Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
   خورشيدي

 
14 ژانويه
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 










   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 14 ژانويه
ايران
رومیان در جنگ با ایران، سلوکیه را ویران ساختند ولی به جای غنیمت، طاعون را از آسیای غربی با خود به اروپا بردند و ...
شيوع طاعون در آسیای غربی و شروع آن از شهر سلوکیه (بین النهرین) سبب شد كه 14 ژانويه سال 165 ميلادي، «لوسیوس وروسLucius Verus» از مارکوس اورليوس Marcus Aurelius ـ امپراتور وقت روم بخواهد که به دو ژنرال رومي؛ اویدیوس كاسيوسAvidius Cassius و ماریوس وروس Marius Verus دستور بازگشت به اروپا را بدهد. اين دو ژنرال در اواخر سال 164 از فرات گذشته و خسرو (در نوشته های اروپایی: Chosrhoes) ژنرال ايراني را مجبور به عقب نشيني به سوي تيسفون كرده بودند. یک دسته از لژیونرهای رومی به فرماندهی اویدیوس کاسیوس شهر سلوکیه ـ روی به روی تیسفون در سمت راست دجله را ویران کردند. این ویرانی و کمبود خوار و بار باعث بروز طاعون شد و ساکنان شهر و نظامیان رومی را مبتلا ساخت که دستور بازگشتِ رومیان داده شد.
     دهها سال بعد، اردشیر یکم سلوکیه را دوباره سازی کرد که به نام او «وه اردشیر» خوانده شد. این شهر پس از عقب نشینی دجله به سمت شرق و دادن تغییر مسیر، آبادانی خودرا از دست داد و در زیر شن مدفون شد.
     حالت خصومت ميان دو ابرقدرت وقت ـ ایران و روم ـ پس از انتصاب باکور Bakur شاهزاده اشکانی [که ارمنیان اورا تيگران می خواندند] از سوي بلاش سوم شاه وقت ايران به پادشاهي ارمنستان در سال 161 آغاز شده بود و حملات نظامي اسپهبد خسرو به متصرفات روم، امپراتور و سناي اين كشور را خشگمين ساخته بود به گونه اي كه «لوسیوس وروس» كنسول دوم (فرد شماره 2 امپراتوري ـ امپراتورِ شریک) را مامور گرفتن انتقام از ايران كردند. وروس اواخر سال 162 وارد سوريه شد و به ايران پيشنهاد سازش [پذیرفتن شرایط روم] داد كه پيشنهاد او ردّ شد و جنگ آغاز گرديد و ارتش ايران پس از چند نبرد در جنوب غربي تركيه امروز (كاپادوكيه ) دست به عقب نشيني زد. رومیان به فرماندهی دو ژنرال، سپاهیان اسپهبد خسرو را از دو جهت مورد حمله قرار داده بودند. جنگ دو قدرت نزدیک به سه سال طول کشید.
     در طول بيش از هفت قرن جنگ و ستيز ميان دو ابرقدرت وقت ـ ایران و روم ـ اين جنگ، يكي از دو ــ سه مورد ناكامي ايران در اين جنگها بود.
     نظاميان رومي كه در سال 165 از سلوکیه به اروپا باز گشته بودند بيماري طاعون را در این قاره ـ از شهر رم تا آلمان و فرانسه پخش كردند و تا پايان سال 166 ميلادي نزديك به يك سوم نفوس اروپاي مركزي و جنوبي از اين بيماري درگذشتند. اين رويداد، 1748 سال بعد ـ در پايان جنگ جهاني اول تكرار شد، اين بار سربازان بازگشته از جنگ، ويروس آنفلو آنزا را با خود به شهرهايشان بردند و باعث مرگ 23 ميليون تَن شدند كه بيش از سه برابر کل تلفات جبهه ها بود از جمله هزاران تَن در ايالات متحده آمريكا که در سال 1917 وارد جنگ جهانی اول شده بود تا وارد باشگاه قدرت های جهانی وقت شود و در این باشگاه باقی بمانَد.
    
تصویر بلاش سوم، شاه اشکانی ایران بر سکه اش


    
تصویری از مجسمه مارکوس اورلیوس امپراتور روم

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شورش قسطنطنیه در روز دوم و روزهای بعد ـ نتیجه شورش ـ تعلّل روم از پرداخت باجِ مقرّر به ایران، جنگی دیگر و اخراج روم از سوریه و ساحل قفقاز
شورش Nika در قسطنطنیه (استانبول)، 14 ژانویه سال 532 میلادی و در دومین روز خود شدّت بیشتری یافت و مذاکرات صلح ایران و روم ـ مربوط به جنگهای سال 527 تا سال 531 را که در این شهر آغاز شده بود متوقف ساخت. در این جنگها رومیان شکست خورده و حاضر به ازدست دادن بخشی از قلمرو خود و باج سالانه به ایران شده بودند.
     پس از برقراری آرامش در قسطنطنیه، مذاکرات دو قدرت وقت از سر گرفته شد.
     هدف واقعی از تجمّع 13 ژانویه 532 در میدان مسابقات، رساندن صدای اعتراض به افزایش مالیات ها و برخی سوء مدیریت ها به گوش امپراتور Justinian I بود که از پنجره کاخ خود جریان مسابقه آن روزِ ارابه سواری را تماشا می کرد و می توانست تجمّع مردم را که به نام تماشاگران مسابقه وارد جایگاه ویژه در میدان مسابقه شده بودند ببیند و شعارها را بشنود. اعتراض، با نادرست خواندن برنده دور اول مسابقه ارّابه رانی آغاز شده بود. [نیکا = برنده مسابقه]. جمعیت مدعی بود که داوران مسابقه، تیم مورد علاقه امپراتور ـ ژوستی نین (ژوستی نی ان یکم)را بخاطر خوشنودکردن او برنده اعلام کرده بودند حال آنکه تیم دیگر برنده بود.
    در آن روز، اعتراض به نتیجه مسابقه سریعا رنگ سیاسی به خود گرفت و موضوع سوء مدیریت ها و افزایش مالیات جای آن را گرفت. معترضین چون از امپراتور پاسخی نشنیدند که از پنجره کاخ خود آنان را می دید و صدایشان را می شنید به تجمّع خود ادامه دادند، از میدان مسابقه خارج و وارد معابر و میدان اصلی شهر شدند و به دادن شعار ادامه دادند و هر دَم نیز بر شمار آنان افزوده می شد. تجمّع اعتراضی به تدریج و با تخریب ساختمانهای دولتی و عمومی و درگیری با مأموران دولت به شورش و اغتشاش تبدیل شد. در جریان این شورش 7 روزه که در روز اول تنها تجمع اعتراضی و شعار بود نیمی از شهر ازجمله کلیسای ایاصوفیه و گوشه ای از کاخ سلطنتی ویران شد.
     ناراضیانِ به وضع مالیات سنگین اعتراض داشتند ـ مالیاتی که وضع شده بود تا هزینه برنامه در شرف اجرایِ لشکرکشی به غرب و احیاء امپراتوری واحد رومیان و نیز باج سالانه 2 هزار و چهارصد کیلوگرمی طلا به ایران تأمین شود. تظاهرات، اعتراضات و درگیری ها از روز سوم سراسر شهر را فراگرفت و از روز چهارم دو سناتور مخالف امپراتور به شورشیان پیوستند. از این روز خواست های معترضین افزایش یافت و درخواست اعدام ژنرال بلیساریوس Belisarius و ژنرال موندوس Mundus که از ایران شکست خورده بودند بر آنها اضافه شد.
     در روز پنجم، «تئودورا» بانوی امپراتور و آن دو ژنرال ضمن منصرف ساختن «ژوستی نی اَن» از تَرک شهر و رفتن به دژ نظامی مجاور، از او خواستند که اجازه دهد یگانهای رزمی ارتش وارد عمل شوند و چنین اجازه ای به آنان داده شد و ارتش در ششمین روز وارد عمل شد و ظرف 48 ساعت با کشتن هزاران معترض و شورشی به ناآرامی پایان داد. جمع تلفات این شورش؛ حدود 30 هزارتَن نوشته شده است. در این شورش نیمی از شهر قسطنطنیه ویران شد.
     هزینه تعمیر خرابی وارده به شهر و ازجمله نوسازی کلیسای ایاصوفیه سبب شد که امپراتور نتواند به غرب لشکرکشی کند و باج سالانهِ مقرّر را به ایران بپردازد.
     یک بهانه «ژوستی نی ان» از تعلل درپرداخت باجِ مقرّر این بود که دولت ایران به کمک مالی خود به ژرمن های آریایی ـ به عنوان همنژاد ـ ادامه می دهد و آنان با این کمک و وعده های دیگر اعلام استقلال کرده و از روم (بخش غربی به پایتخی شهر رُم) جدا شده اند. این نقض تعهّد و بهانه ها سبب شد که در سال 540 ارتش ایران به دستور خسروانوشیروان از چند ناحیه، متصرفات و قلمرو امپراتوری روم (روم شرقی) را مورد حمله قراردهد.
     ارتش ایران در حملات سال 540 خود، رومیان را از آلِپو Aleppo (حَلَب)، اِدلب Edlib- idlib، حَما Hama، نتاکیه و ... بیرون راند و در دَرعا Daraa و ادسا Edessa= Urfa (الرها واقع درجنوب ترکیه امروز)، لازیکا Lazika (گرجستان غربی ـ گرجستان ساحلی امروز) و ... پادگان و واحد نظامی مستقر ساخت و دولت قسطنطنیه را مجبور به قبول برتری ایران و پرداخت باج کرد. در نبرد لازیکا 30 هزار رومی کشته شدند. خسروانوشیروان بعدا مبلغ سنگین باج را کاهش داد و پارسیان را تشویق کرد که به گرجستان غربی (لازیکا در ساحل دریای سیاه) مهاجرت کنند تا نفوس ایرانی منطقه در اکثریت باشد.
    جنگ ایران و روم شرقی پنج سال بعد بر سر ناحیه «پترا» ازسر گرفته شد که این بار نیز ایران برنده جنگ بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خشم ايرانيان از يك نامگذاري تحريك آميز خلاف تاریخ، در دیماه 1354
خشم ايران نسبت به هفت كشور عربي منطقه خليج فارس كه از 17 ديماه سال 1354 (هفتم ژانويه 1976 و سه سال و یک ماه پیش از سقوط نظام سلطنتی) آغاز شده بود بيست و چهارم ديماه به اوج خود رسيد و بعدا هم ادامه يافت. اين برانگيخته شدن احساسات و واکنش افكار عمومي ايرانيان پس از نامگذاري يك سرويس خبري به نام «خبرگزاري خليج عربي!» صورت گرفته بود كه متعاقب آن دولت وقت ايران سفيران خود را از اين كشورها فراخواند و در نشست اين سفيران در تهران اين نامگذاري يك دسيسه تازه اعلام شد و اخطار گرديد كه احدي حق ندارد نام دو هزار و پانصد ساله خليج فارس را تغيير دهد. حسّاسيِت و واکنش ايرانيان نسبت به نام تاريخي خليج فارس از آن زمان ادامه داشته است.
     مفسر راديو دولتي ايران در همان روز اين اقدام ضد تاريخي و ضد فرهنگي را «تحريك ايران به دست شماري از حاكمان عربي، طبق نقشه و سياست دولتهاي خارج از منطقه» خواند و از اين «حاكمان» خواست كه فريب دولتهاي دوردست را نخورند و با آتش بازي نكنند.
    مرور زمان نشان داده است که اين تحريكات همچنان ادامه دارد. لازم است گفته شود که دولت و رسانه هاي آمريکا، هنوز جز «خليج فارس» لفظ ديگري برای نامیدن این منطقه بکار نبرده اند. یک مثال: جورج دبليو بوش رئيس جمهوری پیشین ايالات متحده، در آخرين نطق سالانه خود در اين مقام ـ در 28 ژانويه 2008 گفته بود: "آمريكا با آنهايي كه نيروهاي نظامي مارا در منطقه خلیج فارس تهديد كنند برخورد خواهد كرد، و ما در كنار متحدان خود در خليج فارس خواهيم ايستاد و از منافع حياتي خود در منطقه خليج فارس دفاع خواهيم كرد."، و جمله آخر او تكرار دكترين كارتر در 28 سال پيش از آن بود (استقرار نظامي در خليج فارس و حضور در منطقه). رسانه هاي آمريكا اين قسمت از نطق بوش را اخطار به دولت جمهوری اسلامی ايران تفسیر كرده بودند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
نظر حسین شریعتمداری مدیر روزنامه کیهان در دیماه 1392 درباره توافق نامه هسته ای ژنو
حسین شریعتمداری مدیر روزنامه کیهان (وابسته به دفتر رهبری جمهوری اسلامی) بیست و دوم دیماه 1392 در سرمقاله این روزنامه تحت عنوان «آن سوی ‌اشک‌ها و لبخندها!» توافقنامه ژنو مربوط به برنامه هسته ای ایران را تحلیل کرده بود که پاراگراف های آخر این مقاله ـ پاراگراف های نتیجه گیری، یا کانکلوژن ـ از این قرار بودند:
    الف: در توافقنامه ژنو از «واژه‌های کشدار» و چندپهلو استفاده شده است که می‌تواند تفسیرهای متفاوت و متضاد داشته باشد، نظیر واژه «قانع‌شدنSATISFACTORY» در فصل مربوط به گام دوم و یا «قید»هایی که در فصل آخر و درباره «حق غنی‌سازی ایران» آمده است، مانند «منطبق بر نیازهای عملیPRACTICAL NEEDS»، «گستره و سطح غنی‌سازیSCOPE & LEVEL»، «ظرفیت غنی‌سازی»، «محل انجام غنی‌سازی» و ....
     تیم هسته‌ای کشورمان می‌تواند و حق دارد که توافقنامه ژنو را با استناد به واژه‌های کشدار و تعریف نشده آن، ناقص و غیرقابل اجراء بداند و خواستار تعریف روشن و شفاف و به قول اهل منطق «تعریف جامع و مانع» اینگونه واژه‌ها شود.
    باید توجه داشت که روش متداول و فرمول شناخته شده در تنظیم تعهدنامه‌ها، توافقنامه‌ها و هر سند تعهدآور دیگری، آن است که اولا؛ از به‌کارگیری واژه‌های کشدار و فاقد تعریف مشخص خودداری شود و ثانیا؛ در صورت الزام به استفاده از واژه‌های چندپهلو و کشدار، مرجع مشخّص و مرضی‌الطرفینی برای تفسیر نهایی اینگونه واژه‌ها تعیین و در متن توافقنامه بر آن تاکید شود.
    ب: اصل 77 قانون اساسی کشورمان تصریح می‌کند که «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد» و اصل 125 قانون اساسی امضای عهدنامه‌ها و مقاوله‌نامه‌ها و قراردادها و ... را تنها بعد از تصویب مجلس شورای اسلامی، قانونی می‌داند.
    بنابراین با توجه به اصول یاد شده از قانون اساسی، توافقنامه ژنو از نگاه نظام جمهوری اسلامی ایران فاقد وجاهت قانونی بوده و اعتبار اجرایی ندارد.

    گفتنی است، اجرای توافقنامه بدون تصویب مجلس شورای اسلامی، نقض آشکار حاکمیت ملی ایران است و از سوی دیگر در ماده10 معاهدهNPT تصریح شده است؛ «چنانچه هر یک از اعضای معاهده تشخیص دهد حوادثی فوق‌العاده مربوط به موضوع این معاهده منافع عالیه کشورش را به مخاطره انداخته است، این حق را خواهد داشت که در اعمال حق حاکمیت ملی خود از این معاهده کناره‌گیری کند».
     با توجه به ماده فوق الذکر، توافقنامه ژنو از آنجا که به تصویب مجلس شورای اسلامی نرسیده است با قانون اساسی کشور مغایرت دارد و این مغایرت، مصداق بارز نقض حاکمیت ملی است و جمهوری اسلامی ایران می‌تواند و حق دارد از اجرای توافقنامه‌ای که به تصویب مجلس شورای اسلامی نرسیده باشد، خودداری کند.
    [مقاله های حسین شریعتمداری بمانند مقالات فیدل کاسترو ـ پیش از وفات ـ و مقالات سردبیران پراودای سابق، همان روز در کشورهای دیگر ترجمه و متن و یا خلاصه آن به اطلاع مقامات مربوط رسانیده می شود. به همین دلیل است که شمار مخاطبان وب سایت (آنلاین) کیهان فراوان گزارش شده اند.]
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ریشه فساد اقتصادی خارجی نیست ـ وضعیت سلامت دستگاه اداری متناسب با شأن نظام اسلامی نیست
محمدجعفر منتظری
حجت الاسلام محمدجعفر منتظری رئیس وقت دیوان عدالت اداری جمهوری اسلامی ایران (و از 15 فروردین 1395 دادستان کل کشور) 21 دیماه 1392 در جلسه شورای اداری زنجان گفت که از نظام اداری کشور ـ کشوری که به نام ائمه و معصومین شناخته می شود ـ انتظار بهتر از این بودن را داریم. پس از گذشت سالها از استقرار نظام جمهوری اسلامی نباید چنین پرونده های مالی وجود داشته باشد و نباید شاهد پرونده های این چنینی در کشور اسلامی ایران باشیم که تعفن آن فضای جامعه را آلوده کند. مجموعه مطالعات و یافت ها نشان می دهد که وضعیت سلامت دستگاه اداری کشور متناسب با جایگاه نظام اسلامی که ریشه در معارف قرآنی و سنت رسول الله دارد نبوده و تفاوت زیادی در این زمینه وجود دارد.
    وی با بیان اینکه منشاء فساد اقتصادی در کشور از کره مریخ نیامده و آبشخور این پرونده ها بیرون از مرزهای کشور نیست، افزود: ریشه پرونده های فساد اقتصادی در داخل کشور بوده و این فساد در داخل کشور صورت می گیرد. گرچه منشاء و ریشه برخی مسائل موجود در کشور، خارج از مرزهای ایران است، اما منشاء و آبشخور و محل تغذیه فساد اقتصادی بیرون از مرزهای کشور نیست و باید ریشه این مسائل را در داخل کشور جستجو کرد و از اهرم بازدارندگی در این زمینه استفاده شود.
    رئیس وقت دیوان عدالت اداری گفت که درکشور، پرونده فساد اقتصادی وجود دارد که 3 ـ 4 برابر فساد معروف به سه هزار میلیارد تومانی است که ابعاد و جزئیات آن در آینده نزدیک مشخص خواهد شد.
    وی گفت: باید در دستگاههای اجرایی فرایندی ایجاد شود که بتوان از ایجاد زمینه فساد جلوگیری کرد و نیز لزوم تعامل و همکاری دستگاههای اجرایی با دیوان عدالت اداری. اگر تعامل برای اجرای قوانین، نظامات و اصول وجود نداشته باشد آثار آن برای همه خواهد بود. باید بستر فساد را مطالعه کنیم نه اینکه تنها بخواهیم دستگاه قضایی با مجرمان برخورد کند. شناختن بستر فساد باید اصل کار قرار گیرد و علل و دلایل بروز فساد در دستگاهها بررسی و تحلیل شود تا عوامل بازدارنده اِعمال شود.
    حجت الاسلام منتظری گفت که مدیران سازمانهای اداری باید رسیدگی به شکایات از دستگاهها را تسهیل، و در اسرع وقت به شکایات رسیدگی کنند، باید در دستگاهها اجرایی از ایجاد زمینه فساد جلوگیری شود و این امر با تسهیل در رسیدگی به شکایات و پرونده های مربوط گام مهمی خواهد بود. بارها شاهد آن بودیم که عدم رسیدگی مطلوب به شکایات از دستگاهها، ضررهای میلیاردی به بیت المال وارد کرده است.
    وی سپس رشد چشمگیر شکایات از دستگاههای دولتی در سال 1391 در مقایسه با سال 1390 را یادآور شد [که از لابلای این شکایات می شود که به بسیاری از ضعف های اداری پی بُرد و آنهارا برطرف ساخت]. سال گذشته (سال 1391) بیش از 120 هزار پرونده [شکایت]در دیوان عدالت اداری رسیدگی شد که رقم بالایی است. [دیوان عدالت اداری محل تظلّم، دادخواهی و شکایت مردم از تصمیمات و اقدامات، مصوبات دولت، آئین نامه ها، بخشنامه ها و مدیران و کارمندان دولتی است].
    رئیس دیوان عدالت اداری گفت که پیشگیری از وقوع جرم اهمیت ویژه دارد ولی این امر، از عهده دستگاه قضایی به تنهایی برنخواهد آمد و نیازمند تعامل، هم افزایی و همکاری قوای دیگر است.
    رئیس وقت دیوان عدالت اداری ایران با بیان اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر آموزه های قرآن و اسلام است گفت: مسئولان باید جایگاه خود را کُرسی خدمت بدانند که مسئولیت ها، کرسی ها، پست ها و مقامات جایگاهی زودگذر هستند و در این جایگاه باید پاسخگو بود و خدمت صادقانه کرد.
    
    اظهارات حجت الاسلام منتظری که در بالا آمده است از خبرگزاری مِهر نقل شده است. این خبرگزاری مستقر در تهران در همان روز، این اظهارات را منتشر ساخته بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
با نگاهی بر صفحات اول روزنامه اطلاعات در نخستین هفته پس از اعتصابِ 61 روزه، شجاعت روزنامه نگاران وقت ثابت می شود
در پی یک اعتصاب 61 روزه در سال انقلاب، روزنامه نگاران ایران از 16 دیماه 1357 کار خود را از سر گرفتند. هنوز آیت الله عظمی خمینی در پاریس بود و شاه در کاخ خود در نیاوران و شاپور بختیار را به نخست وزیری منصوب کرده بود. صحبت از خارج شدن شاه از کشور و نیز احتمال کودتای ارتش بود. در گوشه و کنار ساختمان روزنامه ها افراد وابسته به نیروهای مسلح دست بر ماشهِ تفنگِ خودکار ایستاده و مراقبّت می کردند. در مؤسسه اطلاعات در هر طبقه ساختمان و در کنار درهای آسانسورها و ورودی تحریریه و حروفچینی و صفحه بندی مأمور مسلح ایستاده بود و در این شرایط، روزنامه نگاران در میان شایعات احتمال کودتا و روشن نبودن آینده، نهایت شجاعت خودرا بکار می بردند و این شجاعت و نداشت ترس و بیم، از تیترهای صفحات اول روزنامه ها استنباط می شود که تیترهای درشتتر از سخنان آیت الله خمینی بود و از پیروزی انقلاب. در نخستین شماره پس از اعتصاب (شماره 16 دیماه 1357)، تیتر بزرگ روزنامه اطلاعات این بود: "انقلاب مردم در آستانه پیروزی".
    پس از پیروزی انقلاب، روزنامه نگاران گام به گام با انقلاب بودند و مُبَلِّغ آن که هفت ماه بعد روزنامه های بزرگ مصادره شدند. روزنامه اطلاعات به بنیاد مستضعفان داده شد و این بنیاد یک بازاری را مدیر آن کرد و این مدیر که قبلا تجربه در کار روزنامه نداشت و نیز مدیر بعدی که او هم از جانب بنیاد مستضعفان فرستاده شده بود بتدریج و یکی دو بار هم فله ای روزنامه نگاران را که برخی بیش از ربع قرن سابقه کار در مؤسسه خود داشتند اخراج کردند و بعضا بدون پرداخت غرامت اخراج. و این بود دستمزد این روزنامه نگاران.
     از اواخر بهار سال 1359 که مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات از بنیاد مستضعفان به دفتر رهبری انقلاب انتقال یافت، اخراج دیگری صورت نگرفت. ولی در کیهان، تقریبا همه قدیمی ها برکنار شدند و روزنامه آیندگان که تعطیل شد. در رادیوتلویزیون ملی نیز بسیاری برکنار شدند و همچنین شماری در خبرگزاری پارس.
    در زیر کُپی صفحات اول چند شماره روزنامه اطلاعات منتشر شده در نخستین هفته پس از اعتصاب، و ماه پیش از پیروزی انقلاب به عنوان سند درج می شود:
    



    



    



    
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي اقتصاد
روزی که Skilled Labor (افراد ماهر در یک کار) ازجمله اصحاب دانش، فنون و هنر هم در ردیف صادرات یک کشور و واردات کشور دیگر قرار گرفتند
14 ژانویه 1962 نشست شماری استاد اقتصاد از کشورهای مشخّص که در ژنو برگزار شده بود ضمن پرداختن به برنامه کار خود که درباره صادرات و واردات و نقش آن در تحول اوضاع کشورها و آینده جهان بود ـ جهانی که ظرفیت آن محدود و جمعیت اش سریعا در حال افزایش است و نیز به دست دادن تعاریف، عناوین و واژه های مربوط و استانداردي در این زمینه، نظریه یک اقتصادان هندی را بررسی کرد که در 1959 اعلام شده بود.
    این اقتصاددان نظر داده بود که فقط اجناس خام و یا محصولات کشاورزی و تولیدات صنعتی، صادرات یک کشور نیستند،Skilled Labor و افراد ماهر و اصطلاحا اصحاب دانش، فنون، هنر و مهارت هم یک قلم صادرات یک کشور و واردات کشور ديگر هستند و ثروت زا و عامل ترقي و رفع کمبود. این قلم از صادرات هم نه تنها شهرت و اهمیت برای کشور می سازد بلکه ثروت و رفاه. مُنتها، فرقی که این صادرات با صادرات دیگر دارد، این است که سودش عمدتا به جیب واردکننده می رود تا صادرکننده.
    نشست ژنو بر نظر اقتصاددان هندی صحّه گذارد و انتشار این اقدام به صورت خبر در رسانه ها، کشورهای صادرکننده و واردکننده نیروی انسانی ماهر را متوجه اهمیت قضیه کرد و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دانش
APOPTOSIS
14 ژانويه 1998 يك گروه از پژوهشگران انستيتويي در تكزاس آمريكا آنزيم عامل مرگ سلولها (اپاتوسيس) را كشف كردند و پي بردند كه كم و يا زياد شدن اين آنزيم زنگ خطر است. از آن زمان تاكنون پيشرفت ديگري در اين كار حاصل نشده است.
    «آپاتوسيس» از دو كلمه يوناني «اپو» به معناي شكل و فرم و «پتوسيس» به معناي افتادن و مردن ساخته شده و مفهوم آن مرگ سلولهاي بدن است. براي سلولهاي بدن قاعده حيات تعيين شده است كه اگر بر اثر حادثه و بيماري و نفوذ عامل خارجي (ميكرب و ويروس) به بدن نابود نشوند در زمان معين مجبور به خودكشي هستند. از آنجا كه حيات انسان بستگي به سلولها دارد، پژوهشگران از دهها سال پيش در تلاش براي كشف راز مردن سلولها بوده اند تا بتوانند بر طول عمر انسان و كيفيت زندگي بيافزايند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
زادروز «اندي روني» مفسر تلويزيوني معاصر که 91 سال و چند ماه عُمر کرد و 69 سال ژورناليست بود
Andy Rooney

امروز زادروز «اندي رونيAndy Rooney» مفسر تلويزيوني معاصر است كه 14 ژانويه 1919 در شهر آلباني ايالت نيويورك در يك خانواده ايرلندي تبار به دنيا آمد و تا چند روز پيش از فوت در نوامبر 2011 همچنان به تفسير نگاري و تفسير گويي تلويزيوني ادامه مي داد و معروفترين تفسيرهاي او هر يكشنبه در مجله تلويزيوني «سيكستي مينيتز» شبكه «سي بي اس» پخش مي شد که اعلام شده بود 60 ميليون بيننده داشت. «اندي» كار روزنامه نگاري را از سال 1942 (69 سال پيش از درگذشت) و با پوشش جنگ جهاني دوم در جبهه هاي اروپا آغاز كرده و نزديک به سه دهه بعد از رسانه هاي چاپي به راديو ـ تلويزيون منتقل شده بود كه سمعي و بصري است. اندي 11 كتاب پرخواننده نيز منتشر كرده كه معروفترين آنها « كامان نان ـ سِنس = بي خَرَدي» است كه درست در دويستمن سال انتشار كتاب توماس پين تحت عنوان «كامان سِنس = عقل سليم» انتشار يافت. اندي در اين كتاب كه يک مفهوم آن «مزخرفات» است اوضاع جامعه و رابطه سياستمداران و مردم معمولي كه فريب حرفهاي آنان را مي خورند تشريح كرده است. كتاب معروف ديگر او تاريخ سياهپوستان آمريكايي است. اندي در گفتن تفسير صراحت لهجه داشت و ملاحظات را رعايت نمي کرد. «اميلي» دختر اندي نيز يك روزنامه نگار و مدير اخبار تلويزيون ماساچوست است و همچنين پسر اندي.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
صفحه اول شماره 24 دیماه 1340 روزنامه اطلاعات (زمان نخست وزیری علی امینی) و تیترهای آن


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
سالروز درگذشت «انتوني ايدن» دولتمرد انگليسي که زبان فارسي و تاريخ ايران تحصيل کرده بود و در حذف رضاشاه و درگيري با دکتر مصدق نقش داشت
Anthony Eden

«رابرت انتوني ايدن Anthony Eden» دولتمرد انگليسي كه نام او بارها در تاريخ معاصر ايران آمده است 14 ژانويه 1977، دو روز پس از هفتاد و نهمين زادروزش درگذشت. وي كه ده سال وزير امورخارجه انگلستان و 21 ماه نخست وزير اين كشور بود زبان فارسي، تاريخ سياسي و تاريخ ادبيات ايران را در دانشگاه آكسفورد فرا گرفته بود و رساله يک کنفرانس (پرزنتيشن ـ تکليف درسي) او در کلاس در تفسير يك شعر فارسي با مضمون «به دو چيز گيرند مَر مملكت را؛ يكي زعفراني و پرنياني [تطميع کردن و رشوه دادن به مقامات موثر و فرماندهان نيروها ـ زعفراني يعني سکه طلا و پرنياني به معناي هديه از پارچه هاي گرانبها] و دگر، آهن آبديده يماني [شمشير و راه جنگ]» هنوز مورد استفاده قدرتمداران جهاني است [دو نمونه آن؛ اشغال نظامي آسان ايران در شهريور 1320 با دادن رشوه به دو افسر ارشد که سربازان وظیفه را مرخص کنند و در سال 2001، بركنار كردن طالبان از حکومت در افغانستان با دادن رشوه و وعده به ...).
     وي به عنوان وزير امور خارجه چرچيل از طراحان نقشه اشغال نظامي ايران، بركنارکردن رضاشاه كه ملي گرايي پيشه ساخته بود و سپس روي كار آوردن پسرش محمدرضا بود كه از ديدگاه ايدن مردي ترسو، مطيع قدرت بالادست، علاقه مند به «بله قربان شنوي و شنيدن تملق» بود و تمايل به خوشگذراني داشت. ايدن يک اميرزاده انگليسي صاحب لقب و يک محافظه کار بود. او بارها اشاره کرده بود که نباید امکان داده شود که ناسیونالیسم ایرانی زنده شود و نادرشاه دیگری [و یا فردی مشابه ناپلئون فرانسه] در ایران پدید آید
     ايدن در يك مصاحبه در دهه 1960، يك مورد از ايام سخت خدمت دولتي خود را درگيري با دكتر مصدق بيان داشته و گفته بود كه مصدق به هيچ صراطي جز تأمين حقوق كامل و حاكميت ايران مستقيم نبود و در اين راه حاضر به كوچكترين گذشت نمي شد. وي در همين مصاحبه از سياست معتدل هري ترومن رئيس جمهوري وقت آمريكا و دين آچسن وزير امور خارجه او در قبال دكتر مصدق انتقاد كرده و اين سياست را باعث طولاني شدن مسئله ايران و در نتيجه پيدايش تحول مشابهي در مصر خوانده بود [روي كار آمدن ناصر و ملي كردن آبراه سوئز كه منجر به كناره گيري ايدن در 1956 شد]. ایدن در عين حال گفته بود كه همراهي آيزنهاور و وزير خارجه اش دالِس با مساعي مربوط يه بركناري دكتر مصدق (براندازي 28 اَمُرداد) به خاطر انگلستان نبود بلكه اين دو تَن مي خواستند آمريكا جاي انگلستان را در خاورميانه بگيرد و به انگلستان نقش بازيگر دوم داده شود. ايدن در 1952 با «کلاريسا» 32 ساله برادر زاده چرچيل كه 20 سال جوانتر از او بود ازدواج كرد و يكي از شوخي هاي سياسي دكتر مصدق اين بود كه به مناسبت اين ازدواج گفته بود: چه خوب است كه ماه عسل اين مرد (ايدن) دائمي شود تا به دور از توطئه هاي او، ما فرصت داشته باشيم كارمان را بكنيم.
    ايدن که در 36 سالگي وزير امورخارجه انگلستان شده بود و در دهه 1930چند ملاقات با هيتلر و موسوليني داشت گفته است که بر خلاف تصور عمومي، موسوليني مذاکره کننده اي آرام و خونسرد بود، ولي به آساني و بدون ملاحظه زير قول هايش مي زد. او به هيچيک از تعهدات خود در قبال منطقه مديترانه و اتيوپي که به انگلستان سپرده بود عمل نکرد و از اتيوپي به سومالي و نقاط اطراف تعرّض کرد و در مديترانه از آلباني و يونان چشم برنداشت؛ سرزمين آلباني را تصرف و به يونان تعرض کرد. هيتلر شخصيت ديگري داشت؛ قول نمي داد و تعهد نمي سپرد. هيتلر براي گفتن بله؛ آنقدر اما، اگر و مگر و پيش نياز (پيش شرط) مطرح مي ساخت که به گرفتن توافق از او نمي ارزيد. هيتلر از بکار بردن سريع آن چه که در دسترسش بود و امکانات آلمان اباء نمي کرد و همين خصيصه سبب شده بود که در دل ساير دولتها هراس افکند. ايدن و هيتلر در سال 1918 (آخرين سال جنگ جهاني اول ) به عنوان دو نظامي متخاصم در جبهه «سم»با هم جنگيده بودند.
    اين نکات (جملات قصار ) از ايدن به يادگار مانده است:
     - صلح به هر بها مانع جنگ نمي شود.
     - کوتاه آمدن در مذاکرات، اشتهاي طرف مقابل را افزايش مي دهد.
     - جنگ، بايد پس از شکست همه تلاشهاي سياسي مورد بررسي قرار گيرد زيرا که نتيجه بکاربردن سرباز قابل پيش بيني نيست.
     ـ پيش از ورود به جنگ، بايد راه خروج از آن را پيدا کرد.
    
اين استخر سرپوشيده با پولي که از سوي دولت آمريکا به ژنرال رستم دوستُم سرکرده ازبکان شمال افغانستان داده شده بود تا با طالبان بجنگد، براي او در افغانستان ساخته شد

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
افشاگري وزير خزانه داري جورج بوش بر ضد او! ـ تصرف عراق ناشی از یک کینه شخصی بود!
Paul O, Niell

در نيمه ژانويه 2004 افشاءگري پال اونيِل Paul O, Niell وزير سابق خزانه داري (دارايي) دولت جورج بوش يک ضربه به او تلقي شده بود و روزنامه ها نوشته بودند که اظهارات «اونيل» سوژه حمله و انتقاد از دولت جورج دبلیو بوش را به دست داده است. افشاءگري «اونيل» در كتابي تحت عنوان «بهاي وفاداري» به قلم روزنامه نگاري به نام «ساسكايند» كه 13 ژانويه آن سال به توزيع داده شده بود انتشار يافته بود.
    اونيل (دولتمرد جمهوريخواه) نزديك به دو سال وزير خزانه داري کابينه جورج دبليو بوش بود که در سال 2002 در پي وجود چند اختلاف نظر برکنار شده بود. وي قبلا هم رئيس دفتر بودجه در دولت هاي نيكسون و فورد بود. پال اونيل زماني نيز رياست يک کمپاني آلومينيوم آمريکایی را به به دست داشت. او که در 1935 به دنيا آمده است همچنين سالها رياست موسسه تينک تانک RAND را برعهده داشت. اونيل گفته بود كه جورج دبلیو بوش از همان نخستين روز آغاز حكومت خود عزم جزم به بركناري صدام حسين و تغيير رژيم حكومتي عراق (حرب بعث) داشت كه گزارش هاي مربوط به ادامه تلاش هاي صدام به داشتن سلاح اتمي بهانه لازم را در اختيار او گذارد و .... جورج بوش از زمان انتشار گزارش های مربوط به طرح توطئه قتل (ترور) پدرش از سوی صدام، کینه اورا به دل گرفته بود و تصرف عراق عمدتا یک انتقام شخصی بود!.
صدّام حسين


    اونيل اين مطلب را با ارائه برخي مدارک، در مصاحبه طولاني خود با شبكه تلويزيوني «سي بي اس» هم تشريح كرده بود.
    تفسيرنگاران وقت نوشته بودند که انگيزه تصرف عراق، صرفا انتقام گیری شخصی نمی تواند باشد. عراق يک کشور کليدي و حساس در منطقه مربوط است و همه تلاش سران آمریکا بر این پایه بوده است که زیر نفوذ آمريکا باشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
طبق آمار سال 2000؛ کوچک شدن جهانی خانوار ـ افزايش درصد خانوارهاي يک تا دو فرزندي ـ علل
آماري كه در سال 2000 در 76 كشور پيرامون خانوارها تهيه شده بود 14 ژانویه 2001 انتشار يافت كه در مقايسه با آمار مشابهي كه در 1985 تهيه شده بود از کوچک شدن اعضاي خانوارها و یک خانواده؛ یک و دو فرزند در بسیاری از این کشورها حکايت مي کرد.
    تهیه کنندگان این بررسی، سبب های کوچک شدن جهانی خانوار را چنین اعلام کرده بودند:
    ـ كاهش ازدواج رسمي (ثبت شده) و افزایش زندگیِ مشترک بدون ثبت عقد نکاح که در آن جداشدن مرد و زن از یکدیگر آسان و سریع است و به همین جهت اکراه از داشتن فرزند که پس از جدایی مسئله می شود.
    ـ آگاهی نسل معاصر از محدود بودن منابع کره زمین برای تامین مایحتاج و فرار از ازدیاد غیر ضروری نفوس آن و درنتیجه محدود شدن فرزندان يك خانوار به يکي تا دو تا در برخی از جوامع.
    ـ در پاره ای از جوامع تقویت پندارِ بی حاصل بودن فرزندان دوران معاصر برای والدین که پس از عبور از 18 سالگی و یا فراغت از تحصیل و یافتن کار (در هر نقطه از کشور و یا جهان)، خانواده (پدر و مادر) را تَرک می کنند و قبلا چنین نبود و خانواده ها فرزند می آوردند تا یار و یاورشان باشد و در قدیم و بویژه در مناطق کشاورزی = روستايي، «فرزند» سرمایه خانواده محسوب می شد.
    ـ نبود کار (اشتغال) و کمی درآمد در برخی جوامع و بودن بار تأمین معاش فرزندان در سنین بالا بر دوش پدر و مادر.
    ـ نبود احساس امنیت عمومی در برخی از جوامع و نگرانی از وقوع هرج و مرج، آوارگی و ....
    ـ کاهش تحمّل درد سر در نسل معاصر.
    ـ هزینه سنگین نگهداری فرزند در برخی از جوامع که باعث می شود مادر و یا در موارد نادر پدر برای چند سال دست از کار بکشد و در خانه بماند کودک خودرا نگهداری کند.
    ـ ترس از ناسالم به دنیا آمدن فرزند.
    [و چند دلیل فرعی دیگر].
    به همين لحاظ جمعيت بومی برخي از کشورهاي اروپاي غربي ازجمله آلمان درحال کاهش يافتن است و ادامه این روند سبب خواهد شد که در آينده نياز به مهاجرت نيروي کار از سایر کشورها و قاره ها داشته باشند که ممکن است حوادث ناشی از تضاد فرهنگی در پی داشته باشد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
واكنش غرب به موضوع ازسرگرفته شدن پژوهش هاي اتمي ايران در ژانويه 2006
12 ژانويه 2006 (دیماه 1384)، واكنش غرب به از سرگيري پژوهش هاي هسته اي ايران به صورت خبر در رسانه هاي اين كشورها منعكس شده بود كه كليشه تيتر و قسمتي از مطلب يكي از روزنامه هاي آمريكا در زير آمده است:
    



    یک روزنامه چاپ نیویورک در گزارش خود در اين زمينه نوشته بود: وزيران امور خارجه آلمان، انگلستان و فرانسه درپايان مذاكرات خود در برلين ضمن اعلام به «بُن بَست» رسيدن گفتگوهايشان با ايران، مشتركا گفته بودند كه خواستار ارجاع قضيه به شوراي امنيت سازمان ملل هستند تا اين شورا در قبال فعاليت هاي اتمي ايران تصميم بگيرد و افزوده بودند كه حدس مي زنند با وارد آوردن فشار بيشتر بویژه فشار اقتصادی، ايران از ادامه تحقيقات هسته اي منصرف شود!.
    «فرانتس والتر ستاينماير» وزير امورخارجه آلمان در اين باره گفته بود كه به نظر ما (وزيران امور خارجه سه كشور به علاوه سولانا رئيس وقت ديپلماسي اتحاديه اروپا كه در مذاكرات برلين شركت داشت)، آن زمان فرارسيده است كه شوراي امنيت وارد اين قضيه شود.
    همزمان در جاي ديگر، «رايس» وزير امورخارجه وقت آمريكا با لحني تندتر گفته بود: دولت ايران (با شكستن قفل آژانس بين المللي انرژي اتمي) علنا دست به مبازرطلبي زده است، به حرفهاي ما اعتنا نمي كند و ما بايد به شوراي امنيت برويم. وي همچنين گفته بود که تلاش براي قطع فعاليت هاي اتمي ايران نبايد مارا از وادارکردن اين دولت (جمهوري اسلامي) به رعايت حقوق اتباع خود بازدارد.
    در اين ميان، در مسكو وزير امور خارجه روسيه گفته بود كه قضيه بايد قبلا از جنبه هاي مختلف در مذاكرات پنج عضو دائمي شوراي امنيت (فاتحان جنگ جهاني دوم و دارندگان حق وتو) مورد بررسي قرارگيرد، روسيه با هرگونه تصميم عجولانه و يا ديکته شده غرب مخالفت خواهد کرد.
    روش چين تا آن روز هنوز به درستي روشن نبود. براي اين کشور امر بازرگاني و فروش توليدات خود داراي اهميت است که آمريکا به دلايلي [ادامه کاپیتالیستی کردن چین و پولپرست کردن چینیان تا به آخر] فعلا خريدار رديف اول آنها است، لذا مقامات پکن دست به اقدامي نخواهند زد که واکنش اقتصادي آمريکا را به دنبال داشته باشد و در اين زمينه هند را جانشين چين کند.
     دولت جمهوري اسلامي ايران در پي يک راي گيري در آژانس، در قبال دولت هايي كه جانب غرب را گرفته بودند واكنش شديد نشان داد و تهديد به قطع داد و ستد كرد.
    رسانه های غرب گزارش کرده بودند که دولت محمود احمدي نژاد از آغاز کار، سياست دولت قبلي (محمد خاتمي) درمورد پژوهش هاي اتمي را به کنار گذارده و اين فعاليت ها را از سرگرفته و به ايستادگي در برابر تهديدهاي غرب ادامه داده است.
    
هيلري کلينتون در جلسه 13 ژانويه 2006 کميسيون روابط خارجي سنا

چند سال بعد، نخستين اظهارات هیلری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه وقت دولت «اوباما» نشان داد که این دولت هم همان سیاست دولت جورج دبلیو بوش را در قبال برنامه اتمی ایران دنبال خواهد کرد؛ البنه با روشی دیگر [روشی ظاهرا نرمتر].
    بانو کلینتون در جلسه کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا در این باره گفته بود: ما به تلاش خود برای متوقف کردن برنامه های اتمی ایران ادامه خواهیم داد، ایران نباید سلاح اتمی داشته باشد. ما از طرُق دیپلماتیک پیش خواهیم رفت ولی گزینه های دیگر را از نظر دور نخواهیم داشت. ما در قبال ایران با دولت هایِ نگران دست یافتن ایران به اسلحه اتمی تبادل نظر خواهیم داشت و تصمیماتِ مان را هماهنگ خواهیم کرد. روش ما در حفظ رهبری جهانی آمریکا، دیپلماسی توأم با «سمارت پاور» است. دولت بوش نیروی نظامی را وسیله اجرای سیاست قرارداده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
كناره گيري قاضي دادگاه صدام
زرگر امين

رزگر امين (رزگار، عكس مقابل) كه صدام حسين و تني چند از همكارانش را محاكمه مي كرد 14 ژانويه 2006 استعفاي خود را از رياست دادگاه تسليم داشت.
    وي كه يك «كُرد» است پس از اين كه دلسردي مردم از جريان محاكمه و نيز دلخوري دولتهاي آمريكا و عراق را از رفتار نرم خود با صدام مشاهده کرد كناره گيري خودرا اعلام داشت زيرا كه هر دو طرف را از كار خود ناراضي ديد.
    محاکمه صدام ادامه يافت و اعدام شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
بابک زنجانی
یک مخاطب این تاریخ آنلاین، 22 دیماه 1392 این تصاویر مربوط به بابک زنجانی را که طبق گزارش وقت رسانه ها، جهت انجام پاره ای تحقیقات قضایی بازداشت شده بود ارسال داشته، و نوشته بود که اختصاصی نیست و از رسانه ها کُپی کرده، مجموعه ساخته و خواسته است که بدون توضیح، درج شود تا در تاریخ بماند. [بابک بعدا محاکمه و به اعدام محکوم شده است ولی هنوز حکم به اجرا درنیامده است]:


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 14 ژانويه
  • 1641:   هلندي ها كه از آغاز قرن هفدهم وارد رقابت هاي استعماري اروپائيان در آسيا شده بودند و پا جاي پاي پرتغالي ها مي گذاردند، در این روز (14 ژانویه 1641) بندر مالاكا را كه ناظر بر راه دريايي چين و ژاپن به اروپاست از دست پرتغالي ها خارج ساختند و خود بر جاي آنان نشستند.
        
        
  • 1690:   كلاري نت (نوعي ساز بادي ــ قره ني) اختراع شد.
        
        
  • 1799:   دولت تازه تاسيس فدراسیونِ مهاجران انگلیسی آمریکای شمالی نخستين سفارش بزرگ خريد اسلحه را داد و از كارخانه «الي ويتني» ده هزار ماسكِت (تفنگ ساچمه ـ باروتي) خريداري كرد.
        
        
  • 1929:   امان الله خان پادشاه افغانستان كه به يك دژ نظامي پناهنده شده بود به سود برادرش كه پادشاهی او تنها سه روز طول کشید كناره گيري كرد.
        
        
  • 1907:   زلزله ای شدید در جامائیکا (واقع در کارائیب) روی داد و بیش از 1000 تن را کشت.
        
        
  • 2011:   در جریان اعتراضات تونسی ها به فساد اقتصادی و سوء استفاده از قدرت و موقعیت در کشورشان، زين العابدين بِن علي رئیس جمهوری تونس به کشوری سعودی گریخت و پناهنده این دولت شد. وی در سپتامبر 2019 و در 83 سالگی در کشور سعودی درگذشت. بهار عربی ـ رشته اعتراضات خیابانی در چند کشور عربی از تونس آغاز شده بود. خودسوزی یک دانشگاه دیدهِ بیکار در ملأ عام (میدان شهر) که دستفروش دوره گرد شده بود و ماموران شهرداری از او رشوه می خواستند، جرقه اعتراضات و تظاهرات خیابانی تونس را زده بود که به چند کشور عربی دیگر انتقال یافت.
        
        
  • 2013:   به نوشته خبرگزاری فارس، "به‌رغم تاکیدات مبنی بر اطلاع‌رسانی به افکار عمومی در مسیر برخورد با مفسدان اقتصادی، در دور دوم برگزاری دادگاه فساد ماليِ 3 هزار میلیارد تومانی، امکان حضور خبرنگاران در این جلسات فراهم نشده بود.".
        
        
  • نامه به مولف
    چه خوش بي مهرباني از دو سر بي ---- که يک سر مهرباني درد سر بي
  •   "... چرا درباره كارهاي «جان دان» داستان نگار و نمايشنامه نويس آمريكايي كه ده روز پيش درگذشت مطلب ننوشته بوديد؟.".
        اين پرسش، قسمتي از يک پاراگراف «اي ميل» يک مخاطب اين «تاریخ آنلاین برای ایرانیان» خطاب به مؤلف آن بود که نهم ژانويه 2004 دريافت شد.
    جان گريگوري دان


        
        پاسخ:
        
        ـ درست است. «جان گريگوري دان» داستان نگار، نمایشنامه نویس و قبلا روزنامه نگار در 71 سالگي فوت شد. نمایشنامهِ او: «ستاره ای که به دنیا آمد» معروف است. علت فوت اعلام نشده بود و ما منتظر اعلام آن بودیم.
        انتشار خبرهای فوری و ناکامل رويدادهای روز که جزئیات ـ علل و نتایج رویداد روشن نباشد كار تاریخ نگار نيست. ما تاریخ می نویسیم و باید شامل جزئیات باشد. تاریخ نگار مطالب روز به روزِ مربوط به یک رویداد را که کامل نباشد آرشیو می کند و پس از به دست آمدن جزئیات درج می کند. خبرنویسی کار روزنامه نگار است و هر روز و هر ساعت هم واقعه ای را که روی داده باشد دنبال می کند و منتشر می سازد تا تکمیل شود. درباره این شخص هم که نام برده اید، در حال جمع آوری همه کارهای او و نیز در انتظار انتشار علت وفات او بودیم که ایمیل شما واصل شد. همچنان كه تا به امروز نوشته ايم، درباره او هم خواهیم نوشت.
         این را هم ناگفته نگذاریم؛ وقتي كه مي بينيم رسانه هاي كشورهاي ديگر نسبت به فوتِ نويسندگان و روزنامه نگاران ايراني بي اعتناء هستند ـ نه اينكه نخواهيم، بلكه دست ما هم ياراي نوشتن براي آنها را نخواهد داشت، از دهه 1950، جهان سومي ها - هي داد زده اند كه اين خبرگزاري ها و رسانه هايي كه عنوان بين المللي بر خود نهاده اند همه اش مطالب كشورهاي معيّني و امور مشخصّی را به خورد ما مي دهند و نمي خواهند از ما چيزي به آن كشورها بدهند تا مردمشان بدانند كه ما هم زنده و انسان هستيم و در اين زمينه دست كمي از آنان نداريم؛ ولي به اين اعتراض ها توجه نشده است.
        كدام يك از اين خبررسانها كه ما به چشم خبرگزاري جهاني به آنها نگاه كرده ايم و به عنوان منبع، مطالبشان را ترجمه و «به رايگان!» منتشر ساخته ايم در يك سطر، تنها يك سطر، خبر درگذشت غلامحسین صالحيار را كه خودشان تا زنده بود اَبَر روزنامه نگار مي ناميدند منتشر ساختند. او بيش از هر روزنامه نگار ايراني ديگر مطالب اين خبرگزاري ها و روزنامه هاي انگلیسی زبان را ترجمه و به نام خودشان منتشر كرده بود كه تبليغ بزرگي برايشان بود.
    صالحيار


        صالحيار در دوران سردبیری اش ـ چه در خبرگزاری و چه در روزنامه ها و رادیوتلویزیون ـ به خبرنگارانش توصيه مي كرد که اگر خبر [داخلی] تازه اي بود، پرويز رائين (خبرنگار وقت اسوسييتدپرس در تهران) را فراموش نكنند و به او برسانند و يا اين كه او را با خودشان به صحنه رويداد ببرند؛ و اين خبرگزاري قديمي متعلق به روزنامه هاي آمريكا خبر دعواي سگهاي ملكه انگلستان باهم را با آن آب و تاب مخابره كرد و مرگ صالحيار را به «هيچ» انگاشت. اين خبرگزاري را برای مثال نام برديم، صالحيار 19 آذر 1382 در 71 سالگي در تهران پس از ربع قرن خانه نشيني در غم دوري از معشوق درگذشت که روزنامه نگار را عاشق بي قرار نوشتن مطلب ژورنالیستی توصيف مي كنند.

  • پيام‌هاي تازه
    اجرایی شدن توافق نامه شش ماهه ژنو که این قدر خوشحالی ندارد ـ یک مشکل ما نداشتن تحلیلگر و تفسیرنگار است
  •   متن نظر یک مخاطب این تاریخ آنلاین که بامداد 23 دیماه 1392 (13 ژانویه 2014) دریافت شد:
        
        "دیشب و امروز رسانه های تهران از اجرای توافق شش ماهه شش قدرت که می خواهند دنیا بکام آنها باشد با مقامات وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی از سی ام دیماه (20 ژانویه 2014) خبر دادند. برداشت بیشتر این رسانه ها حکایت از حمایت و خرسندی می کرد.
        پس از انقلاب و از زمان اخراج روزنامه نگاران حرفه ای از کار و در به در کردن ایشان، رسانه های ایران فاقد تحلیلگر و تفسیرنویس بی طرف شده اند که بنویسند اگر جمهوری اسلامی پیشرفت های هسته ای خودرا ـ آنطور که خواسته اند ـ متوقف کند در دور موقت و آزمایشی شش ماهه تنها اجازه خواهند داد در 8 نوبت [8 قسط 500 و اندی میلیونی]، جمعا 4 میلیارد و 200 میلیون دلار از پول خودرا منتقل کند که به نظر من [مخاطب] دردی را مداوا نخواهد کرد. روزنامه های تهران از قول احمد توکلی [نماینده وقت مجلس] نوشته اند که اخیرا وزارت مربوط، به یک بازرگان [فرد مورد توجه] امکان داده است که با استفاده از ارز کمیاب موجود در بانک، اقدام به وارد کردن معادل 650 میلیون یورو (بیش از 800 میلیون دلار) خوراک گاو (کُنجاله) و ... کند!. با این حساب، 4 میلیارد دلار، ارزش متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم 20 درصدی را ندارد. گزارش کرده اند که تا دو سال پیش، هر سال به طور متوسط 80 میلیارد دلار عایدی ارزی از نفت بود و ما چیزی از آن را ندیدیم جز تورّم نقدینگی و کاهش ارزش ریال، ازدیاد اتومبیل در خیابانها و آدم ِ موبایل به دست. برداشتن تحریم به نفع خودشان و همان دولت های ششگانه است؛ اتومبیل و ... وارد می شود و دلارهای نفتی مثلا به جیب چینی ها می رود که برایمان جاده تهران به شمال بسازند، اسباب بازی بفرستند و فرانسویان قطعات اتومبیل، تا مونتاژ کنیم. اینکه نشد اقتصاد. مسائل اقتصادی ایران، راه حل داخلی دارند. آیا شما [خطاب یه مولف این تاریخ آنلاین] می توانید به من بگویید که کدام کشور برنامه های علمی ـ صنعتی خودش را محدود کرده تا اجازه فروش کالای بسیار با ارزش و تمام شدنی اش به نام نفت را داشته باشد که برای خرید آن التماس می کنند. مردم عادی و بی خبر از علم اقتصاد و وضعیت بین المللی را خوشحال کرده اند که با توافق ژنو همه مسائل حل و همه چیز ارزان می شود ـ مگر سه سال پیش همه چیز ارزان بود؟. همین راه شمال که داده اند قطعه ای از آن را چینی ها بسازند به نظر من که لازم نیست. ایرانیان 25 قرن پیش، از شوش به آناتولیا (ترکیه غربی) جاده آسفالته و میان دریای سرخ و رود نیل آبراه ساختند تا خلیج فارس به مدیترانه متصل شود، در یونان گذرگاه آبی ساختند و .... راه تازه میان تهران و شمال ضرورت محتوم ندارد. چهار جاده (قزوین، چالوس، هراز و سوادکوه) تهران را به شمال متصل می کند به علاوهِ راه آهن شمال، و جاده پنجم لازم نبود. آیا با پول نفت و کمک خارجی بود که جاده چالوس و تونل كَندوان ساخته شد که در اردیبهشت 1317 آغاز بکار کرده است؟. به نظر من که قبول خواست و شرایط قدرت های جهانی که از بیش از ده سال پیش مطرح است خوشحالی ندارد. تحلیگران باید نتایج کار را برای مردم روشن سازند. این درست نیست که بگویند حق نداری اتومبیل بسازی زیراکه ممکن است یک راننده به صف مسافران اتوبوس بزند و کشتار راه بیافتد. غنی سازی و برنامه های هسته ای چه ارتباط به سلاح اتمی دارد. این حرف ها، زور است که اسلام تحمل زور را نهی کرده است.".




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com