Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
26 مارس
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 26 مارس
ايران
زادروز زرتشت؛ تنها پیامبری که از میان آرین ها برخاست ـ اشاره به تاریخچه جمع آوری اوستا
تصوير زرتشت

ششم فروردين (امسال 26 مارس) زادروز زرتشت، تنها پيامبري است که از ميان آرين ها برخاست و «کردار نيک، پندار نيک، و گفتار نيک» را ندا داد و ترويج کرد تا پیروان آموزش های او بویژه ايرانيان با اين منش پرورش يابند و بارآيند. زرتشت هيچگاه نگفت كه از جانب خدا (اهورامزدا) مامور هدايت بشر شده است. زرتشت خود را يك آموزگار خوبي ها و برحذرداشتن بشر از گراييدن به بدي ها مي ناميد و مي گفت كه گريز از بدي ها و پليدي هاست كه در بشر ايجاد احساس شادي و نيكبختي مي كند و اين احساس تا ابديت در او باقي مي ماند.
     تا وفات زرتشت، تقریبا همه ایرانیان که غالبا میترائیست بودند به مکتب او گرویدند و آيين زرتشت در زمان ساسانيان دين رسمی ايران اعلام شد و روحانيون زرتشتي در دستگاه حکومتي داراي منزلت ویژه شدند. آرین ها و ازجمله ایرانیان تنها مردم جهان باستان بودند که بت پرست نبودند.
     اوستا - کتاب زرتشت - در عين حال از قديمي ترين نوشته هاي جهان و سند تمدن پيشرفته ايرانيان عهد باستان است. قطعات اوستا که در دوران هخامنشیان در کتابخانه های کاخهای سلطنتی نگهداری می شد به دست نظامیان اسکندر مقدونی نابود شدند. از آن پس این مطالب ـ از شعر و نثر در ذهن موبدان، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد. بلاش یکم شاه اشکانی ایران در نوروز 76 میلادی ازموبدان که به دیدار او رفته بودند با تاکید خواست که تا سال بعد (سال 77 میلادی)، ششم فروردین ـ زادروز زرتشت ـ اوستا باید جمع آوری، تکمیل و به او داده شود زیرا که پیر شده و عمری ازو باقی نمانده و می خواهد که این کار در دوران او انجام شده باشد. بلاش یکم ازسال 51 تا سال 78 میلادی سلطنت کرد. وی قبلا دستور جمع آوری آموزشهای زرتشت را در یک مجموعه داده بود. موبدان تا ششم فروردین سال 77 میلادی آنچه را که جمع آوری کرده بودند به صورت مکتوب به بلاش دادند و گفتند که کار تکمیل مجموعه ادامه خواهد داشت. اوستا نزدیک به دو قرن بعد در دوران اردشیر پاپکان و به همت «تنسر Tansar -Tonsar» روحانی ارشد وقت (موبد موبدان) تکمیل شد شامل348 فصل (بیش از میلیون کلمه) در 21 کتاب. در دوران شاپور دوم (ذولاکتاف) چند قطعه گمشده قبلی بر آن اضافه شد و چون به پارسی باستان (زبان اوستایی) بود بعدا بر آن تفسیر و راهنمایی نوشته شد که زند (زند اوستا) نامیده می شود. با هدف تسهیل رجوع به مطالب، خلاصه اوستا تحت عنوان «خرده اوستا» تدوین شده است. شرح این تحولات (تاریخچه اوستا) در کتاب «دین کرد» آورده شده است. زرتشت در عین حال یک شاعر و فیلسوف بزرگ بود.
     زادروز زرتشت از دوران ساسانيان يک روز ملّي اعلام شد و بر ايام رسمي نوروز اضافه گرديد. 9 دهه پیش (سال 1922) شوراي عالي معارف (شوراي عالي فرهنگ) به رياست دهخدا، زادروز زرتشت را بر تعطيلات مدارس ايران افزود كه بعدا دولت هم تعطيلات نوروزي ادارات را از سه روز به هفت روز افزايش داد زيرا كه روز هفتم فروردين ماه، از عهد باستان روزي خوش يمن و ويژه امضاي قراردادها، رسيدن به توافق ها و سازش و تحكيم همبستگي ها بوده است.
    بسیاری از اندیشمندان و شرقشناسان معاصر، آموزشهای اخلاقی زرتشت را راه حل مسائل بشر امروز به دست داده اند زیرا که همه این مسائل به علت زوال و انحطاط اخلاقیات بوجود آمده است. آموزش های زرتشت از قرن هفدهم میلادی مورد توجه خاص و تفسیر مورخان، فلاسفه و جامعه شناسان بویژه اندیشمندان آلمانی بوده است که با افتخار از او یادکرده اند. طبق آمارهای منتشره، توجه به آموزش های زرتشت از نیمه دوم قرن 20 در گوشه و کنار جهان رو به افزایش بوده است.
اردشير پاپکان و بلاش يکم ـ دو ناسيوناليست ايراني که تصميم به تدوين آموزشهاي زرتشت گرفتند


    
    
[دربخش کارنامک نوشيروان ـ خاطرات مولف اين تاريخ آنلاين ـ چگونگي پخش مطلب زادروز زرتشت از راديو دولتي ايران و احتمالا براي نخستين بار، آمده است. به آخرين بخش مطالب امروز رجوع شود.].
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
منش، خصال، هوش و استعداد ايرانيان برپايه فرضيه هاي «فرانسيس گالتون»
Francis Galton
برپايه مطالب چهار تاليف مهم «فرانسيس گالتونFrancis Galton» پژوهشگر انسانشناسي قرون نوزدهم و بيستم و فرضيه هاي او، گردهمايي آنتروپولوژيست ها (انسانشناسان)، يوجنيسيست ها (نژاد و تبار شناسانEugenicists) و روانشناسان اروپايي درمارس 1925 بر فرضيه «رجعت به اصل» صحه گذارد.
     دكتر گالتون انگليسي (متولد منطقه بيرمنگام در 16 فوريه 1822 و متوفي در 17 ژانويه 1911) نخستين پژوهشگري بوده است كه فرضيه «رگرشن تورد ظ مينRegression Toward the mean» را به دست آورده است.
     دكتر گالتون كه در پزشكي و شناخت روان و خصلت ها (منش) تحصيل و سپس به اكناف جهان مسافرت و درباره جغرافياي انساني، جوامع بشري و نيز وضعيت اقليمي (آب و هوا) وسيعا مطالعه كرده بود، نخست تفاوت اثر انگشت انسان ها را به دست داد كه به پدر «انگشت نگاري» معروف شده است. وي سپس روش مطالعه در توارث خصلت ها از جمله به ارث بردن هوش، تعقل و انضباط را تنظيم كرد و قواعد آن را نوشت و تاكيد كرد كه روانشناسي افراد تا حدي زياد به ذات و تبارشان ارتباط دارد و اين قسمت از يافت هاي خود را در سال 1869 در كتاب «توارث نبوغHereditary Genius» منتشر ساخت كه از همان زمان، گفته مي شود كه فرزندان نوابغ از نبوغ والدين و نياكان خود برخوردار مي شوند.
     انتشار اين كتاب و تفسير فرضيه هاي گالتون درباره توارث نبوغ، سبب شد كه تا دهها سال، در جريان همسرگزيني توجه به وضعيت دماغي و هوش و منش هاي تباري و نژادي دو طرف مورد توجه خاص قرارگيرد كه در دو سه دهه اخير و به ويژه در تلقيح مصنوعي بارديگر به آن توجه مي شود و نطفه نوابغ و افراد باهوش و با استعداد خريدار بيشتري دارد و گرانتر است (حتي از افراد داراي اندام و قيافه زيبا).
    گالتون كه با چارلز داروين نسبت خانوادگي دارد پس از يك بررسي دقيق، همه جانبه و طولاني پيرامون دانشمندان و انديشمندان انگلستان، در سال 1874 كتاب «نيچر و نورچرTheir nature & Nurture (طبيعت = ذات، و پرورش)» را منتشر ساخت و در آن ثابت كرد: هنگامي توارث نبوغ و منش مي تواند ثمر دهد كه فرد از پرورش متناسب و كامل برخورد شود. به عبارت ديگر؛ نبوغ ذاتي نياز به شكوفا شدن دارد و اين شكوفايي جز از طريق پرورش و آموزش (پرورش مقدم بر آموزش است) تقريبا ميسر نخواهد بود و اگر پرورش، نادرست باشد، فردي كه از تبار خوبان است، نبوغ خود را در راههاي ناصواب بكار خود برد و «نابغه انجام كار بد» خواهد شد.
    فرانسيس گالتون به تحقيقات خود ادامه داد و در سال 1883 كتاب «Inquiries into Human Faculty & its Developmentتفحص در زمينه دانش انسان و چگونگي تكامل آن» را منتشر ساخت و رسانه هاي گروهي (كتاب، نشريات، تريبونها، تصوير و ...) را لازمه و ابزار اين تكامل بيان داشت و تاكيد بر سلامت آنها كرد، و سپس در سال 1888 كتاب «اندازه گيري دانش و توان انديشيدن و هوش افراد» را به دست داد.
    تاليفات دكتر گالتون منحصر به همين چهار كتاب نبوده است؛ وي جمعا 340 رساله، مقاله و كتاب نوشته است. وي فرضيه هايش را در ميان آرين هاي آسيا (هند و ايراني ها) و اروپا (آلماني ها و ...) تجربه كرده است. او در مورد دسته اي از آرين هاي هندي، معروف به «مارات هيMarat - hi» كه عمدتا ساكن «مهاراشترا» هستند گفته است كه اين قوم خصال نياكان خود در طول هزاران سال را ازدست نداده و همچنان دلاور، وفادار به يكديگر، خودكفا، منضبط، داراي تفكر نظامي، سپاهيگر، مقاوم و نترس، بي ريا و در قبال دوستان و بستگان «خوش نيت و مددكار» هستند. وي مثال هاي ديگري از ايندو ـ سي تي ان (هند و سيستاني = تاجيكها و پارسيان خاوري شامل كشميري ها، افغانها، ايراني تبارهاي آسياي ميانه و بلوچها)، پارسيان جنوبي و غربي (ساكنان ايران امروز، ايران كوچك شده) و ژرمن ها دارد.
    پس از گالتون، دانشمندان ديگر و از جمله كارل پيرسون Carl Pearsonمطالعات و تحقيقات وي را دنبال كرده اند.
    فرضيه هاي گالتون وسيعا تفسير و تعبير شده اند و گفته شده است كه هيتلر از آنها استفاده فراوان برده بود، مخصوصا در امر اصلاح نسل. طبق تفاسير فرضيه هاي گالتون در زمينه توارث نبوغ و منش، پارسيان (آرين هاي ايراني از جمله تاجيك ها و بلوچ ها) ذاتا مردماني باهوش، مستعد، مهربان، وفادار، خويشتندار، ميهندوست، داراي وجدان بيدار، علاقه مند به يكديگر و بستگان (فاميلدوست)، خوش نيت و اقتباسگر و پيشرو (ترقيخواه) هستند. سلطه مغولها در قرون وسطي در منش پارسيان، موثر واقع شد و آنان را بردبار، فرمانبر، مطيع سرنوشت، خوشامدگو و آرامش خواه كرد كه به تدريج كه «علت» ناپديد شد دارند به خصلت نياكان بازگشت مي كنند (فرضيه گالتون)، و اين بازگشت هنگامي شتاب بيشتري به خود خواهد گرفت كه پرورش متناسب داشته باشند (فرضيه ديگر گالتون).
    ××× شنيده شده است كه قول و قرارهاي دهه 1970 كه به ايرانيان داده شد (رسيدن به تمدن بزرگ) براي تامين همين هدف بود كه پس از تبليغ هدف، برخي از قدرت هاي وقت نگران شده، و وجود يك ايران نيرومند را با مردمي كه از منش و استعداد عالي برخوردار باشند مغاير سياست ها و منافع خود در منطقه پنداشته بودند. طبق همين شنيده ها، «تصور» اين قدرت ها براين پايه قرار داشت كه چنين ايراني مي تواند منطقا قطعات جدا شده ايرانزمين را به هم پيوند دهد، قدرت شود و حامي ملل منطقه كه بسياري از آنها كوچك و ناتوان هستند قرارگيرد و ....
    
پشت جلد کتابي درباره کارهاي گالتون

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
انجمن جهاني روزنامه نگاران پارسي نگار



    گردهمايي دو روزه روزنامه نگاران پارسي نويس سراسر جهان در شهر دوشنبه، 13 مارس 2007 با اتخاذ يك تصميم مهم پايان يافت. اين گردهمايي تصميم گرفت كه يك انجمن جهاني روزنامه نگاران پارسي زبان ايجاد شود تا سخنگاهي براي آنان باشد. عكس بالا تني چند از شركت كنندگان در اين گردهمايي را نشان مي دهد. در عكس زير صفحه اول يك روزنامه فارسي كه يكصد سال پيش برغم مخالفت امپراتوري روسيه در بخارا انتشار مي يافت نشان داده مي شود. دولت تاجيكستان با وجود قلت بودجه، در سالهاي اخير با هدف معرفي و تقويت زبان پارسي و تمدن پارسيان و تحكيم دوستي ملل ايراني تبار دست به تلاش فراوان زده است.
    


 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو دموکراسي
پروپاگاندا، يا دمكراسي



    نيمه مارس 2007، خبرگزاري ها با مخابره اين عكس از شهر «نواكشوط» گزارش كرده بودند كه موريتانيا (جمهوري اسلامي موريتاني واقع در شمال غربي آفريقا، ميان صحرا و اقيانوس اطلس) هم دمكراسي شده و اين زنان به اين صورت صف كشيده اند تا آراء خود را به صندوق انتخابات بياندازند. موريتانيا (مستعمره سابق فرانسه) يك ميليون كيلومتر مريع وسعت و تنها نزديك به 4 ميليون جمعيت دارد و سرزميني «بربر» نشين و عميقا قبيله اي است. به تازگي هم در آنجا نفت يافت شده و آن را صادر مي كند.
    اصحاب نظر در تفسير اين خبر به روزنامه هاي اروپايي گفته بودند: در كشوري كه از زمان استقلال (سال 1960) تاكنون دمكراسي نداشته، دو كودتاي نظامي را پشت سر گذارده و سه دهه، مختار اولدده به تنهايي بر آن حكومت كرده كه او را هم فرانسه تعيين كرده بود؛ چگونه مي تواند «يكشبه!» داراي دمكراسي كامل شود. دمكراسي شدن؛ به سواد، آگاهي از جزئيات آن و سه چهار دهه تمرين نياز دارد. شمار باسوادهاي موريتانيا از چهل درصد تجاوز نمي كند و ....
     اين اصحاب نظر سپس با بازخواني فرضيه هاي دمكراسي گفته اند: يك سرزمين قبيله اي همانند موريتانيا، افغانستان و ...، آخرين مناطقي در روي كره زمين خواهند بود كه داراي دمكراسي واقعي خواهند شد، زيرا كه تا دهها سال ديگر، نگاه راي دهندگان به دهان سران قبايل است و بس.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
صنايع و فنون
خودروساز پارسي هند سوم نوروز اتومبيل 2هزاردلاري ويژه توده ها را وارد بازار كرد
سوم نوروز 1388 هجري خورشيدي (23 مارس 2009) كمپاني خودروسازي هند وابسته به گروه صنعتي ـ تكنولوژيك تاتا متعلق به پارسيان هند به مديريت «راتان تاتا Ratan Tata» خودرو توده ها به نام "Nano نانو" را وارد بازار كرد. «نانو» 73 سال پس از ورود فولكس واگن (اتومبيل مردم) وارد بازار شده است. هيتلر در سال 1936 از مهندس «پورشه» خواسته بود كه اتومبيلي بسازد كه مردم معمولي استطاعت خريد و نگهداري آن را داشته باشند و او بسال 1936 چنين اتومبيلي را ساخت كه هيتلر در مراسم به تماشا گذاردن آن حضور داشت و بر آن نام فولكس واگن (خودرو مردم) گذارد. با افزودن دستگاههاي لوكس متعدد بر فولكس واگن، از دهه هفتم قرن بيستم بهای آن بمانند سایر اتومبیلهای شخصی افزایش یافته و از استطاعت و دسترس مردم معمولي خارج شده است. آزمندي كارخانه داران باعث افزوده شدن اين دستگاههاي لوكس و تا حدي غير ضروري بر خودروها شده است كه يك وسيله رفت و آمد برای کار و زندگی روزمره هستند. مردمدوستان كه در جستجوي تسهيل وسائل زندگاني بشر و تعمیم این تسهیلات هستند بارها گفته اند كه براي خودروهاي ويژه رفت و آمد در شهر نياز به اين همه وسائل لوكس نيست كه بر بهاي آن مي افزايد و افراد را بدهكار مي كند كه مجبور مي شوند از خوراك خود بزنند تا اين قرض را بدهند و يا اينكه برای پرداخت اقساط بهای خودرو از خواب خود بزنند و ساعات بيشتري كار كنند، سلامت خودرا به مخاطره افكنند و عمري كوتاه داشته باشند.
    «خودروسازي تاتا» كه انواع كاميون، اتوبوس، خودرو نظامي، قطار و ده گونه اتومبيل سواري توليد مي كند با توجه به نياز مردم معمولي به خودرو و گراني روزافزون بنزين كه به تدريج و به علت پايان يافتن ذخایر نفت خام ناياب خواهد شد تصميم گرفت كه برای حل مسئله، علاوه بر تولید اتومبيل برقي نوعي اتومبيل ارزان، كم مصرف، زيبا و در عين حال چهاردر بسازد و عرضه بدارد. با اينكه محصول كار از چندماه پيش آماده شده بود؛ عرضه اين خودرو به نوروز پارسيان موكول شد و سوم فروردين 1388 خورشيدي ـ سومين روز از ايام هفتگانه نوروزي آن را در شهر بمبي (مومباي) وارد بازار کرد. بهاي هر دستگاه «نانو» در هند معادل دو هزار و پنجاه دلار آمريكا (برابر با دو ميليون تومان) است.
    
جمشيدانوشيروان تاتا

ورورد «نانو» به بازار و در زماني كه كارخانه هاي اتومبيلسازي آمريكا در لبه پرتگاه ورشكستگي قراردارند و بازار جهاني اتومبيل سواري از سال 2007 به دلايل متعدد از جمله افزايش بها، گراني بنزين و بالارفتن هزينه تعميرات و كمبود و بالا رفتن هزينه پارك در شهرهاي بزرگ راكد شده است خبر بزرگ رسانه ها در بيست و سوم مارس 2009 و حتي يك روز پيش از آن بود و شبكه هاي تلويزيوني آمريكا آن را درصدر اخباز خود قرارداده بودند. بيشتر اين رسانه ضمن انتشار خبر ورود اتومبيل چهاردر و دو هزار دلاري نانو به بازار؛ اشاره به سابقه گروه تاتا، موسسان آن و مديران كنوني اش كرده و گفته بودند كه پارسي و زرتشتي هستند و بنيادگذار آن جمشيد انوشيروان تاتا که شهر جمشیدآباد هند به نام اوست 9 دهه پيش مي خواست كه شعبه اصلي اين گروه عظيم را در كشور نياكان ـ ايران ـ تاسيس كند كه مقامات وقت [احتمالا به اشاره لندن] نظر چندان موافقي نشان ندادند و تنها به تاسيس مدرسه انوشيروان دادگر و دریافت چند كمك فرهنگي او بسنده كردند، ولي جمهوري اسلامي به جلب همكاري اين گروه صنعتي ـ تكنولوژيك دست زده است.
    توزيع نانو در اروپا و آمريكا پس از گشايش نمايشگاه آن در ژنو آغاز شده است. تقاضا براي خريد اين اتومبيل دهها بار بيش از ظرفيت توليد است. بهاي هر دستگاه نانو در اروپا و آمريكا دو هزار و پانصد دلار تعيين شده بود. «تاتا موتورز» قبلا با دايملر بنز آلمان مشاركت داشت كه كمپاني بنز با شريكي ديگر اتومبيل بسیار كوچك دو دره «سمارت» را با بهايي بيش از ده هزار دلار آمريكايي به بازار عرضه داشت كه به دليل زیبا نبودن ظاهر، كمی گنجايش و گراني بها و کاهش دوباره بهاي بنزين استقبالي كه انتظار مي رفت از آن نشد. «تاتا موتورز» كه رقيب جنرال موتورز آمريكا و تويوتاي ژاپن شده است با مشاركت رنو فرانسه و نيسان ژاپن در صدد ساخت اتومبيل تازه اي است كه مکانیسم و طرحي نوين دارد. تاتا موتورز چندي پيش كارخانه جگوار روور انگلستان را خريداري كرد.
    نانو قرن 21 ـ خودرو مردم ـ داراي يك انجين دو سيلندر با ظرفيت 623 سي سي است كه مصرف بنزين آن در هر صد كيلومتر چهار ليتر (63 مايل يك گالن) است. انجين اين خودرو همانند فولكس واگن قديم در قسمت عقب آن قرار دارد. وسايل لوكس در صورت تقاضاي خريدار و پرداخت بهای اضافی نصب خواهد شد.



    ---
    درباره پارسيان هند در این تاریخ آنلاین در 15 ژوئن (همکاری ایرانی تبارها)، در21 ژانویه (نانو)، 17 اکتبر (تاتا ارلاینز = ایرایندیا)، 30 اکتبر (زادروز جهانگیر بابا) و ... مطلب درج شده است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
شکست روزافزون رسانه هاي چاپي در سطح جهان به دليل برنياوردن نياز مخاطبان قرن 21 - «صفحات عكس و خبر» - هشدار استادان روزنامه نگاري


در سال 2005 ناشران و سردبيران روزنامه ها براي چاره انديشي، گرد هم آمدند زيرا كه پس از قرار گرفتن اخبار مطلق (نه مطالب اختصاصي و مطالب حاشيه اي، عکس و کاريکاتور) در سايت هاي خبري در اينترنت، تيراژها در سراشيبي قرار گرفته بود و در سال 2004 ميزان اين سقوط به شش درصد نزديك شده بود. در اين گردهمايي، پس از مذاكرات و بحث بسيار، قرار شد كه روزنامه ها صفحات «عكس و خبر»، مصاحبه هاي خياباني، ميزگردها، مقالات و تحليلها، مطالب دانستني و اطلاعات عمومي و ... خود را افزايش دهند که در برخي از روزنامه ها چنين شد و صفحاتي كه «لوگو» يكي از آنها در بالا كليشه (کپي) شده است افزوده شد. از آنجا كه سازمانهاي تبليغاتي و مشاوران روابط عمومي (پي آر ـ پرسون ها) بيكار نمي نشينند، پس از مدتي آنان هم خودرا وارد اين كار كرده و دست اندازي به اين صفحات را آغاز كرده و عكس و خبر تبليغاتي (سياسي و يا اقتصادي) مي دهند و از پرداخت بهاي سنگين براي انتشار آنها نيز اباء ندارند. اين بار (از مارس 2007) استادان روزنامه نگاري، حاميان خلوص روزنامه ها و مدافعان حقوق مخاطبان جمع شده و به چاره جويي افتاده اند و به جاي ناشران، دبيران صفحات را مخاطب قرار داده و از آنان خواسته اند كه به خاطر «ژورناليسم اصيل» و حفظ اصالت حرفه خود، دقت بيشتري كنند تا عكس و خبر تبليغاتي و پولي به آنان نياندازند و اين عكس و خبرها را از نشريات و سايت هاي تبليغاتي، دولتي و روابط عمومي هاي هنرمندان و كمپاني ها نقل نكنند. شکست دهها روزنامه در سال 2008 در کشورهاي صنعتي و به ويژه در آمريکا که همچنان ادامه دارد نشان داده است که رسانه هاي چاپي موفق نشده اند خودرا با خواست و نيازهاي مخاطبان قرن 21 تطبيق دهند و با وبسايت ها رقابت پيروزمندانه کنند. بنابراين و به همين دليل، تعطيل شدن بسياري از روزنامه ها در سال هاي پس از آن در کشورهاي صنعتي ادامه داشته است. پيروزمند بودن روزنامه هاي متعلق به خانواده ها و افراد (نه کمپاني هاي خارج از اين حرفه) ثابت کرده است که روزنامه به دلسوز نياز دارد و يک کمپاني مرکب از شرکاء متعدد و هدف هاي ديگر نمي تواند به اندازه «مالک انفرادي» دلسوزي داشته باشد. شکست رسانه هاي چاپي در دهه يکم قرن 21 بارديگر اين اصل قديمي را ثابت کرده است که سرمايه يک روزنامه؛ «روزنامه نگار حرفه اي» است، نه پول و ماشين چاپ و ساختمان. بايد نخست روزنامه نگار يافت و سپس روزنامه منتشر کرد. روزنامه نگار حرفه اي کسي است که کار ديگر نداشته، از جاي ديگر و ازجمله دولت هديه و کمک مالي نگيرد و روزنامه نگاري را منحصرا (به استثناي تدريس) پيشه مادام العمر خود قرار داشته باشد. شبکه هاي تلويزيوني وضعيتي بهتر از روزنامه ها ندارند ولي کاهش مخاطبان آنها تنها در ميزان اعلان تاثير مي گذارد. ريتينگ ها که برپايه بازبودن سويچ گيرنده تلويزيون قرار دارد دقيق نيست زيراکه ممکن است يک گيرنده تلويزيوني باز باشد و برنامه پخش کند ولي کسي به برنامه گوش نکند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
وجدان «ايوو مورالس» که لازم است و بايد در همه دولتمردان و سياستمدران وجود داشته باشد ـ اعترافي که قبلا شنيده نشده بود و در تاريخ ثبت شده است
Evo Morales

ايوو مورالس Evo Morales (متولد اکتبر 1959) رئيس جمهور سوسياليست و سرخپوست كشور نفتخيز و معدني بوليوي كه نام سيمون بوليوار انقلابي بزرگ آمريكاي لاتين بر اين كشور نهاده شده است، در مارس 2007 در جريان ديدار از ژاپن كه به دعوت رسمي اين دولت صورت گرفته بود در «امپاس» عجيبي قرار گرفت و مجبور شد كه شب را در اطاق هشت هزار دلاري يك هتل مجلل به صبح برساند. وي در بامداد آن روز، نخست به ملاقات خبرنگاران رفت و گفت كه شب را در اطاقي بسربرد كه كرايه اش 8 هزار دلار است و دولت ژاپن اين پول را پرداخت كرده بود، نه او. ولي عذاب وجدان نگذاشت كه در اين اطاق خوابي راحت داشته باشد. او عادت ندارد كه در چنين اطاق هايي که به دور از دسترس همگان است بخوابد. همه مي دانند كه در همان كلبه قديمي اش و بركف اطاق مي خوابد، درست بمانند اكثريت مردم بوليوي. زماني هم كه در كاخ رياست جمهوري است و مجبور است شب را در آنجا بخوابد، باز، بر كف اطاقي معمولي دراز مي كشد. مورالس گفت: برگزيده مردم بايد همانند آنان زندگي كند تا دشواري ها و دردها را لمس كند.
    وي افزود: (ديشب)، من ميان لطف ميزبان و وجدان خود قرار گرفته بودم (در امپاس) و آسايش نداشتم. ما و ژاپن رو به روي هم، در طرفين اقيانوس آرام قرار گرفته ايم و مجبور به همكاري و مشاركت هستيم، اما اطمينان مي دهم كه اين پذيرايي مجلل ژاپني ها سبب نخواهد شد كه منافع ملت خود را از ياد ببرم و در هرگونه معامله، كوچكترين امتيازي بدهم، و اين مطلب را در اين بامداد و پيش از صرف صبحانه به شما گفتم تا وجدانم را آسوده ساخته باشم.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
خصوصي سازي، «سليم» را ميلياردر كرد! - احتمال يک انقلاب جهاني ديگر ـ مردم قرن 21 نابرابري در درآمد و فساد اداري - اقتصادي را تحمل نمي کنند
Carlos Slim Helu

افشاگري روزنامه هاي آمريكاي لاتين پيرامون راز ميلياردر شدن كارلوس سليم حلو Carlos Slim Helu، مكزيكي عرب تبار که از مارس 2007 آغاز شده بود در طول اين سال و پس از آن ادامه داشت. اين روزنامه ها 16 مارس2007 نوشته بودند كه سليم تا دو ـ سه سال ديگر ميلياردر اول جهان خواهد شد و چنين شد و از سال 2010 اين رديف را حفظ کرده و ثروت او زائد بر 73 ميليارد دلار است. ثروت او در طول سال 2006 نوزده ميليارد افزايش يافته بود. طبق كشف اين روزنامه ها، خصوصي سازي شركتهاي مخابراتي دولتي در آمريكاي لاتين باعث ميلياردر شدن سليم شده است، به همان گونه كه در روسيه و اروپاي شرقي، دهها نفر از پرتو غيردولتي كردن بنگاهها و كارخانه ها، يكشبه ميلياردر شده اند. سليم با خريد شركتهاي خصوصي شده تلفن (به طريق نقد و اقساط و گرفتن وام از بانكها) و هزار دوز و كلك ديگر يك امپراتوري سلفون (موبايل) و مخابرات در آمريكاي لاتين و متمرکر در دو کمپاني Telmex و America Movil به وجود آورده و اين درآمد هنگفت را به جيب زده است. واكنش مردم به غيردولتي سازي هاي دهه گذشته بود كه در آمريكاي لاتين سوسياليست ها و در صدر آنان چاوز را روي كار آورده است. در مكزيك هم سوسياليست ها و چپگرايان ديگر تا يک قدمي پيروزي در انتخابات پيش رفته بودند. در پي اين انتخابات، در مکزيک بمانند ايالات متحده در سال دو هزار، دادگاه عالي نامزد راستگراها را برنده انتخابات اعلام و حكمران ساخت و اين کشور از آن پس دچار تشديد مشکلات ترافيک مواد مخدر، فساد دولتي و قتل ها گروهي شده بود به گونه اي که مقاله نگاران آمريکايي در مارس 2009 به دولت واشنگتن هشدار داده بودند که مکزيک دارد براي ايالات متحده «افغانستان» تازه اي مي شود زيرا که فعاليت هاي مسلحانه قاچاقچيان مواد مخدر دارند به عمليات تروريستي نزديک مي شوند.
    مجله فوربس در مارس2007، فهرست ميلياردرهاي جهان در سال 2006 را منتشر ساخته و تغييرات ثروت آنان را شرح داده بود. رسانه هايي كه اين فهرست را مورد تحليل و تفسير قرارداده بودند روي تني چند از اين ميلياردرها از جمله «كارلوس سليم حلو» مكزيكي لبناني تبار (عكس بالا) انگشت گذارده بودند، زيرا كه در طول سال 2006، نوزده ميليارد دلار بر ثروت خالص او اضافه شده و با 49 ميليارد دارايي شخصي جاي سومين ميلياردر جهان را گرفته بود [که از سال 2010 ميلياردر رديف اول جهان شده است].
    انديشمنداني كه در اين زمينه نظر خودرا به صورت تفسير در روزنامه ها منتشر ساخته بودند پرسيده اند كه چرا يك فرد بايد بتواند در يك سال 19 ميليارد دلار (برابر درآمد يك كشور صاحب نفت) و معادل شصت درصد كل سرمايه خود در سال 2005، سود خالص ببرد؟ و چگونه؟. به نظر اين انديشمندان، ادامه اين وضعيت به يك انقلاب جهاني طبقه كم درآمد (اکثريت - توده ها) و يا زنده شدن تفکر و ايدئولوژي آنارکيسم (آنارشيسم) خواهد انجاميد، زيرا كه 19 ميليارد، درآمد اضافي يكساله كارلوس از جيب ديگران و به ويژه كم درآمدها خارج شده است و مردم قرن 21 از آنچه كه در اطرافشان مي گذرد با خبرند. انديشمندان رسانه هارا از نيش انتقاد خود برکنار نداشته و گفته بودند که اگر در مطلب يک رسانه به عناصر چرا و چگونه توجه شود چنين وضعيتي رخ نخواهد داد و طبق قواعد ژورناليسم، خبر و مطلب ژورناليستي بدون اين دو عنصر، «روزنامه نگاري» نيست و نوعي مکاتبه اداري است.
    طبق اين تفسيرها، در پي فروپاشي شوروي «درصد» سود حاصل از كسب (بيزينس) كه قبلا در بيشتر كشورها به استثناي آمريكا معين، و از ده ـ پانزده درصد بيشتر نبود از قيد محدوديت رها شده و بيش از 90 درصد مصرف كنندگان را خشم آورده است. در پي غيردولتي كردن منابع توليد و كمپاني هاي بزرگ در چندين كشور از جمله روسيه از آغاز دهه 1990 به اين سوي، در اين كشورها هم چند نفري انگشت شمار «يكشبه» ميلياردر شده و خشم توده هاي مردم را ـ که 80 برابر گذشته آگاهتر شده اند ـ برانگيخته اند، و اين وضعيت آنان را دچار ترديدهاي متعدد کرده است و ....
     کارلوس سليم حلو (متولد ژانويه 1940) در سال 2008 و احتمالا با هدف کاهش صداي رسانه ها، بيش از 250 ميليون دلار در نيويورک تايمز سرمايه گذاري کرد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مارس 2007 سوء استفاده هاي «هاليبرتون» از جنگ عراق خبر اول رسانه هاي آمريكا بود - درآمد 25 ميلياردي از جنگ عراق - سوء استفاده با فروش بطري آب!


تصميم كمپاني نفتي هاليبرتون وابسته به ديك چني (معاون رئيس جمهور وقت آمريکا) مبني بر انتقال مقرّ خود از محله جنوب غربي شهر هوستون به دوبي در نيمه دوم مارس 2007 سوژه اصلي رسانه هاي آمريكا شده بود كه هركدام به نوعي آن را تفسير مي كردند. اين موضوع 11 مارس 2007 افشاء شده بود و در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفته بود. اصحاب نظر گفته بودند که اين خبر سخت ترين ضربه را به نامزدهاي حزب جمهوريخواه در انتخابات نوامبر 2008 وارد خواهد کرد [که کرد] و افزوده بودند حزب جمهوريخواه آمريكا كه بر اثر سياست هاي دولت بوش تضعيف شده و در وضعيت دفاعي قرار گرفته با اين تصميم هاليبرتون از دايره قدرت خارج خواهد شد. نظر عمومي بر اين است كه هاليبرتون كه در طول حكومت جورج بوش سود سرشار داشته مي خواهد با انتقال مقر خود به دوبي از پرداخت ماليات مقرر به دولت آمريكا خلاص شود و اين عملي مغاير وطندوستي و تعهد به ميهن است. دوبي براي درآمد اين قبيل كمپاني ها ماليات ندارد. به علاوه، اين شركت با انتقال به دوبي، مي تواند خودرا «شركتي محلي» خطاب كند و بسياري از محدوديت هاي آمريكا را رعايت نكند و در هر جا كه بخواهد دست به اكتشاف نفت بزند. اعضاي دمكرات كنگره آمريكا گفته بودند كه هاليبرتون با انتقال به دوبي نمي تواند از اتهاماتي كه به آن وارده آمده ازجمله پارتي بازي، گرانفروشي به نيروهاي مسلح آمريکا در عراق و کويت، مقاطعه كاري با ترك مناقصه فراركند.
    ديك چني (معاون جورج دبليو بوش) قبلا رئيس هيات مديره هاليبرتون بود و هنوز در آن منافع متعدد دارد. شبكه هاي تلويزيوني آمريكا در زمينه شايعه سوء استفاده هاي متعدد هاليبرتون از جنگ عراق گفته بودند كه اين كمپاني تاكنون بيش از 25 ميليارد دلار از هزينه جنگ عراق را به جيب خود ريخته و در يك مقاطعه كاري كه با «ترك مناقصه» انجام شده نزديك به سه ميليارد دلار به دولت آمريكا گرانفروشي كرده كه اين پول از جيب ماليات دهندگان خُرده پا خارج شده است. هاليبرتون كه زماني تخصّص آن در نفت بود، در عراق در در هر مقاطعه اي شركت كرده از جمله توزيع بطري آب آشاميدني ميان نظاميان!.
    عكس، تابلوي كمپاني را در شهر نفتي هوستون آمريكا نشان مي دهد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي که مدیریت عملیات نظامی «ناتو» در لیبی به دست فرانسه [طراح اصلی مسئله] افتاد و ...
یک هواپیما عرشه ناو شارل دوگل را برای بمباران لیبی ترک می کند (25 مارس 2011) ـ آيا روح شارل دوگل در گور از مشارکت این ناو هواپیمابر که به نام اوست در تخریب ليبي و کشتار مردم آن ناراحت نشده بود؟

دولت آمریکا هدایت و مدیریت عملیات نظامی برضد لیبی را از 25 مارس 2011 به «ناتو» سپرد و اعلام داشت که هر دولت عضو این اتحادیه 28 دولتی برنامه خودش را برای لیبی اجرا کند. اعضای «ناتو» که قرار بود تبدیل به یک سازمان سیاسی شود از زمان فروپاشی بلوک شرق دو برابر شده اند!.
    پس از این واگذاری، فرانسه عملا جای آمریکارا در عملیات نظامی برضد لیبی گرفت و رئیس ستاد ارتش فرانسه در این روز (25 مارس) اعلام داشت: "هواپیماهای «ناو هواپیمابر شارل دوگل» یک واحد توپخانه لیبی را منهدم و کمک کرده اند تا [شورشیان مسلح] به شهر اجدابیه بازگردند. آسمان لیبی تحت کنترل ماست و به تخریب و ازکاراندازی انبارهای مهمات و وسائل نظامی لیبی ادامه خواهیم داد.".
    رسانه هایی که این اظهارات را نقل کرده بودند افزوده بودند؛ دوگل که نام او براین ناوهواپیمابر گذارده شده شخصیتی بود که دادن استقلال به مستعمرات فرانسه و ازجمله الجزایر و قطع مداخله در امور ملل دیگررا آغاز کرد. وی برضد ضعیف کُشی بود و بنابراین، روح او در گور از اینکه این ناو هواپیمابر در تعرض به کشوری بکار می رود که کاری برضد فرانسه نکرده است ناراحت خواهد بود. سارکوزی رئیس جمهور وقت فرانسه دسته بندی و قطعنامه نگاری برضد لیبی را آغاز و پای آمریکا را به آن کشانید. وی برای کِش دادن به مسئله لیبی از دولت لندن خواسته بود که به سبک قرن 19 نشستی در این شهر تشکیل شود تا سرنوشت لیبی پس از عملیات نظامی جاری و انهدام رژيم حکومتي اش را تعیین کند!. [تعیین سرنوشت ملتها طبق روش دوران استعمار و همه این کارهای ناقض اصول و میثاق های جهانی، به نام سازمان ملل که بوجود آمده است تا ازجنگ و مداخله در امور کشورها جلوگیری شود!]. پس از فروپاشی بلوک شرق و شوروی، «ناتو» و بويژه با استفاده از وجود ضعف هاي متعدد در روسیه ازجمله ادامه فساد اداري ـ اقتصادي و مافيابازي در اين کشور یکه تاز و ششلول بند جهان شده و پایان این برتری قابل پیش بینی نیست.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
شورش مسلحانه لیبی توطئه کمپانی های نفتی بود ـ تصمیم بهار 2009 قذافی این کمپانی ها و غرب را نگران کرده بود
25 مارس 2011 در چند تفسیر که در رسانه ها ازجمله پراودای آنلاین (ادیشن انگلیسی آن) انتشار یافته بود علت اصلی ماجرای وقت لیبی را تصمیم بهار 2009 معمر قذافی به ملی کردن عملیات کمپانی های بزرگ نفتی غرب در لیبی و تقسیم درآمد اضافی حاصله میان یکایک مردم این کشور و خلقی تر کردن دمکراسی لیبی به دست داده شده بود که اگر اجرا می شد این کشور کاملا در کنترل شوراهای منتخب مردم قرارمی گرفت. این طرح قذافی به کمپانی های نفتی و دولت هایشان درز کرد و این کمپانی ها که عواملی در دولت لیبی داشتند از طریق اینان، اجرای طرح را دو سال به تعویق افکندند. هدف این بود که در این مدت شماری که تشنه پول و مقام هستند دسته بندی و آماده اعتراض شوند و اعتراض به صورت شورش مسلحانه درآید تا بهانه مداخله نظامی از خارج به دست آید و رسانه های غرب (رسانه های کشورهای صاحب کمپانی ها که این دولتها در عین مایل به تقسیم درآمد اضافی میان اتباع لیبی نبودند که اشتهای ملل دارای نفت را تیز می کرد) موضوع را به میل خود و گزینشی بزرگ کرده و زمینه را برای مداخله آماده کنند. تصمیم دولت لیبی به خرید 5 ـ 6 میلیارد دلار اسلحه تازه از روسیه بر نگرانی دولت های بزرگ غرب افزوده بود که نمی خواستند پس از آشتی سال 2003 قذافی با آمریکا، وی باردیگر متوجه روسیه شود (روسيه اي که قطعنامه غرب بر ضد دولت وقت ليبي را در شوراي امنيت وتو نکرد!) و ....
    طبق این تفسیرها که نوعی افشاگری به نظر می آمد، در این فاصله دو سال مطالب متعدد برضد پسران قذافی و خود او و تصاویرش که برای بیننده غربی نامانوس است انتشار یافت.
     تظاهرات و اعتراض های فوریه و مارس 2011 کشورهای عربی که از تونس و به خاطر خودسوزی یک فروشنده دوره گرد از دست مامور رشوه گير شهرداری آغاز شد فرصت مناسبی به دست داد تا «افراد آماده شده در لیبی» وارد خیابان شوند و بعدا اسلحه به دست گیرند و غرب (دولت های بزرگتر عضو ناتو) به بهانه حفاظت از آنان [که غیر نظامیان بدون اسلحه! قلمداد شده بودند] قطعنامه به شورای امنیت معلوم الحال ببرد و آن را به تصویب برساند، خودرا مامور اجرای آن اعلام دارد و چند ساعت پس از تصویب، به اجرا بگذارد و جهان را با وضعیتی رو به رو کند که قبلا و حتی در قرون وسطی (عصر تاریک) صورت نگرفته بود و اين تمرين، پس از ليبي در کشورهاي ديگر دارد اجرا مي شود ازجمله سوريه. بنابراین، مسئله لیبی از آغاز بوی نفت و نفوذ می داد و آن هم بوی تند نفت. طبق اين تفسيرها، در این ماجرا یک معمّا به دنیا آمده است و اینکه چرا روسیه و یا چین قطعنامه فرانسه و انگلستان را «وتو» نکردند و یا تصویبش را به تاخیر نینداختند تا ماموران دولت لیبی آتش شورش را خاموش کنند. چین تجربه دارفور (سودان) را داشت. معمّای دیگر البته کوچکتر ـ این است که چرا قذافی به اندرز هوگو چاوس گوش نکرد و به موقع داوطلبان را مسلح نساخت تا برای چنین روزی آماده باشند. با حمله هوایی نمی شود افراد میلیشیا را که در خانه خود و پراکنده هستند از میان بُرد. آنان درگوشه و کنار در میان مردم هستند و نیاز به انتقال به صورت قشون کشی نخواهد بود که در جاده ها هدف حملات هوایی قرار گیرند. [قذافي زماني که ديگر خیلی دیر شده بود، به ایجاد چنین نیرویی از هواداران خود دست زد که به سبک نبرد استالينگراد دفاع کنند. نبردهای استالینگراد و لنینگراد ـ در جریان جنگ جهانی دوم و تعرض آلمان به شوروی را همین داوطلبان مسلح و از طریق جنگ خانه به خانه بردند.].
    در آن زمان کمپانی های نفتی بزرگ غرب فعال در لیبی عبارت بودند از: آنگلو ـ داچ شل، بی پی، اکزان ـ موبیل، هس، اُکسیدنتال، کونوکوفیلیپس، رپسول (اسپانیایی)، کاناداز پترو، انی (ایتالیایی)، ستات اویل (نروژی) و ....
اين نوع نمايش هاي هواداران قذافی خيلي دير صورت گرفته بود!

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برنامه دقیق غرب برای تصاحب نفت و طلای لیبی و طرز اجرای آن از دیدگاه پراودای آنلاین (به زبان انگلیسی)


پراودا (آنلاین) 23 مارس 2011 به استناد این سه عکس (مجموعه بالا)، در مقاله ای طولانی تحت عنوان «لیبی و اطلاعات نادرست و مزوّرانه =Libya and disinformation» نوشته بود که [فرانسه، انگلستان و ...] با هدف و برنامه دقیقا تنظیم شده از قبل، در پی یک رشته عملیات محرمانه و آنگاه فرستادن گزارشگران رسانه های مورد نظر به محل و انتشار انواع مطالب دروغ توسط آنان؛ بزرگ کردن این دروغها و جوّسازی برای هموارکردن زمینه اجرای برنامه و سپس انواع ساخت و پاخت برای به دست آوردن نوعی چراغ سبز [قطعنامه شورای امنیت] و تفسیر عبارات آن به دلخواه خود، محافظت از غیر نظامیان «غیر مسلح و بی گناه!» لیبیایی را تکلیف و رسالت انحصاری خود قرار دادند و به نام برقرارکردن منطقه پرواز ممنوع به بمباران کردن سیستم دفاعی و تاسیسات دیگر لیبی مستقل و دارای حاکمیت ملی دست زدند [که همانا تعرض نظامی از خارج برای حل مسائل داخلی یک کشوراست] و سپس ناگهان ماهیّت اصلی خودرا نشان دادند و حمایت از شورشیان و تجزیه طلبان تا دندان مسلح را علنی ساختند. برنامه بعدی [پس از استقرار يک رژيم دست نشانده و يا تجزیه لیبی] ورود کمپانی های بزرگ غرب و تغییر شرایط قراردادهای نفتی موجود خواهد بود [تکرار سناریوی 28 امُرداد تهران و ...]، به علاوه تقسیم و انتقال طلای ذخیره لیبی و ....
    پراودا سپس شرح داده بود که چگونه هزاران پرچم قدیم لیبی [پرچم زمان سلطنت ادریس سنوسی] و اسلحه به لیبی انتقال داده شد و اعتراض مسالمت آمیز گروهی شهروند، به شورش مسلحانه تبدیل و دارای رهبر و مدیر و ... هم شد و در آخرین لحظه قبل از پیروزی ماموران انتظامي دولت لیبی، بمباران و موشک باران آغاز شد و ورق برگشت خورد.
     پراودا نوشته بود منابع لیبی و موقع جغرافیایی آن به قدری دارای ارزش است که انگلستان ـ دولتی که دچار بی پولی است و از بی پولی دارد مدارس خودرا می بندد حاضر شد بار بخشی از این لشکرکشی پرهزینه را برعهده بگیرد و ....
    این روزنامه در مقاله خود همچنین ضمن اشاره به آشتی کردن [ظاهری] چند سال پيش غرب با قذافی و انتقال منابع و وسائلی که برای ساخت سلاح استراتژیک در آختیار داشت از لیبی و ترغیب او به سرمایه گذاری در غرب نوشته بود که این سرمایه اینک توقیف شده است!.
    پراودا همچنين سئوال کرده بود که چرا براي پوشش اين نوع رويدادها تنها بايد تنها از گزارشگران مشخّص و آن هم انگليسي (تبعه انگلستان و داراي لهجه لندني، نه انگليسي آمريکايي) استفاده شود. اين گزارشگران دست پروده کدام سازمان هستند؟!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سابقه درگیری قذافی با اتحادیه عرب ـ تعجب جهاني از کمک هاي نظامي قطر و امارات به «ناتو» برضد لیبی!
اتحادیه آفریقا که در آدیس آبابا تشکیل جلسه داده بود تا شاید بتواند راه حلی برای مسئله لیبی بیاید 26 مارس 2011 اعلام کرد که نماینده لیبی طرح 5 ماده آن اتحاديه را تایید کرده است ولی آن اتحادیه نیاز به تصویب و امضای طرح توسط دولت لیبی دارد. طبق این طرح، باید خصومت ها در لیبی پایان مي يافت، میان دو طرف (شورشیان مورد حمايت غرب و دولت لیبی) با هدف حل اختلاف و انجام اصلاحات مديريتي مذاکره صورت مي گرفت.
    سه دولت از اعضای این اتحادیه (دولت فدرال نیجریه، دولت فدرال آفریقای جنوبی و دولت گابون) که در عین حال عضو غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل هستند به قطعنامه 1973 (ایجاد منطقه پرواز ممنوع) رای مثبت داده بودند که تشديد کننده مسئله ليبي بشمار آورده شده بود.
    اتحادیه عرب که سالهاست نامی بر کاغذ و يک ابزار اِعمال سياست هاي اعضاي ثروتمندتر اين سازمان، در آستانه پیشنهاد قطعنامه 1973 قیافه ضدیت با دولت وقت لیبی [از اعضای این اتحادیه]را به خود گرفت که غرب از اعلامیه ضد لیبی آن برای به تصویب رساندن قطعنامه و تعرض هوایی استفاده فراوان بُرد. این اتحادیه پس از انتشار آن اعلامیه، هدف انتقاد توده های عرب قرار گرفت و تغییر روش ظاهری به خود داد و بناچار خواهان قطع عملیات نظامی شد ـ موضوعی که به آن توجه نشد. [معمر قذافی بارها در جلسات عمومی این اتحادیه از بی حاصل بودن آن انتقاد کرده و حتی در صدد خارج ساختن لیبی از عضویب آن برآمده بود و بنابراین، مناسبات دو طرف دوستانه نبود.]. دو دولت از اعضای این اتحادیه ـ امارات و قطر ـ هواپیمای نظامی به کمک غرب به آسمان لیبی فرستاده بودند، عملی که جهانیان را به تعجب وادار کرده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
تاريخ از نگاهي به تصوير
خاکسپاری انبوه قربانیان تعرض نظامی «ناتو» به لیبی در مارس 2011 ـ لیبیایی ها: این است محصول سازمان ملل!


بیست و پنجم مارس 2011 مراسم خاکسپاری یکصد غیر نظامی لیبیایی که در جریان تعرض هوایی ـ موشکی «ناتو ـ تنها اتحادیه نظامی در جهان» کشته شده بودند در گورستان شهر طرابلس (تریپولی) برگزارشد. دهها هزار تن شرکت کننده این مراسم تعرض نظامی غرب را محکوم کردند. تابوت اجساد مقتولین روی دست حرکت داده می شد (عکس بالا و عکس زير). طبق گزارش رسانه ها، شرکت کنندگان در مراسم ضمن اشاره به تابوت ها، فریاد می زدند: "این است محصول سازمان ملل ـ سازمانی که قرار بود مانع جنگ و خونریزی شود!، لیبی یک دمکراسی خلق است [بود]، شورشیان عوامل کمپانی های نفتی غرب و مخلوق آنها برای دادن بهانه به دست فرانسه و انگلستان بوده اند. چرا از مردم لیبی سئوال نکرده اند که چه رژيمي و چه کساني را مي خواهند؟، چرا بزرگترین ارتشهای اتمی جهان به جان یک ملت کوچک 6 ميليوني افتاده اند؟، چرا روسیه و چين ـ با آن همه ادعا ـ قطعنامه استعمارگران را «وتو» نکردند؟، ما چوب دوستی همین روس ها و چينيان را می خوریم که متحدشان بودیم، همه فتنه ها زیر سر فرانسه، شخص سارکوزی، دولت لندن است و ....".
    اينک و پس از سقوط بسيار خونين رژيم قذافي به دست غرب، سئوال اين است که اين مردم که آن شعارهارا مي دادند چه مي کنند، آيا همرنگ جماعت شده و کُت عوض کرده اند و يا سکوت ـ سکوت توام با انتظار با تفکر انتقام!.
گوشه ديگري از مراسم تشييع اجساد در طرابلس (پایتخت ليبي) در آن زمان

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
اشك هايي كه خشك نمي شود


اين عكس که از گوشه اي از يك اردوگاه آوارگان عراقي گرفته شده بود در مارس 2007 در روزنامه هاي اروپا و آمريكا انعكاس يافته بود. اين روزنامه ها تحت عناوين «اشك كودك عراقي آواره»، «كودكان بدون آينده» و ... نوشته بودند كه پس از شکست نظامي عراق، تغييرات ناشي از آن و ناامن شدن آن كشور، ميليونها عراقي با مشاهده آن وضعيت و آن همه خون و آتش، خانه و كاشانه خود را ترك كرده و آواره مناطق امن تر شده اند.
     اين رسانه ها در آن زمان چنين افزوده بودند: "نزديك به دو ميليون تن از آنان كه پولي داشتند به سوريه و اردن رفته اند. آنان كه پول بيشتر و بستگاني در اروپا و آمريكا داشتند در اينجا استقرار يافته اند و مابقي در زير چادرها و بدون برق و آب سالم بسر مي برند و اشكشان قطع نمي شود. آنان چنين وضعيتي را قبلا نديده و پيش بيني آن را هم نمي كردند. آنان نمي توانند آينده كشورشان را مجسم كنند، چه رسد به برنامه ريزي براي بچه هايشان.".
     همزمان، دولت سوئد اعلام كرده بود كه ظرف 12 ماهي که به مارس 2007 منتهي شده است 48 هزار پناهنده عراقي را پذيرفته بود. اين عراقي ها با پرداخت پول گزاف به قاچاقچيان و به مخاطره افكندن جان، توانسته بودند خود را به سوئد برسانند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 26 مارس
  • 1668:   انگليسي ها که در حال تصاحب و استثمار مشرق زمين بودند، منطقه بمبئي را در هند تصرف کردند.
  • 1790:   دستگاه قانونگزاري ايالات متحده آمريکا نخستين قانون تابعيت مهاجران (کساني که در کشورهاي ديگر متولد شده بودند) را تصويب کرد و طبق آن کساني مي توانستند از اين قانون (نچراليزيشن) استفاده کنند و تبعه آن کشور شوند که دو سال تمام در آمريکا زندگي کرده بودند. اين قانون از آن چند بار تغيير يافته است و اينک اين دوره دوساله به دو دوره 3 ساله (درمورد دارندگان کارت سبز که با آمريکايي ازدواج کرده باشند) و 5 ساله براي ساير دارندگان کارت سبز تبديل شده است.
  • 1804:   پس از خريد لوئيزيانا (سراسر مناطق مرکزي ايالات متحده امروز، از شيکاگو تا نيواُرليان) از فرانسه، کنگره آمريکا تصويب کرد که گروهي از سرخپوستان شرق «مي سي سي پي» به لوئيزيانا منتقل شوند.
  • 1818:   يک زلزله شديد در اين روز شهر کاراکاس در ونزوئلا را ويران ساخت و بيش از 20 هزارتن از ساکنان اين شهر را کشت. در اين حادثه طبيعي نه دهم ساختمانهاي شهر که اينک پايتخت ونزوئلاست ويران شدند.
  • 2000:   ولاديمير پوتين که از سوي يلتسين نخست وزير و بعدا کفيل رياست جمهوري روسيه فدراتيو شده بود در يک انتخابات عمومي رئيس جمهوري اين کشور شد. وي که قبلا افسر امنيتي (کا. گ. ب.) شوروي و عضو حزب کمونيست بود پس از فروپاشي شوروي معاون شهرداري سن پترزبورگ (لنينگراد) شده بود. پوتين در مارس 2004 براي دومين بار به رياست جمهوري روسيه انتخاب شد. در پي ايجاد تغييراتي در قانون اساسي روسيه، وي در سال 2012 براي يک دوره ديگر رئيس جمهوري روسيه شده است.
  • کارنامک نوشيروان (خاطره ای از مولف)
    یک نمونه ديگر دلهره کشیک روزنامه نگار ایرانی در تعطیلات نوروزی

        
    پخش زادرور زرتشت از رادیو دولتی ایران و احتمالا برای نخستین بار

        ششم نوروز 1342 بود و من (مؤلف اين تاريخ آنلاين) سردبیر کشیک خبرگزاری پارس و اخبار رادیو بودم. جهانگیر تفضّلی وزیر مشاور و مسئول انتشارات و رادیو کشور بود [که بعدا به وزارت اطلاعات و جهانگردی تبدیل و پس از انقلاب، با افزودن بخشی از وزارت فرهنگ و هنر بر آن، وزارت ارشاد اسلامی شده است.]. جهانگیر تفضّلی از آغاز کار وزارت، با دعوت از چند ادیب ازجمله «اخوان ثالث» سرگرم پارسی کردن واژه ها در خبرها بود و عقیده داشت که بر خبر سابقه رویداد افزوده شود تا مخاطب کاملا در جریان قضیه قرارگیرد مثلا سن، مشاغل قبلی، تحصیلات و اگر امکان پذیر باشد تالیفات مقام خارجی ـ که در خبر از او نام برده می شود ـ ذکر شود و بر مهمترین خبر روز نیز تفسیر نوشته شود و کار نوشتن تفسیر خارجی برعهده محمود طلوعی سردبیر وقت مجله خواندنی ها و مترجم زبان فرانسه گذارده شده بود.
        شب ششم فروردین 1342 (پنجم فروردین در ساعات پس از غروب آفتاب) ـ نمی دانم چه مقام و یا مقامات ـ ناگهان تصمیم گرفته بودند که مطلبی درباره زرتشت به مناسبت سالروز تولد او، در اخبار بامدادی ششم فروردین پخش شود و این تصمیم به خبرگزاری و رادیو شفاها ابلاغ شده بود. «مطلب تهیه شده» قبلا برای دکتر بهمنش استاد تاریخ قرون قدیم و دکتر باستانی پاریزی استاد دیگر تلفنی خوانده شده بود و حکایت داشت که زرتشت تنها پیامبر برخاسته از میان قوم آرین (ساکن از شمال هند و ایران تا اروپا و بویژه آلمان) بوده و «کردار نيک، پندار نيک، و گفتار نيک» را تبلیغ کرده و خوبی ها و خوبی کردن را آموزش داده و بدی ها و بدی کردن ها از جمله دروغگویی را نهی کرده است و زادروز او ـ ششم فروردین ـ درست است و ریاضی دانها و استادان علم هیأت آن را به دست آورده و تقویم نویسان آن را تایید کرده اند. به علاوه، شرح اَوِستا، تاریخچه و تفسیرهای آن. علت اصلی سقوط امپراتوری ایران در قرن هفتم میلادی نیز به حساب بی اعتنائی و دورشدن بزرگان و اعیان کشور از آموزش های زرتشت به دست داده شده بود.
        مطلب پخش شد و همه ما که در آنجا بودیم نگران واکنش های منفی احتمالی ـ یک پایمان اطاق خبر خبرگزاری بود و پای دیگرمان لابی ورودی ساختمان پخش [واقع در میدان ارگ ـ میدان 15 خرداد] که تلفن 27000 هم در آنجا بود و مخاطبان از طریق آن نسبت به برنامه های پخش شده و عمدتا در همان ساعت نظر می دادند. تا ظهر آن روز، جز تمجید و تعریف خبری نشد و چون حتی یک نظر مخالف نرسیده بود، دستور آمد [نمی دانم از چه ناحیّتی] که مطلب زادروز زرتشت در اخبار مشروح بعد از ظهر و شب نیر تکرار شود و به این ترتیب نوشتن مطلب درباره زرتشت و نامگذاری خیابان و کوچه به اسم او امری عادی شده و پس از انقلاب هم ادامه داشته است.
     نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
    نامه به مولف
    انصراف از ماندن در کانادا و مهاجرت به «بليز» زیراکه کانادا در عمليات نظامي لیبی مشارکت کرده است
  •   این نامه که در رابطه با موضوع روز [لیبی] بود 22 مارس 2011 واصل شد:
        
        ... سه سال است که پس از چند سال زندگی در اروپا به کانادا مهاجرت کرده ام. در ایران و اروپا که بودم تعریف کانادا را زیاد شنیده بودم که گفته مي شد کشوری است هوادار حق و آزادی و چون وسعت زیاد و جمعیت کم (34 میلیون) و منابع فراوان دارد وارد دسته بندی های سلطه گرانه هم نمی شود. ولی از روزی که برسر لیبی به مساعی چند دولت کُلُنیست (استعمارگر) ازجمله فرانسه کمک می کند چنان از عمل خود بیزار شده ام که قصد مهاجرت به کشور بسیار کوچک و انگلیسی زبان بلیز (واقع در حاشیه مکزیک و در ساحل دریای کارائیب)را کرده ام. تابعیت این کشور که قصد تعرض و تجاوز هم نخواهد داشت آسان و تنها نیاز به پرداخت پنجاه هزار دلار دارد. این تصمیم سختی بود که گرفتم [گرفته ام]. بستگان من در کانادا زندگی می کنند و ترک ایشان برایم دردناک است ولی تحمل زورگویی دردی است شدیدتر و بدون دارو ـ عذاب وجدان. قذافی را با آن لباس ها و قیافه گیری اش دوست ندارم ولی نمی توانم زورگویی به یک کشور کوچک به مثل لیبی را هضم کنم. در عصرما و تا سال 2000 که این نوع زورگویی دیده نمي شد و شايد به دلیل وجود یک قدرت رقیب (شوروی) بود نه قانونمند و انساندوست شدن سلطه گران سابق. چگونه یک انسان دارای شعور و وجدان می تواند شاهد حملات نظامی و جمعی قدرت های بزرگ جهان به یک کشور چند میلیونی باشد و دم فرو بندد. گمان نمی کنم که در طول عمر من که 47 ساله ام جهان دوباره دارای دو قدرت رقیب شود که یکدیگر را خنثی کنند. ممکن است دو سه قدرت دیگر ظهور کنند ولی طولي نخواهد کشيد که با قدرت های یک سویه فعلی شریک خواهند شد و ملل کوچک همچنان توسری خور باقی خواهند ماند. این سازمان ملل برای ملل کوچک چه کرده است؟، یک نمونه اش را نشان دهید. شنیدن اسم اتحادیه عرب که مرا دچار حالت سرگیجه و تهوّع می کند، این همه خودشیرینی برای اربابان!. از فرط ناراحتی نمی توانم بخوابم و بی خوابی امشب، مرا برآن داشت که این نامه را بنویسم و به چند روزنامه و وبلاگ آشنا و تاريخ آنلاين شما بفرستم. نوروزتان پیروز




  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com