Iranians History on This Day
روز و ماه خورشیدی و یا میلادی مورد نظر را انتخاب و كلید مشاهده را فشار دهید
میلادی
   خورشیدی

 
7 جولای
 
جستجوی:

 
  هدیه مولف
این سایت مستقل و بدون كوچكترین وابستگی؛ هدیه ناچیز مولف كوچك آن به همه ایرانیان، ایرانی تبارها و پارسی زبانان است كه ایشان را از جان عزیزتر دارد ؛ و خدمتی است میهنی و آموزشی كه خدمت به میهن و هموطنان تكلیف و فریضه است كه باید شریف و خلل ناپذیر باشد و در راه انجام تكالیف میهنی نیاز به حمایت مادی احدی نباید باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد برای نگارش و عرضه در سایت نظرشخص مولف است.
 











Select your preferred language to translate this page into.

   لینک به این صفحه  

مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 7 جولای
ایران
روزی كه «حسن صبّاح» كار مبارزه را آغاز كرد - عقاید و راهكارهای او
تصویر حسن صباح
مورّخان ـ متفق القول، هفتم جولای 1071 (16 تیرماه 450) را روزی می دانند كه حسن صبّاح كار دیوانی [امور اداری دولتی] را رها كرد تا راه مبارزه با فساد، تجاوز، سلطه گری و زورگویان را در پیش گیرد و جهان بهتری بسازد. وی از نظر فلسفی معتقد به آزادی اجتماعی، تعاون، برادری، عدم تصرف مناطق و برتری بر ملل دیگر با توسل به نیروی مسلح بود و بخشودن پشیمان شدگان را تشویق و «حرص مال زدن» را نهی می كرد.
     ورود حسن به دنیای مبارزه، یك سال پیش از كشته شدن آلپ ارسلان، سلطان سلجوقی وقت، و به حكومت رسیدن پسرش ملكشاه، و جنگ ملكشاه با عموی خود «قاورد» حاكم كرمان بر سر قدرت انجام گرفت. حسن پس از كناره گیری از دستگاه دولت كه به نوشته خود او «در آن ضعیف كشی و حق را ناحق کردن» رواج داشت به «ری» زادگاه خود رفت و به تفكر درباره آینده نشست. او برخی سران و بزرگان را عامل این فساد و کارهای مغایر تعاریف انسانیّت تشخیص داده بود که به زعم او، با از میان بردن آنان مسائل حل می شد.
    حسن صباح كه 90 سال عمر كرد و چهارشنبه بیست و سوم ماه مه سال 1134 میلادی درگذشت مردی تحصیلكرده و هوشمند بود كه تا 35 سالگی كار دولتی داشت و یک مدیر ماهر و فردی سازمان دهنده بود. وی در این سن به سوریه و مصر سفر كرد. در آن زمان، فاطمیه در مصر حكومت داشتند. شیعه هفت امامی كه در آنجا رواج داشت در همان ایام به فرقه های مختلف و از جمله «دروزی» منشعب شده بود و حسن صباح راه اسماعیلیه (به نوشته مورخان اروپایی Ismailism) را در پیش گرفت و به ایران بازگشت تا در اینجا، مردم را به افکار خود و نیز گرایش به این فرقه دعوت كند.
    وی پس از بازگشت به میهن، كار «حقیقت یابی» را از اصفهان آغاز كرد؛ سپس به یزد، كرمان و آنگاه به تبرستان (مازندران) و از آنجا به ری و قزوین رفت. حسن از این سفرهای داخلی توشه بزرگ برای رسیدن به هدف برگرفت، ولی در برابر خود امپراتوری توانمند سلجوقیان را می دید. حسن سرانجام در كار مبارزه، روش كاملا تازه ای در پیش گرفت [روشی مشابه آن چه كه در جهان امروز - دهه آخر قرن 20 و دهه اول قرن 21 - جریان دارد] و تصمیم گرفت كه خوی از جان گذشتگی در پیروان خود كه آنها را «فدایی» می خواند ایجاد كند، نخست به مخالفان اخطار دهد و چنانچه به زورگویی و ... ادامه دهند، برای براندازی شان از زهر و خنجر استفاده كند، و به جای تصرف شهرها، بر دژهای كوهستانی مسلط و در آنجا مستقر شود، و از داخل این دژها به تبلیغ عقاید خود، گردآوری پیروان و آموزش آنان و ایجاد کتابخانه بپردازد. با این برنامه، حسن متوجه مناطق كوهستانی شد، و قلعه (دژ) الموت را در قزوین تصاحب كرد. برنامه دوم او همدست كردن مردم روستاهای اطراف این قلاع بود و به زودی بر 74 قلعه در سراسر ایران و شمال عراق مستولی شد. پیروانش او را «سیدنا» می خواندند. درباره كارهای او، نوشته های عطاملك جوینی، رشیدالدین فضل اله، ابن اثیر، دكتر ایوانف و دكتر برنارد لویس Lewis دقیقتر هستند.
     دولت سلجوقیان از سركوب پیروان حسن صباح كه مبارزه انتحاری، و به صورت «شبح» عمل می كردند عاجز مانده بود. [صباح نام خانوادگی «حسن» است كه اسم جد پنجم او بود]
    حسن برای نشان دادن قدرت خود به سلطان سنجر که او را تهدید می کرد، یكی از فدائیان را مامور می كند كه شب هنگام به خوابگاه سنجر وارد شود و بدون این که به او آسیب برساند یک خنجر در كنار سر او بر زمین فرو كند و نامه ای که قبلا آماده شده بود در آنجا باقی بگذارد. سنجر به حسن صباح پیغام فرستاده بود كه دارای قلمروی پهناور و دو كرور (یك میلیون) مرد جنگی است و حسن در آن نامه به او پاسخ داده بود كه وی، تنها دارای هفتاد هزار پیرو «زن و مرد» است، که همه از جان گذشته اند، اما آدمهای تو برای مزد و مقامشان همراهت هستند و جانشان را دوست دارند و ....
     از نوشته های مورخان چنین بر می آید كه حسن صباح علاوه بر بنیاد گذاری اسماعیلیه ایران و هند (پاكستان) از نظر فلسفی مردی بود كه اعتقاد به زندگانی ساده (بدون تجمل) داشت. به عقیده او، معاش هر كس باید از طریق كار مفید تامین شود و «فدائیان» عمدتا كشاورز بودند. وی که معتقد به آزادی اجتماعی، اقتصاد تعاونی و نیز گذشت بود پس از هر پیروزی، از شكست خوردگان انتقام نمی گرفت و آنها را شماتت نمی كرد. به نوشته برخی مورخان متأخر، دشمنی او با خواجه نظام الملك تنها به خاطر مخالفت خواجه با نظام اسماعیلیه نبود، بلكه برای این هم بود كه خواجه خدمت اجنبی (تركمانان سلجوقی) را می كرد و به زبان عربی بیش از فارسی توجه داشت.
     در اروپا درباره حسن صباح به جای تاریخ نویسی داستان نویسی كرده اند از جمله این كه به فدائیان پیش از فرستادن به ماموریت ترور، حشیش می داد و برخی ریشه واژه Assassin (ترور) را از كلمه حشاشین (Hashshashin) سفرنامه ماركوپولو می دانند. حال آن كه معدودی از زبانشناسان ریشه این واژه را در كلمه عسس (پاسبان - نگهبان - داروغه) و چند تن دیگر باز هم آن را به نام حسن صبّاح بسته اند كه به پیروان او در اروپا حسنین (Hassaneen) می گفتند.
     پس از مرگ حسن صباح و افتادن كار به دست جانشین او «كیا بزرگ رودباری»، گروههای مشابهی در سوریه پدید آمدند و «پیرمرد كوهستان» كه درباره اش داستانها در اروپا نوشته اند كسی جز «رشیدالدین سنان» نبوده است و ربطی به حسن صباح ندارد؛ با وجود این، مورخان فرنگ این گروهها را هم شعبه عرب پیروان حس صباح نوشته اند زیرا که اخطاری مشابه اخطار حسن به سلطان سنجر، به صلاح الدین ایوبی داده بودند.
    قلاع اسمعیلیه در سالهای میان 1256 تا 1260 میلادی به دست هلاكوخان مغول فتح شدند، ولی روش كار او در مبارزه (به تعبیر تازه، نوعی تروریسم ) و فرقه اسماعیلیه باقی مانده اند.
    از همان زمان تا به امروز هر گروه و فرقه ایدئولوژیك كم جمعیت در مقابله با معارض نیرومند و بسیار مجهّز، در كنار تبلیغات، از روش حسن صباح هم استفاده كرده است؛ از آنارشیست های قرن نوزدهم گرفته تا القاعده و .... همه این گروهها همانند حسن صباح 9 قرن پیش «تبلیغات»، ازجان گذشتگی و «مبارزه تا حد خودكشی» را به صورت ابزارهای اصلی مبارزه بكار برده اند. حسن می گفت: هنگامی كه «دانش آموختگان» در راه ما قرار گیرند، وقوع دگرگونی جهانی قطعی است و به همین دلیل بوده است كه ورود دسته ای از دكترها به این نوع مبارزه كه در جولای 2007 در انگلستان كشف شد، تا حد زیاد مورد توجه افكار عمومی قرار گرفته بود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعزام نخستین دانشجویان ایرانی به انگلستان ـ آرزوهای عباس میرزا، ولیعهد وقت برای ایران به نقل از نوشته های ژنرال گاردان فرانسوی!
تصويری از عباس ميرزا

هفتم جولای سال 1811 دولت وقت ایران (دوران فتحعلی شاه قاجار) دو ایرانی را به عنوان دانشجو روانه انگلستان كرد. این تصمیم كه از سوی عباس میرزا ولیعهد وقت گرفته شده بود به تایید وزیر اعظم هم رسیده بود و سبب اتخاذ این تصمیم افزایش رفت و آمد فرستادگان انگلستان به ایران و نیاز مُبرم به مترجم ماهر و مورد اعتماد بود و نیز كسانی بود كه انگلستان را دیده و از اوضاع واقعی آن و زندگانی مردمش آگاه باشند.
     سه سال بعد (سال 1814)) به همین ترتیب پنج دانشجوی دیگر از سوی عباس میرزا به انگلستان فرستاده شدند.
     مروری بر تاریخ قاجاریه نشان می دهد كه عباس میرزا بیش از هر شاه و شاهزاده این دودمان نگران کشور، منافع آن و آینده اش بود. خاطرات ژنرال گاردان فرستاده ناپلئون به ایران كه برای مدتی همنشین عباس میرزا بود حكایت از علاقه ولیعهد فتحعلی شاه به پیشرفت کشور و حفظ تمامیت و حاكمیت آن می كند.
     «گاردان» نوشته است كه عباس میرزا به خوبی می دانست كه تا اكثریت مردم؛ باسواد، روشن و خواستار ترقی نشوند كشور پیشرفت نخواهد کرد. به نوشته گاردان، عباس میرزا بارها گفته بود که مردم کشور به همان اندازه كه در اندیشه خانواده خود هستند باید به وطن و جامعه ملی نیز بیاندیشند.
    گاردان نوشته است كه یك بار عباس میرزا از او پرسید كه چه بایدکرد تا ایرانیان به پای اروپاییان برسند، آیا خواب و خوراك در پیشرفت انسان نقش دارد؟.
    عباس میرزا پیش از پدر خود درگذشت و نتوانست شاه شود.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
راه حلی که در سال 1357 (سال انقلاب) برای مسئله بالارفتن مستغلات و اجاره بها به اجرا درآمده بود ـ هم کنترل بهای مستغلات و هم افزایش درآمد دولت
بالا رفتن سریع بهای مستغلات و در نتیجه، اجاره بها که از سال 1397 به چشم می خورَد، تکرار چنین وضعیتی است که در سال های 1355 و 1356 تا نیمه 1357 (سال انقلاب) تجربه شد و باز به علت افزایش حجم نقدینگی (تورّم پول). با این تفاوت که در ماههای منتهی به نیمه تیرماه 1399[زمان درج این مطلب] افزایش بهای خانه (هرگونه مَسکَن) در جمهوری اسلامی ایران و بویژه در تهران و شهرهای بزرگ، اصطلاحا نجومی بوده و به مراتب بیش از درصد افزایش نقدینگی که به باور اصحاب نظر، ناشی از ضعف کنترل دولتی است و نیز آزمندی معامله گران که هرگونه گرانفروشی، احتکار و کَم فروشی در اسلام نهی شده است.
    در آن زمان (سال های 1355 و 1356 تا نیمه 1357)، راه حل مسئله؛ افزایش مالیات بر دریافتی از اجاره مسکن و تصاعدی شدن مالیات بر تفاوت خرید و فروش خانه، زمین و آپارتمان (اصطلاحا؛ میزان افزوده) شد و این مالیات در مورد خرید و فروش، بسیار سنگین و در «افزوده» های بالا، تا 65 درصد میزان «افزوده» بود. چون تبانی فروشنده و خریدار و ابراز بهای خیلی کمتر به محاضر (دفترخانه های ثبت اسناد) به میان آمد تا مالیاتِ معامله ناچیز باشد، دولت از طرفی مقرر داشت که در مورد هر معامله سه ارزیاب جداگانه و بدون اطلاع از یکدیگر و انتخاب آنان به صورت قرعه کشی؛ بهای خانه، آپارتمان و یا زمین را ارزیابی و به دفترخانه مربوط اعلام دارند. به علاوه، معامله با چک تضمینی و مبادله آن از طریق مدیر دفترخانهِ مربوط و ثبت شماره چِک صورت گیرد. پرداخت اجرت ارزیاب ها برعهده فروشنده بود. دلّال معامله نیز باید به عنوان شاهد و آگاه از مبلغ معامله، امضاء می داد که دروغ گفتن به دولت مجازات زندان دارد. در مورد اجاره بها نیز باید سند اجاره ثبت می شد و مبلغ اجاره دقیقا تعیین. در مورد اجاره، تقلب درکار نبود زیراکه اگر مبلغ کمتری ثبت می شد بعدا مستاجر همان مبلغ را می داد، بنابراین، موجران (صاحبخانه ها) سعی در نرفتن به محضر داشتند تا دولت و شهرداری ندانند که مبلغ دقیق (اجاره بها) چقدر است تا مالیات واقعی بگیرند.
    این سیاست تا حدی چشمگیر کمک به کنترل بهای مستغلات و افزایش درآمد دولت کرد که برای رفع کسری بودجه خود، متوسل به بانک مرکزی و چاپ اسکناس نشود و تورّم بالاتر نرود. در آن زمان بهای ارزها (دلار آمریکا؛ هفت تومان) و همچنین تا حدّی طلا و سکه (در سال انقلاب، هر سکه حدود 360 تومان و قبلا 82 تومان) ثابت بود و چون تورّم پول و در نتیجه کاهش قدرت خرید آن، سود سپرده های بانکی را اصطلاحا می خورد، پول ها به جای سپرده گذاری روانه بازار مستغلات می شد. در پی پیروزی انقلاب، سازمان مسکنِ برآمده از انقلاب و بویژه در زمان ریاست آیت الله خسروشاهی بر آن، بهای خانه و همچنین اجاره بها، کنترل کامل شد؛ خانه های خالی به دنبال یک اخطار به صاحبان آنها، عادله اجاره داده می شدند و کسانی که در کار و حرفه خانه سازی نبودند (کسب و کارشان این نبود ـ پروانه این کار را نداشتند) نمی توانستند بیش از یک خانه و یا آپارتمان و یک زمین ساختمانی (شهری) داشته باشند.
    کُپی تیتر و پاراگرافِ لید یک مطلب و متن یک آگهی در زمینه کنترل مستغلات (موضوعی که در صدر این مطلب به آن اشاره رفت) از صفحه 36 روزنامه اطلاعات ـ شماره 15 تیرماه 1357در زیر درج شده است:


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
قیمت چند خانه و آپارتمان فروشی در تهران در تیرماه 1357 (سال انقلاب) ـ سند برای مقایسه

    کُپی چند آگهی قروش آپارتمان و خانه در تهران مندرج در صفحه آگهی های کوتاه روزنامه اطلاعات (صفحه نیازمندی ها) شماره 15 تیرماه 1357 (سال انقلاب) :


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مصوبه شورای انقلاب و ملّی شدن صنایع ـ انتشار اسامی افرادی كه كارخانه ها و شركت های آنان ملی شده بود ـ خروج ایران از وابستگی به نفت
16 تیرماه 1358 (7 جولای 1979) مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت مصوبّه شورای انقلاب مبنی بر ملّی شدن صنایع را تحت عنوان «قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران» اعلام داشت. یك پاراگراف از مقدمه این مصوبه چنین می گوید:
    «نظام گذشته صنایع كشور را به صورت وسائلی برای چپاول سرمایه های ملّی به دست عُمّال خود و وابستگی اقتصاد ایران به سرمایه داری خارجی و مصرفی ساختن كشور درآورده بود.».
     در پاراگراف دیگر چنین آمده بود:
     «صنایع ایران برپایه صنعت و اقتصاد وابسته به سرمایه داری غارتگر جهانی به وجود آمده بود و ....».
     در اعلامیه نخست وزیر دولت موقّت برای توجیه مصوبّه چنین تصریح شده بود:
     «... نجات صنعت و اقتصاد كشور ایجاب کرده است كه اقدامی قاطع در جهت احیاء، اداره صحیح و توسعه آنها (صنایع) به منظور رعایت نظام اسلامی در مورد حقوق كار و خروج ایران از وابستگی به نفت و احراز استقلال از طریق تولید نیازهای داخلی تا سرحد خودكفایی و توسعه صادرات و ... به عمل آید و قانون حفاظت و توسعه ایران (ملی شدن) به تصویب برسد و ....».
     (متن كامل این مصوبه در صفحات اول روزنامه های عصر تهران مورخ 16 تیرماه 1358 به چاپ رسیده بود.).
    روزنامه اطلاعات كه هنوز مصادره نشده بود در همین روز در صفحه دوم خود فهرست برخی از افراد را كه شركتها، موسسات و كارخانه های آنان مشمول این قانون قرار می گرفت منتشر ساخته بود، اختصارا از این قرار:
    
    جعفر اخوان، حبیب ثابت، «فرمانفرما» ها، محمود رضایی، مراد اریه، رسول وهاب زاده، احمد خیامی، محمود خیامی، منصور یاسینی، محمد رحیم ایروانی، محمد تقی برخوردار، اكبرلاجوردیان، قاسم لاجوردی، احمد لاجوردی، محمود لاجوردی، حبیب لاجوردی، علی اصغر پیروی، محمدعلی مهدوی، خسرو ابتهاج، آذر ابتهاج، ابوالحسن ابتهاج، حسین دانشور، علی نقی عالیخانی، عبدالحمید اخوان كاشانی، رضا شكرچیان، علی شكرچیان، عبدالمجید اعلم، مهدی میر اشرافی، مهدی هرندی، سعید هدایت، محمد ابونصر، برادران عمید، حسن هراتی، مرتضی رحیم زاده خوئی، مهدی بوشهری، علی نقی اسدی، طاهر ضیائی، عنایت بهبهانی، كاظم خسرو شاهی، محمد خسرو شاهی، برادران فولادی، اسدالله رشیدیان، علی رضایی، مرتضی رستگار جواهری، مهدی نمازی و ....
    
    بعدا و باتوجه به این مصوبه، اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی، وضعیت موسسات کشوررا روشن ساخت که کدام باید دولتی باشد. در تیرماه 1385 (جولای 2006 میلادی) سیاست های تازه مربوط به این اصل اعلام شد. برخی عقیده دارند که اجرای این سیاست ها چون در مفاد اصل 44 تغییر به وجود می آورد نیاز به اصلاح این اصل و تصویب و یا ردّ بازنگری آن در یک رفراندم عمومی دارد (بازنگری، طبق قانون اساسی با رعایت کامل تشریفات آن) و .... سیاست های تازه توسط مجمع مصلحت نظام وضع شده است!.
    همین اصحاب نظر گفته بودندکه هر موسسه عمومی نمی تواند «دولتی» بشمار آورده شود. قانون، موسسه دولتی را که دارای ردیف بودجه است مشخص ساخته است. موسسات خیریه هم نمی توانند در تعریف، جای موسسات دولتی را بگیرند و مثلا شرکت هواپیمایی تاسیس کنند که در اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی «دولتی بودن» آن تصریح شده است.
    
تیتر متن مصوبه شورای انقلاب برای ملی شدن صنایع در صفحه اول شماره 16 تیرماه 1358 روزنامه اطلاعات

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نماینده اراک: مجلس هنوز نمی داند که قرارداد 25 ساله با چین شامل چه موضوعاتی است ـ شنیده ها درباره کیش ـ اصول 77 و 125 قانون اساسی
محمدحسن آصفری

خبرگزاری خانه ملت [مجلس]: محمدحسن اصفری نماینده اراک و کمیجان [اداوار نهم و یازدهم] در جلسه علنی یکشنبه 15 تیرماه 1399 مجلس شورای اسلامی در اخطاری با استناد به اصل 77 قانون اساسی* گفت: بر اساس این اصل تمام عهدنامه‌ها و قراردادها باید از طریق مجلس مورد تأیید [تصویب] قرار گیرد. در نشست امروز، ما از ظریف وزیر امور خارجه شنیدیم که گفت دولت [جمهوری اسلامی ایران] در حال انعقاد یک توافق نامه 25 ساله با چین است.
    اصفری گفت که متأسفانه مجلس شورای اسلامی در جریان این موضوع نیست و بنابراین؛ وظیفه رئیس، هیأت رئیسه و مجلس است که از دولت بخواهد که روشن سازد بندهای این قرارداد شامل چه موضوعاتی است و چه سرنوشتی برای 25 سال کشور رقم خواهد خورد.
    نماینده اراک و کمیجان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: اخیرا در فضای مجازی شایعه‌های بسیار گسترده‌ای در خصوص واگذاری جزیره کیش مطرح شده که اسباب نارضایتی برای مردم ایجاد کرده است. در مجلس نهم چندین بار گفتیم که امکان بدهید که یک یا دو نفر از نمایندگان مجلس به انتخاب خود نمایندگان، در مذاکرات «برجام» حضور یابند و حتی کمیسیون امنیت مجلس کتبا این درخواست را ارائه کرد اما این موضوع محقق نشد. شاید حجت الاسلام روحانی فکر می‌کرد اگر قرار است فتح‌الفتوحی باشد باید به نام دولت ثبت شود.
    ایسنا در این زمینه چنین گزارش داده است: محمد حسن آصفری نایب رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها از در جریان قرار نگرفتن مجلس در رابطه با قرارداد 25 ساله با چین انتقاد کرده و خواستار دریافت اطلاعات از دولت در خصوص این قرارداد شده است.
    خبرگزاری موج نیز گزارش داده است که محمدحسن آصفری نماینده اراک در گفت و شنود با خبرنگار این خبرگزاری، با اشاره به تفاهم نامه 25 ساله ایران و چین، گفته است که هیچ پیش نویسی از این تفاهم نامه برای مجلس ارسال نشده است. حال آنکه طبق اصل 77 قانون اساسی جمهوری اسلامی، دولت موظف است تمام توافقات بین المللی را ابتدا به تصویب مجلس شورای اسلامی برساند و سپس اجرا کند. یکسری صحبت ها در رابطه با واگذاری کیش به گوش می رسد و نمی دانیم که چقدر صحّت دارد. چرا که هیچ گزارشی در این باره از سوی وزارت امور خارجه به مجلس یازدهم ارائه نشده است. اطلاعات نمایندگان درباره این تفاهم نامهِ 25 ساله صِفر است، لذا از دولت انتظار داریم هرچه سریع تر این تفاهم نامه را به مجلس ارائه دهد.
    وی با بیان اینکه اگر در مذاکرات و دیدارهای وزارت امور خارجه، پشت پرده‌ای وجود دارد مجلس باید در جریان آن قرار گیرد، اظهار کرد: اگر دولت نسبت به ارائه پیش نویس این قرارداد 25 ساله اقدام نکند قطعا مجلس از رییس جمهور سؤال خواهد کرد.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    * اصل 77 قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحت دارد که «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد» و اصل 125 قانون اساسی «امضای عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولتها و ...» را تنها پس از تصویب مجلس شورای اسلامی، قانونی می‌داند. بنابراین، مجلس و مردم باید [بدون چون و چرا] در جریان جزئیات تفاهم نامه 25 ساله با چین قرار داشته باشند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دو پیام واصله در 17 تیرماه 1399 درباره ناپدید شدن مسئله گرانی مسکن از صفحات اول روزنامه ها و باخت آنان که پس انداز بانکی دارند

    پیام های متعدد به دبیرخانه این تاریخ آنلاین واصل شده است که در حال تنظیم و تجمیع آنها هستیم. ساعت ده و 45 دقیقه و ساعت دوازده (ظهر) 17 تیرماه 1399 = 7 جولای 2020) به وقت تهران دو پیام دریافت شد که یک پیام به طور کامل و از پیام دیگر چند پاراگراف در اینجا درج می شود تا مورد توجه قرار گیرد:
    
    
امروز در صفحات اول روزنامه های تهران از گرانی سرسام آور مَسکن ـ خبر مهم روزـ اثری نبود!

    
    مخاطب:
    
    هر روز تصویر صفحات اول روزنامه های تهران را در وبسایت خبرگزاری مشرق (مشرق نیوز) نگاه می کنم، بعضی تیترها را که جلب نظر کند، با دوستان به اشتراک می گذارم.
    خبرِ مورد توجه روز، گرانی سرسام آور مَسکن در ایران بخصوص تهران است و این گرانی، خارج از قاعدهِ رابطه پول و کالا (گران شدن متناسب با افزایش نقدینگی) و قاعده عرضه و تقاضا (تعیین کننده بها) است و درست مثل رانندگی بی قاعده (به اصطلاح؛ افسار گسیخته) در جاده ای است که راننده بداند پلیس در آنجا نیست.
    تا دیروز(دوشنبه 16 تیرماه) روزنامه های تهران تیترهای اول خود را به موضوع گرانی خانه اختصاص داده بودند و پر از تفسیر و اظهارنظر در این باره که امروز (سه شنبه 17 تیر99) چیزی ندیدم، فقط در یک روزنامه که بدون اشاره به گرانی خارج از قاعده مَسکن، وعده دولت را ـ دولتی که فقط یک سال دیگر بر سر کار است ـ مبنی بر این که در زمین های اطراف شهرها خانه خواهد ساخت، تیتر کرده بود. باید دانست که مردم ایران آن مردم 50 ـ 60 و 80 سال پیش نیستند، در دست هرکس موبایل و تابلت دیده می شود و با خبر از همه چیز و می دانند که از شروع خانه سازی تا تکمیل و توزیع و هزاران دنگ و فنگ سه ـ چهار سال طول می کشد. تا آن وقت چه باید کرد؟، رفت و آمد از آن خانه ها به شهر و محل کار چگونه خواهد بود؟ و تا آن موقع تورّم چند برابر خواهد شد؟. برای اینکه راه حلی برای مسئله تورم پیدا نشده و یا اگر پیدا شده، اعلام نشده است که بدانیم، مثلا ممنوع شدن بانک مرکزی از باز کردن درهای انبار اسکناس کاغذی خود به روی دولت و یا قیمت گذاری خانه ها توسط دولت و دهها راه دیگر ـ اگر بخواهند. راه حل مسئله گرانی مسکن، ساخت خانه در حاشیه شهرها نیست، تنها به این دلیل که در آنجا زمین وجود دارد. برای شکستن گرانی مسکن باید راه حل فوری پیدا کرد و این، کار مجلس و نیز روحانیون است که روحانیون از دستورهای اسلام آگاهی کامل دارند و با مردم در مساجد، مجالس و مجامع تماس دارند و از مشکلات آگاه و همچنین کارشناسان و اقتصاددانان خارج از دولت. دولت اسلامی (مقننه، قضائیه و اجرائیه) باید مسئله گرانی مسکن و تورم را حل کند و سریعا. در ادیان، گران کردن و گران فروشی؛ ظلم و استثمار بندگان خدا تعریف شده است که مجازات دنیا و آخرت دارد. مجلس باید برایش قانون بنویسد و دستگاه قضاء تعقیب و مجازات کند. سازمان های اطلاعاتی هم بررسی کنند که در آن زمینه، نوعی مافیابازی و از این قبیل در کار نباشد. همه آرزوی خانه دار شدن و یا تبدیل خانه خود به خانه بهتری را دارند. گرانی ارز و سکه مسئله مردم نیست. واردات با ارز دولتی تهیه می شود و مسافرت های خارجی به علت ترس از ویروس کرونا به حد اقل رسیده است. داشتن سکه طلا هم که واجب و ضروری (نان و آب) نیست، صد برابر شدن آن هم جز در مَهر خانم ها تاثیری بر زندگی ندارد، ولی خانه، وسائلی مانند یخچال و ... بله. تحریم کشور ربطی به قیمت مسکن ندارد. مسکن یک امر داخلی است. ما نباید این قدر ارز ـ ارز بگوییم، کدام کشور می گوید؟.
    ـ ـ ـ ـ ـ
    
    
با این تورّم و روزافزون بودن حجم نقدینگی، بازنده کسانی هستند که در بانک ها پس انداز دارند و ارزش پولشان کم می شود و بیشتر آنان سالمندان هستند

    
    مخاطب:
    
    بزرگترین بازنده تورّم جاری و افزایش پی در پی حجم پول (آسان ترین و فوری ترین وسیله دولت برای هزینه ها و یارانه دادن هایش)، کسانی هستند که در بانک ها پس انداز دارند و بیشتر این افراد مثل من [مخاطب]، از طبقه سالمندان هستند که توان جسمانی و حوصله معامله گری و بکار انداختن پول خود در راههای دیگر را ندارند. دولت و بانک مرکزی باید فکری به حال این پس انداز کنندگان بی دست و پا کند. این افراد پول خود را در بانک سپرده کرده اند و 15 تا 18 درصد و تا سال گذشته 20 درصد بهره می گرفتند که حالا 40 درصد هم ضرر می کنند و طبق خبرها، ارزش پول هر سال 30 ـ 40 پایین می رود و اگر پولشان همچنان در بانک باشد در این شرایط ظرف 4 ـ 5 سال ارزش پولشان نزدیک به هیچ می شود. آیا دولت به این موضوع توجه کرده است؟. موضوع کوچکی نیست.
    [مخاطب در پیام خود، شرح احوال چند پس انداز کننده و بعضا مقیم خارج را ذکر کرده که ممکن است بعدا و هرکدام جداگانه تنظیم و درج شود].
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ایران گرفتار مشکل قطع برق در گرمای تابستان 1400 و در آستانه انتقال دولت
گزارش ششم جولای 2021 (15 تیرماه) خبرنگاران خبرگزاری تسنیم از سراسر ایران حکایت از قطع برق بدون اعلام قبلی، به ویژه در مناطق جنوبی کشور داشت و مردم در این گرمای بالا، تحمل قطع برق منازل و کارگاهها برایشان بسیار دشوار شده است.
    تسنیم نوشته بود؛ در حالی که این روزها، هوای اکثر استان‌های کشور‌ گرم و مردم دمای هوای ‌بالای 40 درجه سانتی گراد را تحمل می‌کنند،‌ ‌قطع شدن برق ‌بدون اطلاع‌رسانی قبلی، سبب گلایه‌های زیادی ‌از سوی شهروندان شده است.
    حسن روحانی رئیس‌جمهور روز سه‌شنبه (15 تیرماه و 29 روز پیش از ترک این مقام) در اقدامی کم سابقه از از شهروندان که در این روزها از قطع برق و مسائل ناشی از آن دچار مشکل و رنج شده اند، عذرخواهی کرد. او قبلا گفته بود که گمان نمی کند وزارت نیرو دولت او در این زمینه مقصر باشند. محمدباقر قالیباف رئیس مجلس و شماری دیگر از نمایندگان خواستار دست‌کم اعلام زمان دقیق خاموشی‌ها شده بودند تا مردم محل آمادگی داشته باشند. طبق گزارش های رسانه ای شماری از نمایندگان مجلس نیز بی برنامگی دولت را از عوامل مسئله قطع برق دانسته اند. خبرگزاری فارس به نقل از مرتضی حسینی، نماینده میانه نوشت: "مردم نباید تاوان بی‌برنامگی، ضعف مدیریت و تکالیف انجام نشده دولت را بدهنند. شهباز حسن‌پور بیگلری نماینده مردم سیرجان در مجلس شورای اسلامی به خبرنگار خبرگزاری فارس گفت: قطعی برق موجب خسارت سنگین به صنعت فولاد کشور شده و می‌شود که این مسئله افزایش قیمت آهن را به دنبال خواهد داشت. حسن‌پور گفت: باید همگان تلاش‌مان بر این باشد که شرایط بهبود یابد نه اینکه در یک شرایط سخت، کشور تحویل دولت سیزدهم داده شود.
    قطع برق بدون اطلاع قبلی و آماده شدن مردم منطقه سبب فاسد شدن مواد غذایی می شود و تأثیر نامطلوب منفی بر کسب‌ و‌ کار دارد. ایلنا به نقل از محسن نقاشی دبیر فدراسیون تشکل‌های صنایع غذایی ایران نوشته بود که در صورت ادامه آشفتگی و بی‌برنامگی در قطعی برق و آب، اثرات منفی آن در بازار مواد غذایی مشاهده خواهد شد. معمولا قطعی برق در واحدهای تولید غذایی همراه با قطع آب است و این موضوع مشکلات را مضاعف می‌کند، چرا که آب برای تولید در صنایع غذایی ضروری است و بدون آن تولید توقف می‌شود.
    تیترهای خاموشی و قطع برق در صفحات اول روزنامه های ایران شماره های 15 تیر 1400:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزارش میدانی خبرگزاری فارس در تیرماه 1400 از گلایه مردم از قطع برق در فصل گرما ـ یافت ریشه مسئله ...
خبرنگار خبرگزاری فارس دوشنبه 14 تیرماه 1400، یک گزارش میدانی از مشکل قطع برق و گفت و شنود با مردم تهیه کرده که با اخبار مربوط انتشار یافته است و آن را در زیر نقل می کنیم:
    ـ قطعی پیاپی و طولانی برق زمینه بحث مردم در اتوبوس شده بود، تقریبا همه حاضران نارضایتی خود را به شکل‌های مختلف بروز می‌دادند، یک نفر می‌گفت بعد از شیوع گسترده کرونا همواره با وسیله شخصی به محل کار می‌رفته اما بامداد امروز، قطع برق سبب شد که درب برقی پارکینگ باز نشود و وسیله نقلیه شخصی او محبوس شود و بناچار، مسافر اتوبوس شهری شده است تا به محل کار برود.
    ـ دیگری از بچۀ 7 ماهه خود سخن می‌گفت که تاب گرما را ندارد و قطعیِ طولانی برق سبب شده تا فرزندش مدام بی‌تابی کند.
    ـ جوانی در یک صندلی میانی اتوبوس جای خود را به یک پیرمرد داد و آن پیرمرد پس از نشستن و تشکر از جوان گفت، فرزندش در شهرک صنعتی، یک کارگاه تولیدی دارد اما نزدیک به یک ماه است که برق کارگاه مدام قطع می شود و تولید کارگاه کاهش بسیار یافته است.
    ـ در این میان، یک مسافر که گوشش به اظهارات سه مسافر قبلی بود، با صدایی بلند گفت: دیروز برق خانه ما، شش ساعت قطع بود و خوراکی های داخل یخچال در این گرانی‌ها از میان رفت، مردم آسیب می بینند. آیا برق ولنجک و لواسان [محل سکونت پولدارها و برخی از مقامات ارشد] هم تا این اندازه طولانی قطع می‌شود؟.
    خبرگزاری فارس در ادامه این گزارش نوشته است: گلایهِ‌ به حق مردم ناشی از قطع برق، بیش از هر مسئله دیگر این سؤال را در ذهن تداعی می‌کند که چرا دولت برای پیشگیری از شرایطِ اتفاق افتاده برنامه‌ریزی نداشت تا از این خاموشی گسترده جلوگیری شود؟. سابقه چنین قطعی گسترده‌ برق، محدود به سال‌های جنگ تحمیلی 8 ساله (جنگ صدام حسین با جمهوری اسلامی ایران) آن هم در مناطق جنگزده بود. باید از خود پرسید آیا جنگی شده که دولت از تامین یکی از مهمترین زیرساخت‌های زندگی شهرئندان یعنی برق ناتوان شده است؟. برای پاسخ به سوال مطرح شده که چرا دولت برای شرایط دشوار فعلی، از قبل برنامه‌ریزی نکرده است، ابتدا باید سری به اسناد بالادستی کشور بزنیم تا این مسئله را دریابیم که آیا کشور برنامه‌ای برای به وجود نیامدن اختلال در تامین برق داشته یا نداشته است؟.
    در همین راستا، واکاوی برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به عنوان مهمترین سند بالادستی سیاست‌های اجرایی که در سال 1394 توسط دولت حسن روحانی تکمیل و به مجلس ارائه شد تا از سال 1396 نصب العین دستگاه‌های کشور شود، می‌تواند تا حد زیادی برنامه برای تامین زیرساخت برق کشور را مشخص کند.
    وقتی درباره برق در این سند 119 صفحه‌ای جستجو کنیم، متوجه می‌شویم، برنامه‌های متعددی برای توسعه زیرساخت‌های این حوزه در نظر گرفته شده است.
    در طول 5 سال اجرای این برنامه (برنامه 5 ساله ششم توسعه اقتصادی، اجنماعی و فرهنگی) باید مجموعا 25 هزار مگاوات به توان تولید برق نیروگاه‌های کشور اضافه می شد و زمینه ارتقاء توان کل به 100 هزار مگاوات فراهم می گردید. ولی وزارت نیرو در طول 5 سال گذشته (از ابتدای سال 1396) به تکلیف خود عمل نکرده است. هرگونه عذر و بهانه وزارت نیرو نمی‌تواند توجیه مناسبی برای تَرک فعل این وزارت در حوزه ارتقاء توان تولید برق کشور باشد.
    به نوشته خبرگزاری فارس، اختلاف 11 هزار مگاواتی مصرف و تولید برق در شرایط جاری زمینه اختلال در زندگی مردم و توقف تولید صنایع و همچنین کشاورزی به سبب قطع برق را به وجود آورده است. این در حالیست که برنامه ششم توسعه به عنوان یک سند بالادستی، تمهیدات متعددی برای رخ ندادن قطعی گسترد برق را در قالب قانون تعبیه کرده بود. بر این اساس، اگر این قانون کاملا اجرا شده بود، امروز نه تنها شاهد قطعی گسترده برق در کشور نبودیم بلکه می‌توانستیم با صادرات قابل توجه برق به کشورهای همسایه زمینه ارزآوری برای کشور را مهیا کنیم.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گزارش های تیرماه 1400 از سرقت کتیبه های تاریخی سَردَرِ خانه های شیراز روایت می کرد
به گزارش های رسانه ای هفته دوم تیرماه 1400، کتیبه‌های تاریخی و قدیمی سَردَرِ ورودی بسیاری از خانه های قدیمی شهر شیراز چند سالی است که ناپدید می‌شوند، و این در حالی است که برخی از خانه‌هایی که کتیبه‌ و علائم و تزیینات سردر ورودی آنها دزدیده شده در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌اند. نشانه‌های تاریخی را در هر کوچه و پس کوچه شیراز و شهرها و روستاهای قدیمی ایران می‌توان دید.
    از زمان قدیم در ایران و در دوره های تاریخی تا سده گذشته، در معماری‌ها ازجمله خانه های معمولی بر سَردَر خانه ها تصاویر، اشکال و کتیبه ساخته و نصب می شد و خانه‌های اعیان نشین، سردرهای زیبا و مجلل‌تری داشتند.
     خانه‌های تاریخی و قدیمی شهر شیراز دارای سردر یا کتیبه هایی از نوع کاشی‌های معرّق و لعابی بوده اند و بعضا با آیاتی از قرآن بویژه آیه «وان یکاد» مزین می شدند.
    سرقت کتیبه‌های تاریخی خانه‌ها در حالی انجام می‌شده که هرگونه دخل و تصرف در بناهای به ثبت رسیده در فهرست آثار ملی بر خلاف قوانین است و هرگونه تغییری در آنها باید با مجوز سازمان میراث فرهنگی انجام شود.
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
عدم بازگشت ارزهای صادراتی به کشور
نیمه تیرماه 1400 مدیرکل دفتر توسعه خدمات بازرگانی با اشاره به اینکه شماری از صادرکنندگان واجد تعهدات ارزیِ بیش از 10 میلیون یورو، 363 نفر اند، اظهار داشت که این شمار از صادرکنندگان، 11 میلیارد و 100 میلیون یورو تعهد ارزی خود را به اقتصاد کشور باز نگردانیده‌اند.
    دولت جمهوری اسلامی ایران بارها از صادرکنندگانی که ارز دولتی دریافت کرده اند خواسته است به تعهدات ارزی خود عمل کنند و میلیاردها دلار و یورو ـ ارز را به چرخه اقتصاد کشور وارد کنند. اما از گزارش های رسمی و رسانه ای چنین برمی آید که این خواست و هشدار دولت تا کنون نتیجه‌ای نداده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
خبرگزاری فارس: شماری از ایرانیان خواستار بازپَسگیری دو جزیره ایرانی آریانا و زرکوه شده اند که دولت انگلیس آنها را به امارات بخشیده است
به گزارش 15 تیرماه 1401 خبرگزاری فارس، جمعی از کاربرانِ «فارس من» با تشکیل کَمپِینی خواستار بازگرداندن جزایر آریانا و زرکوه از امارات عربی متحده شده‌اند.
    به نوشتهِ خبرگزاری فارس، در این کمپین آمده است: "جزایر آریانا و زرکوه که روی هم 20 کیلومتر مربع مساحت دارند به‌ طور غیرقانونی و بدون هیچ معاهده بین‌المللی، از بدو تأسیس امارات ـ در سال 1971 تاکنون در اشغال دولت ابوظبی قراردارند. پیش از تأسیس امارات متحده، شیخ‌نشین شارجه به سبب نزدیکی به جزایر آریانا و زرکوه، از آنها به‌ عنوان جایی برای پهلوگیری قایق‌های ماهیگیری و کَمپ استراحت غوّاصان استفاده می‌کرد، اما کشف نفت در این جزایر و غفلت حکمرانان دوره قاجار، آنها را برای تصاحب این دو جزیره ایرانی به صرافت انداخت. در سال 1351 ه. ش. و به‌ خاطر بده‌ و‌ بستان‌های سیاسی دولت وقت ایران ـ دوران پهلوی دوم و انگلیسی‌ها که بر این دو جزیره تسلط داشتند و تحولاتی که منجر به اتحاد شیخ‌نشین‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و تأسیس امارات متحده عربی شد، توسط انگلستان به صورت خودسرانه در اختیار امارات قرار گرفتند و این نکته‌ای بود که مورد‌ غفلت دولت پهلوی دوم قرار گرفت و حالا برای پس‌گیری آریانا و زرکوه باید وارد دعاوی حقوقی پیچیده و البته طولانی شد. آیا اکنون با وجود انقلابی‌ترین مجلس و همینطور رئیس جمهور مقتدر و ایستاده در برابر استکبار و قوه قضائیه قوی، وقت آن نرسیده که برای همیشه به این اشغالگری دولت کوچک امارات پایان داد و فرزندان دورافتاده از وطن را به مام میهن بازگرداند؟.".
    خبرگزاری فارس افزوده است: "گفتنی است که در سال گذشته نیز جمعی از کاربرانِ «فارس من» با تشکیل کَمپِینِ دیگری خواستار باز پس گیری جزایر «آریانا» و «زرکوه» از امارات عربی متحده شده بودند. کاربرانِ «فارس من» در این درخواست خود از دستگاه‌های مسئول خواسته‌ بودند که هر چه سریع‌تر نسبت به بازپس‌گیری حقوقی و عملی جزایر که حتما مبتنی بر منافع ملی ایرانیان و بازپس‌گیری خاک وطن است اقدام عاجل کنند، چرا که تأخیر مسئولان موجب خسارات جبران‌ناپذیر و سرشکستگی در تاریخ خواهد شد.".
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اندرزهای 5 گانه دکتر سید عباس صالحی در این روزهای سخت؛ استمرار ملّی گرایی و میهن دوستی، جذب حداکثری همه علاقه‌مندان ایران و ...
به گزارش خبرگزاری های ایران در شانزدهم تیرماه 1404، سید عباس صالحی (دکتر در فلسفه، سه بار سرپرست و وزیر فرهنگ و ارشاد، سه سال مدیر مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات و قبلا رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی) با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ضمن اشاره به این که روزهای سخت هنوز تمام نشده است و نباید مسامحه شود، تداوم همبستگی اجتماعی برای حفظ ایران و انقلاب را تاکید کرده است که نیازمند امور زیر است:
    ـ استمرار ملی‌گرایی و میهن‌دوستی
    ‏- جذب حداکثری همه علاقه‌مندان ایران
    ‏- تجدید نظر در تنگ‌نظری‌های سلیقه‌ای و قانونی
    ‏- بازنگری در شیوه اداره رسانه ملی
    ‏- طرد قاطع تفرقه‌سازان
    



    
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای اقتصاد
کُپی جدول بهای برابری ارزها با ریال در 15 تیرماه 1357 (سال انقلاب) از صفحه اقتصادی روزنامه اطلاعات (صفحه 29)

    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسی
«فرضیه دمکراسی محدود» و انتخابات اندونزی در سالروز اعلام آن ـ رای دهندگان باید جزئیات دمکراسی و اصول و اهمیت آن را بدانند
احمد سوکارنو
در سالروز اعلام فرضیه «دمكراسی محدود» از جانب دكتر احمد سوكارنو رئیس جمهوری وقت اندونزی، دختر او مِگاواتی (رئیس جمهوری وقت ـ سال 2004) نتوانست در انتخابات پنجم جولای 2004 اكثریت آراء را به دست آورد و یك ژنرال، آراء بیشتری كسب كرد. نفر سوم هم یك ژنرال دیگر بود! و به همین لحاظ هم بود كه فرضیه دمكراسی محدود بار دیگر مورد تحلیل قرار گرفته بود.
    دكتر سوكارنو که پدر استقلال اندونزی خوانده می شود پنجم جولای 1959 پارلمان اندونزی را منحل كرد و اعلام داشت كه تا مردم اهمیت و جزئیات دمكراسی را درك نكنند و ارزش و بهای «آراء» خود را ندانند بهتر است كشور دمكراسی محدود داشته باشد و سران احزاب و كارشناسان دلسوز به جای منتخبینِ آنان (رای دهندگان) تصمیم گیری كنند.
     اندونزیِ یک میلیون و 900 هزار کیلومتری كه از 13 هزار جزیره به وجود آمده، با 270 میلیون نفوس، چهارمین كشور پُرجمعیت و بزرگترین كشور اسلامی جهان است. مردم اندونزی از طریق تماس با بازرگانان هندِ جنوب شرقی (پاکستان کنونی)، عرب و ایرانی به اسلام گرویدند و همچنین مالزیایی ها.
مگاواتي دختر سوکار نو


    اندونزی که از مستعمرات هلند بود 17 آگوست 1945 اعلام استقلال کرد. امپراتوری ژاپن قبلا هلندی ها را از اندونزی بیرون رانده بود. اندونزی قبلا از اعضای اوپک (کشورهای صادر کننده نفت) بود که چون دیگر صادرکننده نیست از عضویت آن سازمان کناره گیری کرده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
نرود میخ آهنین بر سنگ
Marion Barry
مروری بر کارهای «ماریون بری Marion Barry» شهردار پیشین شهر واشنگتن و متوفی در 23 نوامبر 2014 در 78 سالگی، ضعف انسان و دمکراسی ـ هر دو را ـ به دست می دهد.
    وی در دهه 1990 خبرساز شده بود زیرا به اشارات پلیس شهر که حقوق بگیرش بودند و گفته بودند پلیس فدرال مراقب اوست اعتنا نکرد تا اینکه در اطاق یک هتل هنگام کشیدن کوکائین با یک زن، توسط «اف.بی.آی» دستگر شد و شش ماه در زندان بود. به ماریون بری اشاره کرده بودند که اف بی آی (پلیس فدرال و امنیت داخلی آمریکا) از قبل در اطاق هتل دوربین جاسازی کرده است به آن هتل نرود که باز به خرج او نرفته بود و برای مصرف کوکائین به همان اطاق رفته بود.
     این جنجال، پایان عُمر سیاسی ماریون بری نبود. رای دهندگان شهر واشنگتن به رغم این همه سر و صدا پیرامون وی، باز برای یک دوره دیگر انتخابش کردند و در سمت شهردار پایتخت آمریکا بکار خود ادامه داد. با اینکه یک بار دیگر در سال 2002 با ماری جوانا و کوکائین دستگیر شده بود و این مواد در اتومبیلش به دست آمده بود؛ همین رای دهندگان در سال 2004 اورا عضو شورای شهر واشنگتن کردند.
    ماریون بری (سیاهپوست) در سال 2006 تخلف دیگری کرد و دستگیر شد. قبل از آن و در سال 2005 دولت فدرال اورا به ندادن مالیات بردرآمد متهم و محکوم کرده بود ولی باردیگر در انتخابات بعدی شورای شهر واشنگتن با رای ساکنان شهر انتخاب شد!. باز به خرجش نرفت و در سال 2008 فرم مالیاتی خودرا پُر نکرد و نفرستاد اما همچنان کرسی اش را در شورای شهر حفظ کرد که سوم جولای 2009، زنی اورا که در آن سال 73 ساله بود (متولد مارس 1936)به اتهام ایجاد مزاحمت خیابانی ـ به پلیس تحویل داد. این زن اورا متهم کرده بود که در معابر عمومی (خیابان، پارک و ...) و انظار اورا تعقیب می کند و مزاحم اوست!. پرونده به دادگاه ارسال و رسیدگی شد. شبکه های تلویزیونی آمریکا همان شبی که ماریون بری به اتهام مزاحمت دستگر شده بود گفتند تعجب نخواهند کرد که اگر بازهم همان مردم اورا انتخاب کنند. قبلا هربار که ماریون بری دستگیر شده بود گفته بود که ماموران دولت (دولت فدرال) برایش این اتهامات را ترتیب داده اند ولی این بار چه خواهد گفت زیرا که رئیس جمهوری آمریکا بمانند او یک سیاهپوست است و دشمن او نیست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در دنیای تاریخ‌نگاری
«تاریخ نگارانِ Bielefeld School» و سَرگروه آنان پروفسور وِهلِر که اخبار حوادث رسانه ها ـ ضعف های جامعه را برای تاریخ نگاری سرنخ می دانند و ...
Hans-Ulrich Wehler از تاریخدانان بزرگ معاصر و یک آلمانی که علاوه بر تاریخ نگاری، پروفسور دانشگاه نیز بود پنجم جولای 2014 و در 82 سالگی درگذشت. او سَرگروه تاریخ نگارانی بشمار آورده شده است که این عقیده را ترویج کرده اند که «تاریخ» را باید بر اساس وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی هر دوره بنویسند تا درس دهد نه بمانند گذشته برپایه جنگ ها و شرح کارهای سیاسی هر دوره. این تاریخ نگاران که شمار آنان رو به افزایش است، حوادث شهری،خلاف ها، جرم ها و جنایات و ضعف های انسانی و مدنیّت را ملاک قضاوت یک دوره و یا یک دولت قرار می دهند، به «تاریخ نگارانِ Bielefeld School » معروف هستند و برای نوشتن تاریخِ یک دوره، به بررسی پرونده های قضایی و پلیسی، مسائل اجتماعی، ناکارآمدی ها و مصاحبه با سالخوردگان و تحقیق بیشتر درباره اطلاعاتی که از آنان بدست می آورند می پردازند و به عبارت دیگر؛ تاریخ را برپایه تحولات انسانی هر دوره و جامعه شناسی آن دوره می نویسنده و از اخبار حوادث روزنامه ها نیز سرنخ بدست می آورند و دنبال می کنند که چرا انسان ها چنین شده اند، علت چیست.
    
Hans-Ulrich Wehler


    وِهلِر که برای یک دوره کوتاه تحصیل به آمریکا رفته بود ضمن تحصیل، شوفری (رانندگی برای دیگران) و کارگری می کرد تا جامعه این کشور و رفتار دولتیان و تأثیرهای آن را بدرستی بشناسد و در بازگشت کتاب «امپریالیسم آمریکا و تفکر امپریالیستی» را نوشت و با انتشار این کتاب و چند رساله دیگر، در برخی رسانه ها، به تاریخدان چپگرا توصیف شد، زیراکه معتقد بود نسل معاصر، فاصله طبقاتی و انتصاب افراد به مقامات دولتی بدون رعایت پیش شرط ها و نیز بدون مشورت با اصحاب نظر و آگاهان در آن رشته را بر نمی تابد و ناراضی و منتقد می شود و ناراضیان یک جامعه به جای کار مثبت و پیش بَر، یا کاری انجام نمی دهند و یا منفی کاری می کنند که وضعیت جامعه بدتر می شود.
    وِهلِر کتاب های متعدد تألیف کرده است ازجمله کتاب «راهنمای تحقیق و کسب حقایق برای نوشتن تاریخ»، «اهمیت دورنگر بودن یک مقام در تصمیم گیری و اقدام»، «اهمیت اندرزدهی و توجه مقامات به اندرزها، نظرات و انتقادهای شهروندان و اصحاب نظر»، «تئوری امپریالیسم»، «... و آلمان هم امپریالست شد ـ از 1871 تا 1918»، «درس گرفتن از کارهای گذشته ـ تاریخ»، «مسائل اروپای معاصر» و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
برگی از تاریخ مطبوعات ایران كه در جایی دیگر نخوانده اید ـ پیدایش میز خبر و صفحه حوادث و ...
نیمه تیرماه 1351 (جولای 1972) كتاب «چهره مطبوعات معاصر» تالیف غلامحسین صالحیار، حاوی تاریخچه مطبوعات و شرح احوال و عكس روزنامه نگاران ایران انتشار یافت و به هر روزنامه نگار یك جلد از آن داده شد. در گردآوری مطالب این كتاب رفرنس (مرجع)، چند روزنامه نگار دیگر ازجمله «منصور رُهبانی» همكاری كرده بودند. مطالعه این كتاب، تا حدّی قابل ملاحظه، مسیر تكامل ژورنالیسم ایران را كه در این کشور یک حرفه «خودجوش» بوده است و الگوی معیّن (وارداتی) نداشته است به دست می دهد. تا اواخر دهه 1340، تنها در دو مورد و آنهم در سالهای 1336 و 1337، دو استاد آمریكایی به ایران آمدند و مُدل این كشور را به روزنامه نگاران شاغل تدریس كردند.
    تطوّر ژورنالیسم ایران بر پایه طرح های داخلی هنوز هم ادامه دارد. برای مثال: در نیمه اول دهه 1370شكل و نیز تركیب مطالب روزنامه همشهری زاییده مغز مهندس محمد عطریانفر و روزنامه ایران از دكتر فریدون وردی نژاد بود.
     مطالعه شرح حال «عنایت الله گلستانه» كه تا چند ماه پیش از فوت هنوز در هوای رسانه ها تنفس می کرد؛ پیدایش یك روش تازه خبرگیری، صفحات حوادث و میز خبر در مطبوعات ایران را روش می سازد كه در زیر گوشه هایی از آن و عمدتا به نقل از مطلب مندرج در نهم دی ماه این تاریخ آنلاین (مطلب زادروز گلستانه در سال 1306) می آید:
    
عنايت الله گلستانه

... گلستانه كه تا چند ماه پیش از فوت در دیماه 1393، در سازمان رادیو تلویزیون ایران به كار ادامه می داد از اواسط دهه 1320 (دهه 1940 میلادی) كار روزنامه نگاری را از «كیهان» آغاز كرده بود. در آن زمان نوشتن اخبار حوادث شهری در مطبوعات ایران به گونه ای كه در غرب صورت می گرفت رسم نبود. روزنامه های ایران در رابطه با چنین اخباری (قتل، خودكشی، سرقت، حوادث رانندگی، حریق و ...)، تنها به درج اعلامیه های رسمی موسسات مربوط اكتفا می كردند.
     گلستانه به جای درج این اعلامیه ها، از آنها به صورت سرنخ استفاده می كرد و شخصا همانند یك كارآگاه پلیس در محل به تحقیق می پرداخت كه این كار در آن زمان خالی از خطر نبود و زحمت زیاد داشت، اما مخاطب فراوان. با وجود اینكه این روش پُرزحمت كسب خبر، مخاطبان كیهان را (كه عصر منتشر می شد) چند برابر كرده بود دستمزد گلستانه به آن حد نبود كه هزینه زندگانی او را تامین كند. گلستانه كه از میان یك خانواده معروف (حاجب الدوله) برخاسته بود مجبور شد برای كسب درآمد بیشتر در یك روزنامه صبح نیز بكار پردازد و وی روزنامه معروف باختر امروز (به مدیریت دكتر حسین فاطمی) را برای این كار برگزید ولی در اینجا او را ماموریت تهیه اخبار سیاسی دادند. گلستانه در اینجا هم روش خود را رها نكرد و به جای كسب خبر از سخنگویان رسمی، به اصحاب اطلاع (عمدتا منشی ها و نزدیكان مقامات و كارمندان معمولی ادارات) روی آورد و هر شب به بیش از صد نفر تلفن می كرد و به چندین محفل و پاتوق سر می زد بطوری كه با وجود كمبود خط تلفنی در تهران، مجبور شدند برایش در تحریریه روزنامه یك تلفن اختصاصی قراردهند. عُمر كاركردن گلستانه در باختر امروز طولانی نبود و با انتشار خبری درباره خلع سلاح عشایر كه قراربود محرمانه بماند مجبور به تَرك این روزنامه شد. گلستانه خبر ربوده شدن سرتیپ افشارتوس رئیس شهربانی دولت مصدق را هم به همینگونه كشف و منتشر ساخت كه اختصاصی او بود.
    گلستانه بعدا به روزنامه اطلاعات جذب شد و دلیل عمده آن این بود كه اطلاعات درآمد بیشتری داشت و دستمزد نسبتا قابل ملاحظه می داد و دیگر، گلستانه نیاز به كار كردن در دو روزنامه (صبح و عصر) را نداشت. سردبیر وقت روزنامه اطلاعات هم روزنامه نگاری حرفه ای تر بود، كار خود را از خبرنگاری شروع كرده بود و ژورنالیسم را درك می كرد و بنابراین به روش گلستانه (كسب خبر از اهل اطلاع و مردم كوچه و خیابان) ارج می نهاد.
     «مجید دوامی» سردبیر وقت اطلاعات برای گلستانه چند دستیار استخدام كرد زیرا كه تعقیب حوادث شهری مخصوصا موارد جنایی آن و یافتن عكس قاتل و مقتول وقت گیر بود و كار یك نفر هم نبود. این كار به تدریج تكامل یافت و روزنامه اطلاعات (و در رقابت با آن، روزنامه كیهان) در تحریریه خود «میز حوادث = سیتی دِسك» به وجود آورد. ایجاد میز اخبار حوادث بعدا باعث شد كه اطاق های خبر مطبوعات ایران برحسب گروه حوزه ها و منابع و نوع اخبار، همانند فرنگ دارای میزهای مختلف و دبیر مربوط (ادیتورِ میز) شوند. چون اخبار حوادث شهری تیراژساز بود و تیراژ ـ آگهی ساز، سردبیران اطلاعات و كیهان تصمیم به بازكردن صفحه مستقل حوادث شهری گرفتند، همان صفحه و صفحاتی كه در آمریكا، عنوان اخبار محلی (لوكال) دارد.
     اواخر سال 1350 (1972 میلادی) سردبیر پیشین روزنامه های اطلاعات و آیندگان (غلامحسین صالحیار) كه برای رادیو ـ تلویزیون ملی یك خبرگزاری تاسیس كرده بود و روش تازه ای برای پخش اخبار در پیش گرفته بود از گلستانه دعوت كرد كه برای بخش اخبار «سر هر ساعت ـ معروف به سه دقیقه ای» گزارش شهری فوری (وقوع در همان ساعت) تهیه كند. گلستانه بدون اطلاع ناشر وقت روزنامه اطلاعات، در ساعات فراغت به سازمان رادیو تلویزیون می رفت و برای این سازمان خبر تهیه می كرد. پخش خبرهای حوادث «به محض وقوع» از رادیو، باعث می شد كه همه روزنامه ها آنها را به دست آورند و از صورت اختصاصی كه منظور ناشر روزنامه اطلاعات بود خارج شوند. همین امر باعث رنجش شدید صاحب روزنامه اطلاعات از گلستانه شد. گلستانه از روزنامه اطلاعات رفت و رسما به سازمان رادیو تلویزیون پیوست و پخش حوادث شهری را به صورتی مفصلتر به برنامه «راه شب» بُرد و ....
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
سایر ملل
حرص قدرت ـ ایرِن سنگدل، زنی كه به خاطر قدرت پسرش را كور كرد ـ دسیسه های یک قدرت طلب!
سکه زرّین Irene با تصویر او
هفتم جولای سال 797 میلادی، ایرن Irene كه پس از مرگ شوهرش «لئون Leo چهارم»، نایب السلطنه روم شرقی (بیزانتیوم یا Byzantine ) شده بود تا پسرش به سن لازم (اصطلاحا؛ قانونی) برای پادشاهی برسد و سلطنت را به او بسپارد، تحت تاثیر حس خودخواهی، فرزند را كور كرد كه تا آخر عمر قدرت را منحصرا در دست داشته باشد!.
    یك روز پیش از این واقعه (کور کردن فرزند)، ژنرالهای ارتش و مقامات تراز اول كشوری در ملاقاتی به «ایرن» توصیه كرده بودند، حال كه سن پسرش به نصاب مقرر رسیده است بهتر است كه اختیارات را به او بدهد و وی همان شب با ترفندی فرزند را كور كرد كه تا پایان عمر نایب السلطنه «پادشاه نابینا» باقی بماند و با بر خود نهادن لقب Empress عملا امپراتور باشد. چند سال بعد وی چون متوجه محبوبیت «پادشاه نابینا» كه به نام كنستانتین ششم تاجگذاری كرده بود میان مردم و ارتش شد اورا ترغیب به گرفتن زن دوم كرد و سپس محرمانه قضیه را به سران كلیسا اطلاع داد و آنان را وادار به تكفیر فرزند کرد كه با ارتکاب تعدّد زوجات، آیین مسیح را نادیده گرفته است. اما، دسیسه های ایرن بر ارتش فاش شد و ژنرالها وی را مجبور به كناره گیری كردند كه بعداً چون خانه نشینی، اورا كه شیفته بی قرار قدرت بود رنج می داد خودكشی كرد. ایرن که در شهر آتن به دنیا آمده بود و در تاریخ، «ایرن آتنی Irene The Athenian» هم نوشته شده است قبل از کور کردن پسر، برادر شوهر خودرا مجبور به اُردین Ordain شدن کرده بود تا عنوان کشیش Priest بدست آورد و نتواند ادعای پادشاهی کند که عنوان کشیشی داشتن یک شاهزاده مانع از پادشاه شدن او (که مقامی دنیوی است) می شد. ایرن که نگران قدرت گرفتن خلفای عباسی بود برای داشتن یک متحد نیرومند، یکبار حتی در صدد برآمده بود که دختر شارلمانی پادشاه مقتدر فرانک ها را برای پسرش بگیرد!.
    برخی ژنرالهای روم شرقی و بزرگان این امپراتوری که علاوه بر آناتولی غربی و مرکزی، بر بخش هایی ازبالکان و منطقه مدیترانه حکومت داشت چون از رفتار ایرن و حرص قدرت داشتن او به تنگ آمده و بیزار شده بودند به هارون الرشید خلیفه عباسی در بغداد پناه بردند و اورا تشویق به تصرف قسطنطنیه (استانبول ـ پایتخت ایرن) کردند که ایرن از بیم شکست خوردن با پرداخت پول و ادامه این پرداخت تا سه سال هارون را که نگران وضعیت خراسان و بپاخیزی ایرانیان استقلال طلب بود راضی به بازگردانیدن سپاه کرد.
    «ایرن» جمعاً 15 سال ملکه (از سال 802 تا 797)، 7 سال (از زمان مرگ شوهرش در سپتامبر 780 تا 797 زمان کورکردن پسر) نایب السلطنه روم شرقی و 5 سال (از797 تا 802) امپراتور Empress این کشور به پایتختی قسطنطنیه (استانبول) بود. در تاریخ از او به عنوان «ایرن سنگدل» نیز نام برده می شود.
مجسمه Irene در موزه كه تصوير آن با دوربين از پشت شيشه گرفته شده است

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
دستور لوئی نهم پادشاهِ فرانسه در بارهِ یهودیان این کشور
لوئی نهم پادشاه وقت فرانسه كه در لشكركشی هفتم صلیبیون به خاورمیانه شركت كرده بود هفتم جولای 1250 در مصر به اسارت حكمران این كشور درآمد كه بعدا با پرداخت خونبها، خود را آزاد ساخت.
    وی پیش از این لشکرکشی به سوی خاورمیانه، دستورداده بود که یهودیان فرانسه علامت زرد (باژ) بر یقه کُت خود بدوزند تا در معابر و اماکن عمومی شناخته شوند. لوئی نهم یهودیان را متهم به نوسان دادن مصنوعی بهای طلا و نقره با هدف کسب درآمد بیشتر، احتکار و ... کرده بود.
    هفت قرن بعد، هیتلر اقدام مشابهی انجام داد و یهودیان آلمان را موظف به نصب علامت مشخصه زرد به لباس خود کرد و از اشتغال به مشاغل مشخّص محروم ساخت.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
روزی که جزایر هاوایی ضمیمه آمریکا شدند ـ اشاره ای به تاریخ هاوایی
Kalaka پادشاه هاوایی
هفتم جولای 1898 (16تیرماه 1277 هجری) ویلیام مکینلی رئیس جمهور وقت آمریکا مصوبّه کنگره (پارلمان) این فدراسیون مبنی بر ضمیمه ساختن مجمع الجزایر هاوایی به قلمرو آن دولت را امضاء و این مجمع الجزایر که قرنها کشوری مستقل و دارای پادشاه بود استقلال خودرا عملا از دست داد و از 21 آگوست 1959 ایالت پنجاهم آمریکا شد. هاوایی در مرکز اقیانوس آرام (میان قاره آمریکا، استرالیا و ژاپن) واقع شده است و از ساحل غربی ایالات متحده هزاران کیلومتر فاصله دارد.
     مجمع الجزایر هاوایی مرکب از هشت جزیره بزرگتر و صدها جزیره کوچک جمعا به وسعت 28 هزار کیلومتر مربع در اقیانوس آرام زنجیری بطول 2 هزار و 450 کیلومتر را تشکیل می دهند. بومیان این جزایر از نژاد پولینزیایی (پلی نژی) هستند و تاریخی دو هزار و سیصد ساله دارند. جیمز کوک James Cook انگلیسی در سفر دریایی سوم خود به دور دنیا در دهه 1770 از هاوایی دیدار کرد و درآنجا با مقاومت روبه رو شد و برای نجات خود و همراهانش مجبور شد با پادشاه آنجا ملاقات کند و در این ملاقات اورا به گروگان بگیرد تا اجازه یابد همراهانش را به کشتی بازگرداند که با چهار تفنگدارش به دست عوامل یک خان هاوایی (رئیس قبیله) کشته شد. یادداشتهای برجای مانده از کوک در دو توقف قبلی اش در هاوایی درباره زیبایی و حاصلخیزبودن آن سبب شد که جمعی اروپایی برای کشت نیشکر، موز و آناناس و ... به آن مجمع الجزایر (که کوک نام یک امیرزاده انگلیسی به نام «اِرل سندویچ = ساندویچ» را بر آنها نهاده بود) بروند و متعاقب آنان، بسیاری از آمریکائیان. در زمان این مهاجرت، سلطنت هاوایی در دست دودمان «کامه هامه ها» بود که از 1795 تا 1872 حکومت و با استقرار اروپاییان و امریکاییان در هاوایی و ایجاد درختستان و مزرعه موافقت کردند. یکی از درختستاندارهای آمریکایی سنفورد دل (به ضم دال) بود که بنیادگذار یک کمپانی به نام «دل» است که بیشترآناناس، انبه، موز و سایر میوه های حاره ای مورد نیاز آمریکاییان و سایر ملل را تامین می کند که مارک Dole بر آنها چسبانیده می شود.
    سلطنت هاوایی از سال 1872 با رای سران قبایل به دودمان «کالاکاوا» منتقل و مشروطه شده بود که به محدود کردن آزادی عمل مزرعه داران خارجی و گرفتن مالیات از آنان دست زد. این مزرعه داران و عمدتا آمریکاییان که خود و کارکنانشان مسلح بودند سر به مخالفت برداشتند بگونه ای که «کینگ کالاکاوا» مجبور شد در سال 1891 کنار رود و جای اورا خواهرش، بانو «لیلیواوکالانی (متولد دوم سپتامبر 1838 و متوفا در 1916)» گرفت و ملکه هاوایی شد که آخرین پادشاه این مجمع الجزایر بود.
Liliuokalani درجواني


     مزرعه داران آمریکایی [به نوشته برخی از مورخان، به تحریک مقامات واشنگتن که پس از شکست دادن مکزیک در جنگ و وارد ساختن کالیفرنیا به اتحادیه در سال 1846 چشم به هاوایی دوخته بودند] مخالفت را به نافرمانی تبدیل کردند و خواهان برقراری رژیم جمهوری شدند، ملکه هاوایی دست به مقاومت زد و مزرعه داران آمریکایی که با مهاجرت انبوه چینیان و ژاپنی ها به هاوایی هم که اطاعت از حکام محلی می کردند رو به رو شده بودند به بهانه حفظ منافع و املاک و جان کارکنان خود که بعضا اتباع آمریکا بودند به تشکیل «کمیته امنیت» دست زدند. این معارضه به دولت واشنگتن که در انتظار چنین فرصت و وضعیتی بود امکان داد که به رزمناو «بوستون» که در همان نزدیکی بود دستور مداخله دهد. تفنگداران این ناو کاخ ملکه را متصرف شدند و گفتند که مداخله آنان موقتی و برای برقراری نظم است و پس از اطمینان از تامین امنیت خواهند رفت و از ملکه خواستند که (موقتا) تفویض اختیار کند و ملکه که دستخط او باقی است تا برقراری نظم، اختیارات خودرا به مجموعه کمیته امنیت مزرعه داران و نظامیان آمریکا سپرد که این کمیته 17 ژانویه 1993 اورا برکنار و اعلام داشت که نظام جمهوری برقرار خواهد کرد که روسای قبایل بومی مخالفت کردند و دست به مقاومت مسلحانه زدند ولی کاری از پیش نبردند و جمهوری هاوایی چهارم جولای (ژوئیه) 1894 (سالروز اعلام استقلال آمریکا) تشکیل شد. جمهوری هاوایی ملکه لیلیواوکالانی را به اتهام مقاومت مسلحانه (مقاومت قبلی) در برابر کمیته امنیت محاکمه و به پنج سال حبس خانگی (درساختمان سابق کاخ سلطنتی) محکوم کرد. کار به اینجا هم ختم نشد و در واشنگتن، سیاستمداری به نام «فرانسیس نیولاندز» پرچم الحاق هاوایی به قلمرو آمریکارا برافراشت و پس از آماده ساختن زمینه، طرح این الحاق را به کنگره داد که تصویب شد و «مکینلی» که منتظر مجوز کنگره بود آن را امضاء و قانون کرد و هاوایی استقلال خودرا از دست داد و ضمیمه آمریکا شد. این وضعیت خشم ژاپن را (که از پیش منتقد کنترل گوام و فیلیپین توسط دولت واشنگتن بود) برانگیخت و یکی از علل شبیخون هفتم دسامبر 1941 امپراتوری ژاپن به هاوایی (پرل هاربور) همین بود. دولت واشنگتن پس از خرید آلاسکا، ضمیمه کردن هاوایی و تصرف پورتوریکو، گوام و چند جزیره کوچک در اقیانوس آرام به صورت یک قلمرو وسیع بین قاره ای درآمده که فیدل کاسترو آن را «امپراتوری روم نوین» گفته است. استالین نیز مخالف ایالت آمریکا شدن هاوایی و آلاسکا بود و تا او زنده بود این دو منطقه ایالت نشدند.
    هاوایی که اینک ایالت پنجاهم فدراسیون آمریکاست بیش از یک میلیون کارت سبزی (مقیم قانونی) دارد و به همین شمار مقیم موقت. شمار اتباع رسمی ساکن این مجمع الجزایر یک میلیون و سیصد هزار نفر است. (تحولات هاوایی و آلاسکا بر حسب زمان خود به موقع در این سایت آمده اند).
ملكه «لي ليواكالاني Liliuokalani» آخرين پادشاه مجمع الجراير هاوايي در آخرين ماه سلطنت

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
اعلامیه سوسیالیست های متحد در آلمان درباره مشارکت کارکنان در تملّک ابزارهای تولید
احزاب سوسیالیست آلمان كه در ماه می سال 1875 با هم ائتلاف كرده و با گزینش بخش هایی از عقاید و فرضیه های «ماركس» و «لاسال»، تحت نام «سوسیال دمكراسی» متحد شده بودند هفتم جولای این سال ضمن صدور اعلامیه ای خواستار آموزش عمومی اجباری و رایگان، تعطیل عمومی اجباری یكشنبه ها برای همه، غیر قانونی شدن اشتغال زنان در اموری كه برای سلامت آنان زیان آور و خلاف اخلاق است، انتخاب مدیران كارگاه ها توسط كارگران و كاركنان و وضع قانونی تازه برای تملك و یا مشارکت در تملک وسایل تولید توسط كاركنان شدند.
    قسمت آخر اعلامیه از نظریه «لاسال» گرفته شده است، زیرا «ماركس» خواهان مالكیت عمومی وسائل تولید بوده است.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تلاش های بی حاصل «لِفوف» برای آرام کردن روس ها پیش از انقلاب بلشویکی اکتبر 1917 ـ انقلابات روسیه یک تجربه و تکرار آن در نقاط دیگر
Georgy Levov
گئورگی لفوف Georgy Levov شاهزاده روس و رئیس دولت موقت روسیه هفتم جولای (ژوئیه) 1917 پس از اینکه ساویت شهر پتروگراد (سن پترزبورگ) مرکب از نمایندگان کارگران و نظامیان (هر هزار نفر یک نماینده) نظر او در باقی ماندن روسیه در جنگ جهانی اول را ردّ کرد جای خودرا به «الکساندر کرِنسکی» داد تا دامنه اعتراض ها گسترش و انقلاب ادامه نیابد. نیکلای دوم تزار روسیه 15 مارس 1917 به عنوان آخرین اقدام پیش از تفویض اختیارات و کنار رفتن (که همان روز صورت گرفت)، لفوف را رئیس دولت موقت کرده بود تا شاید روس ها آرام شوند. نیکلای دوم که مدت ها با اعتراض و تظاهرات مردم رو به رو بود و تدابیر او ازجمله تشکیل پارلمان (دوما) موثر واقع نشده و تظاهرات و اعتصاب ها پایان نمی یافت پس از مشاهده پیوستن نظامیان به معترضین، تفویض اختیار کرده و از صحنه خارج شده بود.
    لفوف که در جامعه روسیه و بویژه پس از ابتکار ایجاد کمیته های شهر و روستا با هدف حل مسائل محلی به مردمی بودن شهرت یافته بود در دوره کوتاه نخست وزیری اش به هر تدبیری که دست زد موفق به آرام کردن مردم نشد. لفوف در طول سه ماه و 22 روز حکومت بارها به روس ها قول داده بود که مسائل را از راههای دمکراتیک حل خواهد کرد و نتایج منفی انقلاب فرانسه را برایشان گفته بود که موثر واقع نشده بود.
     «لفوف» الکساندر کرنسکی ـ یک سوسیال دمکرات و از فعالان انقلاب را وزیر دادگستری خود کرده بود و کرنسکی مجازات اعدام و سانسور مطبوعات را لغو کرده بود. به رغم حمایت نسبی مِنشویک ها (سوسیال دمکرات های روسیه ـ اقلیت) از کرنسکی، وی هم موفق نشد و عُمر حکومت او به سه ماه نرسید و بلشویک ها (مارکسیست ها) که زمام انقلاب و رهبری معترضین را به دست آورده بودند آن را به پیروزی رسانیدند.
     لفوف که موفق به فرار از روسیه شده بود سالها در فرانسه زندگی می کرد و در 1925 (هشت سال پس از انقلاب) در پاریس درگذشت.
     کارشناسان علم حکومت و جامعه شناسان تجربه حاصل از وضعیت روسیه در سال 1917 را به صورت چند قاعده درآورده اند که یکی از این قواعد این است که دولت ها نباید رفتاری داشته باشند که اعتراض های خیابانی به صورت یک کار روزانه درآید و عادت مردم شود که سلب عادت دشوار و گاهی غیر عملی است. باید «مسئله» درک، تحلیل و سریعا حل شود.
    اصحاب نظر انقلاب سال 1357 (1978 ـ 1979میلادی) ایران را مشابه انقلاب روسیه در سال 1917 دانسته و گفته اند که شاه عینا کارهای نیکلای دوم را تکرار کرد و دو نخست وزیر او در آن سال نقش لفوف و کرنسکی را ایفاء کردند و به همانگونه هم شکست خوردند.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
کشف کمیسیون ویژه سنای آمریکا در جولای 2004 و 14 ماه پس از اشغال نظامی عراق؛ نبودن اسلحه كشتار جمعی در عراق
ششم جولای 2004 (14 ماه پس از اشغال نظامی عراق) و در گرماگرم مبارزات انتخاباتی آن سال آمریکا، كشف تازه كمیسیون ویژه سنای این كشور از اخبار اول رسانه ها شد و این پرسش به میان آمد که چرا «سیا» پیش از آغاز جنگ عراق اسناد دال بر نبودن اسلحه كشتار جمعی در این كشور را كه به دستش افتاده بود به رئیس جمهوری و سایر مقامات تصمیم گیرنده گزارش نكرده بود؟!.
    كمیسیون ویژه سنا اعلام كرده بود كه نتیجه را پس از تکمیل تحقیقات منتشر خواهد كرد و اینک (آن زمان؛ جولای 2004) سرگرم تحقیق است که بداند چرا و به دستور چه مقامی، رئیس جمهوری و کنگره از این حقیقت آگاه نشده بودند.
     ژنرال پاول (آفریقایی ت آمریکایی) وزیر امورخارجه وقت آمریکا که به استناد گزارش منابع اطلاعاتی، در جلسه شورای امنیت با تاکید گفته بود که عراق به تلاش برای دست یافتن به اسلحه کشتار جمعی ادامه می دهد بعدا از این گفته خود پوزش خواست.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
ارزان و ارزانتر شدن بهای لَپ تاپ
جولای 2015 ارزانترین لَپ تاپ که تا ده ـ دوازده سال پیش از این بالای هزار دلار بود 149 دلار شده بود. مشاهده تیتر بزرگ یک روزنامه آمریکایی در هفته پایانی ماه ژوئن 2015 روایت از این ارزانتر ـ ارزانتر ـ ارزانتر شدن لپ تاپ ها می کرد. به باور خبرنگار این روزنامه، در جایی که سِلفون ها و تابلِت ها همان کار را بکنند، چه لزومی به خرید لَپ تاپ است و چون تقاضا (خریدار) رو به کاهش است، طبق قاعده عرضه و تقاضا، بهای آن نیز رو به تنزّل است.
     این خبرنگار نوشته بود که خریداران دِسک تاپ و لپ تاپ در حال حاضر آنهایی هستند که کار تایپی و تحقیقی و ایمیل های فراوان دارند. شرکت های مخابرات، در صورت مشترک شدن، دستگاه سلفون را به رایگان و یا خیلی ارزان در اختیار می گذارند. بهای دوربین عکس و فیلم هم پایین آمده است زیراکه با تلفن همراه هم می شود عکس گرفت.
    در اینجا تیتر این مطلب را می بینید:
    


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
گروه 7 از پیدایش تا به امروز ـ «گروه 7» یک اتحادیه چند دولتی با نامی دیگر ـ با اجتماع در برابر جایگاه نشست ها، توده ها هم ابراز نظر می کنند
گروه 7 كه سران آن از هفتم جولای 2008 در گوشه ای از جزیره «هوكایدو» ژاپن نشست سالانه خود را برگزار كرده بودند و هفته دوم جولای 2009 در ایتالیا و ... پیشینه ای از دهه 1970 دارد.
    در پی تحریم صدور نفت از جانب دولت های کشورهای عرب نفتدار در پاییز سال 1973 در واكنش به حمله نظامی اسرائیل به مصر و سوریه و حمایت ضمنی غرب از این تعرض و در نتیجه كمبود نفت و افزایش بهای آن در كشورهای بلوك غرب و احتمال ورود آنها به یك ركود اقتصادی؛ در سال 1974سران وقت آمریكا، انگلستان، فرانسه، ژاپن و آلمان ـ در آن زمان آلمان غربی ـ با هدف پیشگیری از یك تحریم دیگر و نیز اقدامات مشابه مللِ دارای مواد خام و نیروی كار و بازار خرید، میان خود تماس هایی را آغاز كردند و نتیجه اش این شد كه سال بعد (سال 1975) ژیسكار دِستن رئیس جمهوری وقت فرانسه سران آن ممالك به علاوه ایتالیا را دعوت به تشكیل یك اجلاس مشترك كند و ماحصل این نشست ایجاد «گروه 6» تحت عنوان فوروم كشورهای صنعتی ثروتمند شد و قرار شد وزیران دارایی این كشورها هر سال چهار بار، وزیران امور خارجه هر چند بار كه لازم باشد و سران آنها سالی یكبار و به نوبت در یك كشور عضو گرد هم آیند.
    جهان دو قطبی آن زمان این فرصت را به دست داده بود تا مفسران بی طرف و چپگرا به انتقاد از تشكیل این گروه دست بزنند و بنویسند كه تازه مردم معمولی كشورهای صاحب نفت متوجه اهمیت این متاع خود (نفت) شده اند كه قبلا براثر سازش دولت هایشان با دولت های صاحب كمپانی های بزرگ نفتی و احیانا توطئه این كمپانی ها تقریبا به رایگان بفروش می رسیده و بنابراین زیر بار كاهش بها نخواهند رفت. برخی از مفسران حتی كارتِل كشورهای نفتدار ـ اوپک ـ را «عاملی ساختگی» خواندند. طنزنگاران به نوبه خود مفهوم ایتالیایی فوروم را كه «محلی برای معامله» است پیش كشیدند و نوشتند كه نشست سران كشورهای ثروتمند برای معاملات و بردن سود است.
    جرالد فورد رئیس وقت فدراسیون امریكا در آخرین سال حكومت خود با اصرار زیاد كانادا را هم وارد این گروه كرد و گروه 6 از سال 1976 «گروه 7» شد. اعضای گروه 7 که در عین حال خودرا دمكراسی های هفت گانه می خواندند در سال 1994 و سه سال پس از فروپاشی شوروی، با هدف كوتاه كردن زبان یلتسین، او را كه آن امپراتوریِ از لحاظ نظامی، بسیار نیرومند را بدون جنگ و خونریزی فروپاشانده بود به محل نشست دعوت كردند و در حاشیه جلسات با وی هم احوالپرسی كردند و رسانه هایشان عنوان گروه را «گروه 1+ 7» نوشتند. سه سال بعد كلینتون رئیس جمهوری وقت آمریكا پیشنهاد كرد كه بازی حاشیه نشینی روسیه پایان یابد و وارد گروه شود و به تدریج عنوان فوروم هم، گروه 8 نوشته شد. این گروه هنوز چین، هند و برزیل را هم كه قدرت اقتصادی شده اند در حاشیه می نشاند.
    تفسیرنگاران رسانه ها در آستانه نشست هوكایدو در جولای 2008 با توجه به اینکه آن گروه باردیگر خودرا گروه دمکراسی ها خوانده بودند نوشته بودند: كدام دمكراسی؟. ایتالیایی ها مردی با چند پرونده قضایی را دوباره بر سر كار آورده اند، فرانسویان پسر یك مهاجر یهودی مجارستانی با سوابق هوسبازی را بر جای ناپلئون و شارل دوگل نشانیده اند، در آمریکا تنها دو نامزد برای انتخابات (نوامبر 2008) باقی مانده است كه بنظر نمی رسد بهترین های این كشور بیش از 300 میلیونی هم باشند و این نشانه کهنه شدن سیستم حزبی این كشور، جوّسازی رسانه های متعلق به كوپوریشن های بزرگ و نیز خواست كمپانی هاست كه گفته شده هزینه تبلیغات انتخابات را تامین می كنند ـ انتخاباتی كه در آن، پول حرف آخر را می زند.
    در چهارم جولای 2008 و به مناسبت سالروز صدور اعلامیه استقلال آمریكا، یك مولف كه كتابی در این زمینه نوشته در برنامه تلویزیونی «لو دابز» گفته بود كه برخلاف مفاد اعلامیه استقلال، دولت آمریكا دیگر برای مردم نیست برای كوپوریشن های بزرگ است و هرگاه که منافع اینها ایجاب كند قیمت ها بالا و پایین می رود، همچنین وضعیت واردات و صادرات، بازار پول و سهام و ... .
    چند مفسر رسانه ای نوشته بودند که «گروه 8» یک اتحادیه چند دولتی با نامی دیگر است. توده ها که با قرارگرفتن گذشته و حال در اینترنت و گسترش اطلاع رسانی و افشاء توطئه ها و فساد روشن شده اند در برابر جایگاه هر نشست سران گروه، تجمع خواهند کرد و نظر خود ـ توده ها ـ را ابراز و واکنش نشان خواهند داد. مقاله نویسی و نظر دهی، دیگر در انحصار چند نویسنده نیست، هرکس می تواند وبلاگ بسازد و ابراز نظر کند، اندرز دهد و یا به تصمیمات سران ـ چند نفر ـ اعتراض کند.
    در پی بروز مسئله اوکراین، گروه مورد بحث روسیه را از عضویت برکنار کرد و دوباره شد؛ گروه 7.
    
اعتراض به نشست گروه8 در هوکايدو ژاپن (هفتم جولاي 2008)

 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
مرگ دختر ایرانی و دوست پسر آمریکایی او با گلوله که خبر اول رسانه های آمریکا شده بود ـ ایرانیان مهاجر


از گزارش های رسانه های آمریکا در سه روز منتهی به هفتم جولای 2009 چنین بر می آمد:
    «استیو مکنر» فوتبالیست 36 ساله و بازنشسته آمریکایی (فوتبال آمریکایی، نه ساکِر) دارای زن و چهار پسر از 4 ـ 5 ماه پیش از این با «ساحل کاظمی» دختر 20 ساله ایرانی که در یک بار ـ رستوران شهر نشویل (ایالت تنسی) کار می کرد دوست می شود. این رابطه به تدریج به صورت «بوی فرند ـ گرل فرند» در می آید. «ساحل» قبلا در جکسونویل (فلوریدا) زندگی می کرد. وی پس از ترک تحصیل از یک دبیرستان در فلوریدا، در همانجا در یک رستوران بکار پرداخته بود (وِیترِس بود) و یک «بوی فرند» داشت که پس از تَرک این بوی فرند به نَشویل در ایالت تنسی رفته بود. استیو هم پس از بازنشسته شدن از بازی فوتبال (که در آمریکا یک پیشه و کسب و کار است) در شهر نشویل و نزدیک دانشگاه یک رستوران دایر کرده بود.
    استیو و ساحل در آن چند ماه بارها با هم دیده شده بودند و همسایه استیو گفته بود که «ساحل» تقریبا هر روز به خانه استیو می آمد. زن و فرزندان استیو در ایالت «می سی سی پی» زندگی می کردند که از نشویل صدها کیلومتر فاصله دارد.
    شنبه (چهارم جولای) به پلیس نشویل خبر می رسد که استیو و ساحل در آپارتمان مسکونی استیو کشته شده اند. پلیس در بازرسی محل مشاهده می کند که بدن استیو هدف چهار گلوله (دو گلوله به سر و دو گلوله به سینه) قرارگرفته ولی «ساحل» با اصابت یک گلوله به مغزش جان سپرده است. یک سلاح کمری در کنار «ساحل» به دست می آید که قسمتی از آن زیر بدن ساحل قرارداشت. جسد استیو روی کاناپه افتاده بود. تصور پلیس بر این بود که «ساحل» نخست استیو را کشته و سپس خودکشی کرده بود. پلیس گفته بود که باوجود این، تحقیقات برای کشف حقیقت ادامه خواهد داشت. به اظهار پلیس، ساحل چند روز پیش از وقوع حادثه سلح کمری خریده بود.
    پلیس نشویل سه روز پیش از این واقعه، اتومبیل ساحل کاظمی را که نسبت به رانندگی او مشکوک شده بود (در خط خود حرکت نمی کرد) متوقف ساخته بود و با ثبوت مصرف الکل و رانندکی در حال مستی، اورا دستگیر و به دادگاه فرستاده بود که استیو همان روز با سپردن وجه الضمان «ساحل» را آزاد کرده بود. استیو هنگام متوقف ساختن اتومبیل در آن بود ولی «ساحل» رانندگی اتومبیل را برعهده داشت.
    سهیلا خواهر بزرگ ساحل و ساکن فلوریدا گفته بود: ده سال پیش (10 سال پیش از سال 2009) از ایران و از طریق ترکیه به آمریکا آمدیم. ساحل زیاد حرف گوش کن نبود و هرکار که دلِ خودش می خواست انجام می داد. دبیرستان را ترک کرد و بکار پرداخت و وقتی که با استیو آشنا و دوست شد به ما گفت که قصد ازدواج دارند. ما از تفاوت سنی آنان تعجب کردیم، به علاوه نمی دانستیم که استیو دارای زن و چهار فرزند است. ساحل قبلا هم دارای دوست پسر بود. سهیلا گفته بود که خواهرش فردی نبود که آدم بکشد. پلیس برود و تحقیق بیشتر کند. فرزین و سپیده دو تن دیگر از بستگان «ساحل» نیز این تصور را که ممکن است ساحل به کسی آسیب رسانده باشد رد کرده بودند.
    اخبار مربوط به این حادثه و عمدتا به علت شهرت استیو مکنر، روز یکشنبه پنجم جولای 2009 در صدر گزارشهای رسانه های آمریکا قرارداشت بویژه که این وضعیت از یک دختر ایرانی متولد ایران هم انتظار نبود که تا ده سالگی در ایران اقامت داشت. طبق گزارشهای بعدی رسانه های آمریکا، در سالهای بعد از انقلاب پنج تا هفت میلیون ایران از وطن مهاجرت کرده اند که در ژوئن 2010 یک مقام دولتی در تهران، مهاجرت پنج میلیون را تلویحا تایید کرد.
 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
تاریخ از نگاهی به تصویر
تداوم مسئله یمن
صرف نظر از گذشته دور، مسئله یمن از نیمه قرن گذشته ادامه داشته و هر چند وقت به شکلی، و رویدادهای آن از صفحات روزنامه ها ناپدید نشده است. تیتر و عکس روزنامه اطلاعات که مربوط به جولای 1978 (تیرماه 1357) است و در زیر کُپی آن درج شده است نشان می دهد که در آن زمان هم این مسئله به اوج رسیده بود. در آن زمان یمن شمالی و یمن جنوبی دو کشور مستقل و جدا از هم بودند و یمن جنوبی در دست کمونیست ها و مورد حمایت روسیه و کوبا. از قطع استعمار انگلیس بر عدن دیری نگذشته بود.


 نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.
برخی دیگر از رویدادهای 7 جولای
  • 1753:   پارلمان انگلستان قانون اعطای تابعیت انگلستان به یهودیان را تصویب كرد.
        
        
  • 1815:   نیروهای متحدین پس از شكست ناپلئون در جنگ واترلو و تسلیم شدنش، وارد پاریس شدند.
        
        
  • 1937:   با تعرض ارتش ژاپن به حومه پكن، جنگ پرتلفات ژاپن با چین اغاز شد.
        
        
  • 1966:   (1345 هجری خورشیدی): قانون ایجاد شوراهای داوری در مناطق شهری ایران لازم الاجرا شد. اعضای این شوراها كه انتخابی بودند اختلافهای كوچك را از راه داوری و كدخدا منشی حل می كردند، تقریبا همان كاری كه خانه های انصاف در روستاها انجام می دادند. تشكیل این شوراها بار دادگستری را تا حدی كم كرد.
        
        
  • 1966:   (1345 هجری خورشیدی) : ایران دارای خطوط هواپیمایی ملی (دولتی) در سطح بین المللی شد. قانون اساسی جمهوری اسلامی هم در اصل 44 دولتی بودن شركتهای هوایی ایران را تصریح كرده است.
        
        
  • 1978:   (1357 هجری خورشیدی): بخش فارسی رادیو دولتی انگلستان (بی بی سی) بر میزان مطالبی كه ضدیت با شاه وقت ایران در آنها آشگار بود به صورتی چشمگیر افزود.
        
        
  • 2021:  



        تاکنون کمتر سابقه داشته که بانوان نظامی با کفش پاشنه بلند زنانه در رژه و یا تمرین رژه شرکت داشته باشند، ولی انتشار این عکس که از یک تمرین رژه بانوان دانشجوی دانشکده افسری اوکراین گرفته شده نشان می دهد که چنین شده است. انتشار عکس بی انتقاد نبود و گفته شد که وزارت دفاع اوکراین تصمیم به این کار گرفته بود. در پی انتشار انتقادها، وزیر دفاع اوکراین تصمیم را لغو کرده است.
  • کارنامک نوشیروان (خاطره ای از مولف)
    خاطره یک جلسه شورای خبر در سال انقلاب: دستگیرشدن یک تروریست آلمانی با گذرنامه ایرانی در آمریکا!، بهای دلار، مازاد گندم و صدور تریکو و کشباف
    دبیران میزهای اطاق خبر روزنامه اطلاعات (تحریریه) که سالهای سال هر روز یک جلسه تیتر و مطلب تشکیل می دادند، در سال انقلاب (سال 1357) هر روز دو جلسه و در جلسه بعد از ظهر (که پس از انتشار شماره آن روز تشکیل می شد)، مدیر روزنامه هم حضور می یافت. در این جلسات، نخست روی مطالب درج شده در شماره آن روز ـ از لحاظ دنبال کردن موضوع و ... ـ بحث می شد و سپس تصمیم گیری درباره مطالب شماره روز بعد. در آن زمان، روزنامه اطلاعات یک روزنامه عصر بود و سردبیر آن غلامحسین صالحیار.
        پس از گسترش یافتن راهپیمایی ها و اعتراض ها، بحث جلسات دبیران روزنامه از تیرماه 1357، درباره این اعتراض ها و چگونگی پوشش آنها آغاز می شد، ولی در جلسه بعد از ظهر یکم اَمُرداد آن سال (یکشنبه 23 جولای 1978)، سخن از دستگیری یک زن 27 ساله آلمانی در ایالت ورمانت (واقع در شمال شرقی ایالات متحده) و در مرز کانادا و هنگام بازگشت ـ با پای پیاده ـ از آمریکا، از نقطه ای خلوت در این مرز آغاز شد و سئوال ها از من (کیهانی زاده) به عنوان مسئول اخبار بین الملل روزنامه.
         گفتم که طبق گزارش های دریافتی تا آن ساعت، کریستینا براستر ـ بانوی 27 ساله آلمانی هنگام خروج از یک نقطه ناهموار مرزی ایالات متحده با کانادا در ایالت ورمانت (ورمونت) دستگیر شده و در جیب او یک گذرنامه ایرانی به نام «شهرزاد نوبری» به دست آمده که گذرنامه مسروقه است و یا جعلی که با همان نام و مشخصات ایرانی، تنها عکس کریستینا (مارگاریتا کریستینا براستر) روی آن چسبانده و مُهر شده است و به اظهار پلیس فدرال آمریکا (اف. بی. آی)، یک بانو با این گذرنامه، قبلا در لُس آنجلس دیده شده بود [احتمالا گذرنامه را به کارمند هتل جهت گرفتن اطاق نشان داده بود که ثبت دفتر هتل شده بود و ....]. پلیس فدرال گفته بود که طبق تحقیق، کریستینا قبلا با 3 مرد دیگر دو بار از مرز کانادا گذشته و وارد آمریکا شده و بازگشته بود. هنوز معلوم نیست که وی، چرا این بار خواسته بود که تنها و از نقطه ای دیگر از آمریکا خارج شود؟!. شاید که احساس کرده بود نسبت به گذرنامه ایرانی تردید خواهد شد که تصمیم به عبورغیرقانونی از مرز گرفته بود. داشتن اوراق هویت از ایران ولی ندانستن فارسی ایجاد تردید می کند. به هر حال، وی اینک (در جولای 1978) در زندان آلبانی (شهری در ایالت نیویورک) محبوس است. اثر انگشت و عکس و نام او به پلیس امنیتی آلمان (در آن زمان؛ آلمان غربی) گزارش شده که پس از بررسی گفته اند که وی عضو یک دسته تروریست و از دسته های نزدیک به گروه «بادر ماینهوف» است و با سه مرد ازجمله یک دکتر به قاره آمریکا رفته و این دکتر که یک آنارکیست است قادر به ساختن بمب است و قبلا هم دست به خرابکاری زده و بمب بکار برده است و تحقیقات ادامه دارد.
        همچنین گفتم که آخر وقت [آن روز]، اسوشییتدپرس (خبرگزاری متعلق به روزنامه های آمریکا و مشترک میان آنها) عکس رادیویی این زن را مخابره کرده بود که در صفحه دوم شماره امروز (شماره یکم امُرداد) چاپ شده است ولی مشروح خبر دستگیری او در صفحه دیگر است که قبلا بسته شده بود.
        سردبیر گفت که قضیه باید دنبال شود و خبرنگار حوزه شهربانی (پلیس) به اداره گذرنامه برود و ماجرای گذرنامه را دنبال کند و ببیند که چنین شهرزادی وجود و اگر دارد آدرس اورا به دست آورد و با او درباره گذرنامه مصاحبه کند. از من سئوال شد که رویدادهای دگرگون ساز دیگر [آن روز] که لازم است دنبال و فیچر و یا تفسیر نویسی شود چه بوده است، گفتم تصمیم دولت کمونیست افغانستان به ملّی کردن اراضی زراعی فئودال ها و محدود کردن مالکیت اراضی و کارگاهها در حد مشخص و بازگردانیدن کارگران افغان از کشورهای دیگر بویژه ایران ـ از نظر ما مهمتر است. انور سادات هم برنامه ای در مصر اعلام کرده که با اجرای آن، همه رشته های جمال عبدالناصر پنبه خواهد شد و بازگشت مصر به دوران کاپیتالیستی قرون وسطایی و .... از من خواستند که در این زمینه به امضای خودم یک تفسیر دیگر برای صفحه ششم بنویسم. [در شماره آن روز ـ صفحه 6 چنین تفسیری نوشته بودم.].
        در این جلسه، مسئول اخبار اقتصادی روزنامه گفت که دلار آمریکا شده است 7 تومان و 60 دینار (70.60 ریال) ـ ده دینار (یک دهم ِ یک ریال) گرانتر از پیش. وی گفت که اداره کشاورزی کرمانشاه به دولت اعلام کرده که 400 هزار تُن مازاد گندم دارد و آماده صدور آنها است و یا خرید توسط دولت و انبار کردن در سیلوها به عنوان ذخیره. [اینک ـ زمان درج این مطلب در اینجا، سال 2015، گویا یکی از واردات اصلی ایران گندم از خارج است]. مسئول اخبار اقتصادی همچنین از صدور دهها تُن تریکو و کشبافت ایران به خارج خبر داد [که اینک ایران از خارج بویژه چین پوشاک وارد می شود!.]. او گفت که این خبرها که امروز [یکم امرداد 1357] چاپ شده است دنبال خواهند شد.
        پس از او، مسئول اخبار دولتی در اطاق خبر روزنامه اطلاعات از انتقاد تند نصرت الله معینیان از حیف و میل معادل یک میلیارد تومان (پول وقت) و در مواردی مشاهده فساد اداری خبرداد که خواسته شد این موضوع وسیعا دنبال شود زیراکه که شعار و خواست معترضین و انقلابیون هم مبارزه با فساد اداری ـ اقتصادی است. او همچنین گفت که نخست وزیر (جمشید آموزگار) گفته است که در انتخابات آینده، هرکس می تواند نامزد شود و نامزدها لزوما از یک حزب نخواهند بود. حاضران گفتند که مردم باور نمی کنند، اظهار نخست وزیر (رئیس دولت) به خودی خود یک خبر است ولی مخاطبان روزنامه ها جز تیتر آن، مطلب را نخواهند خواند و اهمیت نخواهند داد.
        به مسئول اخبار دیپلماتیک گفته شد که اخطار وزارت امور خارجه به ایرانیانی که درجاده های ترکیه اتومبیلرانی می کنند وسیعا دنبال شود. وزارت امورخارجه همان روز، در پی حمله و سنگ پرانی به سوی اتومبیل های چند ایرانی در جاده های ترکیه اخطار کرده بود که ایرانیان از رانندگی در جاده های ترکیه در شب خودداری کنند و در ساعات روز هم به صورت ستون و باهم اتومبیل برانند. دبیر میز مربوط گفت که حس حسادت اتباع ترکیه که در وضعیت اقتصادی مطلوب قرار ندارند از مشاهده آن همه ایرانی که از اروپا اتومبیل می خرند و با خود ـ از طریق ترکیه به ایران می آورند تحریک شده است و این سنگ پرانی ها از روی حسادت است نه انگیزه دیگر که چرا ما ـ ایرانیان ـ پول داریم و نفت و آنها ندارند.
        در پایان جلسه، صالحیار گزارش فروش شماره آخرین روز هفته پیش روزنامه را (که چهار روز پس از توزیع و رسیدن آمار از شهرستانها به سردبیر داده می شد) به اطلاع دبیران میزهای تحریریه رساند که معلوم شد 839 هزار نسخه بود.
        
    عکس ارسالی (رادیو فتو) اسوسییتدپرس از کریستینا و زیرعکس چاپ شده آن در صفحه دوم روزنامه اطلاعات (شماره یکم امرداد 1357)


        
    تیتر و سطوری از مطلب سیاست ملی کردن ها در افغانستان ـ زمانی که یک دولت کمونیستی داشت

     نقل این مطلب بدون ذکر نشانی پایگاه و نام مولف (نوشیروان کیهانی زاده) ممنوع است زیرا که نتیجه تحقیقات شخص وی و نظر اوست.



     

    مطالعه این سایت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشانی کامل سایت و نام مولف آن) آزاد است، مگر برای روزنامه های متعلق به دولت و دستگاههای دولتی؛ زیرا كه مولف این سایت اكیدا «روزنامه نگاری» را كار دولت نمی داند. روزنامه عمومی به عنوان قوه چهارم دمكراسی باید كاملا مستقل از دولت و سازمانهای عمومی باشد تا بتواند رسالت شریف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com