Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
3 فوريه
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 3 فوريه
ایران
آغاز تجربه ای نامطلوب برای ایران، تجربه ای كه به سیه روزی ایران انجامید
سال میلادی 1803 آغاز تجربه تازه ای برای ایران بود كه نتایجی بس نامطلوب برای این ملت كهن و قرن ها یك اَبَرقدرت توانمند به بار آورده است.
     از فوریه این سال، رقابت قدرت های اروپایی بر سر ایران و استفاده از ایران برای رسیدن به هدف های استعماری خود در مشرق زمین وارد مرحله تازه خود شد و مقامات دولتی ایران كه با این بازی ناآشنا، و آگاهی های درست و جامعی از اوضاع جهان و تحولات روز نداشتند و بیشتر وقتِشان در حرمسرا و چاپلوسی از یگدیكر می گذشت وطن را قربانی و بازنده درازمدت آن كردند . این اصحاب اختیار به دلیل این گرفتاری ها و نیز كوته فكری؛ حتی تلاشی برای آشناشدن با تحولات سیاسی روز به عمل نیاوردند و سرزمین ایران كوچك و از قافله پیشرفت عقب افتاد و ....
    تا این سال لُرد« ولسلی Lord Wellesley» نماینده انگلستان در هندوستان، این سرزمین را به صورت گوشه ای ثابت از امپراتوری لندن درآورده بود. وی كه در آغاز به عنوان نماینده انگلستان در بَنگال وارد هند شده بود با سركوب قدرت های محلی هند كه با هم اتحاد ضمنی داشتند و نیز اخراج فرانسویان و سایر اروپائیان، همه آن سرزمین پهناور را مستعمره انگلستان كرده بود و فرماندار كل و تام الاختیار آن شده بود و در صدد بستن راههای رخنهِ غیر به هند و مسدود كردن دیوارهای كوتاه اطراف آن بر آمده بود و ایران را رخنه گاه تشخیص داده بود و به طرح نقشه مداخله پرداخته بود.
     ناپلئون بناپارت مرد قدرتمند وقت اروپا و دشمن سوگند خورده انگلستان كه این را می دانست، به فرستادن نماینده پشت نماینده به تهران و دادن هرگونه وعده مساعدت دست زده بود. الكساندر اول تزار تازه روسیه كه به سبب برخورداری از آموزگاری همچون «لاهارپِ» سویسی، نسبت به پدرش اطلاعات تاریخ ــ جغرافیایی و منطقه ای بیشتری داشت در صدد گسترش قلمرو روسیه در جهات جنوب و شرق برآمده بود و در اجرای این سیاست به ژنرال «سی سیانوف» دستور حركت از تفلیس به سوی اَرَس را داده بود و در این میان، تهران بی خبر از همه جا، صحنه بازی های این سه قدرت شده بود. نمایندگان این سه قدرت، هركدام بر پایه منافع دولت متبوع و بر ضد دو حریف دیگر حرف هایی به مقامات تهران می زدند؛ به گونه ای كه تهران به تدریج به صورت ابزاری در آمده بود كه هر چند وقت در دست یكی از قدرت های اروپایی قرار می گرفت و از آن پس، تاریخ ایران عمدتا شرح همین بازی ها بوده و ....
     برای دولت وقت تهران (زمان سلطنت فتحعلی شاه و ولیعهد نسبتا لایق او عباس میرزا) خطر روسیه لمس شدنی بود، زیرا نیروهای آن دولت به سرعت شهرهای قفقاز ایران را تصرف می كردند و پیش می آمدند و معلوم نبود كه در كجا متوقف شوند.
     در این شرایط عباس میرزا دست بكار شد، نیروهای سی سیانوف را در برخورد اول شكست داد و بسیاری از شهرهای از دست رفته از جمله ایروان، شوشی، گنجه و باكو را پس گرفت كه در این میان آن ژنرال روس هم در باكو كشته شد .
     عوامل انگلستان و فرانسه كه همانند سایه، عباس میرزا را دنبال می كردند آموخته بودند كه چگونه راه او را به سود سیاست خود تغییر دهند و دیدیم كه همین بازی ها ایران را به روز سیاه نشاند و ....
     سازش ناپلئون و تزار الكساندر اول در هفتم جولای 1807 در «تیلسیت» و تقسیم اروپا میان خود و بازشدن دست روسیه برای جنگ با عثمانی و ایران طعم تلخ دیپلماسی غرب را به عباس میرزا چشانید و تهران با مرخص كردن مستشاران نظامی فرانسه به فرماندهی ژنرال گاردان عملا در آغوش قدرت سوم یعنی انگلستان قرار گرفت كه در آرزوی چنین فرصتی بود.
    
از راست: ويليام پيت نخست وزير انگلستان، الكساندر اول تزار روسيه، ناپلئون، عباس ميرزا، و فتحعلي شاه قاجار

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و به این سان شاه قاجار از منطقه سلیمانیه صرف نظر كرد! ـ کشورسازی و نامگذاری های ژنرال کاکس
محمدشاه قاجار
محمدشاه قاجار (متولد 1807 و متوفی در سال 1848 ـ سال انقلابات اروپا که دارای 15 زن عقدی و صیغه ای بود و از آنان 11پسر و 9 دختر داشت) به اصرار انگلستان و روسیه، سوم فوریه سال 1846 میلادی از حاكمیّت ایران بر منطقه سلیمانیه (واقع در عراق امروز) صرف نظر و با انتقال آن به دولت عثمانی موافقت كرد. این منطقه تا آن زمان گوشه ای از قلمرو بلامنازع ایران بود. ساكنان این منطقه عمدتا کُرد و نیز تُركمان (از بازماندگان طوایف مهاجر آق قویونلو و قره قویونلو) بودند. تا زمان واگذاری سلیمانیه به عثمانی، این دولت بر بسیاری از سرزمین های عربی و از جمله بین النهرین و حجاز دست یافته بود. این سرزمینها در اواخر جنگ جهانی اول به دست انگلستان و فرانسه که مترصد فرصت بودند افتادند که بعدا برپایه منافع خودشان به ترسیم نقشه های جغرافیایی؛ تقسیم و مرزبندی آنها پرداختند و دولت لندن عراق، اردن و کویت را تاسیس کرد و بعدا [اواخر دهه 1920] موافقت کرد که از ادغام حجاز، نجد، حساء و قطیف [این دو منطقه جنوب شرقی و شیعه نشین كه در قدیم با جزایر مجاور در خلیج فارس «بحرین» خوانده می شدند و در قلمرو ایران بودند] کشور سعودی به وجود آید.
     ژنرال پرسی کاکس مبتکر تقسی مبندی و اسم گذاری ها در منطقه اشغالی انگلستان بود که نام قدیمی (ایرانی) اراک را بر عراق گذارد و طرف فرانسوی را وادارکرد که نام قدیمی (رومی) را بر سوریه بگذارد که قبلا شام (شامات) بود. کاکس بود که نام رود اردن + طایفه کوچ داده شده هاشمی از حجاز را بر کشور تازه ساخت اردن گذارد [اردن هاشمی] که قبلا چنین کشوری وجود نداشت. کاکس که قبل از جنگ جهانی اول، کنسول دولت لندن در بوشهر و پس از جنگ نماینده آن دولت در تهران بود پیشنویس قرارداد با وثوق الدوله را با هدف تحت الحمایه لندن کردن ایران تنظیم کرده بود. کاکس که در 1864 به دنیا آمده بود در سال 1937 درگذشت و مأموریت او که روابط حسنه با خاندان سعودی داشت، منطقه خاورمیانه و هندوستان بود. ایجاد کویت از طرح های او بود که آن را در 1913 تنظیم کرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اصلاح قانون اساسی توسط تنها شش تن!
شش نفر به انتخاب مجلس شورای ملی برای تدوین اصول متمم قانون اساسی انتخاب شدند و از 14 بهمن ماه 1285 كار خود را آغاز كردند. به عبارت دیگر وظایف مجلس مؤسسان و نهایتا رفراندم عمومی [کسب نظر مردم] به این هیات كوچك واگذار شده بود!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در جریان دو جنگ جهانی قرن 20، تهران در چنگ قحطی، بیماری و مرگ
از آغاز زمستان 1296 هجری خورشیدی (1917 و 1918 میلادی) در شهر تهران كمبود مواد غذایی ناشی از جنگ جهانی اول که تا ایران کشانیده شده بود و نیروهای نظامی دولت های متخاصم ایران را هم صحنه و میدان نبرد خود ساخته بودند آشگار شده بود. این وضعیت از 14 بهمن این سال (سوم فوریه 1918) شدت یافت و مردم در چند نقطه شهر تشكیل اجتماع داده و به دولت اعتراض كردند كه چرا قبلا پیش بینی های لازم را به عمل نیاورده بود . یكی از دلایل این كمبود در تهران، نا امنی راهها بود. راهزنان از ضعف نیروی انتظامی وقت به دلیل وجود نظامیان خارجی در كشور سوء استفاده كرده بودند و راهها و روستاها و حتی پاره ای از شهرهای كوچك را ناامن ساخته بودند. روستانشینان برای محافظت خود، قلعه ساخته و شبها در این قلعه ها بسر می بردند، اسلحه تهیه کرده و نوبتی شبها در برجهای قلعه به کشیک می ایستادند.
    کمبود مواد غذایی در شهرهای بزرگ باعث شیوع انواع بیماری های ناشی از سوء تغذیه و گرسنگی شده بود. در تهران، سرانجام دولت ـ به رغم خالی بودن خزانه به علت امتناع اصحاب ملک و درآمد [که هرکدام ارتباط به یک دولت خارجی داشتند] از دادن مالیات مجبور شد در چند نقطه شهر به صورت محدود آشپزخانه رایگان دایر كند.
     این وضعیت پس از شهریور 1320 (آگوست 1941) و اشغال نظامی ایران توسط نظامیان دولت های مسکو و لندن تکرار شد و تا سه سال ادامه یافت که بیماری تیفوس و مرگ مردم را به دنبال داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تیترهای صفحه اول شماره 15 بهمن 1357 روزنامه اطلاعات و سه خبر از صفحه آخر این شماره آن روزنامه برای ماندن در تاریخ



    



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
درآمد ایران از صدور نفت در سال 1957 (بهمن 1335 تا بهمن 1336) 160 میلیون دلار و در سال 2011 به رغم تحریم ها و محدودیت بیش از 90 میلیارد دلار

     15بهمن 1336 = 4 فوریه 1958 (21 سال پیش از پیروزی انقلاب) دولت وقت ایران به مناسبت پایان سال میلادی 1957 و طبق روال همه ساله، درآمد خود از نفت در آن سال و چگونگی هزینه این پول را اعلام داشت.
    طبق این اعلامیه، عایدی ایران از نفت در سال 1957میلادی، 76 میلیون لیره انگلیسی (پاوند استرلینگ) بود و به پول آن زمان، حدود 160 میلیون دلار آمریکا كه سهم هر ایرانی از آن [بر پایه جمعیت آن سال] در هر روز بالغ بر دو قران (2 ریال) می شد. درآمد ایران از صدور نفت در سال 2011 (1390 هجری خورشیدی) به رغم تحریم ها و محدودیت ها، اندکی بیش از نود میلیارد دلار آمریکا بود که گویا جزئیات کامل هزینه کردن آن هم اعلام نشد. از اظهارات برخی منتقدین چنین بر می آید که ظرف هفت سال منتهی به نیمه ی سال 1391 هجری (2012 میلادی) ششصد میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران (ذخایر مربوط) به مصرف رسیده بود.
    در سال 1958 (1336 هجری خورشیدی) دلار آمریکا هفت تومان و لیره انگلیسی حدود 15 تومان بود که بهای دلار نسبت به ریال در تهران (بازار آزاد) در هفته ای که به 27 ژانویه 2012 (بهمن 1390 هجری خورشیدی) ختم شد به دو هزار تومان رسیده بود یعنی نزدیک به سیصد برابر سال 1958 و در پایان ژانویه 2013 به حدود 4 هزار تومان ـ نزدیک به 600 برابر. کارشناسان امور پول، یکی از علل نوسانهای شدید بهای ارز در دسامبر 2011 و ژانویه 2012 را، رواج بورس بازی روی ارز به دست داده بودند. ایران تا نیمه دوم سال 1352 (1973 میلادی) که کشورهای عربی صادرات نفت خودرا متوقف کردند و بهای نفت خام ناگهان چند برابر شد، یک کشور ثروتمند نبود و افرادی که حرص مقام دولتی بزنند زیاد نبودند و گاهی اوقات برای یافتن یک فرد برای انتصاب به مقامی غیر اقتصادی مثلا مدیریت آموزش و پرورش تهران مدت ها صرف وقت می شد و کار به التماس کردن می کشید. اشاره به یک نمونه آن که مشهور است:
    در شهریور 1335 تهران بزرگ شده بود و دولت می خواست در این شهر یک اداره کل آموزش و پرورش تاسیس کند و امور مدارس نواحی شهر را به این اداره بسپارد. برای تاسیس این اداره در بخشی از جنوب زمین دبستان نظامی واقع در خیابان سپه (خیابان امام خمینی) که رو به روی پارک شهر قرار داشت یک عمارت ساخته بودند ولی به حد کافی میز و صندلی نداشت و برای انداختن شیشه های پنجره ها پول نبود. مسئله بزرگتر، یافتن مدیرکل و کارمند برای این اداره بود. معلمان می گفتند که چرا باید 18 ساعت تدریس در هفته و 9 ماه در سال را رها کنند و کار 36 ساعت در هفته و 11 ماه و چند روز در سال را بپذیرند؟!. برای پُرکردن اطاق ها، از مردم و سازمانهای دیگر خواسته بودند که اگر میز و صندلی اضافی دارند اهداء کنند. نمی شد نامه و هرگونه کاغذ دیگر را روی میز باقی گذاشت زیراکه پنجره ها بدون شیشه بود و باد نامه ها را پراکنده می ساخت. بدتر از همه، کِسی حاضر نمی شد مدیرکل این اداره شود. می گفتند که با کدام پول؟، مگر دیوانه هستیم که دردِ سر بپذیریم. بالاخره دکتر فاطمی مسئول وقت امور اداری و کارگزینی کل وزارت فرهنگ (وزارت آموزش و پروش) از دوست خود مصطفی زمانی ـ دوست شخصی که پس از بازنشسسته شدن به اتفاق مدرسه عالی دختران را در ونک تاسیس کردند که اینک دانشگاه است ـ خواست که مدیرکلی آموزش و پرورش تهران را بپذیرد. ولی، اطاق مدیرکل میز و صندلی نداشت و «مصطفی زمانی» از خانه خود میز و صندلی آورد و چون پنجره های اطاق شیشه نداشت و مگس ها و زنبورهای پارک شهر وارد اطاق مدیرکل می شدند، وی چند «مگس کُش و بادزن» خریده بود و هرکس که وارد اطاق انتظار مدیرکل می شد تا نوبت ملاقات دست دهد یکی از مگس کُش ها و یا بادزن ها را به دست می گرفت تا مگس هارا از اطراف خود پراکنده کند و ....
    مثالی دیگر: برای پرداخت عیدی معلمان تهران در نوروز 1350، پول نبود و شورای آموزش و پرورش شهر برای پرداخت آن متوسل به استقراض شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«امید ایران» در مدار زمین


چهاردهم بهمن 1387 (دوم فوریه 2009) ماهواره «امید ایران» در مدار زمین قرارگرفت. این ماهواره که با موشک سفیر ـ 2 به مدار زمین فرستاده شده بود دارای هشت آنتن مخابراتی بود و هر شبانه روز 15 بار کره زمین را دور می زد. به این مناسبت در ایران، چهاردهم بهمن ماه «روز فناوری فضایی» نامگذاری شده است. ایران قبلا با یک موشک روسیه ماهواره مخابراتی به مدار زمین فرستاده بود. در تهران تاکید شده بود که در ساخت و پرتاب ماهواره «امید ایران» و موشک بالابرنده آن از کمک و همکاری دیگران استفاده نشده است. «امید ایران» درست 43 سال پس از فرود آمدن آرام نخستین ماهواره ساخت دست بشر در کره ماه به مدار زمین فرستاده شد. دانشمندان روس سوم فوریه 1966 لونای نهم را در کره ماه فرود آورده بودند که ثابت شد برخلاف تصور، سطح ماه بمانند سطح کره زمین سخت است. روس ها چهارم اکتبر 1957 نخستین ماهواره ساخت بشر ـ Sputnik-1 را در مدار زمین قرارداده و 12اپریل 1961 یوری گاگارین را به فضا فرستاده بودند که با این کار، مسابقه موشکی ـ فضایی قدرت های وقت آغاز شد.
     «امید ایران» روزی گردش خودرا پیرامون کره زمین آغاز کرد که 521 سال پیش آن استعمار مشرق زمین توسط اروپاییان با ورود «بارتولمو دیاز Bartolemeu Dias» دریانورد پرتغالی به جنوب قاره آفریقا (دماغه امید نیک) شروع شده بود. دیاز که سوم فوریه سال 1488 پا بر ساحل خلیج موسل Mossel Bay در جنوب آفریقا گذارد نخستین اروپایی بود که با همراهان تا این حد از راه دریا به سوی شرق پیش آمده بود و جانشینانش از همین طریق وارد سواحل شرقی آفریقا، هند، خلیج فارس، اندونزی و ... شدند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
بیژن نوباوه: فلسفه کمک مالی دولت به مطبوعات چیست؟ ـ چرا به روزنامه ای با درآمد میلیاردی از آگهی کمک مالی می دهند؟ ـ تعاریف نشریات
بیژن نوباوه
بیژن نوباوه از وجود تبعیض در کمک مالی دولت به مطبوعات* انتقاد کرد. وی گفت که در حال حاضر کمک مالی به مطبوعات ناعادلانه و غیرتخصّصی (بدون ضابطه) داده می‌شود. مثلا روزنامه‌ای که درآمد میلیاردی از آگهی دارد، از دولت هم کمک مالی می گیرد!.
    نوباوه که اظهارات او، یازدهم بهمن 1392 توسط خبرگزاری فارس انتشار یافته و این خبرگزاری از او به عنوان نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نام برده بود این پرسش ها را مطرح کرد که فلسفه اعطای یارانه (کمک مالی) به مطبوعات چیست؟. به علاوه، روزنامه‌ای که 10 صفحه آگهی دارد، چرا باید از دولت یارانه بگیرد؟. چرا باید به برخی روزنامه‌ها 600 میلیون یارانه داده شده باشد؟. چرا یک روزنامه محلی در جنوب کشور 660 میلیون یارانه گرفته است؟.
     وی با بیان اینکه توزیع یارانه‌ به مطبوعات قابل توجیه نیست، گفت که اگر این روند ادامه یابد وزیر ارشاد را به مجلس خواهیم کشاند.
    ــــــــــــــــــ
    
    * مطبوعات قوه چهارم دمکراسی اعلام شده اند و قوای دمکراسی در هرکشور باید جدا ازهم باشند [اصل تفکیک قوا] و بنابراین، کمک مالی دولت ها به مطبوعاتِ حرفه ای خلاف اصول ژورنالیسم و مغایر قواعد دمکراسی است و در حال حاضر در جهان، تنها دو سه دولت ازجمله جمهوری اسلامی ایران به مطبوعات حرفه ای کمک مالی می کنند. طبق تعاریف روزنامه نگاری، مطبوعات به 3 دسته تقسیم شده اند؛ نشریات حرفه ای (نشریه ای که هدف از تاسیس آنها کسب و کار از این طریق است و در مورد نشریه روزانه، اگر تا صد شماره به دخل = خرج نرسد، ثابت می شود که مورد پسند مخاطبان نیست و با آن وضعیت و روش نمی تواند بکار ادامه دهد ـ همانند هر کسب و کار دیگر)، دسته دیگر مطبوعاتِ اختصاصی هستند (نشریات متعلق و یا وابسته به احزاب، سازمانهای دولتی و عمومی، نشریات با هدف خاص. در ایران: روزنامه های همشهری، جام جم و روزنامه وابسته به هلال احمر و .... این نشریات در زمینه وظایف موسسه صاحب آن و پیشبُرد برنامه هایش باید مطلب بنویسند و بازوی روابط عمومی آن موسسه بشمار می آیند، و نباید بازرگانی عمل کنند یعنی که آگهی تجاری بگیرند و تکفروشی عمومی داشته باشند ـ باید میان اعضای حزب و کارکنان همان موسسه و علاقه مندان به آن کار و وظیفه توزیع خاص شوند و احیانا حق اشتراک بگیرند. توزیع خاص یعنی هوُم دلیوری = ارسال به خانه از طریق پیک و یا پُست) و دسته سوم نشریات تخصّصی هستند (علمی، ادبی، هنری، ورزشی و از این قبیل که در همین زمینه ها و با هدف آموزش عمومی و پیشرفت تخصص منتشر می شوند.). نشریات دسته سوم عمدتا به صورت غیر انتفاعی تاسیس می شوند و اگر چنین باشد می توانند از کمک مالی دولت، افراد و سازمانهای خیریه برخوردار شوند. پول دولت که از طریق مالیات مستقیم و غیر مستقیم و عملکرد سازمانها و منابع وابسته و مثلا فروش نفت و مواد معدنی تامین می شود متعلق به یکایک مردم است و نمی توان با آن بذل و بخشش کرد و حیف و میل شود. علاوه بر دادستان کل کشور، هر تبعه می تواند به اقدام دولت و تصمیم مالی مجلس و مصوبات از این قبیل ایراد بگیرد و قضیه را در کشور خود به رسانه ها و دیوان عالی کشور بکشاند. معادن و منابع هر کشور متعلق به همه ملت است زیرا پدران و نیاکان اتباع و در طول قرون و اعصار برای محافظت از سرزمین جنگ ها کرده و جان داده اند تا باقی بماند و ارثی برای فرزندانشان باشد و کشور ـ همه سرزمین اعم از کوه و دشت و آبهای ساحلی و منابع آن متساویا متعلق به مردم آن است، باید ملی باشند و نباید درآمد ناشی از آنها اسراف شود و در راههای خلاف استاندارد جهانی و مثلا کمک مالی به مطبوعات عمومی (که کسب و کاری عادی است) به مصرف برسد. فراموش نشود که یکی از اتهامات غلامرضا کیانپور وزیر وقت دادن کمک مالی به مطبوعات بود که دادگاه انقلاب اورا اعدام کرد.
    نظام های ایدئولوژیک (مکتبی ـ مسلکی) می توانند روزنامه حکومتی و ملی داشته باشند. در ایران که دارای نظام مذهبی است، روزنامه های کیهان و اطلاعات حکومتی و روزنامه ایران نشریه ملّی کشور است و رسانه های حکومتی و ملی (نشریات و رادیوتلویزیون) در تعاریف سه گانه که در بالا ذکر شد قرار نمی گیرند و تعریف جداگانه دارند. رسانه های حکومتی باید پاسدار مکتب و اصول نظام و رسانه های ملی ناشر اخبار همه فعالیت ها بدون جهت گیری باشند و بنابراین، رسانه های ملی باید هر سه تعریف ذکر شده در بالا را توأما تامین کنند یعنی به مثابه خورشیدی باشند که یکنواخت بر همه کشور بتابد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو اندیشه
بیانیه توماس پِین در دفاع از انقلاب فرانسه ـ فرضیه او درباره انگیزه انقلاب و نیز شکست آن
Thomas Paine

توماس پین Thomas Paine (متولد 29 ژانویه 1737 و متوفی در هشتم ژوئن 1809) نویسنده و اندیشمند بلند آوازه قرون هجدهم و نوزدهم و مؤلف «حقوق انسان» سوم فوریه سال 1791 درلندن بیانیه ای مفصل در دفاع از فرانسویان که دست به انقلاب زده بودند منتشر ساخت. ظاهرا هدف «پین» که خود او در جریان آغاز کار انقلاب فرانسه و از محرکّان آن جنبش بود از صدور این بیانیه این بود که ثابت کند «انقلاب و عصیان» نتیجه بی اعتنایی طولانی دولت به خواست عمومی و حل مسائل است. وی در این بیانیه اندرز داده بود که انقلاب پس از پیروزی و انجام دگرگونی، اگر به دست نااهل افتد شکست خواهد خورد.
     «پین» قبلا با انتشار نظرات خود تحت عنوان «عقل سلیم» مهاجرنشینان انگلیسی آمریكای شمالی را ترغیب به برگیری پرچم انقلابِ استقلال كرده بود. وی در طول اقامت در پاریس و شرکت در انقلاب فرانسه «کتاب حقوق انسان» را نوشت که مبنای نخستین اعلامیه حقوق بشر مصوّب مجمع انقلاب (انقلاب فرانسه) قرارگرفت. به نظر پین، یك انسان حق دارد امنیت و آزادی داشته باشد و شخصیت و شئون او رعایت شود و حق اوست كه در برابر ستم از خود دفاع كند و به دادگاه مستقل برای تظلم دسترسی داشته باشد. انسان حق مالكیّت بر انسان را ندارد و استثمار به هر شكل و نیز بازداشتِ خودسرانه ممنوع است.
    مفسران معاصر در تفسیر بیانیه فوریه 1791 توماس پِین نوشته اند که ناپلئون با اقدام خود (کودتا)، فرانسه را که انقلابش طبق فرضیهِ پین به بیراهه افتاده بود نجات داد ولی، امور روسیه از دهه دوم پس ار انقلاب در دست نااهلان قرار گرفت و ادامه یافت و سرانجام، این انقلاب شکست خورد، اتحاد شوروی فروپاشید، دولت های سوسیالیست اروپا از میان رفتند و این وضعیّت، در سراسر جهان مردمِ خواهان برابریی ها را سرخورده ساخت و سوسیالیسم کمرنگ شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
استقرار مهاجران روس در کالیفرنیا
یک دسته از روس هایی كه به سواحل غربی آمریكا مهاجرت كرده بودند دوم فوریه 1811 در شمال سانفرانسیسكو مستقر شدند و یك مركز خرید و فروش دایر كردند. دوم فوریه سال بعد (سال1812) ایوان کوسکوف روسی در ساحل خلیج بودگا و در 33 کیلومتری شمال سانفرانسیسکو ساخت یک دژ نظامی را آغاز کرد که اینک به «فورت روس» معروف است.
    وی از جانب دولت روسیه مامور ساختن این دژ نظامی شده بود تا از مهاجران روس در کالیفرنیای شمالی محافظت کند. کوسکوف با یک ناو توپدار وارد خلیج بودگا شده بود. مهاجران روس تا دهه 1840 در اینجا باقی ماندند که رودخانه محل هنوز به رودخانه روسی معروف است. در آن زمان و تا فوریه 1848 کالیفرنیا بخشی از سرزمین مکزیک و آلاسکا متعلق به روسیه بود. روس ها بعدا محل استقرار خود در کالیفرنیا را به یک کمپانی آمریکایی و نیز همه آلاسکارا به دولت آمریکا فروختند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
«كمون پاریس» و دفاع بی سابقه و طولانی همشهریان
واحدهای ارتش فرانسه مامور دفاع از پاریس 29 ژانویه سال 1871 پس از پنج ماه مقاومت در برابر ارتش آلمان به دلیل كمبود خوار و بار در شهر؛ اعلام تسلیم كردند، ولی گارد ملی شهر، روشنفكران و كارگران با ایجاد جنبش «كمون Commune» به مقاومت ادامه دادند و این بار، عمدتا در برابر دولت شكست خورده فرانسه، و مانع بازگشت مقامات دولتی شدند كه با نزدیك شدن آلمانی ها از پاریس خارج شده بودند.
     در پی ایجاد كمون پاریس، جنبش های مشابهی در چند شهر دیگر فرانسه از جمله لیون و مارسی تشكیل و زمام امور را به دست گرفتند.
    ارتش فرانسه در دوم سپتامبر 1870 در «سدان» از ارتش پروس (برلین) شكست خورده بود و 18 ژانویه امپراتور پروس در «ورسای» فرانسه تاج امپراتوری آلمان واحد را برسر گذارده بود و خود را قیصر همه آلمان اعلام کرده بود. بیسمارك که از قبل، طرح جنگ با فرانسه را به عنوان سومین «جنگ اصطلاحا محدود» تهیه كرده بود؛ در یک فرصت مناسب با چند دسیسه فرانسه را تحریك به آغاز آن كرده بود.
    هدف بیسمارك از این جنگهای به گفته خودش؛ محدود، تامین وحدت آلمان بود كه در طول تاریخ عمدتا به صورت امیرنشین های مستقل عمل كرده بود.
    «كمون پاریس» به نام مخالفت با شرایط قرارداد صلح با آلمان كه دولت فرانسه آن را امضاء كرده بود و متعهد به پرداخت غرامت شده بود دست به قیام زده بود و از دولت سلب حاكمیّت و صلاحیّت كرده بود.
    حكومت «كمون» بر پاریس ماهها طول كشید. كمونار(Communard) ها كه سربند سرخ رنگی بر سر می بستند و مركب از مردان و زنانِ عمدتا مسلح بودند تا 28 ماه مه بدون برخورد با نیروهای دولتی فرانسه به حكومت كردن پرداختند و اعلام داشتند كه به همان گونه كه پیش از پیدایش حكومت، گروههای انسانی برادروار باحقوق مساوی و استفاده مشترك از منابع، زندگی می كردند و طبقه و امتیاز نبود از این پس هم در قلمرو آنان نخواهد بود؛ همه برابر و كارگرند و در تولید ومصرف شریك یكدیگرند و مطلقا برتری وجود نخواهد داشت. مردم در حكومت شریكند و تصمیمات به صورت گروهی گرفته می شود.
    دولت فرانسه كه نمی توانست این وضعیت را برای مدتی طولانی تحمل كند، نیمه شب 28 ماه مه واحدهای ارتش را از طریق محله اعیان نشین پاریس وارد شهر كرد و جنگ خیابانی نظامیان دولت با كمونارها نزدیك به دو ماه طول كشید. نبرد خیابانی و خانه به خانه، بسیار شدید و قهرمانانه بود. محله های كارگرنشین با تمام وجود از كمونارها دفاع كردند. یك گردان از زنان مسلح كمونار كه به ابتكار یك زن روس تشكیل شده بود تا آخرین نفر جنگید. همه خیابانها و كوچه های پاریس سنگر بندی شده و به صورت خاكریز در آمده بود.
     در نبرد خیابانی پاریس جمعا 25 هزار تَن كشته شدند. پس از پایان نبرد خیابانی پاریس و بازگشت مقامات دولتی به شهر، اعلام شد كه نظام فرانسه جمهوری خواهد بود. سالها بود كه باردیگر نظام سلطنتی به فرانسه باز گشته بود و پادشاه فرانسه در «سدان» تسلیم نیروهای آلمان (پروس) شده بود. كمون پاریس در آن سال شكست خورد، ولی این اندیشه همچنان باقی مانده است.
    
جمعي از كشته شدگان جنگهاي خياباني سال 1871 پاريس در تابوتها


    
منظره خيابان اصلي پاريس، يك روز پس از زدو حوردهاي نظاميان دولتي و كمونارها

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سالروز درگذشت «هاینكل» سازنده شكاری بمب افكنهای آلمان در دو جنگ جهانی قرن 20 و مخترع جت موشكی
دوم فوریه سالروز درگذشت دكتر ارنست هینكل Ernst H. Heinkel سازنده هواپیماهای نظامی آلمان در دو جنگ جهانی است که در 70 سالگی بسال 1958 فوت شد. وی همچنین در ساختن هواپیمای دریایی به ژاپن و جت جنگنده اف ــ 104 به آمریكا كمك كرد.
    
Dr. Ernst H. Heinkel

هاینكل كه در 1888 در سوابیای آلمان متولد شده بود نخستین هواپیمارا درسال 1911 ساخت. وی در طول جنگ جهانی اول نخستین هواپیماهای نطامی را برای ارتش آلمان تولید کرد كه سی فروند از آنها هم در اختیار اتریش، متحد آلمان قرار گرفت.
     پس از جنگ، چون آلمان تا مدتی از ساختن هواپیما محروم بود به اختراع هواپیمای دریایی موفق شد كه آن را در سوئد به تولید انبوه رساند و از آنجا به ژاپن رفت و نوع نظامی هواپیمای دریایی را برای این كشور ساخت [هواپیمایی كه می تواند از روی آب به پرواز درآید و روی آب فرود آید]. پس از افتادن زمام امور آلمان به دست هیتلر به ساختن شكاری و بمب افكن برای «لوفت وافه ـ نیروی هوایی آلمان پرداخت و بمب افكن دوموتوره «H -111» با سرعت 375 كیلومتر در ساعت، اولین اختراع او بود. وی همزمان در كارخانه خود، هواپیمای مسافری «ه ـ 70 » را تولید می كرد.
     هاینكل پس از ساختن هفت هزار و 300 فروند «ه ــ 111» كه بر خلاف هواپیماهای نظامی سایر كشورها قادر به شیرجه رفتن روی هدف بودند به ساختن بمب افكن های سنگین H -117 اقدام كرد و سپس به ساختن جنگنده H - 100 با سرعت747 كیلومتر در ساعت پرداخت كه بیش از حد اكثر سرعت هواپیمای ملخدار بود.
     هاینكل از آن سپس تلاش خود را صرف ساخت هواپیمای با موتور موشكی بكار برد و هواپیمای آزمایشی از این نوع؛ H - 178 را تولید كرد. همزمان، بمب افكنهای ویژه حملات شبانه H-219 را برای نیروی هوایی آلمان ساخت.
     آخرین كار او ساخت نخستین هواپیمای جت با سرعت 930 كیلومتر در ساعت به نام « ه ــ 280 » بود كه دیگر خیلی دیر شده بود.
     پس از جنگ جهانی دوم ، هاینكل كارخانه خود را كه چندین بارهم بمباران شده بود به تولید دوچرخه و موتوسیكلت تبدیل كرد و از سال 1955 كه محدودیت ها رفع شد با ادغام شركت خود با یك شركت بزرگتر بار دیگر به تولید هواپیما و این بار هواپیمای غیر نظامی دست زد .
    هاینكل بعدا تجربه خود در ساخت جت را در اختیار آمریكا برای تولید جنگنده اف ــ 104 از نوع «جی» قرار داد.
جت موشكي H - 178

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 3 فوريه
  • 1377:   در این روز حدود دو هزار تَن از ساکنان شهر شِزنای Cesena ایتالیا واقع در شمال این کشور به دست نیروهای وابسته به واتیکان! کشته شدند.
        
        
  • 1468:  
    تصویری از گوتنبرگ

    یوهان گوتنبرگ Johannes Gutenberg سازنده نخستین ماشین چاپ كه خدمت بزرگی به گسترش علوم و ادبیات و ارتقاء معلومات عامه بود سوم فوریه 1468 در 68 سالگی درگذشت. وی که در ماینز آلمان بدنیا آمده بود همانجا درگذشت. اختراع او ـ ماشین چاپ در 1439 یک انقلاب در پیشرفت بشر خوانده شده است که با انتشار عقاید فلاسفه یونان باستان بویژه افلاتون به رنسانس و دوران روشنگری کمک بسیار کرد و دانش بشر ـ قبلا در یک منطقه و منحصر به جماعتی کم، جهانی شد. قرن ها پیش از او، چینی ها و كره ای ها فن چاپ بلوكی (به صورت مُهرزنی) را اختراع و بكار گرفته بودند که گوتنبرگ ماشین چاپ و انتشار انبوه را ساخت.
        
        
  • 1690:   برای نخستین بار در آمریکای شمالی، مهاجرنشین انگلیسی ماساچوست پول کاغذی چاپ کرد و به جریان گذارد زیراکه به حد کافی طلا، برای ضرب سکّه نداشت.
        
        
  • 1918:   انقلاب روسیه (انقلاب بلشویکی) پس از پیروزی که با ائتلافی از مخالفان داخلی و هواداران خارجی نظام تزاری رو به رو شده بود در این روز ارتش دهقانان و کارگران به نام ارتش سرخ را ایجاد کرد که با انتخاب این نام، نیروهای هوادار سلطنت به سفیدها معروف شدند. دولت انقلاب روسیه همچنین تاسیس یك پلیس امنیتی تحت نام «چِكا» را اعلام داشت. نام ارتش سرخ تا فروپاشی شوروی در دسامبر 1991 بر این ارتش باقی مانده بود.
        
  • 1924:  


    «وودرو ویلسون» یک اندیشمند و پروفسور و بیست و هشتمین رئیس جمهوری آمریکا در این روز در 67 سالگی در شهر واشینگتن درگذشت. وی 8 سال رئیس فدراسیون آمریکا و ده سال رئیس دانشگاه پرینستون بود. وودرو ویلسون کتاب های متعدد در زمینه تاریخ، سیاست، حکومت و تعلیمات مدنی تألیف کرده است. برخی از تألیفات او پس از یک قرن، هنوز از کتاب های درسی دانشگاهها هستند. «تاریخ مردم آمریکا» درباره مهاجرین به این سرزمین معروف تر از سایر تألیفات او است. پدر بزرگ او از اسکاتلند به آمریکا مهاجرت کرده بود. این تألیفات، وی را برنده جایزه نوبل سال 1919 در ادبیات کرد. وودرو ویلسون بود که آمریکا را وارد باشگاه قدرت ها کرد. او با این هدف، با محاسبات بسیار و دقیق، در چهارمین سال جنگ جهانی اول (سال 1917) که احتمال شکست آلمان و یارانش به نظر می رسید آمریکا را وارد این جنگ کرد و در ردیف فاتحان قرارگرفت و از سران مؤثر در قراردادهای پایان این جنگ و تغییر وضعیت جهان و نقشه های جغرافیایی بود. تاریخ نگاران وی را پیشنهاددهنده ایجاد «جامعه ملل» می دانند. او قبلا در کتاب هایش نیاز جهانِ قرن بیستم و قرون بعدی را به داشتن سازمانی با شرکت نمایندگان همه ملل که بر صلح و رعایت حقوق انسان نظارت اجرایی داشته باشد مطرح کرده بود که در عین حال حافظ میراث فرهنگی ملل باشد و در جریان بیماری های همه گیر و قحطی ها و پیشامدهای طبیعی نیز کمک رسان باشد. ویلسون پس از پایان دوران ریاست جمهوری اش در یک خانه کوچک معمولی (تاون هاوس) در شهر واشینگتن و به سادگی زندگی می کرد.
        
  • 1930:   حزب كمونیست ویتنام كه اینك زمام امور این كشور را به دست دارد به رهبری دكتر «هو شی مین» فعالیّت خود را آغاز كرد و تا به امروز پیروز بوده است.
        
        
  • 1962:   دولت آمریكا تحریم كامل تجارت با كوبا را به اجرا در آورد که تا به امرور (قوریه 2023) ادامه داشته است، ولی شکستی به انقلاب کوبا وارد نشده است و براه خود ادامه می دهد ـ راهی که فیدل کاسترو برایش تعیین کرده است.
        
        
  • 1966:   روادید ورود اتباع ایران به فرانسه لغو و رفت و آمد اتباع دو کشور به فرانسه و ایران بدون نیاز به اخذ ویزا شد که بیش از 11 سال طول نکشید.
        
        
  • 1972:   (بهمن ماه 1350) توفان برف و سرمای بی سابقه شمال غربی، مرکز و بخشی از جنوب ایران را فراگرفت که شش روز طول کشید و بر اثر آن بیش از 4 هزار تَن جان سپردند. ارتفاع برف در برخی از نقاط، هفت متر گزارش شده بود.
        
        
  • 2007:   در یک رویداد انفجار بمب در یک بازار شهر بغداد 133 تن کشته و بیش از 300 نفر مجروح شدند.
        
        
  • 2020:  


    فرانسیس شتاینر Francis G. Steiner نویسنده و فیلسوف فرانسوی ـ آمریکایی متولّد در شهر ویِن در این روز در 90 سالگی درگذشت. وی که به سه زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی رساله و کتاب نوشته است در پی رواج آنلاین ها و تماس های اینترنتی پیش بینی کرد که به تدریج فرهنگ های ملل به هم نزدیک شود و ملل علاوه بر زبان ملی با یک زبان بین المللی آشنا و سریعا از وضعیت و احوال یکدیگر با خبر شوند. او برخی از نظرات خود را در قالب داستان بیان کرده است.
        
        
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    پخش خبر توطئه بی سابقه برضد پادشاه مراكش (کودتا در آسمان) و سیلی خوردن ناظر پخش اخبار بامدادی رایو ایران!

        16 آگوست 1972 (25 اَمُرداد 1351) یك رویداد بی سابقه در آسمان مراكش (مغرب عربی) روی داد و یك جنگنده نیروی هوایی این كشور به سوی هواپیمای حامل حسن دوم پادشاه وقت مغرب كه از سفر خارج به پایتخت باز می گشت آتش گشود، ولی هواپیمای حامل پادشاه و سرنشینان آن آسیب ندیدند!. همزمان، چند هواپیمای نظامی دیگر كاخ سلطنتی و فرودگاه را به راکت و گلوله بستند که ویرانی ببارآمد و شماری هم مجروح شدند.
         نقشه این كودتای بی سابقه به نتیجه نرسید و واحدهای نظامی وفادار به پادشاه، كودتاگران را سركوب كردند و همان شب ژنرال افقیر طراح نقشه كودتا در خانه اش كشته شد و اعلام گردید كه خودكشی كرده است. چون پنج گلوله به شكم و گردن او اصابت كرده بود، خودكشی او با تردید رو به رو شد. وی رئیس پلیس و سازمان امنیت مراكش و مورد اعتماد حسن دوم بود. افقیر كه متعلق به یك طایفه صحرانشین بود پیش از استقلال مراكش، از افسران ارتش فرانسه بود. حسن دوم بعدا همسر و فرزندان ژنرال افقیر را دهها سال در صحرا زندانی كرد كه فرار آنان از زندان تاكنون سوژه چند كتاب شده است. دختر افقیر كه به پاریس فرار كرده بود كتابی تحت عنوان «حیات بربادرفته» منتشر ساخته و مطالبی را درباره وضعیت زندگانی در كاخ سلطنتی افشاء کرده است.
        اخبار مربوط به کودتای 16 آگوست مراکش شب هنگام به تهران رسیده بود. از آنجا که مربوط به پادشاه مغرب بود، سازمان رادیو تلویزیون ملی (صدا و سیما) درباره چگونگی پخش خبر از مقامات مربوط کسب نظر کرده بود و محمود جعفریان معاون سازمان، یادداشتی به اطاق خبر فرستاده بود که گزارش کودتا در آسمان فعلا [در نخستین بخش مشروح اخبار ـ اخبار ساعت 7 بامداد] از سه ـ چهار جمله بیشتر نباشد، برای پخش بیشتر در بخش هایی بعدی اخبار، تصمیم گرفته خواهد شد. این نگارنده (نوشیروان کیهانی زاده) که سردبیر اخبار بامدادی رادیو (اخبار ساعت 6، 7 و 8 بامداد) بود پس از دیدن یادداشت، میان دستور معاونت سازمان و اصول و قواعد ژورنالیسم که سوگند وفاداری به این اصول یادکرده است، اصول را برگزید و در تنظیم آن خبر، عناصر ششگانه و تنظیم رادیویی را (سبک «تی» ـ روشی که برای شنونده ـ مخاطبی که نه خبررا می بیند و نه می تواند برای مرور مجدد درگوشه ای نگهداری کند و به عبارت دیگر؛ خبر، آنی است و زودگذر) ملحوظ داشت و به تفصیل [کامل] به پخش داد. خبر 14 سطر تایپی (حدود دو دقیقهِ پخش) شده بود. گوینده خبر؛ «خانم فیروزه امیرمعز» و ناظر پخش «محمد قربانی» بود. طولی نکشید که جعفریان (که معمولا زودتر از ساعت اداری به ساختمان جام جَم نمی آمد) سراسیمه در اطاق خبر ظاهر شد و در حالی که خشمگین به نظر می رسید سردبیر [این نگارنده]، ناظر پخش و گوینده را به دفتر خود بُرد و ضمن اعتراض به هر سه، به جان محمد قربانی ـ مردی آرام، دوست داشتنی با قدّی نسبتا کوتاه ـ افتاد و سیلی زد (کاری که قبلا سابقه نداشت)، حال آنکه او کاری نکرده بود، فقط در پاسخ به اعتراض گفته بود که "دست من نبود و کاره ای نبودم، من ناظر فنی هستم".
        پس از خروج از دفتر جعفریان، این نگارنده و نیز فیروزه به قربانی گفتیم که اگر به دادسرا شکایت کند آنچه را که دیده بودیم شهادت خواهیم داد که چنین شکایتی صورت نگرفت.
        به گفتهِ تورج فرازمند رئیس وقت اخبار رادیو، جعفریان همان روز به او گفته بود که در آن گیر و دار، با این که کنترل اعصاب را با پاسخ هایی که از آن سه نفر شنیدم از دست داده بودم، یک لحظه به خاطرم رسید که اگر دست به روی کیهانی زاده بلند کنم اولا بلندتر و قویتر از من است و نترس، ثانیا گرفتار اعتراض سندیکای روزنامه نگاران شوم، اعلامیه بدهد و ماجرای سپهبد نصیری (آذرماه 1339 ـ سرتراشیدن و کتک زدن کیهانی زاده) و امیر اسدالله علم (مهرماه 1347 و ممنوع القلم شدن کیهانی زاده به مدت صد روز) تکرار شود و ای بسا که کیهانی زاده که با سیستم تبلیغات جهانی آشناست قضیه را دوباره یک مسئله کند و به شهرت جهانی دستگاه آسیب برسد، به علاوه کیهانی زاده عضو انتخابی شورای منطقه ای آموزش و پرورش است و بعید نیست که موضوع را به عنوان نطق پیش از دستور در شورا بگوید و در صورتجلسه ثبت شود و ....
        
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        مشروح ماجرای «کودتا در آسمان» با عکس های مربوط در سایت 16 آگوست این تاریخ آنلاین آمده است. همچنین می توان با تایپ کلمه افقیر در پنجره جستجو، مطلب را که دنباله بسیار داشته یافت و خواند.
        
     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
    پیام‌های تازه
    مقاله کیهان درباره ماهیت تلویزیون بي بي سي فارسی و پیش بینی های بهمن 1387 این روزنامه ـ اصرار مخاطبان به نقل اين مقاله
  •  
        سوم بهمن ماه 1387 (ژانویه 2009) پیامی از یک مخاطب دریافت شد که ضمیمه آن متن یک مطلب روزنامه کیهان بود که در شماره 19283 (دوم بهمن) این روزنامهِ وابسته به دفتر رهبری جمهوری اسلامی درج شده بود. مخاطب نوشته بود:
        
         "از آنجا که مظالم انگلستان در طول دو قرن گذشته را که در تاریخ آنلاین برای ایرانیان (این آنلاین) منتشر و ایرانیان را با تجربه گذشته آشنا ساخته اید؛ لطف کنید، این مطلب (نوشته روزنامه کیهان) را عینا نقل کنید تا در «تاریخ» باقی بماند و ....".
        
        کاپی (رونوشت ـ سی سی) این نامه و ضمیمه آن ظاهرا برای شماری دیگر ارسال شده بود. زیراکه دو تن از دریافت کنندگان این کاپی ها که یک نفرشان یک روزنگار قدیمی است و مخاطب این تاریخ آنلاین، تماس گرفتند و هرکدام با لحنی، ضمن اشاره به تعلل از درج مطلب، اشاره کردند که یا باید بخش «پیام ها» را از سایت تاریخ و سایت خبری ضمیمه آن (روزنامک) حذف کنیم و یا اینکه نامه های دریافتی را به همانگونه كه دریافت می شوند و تنها با یك اِدیت حرفه ای درج کنیم. این دو مخاطب اضافه کرده بودند که اگر تعلُّل از درج پیام به خاطر این بوده است که «کیهان» نام تنی چند از افراد را در مقاله اش ذکر کرده، این تردید بی مورد است زیراکه ذکر نام اشخاص در مقاله کیهان آمده است، نَه نوشته شما و نباید در آنان کدورت از شما به وجود آید.
        
         خلاصه این مکاتبات (در بالا) و متن ارسالی مقاله کیهان (پس از حذف نام روزنامه مورد اشاره و تبدیل برخی از اسامی به حروف اول اسم) در زیر درج می شود، از این قرار:
        
        "... این شبکه [تلویزیون بی بی سی به زبان فارسی] با استخدام شماری از همکاران سابق نشریات زنجیره ای و برخی افراطیون منزوی شده مدعی اصلاحات در حالی راه اندازی شده است که رادیو و سایت بی بی سی طی یکی دو سال اخیر عملا به رکود گراییده بودند.
         در طراحی این شبکه تلویزیونی [بی بی سی فارسی]، بنا را بر این گذاشته اند که از عناصری که طی سال های اخیر با نشریات زنجیره ای همکاری داشته اند در ویترین شبکه [گویندگی و گزارشگری] استفاده شود و عناصر نشاندار مطبوعاتی ـ سیاسی به پشت صحنه [طرح و تولید برنامه هاو ...] منتقل شوند.
         همچنین درکنار استفاده مستقیم از عناصری نظیر «ف. ق.» و ع. ر. (معاون فرهنگی وزارت ارشاد در دولت اصلاحات و سردبیر روزنامه توقیف شده آفتاب امروز و کتاب هفته)، در پشت صحنه نیز از همفکری مهره هایی نظیر «م. ش.» و «م. ب.» استفاده می شود.
         نکته قابل تأمل تلاش مکرر برخی چهره های داخلی نظیر ابطحی برای فرق قائل شدن بین بی بی سی و صدای آمریکاست به این مفهوم که این طیف کوشیده اند با تخطئه صدای آمریکا، چهره ای «متفاوت» و «حرفه ای» برای بی بی سی انگلیس (!) ترسیم کنند، نکته ای که این شبکه [رادیو تلویزیون] انگلیس با توجه به سوابق سیاه خود به شدت نیازمند موصوف شدن به آن است.
         در همین زمینه «ص. ز.» که همکاری دیرین با بی بی سی دارد طی مقاله ای در سایت آفتاب مدعی موفقیت بی بی سی شد و ادعا کرد این شبکه همزمان رقیب صدای آمریکا و تلویزیون جمهوری اسلامی است (!). وی برای جاانداختن بی بی سی، به صدای آمریکا به طور مبسوط حمله کرد.
         برخی گمانه ها حاکی از آن است که جریان افراطی پس از ناامید شدن از اقدامات چند سال گذشته آقایان کروبی و خاتمی در زمینه راه اندازی شبکه ماهواره ای [به خاطر مغایر قانون اساسی بودن این اقدام]، بی بی سی را جایگزین مناسبی برای پیشبرد پروژه مورد نظر و ناکام خود یافته اند و به این ترتیب تلاش می شود شبکه سخن پراکنی دولتی انگلیس، گویش و گریم ایرانی پیدا کند و به دلیل همین احساس قرابت بود که یک روزنامه [چاپ] تهران چند روز پیش [روز آغاز کار بخش فارسی تلویزیون دولتی لندن]، تیتر اول خود را به راه اندازی این شبکه اختصاص داده بود.
         خبر مهم دیگر که هدف اقدام اخیر دولت و وزارت خارجه انگلیس را روشن می کند و به دست می دهد؛ اظهارات بهمن ماه سال گذشته (1386) دو دیپلمات ارشد لندن یعنی جان ساورز سفیر انگلیس در سازمان ملل و سرنیگل شینوالد سفیر انگلیس در آمریکاست که به فاصله چند روز تاکید کرده بودند طی 18 ماه آینده دو انتخابات مهم [انتخابات مجلس در اسفند سال 86 و انتخابات ریاست جمهوری درخرداد 1388] در ایران برگزار می شود. بنابراین باید با افزایش فشارها به مردم ایران نشان داد که مقاومت آنها بر سر فناوری اتمی هزینه دارد و باید با چشم باز راه خودرا انتخاب کنند.
         بکاراندازی تلویزیون فارسی دولت انگلیس با کادر جمع آوری شده از میان عناصر ایرانی مدعی اصلاح طلبی و تحول خواهی، از چنان سناریویی ریشه می گیرد، هرچند که مرور زمان روشن خواهد کرد که این بی بی سی همانند صدها رادیو تلویزیون و وبسایت که علیه ایران فعالیت می کنند، امکان تأثیرگذاری بر افکار عمومی [ایرانیان را] ندارد.".





  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com