژاد ضمن نطق های انتخاباتی كوشیده بود تا خود را قهرمان تنگدستان معرفی كند و بگوید كه مردم عادی باید درآمد نفت را در تامین معیشت خود حس كنند و كاركنان و مقامات دولتی، خود را خدمتگزار مردم بدانند نه آقای آنان. احمدی نژاد در نطق هایش خود را نوكر مردم خوانده بود كه بر دلشان نشست.
    احمدی نژاد پس از اعلام نتایج انتخابات دور دوم در نطقی كه از رادیو ایران پخش شد گفت: تولید و صادرات نفت باید روشن شود. نفت سرمایه ملّی بزرگ ما است ولی جوّ حاكم بر معاملات آن ـ از تولید تا صادرات روشن نیست. ما باید آن را روشن سازیم. من دست مافیاهای قدرت را از نفتمان قطع می كنم، حتی به بهای از دست دادن جانم. مردم باید تاثیر سهم خود از نفت را در حیات روزمره حس كنند.
    در همین روز (پنجم تیر ماه 1384) برخی گفته بودندكه خصوصی سازی به سبكی كه در ایران صورت می گرفت و مصوبات اخیر مجمع مصلحت نظام در زمینه سیاست های مربوط به «اصل 44 قانون اساسی» كه در آستانه انتخابات صورت گرفت! مورد قبول اكثریت ایرانیان كه دهها سال عادت به دولتی بودن كرده اند نبوده است، همچنین پولی شدن مدارس و بیمارستانهای دولتی.
    در پی اعلام نتایج دور دوم انتخابات، دولت آمریكا بار دیگر اعلام كرد كه نظرش را درباره تمرین دمكراسی در ایران تغییر نداده و رد كردن بیش از هزار نامزد از سوی شورای نگهبان، امری پذیرفتنی نیست و انتخابات ایران را مطابق استاندارد بین المللی نمی توان دانست.
    در این روز همچنین گفته شده بود که با انتخاب احمدی نژاد، هر سه قوه حكومتی ایران بمانند سالهای 1981 تا 1988 از یك جناح شده اند و میان آنها تعارض وجود نخواهد داشت.
    ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت نوشته بود: اكبر هاشمی رفسنجانی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری كه موفق به كسب آراء لازم نشد، 25 ژوئن 2005 (چهارم تیر ماه) در پیامی خطاب به مردم ایران نوشت كه در مورد انتخابات، شكایت خود را در دادگاه عدل الهی مطرح می كنم. متن این پیام قبلا از سوی خبرگزاری دانشجویان (ایسنا) مخابره شده بود که قسمت های اصلی آن در این تاریخ آنلاین (چهارم تیرماه) درج شده است که یک سوژه تاریخ نگاری است.
    احمدی نژاد دومین رئیس جمهور غیر روحانی ایران بود. وی که دو دوره متوالی رئیس جمهور بود، در اردیبهشت 1396 باردیگر داوطلب نامزدی این مقام شد، ولی شورای نگهبان نامزدشدن اورا برای انتخابات دوره دوازدم ریاست جمهور تایید نکرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ابراز چند نظر اندرزگونه در پی انتخابات خرداد 1392: رفتار، کردار و پندار باید «اسلامی» شود ـ نفت، دروغ، ریا و تملّق آفت های ایران
اَهمّ نظرات ابراز شده در 19 و 20 ژوئن 2013 (29 و 30 خرداد 1392) در پی انتخاب و اظهارات حجت الاسلام حسن روحانی:
    
    رفتار و کردار هم باید کاملا اسلامی شود
     ـ ... و پایه مسائل در اینجاست که در جمهوری اسلامی ایران رفتار، کردار و پندار هنوز اسلامی نشده است و گفتار و «اسلام ـ اسلام» گفتن، زیر پرچم جمهوری اسلامی بر کرسی نشستن و روی کاغذهای با سربرگ جمهوری اسلامی نوشتن کافی نیست. مسائل ایران از همین تفاوت گفتار و کردار است، نَه از تحریم اقتصادی و کاهش صدور نفت. ایرانیان نیاز به اخلاقی شدن ریشه ای دارند.
    من یک دبیر بازنشسته دبیرستان هستم که تا 22 سالگی عمامه بر سر داشتم و 28 سال در دبیرستان های تهران فقه و شرعیات (قرآن و تعلیمات دینی) تدریس کردم. مشاهده کردم به همان اندازه که درآمد ایران از نفت بیشتر می شد، ایرانیان طبقه اول و دوم از رفتار، کردار و پندار اسلامی دور می شدند و دروغ، ریا و حق و قانون شکنی و نیّات بد جای خصلت های اسلامی را می گرفت. با این تجربه، بر حجت الاسلام حسن روحانی واجب است که بازگرداندن اتباع جمهوری اسلامی به تعالیم اسلامی و اخلاقیات را سرلوحه برنامه های خود قرار دهد تا راضی کردن غرب و صدور نفت و ورود کالای بُنجل و غیر ضروری، خروج ارز به اشکال مختلف توسط مهاجرین، خدماتی شدن کشور، تخلیه روستاها و چشم به دست دولت داشتن اتباع. امروزه شادی سازترین اخبار شده است کشف یک منبع گاز دیگر ـ بدون دادن توضیح که از کشف تا استخراج و فروش راهی طولانی است. زیر اقیانوس ها پُر از ذخایر نفت و گاز است. چرا باید به متاع مُفت دل خوش کرد. عامل دلخوشی باید کار و کوشش باشد.
    من در شهرستان قم و در یک خانواده عمیقا مذهبی به دنیا آمده ام. در جوانی درس حوزوی (الهیات) خواندم و عمامه برسر داشتم. با شرکت در امتحانات متفرقه، در 19 سالگی دیپلم متوسطه گرفتم و در کنکور سال 1344 دانشکده حقوق قبول شدم و به موازات دانشجو بودن، آموزگار ناحیه هشت تهران شدم و دو سال بعد (دو سال پیش از اتمام تحصیل حقوق) به دبیرستان منتقل و دبیر شرعیات شدم و به این کار تا سال 1374 و بازنشستگی ادامه دادم. 11 سال بعد را در یک شرکت اسما وابسته به یک موسسه خیریه کارکردم و پس از اینکه زوجه ام فوت شد و دخترم به تابعیت آمریکا درآمد به این کشور مهاجرت کردم. کوچکترین دخترم در سال 1371 با یک ایرانی ـ آمریکایی از بستگان دور ازدواج کرده است.
    در سال سوم معلم شدن، چون احساس کردم که شرایط روحانی بودن را که به دور از مادی گری و دنیوی بودن، دروغ، خوشامد گویی و نقض حق الناس باید باشد ندارم، از آن کِسوَت خارج شدم. به تجربه منِ معلم، مردم ایران تا اواخر دهه 1340 که درآمد نفت اندک بود اسلامی تر بودند. اسلام تنها نماز خواندن و روزه گرفتن نیست، رفتار و کردار و نیّات اسلامی داشتن و خداترس بودن است. خداترس بودن یعنی ترسیدن از کیفر آخرت، که گفته اند: می ترسم از کسی که نمی ترسد از خدا (کسی که معاد را قلبا و با تمام وجود باور نداشته باشد ـ کسی که از مجازات بترسد جرم نمی کند). بنا به مشاهدات این حقیر، از دهه 1350 که درآمد ایران از نفت دفعتا چندین برابر شد؛ تضعیف رفتار و کردار اسلامی هموطنان آغاز شد و ادامه آن که گسترش فاصله طبقاتی و رواج دروغ، تقلّب، غیبت و پشت هم اندازی کردن، اسراف و تجمُّل بود انقلاب، خروش و انفجار ملی را به وجود آورد. آیت الله خمینی که درد کشور را درک کرده بود بارها گفت که مردم برای اسلام و اسلامی کردن کشور قیام کردند (بازگشت به اخلاق اسلامی، عدالت و حق، طرد آزمندی ها از ذهن و روان و حق خواه و دادخواه بودن) و نه به خاطر اقتصاد و سیاست. به عبارت دیگر؛ مردم خواهان بازگشت به اخلاق و تعالیم اسلامی هستند؛ از رفتار، کردار، پندار و گفتار اسلامی گرفته تا برابری اجتماعی (نبود اشراف و خواص در جامعه) و محدود بودن ثروت (با دریافت مالیات دقیق و واقعی از درآمدها)، نبود ظلم و ستم، اختلاس و دزدی، گرانفروشی، غصب اموال دیگران و .... وی در اعلامیه تغییر نظام وعده طرد غارتگران، مفتخواران و نفتخواران را داد. تا پایان جنگ 8 ساله و وفات آیت الله خمینی، جامعه داشت اسلامی می شد که از آن پس عقب نشینی از تعالیم اسلامی ـ جز در گفتار و ظاهر ـ آغاز شده و عامل شماره یک آن افزایش درآمد نفت بوده است. به نظر من؛ نفت همانند یک لاشه گوشت است و لاشه گوشت اگر نگهبان و ناظر نداشته باشد و یا بی حسابی در کار باشد، ورود کرکس ها را به دنبال خواهد داشت. تشدید تحریم های مالی از سال 2011 شانس بزرگی بود و فرصتی که ملت با کار و تلاش امرار معاش کند. صنعت، کشاورزی و صنایع پتروشیمی را توسعه دهد و تدابیری برای بازگردانیدن مردم به روستاها و شهرهای کوچکتر اتخاذ شود، تکنولوژی عقب مانده کشورهای دیگر و کالای غیر ضروری وارد نشود و انجام خدمات به خارجی واگذار نگردد، قانون از کجا آورده ای احیاء و مهاجرت ایرانیان به خارج محدود و مشروط شود.
    نتیجه گیری کنم: برای بازگرداندن امور در جمهوری اسلامی به هدف های انقلاب و اجرای دقیق تعالیم اسلامی (با عمل) یک انقلاب تکمیلی لازم است. دشوار است که از راههای متعارف بشود به آن هدف ها رسید.
    
    درآمد مُفت نفت عامل تضعیف اخلاقیات!
    تملّق، دروغ، تظاهر، خودخواهی و نفت آفت های ایران بوده اند. نفت از قرن بیستم، تملق از قرن یازدهم (با ورود مهاجمان شمال شرقی)، تظاهر از قرن شانزدهم (با روی کار آمدن صفویه)، خودخواهی و دروغ از دوران قاجارها. به همانگونه که سران کشورها به هنگام بی نظمی، فساد، ناهنجاری و ... حکومت را به نظامیان می دهند، راه حل مسائل ایران که 20 سال روی هم انباشته شده ـ به باور منِ روانشناس مقیم کانادا ـ توسل به طرُق نظامی است. با لبخند و نرمش نمی توان مسائل جامعه ایران را حل کرد. نباید به فشار آزمندان داخلی برای حل و فصل مسائل تحریم اقتصادی تسلیم شد. کجا رفتند درآمدهای نفتی 24 سال گذشته (از پایان جنگ 8 ساله تا یک سال پیش)؟. اگر تحریم ها نیز پایان یابد که فوری و بدون تحمیل شرایط و طرح شرایط تازه نخواهد بود، درآمدهای نفتی بار دیگر روانه همان چاههای ویل خواهند شد که در 24 سال گذشته شده بودند. نتیجه ای را که از مطالعات به دست آورده ام این است که درآمد نفت در خاور میانه بویژه در ایران از عوامل تضعیف مذهب بوده است. افغان ها و پاکستانی ها که نفت ندارند مسلمان تر و بیش از نفتدارها پایبند شعائر اسلامی هستند. «نفت» مفتخواری، اسراف، خوشگذرانی، فساد دولتی و انواع عادات زیان آور، حرص و هوس به وجود آورده که همه اینها مغایر آموزش های مذهبی و خلاف انسانیت است. کار، و درآمد ناشی از آن است که پیشرفت، سعادت و اعتلای انسانیت و تقویت حس مذهبی بودن ایجاد می کند. شهرت حجت الاسلام حسن روحانی ـ به آنگونه که در وبسایت های تهران خوانده ام در امور دیپلماتیک بوده و حتی بیاد دارم که چند سال پیش یک روزنامه چاپ تهران اورا «شیخ دیپلمات» نوشته بود!. این، راه مسائل ایران نیست، بسیج ایرانیان برای کارکردن و امساک اقتصادی؛ راه حل است ـ پول مفت اعتیادآور است و زاینده هزاران مسئله اجتماعی دیگر.
    از شنیدن خبر برنده شدن حسن روحانی در انتخابات متعجب شدم، برای اینکه برخلاف نتایج نظر سنجی ها و تفسیرها بود. قبلا درباره مهندسی شدن انتخابات مطالبی خوانده بودم و برای رفع شبهه به چند فامیل و آشنا که هنوز در ایران مانده اند تلفن کردم، همه آنها گفتند که به حسن روحانی رای دادند زیراکه شنیده بودند می تواند مسئله تحریم را حل کند (و دوباره راه بر انتقال پول و مهاجرت باز شود که در دو سال اخیر بسته شده بود!). با این چند تلفن که بنا به گزارش های اخیر، بعضی دولت ها آنهارا ضبط و به طریق برنامه نویسی کامپیوتری انتخاب و گوش می کنند، نتیجه انتخابات درست بود، ولی هدف نیمی از رای دهندگان رسیدن به پول نفت. از زمان درگیری روزنامه نگاران با راکفلر و کمپانی او ـ استاندارد اویل در یک قرن پیش، گفته اند که نفت بدبختی ساز و گرفتار کننده است. به نوشته بعضی از مورخان، رضاشاه با چراغ سبز لندن به خوزستان رفت و آن را از دست شیخ خزعل خارج کرد، اگر درآمد نفت نبود، ایرانی با این استعداد شگفت انگیز، ایران را آلمان خاورمیانه کرده بود.
    
    دو حکایت تأمل برانگیز
    48 ساله ام و 12 سال است که در کالیفرنیا زندگی می کنم و از دو سال پیش که پروانه معاملات مستغلات گرفته ام، شده ام دلال خرید و فروش مسکن و اجاره. دو تجربه از تجربیات و مشاهدات خودم را برایتان بگویم تا بدانید که ریشه خرابی کار در وجود ایرانی است نه ایران و از شما (مولف این تاریخ آنلاین) بخواهم که از بزرگ کردن ایرانی تا از این حد دست بردارید که قدردانی نخواهید دید و آخر سر پشیمان خواهید شد. همین قدرنشناسی است که در طول تاریخ ایران، هر مُصلح را خودخواه کرده و یا به دست تیغ سپرده و یا اینکه به حضیض ذِلّت کشانیده است و قتل نادرشاه، اعدام امیر کبیر، تبعید رضاشاه پهلوی، فراری شدن پسرش و ... از آن جمله اند. دو تجربه پندآموزِ من از این قرار اند:
    ـ در ایران در شرکتی کار می کردم که معاون شرکت دارای چند شغل و ظاهرا اهل نماز و عبادت بود و من هفته ای یکی ـ دو بار کارهای شرکت را که منشی در کیفی قرار می داد و قفل می کرد در سر راه منزل به خانه او می رساندم. خانم او، برای اینکه خودرا مذهبی تمام عیار نشان دهد دستش را ـ آن هم از زیر چادر و از لای در خارج می کرد و کیف را می گرفت تا چشم نامحرم به صورت او نیافتد. من این خانم را دو بار ـ یک بار در مطب دکتر با شوهرش و بار دیگر در یک فروشگاه و بازهم با شوهرش دیده بودم. این خانواده 5 سال است که به کالیفرنیا آمده است 9 دستگاه «تاون هاوس» به 3 میلیون دلار خریداری کرده که هشت تای آن را اجاره می دهد. هرشب پدر خانوده را در رستوران و بار می بینم و خانمش را هر روز در استخر سرپوشیده مختلط (زن و مرد باهم) و با مایو. در هر ساعت حدود 25 نفر ـ نیمی مرد و نیمی زن ـ در این استخر هستند، نه لزوما برای شنا بلکه برای آرامش و تسکین اعصاب. یک بار تعجب خودرا از این دو رنگی با خانم درمیان گذاشتم، تبسم کرد و گفت: باید همرنگ جماعت شد.
    من از هر ده مقام و کارمند ارشد که در ایران می شناختم شش نفرشان از ایران مهاجرت کرده اند و بیشتر این عده در هفت سال گذشته و با پول قابل ملاحظه.
    ـ در دویست قدمی خانهِ من مردی ایرانی و شاید از بیست و چند سال پیش با زن و یک فرزند زندگی می کرد، کارمند بانک بود، ساکت و کم حرف و قبلا ابراز ناخرسندی هم نمی کرد. در زمان شاه، پدرش از سهامداران یک بانک و مدیر شعبه ای از همین بانک بود که پس از انقلاب آن را ملی کردند و وی را اخراج، که به قول پسرش از همین غصه دق کرد و فوت شد. یکی ـ دو سال بود که هر وقت که این مردرا در خوار و بار فروشی ایرانی محل می دیدم برخلاف طبیعت خود ناله سر می داد و می گفت که پدرش هرچه داشت فروخت و سهام آن بانک را خرید که دوباره بانک ها را در ایران غیر دولتی کرده اند و پول خانوده پدری بر باد رفته است. او انتظار داشت که روزگاری حق به حقدار برسد که با این خصوصی سازی کار به قیامت افتاده است. او می گفت که پس از ملی کردن بانک ها حتی یک قران بابت سهام به پدرش ندادند و سوابق کارش را بازخرید نکردند.
    سه هفته پیش، این مرد از طریق بنگاه ما خانه اش را که یک تاون هاوس سه اطاقه بود به 320 هزار دلار فروخت و در همان نزدیکی یک آپارتمان (کُندُو) 251 هزار دلاری خرید و گفت که 60 هزار دلار از مابه التفاوت پول را می خواهد به شورای ملی تازه تاسیس ایرانیان بدهد تا رادیو ـ تلویزیون درست کنند و ....
    این دو تجربه را گفتم تا مقامات جمهوری اسلامی، نخست در صدد معنوی و اخلاقی کردن ایرانیان برآیند و پس از آن به فکر مادیات و اقتصاد و برای اینکه بدانند که صدها میلیارد دلار پول نفت چه شده به هر طریق که بتوانند با دلال های معاملات مستغلات در اروپا، آمریکا و آسیای جنوب شرقی و دلال های انتقال پول تماس بگیرند، آمارها را به دست آورند و اشخاص را بشناسند. از دو سال پیش که در تهران موضوع اختلاس از بانک و بیمه و ... علنی شد، چند گروه از ناراضیان (خارج نشین) سرگرم این کار شده و چند بار با بنگاه ما تماس گرفته و می خواهند در فرصت مناسب لیست منتشر کنند، و مخصوصا روی نام مقام های سابق و کارمندان جمهوری اسلامی انگشت بگذارند. بنابراین، حجت الاسلام حسن روحانی باید با آغاز مبارزه با هرگونه سوء استفاده خواص در کشور، راه خودرا جداسازد و بداند که بعضی ها در ایران آمادگی دارند که از هرگونه نرمش و سازش و لیبرال بازی سوء استفاده کنند. تحمل مردم از سوء استفاده گران از قدرت و خرابی ها حد و مرز دارد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و اظهارنظرهای دیگر درباره انتخابات خردادماه 1392
نظرات مفسر یک تلویزیون آمریکا درباره انتخابات خرداد 1392 ایران

    مفسر تلویزیون دبلیو. تی. ک. آر گفت که در خبرها آمده بود که انتخابات اخیر جمهوری اسلامی [انتخابات 24 خرداد 1392] شاکی و معترض نداشت، ولی این خبرها اشاره به 678 داوطلب مردود نامزدی این انتخابات نمی کنند که آنان چه می گویند، آیا از ردّ صلاحیت خود راضی هستند و یا معترض و اگر معترض، به کدام مرجع و دادگاه دادخواست داده اند. آیا قانون این مرجع را تعیین کرده است و ....
    من ترجمه انگلیسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را خوانده ام. این قانون به شورای نگهبان که 12 عضو دارد اختیارات وسیع داده است ازجمله تایید صلاحیت داوطلبان نامزدی انتخابات و بررسی مصوبات مجلس. چنین شورایی در کشورهای دیگر وجود ندارد و بنابراین جمهوری اسلامی ایران دمکراسی خاص خودرا دارد که متفاوت از کشورهای دیگر است و باید در هر خبر مربوط به انتخابات ایران به آن اشاره شود تا مخاطب بداند و قیاس او کشور خودش نباشد. همچنین این پرسش در ذهن من ایجاد شده است که چگونه این شورای 12 نفره در ده روز توانست صلاحیت 686 نفر را بررسی و از میان ایشان 8 تن را تایید کند. فرض کنیم که شورا که اعضای آن جوان هم نیستند برای رسیدگی به صلاحیت داوطلبان هر روز ده ساعت تشکیل جلسه داده باشد. این بار، ده روز رسیدگی کرده که می شود جمعا 100 ساعت. با یک محاسبه فوری [سرانگشتی]، بررسی پیشینه هفت داوطلب در یک ساعت!. به علاوه، تشخیص توان مدیریت خوب و درست اندیشیدن در تصمیم گیری های یک فرد (سابقه تدبیر او در امور) کار آسانی نیست و دشوارتر از اینها، تشخیص درستی [امانت داری] و پرهیزگاری [تقوا] یک داوطلب نامزدی است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گوید که رئیس جمهور از مردان سیاسی ـ مذهبی باید باشد. در خبرها آمده بود که برای این دوره چند زن داوطلب نامزدی شده بودند و از آنان ثبت نام! به عمل آمده بود. ثبت نام چرا؟. آیا از کسی که تحصیلات متوسطه را تمام نکرده برای دانشگاه ثبت نام می کنند؟، زیراکه شرط ورود به دانشگاه داشتن دیپلم متوسطه است. ثبت نام این زنان مرا دچار این توهّم کرد که شاید برای نمایش و تبلیغ بوده است. چند مقام مذهبی در میان داوطلبان نامزدی بودند که جز یکی از آنان، بقیه مردود [رد صلاحیّت] شدند و همین یکی هم انتخاب شد زیراکه گفته شده بود که میانه رو است و معتدل. در ترجمه ای که از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خوانده ام؛ ریاست کشور جمهوری اسلامی ایران با رهبر است و قدرت و تعیین سیاست ها در دست اوست. رئیس جمهور تنها مجری قوانین و مسئول امور اداری است و نمی دانم که چرا عنوانش را رئیس دولت و یا نخست وزیر نگذاشته اند و انتخابش را در دست پارلمان قرار نداده اند. با این توضیحات نتیجه می گیریم که رئیس جمهور تازه که سوم آگِوست [آگوست سال 2013] کار خودرا آغاز خواهد کرد بدون موافقت و تایید رهبری نخواهد توانست با گروه 1 + 5 به توافق کامل برسد. بسیاری نیز هستند که می گویند توافق بر سر مسئله هسته ای کافی نیست و برای رفع تحریم ها که سه دهه قدمت دارند باید وعده تامین حقوق بشر در ایران داده شود.
    
    
... بی بی سی فارسی و احساس من!

    یک ادعا که به خواندنش می ارزد:
    در سال 1357 هجری (سال انقلاب) کارمند وزارت امور خارجه ایران بودم و از سال بعد یک پناهنده مقیم آمریکا. در شهریور آن سال بالاخره نفوذ انگلیسی ها در شاه موثر افتاد و جعفر شریف امامی را نخست وزیر کرد و جمشید آموزگار کنار رفت. رسانه های خارج را که در این باره مقاله نوشته و تفسیر گفته بودند ترجمه می کردیم و برای شاه می فرستادیم. با انتصاب شریف امامی، بیشتر این رسانه ها نوشته بودند که انگلستان بر آمریکا پیروز و شکست شریف امامی فراماسونر و آنگلوفیل در بهار سال 1340 و روی کار آمدن علی امینی هوادار آمریکا جبران شد.
    من وبسایت بی بی سی فارسی را می خوانم و احساس می کنم که نظر مثبت نسبت به حسن روحانی داشته و گاهی اورا خبر اول می کند و این را که نوشتم نظر خودم بود و چیزی که به ذهن من رسید. احساس من می گوید که بی بی سی نسبت به هاشمی رفسنجانی هم نظر مساعد داشته است.
    
    
کاش که یکی از دو سردار رئیس جمهور شده بود!

    
    نامه واصله:
    "انعکاس نظرات به همه ـ موافق و مخالف ـ کمک خواهد کرد تا از باور، نظر و پیشنهاد دیگران آگاه شوند و خوب است که این نظرات در «تاریخ» بماند.
    من تا همین چند سال پیش در جمهوری اسلامی، کارمند دولت بودم و اینک در کانادا زندگی می کنم. مشکل ایران «بوروکراسی» است. نمی دانم که ازچه زمانی پدید آمده است. همین مشکل از انگیزه های انقلاب سال 1357 بود. مردم از ادارات دولتی، کُندی کار و تصمیمات مسئله ساز آنها خسته شده بودند. انقلاب این مسئله را نه تنها حل نکرد بلکه با انتصاب افراد بی تجربه بر وخامت کار افزود. به نظر من که راه حل، اداره امور به طریق نظامی و فُرس ماژور است و خیلی بد شد که یکی از دو سردار (ژنرال) نامزد انتخابات، برنده نشدند. من هر دو را می شناسم. تا آخرین روز که خبرها از پیشتازی سردار قالیباف حکایت داشت خوشحال بودم. حال باید دید که وزیران و همکاران حجت الاسلام حسن روحانی چه کسانی خواهند بود تا آینده را بتوان پیش بینی کرد. کار دولت، گروهی است، وزیران و مدیران نقش اساسی دارند. رئیس جمهور که نمی آید ببیند فلان اداره چه می کند. باید مراقبت کند که کسی را به او تحمیل نکنند. مردمی که اورا انتخاب کرده اند انتظار انتصاب افراد تازه را دارند ـ نیرو و روش تازه. قبلی ها را تجربه کرده اند و مایوس می شوند. عادت ایرانی است که برای گرفتن مقام تملق گویی کند و .... رئیس جمهور تازه نباید تسلیم توصیه شود و فریب تظاهر، تملق و چاپلوسی را بخورد. ملایمت و اعتدال در تعامل با خارجی خوب است ولی نه در امور اداری داخلی، قطع فساد، رفع تبعیض و تامین برابری نسبی و حذف رانت و رعایت احوال خواص.".
    
    
تبلیغ بی بی سی

    در یک ایمیل که 24 ژوئن 2013 (دوشنبه) دریافت شد و نام فرستنده آن جمشید تبریزی تایپ شده بود از بوی تبلیغ دادن مطالب بی بی سی فارسی در مورد یک نامزد انتخابات در جریان کمپین یاد شده است.
    در این ایمیل نوشته شده است که دکتر سورن هم قبلا همین نظررا ابراز داشته و حتی پیش بینی کرده بود که کدام نامزد در انتخابات برنده خواهد بود.
    فرستنده ایمیل برای اثبات استناد خود نشانی وبسایتی را که حاوی مقاله سورن بود ارسال کرده است.
    
    
میکرب تملق و ریا

    ک. ی. در یک ایمیل اشاره به آغاز تملق گویی از حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور منتخب کرده ازجمله در برخی از روزنامه ها، که به زعم فرستنده ایمیل، احتمالا برای برخورداری از مساعدت است. وی نوشته است که حتی برخی و احتمالا از باب تملق گویی؛ «حجت الاسلام حسن روحانی» را «آیت الله حسن روحانی» نوشته اند و تاریخ آنلاین ایرانیان هم به همین صورت نقل کرده است.
    +++
    ــ در همین روز (24 ژوئن) یک ایمیل بدون امضای مشخّص دریافت شد که در آن ضمن اشاره به تاریخچه تملق گویی و ریا در ایران و زیانهای اداری ناشی از آن در طول زمان و به صورت یک عادت درآمدن آن، چنین آمده است: رئیس جمهور منتخب [حسن روحانی] باید خودرا از هرچه که تملق و خوشامدگویی است دور نگهدارد و از آن فاصله بگیرد و این، نخستین گام در راه اصلاح روش مدیریت کشور باید باشد. تملق یک میکرب است و کشور باید از این بابت هم میکرب زدایی و واکسینه شود. انتصابات اداری حسن روحانی در امُردادماه 1392 میزان «مدیر و مدبّر» بودن اورا نشان خواهد داد، نه تماس با غرب که کاری است نه چندان سخت. گمان نمی کنم که غرب که برای خاورمیانه برنامه دارد به آسانی راضی شود مخصوصا که خرس قطبی [روسیه] از خواب بیست و چند ساله بیدار شده است و اگر دیر بجنبد بخش هایی از سرزمین وسیع و کم جمعیت خودرا از دست خواهد داد. چین یک میلیارد و سیصد میلیونی با این تراکم جمعیت دیوار به دیوار روسیه است و غرب تلاش دارد سوریه ـ تنها پایگاه روسیه در منطقه مدیترانه را از دستش بیرون می آورد و نقشه جغرافیایی محل را تغییر دهد.
    
    
نادیده گرفتن کارهای خوب احمدی نژاد بی انصافی است

    ترجمه متن ایمیلی به زبان انگلیسی که در زیر آن نام «امید کمالیان» آمده است از این قرار است:
    "نادیده گرفتن کارهای جهانی که احمدی نژاد برای اعتلای نام ایران و دوستیابی برای آن کرد و پشت کردن به او در این آخرین هفته های اقتدار، یک بی انصافی و خلاف منش ایرانی است. او بود که نفوذ ایران را در آمریکا لاتین گسترش داد و خود من که یک ایرانی ـ آمریکایی مقیم فلوریدا هستم در سفر سال گذشته به چهار کشور آمریکای لاتین آن را حس کردم. با گذرنامه ایرانی ام و بدون ویزا به این کشورها سفر کردم و همه جا مورد احترام بودم. سه سال پیش به اصرار پدرم نوروز را در تاجیکستان گذرانیدیم. در آنجا همچون برادر با ما رفتار شد، همه تصاویر احمدی نژاد با لباس تاجیکی و یا در کنار امامعلی رحمان دیده می شد. برای گرفتن ویزا به سفارت تاجیکستان در واشنگتن تلفن کردم. گفتند که هزینه اش 39 دلار است ولی اگر گذرنامه ایرانی ام را بفرستم رایگان خواهند کرد. پدرم گذرنامه ایرانی دارد و تبعه آمریکا نشده است. احمدی نژاد روابط ایران با کشورهای غیر متعهد و همسایگان را تقویت و «منطقه نوروز» را که همان ایرانزمین است دوباره زنده کرد. او درک کرده بود که ایران باید روابطی بیش از یک دوست با تاجیکستان، افغانستان، پاکستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان داشته باشد ـ ما برادران همخون و هم فرهنگ هستیم. وی تلاش بسیار کرد که ایران را وارد سازمان شانگهای کند. البته در دوران او سوء مدیریت اداری و اقتصادی هم وجود داشت و بعضی انتصابات برپایه تجربه و شایستگی نبود که درسی برای دولت بعدی باید باشد. افشاگری اخیر او هم باید سرمشق قرارگیرد و هشدار باشد تا دولت بعدی در پایان چهارسال عمر خود با چنین افشاگری که ارتباط با اعمال نفوذ خواص و صاحبان منافع دارد رو به رو نشود و ... که در دنیای چهار سال بعد چیزی محرمانه نخواهد ماند و تمامی 7 بیلیون (میلیارد) جمعیت دنیا افشاگر خواهند بود. لازم است که دولت بعدی حل مسائل داخلی را در اولویت قرار دهد که بنا به تجربه تاریخ؛ انفجارها از درون ریشه می گیرند.".
    
    
تلقین های مجله تایم

    ایمیل دیگر:
    "امروز ـ دوشنبه 24 ژوئن 2013 ـ مجله تایم شماره یکم جولای که مشترک آن هستم از طریق پُست به دستم رسید. علاوه بر مقدمه صفحه 8، یک مطلب شش صفحه ای با عکس های متعدد درباره انتخابات ایران داشت. مطلب از دو نویسنده این مجله بود که درجریان انتخابات به ایران رفته بودند. نوشتهِ نسبتا خوبی بود ولی به نظر من پُر از تلقین و گذاشتن هندوانه زیر بغل حسن روحانی و کشاندن توجه او به جای مشکلات داخلی به مسائل خارجی و درگیری برسر فعالیت های هسته ای و سازش. ورود به مسائل خارجی آسان است ولی رشته ای است که سر دراز خواهد داشت و غافل شدن از حل مسائل داخلی که خارجی ها همین را می خواهند ـ گرفتار و سردرگم یک موضوع شدن. از آنجا که سیاست های کلی در دست رهبری است و او رئیس کشور ایران، فرمانده کل قوا و در صدر همه ارکان کشور است لازم است که یک ناظر بر امور قوه مجریه بگمارد تا مسائل از داخل حل شود و سوء مدیریت دیگری به میان نیاید.".
    نیو یورک: م. ج.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تداوم گرانی ها بویژه مسکن، تیتر چشمگیر 6 روزنامه ـ شماره های پنجشنبه 5 تیرماه 1399، برای ماندن در تاریخ

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کیهان در تحلیل سوم تیرماه 1400 خود: تورّم 43 درصدی!

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کُپیِ خبرها و نظرها درباره تورّم، تیتر صفحات اول چند روزنامهِ منتشره در چهارم و پنجم تیرماه 1401

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آیت الله رئیسی: «کارآمدی، فسادستیزی، روحیه انقلابی داشتن و مردمی بودن» شرایط همکاری با ما است ـ تأکید بر تماس با مردم و انتقادپذیری


به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی رئیس جمهور منتخب (متولّد شهر مشهد در 23 آذر 1339، مجتهد و دکترا در حقوق) شامگاه چهارم تیرماه 1400 در برنامه «بدون تعارف» شبکه دوم سیما [تلویزیون]، در سخنانی ضمن اشاره به دوران نوجوانی و جوانی خود که در 5 سالگی یتیم شده بود و در جوانی مجبور بود که ضمن تحصیل کار هم بکند و گرفتاری و خواست مردم را می داند گفت که تماس با مردم و نیازمندانی که به خانه حضرت رضا (ع) می آمدند و گرفتاری هایی داشتند بر آن تجربه و احساس او افزوده است که باید در کنار مردم بود، از درد آنان آگاه شد و بنا دارم که ارتباط خود با مردم را محدود نکنم. خواست من از دوستان حفاظت [اصطلاحا؛ بادی گاردها] همواره این بوده است که سعی کنند که ارتباط مردم با او محدود نشود چون به این ارتباط نیاز دارم و برای فهم مسائل کف بازار و خیابان، ارتباط مستقیم با مردم [توده ها] لازم است و این ارتباط را برای خیلی از مدیران هم ضروری می‌داند و در دولت آینده اگر مدیران، غیر از این عمل کنند، با روحیه او نمی سازد. ساز و کارهای نظام اداری سالم از دغدغه های جِدّی او است.
    وی افزود: حل برخی از مسائل جاری زمان می‌برَد. من و همکارانم شبانه روز تلاش خود را خواهیم کرد تا زمینه رفع مشکل بیکاری و مَسکن را فراهم کنیم، سعی خواهیم کرد که این مسائل بسیار زودتر از آنچه فکر می کنیم به نتیجه برسد و این «زمان بُردن» مردم را ناامید نکند. این تصور ما به حل مسائلی همچون اشتغال، مسکن و کنترل کرونا بیجا نیست، زیرا وقتی انسان انگیزه و برنامه و نیروی کارآمد جوان داشته باشد انجام این کارها و برنامه سخت نیست.
    در این برنامهِ تلویزیونی، آیت الله رئیسی همچنین گفت: مسئولین کشور درخواست ملاقات دارند، ولی سعی می کنم که این ملاقات ها صِرفا ملاقاتِ تبریک گفتن نباشد چون از آن، چیزی برای مردم حاصل نمی شود، باید از نشستمان ثمره بدست آید، لذا من ملاقات هایم را به «نشست کاری» تبدیل کرده ام. اگر آقایان پیش من می آیند یا من خدمتشان می رسم، بحث در این مورد می کنیم که چگونه باهم همکاری کنیم و این دیدارها، بدون استثنا به «ملاقات های کاری» تبدیل شده است. اگر وزیران [وزیران کنونی] دیداری با من داشته باشند گزارشی از عملکرد و پیشنهاد بدهند که چه کاری باید انجام شود و چه کارهایی را قصد داشتند انجام دهند، ولی موفق نشدند و چرا موفق نشده اند. ما سامانه ای ایجاد می کنیم که صاحبنظران و دغدغه‌مندان پیشنهاد خود را بدهند ولی گمانه‌زنی‌ها ممکن است مشکل ایجاد کند ـ گمانه‌زنی‌های رسانه ای درمورد اعضای کابینه دقیق نیست. به خودشان زحمت ندهند. اگر پیشنهادی دارند ما را از طریق سامانه ای که ایجاد خواهیم کرد آگاه سازند تا بررسی شود. عمیقا به شایسته‌سالاری معتقدم و اینکه طرف، در کدام جناح و سلیقه باشد مورد توجه ما نخواهد بود، «کارآمدی، فسادستیزی، روحیه انقلابی داشتن و مردمی بودن» شرایط همکاری با ما است و نیز کرامت مردم را داشتن و توان گره گشایی از مشکل مردم را داشتن.
    رئیس جمهور منتخب با بیان اینکه بستگان و نزدیکان او الان هم که در دستگاه قضایی است به هیچ عنوان در کارش دخالت نمی کنند تأکید کرد که ارتباط من با مردم، از طریق خویشان و نزدیکان نبوده و نخواهد بود بلکه از طریق سامانه هایی خواهد بود که در اختیار مردم [توده ها] قرار خواهد گرفت تا حرفشان را مستقیما با من در میان نهند. اگر به حق باشد توجه می‌کنم، ولی اگر کسی بخواهد حقی را ناحق یا ناحقی را حق جلوه دهد و هدف نهایی [نیّت] او ظلم و پارتی بازی باشد و روابط ناسالم برقرار کند و دنبال رانت باشد باید جلویش گرفته شود. رابطه ناسالم، نَه. البته نشست هایی چون نشست های دانشجویی را در دولت باید ادامه دهیم، چون باید در جریان دیدگاههای مردم قرار بگیریم. مردم بدانند ما به لطف خداوند، اراده کرده ایم مشکلاتی را که مردم با آن درگیرند حل کنیم و در این راه مردم عزیزمان باید به دولت کمک کنند و در جهت شکل گرفتن «ایران قوی» همه دست به دست هم دهیم.
    رئیس جمهور منتخب ضمن سخنان خود همچنین به ضرورت نقدپذیری اشاره کرده و گفت: اگر دولت «نقد» را نپذیرد، به خودش و مردم جفا خواهد کرد و نقدپذیری از برنامه های دولت مردمی ما خواهد بود، ولی انتقاد باید منصفانه و همراه با دلیل باشد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مراسم تشییع و تدفین دو ژورنالیستِ مقتولِ رویداد واژگون شدنِ اتوبوس، تیتر روزنامه های پنجم تیرماه 1400- انتقادها و ...
مراسم تشییع و تدفین پیکر مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی خبرنگاران حوزه محیط زیست خبرگزاری های ایسنا و ایرنا که در حادثه سرنگون شدن اتوبوس حامل بیش از 20 خبرنگار در دوم تیرماه 1400 در آذربایجان غربی جان از دست داده بودند، جمعه چهارم تیرماه در «قطعه نام‌آوران» گورستان بهشت زهرا (تهران) با حضور شماری بسیار از روزنامه نگاران و ناشران نشریات و برخی از مقامات ازجمله معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و شیون بستگان و همکاران برگزار شد. مراسم یادبود این دو ژورنالیست یکشنبه ششم تیرماه برگزار خواهد شد.
    چهارشنبه دوم تیرماه 1400 (23 ژوئن 2021) اتوبوس حامل بیش از 20 خبرنگار از نوع اسکانیا که به دعوت ستاد احیاء دریاچه ارومیه برای مشاهده پیشرفت کار به منطقه رفته بودند در جاده باریک، خاکی و کوهستانی چغر درّه دشت غوره که به سَمت پیران شهر (استان آذربایجان غربی) در حرکت بود در 18 کیلومتری نقده، بر اثر نقص فنی و از کارافتادن ترمز پس از برخورد با صخره واژگون شد و در این حادثه بانو مهشاد کریمی خبرنگار میز محیط زیست خبرگزاری ایسنا و بانو ریحانه یاسینی خبرنگار خبرگزاری دولت ـ ایرنا جان خودرا از دست دادند و بقیه دچار آسیب دیدگی شدند که جراحت پنج تَن از آنان شدیدتر است. در خبرها از فرسوده بودن این اتوبوس یاد شده است. پیش بینی شده است که خبرنگاران مسافر این اتوبوس پس از بازگشت به کار، هرکدام مشاهدات خود را از این سفر و چگونگی وقوع حادثه و ذکر ضعف ها برنگارند و قضیه تا مدتی دنبال شود و سپس رسیدگی های قضایی مربوط رسانه ای گردد بویژه که رئیس جمهور منتخب حدود 40 سال تجربه کار قضایی دارد و نسبت به غفلت ها و جرائم حساس است.
    یک روز پس از واژگون شدن اتوبوس حامل خبرنگاران، اتوبوس حامل سربازآموزگاران از نوع ولوو که از زاهدان به مقصد آباده در حرکت بود، در منطقه دهشیر به علت نقص فنی در ترمزهایش از مسیر خود منحرف شد، به یک تریلر برخورد کرد و واژگون گردید. در این حادثه پنج تن کشته و 33 نفر مصدوم شدند. این سربازمعلمان برای دوره آموزش به آباده می رفتند.
    این دو رویدادِ وسیعا مطرح در رسانه ها که قوه قضائیه به دستور آیت الله رئیسی از جهات مختلف در تعقیب قضیه است، مسئلهِ ساخت و مونتاژِ اتوبوس و کرایه کردن اتوبوس ـ خارج از چارچوب شرکت های اتوبوسرانی، فرسودگی و نقائص فنی اتوبوس ها و ... را زیر سئوال برده است.
    تیترهای صفحات اول شماره های شنبه پنجم تیرماه 1400 روزنامه های تهران در این باره. از دیرزمان، رویدادهای مربوط به ژورنالیست ها انعکاس بیشتری داشته و بعضا «تاریخ» شده است.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
«مجمع ملل و دمكراسی كانت» - راه نیكبختی بشر
Immanuel Kant
26 ژوئن سال 1795 میلادی، «كانت» فیلسوف آلمانی اثر خود «صلح پایدار» را منتشر كرد.
    امانئول كانت Immanuel Kant فیلسوف آلمانی (1804- 1724) در عصر خود بزرگترین حامی دمكراسی بود. وی در زمانی از ضرورت دمكراسی برای تأمین حقوق اساسی مردم و پیشرفت كشورها و استفاده از همه مغزها برای خدمت به جامعه سخن به میان آورد كه کشورهای اروپایی ازجمله آلمان (پروس) نظام فئودالی داشتند.
    با مطالعه کتاب «صلح پایدار» بر عقاید و فرضیه های کانت می توان وقوف یافت. نظر كانت در وهله اول بر توجه به دمكراسی داخلی [سیاست داخلی] یک كشور بود. وی عقیده داشت كه لازمه دمكراسی، «سیاست باز Openness» است نه تصمیم گیری و تصمیم به انجام كارهای عمومی و تعیین افراد برای اجرای امور در خفا. وی می گفت كه اگر دمكراسی در یک جامعه تحقق یابد خالق افرادی خواهد بود كه در نهایت دقت، و رعایت منطق به تصمیم گیری خواهند پرداخت و بنابراین، تصمیمات آنها در جهت تأمین کامل منافع جامعه و سعادت واقعی اكثریت مردم خواهد بود. به علاوه، این تصمیمات - معارض و مخالفت كمتری خواهند داشت.
    كانت می گوید: پنهان كاری دولت كه مغایر دمكراسی است باعث نزاع و جنگ بر سر قدرت می شود و به دلیل دامن زده شدن آن توسط قدرتهای خارجی ممكن است به جنگ خارجی بیانجامد كه جنگ- داخلی یا خارجی- در جهت منافع مردم نیست.
    «كانت» در عین حال همانند كوروش بزرگ بنیادگذار امپراتوری ایران كه دو هزار و سیصد سال پیش از او می زیست عقیده داشت كه برای پایان یافتن برخورد ملل با هم و قطع توطئه بر ضد یكدیگر و استفاده بهینه ملل از امكانات اقتصادی كره زمین باید كشورها با حفظ حاكمیت ملی و آزادی عمل، یك اتحادیه (نوعی حکومت جهانی) به وجود آورند كه در این صورت دمكراسی در هریك از اعضای اتحادیه كه دیگر نگران سیاست خارجی، منازعه، داد و ستد تجاری نیست به كمال خواهد رسید و نیكبختی بشر تأمین خواهد شد. «كانت» در مسائل اجتماعی تأكید بر آزادی «انتخاب» داشت، و تفاوت فرهنگها را می پذیرفت.
    «كانت» می گفت: آن زمان كه (با اجرای فرضیه او در مورد ایجاد یك اتحادیه از همه كشورهای جهان و دست كم به صورت مجمع ملل)خوبها در كنار هم قرار گیرند بدها خود به خود از میان خواهند رفت. بعدا لنین از این عقیده «كانت» استفاده كرد و گفت كه اگر همه ملل، «سوسیالیسم» را به عنوان نظام خود بپذیرند؛ جنگ، فقر، نابرابری، استثمار و جنایات از سراسر گیتی رخت برخواهد بست. لنین معتقد بود كه میان دو كشور سوسیالیست كه معتقد به یك عقیده و مجری آن هستند جنگ روی نخواهد داد.
    پیروان كانت از عقاید او نتیجه گرفته اند كه نظامات و ترتیبات داخلی هر كشور می تواند به نتایج مطلوب بین المللی و حذف جنگ بیانجامید، و دمكراسی بهترین ترتیبات داخلی یك كشور را به وجود می آورد. این گروه و صاحبنظران دیگر، كانت را پدر فكر تأسیس جامعه ملل و سازمان ملل می دانند و می گویند كه «وودرو ویلسون» رئیس جمهوری دهه دوم قرن 20 آمریكا بر اساس همین عقاید كانت، طرح ایجاد جامعه ملل برای جلوگیری از جنگ و تجاوز عمومی دیگری را مطرح كرد .«وودرو ویلسون» در عین حال یك فلسفه دان آمریكایی و قبلا استاد دانشگاه بود.
    عقاید کانت در اواخر قرن 20 به تاسیس اتحادیه اروپا که می رود کشورهای متحده اروپا شود کمک بسیار کرده است.
    پیروان كانت تفسیر می كنند كه هدف او از «ترتیبات خوب داخلی یا Good Demostic Arrangement» تعیین ترتیبات اجتماعی جامعه یعنی توزیع عادلانه ثروت و درآمد، تأمین فرصت های مساوی برای همه، رعایت حقوق شهروندان و عدم تبعیض و حفظ انحصار بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو ادبیات
نخستین بانوی امریکایی برنده جایزه نوبل در ادبیات
پرل باک
26 ژوئن زادروز بانو «پرل باك pearl buck» نخستین زن آمریكایی است كه برنده جایزه نوبل در ادبیات شد. «پرل» كه بسال 1892 در ایالت ویرجینیای غربی (آمریکا) به دنیا آمد و ششم مارس 1973 در گذشت طفل بود كه با خانواده اش به چین رفت و 39 سال در آنجا زندگی كرد و داستانهای او عمدتا در زمینه تجربه اش از همین دوران است. پرل ضمن اقامت در چین، برای ادامه تحصیل در دانشگاه به آمریکا می آمد و هر بار چند سال در اینجا می ماند. وی در چین در دانشگاه، زبان و ادبیات انگلیسی تدریس می کرد. پدر پرل یک مبلغ مسیحیت در چین بود.
     نخستین داستان او كه شرح زندگانی یك دهقان چینی است ، «زمین خوب(منظور کره زمین است)» عنوان دارد. داستان معروف دیگر او «باد شرق» است. وی داستان «فرشته جنگی» را درباره فعالیت های مذهبی والدینش نوشت. پرل كه بیش از یكصد كتاب نوشته در تالیف كتب غیر داستانی هم مهارت كامل از خود نشان داده است. او در شناختن چینیان و تاریخ و فرهنگ چین به آمریکاییان تلاش بسیار کرد. کتاب های او، چینیان را در نظر آمریکاییان به صورت مردمانی آرام، مودب، پرکار، قانع و صلح طلب درآورده اند که به سختی می توانند کینه آنان را به دل راه دهند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
صنایع و فنون
ثبت اختراع دوچرخه و نگاهی كوتاه به تاریخچه آن
26 ژوئن 1819 اختراع دوچرخه به ثبت رسید. به درستی معلوم نیست كه در چه تاریخ و به دست چه فردی، نخستین دوچرخه ساخته شده است. طبق تحقیق برخی از مورخان، نخستین دوچرخه در سال 1790 در فرانسه ساخته شده بود. اسناد دقیق، از ساخت دوچرخه كاملتر و بازرگانی شدن این صنعت (تولید انبوه) در سال 1817 در آلمان و توسط «كارل دریس Karl Drais» حكایت می كند.
     دوچرخه های اولیه دارای زنجیر و خودرو نبودند. زنجیر دوچرخه (انتقال نیروی ركاب زن به چرخ) در سال 1885 ساخته شد و حركت با دوچرخه را آسان و بدون زحمت ساخت.
     پیش از عمومی شدن استفاده از اتومبیل، دوچرخه به صورت سه و یا چهار چرخه،
    دو نفره و سه نفره هم ساخته می شد كه دوچرخه سوار می توانست همسرش را همانند نشستن در اتومبیل (نه روی زین و ترك بند) با خود ببرد و سواری دهد.
    طبق برآورد رسمی، درسال 2005، جهان دارای بیش از یك میلیارد دوچرخه بوده است. پیش بینی شده است كه با گران شدن بهای بنزین و نیز به خاطر حفظ تندرستی (لزوم ورزش روزانه)، استفاده از دوچرخه باردیگر افزایش یابد.
     طبق یك میثاق بین المللی، از سال 1968 دوچرخه در عداد وسائط نقلیه كه در ردیف «خودرو» هستند در آمده و راكب دوچرخه عنوان «راننده» یافته و لذا باید همه مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت كند. به علاوه، اتومبیلرانان باید به حق دوچرخه سوار در معابر احترام بگذارند و ضمن حركت، حق تقدم و فاصله قانونی را با دوچرخه رعایت كنند.
    عكس زیر یك دوچرخه چند چرخه دو نفره را در سال 1886 نشان می دهد:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
انقلاب سال 1920 عراقی ها برضد سلطه انگلستان به فتوای آیت الله میرزای شیرازی
انگلستان پس از خارج ساختن مناطق عراق امروز از دست عثمانی در جریان جنگ جهانی اول، نقشه دیگری برای آن داشت كه در زمان عثمانی شامل 3 ایالت بود. تا زمان نادرشاه، عراق عمدتاً توسط ایران اداره می شد و بصره تا پایان دوران زندیه و سلیمانیه تا اواسط دوران قاجارها.
     شیعیان عراق كه اكثریت مردم این كشور را تشكیل می دهند با نقشه و کارهای انگلستان ازجمله دریافت پول از دفن مردگان در نجف و فروش اراضی مردم (مال غیر) مخالف بودند.
     مخالفت شیعیان عراق در اواخر ژوئن سال 1920 به انقلاب آنان انجامید. در آن ماه نیروهای انگلیسی فرزند آیت الله میرزای شیرازی را كه پس از وفاتِ آیت الله یزدی در سال 1919، رهبری شیعیان عراق را به دست داشت و مرجع تقلید آنان بود دستگیر كردند كه آیت الله برضد انگلستان و نقشه استعماری آن دولت فتوا صادر كرد و رواداشت كه انقلاب به صورت مسلحانه در آید.
     کُردها از همان آغاز افتادن عراق به دست انگلیسی ها وارد جنگ با آنان (عمدتا نظامیان هندی وابسته به انگلیس) شده بودند و در این مبارزه محمود بَرزَنجانی رهبری کُردها را که خواهان استقلال و هویّت ملّی بودند برعهده داشت. مقامات آمریکایی وقت از این خواست کُردها ـ پنهان و آشگار ـ حمایت می کردند.
     دستگیری عده ای در كربلا و نجف، آتش انقلاب را به سراسر عراق گسترش داد و در جریان آن صدها نظامی انگلیسی ـ هندی كشته شدند. انگلستان در پایان جولای 1920 كه شكست خود را حتمی دید، با دادن استقلال تدریجی (مرحله به مرحله) به عراق موافقت كرد که در 1932 تکمیل شد.
محمود برزنجانی

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ژوئن ـ ماه برخی از تغییرات و تحولات در قَطَر، از کودتای 1995 تا تفویض اختیارات سال 2013 و بحران تازه در روابط
حَمَد بِن خلیفه آل ثانی
26 ژوئن 1995 پرنس حَمَد بن خلیفه آل ثانی نخست وزیر و فرمانده ارتش قَطَر برضد پدر خود «خلیفه بن حَمَد آل ثانی» كودتا كرد و از روز بعد برجای او نشست. این كودتا بدون خونریزی و تلفات بود.
    «حَمَد» که در نخستین روز ژانویه 1952 به دنیا آمده و از آكادمی نظامی انگلستان ـ ساندهِرست ـ فارغ التحصیل شده است در زمان سلطنت پدر، در عین حال یك ژنرال با درجه سرلشکری بود.
    «حمد» که هفتمین سلطان از خاندان آل ثانی بود 25 ژوئن 2013 سلطنت قطر را به چهارمین پسرش، تَمیم بن حَمَد بن خلیفه آل ثانی متولّد سوم ژوئن 1980 واگذار کرد. شیخ تمیم دوره دبیرستان را در انگلستان طی کرده و بمانند پدر از آکادمی نظامی ساندهرست فارغ التحصیل شده که پس از بازگشت به قطر مقامات امنیتی و نظامی داشت. تمیم «حمد بن جاسم بن جابر آل ثانی» از بستگان خودرا سمت نخست وزیر قطر داد. خاندان آل ثانی از طایفه بنی تَمیم از 1825 بر قطر ریاست می کنند. شهرِ یک میلیون و 353 هزار نفری دوحه پایتخت قطر نیز در همین سال تاسیس شده است.
    
تَميم بِن حَمَد آل ثانی

جمعیت قطر در قرن نوزدهم که یک شبه جزیره ماهیگیر و صیّادِ مروارید در خلیج فارس بود به ده هزار تَن هم نمی رسید. نخستین سرشماری که در 1904 صورت گرفت جمعیت قطر را 11 هزار و 581 تن نشان می داد که این جمعیت در روز گرفتن استقلال از تحت الحمایگی انگلستان (سوم سپتامبر 1971) 111 هزار نفر شده بود. قَطَر تا سال 1916 (سومین سال جنگ جهانی اول) بمانند سایر مناطق عربی، از مستملکات عثمانی (دولت استانبول) بود که به دست دولت لندن افتاد. قطر بمانند تمامی مناطق جنوب و غرب خلیج فارس در دوران حکومت 427 ساله ساسانیان در قلمرو ایران بود و یک ساتراپی ایران را تشکیل می دادند و همچنین در دوران هخامنشیان. در دوران ساسانیان، قطر یکی از مراکز ارتباط تجاری ایران با چین و جنوب هند از طریق دریا بود. بیشتر مروارید و رنگ بنفش (ارغوانی) مورد نیاز ایران از قطر به دست می آمد. نام «قطر» با جزئی تفاوت در تلفظ، از 25 قرن به این سوی دست نخورده باقی مانده است. پرتغالی ها نیز پس از ورود به خلیج فارس برای مدتی بر قطر کنترل داشتند. «دوحه» حکومت نشین قطر در 1821 به تصمیم کمپانی هند شرقی (انگلستان) با چند کشتی توپدار مورد حمله قرار گرفت و گلوله باران شد.
    قطر چند درگیری مسلحانه نیز با بحرین و دولت سعودی داشت.
    نفت که در 1940 در این شبه جزیره 11 هزار و 581 کیلومتری کشف شد به تدریج آن را ثروتمند و جلب مهاجر کرده است. بگونه ای که در طول 9 سال (از 2004 تا 2013) جمعیت آن بیش از دو برابر شده بود و در سال 2016 به دو میلیون و 676 هزار تَن رسید که بیش از نیمی از آنان در شهر دوحه زندگی می کنند. از جمعیت دو میلیون و 676 هزار نفری قطر تنها 313 هزار تَن (حدود 12 درصد) قطری هستند و مابقی خارجی، و تنها یک سوم این جمعیت را بانوان (اناث) تشکیل می دهند و مابقی مرد (ذکور) هستند.
    در سال 2016، از این مهاجران، 650 هزار نفرشان (25 درصد) هندی، 350 هزار نپالی، 280 هزار بنگلادشی، 260 هزار فیلیپینی، 200 هزار مصری، 145 هزار سریلانکایی و 125 هزار پاکستانی بودند و .... درآمد سرانه (سالانه افراد) در قطر بیش از 140 هزار دلار است. این درآمد سرانه اتباع قطر در سال 2013 حدود یکصد هزار دلار آمریکا بود. این ثروت، در عین حال قطر را به یک فعّال سیاسی در جهان عرب و اسلام تبدیل کرده است. این فعالیت از زمان اعزام نیرو برای اخراج عراقی ها از کویت صورت تازه ای به خود گرفته و گزارش های چند سال اخیر حکایت از مداخله آن در حوادث تونس، لیبی، مالی و ... و اینک سوریه دارد. سوریه وضعیتی دیگر دارد. در اینجا، روسیه فدراتیو، جمهوری اسلامی ایران و گروهها شیعه در کنار دولت سوریه قرار گرفته اند. شیعیان در عراق، بحرین و مناطقی در شرق کشور سعودی در اکثریت هستند. آمریکا در قطر از تسهیلات نظامی ویژه برخوردار است و همچنین همپیمانان آن ازجمله ترکیه.
    شبکه رسانه ای الجزیره که یکم نوامبر 1996 با کمک مالی دولت قطر دایر شده است شهرت این کشور را چند برابر و جهانی کرده است. این شبکه از سال بعد، فعالیت خود را دو برابر و از 1999 بیست و چهار ساعته کرده و به بسیاری از زبانها، سپس به راه اندازی شعب خود در آمریکا، بالکان، ترکیه و ... دست زده است. بحران افغانستان و اشغال نظامی عراق، مخاطبان این بنگاه رسانه ای را دهها میلیونی کرد. این بنیاد در سراسر جهان دارای 80 دفتر و صدها ژورنالیست است و مایه حسد برخی از بنیادهای مشابه و حتی پاره ای از دولت ها. شرکت هواپیمایی قطر نیز عامل دیگر شهرت این کشور است. شبکه رسانه ای به بسط نفوذ و تبلیغ سیاست های دولت قطر (خاندان آل ثانی) کمک بسیار کرده است.
    اختلافات ارضی قطر و بحرین و دولت سعودی که هر سه از اعضای اتحادیه عرب و شورای خلیج فارس هستند هنوز پایان قطعی نیافته است. در پی دیدار دانالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا از کشور سعودی در ژوئن 2017، دولت های سعودی، مصر، امارات متحده، لیبی، یمن و بحرین اتهاماتی به قطر وارد و روابط خودرا با این کشور قطع کردند، همچنین بستن آسمان خود به روی هواپیماهای قطری و سپس یک خواستِ «اولتیماتوم شکل» 13 ماده ای به این دولت دادند ازجمله تعطیل کردن شبکه رسانه ای الجزیره، کاهش سطح روابط با ایران، اخراج نظامیان ترکیه و محدود کردن کمک مالی به گروههای معیّن که این خواست های 13 گانه از سوی دولت قطر ردّ شده است. اصحاب نظر این خواست های 13 گانه را در طول تاریخ بی سابقه توصیف کرده و گفته اند که التیماتوم سال 1914 امپراتوری اتریش وقت به صربستان که به مراتب ضعیف تر از این خواست های 13 گانه بود، جنگ جهانی اول را به راه انداخت. این خواست های بی سابقه ـ علل و نتایج آن ـ وارد تاریخ خواهد شد و صفحه نوینی را باز خواهد کرد.
ترامپ رئیس جمهوری وقت آمریکا و سلمان پادشاه کشور سعودی در دیدار ژوئن 2017 در ریاض

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بازگشت ترامپ به میدان سیاست


دونالد ترامپ شنبه شب 26 ژوئن 2021 در جمع هوادارانش در استیت اوهایو Ohio و در میان شعارهایی چون «آمریکا را نجات دهید»، بار دیگر تکرار کرد که در انتخابات ماه نوامبر 2020 تقلّب صورت گرفته و از حاضران خواست که برای بازگرداندن جمهوریخواهان به کنگره در انتخابات 2022 و به اکثریت رساندن آنان تلاش کنند. ترامپ هنوز نتایج اعلام شده انتخابات نوامبر 2020 را تأیید نکرده است.
    ترامپ در سخنرانی 90 دقیقه ای 26 ژوئن 2021 خود در اجتماع حدود 20 هزار تَن از هوادارانش در شهر ولینگتون Wellington (از شهرهای استیت اهایو) که مستقیما از شبکه تلویزیونی اُ. اِ .اِن. OAN پخش شد و طبق تحقیق و گزارشِ میدیا ریسرچ ها، بیش از 40 میلیون خانوار (حدود 80 میلیون تن) آن را مشاهده کردند، از سیاست مهاجرتی «جو بایدن» انتقاد کرد و پنج ماهِ اول دولت جو بایدن (که ده تَن از اعضای کنگره خواهان معاینه پزشکیِ جسمی و روانی او شده بودند) را «فاجعه» توصیف کرد. او در میان شعارهایی همچون «آمریکا را نجات دهید» پشت تریبون قرار گرفت.
    ترامپ از هواداران خود که برآورد شده بود حدود 80 میلیون بزرگسال (واجد شرایط رای دادن) هستند خواست که همچنان یکصدا و یکپارچه باشند.
    این اولین حضور ترامپ در یک همایش عمومی پس از تَرک کاخ سفید در بیستم ژانویه 2021 بود. گفته شده بود که قرار است او در ماه‌های آینده در همایش‌های مشابهی در تکزاس و فلوریدا حضور یابد و نطق کند. پیش بینی شده بود که اگر برای انتخابات آینده (انتخابات نوامبر 2024) نامزد شود برنده خواهد بود. همچنین گفته شده بود که دهها میلیون هواداران ترامپ، شبکه های تلویزیونی مخالف او را نگاه نمی کنند و روزنامه های ضد وی را نمی خوانند و تیراژها پایین آمده است.
    ترامپ سه هفته پیش از سخنرانی در شهر ولینگتون، در همایش درون حزبی جمهوریخواهان حضور یافته و سخنرانی کرده بود. عادت شده است که او را به چشم رهبر جمهوری خواهان (محافظه کاران) آمریکا نگاه کنند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
برای فرار از قانون!



    در چین سالها بود که داشتن بیش از یک فرزند، عملی خلاف قانون بود زیرا که نمی خواستند جمعیت این کشور [اینک یک میلیارد و 400 میلیونی] با شتاب سابق افزایش یابد. برخی از چینیان برای گریز از این قانون به راههایی متوسل می شدند که در عین حال قانونشکنی به حساب نمی آید، مثلا مصرف قرص هایی که باعث می شود چند قلو حامله شوند.
     بانو «شیتو» (عکس بالا) در اواخر سال 2005 از همین قرص ها استفاده کرده بود تا دو قلو حامله شود، ولی پس از حامله شدن، پزشکان تشخیص داده بودند که پنج قلو حامله است. با این خبر، وی از عمل خود [مصرف قرص ها] پشیمان شد ولی این پشیمانی دیگر خیلی دیر شده بود و باید پنج فرزند را با هم نگهداری و بزرگ کند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 26 ژوئن
  • 1787:   در آستانه انقلاب فرانسه، یك برده سیاهپوست به نام اتوبا كوگوآنو كه به همراه ارباب انگلیسی خود از قاره آمریكا به لندن منتقل شده و در اینجا از بردگی به نوكری تغییر وضعیت داده بود كتابی درباره زشتی تجارت برده و خشونت و بی رحمی نسبت به آنان منتشر ساخت كه اروپا را به لرزه درآورد و اشك بسیاری را جاری ساخت.
        
        
  • 1898:   ویلی مسراشمیت Messerschmidt طراح آلمانی هواپیما در این روز به دنیا آمد. وی كه سازنده جنگنده های مسراشمیت بود در سال 1978 درگذشت.
        
        
  • 1907:   (25 ژوئن) پروفسور «هانس جنسن» فیزیكدان اتمی آلمان در هامبورگ به دنیا آمد و در سال 1963 برنده جایزه نوبل در این رشته شد.
        
        
  • 1934:   پروفسور آلمانی «هنریك فوكه» هواپیمای عمود پروازی را كه ساخته بود به نام اف. دبلیو ـ 61 در برلین به پرواز درآورد. این وسیله پرواز، تركیبی از هواپیما و هلی كوپتر بود كه بوسیله بال گرد، عمودی بلند می شد و فرود می آمد و با ملخ هواپیما افقی پرواز می كرد (درست شبیه هواپیمایی كه اخیرا آمریكا برای سپاه تفنگداران خود ساخته است).
        
        
  • 1940:   دولت مسكو از دولت رومانی خواست كه دو منطقه بسارابیاBessarabia و Bukovina بوكووینا را به آن دولت پس بدهد. این دو منطقه را امپراتوری روسیه نزدیك به دو قرن پیش از عثمانی گرفته بود. پیمان عدم تجاوز میان برلین و مسكو (معروف به قرارداد مولوتف ـ فن ریبنتروپ) امکان بازگرداندن این دو سرزمین را به دولت مسكو داده بود. این دو سرزمین كه بعدا ضمیمه شوروی شدند، پس از فروپاشی این اتحادیه (به اظهار بسیاری از اصحاب نظر، براثر خیانت داخلی و یا نادانی) اینك در جمهوری های مولدوا و اوكراین واقع شده اند. اوکراین از زمان ایجاد روسیه در دِل آن قرار داشت.
        
        
  • 1945:   منشور ملل متحد كه بر پایه آن سازمان ملل تاسیس شده است در نشست سانفرانسیسكو امضاء شد. مبتكر این منشور و سازمان، فاتحان آلمان بودند كه می خواستند از این طریق هم كنترل جهانی داشته باشند و این كنترل با وجود هشت دهه اعتراض و انتقاد ادامه دارد. این سازمان كمكی به بشریت و تامین حقوق و آزادی های انسان و استقرار دمکراسیِ واقعی (دمکراسی؛ طبق فلسفه و اصول آن) نكرده، و نتوانسته است كه از جنگ و كودتا و ... جلوگیری كند.
        
        
  • 1960:   دولت لندن به «سومالی لَند» واقع در قسمت شمالی سومالیِ بزرگتر كه قبلا همانند گوسفند قربانی میان ایتالیا، فرانسه و انگلستان قسمت شده بود استقلال داد، ولی استقلال آن تا 1991 تکمیل نشد. سومالی لند با وسعت177 هزار کیلومتر مربع و 7 میلیون جمعیت و واقع شدن در یک منطقه استراتژیک (ضلعی از خلیج عدن) و میان اتیوپی، سومالی و جیبوتی هنوز به عضویت رسمی سازمان ملل درنیامده است. علت آن جنگ اوگاندا و دعاوی همسایگان بوده است.
         سرزمین سومالی (شاخ آفریقا) به علت برخوردار بودن از یك موقع استراتژیك ممتاز سالهاست كه دچار تفرقه و بی نظمی و عملا بی حكومتی است.
        
        
  • 1996:  


    در این روز یک کارتل مواد مخدر بانو
        Veronica G. Turleym روزنامه نگار اینوستیگِیتیو (روزنامه نگار در نقش پلیس) ایرلندی را ترور کرد. این بانو ژورنالیست 13 سال سرگرم کشف و افشاء افراد و باندهای فساد (از هر گونه) بود و از این جهت شهرت جهانی یافته بود و عنوان تمیزکننده جامعه بدست آورده بود. هنگام قتل، وی 37 سال داشت و مادر یک فرزند بود. شعار ورونیکا این بود: جامعه انسانی بالاتر از آن است که عوامل فساد وارد آن شوند و آدمیّت را تضعیف کنند و ژورنالیست پلیس جامعه باید باشد تا فساد و مفسد را معرفی و جامعه را آگاه کند و پاکسازی شود.
        
  • 2008:   در یک انفجار انتحاری در عراق 25 کشته شدند. مرتکبِ انفجار لباس پلیس بر تن کرده بود.
        
  • 2015:   در این روز در پنج عمل تروریستیِ همزمان در کویت، سوریه، تونس، فرانسه و سومالی حدود 750 تن کشته و مجروح شدند.
        
  • یادداشت روز
    یک حُکم کم سابقه برای مجازات یک دختر 18 ساله آمریکایی که کرایه تاکسی را نپرداخته بود: 48 کیلومتر پیاده روی!
    هدف اجتماعی تنبیه و مجازات، تنبُّه دیگران (جامعه) است تا افرادِ دیگر وارد جرم، گناه و قانون شکنی و دست کم از آن دست نشوند. این تنبُّه وقتی تحقّق می یابد که چگونگی کار به گوش اعضای جامعه برسد (انتشار یابد).
         سالها حادثه نویس بودم و در جلسات دادگاهها حاضر می شدم، مبتکر و مدیر یک برنامه رادیویی مشابه صفحات حوادث روزنامه ها به نام برنامه «در گوشه و کنار شهر» بودم، ولی حُکمی را که در بهار سال 2015، قاضی یک دادگاه اهایو (آمریکا) در مورد یک دختر 18 ساله صادر کرده بود کم سابقه یافتم امّا مؤثر.
         به گزارش نیویورک دیلی نیوز، «ویکتوریا باسکُم» یک مسافت 30 مایلی (48 کیلومتری) را با یک تاکسی می رود ولی در مقصد به جای پرداخت پول (کرایه تاکسی) پا به فرار می گذارد اما دستگیر می شود و قاضی مایکل سیکونتی اورا به پرداخت کرایه تاکسی و نیز پیاده رفتن آن مسافت 30 مایلی محکوم می کند که ویکتوریا حُکم را می پذیرد و آن مسیر 30 مایلی (48 کیلومتری) را با پای پیاده طی می کند و پول را هم می پردازد.
        
    ویکتوریا و تیتر روزنامه

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    یک حادثه اتومبیل سبب شد که خبرنگاران مجبور به داشتن کارت گروه خون در جیب خود شوند ـ شرح ماجرا و اِکراهِ این نگارنده از آزمایش خون
    از تیرماه 1341 و در کابینه امیراسدالله علم، سپهبد عزیزی وزیر کشور شده بود. وی قبلا فرمانده ژاندارمری ایران بود. در آن زمان اداره مطبوعات (اینک بخشی از وزارت فرهنگ و ارشاد) در وزارت کشور و وابسته به این وزارت بود و وزارت کشور در ساختمانی در میدان ارگ (میدان 15 خرداد) مستقر بود و با سازمان انتشارات و رادیو دیوار مشترک داشت ـ در همین ساختمانی که اینک یک مجتمع قضایی قرار دارد.
         در زمانی که سپهبد عزیزی (امیرعزیزی) فرمانده ژاندارمری بود، یکی از معادن زغال سنگ شِمشَک ریزش کرده بود و شماری از معدن کاران در داخل تونل های آن گیر افتاده و در آنجا عملا محبوس شده بودند و بیم مرگ آنان می رفت. روزنامه های تهران چند خبرنگار به محل فرستاده بودند که با بی سیمِ نصب شده در جیپ های روزنامه ها با اطاق خبر روزنامه مربوط در تماس بودند و جزئیات تلاش برای نجات معدن کاران را گزارش می کردند و درج می شد. استقرار این خبرنگاران در بلندی های شمشک نوبتی بود و این خبرنگاران هرچند ساعت یک بار عوض می شدند.
        یک روز و پس از تعویض نوبت، اتومبیل چهار تَن از این خبرنگاران در بازگشت به شهر (تهران)، در جاده لشکرک از مسیر منحرف و به داخل یک گودال می افتد و خبرنگاران و راننده آنان مجروح می شوند. در این وقت، سپهبد عزیزی که برای بازدید از یک پاسگاه ژاندارمری به اوشان ـ فشم رفته بود به آنجا می رسد، «بادی گارد» خودرا مأمور محافظت از اتومبیل آسیب دیده می کند و مجروحان را شخصا به بیمارستان تجریش می رساند. یکی از مجروحان که دچار خونریزی شده بود نیاز به تزریق خون داشت ولی بیمارستان فاقد خونِ گروه O (گروه خونی که به همه می شود آن را تزریق کرد تا جبران خونریزیِ شان بشود). آزمایشگاه بیمارستان هم در آن ساعت تعطیل بود تا معلوم شود که خون خبرنگار مجروح از چه گروهی است تا از حاضران خواسته شود که خون اهداء کنند. تعیین نوع خون آنان هم نیاز به آزمایش و آزمایشگاه داشت.
        سپهبد عزیزی مجروح مورد بحث را با دلهره تمام و نگرانی از مرگ او در میان راه، به تهران و بیمارستان سینا می رساند و درمان می شود.
         وی با این تجربه، پس از انتصاب به وزارت کشور به روزنامه ها بخشنامه می کند که همه خبرنگاران (نَه، نویسندگان ثابت رسانه ها و اصطلاحا؛ روزنامه نگار نشسته) باید کارت حاوی گروه خون داشته باشند و این کارت در جیب شان باشد. روزنامه ها توجه نکرده بودند و عمر دور اول وزارت او (زمان نخست وزیری شریف امامی) چندان طولانی نبود و با اعتصاب معلمان تهران پایان یافت. عزیزی با نخست وزیر شدن امیراسدالله علم (پس از کناره گیری دکتر علی امینی در اواخر خرداد 1341) دوباره وزیر کشور شد و این بار به اداره مطبوعات وزارت کشور دستور داد که کارت روزنامه نگار بودنِ (کارت اشتغال به حرفه) خبرنگارانی را که کارت گروه خون نداشته باشند صادر و یا تمدید نکند و به این ترتیب خبرنگارانِ در صحنه مجبور به داشتن کارت گروه خون شدند. من [مؤلف این تاریخ آنلاین] از کودکی از گرفتن خون اکراه داشتم و برایم به نوعی چندش آور بود. بنابراین، منتظر پایان وزارت سپهبد عزیزی بودم که کابوس آزمایش خون را از سر بگذرانم که معلوم شد، وی این شرط را ضابطه کرده است و گریزی از آن نیست.
        یک روز که برای پوشش خبر یک قتل به محل وقوع آن رفته بودم، نه تنها کلانتر پلیس محل (کلانتری 15 تهران وقت) بلکه بازپرس دادسرا که به آنجا آمده بود از من مطالبه کارت خبرنگاری کردند که من به علت نداشتن کارت گروه خون آن را تمدید نکرده بودم و به زحمت افتادم و مجبور شدم که روز بعد از آن ـ دوم آذرماه 1342 برای تعیین گروه خون به مرکز انتقال خون بروم تا کار خودرا از دست ندهم و راحت شدم. [کُپی آن کارتِ گروه خون را در اینجا می بینید].
        طولی نکشید که وزارت اطلاعات و جهانگردی تأسیس شد و «اداره مطبوعات» که تا آن زمان با 3 کارمند، فقط در یک اطاقِ ساختمان وزارت کشوز قرار داشت از وزارت کشور به آنجا انتقال یافت. وزارت اطلاعات و جهانگردی در ساختمان انتشارات و رادیو در میدان ارگ و دیوار به دیوار وزارت کشور برقرار شده بود و نصرت الله معینیان ـ روزنامه نگار اصفهانی و رئیس پیشین انتشارات و رادیو (متوفی در فرانسه در 92 سالگی) وزیر وقت، صدور کارت خبرنگاری از سوی آن وزارت را لغو کرد و از آن پس روزنامه ها خودشان و به امضای ناشر نشریه، کارت خبرنگاری صادر می کردند. [اداره مطبوعات و رسانه ها که در یک اطاقِ وزارت کشور قرار داشت اینک در یک ساختمان چند طبقه در خیابان قائمقام فعالیت دارد و زیر نظر یکی از معاونان وزیر فرهنگ و ارشاد].
        
    کارت تعیین گروه خون کیهانی زاده (مؤلف این تاریخ آنلاین و ناشر مجله روزنامک) صادر شده در آذرماه 1342 (63 سال پیش)

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com