Iranians History on This Day
روز و ماه خورشيدي و يا ميلادي مورد نظر را انتخاب و كليد مشاهده را فشار دهيد
ميلادي
      خورشيدي

 
21 آوريل
 
جستجو:

 
 


 هديه مولف

اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.
 

 












   لينک به اين صفحه  

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 21 آوريل
ايران
كوروش بزرگ: در پاسارگاد؛ نخست كودكستان و بعد تالار پذيرايي ـ اولویت دادن به پرورش
Friedrich W. A. Frobel
«فردريك فروبل» آموزشگر بلندآوازه آلماني و موسس كودكستانهاي تازه (كيندرگارتن Kindergarten) در جهان 21 اپريل 1782 به دنيا آمد و در تاليف خود «تاريخ عمومي آموزش و پرورش» نوشت كه ايرانيان در قرن ششم پيش از ميلاد مبتكر ايجاد كودكستان و دبستان براي كودكان و نوجوانان پسر بودند.
     به نوشته فروبل، در مدارس ايران باستان، به كار «پرورش» توجهي بيشتر مي شد و از جمله راستگويي، نّيت خوب داشتن و كار خوب انجام دادن، احترام به سالخوردگان، دفاع از وطن، تيراندازي، سواري، شنا و كوهنوردي. در كودكستانها و دبستانهاي ايران باستان به نوباوگان تاكيد مي شد خدا انسان را نيافريده كه نسبت به انسان ديگر ظلم و تعدّي و بدگويي كند. شادي جاويدان نتيجه نيكوكاري، خدمت و درستكاري است.
     فروبل ايرانيان باستان را همانند ساير آرين ها، تنها انسانهاي روي زمين نوشته است كه بُت پرست نبودند و بُت پرستان و معتقدان به خدايان متعدد را انسان هوشمند و كامل نمي پنداشتند حتي يونانيان را كه خدايان زنانه و مردانه هم داشتند و صحرانشينان كه از سنگ و چوب براي خودشان بُت مي ساختند و اين بتان دست سازشان را پرستش مي كردند! و ....
     فروبل نوشته است: كوروش بزرگ پيش از ساختن تالار پذيرايي در پاسارگاد، خواسته بود كه در اين شهر (پايتختش)، نخست و ترجيحا به حد كافي كودكستان و دبستان بسازند. [پارسيانِ باستان اين شهر را «پاتراگاد» تلفظ مي كردند و «پاسارگاد» تلفظ يوناني آن است كه جهاني شده است و برخی از اروپاییان «پازارگاد» تلفظ می کنند.].
    
باقيمانده تالار پذيرايي پاسارگاد که کوروش تاسيس کودکستان را بر آن مقدم مي دانست

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
افشارتوس رئيس شهرباني دكتر مصدق ربوده شد
افشارتوس
يكم ارديبشهت 1332 در تهران رسما اعلام شد؛ سرتيپ افشارتوس رئيس شهرباني ايران (پليس) ربوده شده و ناپديد است. دكتر مصدق افشارتوس را سي ام بهمن 1331 به رياست شهرباني منصوب كرده بود. در آستانه ناپديد شدن افشارتوس، هندرسون سفير آمريكا در تهران به طور غير منتظره به واشنگتن رفته بود و ابوالقاسم بختيار دست به ياغيگري زده بود. مقامات دولت وقت، ربودن افشارتوس را كار ژنرالهايي كه به تصميم دكتر مصدق بازنشسته شده بودند ازجمله مزيني و زاهدي و نيز چند سياستمدار مخالف از جمله دكتر مظفر بقايي نماينده مجلس اعلام كرده بودند و مدعي شده بودند كه هدف از اين كار، تضعيف دولت و گسترش نگراني مردم بوده است. اين مقامات باور نمي كردند كه افشارتوس كشته شود كه ششم ارديبهشت جسد او در غار تلو (ارتفاعات لشكرك) به دست آمد و دستور بازداشت همه ژنرالهاي بازنشسته و سياستمداراني كه نسبت به آنان سوء ظن وجود داشت صادر گرديد و وزير دادگستري شخصا از مجلس خواست كه از دكتر بقايي سلب مصونيت كند تا بشود او را بازداشت كرد. در پي به دست آمدن جسد افشارتوس، دكتر مصدق ژنرال بهارمست را از رياست ستاد ارتش بركنار و سرتيپ تقي رياحي (وزير دفاع دولت موقت انقلاب به نخست وزيري مهدي بازرگان)، افسر ملي گرا را به جاي او منصوب كرد و سرتيپ مدبر نيز رئيس شهرباني شد.
    پرونده ربايندگان افشارتوس با اين كه برخي از آنان اعتراف هايي كرده بودند پس از كودتاي 28 مرداد بسته و براي متهمان قرار منع تعقيب صادر شد!.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي اقتصاد
درگذشت «كينز» پدر Macroeconomics و نگاهي به نظريه هاي اقتصادي او و كتابهايش
John Maynard Keynes
جان ام. كينز John Maynard Keynes اقتصاد دان بزرگ و پدر مكرواكونوميكسMacroeconomics (ماكرو) 21 آوريل 1946 پس از 63 سال زندگي كردن درگذشت. طراح «كنزيان اكونوميكس» پنجم ژوئن 1883 در انگلستان به دنيا آمده بود.
    جان ام. كينز اقتصاد دان بزرگ و پدر مكرواكونوميكس (ماكرو) 21 آوريل 1946 پس از 63 سال زندگي كردن درگذشت. طراح «كنزيان اكونوميكس» پنجم ژوئن 1883 در انگلستان به دنيا آمده بود، پدرش استاد دانشگاه بود و در دانشگاه كمبريج «منطق» تدريس مي كرد و مادرش كه نويسنده و مولف بود بعدا شهردار كمبريج شد.
    دكتر كينز در سال 1926 با بالرين معروف روس، بانو ليديا توپوكووا Lydia Lopokova ازدواج كرد ولي اين زوج داراي فرزند نشدند.
    اين اقتصاددان بنام، مخالف تحميلات اقتصادي فاتحان جنگ جهاني اول به ملت آلمان بود و مخالفت خود را در كتابي تحت عنوان « پي آمدهاي اقتصادي صلح The economics Consequences of The Pease» برشمرد. وي در اين كتاب اصول اقتصادي متعدد به دست داده است.
     دكتر کينز در سال 1936 فرضيه عمومي اشتغال، بهره و پول را نوشت و آن را در كتابي تحت همين عنوان منتشر ساخت و اصل «بيزنس سايكل» را به دست داد. وي بود كه مداخله دولت براي رساندن كشور به مرحله اشتغال كامل (به هر بها) و جلوگيري از ركود را امري لازم و ضروري اعلام كرد. دكتر كينز قواعد متعدد براي اصلاح ساختار اقتصاد به دست داده است. اين فرضيه پرداز اقتصادي ايجاد نظام بين المللي پول را مورد تاكيد قرارداد و به همين دليل، بسياري از اصحاب نظر، او را پدر صندوق بين المللي پول مي خوانند. كينز علاوه بر تدريس اقتصاد، سردبيري يك نشريه تخصصي را هم برعهده داشت.
    از دكتر كينز در زمينه هاي اجتماعي ـ اقتصادي ضرب المثلهاي متعدد و جالب باقي مانده است. وي عقيده دارد كه اگر يك مرد، با محاسبات تمام و دقت فراوان و با توجه به برنامه هاي آينده خود و متناسب با اين برنامه ها همسرگزيني نكند؛ در زندگاني اقتصادي موفق نخواهد بود. به عبارت ديگر. ازدواج سرسري و فوري مانع پيشرفت اقتصادي يك مرد خواهد شد.
    
كينز و همسرش ليديا


    
پشت جلد كتاب معروف كينز (اشتغال، بهره و پول)

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو ادبيات
روزي كه شاعر پارسي گوي شرق ـ عّلامه محمد اقبال از اين دنيا رفت
Allameh Eghbal
21 اپریل (یکم اردیبهشت) سالروز درگذشت محمد اقبال (علّامه اقبال) فيلسوف، سیاستمدار و شاعر فارسي سراي شبه قاره هندوستان است که بسال 1938 (پيش از استقلال هند و ايجاد كشور پاكستان) وفات يافت. علّامه اقبال كه نهم نوامبر سال 1877 در سيالكوت (كشمير پاكستان) به دنيا آمده بود در كشورهاي پارسي زبان (ايران، افغانستان و تاجيكستان) و میان پارسی زبانان سمرقند، بخارا و ... به اقبال لاهوري معروف است.
     اقبال و محمدعلي جناح از پدران موسس پاكستان بشمار مي آيند. اقبال در دانشگاه لاهور و دانشگاههاي انگلستان تحصيل كرده و از دانشگاه مونيخ آلمان دكترا گرفته و تز دكتراي خود را درباره «متافيزيك از ديدگاه انديشمندان و فلاسفه ايران» نوشته بود. اقبال عميقا تحت تاثير افكار مولوي و جامي بود و «نيچه» آلمانی را متفكري بزرگ مي پنداشت و از كارهاي «گوته» تمجيد مي كرد.
    اقبال كه از طريق وكالت دادگستري و مشاوره قضايي امرار معاش مي كرد از دوران جواني در فكر ايجاد كشوري مركب از مسلمانان هندوستان در درون اين شبه قاره بود، و براي تحقق اين انديشه در سال 1906 موضوع تاسيس حزب مسلمانان هندوستان را مطرح ساخته بود. اقبال در برابر نوشته گوته، كتاب «پيام مشرق زمين» را نوشت و در برابر اشاره نيچه به «سوپرمن»، «پرفكت من ـ انسان كامل» را مطرح كرد. مجموعه «اسرار خودي» تاليف اقبال به زبان پارسي، آن چنان نافذ جلوه كرد كه انگلستان به او لقب «سِر» داد. شصت درصد اشعار و نوشته هاي اقبال به زبان فارسي و مابقي به اردو و انگليسي است. تاليف ديگر او به فارسي «رموز بي خودي» عنوان دارد و نیز «پیام شرق».
     اقبال ضمن كارهاي ادبي و فلسفي اش، به كار سياست هم پرداخت و در سال 1926 وارد مجلس محلي لاهور شد و از آن پس وسيعا براي عملي ساختن فكر خود به ايجاد «پاكستان» مركب از مسلمانان هند دست به اقدام زد و همگام «جناح» شد. پس از ايجاد پاكستان، اقبال لقب شاعر پاكستان و شاعر شرق گرفت. بيشتر اشعار اقبال ـ به پارسي و اردو ـ زمينه فلسفي دارد. در پاکستان، زادروز اقبال یک روزملی است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
سالمرگ مارك توينMark Twain طناز بزرگ آمريکا
Mark Twain
ساميوئل لانگهورن کلمنسSamuel Longhorn Clemens (مارک توين) داستان نگار و طناز معروف آمريکايي 21 اپریل 1910 (روزي چون امروز در 101سال پيش) در 75 سالگي از اين جهان ديده بربست. مارك توين سي ام نوامبر 1835 در شهر فلوريداي ايالت ميسوري به دنيا آمده بود.
     وي سفرهاي متعدد كرد ازجمله ديدار از اروپا و خاورميانه. او كه نام مستعار «مارك توينMark Twain» را برخود نهاد مشاغل گوناگوني ازجمله كار در چاپخانه، معادن و ناخدايي كشي رودخانه پيما (رود «مي سي سي پي») را پشت سر گذارده بود. داستانهاي او و طنزهايش پر از نكته هاي ظريف و جالب است كه ضرب المثل انگليسي زبانها شده اند. برخي از نقد نگاران ادبي، وي را بزرگترين نويسنده داستانهاي طنز آميز قرن نوزدهم خوانده اند. تافت رئيس جمهوري وقت آمريكا در آوريل 1910 ضمن صدور اعلاميه اي رسمي، فوت مارك توين را ضايعه اي بزرگ خوانده بود. دانشگاه آكسفورد (انگلستان) به مارك، دكتراي ادبيات داده بود.
     بکار رفتن واژه نِگرو Negro (نیگِر = کاکاسیاه) برای خطاب کردن یک سیاهپوست آمریکایی از سوی مارک توین در قرن نوزدهم، در سال 2011 جنجال بزرگی بپاساخت زیرا که برخی منابع با توجه به انتخاب شدن یک سیاهپوست به ریاست جمهوری آمریکا، آن عبارت را سانسور کرده بودند و این عمل سانسور مورد انتقاد مقاله نگاران رسانه ها و ادیبان قرارگرفته است.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در دنياي تاريخ‌نگاري
مورخي كه نگران گسترش فساد اداري در جوامع بشري است ـ نقش نزديكان يك مدير
David G. McCullough
بيستم آوريل 2008 دولت آمريكا تمبر پستي با تصوير «ديويد مك كوله David G. McCullough» تاريخنگار 75 ساله اين كشور را كه چاپ كرده است طي مراسمي و با حضور خود او در پستخانه «كامدن Camden»، به جريان گذارد كه اميد است روزي هم تمبر مورخ ما، استاد محمد ابراهيم پاريزي، به پستخانه هاي ايران داده شود. مك كوله كه همانند باستاني پاريزي ما روزنامه نگاري و تاريخنگاري را همزمان آغاز كرده بود، سالها در مجله تايم مطلب نوشته و تا دبيري اين مجله بالا رفته بود.
     مك كوله كار تاليف تاريخ را با هدف «يادآوري و پندآموزي ـ آموزش عمومي) پيشه ساخته و دو بار برنده جايزه پوليتزر شده است. بسياري از اصحاب قلم سبك نگارش و هنر ناراتيو نويسي او را مدح كرده اند. برپايه دو بيوگرافي از تاليفات او، فيلم سينمايي ساخته شده است. وي در يك تاليف خود «نقش نزديكان يك دولتمرد و مدير عمومي در پيشرفت و پسرفت، اوج و حضيض و ... يك جامعه» را با ذكر مثال هاي متعدد به دست داده است. اين مورخ در تاليفات خود اندرزهاي متعدد به پژوهشگران تاريخ در مورد تحقيق و نگارش شرح كامل و بيطرفانه علل وقوع و نتايج هر رويداد را داده و توصيه كرده است كه تحقيقات خود را از روانشناسي، نيّات و رفتار افراد ـ نزديكان ـ مدير وقت آغاز كنند.
     مك كوله كه تاليف ديگر او «سال 1776» عنوان دارد جزئيات رويدادهاي روزانه انقلاب استقلال آمريكا را با ذكر علل و نتايج از ديدگاهي تازه بازتاب داده است. تاليف پندآموز ديگر «مك كوله» درباره جزئيات سيل شهر «جانزتاون» ايالت پنسيلوانياست كه در 1889 روي داد، شهر را ويران و بيش از دو هزار و دويست را كشت. وي در اين كتاب كه ظاهرا يك تاريخچه محلي است، همه ضعف ها و قوت هاي بشر وقت، نارسايي دولتي و ... را مطرح ساخته است. اين شهر كه توسط يك مهاجر سويسي به نام «ژوزف جانز» ساخته شده و از مراكز فولادسازي آمريكا بود بر اثر شكسته شدن سد «ساوت فورك» ويران شد. مولف در اين تاليف، همه جا در جستجو و به دست دادن عامل انساني رويداد (ضعف ها و كوتاهي ها) بوده است. «راه باريك ميان درياها The Path Between the Seas» درباره تاريخچه آبراه پاناما (از سال 1870 تا 1914)، از فكر تا عمل و نقش سياست در آن ازجمله چگونگي ايجاد كشور پاناما در قطعه زميني است كه از كشور كلمبيا جدا كرده بودند. تاليفات ديگر اين مورخ عبارتند از: رويدادهاي عصر «جان آدامس»، تاريخ دوران رياست جمهوري «هري ترومن» و ....
    وي در نوشته هايش كوشيده است به تاريخنگاران بگويد كه هنگام نوشتن شرح يك رويداد تاريخي، مخاطب را در درجريان وضعيت روز قراردهند. مك كوله كه نگران گسترش فساد اداري و سوء استفاده از قدرت در جوامع بشري است؛ روزنامه نگاران و تاريخنگاران را مكلف به كشف و افشاء ريشه هر فساد از اين دست ساخته تا جامعه اصلاح و پاكسازي شود و فساد ديگري روي ندهد. از مطالعه نوشته هاي او چنين برمي آيد كه وي همچنين نگران پسرفت اخلاقيات است و فاجعه آور ترين فساد روي زمين را «سوء استفاده از قدرت» و ناشي از آزمندي ها مي داند و مي گويد كه حريصان مال اندوزي و عاشقان ميزها نبايد امكان ورود به دستگاه مديريت يك جامعه را به دست آورند كه «پسروي» جامعه از همين جا آغاز مي شود.
     آخرين توصيه مك كوله به همگان اين است كه از كارها، احساس و عواطف خود يادداشت برداري روزانه كنند و اين يادداشت ها را محفوظ بدارند تا مورخان آينده در مورد «اميدها»، «دلواپسي ها»، «دشواري ها»، «خواستها و ناخواستها»، «انتقاد ها و تحسين ها» و ... بشر امروز مشكل نداشته باشند و رويدادها را تنها برپايه گزارش هاي رسمي، مطالب رسانه ها و اطلاعات دولتي ننويسند تا حقايق از قلم بيافتند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
در قلمرو رسانه‌ها
فوت يك روزنامه نگار اينوستيگيتيو معروف ـ نگاهي کوتاه به نظرات حرفه اي رابرت گرين
Robert W.Greene در نشست سکوپ
«رابرت (باب) دبليو گرين Robert W.Greene» سردبير «نيوزدي» و از معروفترين روزنامه نگاران اينوستيگيتيو جهان 18 آوريل 2008 در هفتاد و هشت سالگي درگذشت. 37 سال از كار روزنامه نگاري او در «نيوزدي Newsday» گذشت. «باب گرين» با رفتن از اين رسانه به آن رسانه مخالف بود و مي گفت كه اگر محصول كار يك روزنامه نگار داراي ارزش باشد، خبرگزاري ها آن را نقل و رسانه هاي ديگر منتشر مي كنند و لذا تغيير محل كار ضرورت ندارد. آشنايي مخاطبان به روش و طرز كار روزنامه نگار مهم است، نه محل كار او. مطلب يك روزنامه نگار بايد آنچنان جامع، موثر، برانگيزاننده و روشنگر باشد كه در هرجا و به هر زبان كه نوشته شود، مشتري خود را مخصوصا در ميان طبقات دولتمرد، سياستمدار، روشنفكر و طالبان اصلاحات داشته باشد و از آن استفاده كنند و به عبارت ساده تر؛ با اشتياق تمام خريدار مطلب و در انتظار آن باشند.
    كشف ارتباط دولتيان و مافيا در ايالت آريزوناي آمريكا در ژوئن 1976 «گرين» را وارد ژورناليسم اينوستيگيتيو كرد. گرين كه در مراسم تاسيس تاسيس بنياد نروژي براي ژورناليسم اينوستيگيتيو در سال 1990 در اسلو (اختصارا «سكوپ S.K.U.P») شركت كرده بود؛ ايجاد اين بنياد را تحولي بزرگ در دنياي روزنامه نگاري خوانده بود. اين بنياد كه هر سال يك كنفرانس جهاني برگزار مي كند نه تنها به برجستگان روزنامه نگاري اينوستيگيتيو آن سال جايزه و مدال مي دهد بلكه دوره هاي آموزشي متعدد براي روزنامه نگاران اينوستيگيتيو داير كرده است. به نشست سالانه سال 2007 اين بنياد 654 روزنامه نگار از سراسر جهان دعوت شده بودند.
    باب گرين روي اين باور خود تاكيد داشت كه مردم از روزنامه نگار انتظار به دست دادن حقايق و كشف ريشه مسائل را دارند و از آنجا كه از آغاز قرن 21، اخبار ـ ولو ناقص و دستكاري شده ـ سريعا و به رايگان از طريق اينترنت (شبكه شبكه ها) در اختيار مخاطبان قرار مي گيرد، راهي براي روزنامه نگار واقعي (حرفه اي) باقي نمانده است جز اينكه به دنبال كشف ريشه مشكلات و مسائل برود و يا تحليل و فيچر بنويسد و نظر مردم معمولي (كوچه و خيابان) و نيز اصحاب اطلاع را منتشر سازد. رابرت گرين چندبار به عنوان روزنامه نگار برتر، برنده جايزه پوليتزر شده بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
مخاطب قرن 21 چه انتظاري از نشريه دارد؟



    در اژريل 2007، كمپاني ناشر «نيويوركر»، «ونيتي فر» و ... اعلام كرده بود كه يك مجله اقتصادي به نام «پورتفوليو» منتشر خواهد كرد، زيرا مخاطبان خواهان چنين نشريه اي هستند. اين مجله، بمانند ساير نشريات اقتصادي، وارد مسائل سنگين و پيچيده اقتصاد نخواهد شد و توجه خود را معطوف به آنچه را خواهد كرد كه مردم معمولي دهه اول قرن 21 خواهانش هستند.
    ناشر اين مجله گفته بود: در اين برهه مردم معمولي مي خواهند بدانند كه با پس انداز كوچك خود چه بايد بكنند تا توسط تورم (كاهش قدرت خريد پول به علت حجم بيش از حد آن درجريان) بلعيده نشود. مي خواهند بدانند كه چه وقت خانه بخرند و يا بفروشند، چه وقت سهام و در چه زمان اوراق بهادار دولتي، طلا و .... بخرند و يا بفروشند و سهام كدام شركت را. مي خواهند بدانند كه خريد كدام اتومبيل به صرفه است و يا مثلا كدام يخچال و تلويزيون معيوب است. آيا زمان براي تعويض كامپيوتر شخصي مناسب است يا نه. از احوال و سرگذشت ورشكسته ها، شكست خوردگان و ... با خبر باشند تا اشتباهات آنان را تكرار نكنند. شرح احوال اشخاص موفق را بخوانند تا ببينند كه آنان چه راههايي را طي كرده اند تا پيروزي كسب كرده اند و زندگاني بدون دغدغه خاطر دارند. ببينند با كدام شركت هوايي پرواز كنند ارزانتر است و .... بشر امروز عمدتا نگران جيبش و آينده وضعيت اقتصادي است.
    بشر امروز، همچنين نشريه اي مي خواهد كه تقلبات اقتصادي، رانت ها، سوء استفاده ها و ... را افشاء كند و فرصت ها را هم نشان دهد.
    وي افزوده بود: چرا اين روزها توجه مردم به مجله خواني بيشتر شده است؟. براي اين كه مجله را مي توانند براي يك هفته و بيشتر در دسترس داشته باشند، با خود ببرند و بياورند، كاغذ و مركب چاپش بهتر و قطعش كوچك است و به علاوه، مطالبش اختصاصي و مربوط به خودش است و از آژانسها المثني نمي كند و مطلب را با حوصله تمام و در آن اندازه كه لازم است مي نويسد و چون نويسنده اش، براي تحقيق كردن و نوشتن وقت كافي دارد دقت بيشتري مي كند و ساده تر و شيوا مي نگارد. اينها خواست مخاطب اين دهه است ـ مخاطبي كه برخلاف نسل پيش از خود؛ از طريق اينترنت، رسانه هاي الكترونيك و پخش صوت و تصوير در جريان اخبار و تحولات قراردارد، ولي نه عميقا بلكه به طور سطحي، و نكته مهم همينجا است. مجله نگار بايد با شناخت نقيصه، اين خواست او را تامين كند.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ساير ملل
زادروز شهر«رم» و زيربناي دمکراسي رومي
21 آوريل زادروز شهر رم پايتخت ايتالياست. «پلوتارك» و «ليوي» داستان ايجاد شهر رم را در تاليفات خود، برپايه «شنيده ها» تاييد كرده اند. طبق افسانه ها، شهر رم توسط دو برادر دوقلو به نام هاي رموسRemus و رمولوسRomulus ساخته شده و بناي آن 21 آوريل سال 753 پيش از ميلاد به اتمام رسيده بود. همين افسانه ها حكايت دارد كه رمولوس در همان روز اتمام كار ساختن رم (21 آوريل 753 پيش از ميلاد) برادرش رموس را كشت (تا رقيب نداشته باشد) و دو روز بعد خود را حكمران شهر اعلام داشت. شهر رم در منطقه مسكوني لاتيوم Latium ساخته شد و نخستين ساكنان آن لاتين ها بودند ولي رمولوس كه تا سال 717 پيش از ميلاد زنده بود و 36 سال بر رم حكومت كرد به مهاجران يوناني كه در جنوب و جنوب شرقي شبه جزيره ايتاليا سكونت داشتند اجازه داد كه به رم مهاجرت كنند. وي بعدا اصول دمكراسي را از يوناني هاي مهاجر فرا گرفت و براي اداره شهر رم، يك شوراي انتخابي به وجود آورد كه بعدا كه رم با تسخير ساير مناطق به صورت كشوري بزرگ در آمد اين شورا «سناي رم» نام گرفت.
    گفته شده است كه پدر رموس و رمولوس از شهري به نام آمستردام به كنار رود تيبر در لاتيوم (محلي كه بعدا شهر رم در آنجا ساخته شد) مهاجرت كرده بود. ولي روشن نيست كه اين آمستردام در كجا واقع بود.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
روزي كه استعمار پرتغال، انقلابي بزرگ برزيل را قطعه قطعه كرد
Tiradentes
«21 اپریل» سالروز اعدام تيرادنتسTiradentes (خوزه دا سيلوا خاويرJoaquim Jose da Silva Xavier, also known as Tiradentes) قهرمان ملي برزيل و روز ملي اين كشور است. وي كه برضد سلطه پرتغال بر برزيل قيام مسلحانه كرده بود پس از دستگير شدن، 21اپریل 1792 اعدام شد. به دستور حكمران پرتغالي برزيل، تيرادنتس را قطعه قطعه كردند و هر قطعه اش را به يك شهر فرستادند تا مردم ببينند و انديشه انقلاب و استقلال را از سر بيرون كنند. با اين كه استقلال برزيل در هفتم سپتامبر 1822 به تحقق پيوست، معذلك 21 آوريل براي برزيلي ها روزي است بزرگ. تيرادنتس يك روشنفكر انقلابي بود و تحت تاثير افكار «ژان ژاك روسو» و ساير انديشمندان دوران روشنگري اروپا قرار گرفته بود. قيام او، همزمان با انقلابهاي فرانسه و امريكاي شمالي (ايالات متحده) بود. برزيل هشت ميليون و پانصد هزار كيلومتر مربع وسعت و اينك 189 ميليون تن جمعيت دارد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
جمهوری تکزاس مکزیک را شکست داد و ژنرال مکزیکی اسیر شد
Sam Houston
22 اپریل 1836 ژنرال مکزیکی «سانتا آنا Lopez de Santa Anna» به اسارت ژنرال سام هوستون Sam Houston فرمانده نیروهای مسلح جمهوری تکزاس درآمد و مجبور شد که از اراضی متعلق به مکزیک در تکزاس صرف نظر کند. نیروهای او 21 اپریل شکست خورده بودند. ژنرال هوستون (هیوستون) دو بار به ریاست جمهوری تکزاس مستقل انتخاب شد. شهر بزرگ هوستون به نام اوست. بعدا جمهوری تکزاس به فدراسیون آمریکای شمالی پیوست و ایالت تکزاس آمریکا شد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
معروفترين خلبان جنگنده سه باله
Red Baron
«مانفرد فن ريكتوفنManfred Von Richthofen» معروفترين خلبان جنگنده در جنگ جهاني اول 21 آوريل سال 1918 در جبهه سم (به ضم س) در فرانسه جان خود را از دست داد. هواپيماي سه باله اين خلبان آلماني هدف گلوله قرار گرفته بود. وي كه 26 ساله و فرمانده اسكادران بود قبلا در 80 ماموريت جنگي پيروز شده بود. نيروهاي متخاصم آلمان، او را «رد بارون (امير زاده سرخ)» لقب داده بودند زيرا كه هواپيمايش را رنگ سرخ مي زد. «مانفرد» قبلا افسر سوار بود كه هواپيما به صورت جنگ افزار درآمد. در جريان جنگ جهاني اول بود كه براي نخستين بار از تانك و هواپيما استفاده شد.
    
يكي از هواپيماهايي كه مانفرد با آن پرواز كرده و جنگيده بود، در موزه

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
معاهده محدود ساختن تولید جنگ افزار دریایی، ولی ...
22 اپریل 1930 و با تجربه از جنگ جهانی اول، دولتهای انگلستان، ایالات متحده و ژاپن معاهده محدود ساختن تولید کشتی جنگی و زیردریایی را امضا کردند تا از یک جنگ تخریبی دیگر جلوگیری شود. برای این کار تبلیغ فراوان شده بود درست بمانند دهه های آخر قرن بیستم و دهه یکم قرن 21 در مورد سلاحهای اتمی. مرور زمان نشان داد که معاهده از همان سال نخست امضای آن نقض شد و هر سه کشور و به رقابت با آنها، دیگران با شتاب تمام به ساختن زیردریایی و ناو جنگی پرداخت بودند و ....
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
ارتش سرخ برلين را محاصره، و «فيلد مارشال مدل» خودكشي كرد
Otto Moritz Walter Model

بيست و يكم آوريل 1945 واحدهاي ارتش شوروي شهر برلين را از فاصله چهار كيلومتري محاصره و زير آتش توپ قرار دادند و عناصر دو لشكر پياده و کماندو روس مامور رخنه به شهر شدند كه تا آخر وقت این روز به قرارگاههاي سرفرماندهي ارتش آلمان رسيدند و حمله به اين قرارگاهها آغاز شد. 9 روز بعد برلن به دست روسها افتاد و هيتلر خودكشي كرد. فيلد مارشال «اوتو موريتس والتر مدل» از فرماندهان نيروهاي مسلح آلمان 21 آوریل خودكشي كرد. وي گفته بود كه به این اصل که يك فيلد مارشال آلماني نبايد به اسارت درآيد وفادار خواهد ماند. فیلد مارشال مدل بود كه آخرين تعرض زرهي آلمان به نام نبرد «بالژ» را مديريت كرده بود كه به علت نداشتن سوخت كافي و مهمات نتيجه نداشت
     21آوريل در بخش ديگري از آلمان نيروهاي متفقين غربي آزمايشگاههاي اتمي آلمان را تصرف و اشياء، اسناد و کارکنان آنها و ازجمله چند دانشمند اتمي ـ موشکی را به دست آوردند که بعدا به آمريکا منتقل شدند و ....
     در روزهاي آخر، نوجوانان آلماني و مردان سالخورده از برلين دفاع مي كردند و مقاومت و دفاع پسران 12 تا 15 ساله به شهادت سربازان روس، بهتر از پدرانشان و نظاميان حرفه اي بود. فيلد مارشال مدل با فرستادن نوجوانان به مقابل ارتش سرخ مخالف بود ولي راهي جز اطاعت از پيشوا (هيتلر) نداشت.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
50 سال پس از اجتماع باندونگ و ايجاد جامعه غير متعهد در جهان دو قطبي وقت
21 اپريل 2005 سران و نمايندگان بيش از 80 كشور در جاكارتا اجتماع كرده بودند تا ياد كنفرانس 29 كشور آسيايي ـ آفريقايي را كه در اپريل 1955 در شهر باندونگ (اندونزي) برگزار شده بود گرامي دارند و با توجه به اوضاع جاری جهان، خودرا متعهد به همكاري هاي تازه كنند. كنفرانس باندونگ سال 1955 با هدف ريشه كن ساختن آثار هرگونه استعمار از مشرق زمین و آفريقا تشكيل شده بود، و در دهه نخست قرن 21 اعتقاد عمومي بر اين بود كه تفكر استعمار هنوز از ميان نرفته و استعمارگران تنها تغيير لباس داده اند.
    در دهه 1950، در جهان، دو بلوك غرب (ناتو) و شرق (پیمان ورشو) باهم در رقابت و معارضه بودند و از اين رهگذر، ملل ديگر نسبتا آسوده مي زيستند و اتحاديه هاي منطقه اي آنها فعاليت چشمگير داشتند از جمله اتحاديه عرب كه امروزه تنها نامي از آن بر روي كاغذ باقي مانده است.
    با توجه به وجود دو بلوك رقیب در جهان آن روز يا به تعبيري بلوكهاي كاپيتاليسم و سوسياليسم، محصول نشست باندونگ سال 1955، جنبش تازه ای بود كه خارج از دو بلوك تشكيل شد و روزنامه نگاران آن را به جهان سوم (جامعه کشورهاي غير متعهد) شهرت دادند كه پس از فروپاشي اسرارآميز بلوك سوسياليست و برغم قدرت يافتن بلوك ديگر (ناتو)، آن جنبش (جامعه غير متعهدها) كمرنگ و فعاليت آن به صفر نزديك شده است. «جنبش عدم تعهد» در زمان تاسيس، ژاپن را به خود راه نداد زيرا كه با آمريكا پيمان امنيت و دفاع مشترك داشت ولي نخست وزير ژاپن در كنفرانس 2005 حضور يافته بود.
    فكر ايجاد جنبش عدم تعهد از نهرو، عبدالناصر، تيتو و چو ئن لاي بود كه پس از فوت آنان رنگ و جلاي خود را از دست داده بود.
    
گوشه اي از کنفرانس سال 1955 باندونگ - چو ئن لاي و ناصر در عکس ديده مي شوند


    
برخي از شرکت کنندگان در مراسم پنجاهمين سالروز کنفرانس باندونگ


    
روسلان عبدالغني وزير امورخارجه اندونزي در سال 1955 و نخستين دبيرکل جنبش غيرمتعهدها که اورا با ويلچر به مراسم پنجاهمين سالگرد باندونگ آورده بودند و دو ماه بعد هم درگذشت

 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
640 سال زندان براي «آدولفو سيلينگو» - سيلينگو مخالفان دولت نظاميان آرژانتين را از هواپيما به دريا مي افکند!
آدولفو

يك دادگاه جنايي اسپانيا20 آوريل 2005 «آدولفو سيلينگو» افسر نيروي دريايي سابق آرژانتين را به جرم ارعاب، شكنجه و قتل مخالفان دولت وقت (آرژانتين) با فرو انداختن آنان از هواپيما به داخل دريا و رودخانه به تحمل 640 سال زندان محكوم كرد. در اسپانيا مجازات اعدام لغو شده و رعايت تخفيف براي او به اين جهت بوده است كه خود را به آن دولت معرفي و اعتراف به اعمال شكنجه و قتل كرده بود. محاكمه او در مادريد به اين علت بود كه چند تبعه اسپانيا هم از او شاكي بودند. وي در زمان محاکمه 58 ساله بود. جرائم سيلينگو مربوط به سالهاي 1976 تا 1983 و دوران حكومت نظاميها بوده است که در آن دوران 30 هزار مخالف دولت مقتول شده بودند. در جريان محاکمه سيلينگو، روزنامه ها در سراسر جهان عكس و اظهارات او را در صفحات اول خود قرار داده و اظهار اميدواري كرده بودند ساير كساني كه در گذشته همين اعمال را انجام داده اند تحت فشار نيروي وجدان قرار گيرند و خود را تسليم كنند تا عمل و اظهاراتشان درس عبرت قرار گيرد و ارعاب، شكنجه و قتل از جهان رخت بر بندد.
 نقل اين مطلب بدون ذکر نشاني پايگاه و نام مولف (نوشيروان کيهاني زاده) ممنوع است زيرا که نتيجه تحقيقات شخص وي و نظر اوست.
برخي ديگر از رويدادهاي 21 آوريل
  • 1898:   در پی آزاد شدن استقرار مهاجران اروپایی ایالات متحده در اکلاهما (بعدا یک ایالت فدراسیون آمریکا) و تصاحب اراضی این منطقه ( معروف به هجوم برای تصرف زمینLand Rush )، در این روز و ظرف چند ساعت اراضی ناحیه ای که اکلاهماسیتی در آن واقع است به تصرف بیش از ده هزار مهاجر درآمد و تا ظهر آن روز تاسیس «اکلاهما سیتی» اعلام شد. قبلا این اراضی به بومیان منتقل شده از شرق آمریکا اختصاص داده شده بود که به این ترتیب اینجا را هم از دست دادند. این بومیان (اصطلاحا؛ سرخپوستان) و ازجمله چروکی ها از ایالت های کارولینای شمالی و جنوبی و جورجیا با پای پیاده به اکلاهما منتقل شده بودند و اراضی پیشین آنان میان مهاجران قسمت شده بود.
  • 1912:   «پراودا» با عنوان صدای بولشویکهای روسیه (کمونیست ها) در سن پترزبورگ انتشار یافت.
        
  • 1946:   در شرق آلمان نظام سوسياليستي برقرار شد که 43 سال دوام داشت.
  • 1954:   گرگوري مالنكوف نخست وزير شوروي شد.
  • 1961:   نظاميان فرانسوي در الجزاير بر ضد سياست پاريس سر به شورش برداشتند.
  • 1967:   يك كودتاي نظامي در يونان دولت منتخب را بركنار كرد.
  • 1984:   انسل آدامسAnsel Adams عکاس معروف و مبتکر آمریکایی که ضمن گرفتن عکس، فن عکاسی را نیز تکمیل کرد و قواعد فنی ـ هنری متعدد برای این کار بوجود آورد و کتابها و مقالات متعدد در این زمینه نوشت در 82 سالگی درگذشت.



  •  

    مطالعه اين سايت و نقل مطالب آن با ذكر ماخذ (نشاني کامل سايت و نام مولف آن) آزاد است، مگر براي روزنامه هاي متعلق به دولت و دستگاههاي دولتي؛ زيرا كه مولف اين سايت اكيدا «روزنامه نگاري» را كار دولت نمي داند. روزنامه عمومي به عنوان قوه چهارم دمكراسي بايد كاملا مستقل از دولت و سازمانهاي عمومي باشد تا بتواند رسالت شريف خود را به انجام برساند.


     تماس با مولف:

    editor (a) iranianshistoryonthisday.com
    n.keihanizadeh (a) gmail.com