Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
30 آوريل
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 30 آوريل
ایران
اشاره ای به كارهای محمود غزنوی به مناسبت سالگرد مرگ او
تصویر سلطان محمود
مورخان انگلیسی كه درباره گسترش اسلام در قرن 11 میلادی در شبه قاره هند تحقیق كرده اند؛ درگذشت سلطان محمود غزنوی را 30 اپریل 1030 نوشته اند. سلطان محمود به نام گسترش اسلام، چند حمله نظامی به هند برد و از سوی خلیفه عباسی وقت مورد تقدیر قرار گرفت. وی با این اقدام خود نخستین سنگ بنای كشوری را گذارد كه 9 قرن پس از او به نام پاكستان مركب از مسلمانان هند پا به عرصه وجود گذارد.
     مشغله دیگر محمود كه شهر غزنه در ایران خاوری آن روز را پایتخت قرار داده در عمران و آبادانی اش كوشیده و آن را به مركز تجمع ادیبان و دانشمندان زمان تبدیل كرده بود جلوگیری از گسترش مهاجرت سلجوقیان بود كه در ماوراء آمو دریا (جیحون) پراكنده بودند. قلمرو سلطان محمود محدود به ایران خاوری بود و در مركز و غرب ایران از ری (تهران) تجاوز نكرد. با این كه پارسی، زبان نیاكان سلطان محمود نبود (زیرا که از ترکان غز بود)، وی با حمایت از شعرایی كه در دربار او گرد آمده بودند عملا به شعر و ادب پارسی خدمت بسیار كرد. بیشتر شهرت سلطان محمود به دلیل مدح او از سوی همین شاعران و ادیبان بوده است. فردوسی پنج سال پیش از درگذشت سلطان محمود در 87 سالگی در توس فوت شده بود . فردوسی كه برابر كوروش و داریوش به ایران خدمت كرد از شاعران دربار سلطان محمود و طرف توجه او نبود.
    محمود كه در سال 998 میلادی برجای پدرش سبكتكین نشست 32 سال حكومت كرد. پیش از سبكتكین، پدر او الپتكین كه از افسران ترك ارتش سامانیان بود در گوشه ای از افغانستان امروز كه در آن زمان خراسان بزرگتر خوانده می شد دعوی استقلال كرده و تشكیل یك قلمرو برای خود داده بود.
     شهر «لشكرگاه» در افغانستان از مناطقی است كه سلطان محمود بنا كرده است. این شهر در آن زمان اختصاص به استقرار سپاهیان غزنوی داشت. وی به آبادانی شهر بست Bost نیز كمر همت بست. این شهر در حقیقت پایتخت زمستانی سلطان محمود بود زیرا كه زمستان غزنه سخت بود.
     پس از محمود، مسعود پسر او برادرش محمد را كه برجای پدر نشسته بود كور كرد و خود جای او را گرفت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که كنترل امور مالی و نظامی ایران عملا در دست انگلستان و روسیه قرارگرفت!
سی ام اپریل 1916 روز تاریك دیگری در تاریخ ایران است ـ کشوری که هزار و 200 سال یک ابرقدرت بود. در این روز دولت وقت تهران که «تاریخ» به ناآگاهی و ضعف وطندوستی مقامات آن اذعان دارد به مداخله انگلستان و روسیه در امور مالی و نظامی ایران نیز تَن داد.
    در این روز به اراده انگلستان و روسیه، مالیه و امور نظامی ایران به كمیسیونی سپرده شد كه این دو دولت سه عضو غیر ایرانی آن را تعیین می كردند. طبق عهدنامه آگوست 1907 سن پترزبورگ، روسیه و انگلستان ایران را میان خود به مناطق نفوذ قسمت كرده و هرکدام در منطقه نفوذی خود، نیروی نظامی مستقر ساخته و عملا دولت در دولت تشکیل داده بودند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دهم اردیبهشت 1300 آیرونساید ایران را تَرك كرد ـ اشاره ای به ماموریت های آیرونساید در ایران
ژنرال انگلیسی «آیرونساید» پس از اطمینان از این كه دولت كودتا شكست نخواهد خورد دهم اردیبهشت 1300 (30 اپریل 1921 ـ دو ماه و یك هفته پس از كودتا) ایران را ترك كرد. وی موفق نشد به بلشویكهای روسیه از داخل ایران مستقیما آسیب بزند.
    آیرونساید از مهرماه 1299 (سپتامبر 1920) فرماندهی نیروهای مسلح انگلستان در ایران و امور نظامی مربوط به آن كشور در تهران را برعهده گرفته بود و یكی از وظایف او كوتاه كردن دست قزاقهای روس بود كه پس از انقلاب بلشویكی روسیه در ایران مانده بودند و جدا از حكومت كمونیستی روسیه، به فعالیت خود در سازمانهای نظامی ایران ادامه می دادند و موی دماغ انگلیسی ها بودند.
    آیرونساید دو هفته پس از انتصاب خود در ملاقات با رئیس الوزراء وقت، خواستار بركناری افسران روس از قزاقخانه ایران شده بود و در این زمینه التیماتوم هم داده بود. ماموریت دیگر آیرونساید جلوگیری از گسترش كمونیسم از روسیه به ایران بود .
    اصرار آیرونساید و دولت انگلستان به اخراج افسران روس كه دیگر عملا آواره و بدون وطن بودند باعث كناره گیری پی در پی دو رئیس الوزراء ایران شد و آیرونساید به نتیجه ای كه می خواست نرسید. در اینجا بود كه انگلستان با توجه به شرایط تازه و این كه كمونیستها موفق به تثبیت وضع خود در روسیه شده بودند سیاست دیگری در پیش گرفت و آیرونساید در نیمه اول بهمن 1299 با ژنرال رضاخان (پهلوی) ملاقات كرد و سه هفته بعد تهران به تصرف نیروهای این ژنرال درآمد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تمدید قرارداد نفت! که اَسرار مربوط به آن، نهفته باقی مانده است
پس از یك رشته بازی های سیاسی و قهر و آشتی تقریبا دو ساله!، مذاکرات مربوط به انحصار نفت ایران که در دست انگلستان بود نهم اردیبهشت 1312 (29 اپریل 1933)پایان یافت. از سوی ایران در این مذاکرات، حسن تقی زاده وزیر دارایی (مالیه)، محمدعلی فروغی وزیر امورخارجه، علی اکبر داور و ... شرکت داشتند. پشت صحنه، مخبرالسلطنه (مهدیقلی هدایت) نخست وزیر وقت (رئیس الوزراء) سرنخ را به دست داشت. طرف انگلیسی در مذاکرات، «سر جان کدمن» و مشاورانش بودند. کدمن مدیریت امور نفت را برعهده داشت. قبلا رضاشاه قرارداد ناعادلانه «دارسی» را در بخاری افکنده و سوزانده بود و مذاکرات درپی همان سوزانده شدن قرارداد قبلی و به نام حل مسئله آغازشده بود.
     در پی انجام مذاکرات، قرارداد نفت سی ام اپریل 1933 بر پایه توافق حاصله امضاء شد تا به مجلس ارسال شود. در قرارداد تازه، انحصار نفت برای شصت سال تعیین شده بود. به عبارت دیگر، اعتبار قرارداد سابق (قرارداد «دارسی») که از عمر آن سی سال باقی مانده بود برای سی سال دیگر تمدید شد!. قبلا قرارنبود که انحصار نفتی با انگلستان برای مدت بیشتری تمدید شود، قرار بود که شرایط اجرای قرارداد قبلی به سود ایران اصلاح شود. قرارداد تازه 24 اردیبهشت 1312 به مجلس داده شد و مجلس در جلسه هفتم خرداد 1312 خود با تنها هشت رای مخالف آن را تصویب کرد که از آن پس جای امتیاز «دارسی» را گرفت.
    قرارداد مصوب خرداد 1312 از همان زمان مورد انتقاد برخی از میهندوستان قرارگرفته و دست اندرکاران قضیه در معرض اتهام واقع شده بودند و مهدیقلی هدایت که نیش انتقادها متوجه او بود در 22 شهریور 1312 از نخست وزیری کناره گیری کرد، ولی محمدعلی فروغی جایش را گرفت! و علی اکبر داور را وزیر دارایی (مالیه) کابینه خود کرد. در آن زمان، محاکمه عبدالحسین تیمورتاش وزیر پیشین دربار به اتهام گرفتن رشوه از امین التجار اصفهانی و قراردادن انحصار معاملات تریاک در دست او همه اخبار روز ازجمله قرارداد نفت را تحت الشعاع قرارداده بود و ملت بی خبر از جزئیات مانده بود. تیمورتاش که از اردیبهشت 1312 تحت تعقیب قضایی قرارگرفته بود پس از محاکمه به پنج سال زندان زندان محکوم و در مهرماه همان سال در زندان درگذشته بود که خبر مرگ او نهم مهرماه در روزنامه ها انتشار یافته بود.
     پس از فروکش کردن این اخبار، زمزمه انتقاد از قرارداد تازه نفت بلند شد و تا آخر دهه 1320 ادامه یافت و عباس اسکندری نماینده حزب توده در مجلس تقی زاده (وزیر دارایی سال 1312 و از شرکت کنندگان در مذاکرات وقت نفت) را در مجلس به زیر انتقاد کشیده و همه اعضای ایرانی مذاکرات را عوامل انگلستان خوانده بود. وی گفته بود که سیاست انگلیسی هاست که عوامل خودرا شهرت ادیب بودن و ... دهند تا در پناه این شهرت رسوا نشوند که رسوائی آنان به روشن شدن ملت و انزجار و دشمنی با لندن منجر می شود.
     همین تحولات بر تردید به فعالیت های پشت پرده قرارداد تمدید انحصار نفت ایران افزود و بر اسرارآمیز بودن آن اضافه کرد که این اسرار هنوز هم به درستی از پرده برون نیفتاده اند. بالاخره قرارداد تمدید انحصار نفت تحت فشار ملت در اسفند 1329 لغو گردید و نفت ایران از 29 اسفندماه این سال ملّی شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
كیفرخواست اعدام برای سران حزب توده در اردیبهشت 1328
دهم اردیبهشت 1328 (سی ام اپریل 1949) اعلام شد كه سازمان قضایی ارتش برای سران حزب كمونیست ایران (توده) كه پس از رویداد تیراندازی به شاه در 15 بهمن سال 1327 در دانشگاه تهران غیر قانونی اعلام شده بود كیفرخواست اعدام صادر كرده است.
    پاره ای از این متهمین قبلا وزیر و نماینده مجلس بودند و یكی از آنان فرماندار تهران هم شده بود. حکم محکمه نظامی درباره آنان 28 اردیبهشت 1328 صادر شد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعتصاب و تظاهرات بی سابقه معلمان مدارس تهران در اردیبهشت 1340
نیمه اردیبهشت ماه 1340(اپریل و می 1961)، و در چنین روزهایی، شهر تهران با اعتصاب و راهپیمایی انبوه معلمان پایتخت رو به رو بود كه هر روز در صفوف منظمِ چندین هزار نفری به منظور اعتراض به دریافتی ماهانه خود كه ناچیز بود در خیابانها راهپیمایی می كردند.
    شاید این نخستین اعتراض معلمان از این دست و با این وسعت در تاریخ ایران بود.
    در آن زمان دریافتی یك آموزگار با پنج سال سابقه تدریس به سیصد تومان (سه هزار ریال) درماه هم نمی رسید. این تظاهرات سرانجام منجر به تغییر كابینه، افزایش فوری حقوق معلمان و بازداشت رئیس وقت كلانتری پلیس بهارستان (کلانتری 2 وقت) و محاكمه او شد زیراکه بسوی معلمان تیراندازی کرده بود و باعث قتل و جرح شده بود. [مشروح نتایج این رویداد در ردیف مطالب دوم ماه می این تاریخ آنلاین آمده است.].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
جنبشِ همتراز بشمار آوردنِ مردم ـ Levellers
اپریل 1649 آغاز سركوبی جنبش خودجوش « له ولر ها Levellers» یا همتزار انگاشتن مردم( عمدتا در امور حكومتی، سیاست و آزادی های اجتماعی) كه در همین دهه در انگلستان بپا خاسته بود و جان لیبورن، «اورتن» و «والوین» عملا رهبری آن را برعهده داشتند به حساب آورده شده است.
     این جنبش كه بسیاری از هدفهای آن هنوز دنبال می شود و در میان روشنفكران هواداران فروان دارد پارلمان و دولت پارلمانی را هم به صورتی كه بود كافی برای اٍعمال واقعی اصل « قدرت ناشی از مردم است » نمی دانست و خواهان شركت هرچه بیشتر مردم در بحث و مذاكرات پارلمان و شوراها (تعیین سرنوشتشان) و ایجاد شورای مدیریت به جای یك مدیر واحد در سازمانهای عمومی و انجام همه محاكمات با حضور هیات منصفه بود و تاكید بر این داشت كه ثروت، زرنگی و امتیازهای دیگر نیاید عامل رسیدن به قدرت حكومتی شود. الغاء حكومت و مدیریت موروثی و هر گونه انحصار در جامعه ازجمله حذف سلطنت و مجلس لردان (شیوخ ــ سنا) از اصول دیگر «له ولر» ها بود. این جنبش خواهان آزادی مذهبی، حق طلاق، انتخاب حرفه، آزادی بیان و اجتماعات به معنای واقعی كلمه بود.
     پس از این كه آرمانهای این جنبش مورد حمایت مردم قرار گرفت و گسترش درگیری پادشاه انگلستان با پارلمان به بسط نفوذ «له ولر» ها كمك كرد سران این جنبش پارلمان را مجبور كردند كه برای قبول لوایح و طرحها جهت بررسی؛ ضابطه تعیین كند تا قانونی كه یك نفر و یا یك گروه و یك جنس (زن یا مرد به تنهایی) از آن برخوردار شوند مطرح و تصویب نشود و « قانون » تبعیض آفرین و ناراضی ساز نباشد و عام و جامع باشد.
     «له ولر» ها، خود حاضر نبودند مدیر سازمان و نماینده پارلمان شوند و همین امر بر محبوبیت آنان می افزود. ایجاد جامعه دوستان (كویكرها) توسط جورج فاكس در 1648 بر اعتبار اندیشه های «له ولرها» افزود، ولی هنگامی كه سران این جنبش اصول خود را به سازمان های نظامی گسترش دادند بهانه سركوب شدن خود را به دست دادند.
    پس از اعدام چارلز پادشاه وقت انگلستان در سی ام ژانویه 1649 و الغاء سلطنت و مجلس لردها در مارس همین سال، سران جنبش «له ولر ها» در بیانیه ای خواهان ایجاد شورای فرماندهی به جای یك فرمانده درهریك از واحدهای ارتش شدند و درجه بالاتر نظامی را دلیل فرمانده شدن و بالادست بودن ندانستند و این عمل سبب چند شورش و نافرمانی در میان افسران جزء شد و بهانه لازم را به دولت داد تا جنبش را سركوب كند و این سركوبی از به زندان افكندن «جان لیبورن» شروع شد. با وجود این، الیور كرمول كه پس از اعدام چارلز، قدرت اول در انگلستان بشمار می رفت در 19 ماه مه 1649 این كشور را یك كامان ولث (جامعه مشترك المنافع) اعلام داشت و حكومت را به یك شورای دولتی مركب از 40 تن سپرد ــ همان چیزی كه له ولر ها هم در آرزوی تحقق آن بودند.
    جنبش همتراز انگاشتن مردم در انگلستان، پس از به زندان افتادن لیبورن رو به ضعف نهاد ولی ترجمه و انتشار بیانیه های لیبورن كه در 1657 در 42 سالگی درگذشت و همفكرانش باعث جهانی شدن این فكر و باقی ماندن آن تحت عناوین دیگر از جمله «پاپیولار ساورنتی» شده است.
جان ليبورن

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سناتوری که یکشبه تغییر ایدئولوژی داد! ـ اشاره به نظرات تازه و آنان که خواهان بازگشت اصالت دمکراسی اند
Arlen Specter
Arlen Specter آرلن سپکتر (1930 - 2012) از اعضای برجسته حزب جمهوریخواه آمریکا که 29 سال (از سال 1980) با کمک این حزب و به نام آن به عنوان سناتور ایالت پنسیلوانیا بر کرسی مربوط در کنگره آمریکا تکیه زده بود و در این مدت ریاست کمیسیون های مختلف را در سنا بر عهده داشت 28 اپریل 2009 ناگهان اعلام داشت که حزب خود را تغییر داده و از این پس عضو حزب دمکرات (حزب اکثریت وقت) خواهد بود!. این تغییر ناگهانی تعجب برانگیز بود. برخی گفته بودند که به خاطر حفظ کرسی سناتوری اش در انتخابات آینده بوده که این چنین سریع ایدئولوژی اش! را تغییر داده و پاره ای هم گفته بودند که به خاطر اسرائیل. زیرا دولت اوباما و بویژه وزیر امورخارجه اش هیلری کلینتون بیش از حزب جمهوریخواه هوادار اسرائیل هستند. سپِکتِر یک یهودی آمریکایی بود. خانواده او در سال 1911 از روسیه به آمریکا مهاجرت کرده است. سپکتر که در 2012 درگذشت پیش از تغییر ایدئولوژی! اعلام شده بود که به بیماری سرطان مبتلا است.
    این تغییر یکشبه ایدئولوژی یک بار دیگر این نظر را که در نزدیک به 200 کشور جهان (شمار اعضای سازمان ملل) حدود دویست هزار تن به هر دری می زنند تا مقام و منزلتشان محفوظ بماند و بر کشور مسلط باشند و آقایی کنند موضوع روز کرده بود. اصحاب همین نظر که در دهه یکم قرن 21 روزافزون بوده اند حکومت های سلطنتی و استبدادی را بر این گونه دمکراسی هایِ اسمی ترجیح می دهند و می گویند که آن دگروه برای ملت هایشان خدمت بیشتری می کردند و مراقب احوال و وضعیت آنان بودند. این صاحب نظرانِ نگرانِ وضعیت توده ها، خواهان بازگشت اصالت دمکراسی هستند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
رفتار نادرست انقلابیون فرانسه با مردی كه تاریخ یونان باستان را نوشت ـ مرگ منطق ـ توصیه لنین به سران دولت انقلاب
J. J. Barthelemy
ژان ژاك بارتلمی Jean – Jacques Barthelemy محقق فرانسوی قرن18 كه تاریخ یونان قدیم را نوشت سی ام اپریل 1795در 79 سالگی درگذشت. وی برای نوشتن تاریخ یونان قدیم به ایتالیا و یونان سفر كرده بود و اسناد و مدارك بسیار خوانده بود. او بر زبانهای لاتین، یونانی و مشرق زمین مسلط بود. كتاب او شامل جزئیات دنیای هلنیك است از فلسفه تا ادبیات، هنر، ورزش، شرایط اجتماعی ــ اقتصادی و حكومت. كتاب مهم دیگر بارتلمی بررسی زبانها و ادبیات مشرق زمین و مقایسه آنها با یكدیگر است.
     وی سالها در آرشیو و كتابخانه ملی فرانسه دارای مسئولیت بود ـ جایی که مدالها و نشانهای تاریخی نگهداری می شدند. به تحریک مغرضان، انقلابیون فرانسوی به او برچسب سلطنت طلب و محافظت از مدال های مربوط به سلاطین پیشین زدند!، برکنارکردند و چندی به زندان انداختند که عامل رنجش طبقه فرهنگی فرانسه از انقلاب شد.
    بارتلمی که چند سال آخر عمر را در ناخرسندی بسربُرد در آخرین سال عُمر، رساله کوتاه «مرگ منطق ـ در اینجا از منطق اثری نبود» را نوشت.
     لنین پس از پیروزی انقلاب بلشویکی بارها ماجرای بارتلمی را برای سران انقلاب و مقامات دولتی روسیه بیان کرده و با تاکید گفته بود که ما باید اشتباهات انقلاب فرانسه را تکرار نکنیم.
    مولفان معاصر در تنظیم تاریخ ایران باستان در موارد متعدد از تحقیقات بارتلمی نقل کرده اند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
حسین انتظامی از روزنامه نگاران معاصر در یک نگاه ـ نظرات، آرزوها و کارهای حسین انتظامی برای پیشبرد ژورنالیسم وطن
حسین انتظامی
امروز زادروز «حسین انتظامی» از روزنامه نگاران معاصر ایران و وفاداران به اصول ژورنالیسم است. وی كه از سال 1392 معاون وزیر فرهنگ و ارشاد در امور مطبوعات و اطلاع رسانی بود، از دیماه 1396 دستیار ارشد وزیر فرهنگ و ارشاد شد و از سال 1403 معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد دهم اردیبهشت 1346 در مشهد به دنیا آمده و از سال 1368 وارد پیشه ژورنالیسم شده است. حسین انتظامی پیش از سمت معاونت وزیر ارشاد در امور مطبوعات، رئیس شورای سیاستگزاری گروه رسانه ای خبر بود. او قبلا و از سال 1384 تا 1387 مدیریت روزنامه «همشهری» وابسته به شهرداری تهران را برعهده داشت و پیش از آن سردبیری چند نشریه دیگر را. کار چشمگیر حسین انتظامی، پایه گذاری و مدیریت روزنامه جام جم از 1379 بود. آرزو و تلاش حسین ـ به اظهار آشنایانش، تكامل و ارتقاء سطح ژورنالیسم ایران است. انتظامی همچنین در سال 1376 رئیس ستاد جشنواره مطبوعات، ازسال 1376 تا 1378 از اعضای هیأت مدیره انجمن روزنامه نگاران و از سال 1393 دبیر کمیسیون قانون «انتشار و دسترسی آزاد بر مطبوعات». وی مدتی نیز در وزارت ارشاد مسئول امور سینمایی بود که کار نمایش و سینما نیز در رده رسانه های همگانی است. وی كه چند دوره نیز نماینده انتخابی مدیران نشریات در «هیات نظارت» بر مطبوعات بود، در دهه 1370 و در طول مدیر كلی مطبوعات داخلی، برای ترقی مطبوعات و آموزش روزنامه نگاران كشور كوشش بسیار كرد. او برای رسیدن به این هدف، به هزینه دولت، دوره های آموزشی برای روزنامه نگاران جوانتر و شاغل تأسیس كرد (اصطلاحا؛ آموزش ضمن کار) و به توصیه او كتب روزنامه نگاری متعدد از زبانهای دیگر به فارسی ترجمه و در اختیار روزنامه نگاران گذارده شد. همانند كشورهای پیشرفته در كار روزنامه نگاری، حسین انتظامی در آموزش روزنامه نگاران جوان «پرَكتیكوم ـ تمرین عملی با راهنمایی و زیر نظر استاد» را در اولویت قرارداده بود، تا لِكچر (سخنرانی استاد). انتظامی از هواداران گسترش انتشار نشریات تخصّصی (یكی ـ دو موضوعه) است و در طول مدیركلی خود تا توانست متقاضیان را تشویق به انتشار چنین نشریاتی كرد تا سطح معلومات عمومی بالا برود. تجربه روزنامه نگاری حسین انتظامی تا سال 1404 افزون بر 36 سال بوده است.
    حسین انتظامی در زمان اداره روزنامه جام جم، همه مهارت های خود را بكار بُرد تا این روزنامهِ سازمان رادیو تلویزیون ملی به تیراژ صدها هزارتایی رسید. به اظهار یک صاحبنظر، روزنامه همشهری جای مناسبی برای حسین انتظامی بود تا اندیشه و مهارت خود در حرفه ژورنالیسم را بیش از پیش بكار اندازد. وی از دست اندركارانِ تحریر در این روزنامه و نشریات وابسته خواسته بود كه امور آنلاین و طرز بكار گرفتن كامل كامپیوتر و اینترنت و همچنین استفاده از زبان انگلیسی را بطور كامل فراگیرند زیرا كه اینها ابزار (كرَفت) ژورنالیسم معاصر هستند، لانگ هَند (با قلم نوشتن) و تحریر مطلب بدون اشاره به سابقه آن، كار روزنامه نگار قرن 21 نیست. عضو تحریریه روزنامه باید بتواند عكس هم بگیرد و لذا طرز كار با دوربین دیجیتال و ادیت كردن كامپیوتری عكس (فتو اِدیتینگ) را باید بداند. انتظامی بود که اِدیشِن آنلاین روزنامه های ایران را ابتکار کرد که از روزنامه جام جم آغاز شد و پس از آن همشهری و ....
    انتظامی در كار مدیریت معتقد به استفاده از تجربه دیگران و دست كم شنیدن نظر آنان است و در اجرای این فكر، جلسات منظم با مدیران و سردبیران پیشین همشهری داشت تا رشته ارتباط قطع نشود. وی در كارهای تحریری و چگونگی ارتقاء ژورنالیسم ایران از مشورت با روزنامه نگاران قدیمی نیز خودداری نمی كند و اگر مطلبی برای گفتن داشته باشند، از نشر و انتقال آن در اسرع وقت دریغ نمی ورزد و می گوید آنان بودند كه كاشتند .... انتظامی معتقد است که با در جریان کامل امور پارلمان گذاردن مردم، به دمکراسی خدمت می شود و لذا، توجه خاص به انتشار فعالیت و مذاکرات مجلس و تفسیر لوایح و طرح ها و مراجعات مردم (موکّلان) به کمیسیون اصل 90 (کمیسیون عرایض) دارد. وی از این اندیشه که مجلس باید یک نشریه ـ چاپی و یا آنلاین ـ اختصاصی داشته باشد و تهران همانند واشنگتن و سایر پایتخت ها «یک باشگاه روزنامه نگاران» و نیز یک «دیدارگاه روزنامه نگاران قدیمی» خارج نشده است و می گوید که باشگاه روزنامه نگاران جای مناسبی است برای برگزاری مصاحبه های مهم، پذیرایی و سکونت دادن روزنامه نگاران خارجی، قراردادن ابزارهای الکترونیک و وسائل رِفرنس به رایگان در دسترس روزنامه نگاران و ارباب تحقیق و ... و به علاوه جمع آوری ابراز نظر و پیشنهادها برای بهبود ژورنالیسم و ارتقاء کیفیت محتوا و نیز انتقاد و شکایات حرفه ای اهل قلم و انعکاس آنها به مقامات مربوط جهت رسیدگی. وی در ایجاد انجمن روزنامه نگاران پیش کِسوت نیز سهمی بزرگ داشته است.
    انتظامی تألیفات و مقالات متعدد در رشته روزنامه نگاری دارد ازجمله کتاب های «روزنامه نگار و روزنامه نگاری»، «مدیریت و سازمان مطبوعات»، «روزنامه نگاری آنلاین» و ....
    
    ـ ـ ـ ـ ـ
    در پی درج شرح کارهای حسین انتظامی در پیشه ژورنالیسم و پیشبرد آن در ایران در این کرونیکل ژورنالیستی آنلاین (مطلب بالا)، چند پیام از روزنامه نگاران وطن دریافت شد که جملاتی از سه پیام را که لازم است در تاریخ مطبوعات بمانند از این قرار:
    ـ باید می نوشتید که حسین انتظامی از عاشقان حرفه ژورنالیسم و آرزومندان پیشرفت هرچه بیشتر رسانه های گروهی است.
    ـ من (فرستنده پیام) در طول دهها سال بودن در کار روزنامه نگاری، دو روزنامه نگار را شیفته و خدمتگزار تمام عیار این حرفه یافتم؛ مسعود برزین و حسین انتظامی. مسعود برزین هم دوره های آموزش روزنامه نگاریِ ضمن کار در دانشگاه تهران دایر کرده بود و نخستین دبیر سندیکای روزنامه نگاران بود.
    ـ نامم را ننویسید که حمل بر تمجید و خوشامدگویی شود. من در دو روزنامه با آقای انتظامی کار کردم و اورا بیش از هرکس دیگر که دیده بودم مسلط بر این حرفه یافتم که برای ارتقاء رسانه ها خواب نداشت.
    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
... و به این سان حادثه نگاران روزنامه های تهران هم داستان نویس شدند
مارکِز
انتشار اخبار پیروزی های گابریل گارسیا مارکز (Gabriel Garcia Marquez (Gabo در داستان نگاری که قبلا در کلمبیا و ونزوئلا روزنامه نگار و عمدتا حادثه نویس بود و مصاحبه های او و راهنمایی هایش به خبرنگاران شهری در دهه 1970، دفعتا شهری نگارانِ روزنامه های تهران [خبرنگاران قضایی ـ جنایی نویس] را داستان نگار کرد و مجلات به سبک او به جمع آوری مطالب جالب و به قول رسول ارونقی کرمانی سردبیر وقت مجله اطلاعات هفتگی؛ مطالب «بامزّه» پرداختند و صفحات تازه اضافه کردند و ازجمله برای دبیر وقت اخبار حوادث شهری روزنامه اطلاعات [ن. کیهانی زاده] صفحه ای تحت عنوان در گوشه و کنار شهر در مجله اطلاعات هفتگی. مارکز برنده چند جایزه ادبی شده بود و سرانجام در سال 1982 برنده جایزه ادبی نوبل.
    مارکز پس از اینکه واقعیت غرق شدن یک کشتی نیروی دریایی کلمبیارا افشاء کرد و در روزنامه نوشت خشم دولت کلمبیا را برانگیخت و روزنامه مربوط به عنوان خبرنگار اعزامی به اروپا، وی را از آمریکای لاتین دور ساخت و این، فرصت خوبی برای او بود. مارکز در اروپا بود که کار خاطره نگاری را آغاز و هنر داستان نویسی خودرا تکمیل کرد. با وجود این، دست از نوشتن مقاله برای روزنامه ها برنداشت. کشتی مورد بحث براثر نقص فنی ناشی از بی مبالاتی غرق شده بود ولی مقامات دولتی غرق آن را نتیجه توفان! اعلام کرده بودند. مارکزمی کوشید که همیشه در میان مردم باشد تا واقعیت ها و کمبودها را لمس کند و داستان نگار قهوه خانه نشین و فقط خیالباف نباشد. اوغالبا با اتوبوس رفت و آمد می کرد و حتی هنگامی که به ایالات متحده می رفت.
    جوانی و میانسالی مارکز در جوّی در آمریکای لاتین گذشت که نزاع چپ و راست و هرج و مرج ناشی از آن قطع نمی شد و او در کنار چپ ها بود و با فیدل کاسترو دوست. کاسترو درباره مارکز گفته بود: ... مردی که به واقعیت ها وفادار است و عاشق خوشبختی بشر و زندگی انسان ها در آرامش و برابری است.
    مارکز ـ متولد کشور کلمبیا ـ نویسنده ای پُرکار بود و کار قلم را از دوران دانشجویی و از روزنامه نگاری آغاز کرده بود. او در روزنامه های متعدد کار کرد ازجمله یونیورسال (از 1948 تا 1949)، هرالدو (از 1950 تا 1952)، اسپکتادور (از 1954 تا 1955 و نیز 1957)، مومِنتو (از 1957 تا 1958) و ... ـ در کلمبیا و ونزوئلا. وی در ونزوئلا به سردبیری روزنامه هم ارتقاء یافته بود ـ روزنامه گرافیکا. پوشش اخبار کودتای ضد ژنرال Marcos Perez Jimez را که 6 سال دیکتاتوری کرده بود و ونزوئلایی ها از دست پلیس مخفی او آرامش نداشتند یک شاهکار خبرنویسی مارکز خوانده اند که آن را برای روزنامه های کلمبیا تهیه کرده بود. دولت ژنرال جیمِز 23 ژانویه 1958 سرنگون و خود او به جمهوری دومینیکن تبعید شد.
    مارکز پس از اینکه از آشتی و سازش گروههای سیاسی کلمبیا و جنگ داخلی این کشور ناامید شد به مکزیک نقل مکان کرده بود و
    هفدهم اپریل 2014 (28 فروردین 1393) در خانه اش در همین کشور درگذشت.
بخشی از صفحه «در گوشه و کنار شهر» نوشته ی نوشیروان کیهانی زاده در مجله اطلاعات هفتگی (صفحه 18 شماره 1626 مورخ 14 اسفند 1351). هرکدام از این خبرهای واقعی می تواند زمینه یک داستان ناراتیو باشد و یا یک داستان کوتاه که در قرن 21 خواننده بسیار دارد

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سی ام اپریل 1939 روزی كه «تلویزیون» با برنامه های منظم آغاز بكار كرد
سی ام اپریل 1939 شبكه ان. بی. سی (نشنال برادكستینگ كامپَنیNational Broadcasting Company - NBC) و در آن زمان متعلق به كمپانی آر. سی. آ (رادیو كورپوریشن آو امریكاThe Radio Corporation of America) كار پخش منظم برنامه های تلویزیونی را آغاز كرد و نخستین برنامه ای كه پخش شد جریان گشایش و بازدید فرانکلین دی روزولت رئیس جمهوری وقت آمریكا از نمایشگاه بین المللی نیویورك بود. به این ترتیب، روزولت نخستین رئیس یك كشور بوده است كه سخنرانی و گزارش كار او (دیدار از نمایشگاه بین المللی نیویورک و سخنرانی او در جریان گشایش این نمایشگاه) از تلویزیون پخش شده است، البته در آن زمان شماری کم از مردم دارای گیرنده تلویزیون بودند. آلمان از 1935 و انگلستان یک سال بعد از آن دارای فرستنده تلویزیونی بودند، ولی دولتی با برنامه های خاص. آزمایش پخش تلویزیونی صدا و تصویر از 1923 آغاز شده بود. تلویزیون رنگی در سال 1951 ساخته شد ولی آغاز فعالیت عمومی آن (ورود به منازل) مربوط به سال 1964 است. قانون مصوّب سال 1934 کنگره آمریکا، FCC (کمیسیون ارتباطات فدرال) را به وجود آورده است که ناظر بر امور رادیو ـ تلویزیون ها و سیستم های مخابراتی در این کشور است، ولی طبق قانون اساسی آمریکا، پرِس (نشریات) از هرگونه نظارت و کنترل آزاد هستند و انتشار نشریه در آمریکا نیاز به دریافت پروانه ندارد.
     ان. بی. سی كه در سال 1926 برای پخش برنامه های رادیویی تأسیس شده است در سال 1986 به كمپانی جنرال الكتریك GE فروخته شد و مقرّ مركزی آن در ساختمان راكفلر در شهر نیویورك است.
     كمپانی جنرال الكتریك GE بعدا تاسیسات یونیورسال (تولید فیلم سینمایی) و یك شبكه تلویزیون كابلی به نام سی ـ ان. بی. سی. را هم بر آن اضافه كرد و با مشاركت كمپانی مایكرو سافت (متعلق به بیل گیتس) یك شبكه دیگر به نام ام. اس ـ ان. بی. سی. تاسیس كرده است. ان. بی . سی در سال 2011 به کمپانی کام کَست Comcast که در زمینه های متعدد فعالیت دارد و مؤسس آن Ralph Joel Roberts ـ یک یهودی روس تبار است فروخته شده است. طبق ضابطه مصوّبFCC، مالکیت شبکه تلویزیونی و استودیو باید جدا از هم باشد.
    «چو سوینک هو» دانشجوی کره ایِ دانشگاه تکنولوژیک ویرجینیا (ویرجینیا تِک) که در اپریل 2007 ، سی و دو تَن استاد و دانشجو را در این دانشگاه کُشت و سپس خودکشی کرد؛ مانیفست، فیلم و عکس های خود را قبلا به شبکه NBC پُست کرده بود که پخش شدند. چند نمونه از عکسهای ارسالی «چو» به این شبکه در زیر آمده است:
    



    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
عبور لشكریان اسلام به فرماندهی طارق ابن زیاد از تنگه جبل طارق
تصور طارق به قلم فرنگی ها
طارق ابن زیاد 30 اپریل سال 711 میلادی با هدق تصرف اسپانیا، با سپاهی از مسلمانان از تنگه 13 كیلومتری میان آفریقا و اروپا كه به نام او جبل طارق (جیبرالتار) خوانده می شود گذشت و پا به خاك اروپا گذارد. طارق كه یك ژنرال از مردم «بربرBerber» آفریقای شمالی بود و معاونت موسی ابن نصیر حكمران اموی آفریقیه (سرزمین های مسلمان نشین شمال آفریقا به مرکزیت تونس) را برعهده داشت به تصمیم دمشق (ولید ابن عبدالملك، از بنی امیه) عزم تصرف اروپا و به اسلام دعوت كردن مردم این منطقه را كرده بود. طارق كه 9 سال بعد در دمشق درگذشت، هشتاد روز پس از عبور از تنگه، در «19 ژوئیه» بر ارتش ویزیگوت ها در آندلوسا Andalusia (آندلس ـ مناطق جنوبی و شرقی اسپانیا) پیروز شد. در این جنگ «رودریكRoderic» پادشاه ویزیگت ها كشته شد.
     طارق پس از پیروزی بر ویزیگوت ها قصد تصرف فرانسه را كرد و چند نقطه مرزی از خاك فرانسه را هم به دست آورد كه به دمشق احضار شد و چون مورد سوء ظن حكمران اموی وقت قرار گرفت، اجازه بازگشت به دست نیاورد و در همان شهر درگذشت.
    



    نقشه تنگه جبل طارق(بالا). كوه (جبل) كم ارتفاعی كه مُشرِف برتنگه قرار دارد در نقشه دیده می شود. فنیقی ها نخستین آسیایی هایی بودند كه قرنها پیش از میلاد از طریق این تنگه به اسپانیای جنوب غربی رفته بودند. یونانیان باستان این تنگه را «ستونهای هركول» و انتهای زمین (دنیا) می پنداشتند. ضلع جنوبی جبل طارق اینك متعلق به مراكش (مغرب عربی) و ضلع دیگر، از سال 1704 جبل طارق انگلستان نامیده می شود، زیرا كه انگلستان در آن زمان، آن را در جنگ با اسپانیا تصرف كرده بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
افتادن برلین بدست ارتش روسیه و پایان جنگ جهانی دوم در جبهه های اروپا
ساختمان رايشستاگ (پارلمان همه آلمان )كه در1871 استفاده از آن آغاز شد و در جريان جنگ جهاني دوم به ويرانه تبديل گرديده بود. عكس ديگر يك سرباز روس را هنگام برافراشتن پرچم اتحاد شوروي بر فراز رايشستاگ بمباران شده و ويران نشان مي دهد. ارتشروسیه بود كه برلین را تصرف كرد


    سی ام اپریل 1945 روزی است كه فصل دیگری از تاریخ عمومی به صفحات نتیجه گیری خود رسید و بسته شد. در این روز واحدهای ارتش سرخ (ارتش روسیه) كه به برلین وارد شده بودند بر پایتخت رایش سوم مسلط شدند، یك سرباز روس به گونه ای كه در عكس دیده می شود پرچم دولت مسکو را برفراز رایشستاگ (رایخستاگ) ــ عمارت معروف پارلمان كل آلمان كه به ویرانه تبدیل شده بود برافراشت و چند سرباز روس اجساد نیمسوخته هیتلر و اِوا براون را به دست آوردند.
    جنگ جهانی دوم در اروپا از سال 1939 آغاز شده بود. عكس بالا سمت چپ (سرباز روس و پرچم شوروی) یكی از دو عكس خبری بهتر دوران جنگ جهانی دوم شناخته شده است. (شرح رویدادهای مربوط به جنگ جهانی دوم، در زمان وقوع در این مجموعه ـ تاریخ آنلاین ـ آمده است).
    
هيتلر و معشوقه جوانش «اِوا براون» پس از شركت در يك مراسم رسمي ـ هيتلر به ندرت در انظار با «اِوا» ظاهر مي شد. هيتلر چند ساعت پيش از خودكشي با «اِوا» قرارداد ازدواج امضاء كرد و سپس هر دو (زن و شوهر) خودكشي كردند تا توسط فاتحان تحقير نشوند و خواستند كه اجساد آنان پس از خودكشي سوزانده شود، هيتلر 56 ساله و اِوا براون 33 ساله بود. باقيمانده اجساد اين دو ( عكس مياني ) توسط سربازان روسیه در مخفي گاهشان به دست آمد. هيتلر چهار روز پس از انتحارِ فيلد مارشال والتر مدل ( عكس سمت چپ ) فرمانده ارتش مركزي آلمان كه دفاع از برلین را برعهده داشت تصميم به خودكشي گرفت . مارشال مدل پس از رسيدن سربازان روسیه به برلین ادامه جنگ را بي حاصل تشخيص داده و خودكشي كرده بود

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
آخرین روزهای رایش سوم و خودکشی هیتلر ـ اشاره ای به بزرگترین اشتباه او
سی ام اپریل 1945 (دهم اردیبهشت1324) و زمانی که نظامیان روس گام به دروازه های برلین پایتخت رایش سوم گذارده بودند و از شهر، تنها نوجوانان 14 تا 17 ساله آلمانی و نظامیان بازنشسته و عمدتا با سلاح سبک دفاع می کردند هیتلر در پناهگاه زیر زمینی اش خودکشی کرد تا زنده به دست روس ها نیافتد. 29 اپریل و چند ساعت پیش از خودکشی، هیتلر در پناهگاه خود با «اِوا براون 37 ساله» كه بیش از یك دهه معشوقه (مِترِس) او بود قرارداد ازدواج امضاء كرده بود!. هیتلر پیش از خودکشی، تپانچه اش را به «اوا» داده بود تا خودکشی کند. هیتلر از اطرافیانش خواسته بود که جسد او و «اوا» را آتش بزنند تا روس ها نتوانند وی را تشخیص دهند. برخی از مورخان نوشته اند که در آن شب (سحرگاه سی ام اپریل) هیتلر نخست یک گلوله به سوی «اوا» و سپس یک گلوله به سر خود شلیک کرده بود. هیتلر هنگام خودكشی 56 ساله بود. در پی خودکشی هیتلر تنی چند از مقامات دولت او ازجمله سخنگویش ـ گوبلز به عُمر خود پایان دادند. دولت مسکو دوم ماه می 1945 رسما اعلام کرد که برلین و حومه آن تماما به تصرف ارتش آن درآمده و سربازان روس جسد نیمسوخته هیتلر و اجساد چند مقام دیگر آلمان نازی را که خودکشی کرده بودند به دست آورده اند.
     هیتلر پیش از خودکشی، کارل دونیتس ـ گرَوس اَدمیرال آلمان (دریاسالار بزرگ) ـ را به سمت جانشینی خود تعیین کرده بود. عُمر حكومت ادمیرال بزرگ چند روز بیش طول نکشید. وی هنگام انتصاب، در غرب آلمان (جبهه آلمان با متفقین غربی) بود. دونیتس که عضو حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان (حزب نازی) نبود هفتم ماه می 1945 اعلام کرد که آلمان آماده است تسلیم شود. دونیتس بزرگترین کارشناس جنگ زیردریایی جهان در قرن بیستم شناخته شده است. تاكتیكِ «دستهِ گرگ = وولف پك» از ابتكارهای اوست كه حمله را به صورت دستهِ زیردریایی آغاز می كرد. وی در پایان جنگ به ده سال زندان محكوم شد و تا سال 1980 زنده بود و با یک تشییع جنازه باشکوه از سوی هموطنانش که جهانیان انتظار آن را نداشتند به خاک سپرده شد.
    سه روز پیش از خودکشی هیتلر، 27 اپریل 1945 پارتیزان های كمونیست ایتالیا ضمن بازرسی چند كامیون نظامی آلمان كه در حال حركت به شمال ایتالیا برای خروج از این كشور بودند، متحد هیتلر ـ موسولینی 62 ساله رهبر سابق ایتالیا (دوچه) و مِترِس (معشوقه) او «كلارتا پتاچیِ 33 ساله» و چند مقام پیشین را كه در میان بار كامیون ها مخفی شده بودند یافتند، بیرون كشیدند و 28 اپریل (روز بعد) همه را تیرباران کردند، اجساد شان را به شهر میلان منتقل و از ساختمانی به صورت وارونه آویختند. حکومت موسولینی 25 سال و هیتلر 12 سال طول کشیده بود.
    هیتلر با سخنرانی های میهنی خود توجه آلمانی ها را كه پس از جنگ جهانی اول تحقیر شده بودند جلب كرده و حزب «ناسیونال سوسیالیست كارگران آلمان ـ اختصارا؛ نازی» را به قدرت رسانیده بود و آلمانی ها از سال 1934 او را «فهرر ـ پیشوا» خطاب می كردند. وی به آلمانی ها وعده تجدید قدرت نظامی، ترقی اقتصادی و گردآوردن همه نژاد ژرمن زیر یك پرچم داده بود و سیاست خارجی تهاجمی در پیش گرفته بود. اشتباه بزرگ او (که آکادمی نظامی ندیده بود و تاریخ نخوانده بود) حمله نظامی به شوروی و آن هم در آغاز تابستان (22 ژوئن 1941) بود كه كشوری پهناور و دارای نظامی ایدئولوژیك بود. اگر هیتلر وضعیت ناپلئون در 1812 و سرمای روسیه را که از اکتبر آغاز می شود در نظر گرفته بود و حمله را در اپریل (سه ماه زودتر) شروع کرده بود ممکن بود که به آن صورت شکست نخورد. روسیه همچنان بزرگترین کشور جهان به لحاظ وسعت است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سقوط سایگون و تأمین وحدت ویتنام
سه ویت كنگ سی ام آوریل 1975 از پشت یك بام یك ساختمان ورود تانكهایشان را به شهر سایگون نگاه می كنند ، شهر آرام است و قتل و جرح و غارت هم در كار نیست
درست سی سال پس از خودكشی هیتلر و سقوط برلین، در همین روز در 30 اپریل 1975 شهر سایگون پس از سالها جنگ خونین به تصرف نیروهای ویت كنگ و وحدت طلب ویتنامی درآمد و كشور ویتنام یكپارچه شد.
     پیش از سقوط شهر جنوبی سایگون، بسیاری از مقامات دولتی كه در طول جنگ با آمریكا همكاری داشتند با هواپیما و هلی كوپترهای آمریكایی از سایگون به ناوهای این كشور كه در همان نزدیكی بودند منتقل شده بودند و آخرین دسته نیز از طریق پشت بام سفارت آمریكا سایگون را ترك كردند. شهر سایگون بعدا به «هوشی مین سیتی» تغییر نام داده شد و كسی هم اعدام نشد . تنها مقامات سابق به اردوگاه بازآموزی فرستاده شدند تا تفکّر آنان اصلاح شود و بعدا به زندگانی عادی بازگشتند.
    مورخان در اظهارنظرهای دهه یکم قرن 21 خود، ویتنام را [گرچه با رژیم پکن اختلافات ارضی دارد] یک کشور بدون دشمن جهان توصیف کرده بودند که بدون معارضه به سوی قدرت شدن پیش می تازد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایبر استراتژی
28 اپریل 2002 چند کارشناس عِلم حکومت، جامعه شناس، اقتصاددان، استاد ارتباطات و اینترنت در یک میز گرد گفت و شنید که در پایان یک نشست ترتیب داده شده بود اعلام کردند که به نظر اکثریت شرکت کنندگان در نشست، جهان درگیر یک جنگ است ـ جنگی که برخلاف جنگهای جهانی سابق ـ نقطه ای در سطح کره زمین نخواهد بود که از آن در امان باشد، جنگ اینترنتی و بنابراین باید نامش را «سایبر ورلد وار» گذارد و هر دولت و بویژه قدرت های سیاسی ـ اقتصادی باید دارای «سایبر استراتژی» باشند تا از این جنگ گزند کمتری بینند. طبق این اعلامیه که در آن زمان، توجه کافی به آن نشد «سایبر سکیوریتی» باید در سرلوحه برنامه های هر دولت قرار داشته باشد.
     برخی از شرکت کنندگان در نشست گفته بودند که «سایبر وار» مرگ آورتر و مصیبت بارتر از جنگ اتمی است. یکی از شرکت کنندگان در نشست ضمن اشاره به «فرضیه کلازوویتس» منتشره در نیمه اول قرن نوزدهم و در کتاب «درباره جنگ» گفته بود: «تاکتیک» در طول زمان و برحسب تحولات تکنولوژی تغییر می کند ولی استراتژی (اگر یک دولت دارای آن باشد) عنصر و عاملی ثابت است.
     چهارم مارس آن سال، پس از اینکه دولت آمریکا «ویوک کوندورا» را به عنوان صدر سازمان اینفورمیشن این فدراسیون انتخاب کرد اذهان باردیگر متوجه اهمیت قضیه شد و تفسیرنگاران نوشتند که «سایبر سکیوریتی» اینک مهمترین عامل نگرانی آور امنیت ملی آمریکاست. چین نخستین کشور بوده است که متوجه این قضیه شده و مراقب فعالیت ها با استفاده از اینترنت و اطلاعاتی است که از طریق این شبکهِ شبکه ها منتقل می شود و نیز تخریب های اینترنتی (سایبر).
    کوندورا که یک مهاجر خارجی است در رشته های علوم سیاسی، علوم اطلاعات، علوم بازرگانی و علوم کامپیوتر تواما تحصیل کرده و تجربه اندوخته است که لازمه احراز چنین سمتی است.
    دولت هایی که دارای چنین سازمانی هستند ـ سازمان اینفورمیشن ملّی ـ دقیقا مراقب تحولات طرز کارِ سرچ انجین ها و نقل و انتقال اطلاعات و دخل و تصرف (سانسور) از طریق آنها و نیز تلاش افراد و سازمانها برای تداخل و هک و ویروسی کردن و ... هستند. سردبیران رسانه ها اخیرا از میزهای تحریریه خود خواسته اند که به جای جستجوی مطلب و موضوع از طریق سرچ انجین ها، اخبار را از خبرگزاری هایی که رسانه مربوط مشترک آنهاست نقل کنند زیرا که مطالب منتقله توسط سرچ انجین ها گزینشی، دست سوم و چهارم هستند و منابع پس از دست اول، اطلاعات و اخبار را برحسب سیاست و منافع خود دستکاری و تنظیم می کنند و ....
    سایبر استراتژی برخی از دولت ها باعث شده است که سرچ انجین ها به تدریج عامل سیاست های این دولت ها شوند و یا به صورت بازرگانی (دریافت مزد به هر طریق از جمله اجازه درج اعلان) در آیند که در این صورت تنها مطالب مورد علاقه آن دولت و مساعد و موازی آن سیاست و یا مشتری را به دست می دهند و نیز از رسانه های طرف معامله نقل می کنند! که نوعی تبعیض در اطلاعات و معلومات رسانی است که قاعدتا باید منصفانه باشد. اعمال نظر در انتشار اطلاعات و عقاید و نیز هرگونه تلقین و بزرگ و کوچک سازی نوعی مغز شویی است و خطری است جهانی و برای انسان.
    در دهه بعد با گسترش سوشل میدیا، کار مشکل تر شده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تا اپریل 2007 از میان نامزدهای حزب دمكرات، تنها اوباما (نامزد سیاهپوست) جنگ با ایران را رد نکرده بود!
Gravel
در نخستین مناظره، و تا سی ام اپریل 2007 از هشت فردی كه تا آن زمان خودرا نامزد پست ریاست جمهوری آمریكا از حزب دمكرات این كشور كرده بودند، تنها «بارک حسین اوباما» متقاضی وقت نامزدی این حزب، همان حرفی را در قبال ایران زده بود كه جورج بوش، همكاران او و بیشتر نامزدهای حزب جمهوریخواه به ویژه «مك كین» می زدند. اوباما (كه از پدر كنیایی و از مادر آمریكایی است) در مناظره دمكراتهای داوطلب نامزدی كه 26 اپریل2007 در تالار دانشگاه دولتی كارولینای جنوبی در شهر «آرنجبورگ» برگذار شده بود و مستقیما از شبكه های تلویزیونی آمریكا پخش شد گفت: اگر انتخاب شوم، در قبال اتمی شدن ایران همه آپشن ها از جمله گزینه نظامی روی میز خواهد بود. وی افزوده بود: برای من تردید نیست كه ایران اتمی تهدید بزرگی برای قدرت آمریكا و (با كمی مكث) برای متحدین آمریكا در منطقه (اسرائیل) خواهد بود.
    
Kucinch

این اظهار «اوباما» كه در پاسخ به سئوال «براین ویلیامز» از دبیران خبر در شبكه «ان بی سی» بیان شد باعث اعتراض «كوسنیچ» نماینده دمكرات اهایو در كنگره و نیز نامزد دیگر ـ سناتور پیشین آلاسكا؛ مایك گراول شد. «گراول» گفت كه او مخالف هرگونه برخورد و معارضه نظامی تازه است، انتقاد از سیاست های نظامیگری دولت بوش باید برای ما دمكرات ها درس عبرت باشد و چنین حرف هایی از دهانمان خارج نشود. وی افزوده بود: این اظهار «اوباما» كه می گوید اگر ایران به برنامه های اتمی اش ادامه دهد، آپشن نظامی «اوپن» خواهد بود برای شخص من ترس آور است. «كوسنیچ» نیز اظهارات اوباما را رد كرده و گفته بود: این چنین اظهار صریحی مرا وحشت زده كرد. در آن مناظره، هفت نامزد دیگر از جمله بانو كلینتون گفته بودند كه باید با ایران مستقیما مذاكره شود، چه درباره مسئله اتم و چه مسائل عراق، امنیت منطقه و حقوق بشر.
    از نامزدها سئوال شده بود: به گمان شما دولت آمریكا چند دوست واقعی (صمیمی) در جهان امروز دارد؟ كه جملگی گفته بودند: اسرائیل، ژاپن، کره جنوبی و اعضای ناتو.
    «جان ادواردز» یكی از نامزدها [و اینک به اتهام برداشت شخصی از کمک مالی مردم به تبلیغات انتخاباتی اش تحت تعقیب قضایی]درباره مسئله عراق در آن مناظره گفته بود: وجدان آنان كه در اوایل سال 2003 در سنا به درخواست دولت مبنی بر جنگ با عراق رای مثبت دادند، با مشاهده وضعیت جاری این کشور؛ آرام و راحت نخواهد بود.
    انتخابات ریاست جمهوری آمریكا در چهارم نوامبر 2008 (18 ماه پس از مناظره 26 اپریل 2007) انجام شد و اوباما که مورد توجه خاص شبکه های تلویزیونی این کشور بود به پیروزی رسید. 9 ماه پیش از انتخابات، الکتورهای حزب دمکرات در کنوانسیون سراسری این حزب، از میان داوطلبان نامزدی، بارک حسین اوباما را به عنوان نامزد حزب انتخاب کرده بودند و او به نوبه خود سناتور جو بایدن - یكی از داوطلبان نامزدی را كه پذیرفته نشده بود به عنوان معاون خود تعیین کرد و روز رای گیری، انتخاب كنندگان به تیكت مشترک (نامزد ریاست جمهوری و معاون او) رای دادند.
    
نامزدهاي حزب دمکرات آمريکا در مناظره 26 اپريل 2007

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
معاون وقت وزارت امور خارجه آمریکا، نخستین قربانی «مادامِ شهر واشنگتن»! و دنباله قضایا...
Randal L. Tobias
Randal L. Tobias معاون وقت وزیر امور خارجه آمریكا در امور كمك های این كشور به سایر نقاط از سمت خود كناره گیری كرد. 28 اپریل 2007 «راس» خبرنگار اینوستیگیتیو شبكه تلویزیونی «ای بی سی» آمریكا تلفنی با "راندال" تماس گرفت و گفت كه نام او به عنوان «مشتری!» در دفتر تلفن «دبورا پالفری (معروف به مادام منطقه واشنگتن)» دیده شده است، در این باره چه پاسخی دارد كه بدهد؟. راندال گفت كه مشتری ماساژ بوده و از موسسه ای به نام «پاملا مارتین و شركاء» درخواست فرستادن زنان ماساژگر به آپارتمانش كرده بود، نه سكس!. رسانه های آمریكا نوشته بودند كه راندال در زمینه كمك های خارجی مورد مشورت مستقیم كاخ سفید (جورج بوش) نیز قرار می گرفت.
    
Deborah


    در پی این مكالمه، راندال كه مردی متاهل و در آن زمان 65 ساله بود و قبلا مدیر كارخانه دارو سازی «الی لیلی» و از مقامات سازمان جهانی بهداشت، كناره گیری خود را تسلیم كرد. به این ترتیب، وی نخستین قربانی تهدید بانو «دبورا» شده بود كه به مدت 13 سال در منطقه واشنگتن یك موسسه «اسكورت سرویس» را اداره می كرد و بیش از 130 زن (اصطلاحا: كال گرل) را، برای فرستادن نزد این و آن در اختیار داشت. دبورا که بعدا تحت تعقیب قضایی قرار گرفته و برایش یك قرار تامین سنگین صادر شده بود. در پی سپردن این قرار، تهدید كرده بود كه تلفن مشتریان موسسه خود را در اختیار رسانه ها قرار خواهد داد و افزوده بود که حدود 15 هزار مشتری داشته كه بسیاری از آنان از مقامات دولتی بودند. متعاقب این تهدید، گویا که وی همه و یا تعدادی از این تلفن ها را در اختیار «راس» قرارداده بود. چندی بعد اعلام شد که دبورا خودکشی کرده است. وی خودرا با طناب حلق آویز کرده بود و جسدش به همین صورت به دست آمده بود!.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خطر مهاجرت های آلوده به تقلّب برای فدراسیون آمریکا بدتر از حمله اتمی ـ مسائل ناشی از تغییر بافت فرهنگی، منش، روش زندگانی و اخلاقیات
از گزارش هایی که پس از 400 ساله شدن مهاجرت انگلیسی ها (اپریل 2007) به آمریکا، درباره مهاجرت های تازه به قلمرو دولت واشینگتن منتشر شده بود چنین برمی آمد که در دو سه دهه آخر قرن 20 و دهه نخست قرن 21 مهاجرت ها به تقلّب آلوده شده است. مهاجران اروپایی در قرون گذشته برای کار و آبادسازی به آمریکای شمالی آمده و مردمانی عاری از آلودگی بودند و پس از استقرار در آمریکا به وطن پیشین پشت کرده و حتی نامی از آن نمی بردند ولی مهاجران تازه و عمدتا غیر اروپایی برای پُرکردن جیب به هر طریق، سوء استفاده از تسهیلات رفاهی و بازنشستگی و ... وارد فدراسیون آمریکا می شوند، ارتباط و رفت و آمد مکرر با کشور زادگاه را قطع نمی کنند، گذرنامه آن را در جیب دارند، اموال و درآمدهای خود در زادگاه را حفظ و حتی به دریافت مستمری بازنشستگی از آنجا ادامه می دهند و چون این منابع را در دست دارند وفاداری کامل به آمریکا منطقا نمی توانند داشته باشند. علّت، عدم اصلاح قوانین مهاجرت آمریکاست که مربوط به دهها سال پیش هستند و با وضعیت روز تطبیق نمی کنند. برای مثال؛ در قرن نوزدهم و با هدف تبعه بومی کردن سیاهپوستان (بردگان سابق) اصلی بر قانون اساسی آمریکا افزوده اند که بموجب آن هرکس که در خاک آمریکا متولد شود (و شده باشد) تبعه بومی آمریکا است. این اصل که تا به امروز به قوت خود باقی مانده است به زرنگهای ملل دیگر کمک کرده است که زن حامله خودرا برای چند روز به آمریکا منتقل کنند تا در اینجا وضع حمل کند و پس از دریافت گواهی ولادت خارج شوند و 18 سال بعد این «زاده آمریکا» را به این کشور بفرستند و او به استناد همان قوانین قدیمی همه خانواده را که عمدتا در سنین کهولت هستند به آمریکا بیاورد و بعدا تبعه شوند و برخوردار از تسهیلات رفاهی. همین بالا رفتن هزینه مدیکر و تامین اجتماعی است که این صندوق را دارد خالی می کند و آمریکاییان را نگران. راه دیگر؛ ازدواجهای اصطلاحا پُستی هستند و .... خطر، تنها زیان مالی به خزانه دولت نیست، بافت فرهنگی آمریکا با مهاجرت میلیون ـ میلیون تن از آسیای جنوبی و غربی و شمال آفریقا بویژه هندیان ـ هند 1ر1 میلیاردی دارد تغییر می کند. در این وضعیت، اطاقهای فکر (اندیشکده ها) نباید تنها درباره اوضاع سیاسی بین المللی بررسی کنند و نظر دهند. زیراکه خطر در اینجا و در خانه است.
    طبق همین گزارش ها هر سال صدها هزار و بلکه میلیون نفر برای یک اقامت بسیار کوتاه به آمریکا می آیند تا زن آنان در اینجا وضع حمل کند و فرزندشان (طبق قانون فعلی) تبعه بومی آمریکا باشد و پس از رسیدن او به سن بلوغ به اینجا بیاید و آنان را هم بیاورد. باز طبق قانون فعلی، هر کس که مالیات و درصد تامین اجتماعی ناشی از کار کردن خودرا (به ادعا و گزارش خود او) در چهار سال (متناوب و یا متمادی) به دولت آمریکا بپردازد پس از رسیدن به 65 سالگی (که این نصاب دارد بالاتر می رود) بازنشسته می شود و مشمول درمان رایگان. میلیونها نفر هستند که هر سال قبل از 15 آوریل به آمریکا می آیند و این گزارش (فرم مالیات) و درصد مربوط را [طبق اسناد ساختگی] می دهند و می روند و این وضعیت دارد صندوق تامین اجتماعی آمریکا را خالی می کند و پیش بینی شده است که در دهه های آینده از وجه تهی خواهد شد که از هم اکنون باعث نگرانی آمریکاییان میانسال شده است که پس از رسیدن به سن بازنشستگی، دیگر برای آنان پولی نخواهد بود. تقلب در امور درمانی و اجحاف و معاینات غیر ضروری دکترها که عموما مهاجر خارجی و بعضا هندی هستند، این مسئله را پیچیده تر ساخته است. همان گزارش ها نشان می داد که جعل اسناد پناهندگی و افزایش شمار پناهندگان، خزانه دولت های ایالتی و به ویژه کالیفرنیا را تهی ساخته و مثال آورده بودند که هر مهاجر ارمنی کالیفرنیا هر ماه دست کم یکهزار و پانصد دلار از صندوق ایالت دریافت می کند. این ایالت اینک دهها میلیارد دلار کسر بودجه دارد.
    جامعه شناسان در زمینه این مهاجرت های آلوده به تقلب به دولت هشدار داده و توصیه اصلاح قوانین مهاجرت و ایجاد یک نظام بازرسی گسترده را کرده اند. این جامعه شناسان دو سال پیش از آن گفته بودند بسیاری هستند که به آمریکا می آیند تا با ترتیب دادن حوادث رانندگی ساختگی و از این قبیل کارها جیب شرکت های بیمه را خالی کنند. در برخی از تفسیرهای وقت آمده بود که خطر این نوع مهاجرت ها (بویژه مهاجرت های دوران پیری) بدتر از یک حمله اتمی است!.
     26 اپریل سال 1607 میلادی (415 سال پیش) سه كشتی انگلیسی به ریاست كاپیتان كریستوفر نیوپورت با 104 مرد و پسر به آمریكای شمالی رسیدند و لنگر انداختند و این محل را به نام پسر ارشد پادشاه انگلستان، دماغه هنری (كیپ هنری) نامگذاری كردند كه اینك جزئی از شهر ساحلی 600 هزار نفری «ویرجینیا بیج» است و از زمان جنگ جهانی اول، دولت آمریكا در همان محل (فرست لندینگ) یك پایگاه نظامی به نام «فورت ستوری» تاسیس كرده است. این دماغه، مدخل خلیج «چه ساپیك» را تشكیل می دهد. این مهاجران که مسافت انگلستان تا قاره آمریکا را در 144 روز پیموده بودند سه روز در «کیپ هنری» ماندند و یک باریکه آب به نام «لین هیون» را مورد بازدید قراردادند. این سه كشتی سپس در باریکه جنوبی خلیج چه ساپیک (که خودشان نام «جیمز ریور» بر آن نهاده بودند) به حرکت درآمدند و پس از طی مسافتی معادل چهل مایل در محلی فرودآمدند و نام پادشاه وقت انگلستان « کینگ جیمز» را بر آن نهاده و «جیمز تاون» خواندند، و با ساختن یك قلعه چوبی و نصب دو توپ پایه كشوری را در آنجا گذاردند که از 233 سال پیش فدراسیون «ایالات متحده» شده است كه اینك 305 میلیون جمعیت دارد كه جز کمتر از یک درصد آنان ( بومیان ـ اصطلاحا سرخپوستان)، بقیه مهاجر هستند. پیش از ورود انگلیسی ها، جمعیت بومیان 20 میلیون برآورد شده و شاید هم بیشتر بود. قبل از گروه کاپیتان نیوپورت، یك دسته انگلیسی دیگر در جزیره «رونوك» واقع در ساحل كارولینای شمالی (و نه چندان دور از کیپ هنری) پیاده شده بودند كه دیگر اثری از آنان به دست نیامده است. 13 سال بعد هم دسته دیگری از انگلیسیها در «پلیموت» ماساچوست مستقر شدند و .... اسپانیایی های 115 سال زودتر از انگلیسیها وارد قاره آمریكا شده بودند و در این میان اروپاییان دیگر از پرتغالی ها گرفته تا هلندی ها، دانمارکی ها و فرانسویان.
    مهاجران آمریکای شمالی تا قرن بیستم عمدتا اروپاییان بودند که سیاهان آفریقایی را هم به صورت بَرده وارد و مجبور به کار کرده بودند. مهاجرت زردها تا اواسط قرن 20 به آمریکای شمالی محدود بود. از دو دهه آخر قرن نوزدهم مهاجرت زردها (در آمریکا؛ اصطلاحا آسیایی ها) به ایالت های ساحل غربی آغاز شده بود که در بدو امر، واکنش مهاجران اروپایی نسبت به آنان تند و سخت و گاهی توام با خشونت و کشتار بود بگونه ای که دو دولت آمریکا و کانادا با وضع قانون، مهاجرت زردها را محدود کردند. مهاجرت به فدراسیون آمریکا از نیمه قرن بیستم تقریبا منحصر به لاتین های قاره آمریکا و مردم دو قاره آسیا و افریقا بوده است و در دهه آخر قرن 20 شماری از روسیه و کشورهای اروپای شرقی. مهاجرت های اخیر بوده که بافت فرهنگی را تغییر داده و همچنین منش، روش زندگانی و اخلاقیات را. کنفدراسیون کانادا خودرا یک کشور چند فرهنگی اعلام کرده ولی فدراسیون آمریکا (USA)، نَه. زیرا اختلاط فرهنگ و روش زندگانی و تفکر، مشکلات و مسائل متعدد به دنبال خواهد داشت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 30 آوريل
  • 1492:  
    کلمبوس

    پادشاه وقت اسپانیا در این روز به كریستوفر كلمبوس (متولّد ایتالیا) ماموریت داد كه از طریق دریاهای غرب، راه هند را بیابد كه وی در جریان همین سفر به قاره آمریكا رسید. پرتغالی ها قبلا راه دریایی به هند از طریق دریاهای شرق (دماغه جنوبی آفریقا) را كشف كرده بودند.
        
        
  • 1789:  
    جورج واشینگتن

    سی ام اپریل این سال، ژنرال جورج واشینگتن در بالكن ساختمان فدرال در خیابان «وال استریتِ» شهر نیویورك به گونه ای كه مردم او را ببینند سوگند وفاداری به قانون اساسی و ملت یاد كرد و نخستین رئیس جمهوری آمریکا شد.
        
        
        
  • 1803:   دولت واشینگتن در بیست و هفتمین سال استقلال مهاجرنشینان 13 گانه انگلیس (مناطق شرقی USA)، مناطق مرکزی آمریکای شمالی به وسعت 2 میلیون و 140 هزار کیلومتر مربع را از دولت وقت فرانسه (دولت ناپلئون بناپارت) به مبلغ 15 میلیون دلار خریداری کرد و با این معامله، بیش از دو برابر شد. این معامله در تاریخ به Louisiana Purchase معرف است. فرانسه از سال 1699 کنترل این مناطق را در دست داشت. فرانسه ورود به قاره آمریکا را از کانادا آغاز کرده بود. مناطق خریداری شده از فرانسه، 15 استیت کنونی USA و یا بخش هایی از آنها را تشکیل می دهند. نام لوئی چهاردهم پادشاه وقت فرانسه بر این مناطق گذارده شده بود (لوئیزیانا) و منطقه اُرلئان یکی از این مناطق بود که دولت واشینگتن این نام را به لوئیزیانا تغییر داد. بندر جنوبی این استیت، نیواُرلئان نام دارد.
        



        
        
  • 1871:   در این روز در آریزونای آمریکا 144 تن از بومیان طایفه آپاچی (اصطلاحا؛ سرخپوست) به دست نظامیان كشته شدند.
        
        
  • 1900:   دولت واشینگتن در این روز مجمع الجزایر هاوایی واقع در اقیانوس آرام که از خاک آمریکا دو هزار و 397 مایل فاصله دارد ضمیمه قلمرو خود کرد که 59 سال بعد یک استیتِ فدراسیون آمریکا شد (پنجاهمین استیت). سَنفورد دُل نخستین فرماندار آمریکایی هاوایی بود. هاوایی که قبلا دارای استقلال و پادشاه بود در سال 1778 مورد بازدید کاپیتان کوک انگلیسی قرار گرفته بود. هاوایی یک میلیون و پانصدهزار تن جمعیت دارد.
        
        
        
  • 1961:   روسیه در این روز نخستین زیردریایی اتمی خودرا وارد نیروی دریایی کرد. این زیردریایی که K-19 نامگذاری شده بود مجهز به موشک اتمی بود.
        
        
  • 1967:   كار ساختن بزرگترین دكل جهان به ارتفاع 537 متر در روسیه به پایان رسید.
        
        
  • 1970:   مداخله نظامی آمریكا در كامبوج آغاز شد.
        
        
  • 1991:   اعلام شد كه توفان دریایی وقت در بنگلادش باعث مرگ 131 هزار تن شذه است.
        
        
  • 1978:   مهندس مهدی بازرگان از سران نهضت آزادی (ملی ـ مذهبی ها) در یك مصاحبه رادیویی كه در این روز (از سال انقلاب) در اروپا پخش شد اظهار داشت كه شاه با مداخله درهمه امور كشور كه قانونا از اختیارات او نیست، مردم را برضد خود برانگیخته و برای جبران، دیگر فرصتی ندارد.
        
        
  • 2002:   ژنرال پرویز مشرّف از طریق یك انتخاباتِ شبیه رفراندم (یك نامزده = رایِ بله یا نَه) برای یك دوره دیگر رئیس جمهوری پاكستان شد. وی قبلا با كودتای نظامی روی كار آمده بود. ریاست بر پاكستان از طریق كودتای نظامی، چندبار صورت گرفته است.
        
        
  • پیام‌های تازه
    5 نظر از 5 مخاطب این تاریخ آنلاین درباره لایحه پیشگیری از آسیب دیدگی زنان و ارتقاء امنیت آنان در برابر سوء رفتار
  •  
        دبیرخانه این کرونیکل ژورنالیستیِ آنلاین، بیست هفتم و بیست هشتم فروردین 1402 (16 و 17 اپریل 2023) سه پیام، حاوی ابراز نظر درباره لایحه ارتقاء امنیت زنان که در مجلس شورای اسلامی مطرح است دریافت داشت و 31 فروردین و دوم اردیبهشت 1402 دو نظر دیگر.
         ولی از آنجا که یکی از این مخاطبان (مخاطبی که پیام حاوی نظر او بیست و هشتم فروردین دریافت شد) اشاره و استناد به سه خبر روزنامه مندرج در دهه های گذشته کرده است که لازم بود کُپی های ارسالی آنها در کنار نظر او درج شوند و تنظیم اندازهِ کپی مطالب و یا تیترهایِ مورد اشاره وقتگیر بود و نیز تعطیلات سه روزه، سه نظر دریافتیِ اول درسایت 26 اپریل این تاریخ آنلاین درج شدند و درج دو پیام دیگر به اضافه آن سه به سایت امروز (29 اپریل ـ نهم اردیبهشت) منتقل شده اند.
         این پیام ها، صرفاً حاوی نظرات فرستندگان آنها هستند که برپایه اصل رعایت آزادی بیان و نظر درج می شوند:
        
        
    جهت اطلاع نمایندگان مجلس و اعضای شورای نگهبان و روحانیون معظم

        
        پیام زیر 28 فروردین دریافت شد که سه کُپی روزنامه به پیوست داشت:
        
        "متن 51 ماده لایحه ارتقاء امنیت زنان را که جزئیات برخی از مواد آن در مجلس تحت بررسی است در خبرگزاری ایسنا خواندم. تقریبا تمامی مفاد این 51 ماده در قوانین مدنی و کیفری ایران و ضوابط دیگر از صدر مشروطیت تا کنون ـ البته با عبارات و جملات ساده تر و صریح تر وجود دارد و اجرا می شده و پیش از آن در طول حدود 1350 از زمان اسلامی شدن ایران و اجرای فقه اسلامی و دستورهای قرآن کریم و احکام پیامبر و امامان. اصل دهم قانون اساسی هم تأکید دارد که همه قوانین و مقررات مربوط به روابط خانواده برپایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد و اصل 21 صراحت دارد که حقوق زن در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین شود.
        ببینید؛ ایران از زمان رفراندم فروردین 1358 نه فقط جمهوری اسلامی بلکه دارای نظام اسلامی است و رهبر آن طبق قانون اساسی، یک فقیه. بنابراین همه مصوّبات مجلس در آن زمینه ها باید در محدودهِ آیات کلام الله مجید، احکام اسلامی و فرهنگ اسلامی باشد. بیش از 13 قرن است که ما ایرانیان با احکام و قواعد اسلامی زندگی کرده و خوی گرفته ایم یعنی که دارای فرهنگ اسلامی شده ایم و لذا، در هر امری باید فرهنگ اسلامی مردم را در نظر داشت. بخاطر دارم 60 سال پیش زمانی که 14 ساله بودم، در ماه مبارک رمضان، داماد خاله ام که یک معمار بود و برای برآورد هزینه تعمیر به خانه ما آمده بود و آب خواسته بود تا بنوشد، مادرم او را از خانه بیرون کرد و تا زنده بود او را ملاقات نکرد. از من ـ پسرش رو می گرفت. این، یعنی فرهنگ. پس از مشروطه شدن ایران، پنج مجتهد جامع الشرایط باید در مجلس شورا (پارلمان) حاضر بودند تا ماده و تبصره ای در تباین با احکام اسلامی تصویب نشود و پس از انقلاب، شورای نگهبان همان وظیفه با ابعادی بیشتر را بر عهده دارد و تا مصوبات مجلس را تأیید نکند قانون نمی شوند. در قرآن کریم درباره زنان یک سوره کامل آمده است؛ سوره نساء و در شماری از آیات دیگر نیز اشاراتی به زنان شده است و همچنین احکام که در طول 14 قرن دقیقا رعایت و فرهنگ شده اند.
        بحث را از ماده 50 لایحه ارتقاء امنیت زنان آغاز کنم. این ماده و تبصره اش:
        ماده 50 - ‌زنانی که برای خروج از کشور نیاز به اذن همسر دارند، در صورت خودداری غیرموجه وی [شوهر] از اعطای اذن، می‌توانند ضمن تقدیم دادخواست، مدارک و مستندات خود مبنی‌بر ضرورت خروج از کشور را به دادگاه خانواده تسلیم کنند. دادگاه خارج از نوبت نسبت به موضوع رسیدگی کرده و در صورت احراز ضرورت امر، عنداللزوم پس از اخذ تأمین مناسب، اذن خروج از کشور با ذکر مدت و دفعات سفر خواهد داد.
        تبصره- مصادیق موارد ضروری، از سوی وزارت دادگستری و با مشارکت معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه ظرف ۳ ماه از زمان لازم الاجرا شدن قانون، تدوین می‌شود و به تصویب هیات وزیران می‌رسد.
        طبق همین قوانین موجود و دهها ساله که برگرفته از سنّت صدها ساله است، همه زنان متأهل نیاز به موافقت رسمی شوهر جهت گرفتن پاسپورت و رفتن به خارج دارند و به نظر من [مخاطب]، خودداری ـ موجه و غیر موجه ندارد. حالا سرانگشتی حساب کنیم که اگر تشخیص داده شود که خارج رفتن یک خانم شوهردار به رغم عدم رضایت شوهرش ضرورت دارد و به خارجه برود، آیا در بازگشت، این شوهر آن خانم را تحمّل خواهم کرد؟ و دست کم زندگی صمیمانه و واقعی خواهند داشت؟. گمان نکنم. همچنین تشخیص ضرورت، آسان نیست و نارضایی شوهر که در قلب و مغز ریشه خواهد کرد با حکم دادگاه برطرف نمی شود و .... اگر ضرورت برای درمان بیماریِ صعب العلاج باشد که مهارت و دانش دکترهای ایران که امروزه در کشورهای پیشرفته هم دارند طبابت می کنند کمتر از خارجی نیست. چنانچه برای دیدار بستگان باشد که امروزه با تماس های رایگان ویدئویی (واتساپ و ...) دیدار در تمام ساعات شبانه روز امکان پذیر است. بنابراین می ماند ضرورت شرکت در مسابقه ورزشی و یا سمینار علمی ـ ادبی که یک خانم باید پیش خود محاسبه کند که ادامه زندگی با شوهرش را ترجیح می دهد یا شرکت در مسابقه و سمینار را. در این موارد این سئوال پیش می آید که چرا نباید با شوهرش به کشور مورد نظر برود و در کنار هم باشند؟. به نظر من [مخاطب] چنین خانمی در صورت اخطار احتمالی شوهر پس از رفتن او، بعید نیست پناهنده کشور دیگر و خبر رسانه ها شود و به شهرت وطن آسیب برسد. همچنین اگر خانمی که طبق حکم دادگاه به خارج برود، چنانچه در آنجا هوس مایو پوشیدن و کنار دریا رفتن کند و در این حالت عکسی از او گرفته شود که این روزها همه با دوربین تلفن های دستی عکاس شده اند و در شبکه های اجتماعی قرار گیرد چه تعبیری خواهد داشت و آسیب حیثیتی به جامعه اسلامی و همچنین اگر به یک باشگاه شبانه برود. گرفتن تأمین و التزام که در ماده 50 آمده است کافی نیست. مگر قانون و اخلاق افراد را از دزدی، ارتشاء، مواد مخدر، تجاوز به اموال و اراضی عمومی و ... منع نکرده اند؟. درست یادم هست که انتشار یک خبر از چنین وضعیتی در روزنامه ها در بهمن 1356 و چند هفته پس از انتشار نامه رشیدی مطلق که جعل دولت وقت بود و اعتراض روحانیون و طلبه در قم، بر شعله های آتش اعتراض افزود و شماری دیگر وارد میدان اعتراض و تظاهرات کرد و .... این خبر که کپی تیتر آن روزنامه را از تاریخ آنلاین خودتان [این تاریخ آنلاین] گرفته ام و ضمیمه است حکایت داشت که یک خانم ایرانی میلیون ها تومان در قمارخانه های لندن باخته بود. در ماده 50 این لایحه نام دادگاه خانواده آمده است. امام (ره) پس از پیروزی انقلاب قانون حمایت خانواده را که دادگاه خانواده بر پایه آن ایجاد شده بود ابطال کرد و آن را مغایر تعالیم اسلامی دانست. در کشورهای دیگر هم دادگاه خانواده وجود ندارد، مسائل زن و شوهری و حضانت به دادگاههای عمومی (حقوقی و یا کیفری) ارجاع می شود. پیش از تیرماه 1346 [اجرای قانون حمایت خانواده] دادگاههای شرع به امور زن و شوهری که از جانب قضات دادسراها و دادگاههای عمومی به آنها ارجاع می شد رسیدگی می کردند. کپی دستور امام را از تاریخ خودتان [این تاریخ آنلاین] برداشته و ضمیمه کرده ام.
        همچنین، در سال 1348 به رغم فشار خواهران شاه، وزیر وقت آموزش و پرورش که یک خانم بود و دیگر خانم های صاحب مقام و نمایندگی مجلس، پیشنهاد صدور گذرنامه برای خانم های متآهل بدون کسب رضایت کتبی و محضری شوهر و مسافرت به خارج رد شد. کُپی تیتر یک روزنامه را که در تاریخ خودتان درج شده است برایتان ضمیمه کرده ام. در این باره توضیح بیشتری بدهم:
        من [مخاطب] که همسرم ده سال پیش فوت شده و تنها فرزندمان به آمریکا مهاجرت کرده است پس از پایان تحصیلات متوسطه، چون در کنکور دانشگاه قبول نشدم به خدمت وزارت فرهنگ وقت درآمدم و در تهران آموزگار دبستان شدم. در طول 8 سال بعد، هر سال در کنکور دانشگاه شرکت کردم و قبول نشدم، ولی در نهمین بار که شرکت همه دیپلمه ها، صرف نظر از رشته ای که در دوره دوم متوسطه تحصیل کرده بودند در کنکور همه رشته های دانشگاهی آزاد شده بود در رشته قضایی دانشکده حقوق قبول شدم. من دیپلم رشته طبیعی دارم و تا آن سال فقط می توانستم در کنکور رشته های پزشکی، کشاورزی، دامپزشکی و زیست شناسی و شیمی شرکت کنم.
        رشته قضایی از دیرزمان سختگیری در حضور و غیاب نداشت و برای کار آموزگاری من که یک هفته صبح ها بود و یک هفته بعد از ظهرها مشکل ساز نبود. پس از اتمام تحصیلات قضایی در همان وزارت فرهنگ که به آموزش و پرورش تغییر نام داده بود ماندم و دبیر دبیرستان شدم و تا بازنشستگی به همین کار ادامه دادم. به یاد دارم که در سال 1348 (8 سال پیش از آغاز انقلاب) یک روز رئیس دبیرستان مرا خواست و گفت یک نماینده مجلس خواسته است که چند دانش آموز کلاس ششم دبیرستان به او معرفی شوند که جمعه این هفته بروند و از کسانی که این نماینده مجلس تعیین کرده است مشروح نظرشان را در باره پیشنهاد مشروط صدور گذرنامه برای خانم های شوهر دار بدون موافقت شوهر کسب کنند و جریان را به او گزارش کنند تا مطرح سازد. سه دانش آموز با استعداد را معرفی کردم و دو روز پس از آن جمعه پرسیدم که به چه نتیجه ای رسیدند، گفتند هرکدام به ده نفر مراجعه کردیم؛ سه روحانی، سه کاسب، دو معلم و دو کارمند دولت و از این سی نفر فقط دو نفرشان مخالفت نکردند، روحانیون گفتند که اسلامی نیست و بقیه گفتند که اگر شوهر راضی نباشد، مسافرت مساوی است با طلاق و برخی هم گفتند که معلوم نیست خانمی که بدون موافقت شوهر به خارج برود در آنجا چه خواهد کرد. چند روز بعد روزنامه ها تیتر زدند که پیشنهاد رد شد.
        مطلب دیگر این است که به تصور من [مخاطب]، خانمی که بدون رضایت شوهر و با حکم دادگاه به خارج برود، خیلی آسان و با نشان دادن همان حکم می تواند پناهنده شود و در بسیاری از کشورها، دور بودن زن و شوهر ناسازگار از هم برای مدتی معیّن [سپریشِن] یعنی طلاق و در همین کشورها، زنا جرم نیست. یکی از شاگردان سابق که چند سال پیش پس از سال ها اقامت در آلمان به ایران آمده بود و اورا تصادفا در خیابان دیدم و پرسیدم که به چه صورت مقیم آنجا شده است گفت به دروغ گفتم که تغییر دین داده ام، چون در ایران مقامات متوجه اقدام من شدند، به خارج فرار کرده و به اینجا آمده ام، زیرا که طبق موازین اسلامی عمل من مجازات دارد. برای پناهنده شدن به کشور دیگر انواع درغگویی و نشان دادن مدرک ساختگی در کار است.".
        مخاطب در آخرین پاراگراف پیام خود نوشته است: "اگر تصمیم به درج این نامه داشتید که در این صورت در تاریخ خواهد ماند تا دهها سال بعد مورد قضاوت قرار گیرد، لطف کنید تیتر بنویسد: جهت اطلاع نمایندگان مجلس و اعضای شورای نگهبان و روحانیون معظم.".
        
    مجموع کُپی های دریافتی


        
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        
    برخی از سوء رفتارها به اناث ناشی از تورّم پول و گرانی و تنگدستی است ـ مجلس می تواند با وضع قانون، درآمد دولت را مساوی با هزینه هایش کند و بانک مرکزی را ممنوع از دادن قرض به دولت که میزان پول در جریان را افزایش می دهد و همچنین تورم پول را

        
        مخاطب دیگر که پیامِ حاویِ نظر او بیست و هفتم فروردین 1402 دریافت شد:
        
        "مشکلات اصلی کشور تورّم و کاهش بی سابقه قدرت خرید ریال است، نه سوء رفتار و امنیت نداشتن اناث. در موارد متعدد، اگر سوء رفتاری هم باشد ناشی از گرانی و تنگدستی و جا به جایی [مهاجرت داخلی] بدون کنترل شهروندان است. برای تأمین امنیت بانوان و پیشگیری و مجازات سوء رفتار نسبت به دختران و زنان احکام اسلامی و قوانین مصوبه متعدد داریم. مشکل کشور تورّم پول است. این نوع تورم یک تعریف چند کلمه ای دارد ـ یک عبارت: هزینه های دولت بیشتر از درآمدهای آن (به اصطلاح: کسری بودجه) و گرفتن اسکناس (پول کاغذی) از بانک مرکزی که وارد جامعه می شود و در دست مردم قرار می گیرد. در همه کشورهای 193 گانه عضو سازمان ملل، چه دستگاهی لایحه بودجه پیشنهادی دولت برای سال مالی بعد را تصویب می کند؟، پارلمان (مجلس). حالا این سئوال به ذهن هرکس می آید که چرا مجلس شورای اسلامی پیش از تصویب بودجه کسری دار، از دولت نمی خواهد که راه درآمد ارائه دهد و درآمد ثابت، مالیات است و اگر دولت امروز و فردا کند، نمایندگان با دادن طرح می توانند درآمد دولت را بالا ببرند تا مجبور به دریافت اسکناس کاغذی و ... از بانک مرکزی نشود. مجلس همچنین می تواند که بانک مرکزی را از قرض دادن به دولت ممنوع کند. همه چیز در دست مجلس است و نه فقط رفع سوء رفتار نسبت به اناث که صدها قانون و احکام برای آن داریم و اجرا می شوند.".
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        
    لایحه ارتقاء امنیت بانوان اگر به همین صورت مصوّب شود، گمان نکنم شورای نگهبان بدون بازنگری مجدد مجلس آن را تأیید کند که قانون شود

        
        مخاطب سوم که پیام او 28 فروردین 1402 واصل شد:
        "لایحه ارتقاء امنیت بانوان اگر به همین صورت مصوّب شود، گمان نکنم شورای نگهبان بدون بازنگری مجدد مجلس و اصلاح مواردی از آن، آن را تأیید کند که قانون شود. به نظر من [مخاطب] این لایحه همچنین با درگیر کردن چند وزارتخانه و سازمان دولتی برای اجرای آن و آیین نامه نویسی بر آن و صدور بخشنامه، بر بروکراسی ها که کم هم نیستند خواهد افزود ازجمله کشاندن پای وزارت کشور، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد، وزارت علوم و تحقیقات فناوری، وزارت بهداشت و درمان، وزارت راه و شهرسازی، وزارت کار و رفاه اجتماعی، شهرداری، صدا و سیما و ... به آن. به عقیده من [مخاطب]، این لایحه اگر قانون شود بر میزان احتیاط مردان در ازدواج کردن می افزاید.
        اگر قوانین حقوقی و کیفری موجود را بنگریم خواهیم دید که موارد این لایحه در همه آنها وجود. برای مثال: راه ندادن زوجه به خانه که در این لایحه آمده است همان ترک انفاق است و مجازات دارد و این قانون دهها سال است که اجرا می شود. همچنین حمایت اناث آسیب دیده و فرستادن به مددگاه و نیز فرستادن دختران کمتر از 18 ساله به پرورشگاهها بدستور دادستان محل که سابقه طولانی دارد. جرم بودن تشویق به فساد و یا خیانت به شوهر، تشویق به مواد مخدر و ... در قوانین جاری هم وجود دارد و اجرا می شود. قانون مزاحمت بانوان که مجازات زندان دارد از قوانین دوران حکومت مصدق است. وارد جزئیات نمی شوم. به نظر من بهتر است که این لایحه دوباره نویسی شود و مواردی در آن باقی بماند که در قوانین دیگر نیست با جملاتی ساده و روشن. من در دهه های 1340 و 1350 هفت سال مددکار اجتماعی در حوزه دادگستری بودم که تغییر حرفه دادم و بعدا بازنشسته شدم و مواردی در آن زمینه را که در حرفه و وظیفه ما بود انجام می دادیم و تازگی ندارد. ضمنا بکار رفتن کلمات قاچاق زن و آوارگی و ... در این لایحه در خور شأن [زیبنده] نظام اسلامی پس از 44 سال برقرار شدن نیست.
        در مورد زنان شوهردار و مجاز بودن مسافرت به خارج بدون راضی بودن شوهرانشان باید احکام اسلامی را در نظر گرفت که از زمان بعثت رعایت می شوند و نمی شود در یک جامعه اسلامی خلاف آن رفتار کرد.".
        
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        
    نظر دریافتی چهارم: اول رفع تورّم و سپس پرداختن به اموری دیگر ـ اقدام مجلس عوام انگلیس در سال 1909 برای تأمین بودجه دولت و بالابردن ارزش لیره انگلیس

        
        نظر دریافتی از یک مخاطب ساکن آمریکا که 31 فروردین 1402 دریافت شد:
        
        "این سال ها مسئله کشور، تورّم است و رهبر جمهوری اسلامی سال 1402 را «سال تورّم زدائی» اعلام کرده اند و به نظر این جانب، لازم است مجلس شورای اسلامی که انتخابات دوره بعدی آن اسفندماه امسال برگزار می شود ترجیحا به این کار بپردازد. لایحه سوء رفتار به زنان جای خود دارد ولی تورم مسئله بزرگی است. این لایحه زنان، اقلیت کوچکی را شامل می شود و از دیدگاه من ربطی هم با موضوع «مهسا» ندارد. تورّم، دارندگان را داراتر و مرفّه تر و زندگی ندارها را سخت تر می کند. کسی که خانه و اتومبیل دارد و درآمدش رو به فزونی است نگرانی زیاد ندارد. آمریکا آمدن من در سال 1335 نتیجه تورّم نوع ویژهِ شش سال اول دهه 1350 بود. پدرم خانه ای را در سال 1347 به سی و هفت هزار تومان خریده بود هشت سال بعد در تیرماه 1355 به یک میلیون و 40 هزار تومان فروخت، یک آپارتمان 3 اطاق خوابه به 510 هزار تومان و یک اتومبیل به 34 هزار تومان خرید و 492 هزار تومان آن را داد 70 هزار دلار گرفت و به من داد که دوبار پیش از خدمت سربازی و یک بار پس از آن در کنکور دانشگاه شرکت کرده و پذیرفته نشده بودم تا برای تحصیل به آمریکا بیایم که آمدم. اشتباه آن دولت این بود که چاپ کردن اسکناس را افزایش می داد ولی نرخ ارز را ثابت نگهمیداشت و کسی که پول داشت به آلمان می رفت و بنز دست دوم وارد می کرد و پُز می داد و یا بچه هایش را به خارج می فرستاد و آنها که مال و منال و درآمدی جز دستمزد روزانه نداشتند با شروع اعتراضات به آنها پیوستند و رژیم تغییر کرد.
        راه حل، راهی است که مجلس عوام انگلستان در سال 1909 مبتکر آن بود و در کتاب های درسی دانشگاهی به «پی پل باجِت ـ بودجه مردم» معروف است که با وجود مخالفت مجلس اعیان انگلیس و ... از 1910 اجرا شد و آن گرفتن مالیات واقعی از دارندگان بود. این اصطلاح از همان وقت باقی مانده است: کسانی که از پرتو دولت که امنیت و وسیله ثروت اندوزی و محافظت از ثروتشان را برقرار و حفظ می کند باید به همان نسبت دارایی و نیز درآمدشان هزینه های دولت را جبران کنند [تأمین کنند]. اجرای این قانون مجلس عوام، سطح رفاه اجتماعی و ارزش لیره استرلینگ (پاند) انگلیس را بالا برد. چرچیل که سه دهه بعد نخست وزیر شد از مدافعان همین اقدام مجلس عوام بود که به شهرت رسید. از دست مجلس شورای اسلامی خیلی کارها بر می آید.
        ـ ـ ـ ـ ـ
        
        
    یک خانم می تواند در شرایط ضمن عقد ازدواج، اجازه و حق مسافرت خارج را از شوهرش بگیرد و نیازی به رفتن به دادگاه و اثبات لزوم مسافرت و پیچ و خم های دیگر و احتمالا برهم خوردن خانواده را ندارد

        
        نظر پنجم واصله در دوم اردیبهشت 1402 از یک مخاطب:
        
        لایحه در دست بررسی موسوم به سوء رفتار نسبت به خانم ها اگر به این صورت تصویب شود، چند بار میان مجلس و شورای نگهبان رفت و آمد خواهد داشت. چند بار این لایحه را خواندم، به تصور من که کار چندانی از دست آن که اقلیت بسیار کوچکی را شامل می شود بر نخواهد آمد. نه تنها ایران، همه کشورها قانون مبارزه با مواد مخدر، مجازات دزد، چاقوکش، کلاهبردار و ... دارند ولی این جرائم ادامه دارد و هر روز هم بیشتر می شود و تازگی زورگیر و موبایل قاپ هم پیدا شده است. اگر سطح زندگی بالا برود، رفاه باشد و ازدواج برپایه تناسب و شناخت فرهنگی کامل، مسائل خانوادگی کاهش می یابد. در مورد مسافرت خارجی بانوان شوهردار، به جای این بندِ به تصور من پر پیچ و خم، مسئله در عقدنامه و از همان لحظه پیش از ازدواج قابل حل است. عقدنامه ها شرایط ضمن عقد دارند. خانمی که تصور می کند ممکن است روزی روزگاری بخواند سفر خارج برود، می تواند در شرایط ضمن عقد این اجازه را و برای همیشه (دائم) از شوهر آینده اش بگیرد و همچنین شرایط دیگر که نیازی به رفتن به دادگاه و اثبات لزوم مسافرت و طی کردن پیچ و خم های دیگر و احتمالا برهم خوردن خانواده نخواهد بود.
        




  •  

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com